فروید چه می گوید؟

فروید چه می گوید؟ طبق ديدگاه فرويد، افراد در طول زندگی مراحلی را طی می کنند که در آنها با تعارض بين سايق های زیستی و انتظارات اجتماعی مواجه می شوند. نحوه ای که این تعارض ها حل می شوند، توانایی فرد برای آموختن، کنار آمدن و مقابله کردن با اضطراب را تعیین می کند، بنابراین نحوه ای که والدین سایق های جنسی و پرخاشگری فرزند خود را در چند سال اول زندگی کنترل می کنند، برای رشد شخصیت سالم بسیار مهم است.

این نظریه اهمیت روابط خانوادگی برای رشد کودکان را برجسته کرد و بر اهمیت تجربه اولیه برای رشد بعدي تأكيد كرد. فرويد چه می گوید؟ فروید معتقد بود که انرژی روانی (ليبيدو) و به ویژه جابه جایی انرژی روانی است که باعث شکل گیری مراحل رشد می گردد. مرحله نشان دهنده ظرفیت یا شيوه رفتاری است که در فرد بر اساس تمركز انرژی روانی در یک ناحیه شهوتزا سازماندهی می شود. پس هر مرحله شيوه سازماندهی زندگی جنسی است، ضمن اینکه فروید معتقد بود که انرژی روانی ماهیتی مذکر دارد.

با گذر از مرحله قبلی به مرحله بعدي مرحله پیشین محو نمی گردد، بلکه تا مدت ها به حیات خود در کنار مراحل جدید ادامه می دهد. فروید، در آغاز به جای مرحله از سنین زندگی استفاده می کرد. فرويد شخصیت را دارای ماهیت ساختی می داند و برای آن دو نوع ساختار قایل است:

١- ناخودآگاه، نیمه خودآگاه، خود آگاه
٢- نهاد، من، فرامن

نهاد بخش غیر منطقی، کاملا ناخودآگاه(سیاهچال شخصیت ) و تابع اصل لذت، من بخش منطقي تابع اصل واقعيت و فرامن بخش اخلاقی شخصیت می باشد، وجه مشترک نهاد و فرامن این است که هر دومربوط به گذشته هستند.

مراحل رشد روانی – جنسی

ا- مرحله دهانی (تولد تا ۱ سالگی)

الف) وابستگی لمسی

ب)وابستگی بصری

 ۲- مرحله مقعدی (۱ تا ۳ سالگی)

الف) فعل پذیری

ب) فعال

۳- مرحله آلتی (۳ تا ۶ سالگی)

۴-مرحله نهفتگی (۶ تا ۱۱ سالگی)

 5-مرحله تناسلی (نوجوانی)

مرحله دهانی:

در این مرحله، رابطه کودک با دنیای خارج، از راه دهان است. این ارتباط برای کودک ایجاد ایمنی می کند. مشخصه این مرحله یک دوگانگی عاطفی است که بین عشق و نفرت نوسان دارد. اگر نیازهای دهانی به طور مناسب برآورده نشوند، فرد عادت هایی چون شصت مکیدن، ناخن جویدن را در کودکی و پرخوری و سیگار کشیدن را در دوران بعدی زندگی پرورش خواهد داد.

در صورت وجود مشکلات گفته شده برای حل این موارد توصیه می شود به یک روانکاو و یا روانشناس خوب مراجعه شود.

مرحله دهانی خود به دو زیر مرحله شامل: زیر مرحله وابستگی لمسی و زیرمرحله وابستگی بصری تقسیم می شود.

در زیر مرحله وابستگی لمسی که زیر مرحله دهانی زودرس یا مکیدن نیز نامیده می شود و از بدو تولد تا شش ماهگی است، کودک تابع واقعيات لمسی است، یعنی تابع آن چیزهایی است که وارد دهانش می شود، بنابراین رابطه با مادر به معنای خوردن و خورده شدن است.

