خانه مقالات

مقالات

مقالات روانشناسی

مقالات روانشناسی به شما کمک می کند تا در مورد اطلاعات به روز روانشناسی اطلاع پیدا کنید؛ البته نکته مهمی که باید در مقالات روانشناسی به آن توجه کرد منابع آن و نویسندگان است.

به طور مثال اگر به دنبال یک مقاله در مورد روانشناس خوب در تهران هستید:

در ابتدا به نویسنده این مطلب توجه کنید، چه فردی این مطلب را نوشته است؟ در چه سایتی این مطلب منتشر شده است؟

مهم این است که مطلبی که مطالعه می کنید منبع کاملا علمی و درستی داشته باشد، با توجه به اینکه در حال حاضر هر فردی می تواند در داخل شبکه اینترنتی مقاله ای بگذارد، نکته مهم برای تشخیص اینکه این مقاله علمی است به طور مثال می تواند این باشد که در مجله معتبر نوشته شده باشد یا فردی با تحصیلات بالا در آن رشته آن را نوشته باشد.

روش های تخلیه هیجانات منفی

0
روش های تخلیه هیجانات منفی

روش های تخلیه هیجانات منفی: وقتی با ضربه ها یا چالش هایی روبه رو می شویم که فراتر از توان ما برای کنار آمدن با آنهاست و سعی میکنیم آنها را از ذهن خود دور یا از دیگران مخفی کنیم، سلامت ما لطمه می بیند. افرادی که در کودکی مورد آزار قرار گرفته اند یا در بزرگسالی قربانی شده اند یا داغدیده هستند و کسانی که به یادمان های این رویدادها نمی پردازند از سلامت ضعیف تری برخوردارند، بیشتر به پزشک مراجعه می کنند و از بیماری های بیشتری رنج می برند (زیدنر و اندلر، ۱۹۹۶).

راه های زیادی برای پرداختن به این یادمان ها وجود دارند و از جمله راه های مؤثر عبارتند از یاد آوری ضربه، نگهداری آن در هشیاری و تحمل اضطراب مرتبط با آن، در حالی که این یادمان انباشته از عاطفه و از خود رانده شده را با دیدگاه کلی خود از جهان پیوند می دهیم (کین، ۱۹۹۸؛ نیدرهافر” و پنبیکران ۲۰۰۲؛ پنبیکر، ۱۹۹۷؛ شاپیرو، ۲۰۰۱؛ استنتون و همکاران، ۲۰۰۲). این سازوکار کنار آمدن، رویارویی مستمر با یادمان های ضربه ای را شامل است که اغلب با گفتن داستان ضربه به شيوه تجسمی حاصل می شود و امکان می دهد که رویدادها از نو تجربه شوند. به طور سنتی، این فرایند رسیدن به آرمیدگی از فشار ضربه از طریق بازگویی مجدد رویدادها در بافتی از رابطه قابل اعتماد، تخلیه هیجانی خوانده می شود.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

آزمایشی در زمینه روش های تخلیه هیجانات منفی

استاد جیمز پن بیکر در دانشگاه تگزاس آستین بیش از بیست سال در مورد تأثیر نوشتن روی یادمان های ضربه ای به روش علمی مطالعه کرده است. او در این مطالعات نوعا از افراد گروه های مختلف (دانشجویان، بازماندگان فاجعه قربانیان انواع متفاوت ضربه ها، افرادی که تازه از کار اخراج شده اند) دعوت کرده است در آزمایش های نوشتن شرکت کنند. این آزمایش ها مستلزم حضور ۴ روز متوالی در آزمایشگاه و نگارش در فضای کاملا خصوصی به مدت ۱۵ دقیقه است.

معمولا نیمی از این شرکت کنندگان به طور تصادفی به عنوان گروه آزمایش به نگارش در مورد ضربه و نیمی دیگر به عنوان گروه گواه به نوشتن درباره چیزی بجز ضربه، مثلا توضیحات پیش پا افتاده ای در مورد اینکه در۲۴ ساعت گذشته چکار کرده اند، گمارده می شوند. از افرادی که در شرایط نگارش در مورد ضربه هستند خواسته می شود به طور مستمر و به تفصیل و بی آنکه نوشته های شان را سانسور کننده درباره ضربه های شان بنویسند. به آنان آموزش داده می شود که درباره ژرف ترین افکار و هیجان های مربوط به ضربه بنویسند و چیزی را از قلم نیندازند.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: فواید مراقبه چیست؟

پس از گذشت ۶ ماه از آزمایش روش های تخلیه هیجانات منفی

سپس، مشارکت کنندگان در این مطالعات در فواصل زمانی شش ماهه مورد مطالعه پیگیری قرار میگیرند و وضعیت سلامت شرکت کنندگان در شرایط نگارش در مورد ضربه با سلامت شرکت کنندگان گروه گواه مقایسه می شود. نتایج حاصل از این مطالعات در مجموع نشان می دهند افرادی که در مورد ضربه های شان می نویسند در مقایسه با کسانی که راجع به موضوعات پیش پا افتاده می نویسند، از نظر کارکرد دستگاه ایمنی و وضعیت سلامت از شرایط بهتری برخوردارند و کمتر به پزشک مراجعه می کنند.

نتایج این مطالعات پی آمدهای روشنی برای سلامت ما دارند. ما باید به طور منظم درباره مشکلات جاری که با آنها روبه رو هستیم، مطلب بنویسم. در هنگام نگارش باید به طور مستمر و بدون توجه به دستور زبان، املای کلمات یا سبک نگارش به نوشتن بپردازیم. ما باید در مورد واقعیت های عینی وضعیت و همین طور راجع به ژرف ترین افکار و احساسات مان در ارتباط با این واقعیت ها مطلب بنویسیم. ما باید این نگارش را در خلوت و جایی که هیچ گونه عوامل حواسپرتی وجود ندارد انجام دهیم.

این نگارش باید تنها به خاطر خودمان باشد نه برای افراد مطمئن یا دوستان، زیرا وقتی که خود ما پیام گیر نوشته های مان هستیم، می توانیم کاملا صادق باشیم. ما بلافاصله پس از نوشتن درباره مشکلات درد سرآفرین باید انتظار این را داشته باشیم که غمگین یاغصه دار شویم، اما این تمرین در بلند مدت برای سلامت مان سودمند است.

نوشتن درباره ضربه یا گفتن و بازگو کردن داستان رویداد های ضربه ای چگونه عمل می کنند؟

به احتمال، فرصت دادن به یادمان های عاطفه متراکم که در آمیگدالا انباشته شده اند سبب می شود که عواطف کم تر متراکم همتای آنها که در هیپوکامپ ذخیره شده اند رشد کنند. وقتی نشانه هایی یادمان های این رویدادها را فرا می خوانند، ما می توانیم عواطف کمتر متراکم موجود در هیپوکامپ را به یاد بیاوریم. این فرضیه براین دیدگاه استوار است که کنار آمدن از راه تخلیه هیجانی به ما کمک می کند که پیرامون یادمان های عاطفه، گذرگاه های فرعی ایجاد کنیم. اما باید دانست یادمان های عاطفه متراکم که در آمیگدالا جا گرفته اند از میان نمی روند و نشانه های قوی می توانند آنها را فرا بخوانند.

منبع: کتاب روانشناسی مثبت

تحکیم روابط خانواده

0
تحکیم روابط خانواده

تحکیم روابط خانواده: روابط حمایتی نزدیک بین والدین و فرزندان، بین خواهران و برادران، و بین اعضای خانواده گسترده، حمایت اجتماعی موجود را برای تمام اعضای خانواده افزایش می دهد. این حمایت اجتماعی موجب ارتقای سلامت ذهنی می شود و ما از دیدگاه تکامل موجوداتی هستیم که برای کسب شادمانی به چنین ارتباطی با شبکه خویشاوندی مجهزيم (آرجایل، ۲۰۰۱، باس، ۲۰۰۰).

بعضی کارهای خاص می تواند تحکیم روابط خانواده و تجربه شادمانی را افزایش دهد:

 برای تحکیم روابط خانواده باید با اعضای خانواده خود تماس منظم داشته باشیم، سبک زندگی مان را به گونه ای تنظیم کنیم که بتوانیم تماس فیزیکی نزدیک تری را با خانواده خود برقرار سازیم. این برنامه ریزی باید هم مراحل چرخه ساليانه وهم چهارچوب بلند مدت عمر را در بر بگیرد. در زمان هایی که از خانواده خود دور هستیم باید با فرستادن پیام های الکترونیکی، تلفنی، نوار ویدیویی یا گفتگوی اینترنتی با افراد خانواده خود در تماس باشیم. حفظ تماس با اعضای خانواده حمایت اجتماعی را بالا می برد و این امر نه تنها موجب شادمانی می شود، بلکه عملکرد دستگاه ایمنی را هم بهبود می بخشد.

حفظ تماس با شبکه گسترده خانواده و تحکیم روابط خانواده مجال خشونت خانگی و کودک آزاری را کاهش می دهد، زیرا حصار خلوت را که با خانواده هسته ای منزوی همراه است می شکند و از بروز خشونت های خانگی که در این فضاها شایع است جلوگیری می کند.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: روانشناس خوب

آشنایان

همیاری با آشنایان یعنی کسانی که نه جزو خانواده اند و نه دوستان نزدیك، منبع بالقوه شادمانی و راهی برای پرهیز از ناشادمانی هایی است که بر اثر از دست دادن جایگاه و نابرابری های ناشی از درگیری اجتناب ناپذیر دررقابت های منظم به وجود می آید (اکسلرادا، ۱۹۸۴؛ باس، ۲۰۰۰). بدین ترتیب برای اینکه حس سلامتی مان را افزایش دهیم لازم است راهبردهای ارتقای همیاری با آشنایان، و نه رقابت با آنان را پرورش دهیم.

در همه ارتباط های مهم اطمینان پیدا کنید که خودتان و دیگران به این نکته واقفند که این رابطه به طور نامحدود در آینده ادامه خواهد داشت و همیاری بلند مدت منافع متقابل را تضمین خواهد کرد. وقتی به خاطر داشته باشیم که همزیستی با آشنایان برای مدت طولانی و کار کردن با هم بیش از کار کردن تنها سودمند واقع می شود، احتمال ادامه همکاری افزایش می یابد.

در تمام روابط مهم سعی کنید به جای رفتار بهره کشی به رفتارهای تساوی طلبانه و دو جانبه بپردازید. اگر شخص دیگر لطف یا کمکی به شما می کند، با حرکاتی که ارزش مشابه دارد (نه کمتر از آن) آن را جبران کنید این نوع رفتار دو جانبه اعتماد ایجاد می کند، در حالی که خلاف آن اعتماد را از بین می برد.

منبع: کتاب آلان کار

روانپزشک خوب چه ویژگی هایی دارد؟

0
روانپزشک خوب

روانپزشک خوب چه ویژگی هایی دارد؟ قبل از تعریف ویژگی های یک روانپزشک خوب به اختصار تفاوت بین روانشناس و روانپزشک را به اختصار توضیح می دهیم، همان طور که می دانید در صورت نیاز به دارو درمانی برای اختلال هایی مانند افسردگی، اضطراب، وسواس، فوبی های مختلف، اختلال‌های خواب، دو قطبی و …. باید به روانپزشک مراجعه شود. اما دکتر یک روانشناس برای رفع مشکلات اضطرابی، افسردگی و وسواس، فوبی های مختلف، اختلال در خواب، زوج درمانی و … از رویکردهای روان درمانی مختلف مانند روانکاوی، درمان شناختی، گشتالت درمانی و … استفاده می کند.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: روانشناس خوب

ویژگی های یک روانپزشک خوب:

حال می‌خواهیم ویژگی های یک روانپزشک خوب را توضیح دهیم، ابتدای امر مهم است که روانپزشکی که به آن مراجعه می کنید به دقت توضیحات شما را گوش دهد. زیرا بدون داشتن اطلاعات کافی به هیچ عنوان تشخیص درست و ثانویه به آن تجویز داروی درست و دقیق صورت نمی گیرد. پس می توان گفت اولین ویژگی یک روانپزشک خوب این است که با حوصله و دقت کافی به توضیحات شما در مورد مشکلات تان گوش دهد.

دومین موردی که مهم است این است که به روز باشد، زیرا هر روزه تحقیقات مختلف و گسترده ای بر روی داروهایی که جدید تولید شده‌اند و همچنین داروهای موجود در بازار صورت می‌گیرد. در نتیجه مهم است که یک روانپزشک از تحقیقات جدید با اطلاع باشد تا بر اساس آن ها دارویی که در حال حاضر موثرترین و کم عوارض ترین دارو در مورد اختلال خاصی را هستند تجوید بنماید. زیرا هر روزه داروهایی با عوارض کمتر تولید و داروهایی که ثابت شده عوارض زیادی دارند توصیه می شود که کمتر تجویز شوند(مگر به علت خاصی).

نکته مهم دیگر این است که برای بیشتر اختلالات روانی مانند افسردگی، وسواس، اضطراب و … در کنار دارودرمانی، روان‌درمانی نیز باید صورت گیرد. یک دکتر روانپزشک خوب کسی است که در صورتی که روان درمانی را برای فرد لازم بداند حتماً به وی توصیه کند که در کنار دارودرمانی و روان‌درمانی، جزء اصلی درمان وی باید باشد، زیرا در واقع برای اختلال هایی مانند افسردگی، اضطراب و … بهترین درمان ترکیب روان درمانی با دارو درمانی است.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

آیا ازدواج باعث شادی می شود؟

0
آیا ازدواج باعث شادی می شود؟

آیا ازدواج باعث شادی می شود؟: افراد متاهل، از افراد مجرد، مطلقه، جدا شده یا هرگز ازدواج نکرده  شادترند. اما کسانی که کمتر از همه شادند افرادی هستند که در دام ازدواج ناشاد گرفتارند. شکاف شادمانی بین زنان متاهل و مجرد، با مردان ازدواج کرده و ازدواج نکرده یکسان است. بنابر این هم مردان و هم زنان از لحاظ شادمانی شخصی بهره های یکسانی از ازدواج می برند.

برای پیوند بین ازدواج و شادمانی دو تبیین وجود دارد:

یک تیبین این است که افراد شادتر ازدواج می کنند ولی افراد ناشادتر ازدواج نمی کنند، زیرا افراد شاد به عنوان همسران زناشویی جذاب تر از افراد ناشاد هستند. تبیین دیگر این است که ازدواج گستره ای از منابع را برای افراد به همراه دارد که آنان را شاد میکند.

ازدواج صميمت جسمی و روانی را موجب می شود و زمینه ای را فراهم می سازد که افراد می توانند فرزندانی به وجود آورند و برای خود خانه و کاشانه ای بسازند؛ یک نقش اجتماعی به عنوان همسر و شوهر، پدر و مادر پیدا کنند؛ و این بافت، استحکام هویت و تولید نسل آینده را موجب می شود.

شواهدی در تایید این دیدگاه وجود دارد که نشان می دهد افراد شادتر از ازدواج رضايتمند برخوردارند:

هاركر و کلنتر (۲۰۰۱) یافتند که زنان میان سالی که عکس شان در کتاب سال دانشگاه با لبخند دوشین چاپ شده بود در مقایسه با زنانی که لبخند ساختگی داشتند زندگی شان شادتر،ازدواج شان پایدارتر و با رضامندی بیشتری همراه بوده است. در لبخند دوشین (که به تام کاشف آن گیلایوم دوشین نامیده شده است) گوشه های دهان به سمت بالا حرکت میکند و گوشه های چشم مانند پوست پای کلاغ چین خوردگی پیدا میکند.

این ویژگی ها در لبخند ساختگی دیده نمی شود. این یک مطالعه به خوبی کنترل شده بود، ۱۴۱ شرکت کننده در این مطالعه، از اینکه پس از سی سال کیفیت لبخندشان در مجموعه عکس کتاب سال دانشگاه توسط افراد آموزش دیده ای مورد داوری قرار خواهد گرفت هیچ اطلاعی نداشتند. کسانی هم که به عکس ها نمره دادند از رضامندی زندگی یا ازدواج آنان در اواسط زندگی شان بی خبر بودند. به علاوه، زمانی هم که عکس ها براساس جلوه خوبشان رتبه بندی می شدند، معلوم شد که با رضامندی زندگی با زناشویی رابطه ای ندارند.

علاوه بر شادمانی، تعداد زیادی عوامل دیگر که در شکل گیری ازدواج پایدار و رضامندی دخالت دارند شناسایی شده اند:

طرفین زندگی که از لحاظ شخصیت، توانایی، جذابیت فیزیکی، نگرش ها، ارزش ها، دیدگاه های سیاسی شبیه به هم هستند بیشتر احتمال دارد که رضامندی زناشویی را تجربه کنند، ازدواجشان تداوم یابد، از تعارض و پیمان شکنی پرهیز کنند، و برای فرزندان خود یک محیط آرام خانوادگی فراهم سازند (نیومن و نیومن، ۱۹۹۱؛ باس و۲۰۰).

این می تواند بدان خاطر باشد که ما با کسانی که سنخیت بیشتری با ما دارند آسان تر همدلی می کنیم و لذا همسرانی که شبیه ما هستند احساس میکنند که ما آنها را بهتر درک می کنیم. همچنین، اگر تفاوت بین ((ارزش جفت)) از نظر ما و از دید شریک زندگی مان اندک باشد، احتمال پیمان شکنی کمتر است. بنابر این به هنگام انتخاب جفت، همسر یا شریک زندگی، شخص باید کسی را برگزیند که از لحاظ این ویژگی ها شبیه به خودش باشد.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

ازدواجی که در آن افراد با احترام و صریح صحبت می کنند و خطاهای یکدیگر را می بخشند معمولا با سطوح بالاتری از رضامندی همراه است. لذا این نوع ارتباط برقرار کردن به احتمال به شادمانی بیشتری می انجامد (هاروی و همکاران، ۲۰۰۲). در نتیجه در پاسخ به این سوال که آیا ازدواج باعث شادی می شود؟ می توان گفت اگر ازدواج درستی داشته باشیم، بله.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: ازدواج ایده آل

در مطالعه های انجام شده در مورد ۴۰ ملت در دنیا بین وضعیت زناشویی و شادمانی، صرفنظر از میزان طلاق یا اثرهای زندگی در فرهنگ فردگرا، همبستگی به دست آمده است (دينر و همکاران، ۱۹۹۹). اما اثرهای زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی، تحت تأثیر فرهنگ قرار می گیرد. در فرهنگ های فردگرا زوج هایی که زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی دارند حتی از همسران ازدواج کرده شادترند، اما در کشورهای جمع گرا آنان از افراد متاهل یا مجرد ناشادترند.

این ناشادمانی ممکن است به دلیل فشارهای روانی مرتبط با تخطی از هنجارهای اجتماعی در مورد زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی در جامعه های جمع گرا باشد. در مقابل، در کشورهای جمع گرا افراد جدا شده یا بیوه در مقایسه با همگنان خود در فرهنگ های فردگرا شادترند. این شاید بدان خاطر باشد که در فرهنگ های جمع گرا برای این افراد تنها حمایت اجتماعی بیشتری ارایه می شود و این حمایت اجتماعی اضافی به شادمانی بیشتر منجر می گردد.

چه چیزی باعث شادی می شود؟

0
چه چیزی باعث شادی می شود؟

چه چیزی باعث شادی می شود؟ شناسایی عواملی که به شادمانی کمک می کنند آسان نیست (دينر ۲۰۰۰، دينر و همکاران، ۱۹۹۹). لذت و دنبال کردن آن گاهی ممکن است به شادمانی بینجامد اما همیشه چنین نیست. برای مثال، لذت های کوتاه مدت حاصل از لذت سیگار کشیدن مکرر یا مصرف سایر مواد به ناشادمانی بلند مدت همراه با بیماری منجر می شود.

اقدام به قتل های انتقام جویانه، حمله، تجاوز جنسی، و سرقت ممکن است با خشنودی آنی یا لذت کوتاه مدت همراه باشد، اما پی آمدهای اجتماعی، روانی یا جسمانی بلند مدت آن به بدبختی و حرمان می انجامد. ما انسانها به عنوان گونه ای از انواع موجودات زنده، به نحوی تکامل یافته ایم که برخی از موقعیت های خاص ممکن است ما را شاد کنند ولی برخی دیگر به تجربه اندوهناک منجر می شوند.

تفاوت های فردی در شادمانی را ممکن است از بعضی جهات براساس تفاوت های شخصیتی تبیین کرد که به طور نسبی به عامل وراثتی مربوط می شود. همچنین تردید چندانی وجود ندارد که برخی انواع محيط  ها به گونه ای هستند که افراد را به سوی شادمانی هدایت میکنند، یا فرصت هایی را برای آنان فراهم می سازند که مهارت های لازم برای نیل به شادمانی را پرورش می دهند. نکته مهم دیگری که می توان به آن اشاره کرد، ارثی بودن نقطه تثبیت شادمانی است.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

ارثی بودن نقطه تثبیت شادمانی

استاد دیوید لیکن (۱۹۹۹) در مطالعه مینه سوتا در مورد دو قلوهایی که جدا از هم بزرگ شده اند نشان داده است که حدود نیمی از واریانس شادمانی یا سلامت ذهنی موجود (که به وسیله مقیاس سلامت پرسشنامه چند بعدی شخصیت اندازه گیری می شود) به عوامل وراثتی مربوط می شود. اما، نقطه تثبیت شادمانی – یعنی نقطه ثابتی که خلق افراد در طی دوره هایی مثل یک دهه، حول آن نوسان پیدا میکند – حدود ۹۸ درصد به وسیله عامل وراثتی تعیین می شود.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: چقدر ما شادیم؟

داده هایی که این نتیجه گیری ها بر آن استوارند است. این داده ها نشان می دهند که بین نمره های سلامت دو قلوهای تک تخمکی همبستگی های نسبتا بالا (۴۴/۰ تا۵۳/۰) و در مورد نمره های دوقلوهای دو تخمکی همبستگی های ناچیز (۸/۰ تا ۱۳/۰) وجود دارد. این یافته ها، تأییدی بر این نتیجه گیری است که ۴۴ تا ۵۳ درصد سلامتی ارثی است. همبستگی بین نمره های دوقلوهای تک تخمکی در شروع مطالعه و نمره های آنان در نه سال بعد  T=0/5بود و بین هر دو قلوی تک تخمکی و خواهر یا برادر او در شروع مطالعه و نه سال بعد

 ۵ = r بود.

این یافته چشمگیر به ما امکان می دهد نتیجه گیری کنیم که ۹۸ درصد نقطه تثبیت برای شادمانی ارثی است. درست است که می توان گفت ممکن است نقطه تثبیت شادمانی درصد بالاییش ارثی است، اما این امکان وجود دارد مهارتهایمان را پرورش دهیم و محیط را به نحوی سازمان بدهیم که بتوانیم بخش عمده ای از وقت خود را در حد نقطه تثبیت شادمانی یا ورای آن بگذرانیم. در خاتمه می توان گفت در پاسخ به این سوال که چه چیزی باعث شادی می شود؟ می توان گفت ایجاد محیطی مناسب و پرورش مهارت هایمان در این زمینه کمک بسیاری به ما می کند.

منبع: کتاب روان شناسی مثبت

چگونه طول عمر زیادی داشته باشیم؟

0
چگونه طول عمر زیادی داشته باشیم؟

چگونه طول عمر زیادی داشته باشیم؟ اولین نکته ای که در این زمینه می توان گفت این است که شواهد حاصل از مطالعه های طولی نشان میدهد که شادمانی تأثیرهای مهمی بر طول عمر دارد. در یک مطالعه پیگیری در مورد ۱۸۰ راهبه در ایالات متحده (دانر و همکاران ۲۰۰۱) یافتند که شادمانی ابراز شده در مقاله هایی که راهبه ها به هنگام ورود به خدمت نوشته بودند با عمر طولانی آنان رابطه داشت.

این یک مطالعه به دقت کنترل شده بود. همه شرکت کنندگان سبک زندگی مشابه داشتند. همه آنها راهبه های ازدواج نکرده بودند که به عنوان آموزگار کار می کردند، سیگار نمی کشیدند، مشروب الکلی نمی خوردند، و در سر تا سر زندگی بزرگسالی شان یک رژیم غذایی ساده متوازن داشتند. زمانی که آنان به هنگام ورود به خدمت مقاله هایشان را نوشتند، تصویری از شرح حال خود ارائه دادند و امیدهایشان را برای آینده بیان کردند، و از اینکه این مقاله ها ممکن است در یک مطالعه درباره رابطه شادمانی با عمر طولانی مورد استفاده قرار گیرد آگاه نبودند.

پس از سپری شدن بیش از نیم قرن، نمره دهندگان آموزش ديده که سن شرکت کنندگان را نمی دانستند، مقدار هیجان های مثبت در این مقاله ها را داوری کردند. ۹۰درصد افراد شاد ربع بالا بیش از۸۵ سال عمر کردند اما تنها ۳۴ درصد افراد ربع پایین که کمتر شاد بودند بیش از ۸۵سال زندگی کردند. پس حال می توان به این سوال مهم چگونه طول عمر زیادی داشته باشیم؟ این گونه جواب داد که تا آنجا که می توانید شاد باشید.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: روانشناس خوب

خوش بینی

ماریوتا و همکاران (۲۰۰۰) یک مطا لعه پیگیری را در مورد ۸۰۰ بیمار که ۲۰۰ نفر آنان مرده بودند، اجرا کردند. این بیماران چهل سال پیش به درمانگاه مایو مراجعه کرده بودند. آنان به عنوان بخشی از سنجش پذ یرش شان به پرسش هایی پاسخ داده بودند که نشان می داد دید گاهشان خوش بینانه است یا بد بینانه.

چهل سال بعد معلوم شد از ۲۰۰ بیماری که فوت کرده بود ند، خوشبین ها ۱۹ درصد بیشتراز بدبین ها عمر طولانی داشتند. به این ترتیب، بیمارانی که به هنگام مراجعه به درمانگاه گزارش کرده بودند که خوشبین گرا هستند، به نحو قابل ملاحظه ای طولانی تر از افرادی زیستند که اینگونه نبودند. پس حال می توان گفت یک پاسخ دیگر به این سوال مهم چگونه طول عمر زیادی داشته باشیم؟ این است که خوش بینی تاثیر بسزایی دارد.

اوستير و همکاران (۲۰۰۰) در یک مطالعه طولی در مورد بیش از ۲۰۰۰ آمریکایی مکزیکی تبار بالای ۶۵ سال یافتند که پس از دو سال، هيجانهای مثبت در شروع این مطالعه پیش بینی می کرد که چه کسی زنده می شد و چه کسی فوت می کند، و چه کسانی استقلال یا ناتوانی کار کردی بیشتر نشان می دهند. پس از کنترل سن، وضعیت اقتصادی – اجتماعی، مصرف دارو و بیماری، معلوم شد که احتمال ادامه حیات و تداوم ناوابستگی و فعال بودن در مورد شرکت کنندگان شاد  دوبرابر همتاهای ناشاد شان بود.

از مطالب بالا روشن است که شادمانی در افزایش عمر طولانی مؤثر است.

مهارت حل مساله

0
مهارت حل مساله

در همه موارد وقتی که در همکاری با دیگران می خواهیم مساله ای را حل کنیم، به هدفی برسیم و یا تکلیفی انجام دهیم، نیاز داریم از مهارت های ارتباطی استفاده کنیم تا به تفاهم مشترک و همدلی برسیم. اما در عین حال برای اجرای طرح مشترک به شیوه ای کارآمد به مهارت های حل مساله بین فردی احتیاج داریم.

برای یک جا و زمان مناسب که در آن عامل حواس پرتی نباشد برنامه ریزی کنید. یک مساله بزرگ و مبهم را به اجزای کوچک تر و مشخص تقسیم کنید. این اجراء را به شیوه های قابل حل تعریف کنید. انواع راه حل ها ممکن را مطرح کنید، بدون اینکه درباره مزیت آنها قضاوت نمایید(به این روش بارش فکری می گویند). محاسن و معایب هر یک از این روش ها را بررسی و سپس مناسب ترین راه حل را انتخاب کنید. درباره به اجرا در آوردن راه حل و زمان ارزیابی پیشرفت کار توافق کنید.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

وقتی که جلسه تشکیل میدهید اثر بخشی طرح را با توجه به هدف از پیش تعیین شده آن مورد ارزیابی قرار دهید. اگر مساله حل نشد، با توجه به اطلاعاتی که درباره عدم کارایی راه حل پیدا می کنید، فرایند حل مساله را تکرار کنید. اگر حل مساله ناموفق باشد، برای اجتناب از موانع و روشن کردن حل مساله مشترک، به کسانی که مساله را با آنها حل می کنید، نشان دهید که این مساله است (نه شخص) که در شما احساس بد ایجاد می کند.

 به مسؤولیت خود در ایجاد مشکل (اگر چنین باشد) و یافتن راه حل اعتراف کنید. پیش از آنکه همه راه حل ها را از راه بارش مغزی عنوان کنید، محاسن و معایب آنها را مورد بررسی قرار ندهید. وقتی که مساله را حل کردید موفقیت را جشن بگیرید.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: بهبود خلاقیت

مهارت حل مساله در همه زندگی فرد می تواند به او کمک کند، به همین دلیل توصیه می شود در سنین پایین این مهارت به کودکان آموزش داده شود، ما هر روزه با انواع مختلف مسایل روبه رو هستیم، کسی می تواند در مواقع بحرانی درست تصمیم بگیرد که به مهارت حل مساله مجهز باشد.

آموزش مهارت های خود بازبینی، خود نظم دهی، ارتباط و حل مساله سبب می شود که هوش هیجانی در نوجوانان و بزرگسالان رشد کند. در شرایط طبیعی، هوش هیجانی از یک مسیر رشدی قابل پیش بینی پیروی می کند.

بهبود خلاقیت

0
بهبود خلاقیت

بهبود خلاقیت گاها توسط جامعه، نوع انتخاب رشته و نوع خانواده هم حاصل می شود:

جامعه هایی که خلاقیت را آسان می سازند

 در جامعه هایی که انرژی فیزیکی و روانی زیاد وجود دارد، به احتمال بیشتر از جامعه هایی که تمام انرژی صرف ادامه حیات می شود، خلاقیت پیشرفت میکند. جامعه هایی که با اقتصاد تجاری به تغییر و نوآوری بها می دهند بیش از آنهایی که به سنت ها و حفظ وضع موجود پای بندند، باعث بهبود خلاقیت می شوند. در جامعه هایی که تهدیدهای بیرونی یا کشمکش های درونی وجود دارد، خلاقیت پرورش می یابد.

رشته هایی که باعث بهبود خلاقیت می شوند

 در رشته هایی که شاغلان آنها می توانند به منابع اقتصادی و پایگاهی جامعه دست یابند، احتمال پیش برد خلاقیت افزایش می یابد. جایی که رشته ها بیش از اندازه به داوری هایی براساس ارزش های دینی، سیاسی، یا اقتصادی وابسته اند، احتمال پیش برد خلاقیت کاهش می یابد. در جایی هم که رشته ای بسیار مستقل از سایر حیطه های جامعه است و پیوند محدودی با آنها دارد، خلاقیت شکوفا نمی شود. رشته های بیش از حد دیوانسالارکه سخت و محکم سازمان یافته اند، ابتکار را محدود می کنند. حیطه هایی که در قبول اندیشه های نو از معیارهای سهل گیرانه پیروی می کنند، حیطه را کم ارزش می سازند، و آنهایی هم که معیارهای خیلی سخت را به کار می گیرند، راه را بر خلاقیت می بندند.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

زندگی خانوادگی که بهبود خلاقیت را آسان می سازد

 افرادی که در خانواده هایی بزرگ شده اند که منابع و انرژی زیادی را در راه ارضای کنجکاوی و بهبود خلاقیت صرف میکنند ممکن است بیش از آنهایی که از خانواده هایی برآمده اند که در آنها علاقه به هر چیزی بجز ادامه حیات منع می شود خلاق بارآیند. وقتی که در خانواده یادگیری با ارزش شمرده می شود، خلاقیت پرورش می یابد. جایی که خانواده ها بتوانند کودک را از طریق مدرسه، مربیان یا مکان های سازمان یافته هنری و ورزشی، با حیطه و با رشته ای اشنا سازند، به احتمال زیاد خلاقیت کودکان رشد می کند.

زمانی که افراد در خانواده هایی که به حاشیه رانده شده اند بزرگ می شوند و می خواهند این وضعیت را درهم بشکنند. احتمال بروز خلاقیت بالا می رود. برخی شواهد حاصل از مطالعات موردی نشان می دهد که تنوع بخشیدن به تجربه ها و محدود کردن روش های سنتی جامعه پذیری، و تجارب چالش انگیزی که توان و نیروی قرد را برای برخورد با موانع و ناملایمات به مبارزه می طلبد، خلاقیت را شکوفا می سازند (سیماتشنه و ۲۰۰)۔

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: آیا نوع شخصیت خود را می دانید؟

ویژگی های شخصی که خلاقیت را آسان می سازند

صفات شخصی مستعد خلاقیت عبارتند از: استعداد یا قریحه خاص، انگیزش درونی برای سخت کار کردن در رشته ای که فرد استعدادش را دارد، مهارت های بخوبی پرورش یافته تفکر واگرا، پذیرا بودن به تجربه، انعطاف پذیری، و داشتن سرشت غیرسنتی. برای اینکه فرد بتواند مشارکت خلاق داشته باشد باید مقررات حیطه و عقاید رشته را درونی سازد و از برخی جنبه های آنها نا خشنود باشد وسپس به تنوعی از اندیشه های تازه برسد. در این مرحله، هسته خلاقیت، یعنی شناسایی اندیشه های خوب وتازه، توانایی پای بندی به آنها و کنارزدن اندیشه های کمتر سودمند، فراهم می گردد.

 

ترس و اضطراب

0
ترس و اضطراب

۵ اختلال وجود دارد که ترس و اضطراب در آن‌ها عملاً توسط فرد احساس می‌شود و این اختلال‌ها به دو طبقه تقسیم می‌شوند: اختلال‌های ترس و اختلال‌های اضطرابی. ترس از این نظر با اضطراب فرق دارد که ویژگی آن نگرانی از یک موضوع خاص و خطرناک است. فوبی‌ها و اختلال‌های استرس پس از سانحه اختلال‌های ترس را تشکیل می‌دهند. در این اختلال‌ها یک موضوع مشخص موجب اضطراب می‌شود در اختلال‌های فوبیک فرد از موضوعی می‌ترسد مثل گربه ها که با واقعیت خطری که آن موضوع را آشکار می سازد هیچ تناسبی ندارد.

اختلال استرس پس از سانحه

در اختلال های استرس پس از سانحه بعد از اینکه فرد با رویدادی مواجه می‌شود که او را به مرگ یا آسیب جدی روبه رو کرده است دچار اضطراب و بی حسی می شود و بارها آن رویداد را در ذهن خود مرور می‌کند. برای مثال دانشجویی که در خوابگاه خود مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است امکان دارد بعد از این، آسیب را بارها در حافظه خود مرور کند، نسبت به دنیای اطرافش بی حس شود، از مردها دوری جوید و هر وقت که با یک مرد تنهاست دچار اضطراب شدید شود.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

اختلال های اضطرابی

اختلال وحشت زدگی، فوبی مکانهای باز و اختلال اضطراب فراگیر اختلال های اضطرابی هستند. در این اختلال‌ها موضوع خاصی فرد را تهدید نمی‌کند ولی با این حال او احساس می کند که بسیار مضطرب است و در اختلال وحشت‌زدگی فرد ناگهان و به کرات دچار حملات کوتاه اضطراب و وحشت شدید می‌شود.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: آیا داشتن اضطراب فایده ای هم دارد؟

در فوبی مکان ها باز فرد می ترسد به مکان‌های عمومی برود زیرا از آن می ترسد که دچار حمله وحشت زدگی شود و هیچ کس به کمک او نیاید. از طرف دیگر در اختلال اضطراب فراگیر فرد دچار اضطراب و نگرانی می شود که می تواند کم و بیش ماه‌ها ادامه داشته باشد آنچه در تمام این اختلال‌ها مشترک است شکل بسیار اغراق آمیزی از ترس طبیعی و انطباق ای است که هر یک از ما در موقعیت های متعدد آن را احساس می‌کنیم.

فوبی های حیوانی

0
فوبی های حیوانی

فوبی های حیوانی جزیی از فوبی های اختصاصی هستند. چهار طبقه فوبی اختصاصی وجود دارد: (۱)  ترس از حیوانات خاص، معمولا گربه ها، سگها، پرنده ها (رایجتر از همه کبوترها)، موشها، مارها، و حشرات؛ (۲) فوبی های موضوعات بی جان، از جمله کثیفی، ارتفاعات، فضاهای بسته، تاریکی، و مسافرت (۳) ترس از بیماری، آسیب، يا مرگ؛ و (۴) فوبی های خون.

فوبی های حیوانی، نظیر فوبی گربه، عموما در اوان کودکی شروع می شوند، و تقریبا هرگز بعد از بلوغ جنسی شروع نمی شوند، اغلب فوبی های حیوانی در کودکی متداول هستند، در بزرگسالی پشت سر گذاشته می شوند.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

فوبی های حیوانی بسیار متمرکز هستند:

ممکن است فردی از گربه ها به وحشت بیفتد، اما او می تواند به سگها و پرند گان علاقه مند باشد. فوبی های حیوانی درمان نشده می توانند ده ها سال بدون دوره بهبودی ادامه یابند.اکثر فوبیهای حیوانی (۹۵ درصد)، توسط زنان گزارش شده اند؛ آنها افراد نسبتا سالمی هستند وفوبی احتمالا تنها مشکل روانی آنهاست (مارکس، ۱۹۶۹: بوردون، بوید، ری، و برنز، ۱۹۸۸)

افراد مبتلا به فوبی حیوانی، گاهی اوقات می توانند به رویداد کودکی خاصی اشاره کنند که به اعتقاد آنها موجب فوبی شده است. به طور مثال فوبی های سگ می توانند با گاز گرفتن سگ آغاز شده باشند؛ فوبی پرنده می تواند در صورت نشستن یک پرنده روی شانه کودک، شروع شده باشد. در مجموع، حدود ۶۰ درصد بیماران فوبیک می توانند رویداد ایجاد کننده روشنی را شرح دهند.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

ولی در مورد ۴۰ درصد مبتلایان به فوبی های حیوانی، هیچ حادثه روشنی وجود ندارد:

بلکه فقط سرنخهای مبهمی را می توان از غبارهای حافظه کودکی بیرون کشید و آنها را مجزا کرد (اوست و هوگدال، ۱۹۸۱)، یک کودک به نظر می رسید که با خواندن ماجرایی درباره یک سگ جنگجو در قصه پریان، و بعد شنیدن اینکه یک سگ در خیابان پسری را گاز گرفته است، فوبی سگ را پرورش داده بود.

همبازیهای یک کودک با پر شوخی بیرحمانه ای با او کرده بودند، و او تا اندازه ای نسبت به پرندگان بیمناک بود. در هر مورد، چندین رویداد وجود دارد، که در طول زمان روی هم انباشته شده و می توانند به فوبی کمک کنند. اما پی بردن به رویدادهای اصلی، اگر وجود داشته باشند، می تواند بسیار دشوار باشد. معمولا فوبی های حیوانی پشت سر گذاشته می شوند، اما به دلایل ناشناخته، تعداد معدودی از آنها مقاوم می مانند و تا بزرگسالی ادامه می یابند.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: برون هراسی چیست؟

فوبی های موضوع بی جان

 در تعدادی از ویژگیهای فوبی های حیوانی مشترک اند: ارتفاعات، فضاهای بسته، طوفانها، کثیفی، تاریکی، آب جاری، مسافرت، پرواز کردن با هواپیما، و باد اكثر این فوبی ها را تشکیل می دهند. مانند فوبی های حیوانی، نشانه ها بر یک موضوع متمرکزاند، و افراد از جهات دیگر از نظر روانی بهنجارند. گاهی اوقات، آغاز فوبی در حادثه آسیب زا نهفته است.

برای مثال، مرد نوزده ساله ای بعد از جان سالم به در بردن از هواپیمایی که در توقف بعدی سقوط می کند، فوبی هواپیما را پرورش می دهد. دختر هشت ساله ای که شاهد اصابت برق به یک پسر و کشته شدن او بوده است، فوبی رعد و برق را پرورش می دهد. این فوبی ها تا اندازه ای رایجتر از فوبی های حیوانی هستند، و آنها به طور مساوی در زنان و مردان رخ می دهند. برخلاف فوبی های حیوانی، آنها می توانند در هر سنی آغاز شوند.