زیرمرحله وابستگی بصری که زیر مرحله گاز گرفتن یا دهانی آزارگرانه نیز نامیده میشود و از شش ماهگی تا یک سالگی است. کودک مادر خود را کم کم می شناسد و يک نوع وابستگی دیداری به وجود می آید. بدین ترتیب که مادر هر جا برود طفل او را با نگاه دنبال می کند. از سویی دیگر یک وابستگی عاطفی پایدار بین مادر و کودک برقرار می شود که جدا شدن مادر از کودک را مخاطره آمیز می سازد.

بنابراین اگر کودک بیش از سه ماه از مادر جدا باشد، یک سلسله واکنش های واپس روی بازگشت پذیر در او پدیدار می شود. یعنی تحول حاصل شده بازگشت می کند و اگر این جدایی شش ماه یا بیشتر باشد، واپس روي ها شكل بازگشت ناپذیر به خود می گیرد و ترمیم و جبران آن بسیار مشکل است.

به عقیده فروید، از شیر گرفتن کودک در پایان این زیر مرحله به منزله یک آسیب یا تهاجم به کودک است و در همه حال قطع شیر نقطه پایان روابط نخستین است و آثاری دایم بر جای می گذارد.

مرحله مقعدی:

در این مرحله که مرحله مقعدی آزارگری نیز نامیده می شود، ناحیه مقعد یا تمام گستره مخاط گوارشی سرچشمه لیبیدویی با کشاننده ای است، یعنی تمرکز انرژی روانی به ناحیه مقعد جابه جا شده است. آنچه این مرحله را بحرانی می سازد، تضاد بین لذت از تخلیه و کنترل برای تأخیراندازی آن است. اگر والدین در زمينه آموزش توالت رفتن بیش از حد سخت گیر یا بسیار آسان گیر باشند، تعارض هایی به شکل انضباط و تمیزی شديد یا شلختگی و بی نظمی آشکار خواهد شد.

این مرحله نیز به دو زیر مرحله فعل پذیری و فعال تقسیم می شود، در زیرمرحله فعل پذیری، کودک هر چه بیشتر متوجه جنبه حسی و تنها متوجه عبور مواد زاید، بدون دخل و تصرف است. ولی زیر مرحله فعال کودک فعالانه در امر نگهداری مدفوع مداخله می کند. در این مرحله آزارگری نسبت به خود و دیگران بیشتر مشاهده میشود.

مرحله آلتی:

این مرحله یکی از مهمترین مراحل رشد در دیدگاه فروید است. زیرا در این مرحله عقده ادیپ (تعارض ادیپی)، یعنی عشق و تمایل جنسی کودک به والد غیر همجنس و تنفر از والد همجنس شکل می گیرد. عقده ادیپ یا تعارض ادیپی در پسران اختصاصا عقده یا تعارض اختگی و در دختران عقده یا تعارض الكترا نامیده می شود.

از سویی دیگر در این مرحله کودک برای اجتناب از تنبیه با والد همجنس خود همانندسازی می کند و بدین ترتیب فرامن فرد شکل می گیرد، در عین حال عقده ادیپ نیز حل می شود، بنابراین گفته می شود فرامن وارث عقده ادیپ است. در این مرحله روابطی که بین نهاد، من و فرامن برقرار است، گرایش شخصیت بنیادی فرد را تعیین می کند.

فروید در مورد رشد اخلاقی تأكيد بر بعد عاطفی- احساسی دارد و معتقد است که فراخود پسران قوی تر از فراخود دختران است. عملکرد مطلوب اخلاقی مستلزم تشكيل فراخود، است. کودکان در این مرحله (۲ تا ۶ سالگی) دارای تعارض شدید با والدین همجنس می باشند.

مرحله نهفتگی

در این مرحله غرایز جنسی خفته می ماند، فرامن رشد بیشتری می کند. این مرحله در حكم راکدسازی رغبت های تناسلی و آماده سازی شرایط سازماندهی فعالیت تناسلی نهایی است. مرحله کاهش تعارض ها، تبدیل بسیاری از زمینه ها و وسعت بخشیدن به سطح سازش و آماده شدن برای پذیرش زندگی اجتماعي و رعایت اصول اخلاقی و در نتیجه وسواسی شدن نسبی شخصیت بر اساس شکل گیری های واکنشی، انرژی روانی در راه بيدار ساختن رغبتهای فکری و گسترش خلاقیت صرف می شود.

قسمتی از انرژی صرف یاد زدودگی تمایلات مبتنی بر رابطه مثلثی می شود و به منزله جنیسیت زدایی و والایی گرایی و استیلای شکل گیری واکنشی است و بخشی از انرژی روانی به تقویت فرامن اختصاص می یابد. انرژی روانی سرگردان است و در جای مشخصی متمرکز نیست. روابط کودک با اعضای خانواده خوب و صمیمی است که فرويد أن را نوعی تصعید می داند.

مرحله تناسلی

بلوغ جنسی در این مرحله باعث میشود که تکانه های جنسی مرحله آلتی دوباره ظاهر شود، اما این از سرگیری جریان عقده ادیپ (تجديد طبع) با جانشین های آرمانی شده والدين تحقق می پذیرد، نیروهای فرد از حالت خودشیفتگی به طرف سایر عوامل تغيير جهت می دهد. نوع دوستی و تمایلات جنسی نسبت به جنس مخالف آزاد می شود.

لازم به یادآوری است که برخی منابع مراحل رشد روانی – جنسی فروید را به ۶ مرحله تقسیم می کنند یعنی مرحله سوم را به دو مرحله جداگانه شامل مرحله احلیلی و مرحله ادیپی یا تناسلی اول تقسیم می کنند.

بنابراین تقسیم بندی، سه مرحله اول، مرحله پیش تناسلی و سه مرحله دوم، مرحله تناسلی نام گذاری می شود. روی هم رفته نظریه روانی و جنسی فرويد تأكيد بر موضع تعاملی توقعات اجتماعی همراه با تجهییزات زیست شناختی دارد. تحول را ناپیوسته، دارای مراحلی که امکان واپس روی به مراحل قبل وجود دارد می داند.

همچنین به عقیده وی تکانه های فطری از طریق تجربه های کودکی هدایت و کنترل می شود. فرد ثابت فرض می شود، زیرا تجربه های اولیه رشد بعدی را تضمین میکند.

در زمینه تاثیر ارتباط نوزاد با مادر فروید چه می گوید؟ فروید اولین کسی بود که اظهار داشت عاطفی نوباوه با مادر، مبنای تمامی روابط بعدي است، البته وی تغذیه را شرط اولیه ای برای برقراری این پیوند عاطفی می دانست.

نکات کلیدی فروید چه می گوید؟

۱- فروید بر اهمیت روابط خانوادگی و تجارب اولیه تأکید داشت و آن را مبنای روابط بعدی فرد می دانست.

۲- به عقیده فروید ، جابه جایی انرژی روانی موجب شکل گیری مراحل رشد روانی –جنسی است.

 3- فروید انرژی روانی را دارای ماهیتی مذکر می دانست.

 4۔ مشخصه مرحله دهانی دوگانگی عاطفی بین عشق و نفرت است.

 5-زیرمرحله دهانی آزارگرانه( وابستگی بصری)، از۶ ماهگی تا یک سالگی است.

۶-عقده ادیپ، یعنی عشق به والد غير همجنس و تنفر از والد همجنس.

 7- در مرحله آلتي، عقده اديب شكل گرفته و حل می شود. فرامن نیز در این مرحله شکل می گیرد.

۸- در مرحله نهفتگي، انرژی روانی در راه بیدار ساختن رغبتهای فکری و گسترش خلاقیت صرف می شود.

۹- مقداری از انرژی روانی در مرحله نهفتگی صرف جنسیت زدایی و تقویت فرامن می شود.

۱۰-بر اساس دیدگاه فرويد، تحول یا رشد ناپیوسته بوده و فرد در طول رشد ثابت فرض می شود (ثبات شخصیت).

برگرفته از کتاب روانشناسی رشد پوران پژوهش

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید