خانه مقالات

مقالات

مقالات روانشناسی

مقالات روانشناسی به شما کمک می کند تا در مورد اطلاعات به روز روانشناسی اطلاع پیدا کنید؛ البته نکته مهمی که باید در مقالات روانشناسی به آن توجه کرد منابع آن و نویسندگان است.

به طور مثال اگر به دنبال یک مقاله در مورد روانشناس خوب در تهران هستید:

در ابتدا به نویسنده این مطلب توجه کنید، چه فردی این مطلب را نوشته است؟ در چه سایتی این مطلب منتشر شده است؟

مهم این است که مطلبی که مطالعه می کنید منبع کاملا علمی و درستی داشته باشد، با توجه به اینکه در حال حاضر هر فردی می تواند در داخل شبکه اینترنتی مقاله ای بگذارد، نکته مهم برای تشخیص اینکه این مقاله علمی است به طور مثال می تواند این باشد که در مجله معتبر نوشته شده باشد یا فردی با تحصیلات بالا در آن رشته آن را نوشته باشد.

کتابی از فروید که برخلاف انتظار او با استقبال مواجه نشد

0
فروید

در نوامبر ۱۸۹۹ یک ناشر اطریشی کتاب تعبیر خواب به قلم فروید را چاپ کرد و در المان و وین به معرض فروش گذاشت و در ۱۹۰۰ یعنی در اولین سال قرن جدید بسیار امید داشت که کتاب با استقبال روبرو شود و به چاپ دوم برسد. در آن هنگام فروید چهل و سه سال داشت و نگارش این کتاب به قیمت چهار سال کار شبانه روزی فروید برای او تمام شده بود

کتاب بزرگ تعبیر خواب یک تحقیق علمی، سرشار از ایده های نو و جسارت بود. پذیرش نظریات و بطور کلی مطالب این کتاب برای خوانندگان غیر قابل باور، عجیب و مشکل بود، این مشکل عمدتا بدلیل دشواری مفاهیمی بود که در آن بیان شده بود و نیز زبان خاص روانکاوی که یک دانش نو بود و نیز سبک نوشتار فروید و

وسعت شاهدهایی که از خواب آورده بود، به نظر می رسید. دشواری درک کتاب پر حجم تعبیر خواب از آنجا بود که تصویرهای نقاشی وسیعی از ضمیر ناخودآگاه Inconscient ترسیم کرده بود.

در آن ۱۶۰ خواب حکایت شده بود که از میان آنها ۵۰عدد آن مربوط به رویاهای شخصی فروید بود، ۷۰ عدد آنها را شاگردان و یا بیماران تعریف کرده بودند و ۴۰ عدد را از نشریات و کتابهای متفرقه به زبان آلمانی و یا فرانسه ، قرض گرفته شده بود. کتاب نسبتا قطور، پس از اضافات در چاپ های بعدی که البته ۸ سال طول کشید که به چاپ بعدی برسد، در چاپ نهایی، پس از مرگ فروید در سال ۱۹۴۲ صفحات آن به ۶۴۰ رسید.

ابتدا فروید نیز مانند ناشر انتظارات زیادی از کتاب جامع تعبیر خواب داشت، این انتظارات شامل: شناختن ارزش تحقیقات و کشفیات روانکاوی او، پایان تنهایی روشنفکری او، شهرت، سرازیر شدن سیل بیماران، سود مادی و … در دو کلمه قدرت و افتخار بود.

کتاب بر خلاف انتظار با استقبال مواجه نشد و فروش نرفت. جونز نقل کرده است که از ۶۰۰ جلد چاپ شده، در عرض دو سال در آلمان و اطریش فقط ۲۸۸ جلد فروش رفته بود. گزارش نوشته شده در مطبوعات پزشکی حاکی از بی توجهی، بی اطلاعی و واکنش منفی منتقدین بود. آشنایان و همکارانیکه اسمشان در این کتاب ذکر شده بود ناراضی بلکه خشمگین بودند. فروید در مقابل آنان به سختی می توانست خود را تسکین دهد و بگوید که علت عدم استقبال آن است که افکار روانکاوی ۲۰ سال از افکار جامعه جلوتر است.

 

برگرفته از کتاب رویا زیگموند فروید

مطلب مرتبط با جستجوی شما: تعبیر خواب: بلی یا خیر؟

آیا شوک درمانی عوارض دارد؟

1
آیا شوک درمانی عوارض دارد؟

در جواب به این پرسش که آیا شوک درمانی عوارض دارد؟ ابتدا باید توضیحی کامل درباره شوک درمانی داد: شوک درمانی (ECT) یکی از بحث انگیز ترین درمان های روانی است. در صورتی که این درمان به طور درست انجام شود در اکثر اشخاص (هشت نفر از ده نفر) سودمند بوده و به سرعت عمل می کند. همچنین بی خطر بودن این درمان ثابت شده است.

شوک درمانی معمولا برای بیمارانی به کار می رود که به قرص های ضد افسردگی جواب نمی دهند. همچنین در افرادی استفاده می شود که شرایط درمانی آنها به گونه ای است که نباید داروی ضد افسردگی مصرف کنند و یا به افسردگی شدید مبتلا هستند و در معرض خطر مرگ می باشند(مانند آنان که به طور کامل از خوردن و آشامیدن خودداری کنند). بعضی از پزشکان از این درمان برای مادرانی که به افسردگی شدید پس از زایمان مبتلا شده اند، استفاده می کنند زیرا اثر آن بلافاصله آشکار می شود و به این معنا خواهد بود که می توانند دوباره از کودک خود مراقبت کرده و با او ارتباط برقرار کنند.

بعضی از کسانی که قبلا شوک درمانی انجام داده اند و این درمان برای آنها سودمند واقع شده است. به طور سرپایی شوک درمانی می شوند، اما بیشتر افراد در بیمارستان بستری می شوند.

آیا شوک درمانی عوارض دارد؟

ایده شوک درمانی در ذهن مردم تنفر ایجاد کرده است، منتقدان، علت استفاده این نوع درمان سخت را درک نمی کنند و می گویند هیچ کس از نحوه عملکرد شوک درمانی اطلاعی ندارد و یا اینکه این درمان باعث مشکلات پایدار در مغز می شود و اینکه این نوع درمان مانند شکنجه های قرون وسطایی است و در طب پزشکی قرن بیستم جایگاهی ندارد. حقیقت محض این است که اگر این نوع درمان تأثیری نداشت، که البته بسیار سودمند می باشد، از آن استفاده نمی کردند.

این درست است که هیچ کس از نحوه عملکرد شوک درمانی شناختی ندارد،اما درمان های زیاد دیگری وجود دارند که پزشکان برای هر نوع بیماری استفاده می کنند، اما کاملا در باره آن شناختی ندارند. مطالعات نشان داده است که این نوع درمان باعث مشکلات مغزی دراز مدت نمی شود. گرچه بعضی بیماران برای مدت کوتاهی دچار از دست دادن حافظه می شوند، اما اصلاحات صورت گرفته در نحوه انجام شوک درمانی، از این ناراحتی کاسته است. اکثر مردم به هیچ وجه دچار از دست دادن حافظه نمی شوند و تقریبا همه دریافتند که با برطرف شدن افسردگی آنها، حافظه شان نیز بهبود می یابد .

شوک درمانی علت بیماری را که عامل افسردگی است حل نمی کند، بلکه شخص را به مرحله ای می رساند که بتواند این مشکلات را مورد بررسی و توجه قرار دهد. شوک درمانی نیز مانند درمان دارویی تضمین نمی کند که بیماری به کلی برطرف شود. اگر فرد به افسردگی شدید و جدی مبتلا باشد، ممکن است بازهم در معرض خطر بازگشت مجدد بیماری باشد.

آنچه در شوک درمانی انجام می شود:

یک داروی بیهوشی کوتاه اثر به بیمار داده می شود تا به خواب رود و نیز دارویی که ماهیچه بیمار را شل کند به او داده می شود. هنگام بیهوشی ماسک اکسیژن گذاشته می شود و سپس با قرار دادن الکترودهایی روی پوست سر بیمار، جریان الکتریکی ضعیفی را از مغز بیمار می گذرانند. مقدار این جریان یک دهم مقداری است که برای بیماران مبتلا به ایست قلبی استفاده می شود.

اگر بیهوشی یا بی حسی داده نشود بیمار غش کوتاهی خواهد داشت، اما به دلیل بیهوشی فقط انقباض کمی در نوک انگشتان پا دیده می شود که چند ثانیه ای طول می کشد. این حالت نشان می دهد که مغز دچار غش شده است اما بدن حالت غش ندارد. بیمار پس از ده تا پانزده دقیقه به هوش میاید. بعضی بیماران شکایت از این دارند که حافظه آنها خوب نیست و دقیقا پس از شوک درمانی احساس گیجی می کنند.

شوک درمانی به سرعت اثر می کند؛ اکثر افراد دو هفته بعد از آن بهبودی چشم گیری را احساس می کنند. بیشتر اشخاص طی دوره درمانی چند هفته ای (۲ تا ۳ بار در هفته) شش تا ده بار شوک درمانی می شوند.

انجام شوک درمانی

انجام شوک درمانی نیز مانند عمل جراحی به رضایت کتبی بیمار احتیاج دارد. در صورت عدم رضایت بیمار، معمولا این درمان انجام نمی شود. تنها زمانی که جان بیمار در خطر باشد، با وجود مخالفت بیمار، این درمان انجام می شود. در این صورت، پزشک عمومی، مددکار اجتماعی آموزش دیده و روان پزشک هم باید درباره لزوم این درمان با هم توافق داشته باشند، سپس روانپزشکی دیگری از کمیسیون بهداشت روانی برای بررسی فراخوانده می شود. این روان پزشک نیز باید قبل از انجام شوک درمانی با لزوم انجام این درمان موافقت کند و تعداد جلسات درمان را تعیین کند. با این حال اگر منتظر شدن برای آمدن روان پزشک برای بیمار خطرناک باشد، پزشکان می توانند درمان را شروع کنند.

باید توجه داشت که شوک درمانی عاملی که باعث افسردگی شده است را حل نمی کند و نهایتا باید با روان درمانی و مراجعه به یک روانشناس خوب و حاذق علل به وجود آمدن این اختلال حل شود.

منبع: کتاب افسردگی

بعد از خیانت همسر چه کنیم؟

0
بعد از خیانت همسر چه کنیم؟

بعد از خیانت همسر چه کنیم؟:

جهت تعیین وقت با خانم دکتر رشن با شماره ۲۲۷۹۷۸۳۶ تماس حاصل نمایید.

یکی از سوالاتی که برای هر فردی بعد از خیانت پیش می آید این است که بعد از خیانت همسر چه کنیم؟

آیا همسر خود را ببخشیم؟

آیا ارتباط را تمام کنیم؟

آیا به خاطر فرزندانمان زندگی کنیم؟

در این بحرانی که پیش می آید نکته مهم این است که در عصبانیت تصمیم نگیریم و اجازه بدهیم که هیجانات ما فروکش کند، در این راستا می توانیم از یک روانشناس خوب کمک بگیریم.

سوال اصلی: بعد از خیانت همسر چه کنیم؟ و چه کارهایی را نکنیم:

اگر مورد خیانت واقع شدین، این که با همه اطرافیانتان در این مورد صحبت کنید کمکی به شما نمی کند، البته داشتن حمایت اجتماعی خوب است و این که کسی باشد که حرف های شما را بشنود کمک کننده است، ولی ممکن است نهایتا راهکارهایی به شما ارائه دهند که نه تنها کمک کننده نباشد بلکه مضر هم باشد، علاوه بر آن شاید بعد از فروکش کردن هیجانات به این نتیجه برسید که بهتر بود کسی از این ماجرا آگاه نمی شد.

نکته مهمی که باید به آن توجه کنید این است که ممکن است وقتی متوجه این موضوع می شوید آنقدر عصبانی باشید که به هیچ وجه فکر نکنید که امکان دارد دوباره به زندگی برگردید و همین امر باعث شود تا با همه اطرافیان در این مورد صحبت کنید، اما باید توجه داشته باشید که ممکن است بعدا که عصبانیتتان فروکش کردید و شاید ماجرا را طور دیگر دیدید و یا به هر دلیل خواستید به رابطه تان یک شانس دوباره بدهید علاقه نداشته باشید که اطرافیان در مورد این موضوع بدانند.

بعد از خیانت همسر چه باید کرد؟

بعد از خیانت همسر چه کنیم؟ آیا باید او را بخشید؟ آیا اصلا بخشش در این شرایط کار درستی است؟ جواب به این سوال در واقع بستگی به موقعیت و افراد دارد، ابتدا از خود این سوال اساسی را بپرسید که آیا می توانم بعد از کاهش عصبانیتم با او مثل قبل باشم؟ مهم این است که به این سوال هنگامی که عصبانیتتان فروکش کرده پاسخ دهید، اگر احساس می کنید می توانید گام بعدی را بردارید.

بازسازی رابطه بعد از خیانت

بازسازی رابطه بعد از خیانت چگونه صورت می گیرد؟ بازسازی رابطه بعد از خیانت به آرامی صورت می گیرد، به این نکته باید بسیار توجه کرد چون فرد آسیب دیده ممکن است نتواند احساس قبل را با همسر خود داشته باشد و یا هر مساله ای او را به یاد آسیبی که دیده است بیندازد.

احساس بد بعد از خیانت

فرد آسیب دیده احساسات متفاوتی را تجربه می کند، که می تواند به صورت اضطراب، احساس غم، استرس , ..باشد، در بسیاری از موارد نشخواری فکری باعث می شود که این افکار منفی مداوما ظاهر شوند.

احتمالا در ذهن شما سوالات بسیاری وجود دارد با این سوالات چه کنید؟

به احتمال زیاد سوالات مختلفی در ذهن شما می آید که مرتبا از همسر خود می پرسید، آیا این کار، کار درستی است؟ در واقع می توان گفت اگر برای حل این مشکل به روانشناس مراجعه کردید احتمال بسیار در روند روان درمانی به این سوالاتتان پاسخ داده خواهد شد، اما اگر بخواهید به طور متوالی از همسر خود این سوال ها را بپرسید نهایتا به رابطه شما آسیب می زند و جواب به این سوالات فقط برای مدت کمی شما را آرام می کند و نهایتا سوالات دیگری در ذهت شما خواهد آمد.

حال که این کار را کرده است از کجا مطمئن باشیم که دیگر این کار را نمی کند؟(بعد از خیانت همسر چه کنیم؟)

یکی از شاخص هایی که مهم است این است که بعد از اینکه شما متوجه موضوع خیانت شدید، چقدر شخص عهد شکن در حال حاضر فریبکاری را کنار گذاشته است و تلاش برای درست کردن رابطه را دارد؟ علاوه بر آن به چه مقدار توانایی داشتن یک زندگی صادقانه را دارد؟ چقدر مسئولیت اشتباه خود را می پذیرد؟ برای فهمیدن پاسخ این سوالات یک روانشناس متخصص در خیانت می تواند به شما کمک کند.

شرایط اولیه ازدواج چیست؟

0
شرایط اولیه ازدواج

بلوغ: رسیدن به بلوغ از شرایط اولیه ازدواج و از ضروریات آن به شمار می رود.

بلوغ جنسی

برای رسیدن به بلوغ جنسی و جسمی علاوه بر اینکه باید نشانه های بلوغ در فرد ظاهر شود و فرد توانایی فعالیت جنسی داشته باشد باید آگاهی درستی از کاربرد غریزه جنسی، کنترل آن و بهداشت جنسی را نیز بدست آورد تا به بلوغ جسمی و جنسی لازم برای ازدواج برسد.

  • به یاد داشته باشید رسیدن به بلوغ جنسی و جسمی تنها یکی از انواع بلوغ هایی است که برای ازدواج مورد نیاز است؛ این بلوغ بدون بلوغ عقلی، بلوغ اجتماعی، بلوع عاطفی، بلوغ فرهنگی و بلوغ اقتصادی هرگز فرد را به آمادگی مطلوب برای ازدواج سالم و موفق نخواهد رساند.


بلوغ عقلی

تصمیم گیری صحیح و بدون وابستگی، مشورت با افراد آگاه و یا یک روانشناس خوب، پیروی نکردن از هر نظر و عقیده ای که دیگران ارائه می کنند، داشتن برنامه ریزی در زندگی، داشتن انتظارات منطقی و معقول، عدم پافشاری بر افکار نادرست، انتخاب درست، مسئولیت پذیری در قبال رفتار و کردار سنجیده، رعایت حد اعتدال در بروز احساسات، سازگاری با اطرافیان و… همگی مؤید رشد عقلانی فرد برای ازدواج می باشد و جز ارکان لازم اما نه کافی برای شرایط اولیه ازدواج می باشد.


بلوغ اجتماعی

حضور در اجتماع و قبول مسئولیتهای مختلف اجتماعی، شرکت در اجتماعات سالم، ارتباط با دیگران، اظهار نظر کردن، بررسی اتفاقات به روز جامعه از شاخصه های
بلوغ اجتماعی است..

  • اگر شما تنها به خود و خواسته هایتان فکر می کنید و توانایی ایجاد ارتباط با اطرافیان را ندارید و هنوز خود را ملزم به رعایت حقوق افراد نمی دانید این نشان می دهد که شما به تمرین بیشتری برای اجتماعی شدن نیاز دارید.
  • گاهی لازم است دیدگاه خود را نسبت به وقایع و مسائل زندگی تغییر داده و نگرش خود را مثبت کنید. در این صورت، زندگی پر از عاطفه و آرامشی خواهید داشت. لازمه ی این تغییر، آن است که احتمال بهتر شدن را غیر ممکن ندانید.
  • یادتان باشد شرکت در کار گروهی، حس همدلی و همکاری شما را پرورش می دهد و در نهایت باعث رشد عاطفی شما می گردد
  • انعطاف پذیری در مقابل خواست دوستان، خانواده و اطرافیان توان سازگاری شما را بالا برده و ‘گذشت’ زندگی مشترک را برایتان آسان تر می سازد.
  • اگر شما در ابراز احساسات مثبت خود به دیگران دچار مشکل هستید، بهترین تمرین این است که ابراز احساسات قلبی خود را از نزدیک ترین افراد خانواده شروع کنید، در غیر این صورت در آینده دچار مشکل می شوید.
  • افراط در ابراز احساسات، نشانه ی رشد عاطفی نیست. توجه داشته باشید احساسات خود را در چه زمان، کجا و نسبت به چه کسی بروز می دهید.

بلوغ فرهنگی

تصور این که هر چه فرد تحصیلات بالاتری داشته باشد، از فرهنگ بالاتری نیز برخوردار است، تصور غلطی است. تحصیلات می تواند در بلوغ فرهنگی فرد اثر گذار باشد اما به تنهایی کفایت نمی کند.

البته باید توجه داشت موارد زیر تنها شرایط اولیه ازدواج هستند، این موارد لازم اما نه کافی برای ازدواج هستند، شرایط اقتصادی، سن و تشابهات بین طرفین از دیگر موارد هستند، لازم است که برای مشاوره پیش از ازدواج حتما به یک روانشناس خوب در تهران مراجعه کنید.


چگونه می توانیم دیگران را تغییر دهیم؟

0
چگونه می توانیم دیگران را تغییر دهیم؟

چگونه می توانیم دیگران را تغییر دهیم؟

موثرترین و سالم ترین طریقه ایجاد تغییر در دیگری این است که از او بخواهیم تغییر کند. انسان ها خودشان اعمالشان را انتخاب می کنند و هم آنان هستند که می توانند تصمیم بگیرند که تغییر بکنند یا نکنند. معمولا اگر رفتار شخصی برای خودش راضی کننده نباشد، می تواند تغییرکند. اگر رفتارش برای دیگران راضی کننده نباشد چنانچه بخواهد می تواند رفتار خود را به صورتی در آورد که از نظر دیگران رضایت بخش باشد. هر چند این کار همیشه ساده نیست، اما امکان پذیر است.

 اگر ارتباط طوری باشد که برای هر دو طرف احساس رضایت همراه داشته باشد، طبیعی است که هر یک از طرفین می خواهد دیگری را خشنود سازد. اما بین یک تلاش سرد و حساب شده در جهت نزدیکی به دیگری با این نیت که او را با خواسته های خود هماهنگ کنیم با این که فرد با اراده خودش بخواهد تغییر کند، تفاوت زیادی وجود دارد. در مورد اول به مرور حالت حسابگری و تملق برملا می شود. در نهایت، ارتباط بیشتر به مثابه میل یکی از طرفین به تغییر و هماهنگی با خواسته های طرف مقابل است.

این مطلب نباید از نظر دور باشد که ما می توانیم دیگران را با زور و تهدید یا با شستشوی مغزی تغيير دهيم. اما تغییر حاصل از تهدید و زور نه تنها برای مدت کوتاهی دوام دارد، بلکه در نهایت منجر به ايجاد خصومت و کینه نسبت به فردی می شود که مجبور به تغییر شده است.

در نتیجه به نظر می رسد برای جواب به این سوال چگونه می توانیم دیگران را تغییر دهیم؟ می توان گفت بیشترین تغییری که یک فرد می تواند انجام بدهد، تغییر بر روی خودش است و نه دیگران. و البته نکته جالب این است که بیشتر افراد می خواهند دیگران را تغییر بدهند و در اکثر موارد فکر می کنند که مشکل از طرف روبه رو می باشد و نه خودشان.

بهتر است حتی در ارتباط نیز تغییر را در ابتدا از خودمان شروع کنیم، برای شروع تغییر می توانید از یک روانشناس خوب نیز کمک بگیرید.

فروید چه می گوید؟

0
فروید چه می گوید؟

فروید چه می گوید؟ طبق ديدگاه فرويد، افراد در طول زندگی مراحلی را طی می کنند که در آنها با تعارض بين سايق های زیستی و انتظارات اجتماعی مواجه می شوند. نحوه ای که این تعارض ها حل می شوند، توانایی فرد برای آموختن، کنار آمدن و مقابله کردن با اضطراب را تعیین می کند، بنابراین نحوه ای که والدین سایق های جنسی و پرخاشگری فرزند خود را در چند سال اول زندگی کنترل می کنند، برای رشد شخصیت سالم بسیار مهم است.

این نظریه اهمیت روابط خانوادگی برای رشد کودکان را برجسته کرد و بر اهمیت تجربه اولیه برای رشد بعدي تأكيد كرد. فرويد چه می گوید؟ فروید معتقد بود که انرژی روانی (ليبيدو) و به ویژه جابه جایی انرژی روانی است که باعث شکل گیری مراحل رشد می گردد. مرحله نشان دهنده ظرفیت یا شيوه رفتاری است که در فرد بر اساس تمركز انرژی روانی در یک ناحیه شهوتزا سازماندهی می شود. پس هر مرحله شيوه سازماندهی زندگی جنسی است، ضمن اینکه فروید معتقد بود که انرژی روانی ماهیتی مذکر دارد.

با گذر از مرحله قبلی به مرحله بعدي مرحله پیشین محو نمی گردد، بلکه تا مدت ها به حیات خود در کنار مراحل جدید ادامه می دهد. فروید، در آغاز به جای مرحله از سنین زندگی استفاده می کرد. فرويد شخصیت را دارای ماهیت ساختی می داند و برای آن دو نوع ساختار قایل است:

١- ناخودآگاه، نیمه خودآگاه، خود آگاه
٢- نهاد، من، فرامن

نهاد بخش غیر منطقی، کاملا ناخودآگاه(سیاهچال شخصیت ) و تابع اصل لذت، من بخش منطقي تابع اصل واقعيت و فرامن بخش اخلاقی شخصیت می باشد، وجه مشترک نهاد و فرامن این است که هر دومربوط به گذشته هستند.

مراحل رشد روانی – جنسی

ا- مرحله دهانی (تولد تا ۱ سالگی)

الف) وابستگی لمسی

ب)وابستگی بصری

 ۲- مرحله مقعدی (۱ تا ۳ سالگی)

الف) فعل پذیری

ب) فعال

۳- مرحله آلتی (۳ تا ۶ سالگی)

۴-مرحله نهفتگی (۶ تا ۱۱ سالگی)

 5-مرحله تناسلی (نوجوانی)

مرحله دهانی:

در این مرحله، رابطه کودک با دنیای خارج، از راه دهان است. این ارتباط برای کودک ایجاد ایمنی می کند. مشخصه این مرحله یک دوگانگی عاطفی است که بین عشق و نفرت نوسان دارد. اگر نیازهای دهانی به طور مناسب برآورده نشوند، فرد عادت هایی چون شصت مکیدن، ناخن جویدن را در کودکی و پرخوری و سیگار کشیدن را در دوران بعدی زندگی پرورش خواهد داد.

در صورت وجود مشکلات گفته شده برای حل این موارد توصیه می شود به یک روانکاو و یا روانشناس خوب مراجعه شود.

مرحله دهانی خود به دو زیر مرحله شامل: زیر مرحله وابستگی لمسی و زیرمرحله وابستگی بصری تقسیم می شود.

در زیر مرحله وابستگی لمسی که زیر مرحله دهانی زودرس یا مکیدن نیز نامیده می شود و از بدو تولد تا شش ماهگی است، کودک تابع واقعيات لمسی است، یعنی تابع آن چیزهایی است که وارد دهانش می شود، بنابراین رابطه با مادر به معنای خوردن و خورده شدن است.

زیرمرحله وابستگی بصری که زیر مرحله گاز گرفتن یا دهانی آزارگرانه نیز نامیده میشود و از شش ماهگی تا یک سالگی است. کودک مادر خود را کم کم می شناسد و يک نوع وابستگی دیداری به وجود می آید. بدین ترتیب که مادر هر جا برود طفل او را با نگاه دنبال می کند. از سویی دیگر یک وابستگی عاطفی پایدار بین مادر و کودک برقرار می شود که جدا شدن مادر از کودک را مخاطره آمیز می سازد.

بنابراین اگر کودک بیش از سه ماه از مادر جدا باشد، یک سلسله واکنش های واپس روی بازگشت پذیر در او پدیدار می شود. یعنی تحول حاصل شده بازگشت می کند و اگر این جدایی شش ماه یا بیشتر باشد، واپس روي ها شكل بازگشت ناپذیر به خود می گیرد و ترمیم و جبران آن بسیار مشکل است.

به عقیده فروید، از شیر گرفتن کودک در پایان این زیر مرحله به منزله یک آسیب یا تهاجم به کودک است و در همه حال قطع شیر نقطه پایان روابط نخستین است و آثاری دایم بر جای می گذارد.

مرحله مقعدی:

در این مرحله که مرحله مقعدی آزارگری نیز نامیده می شود، ناحیه مقعد یا تمام گستره مخاط گوارشی سرچشمه لیبیدویی با کشاننده ای است، یعنی تمرکز انرژی روانی به ناحیه مقعد جابه جا شده است. آنچه این مرحله را بحرانی می سازد، تضاد بین لذت از تخلیه و کنترل برای تأخیراندازی آن است. اگر والدین در زمينه آموزش توالت رفتن بیش از حد سخت گیر یا بسیار آسان گیر باشند، تعارض هایی به شکل انضباط و تمیزی شديد یا شلختگی و بی نظمی آشکار خواهد شد.

این مرحله نیز به دو زیر مرحله فعل پذیری و فعال تقسیم می شود، در زیرمرحله فعل پذیری، کودک هر چه بیشتر متوجه جنبه حسی و تنها متوجه عبور مواد زاید، بدون دخل و تصرف است. ولی زیر مرحله فعال کودک فعالانه در امر نگهداری مدفوع مداخله می کند. در این مرحله آزارگری نسبت به خود و دیگران بیشتر مشاهده میشود.

مرحله آلتی:

این مرحله یکی از مهمترین مراحل رشد در دیدگاه فروید است. زیرا در این مرحله عقده ادیپ (تعارض ادیپی)، یعنی عشق و تمایل جنسی کودک به والد غیر همجنس و تنفر از والد همجنس شکل می گیرد. عقده ادیپ یا تعارض ادیپی در پسران اختصاصا عقده یا تعارض اختگی و در دختران عقده یا تعارض الكترا نامیده می شود.

از سویی دیگر در این مرحله کودک برای اجتناب از تنبیه با والد همجنس خود همانندسازی می کند و بدین ترتیب فرامن فرد شکل می گیرد، در عین حال عقده ادیپ نیز حل می شود، بنابراین گفته می شود فرامن وارث عقده ادیپ است. در این مرحله روابطی که بین نهاد، من و فرامن برقرار است، گرایش شخصیت بنیادی فرد را تعیین می کند.

فروید در مورد رشد اخلاقی تأكيد بر بعد عاطفی- احساسی دارد و معتقد است که فراخود پسران قوی تر از فراخود دختران است. عملکرد مطلوب اخلاقی مستلزم تشكيل فراخود، است. کودکان در این مرحله (۲ تا ۶ سالگی) دارای تعارض شدید با والدین همجنس می باشند.

مرحله نهفتگی

در این مرحله غرایز جنسی خفته می ماند، فرامن رشد بیشتری می کند. این مرحله در حكم راکدسازی رغبت های تناسلی و آماده سازی شرایط سازماندهی فعالیت تناسلی نهایی است. مرحله کاهش تعارض ها، تبدیل بسیاری از زمینه ها و وسعت بخشیدن به سطح سازش و آماده شدن برای پذیرش زندگی اجتماعي و رعایت اصول اخلاقی و در نتیجه وسواسی شدن نسبی شخصیت بر اساس شکل گیری های واکنشی، انرژی روانی در راه بيدار ساختن رغبتهای فکری و گسترش خلاقیت صرف می شود.

قسمتی از انرژی صرف یاد زدودگی تمایلات مبتنی بر رابطه مثلثی می شود و به منزله جنیسیت زدایی و والایی گرایی و استیلای شکل گیری واکنشی است و بخشی از انرژی روانی به تقویت فرامن اختصاص می یابد. انرژی روانی سرگردان است و در جای مشخصی متمرکز نیست. روابط کودک با اعضای خانواده خوب و صمیمی است که فرويد أن را نوعی تصعید می داند.

مرحله تناسلی

بلوغ جنسی در این مرحله باعث میشود که تکانه های جنسی مرحله آلتی دوباره ظاهر شود، اما این از سرگیری جریان عقده ادیپ (تجديد طبع) با جانشین های آرمانی شده والدين تحقق می پذیرد، نیروهای فرد از حالت خودشیفتگی به طرف سایر عوامل تغيير جهت می دهد. نوع دوستی و تمایلات جنسی نسبت به جنس مخالف آزاد می شود.

لازم به یادآوری است که برخی منابع مراحل رشد روانی – جنسی فروید را به ۶ مرحله تقسیم می کنند یعنی مرحله سوم را به دو مرحله جداگانه شامل مرحله احلیلی و مرحله ادیپی یا تناسلی اول تقسیم می کنند.

بنابراین تقسیم بندی، سه مرحله اول، مرحله پیش تناسلی و سه مرحله دوم، مرحله تناسلی نام گذاری می شود. روی هم رفته نظریه روانی و جنسی فرويد تأكيد بر موضع تعاملی توقعات اجتماعی همراه با تجهییزات زیست شناختی دارد. تحول را ناپیوسته، دارای مراحلی که امکان واپس روی به مراحل قبل وجود دارد می داند.

همچنین به عقیده وی تکانه های فطری از طریق تجربه های کودکی هدایت و کنترل می شود. فرد ثابت فرض می شود، زیرا تجربه های اولیه رشد بعدی را تضمین میکند.

در زمینه تاثیر ارتباط نوزاد با مادر فروید چه می گوید؟ فروید اولین کسی بود که اظهار داشت عاطفی نوباوه با مادر، مبنای تمامی روابط بعدي است، البته وی تغذیه را شرط اولیه ای برای برقراری این پیوند عاطفی می دانست.

نکات کلیدی فروید چه می گوید؟

۱- فروید بر اهمیت روابط خانوادگی و تجارب اولیه تأکید داشت و آن را مبنای روابط بعدی فرد می دانست.

۲- به عقیده فروید ، جابه جایی انرژی روانی موجب شکل گیری مراحل رشد روانی –جنسی است.

 3- فروید انرژی روانی را دارای ماهیتی مذکر می دانست.

 4۔ مشخصه مرحله دهانی دوگانگی عاطفی بین عشق و نفرت است.

 5-زیرمرحله دهانی آزارگرانه( وابستگی بصری)، از۶ ماهگی تا یک سالگی است.

۶-عقده ادیپ، یعنی عشق به والد غير همجنس و تنفر از والد همجنس.

 7- در مرحله آلتي، عقده اديب شكل گرفته و حل می شود. فرامن نیز در این مرحله شکل می گیرد.

۸- در مرحله نهفتگي، انرژی روانی در راه بیدار ساختن رغبتهای فکری و گسترش خلاقیت صرف می شود.

۹- مقداری از انرژی روانی در مرحله نهفتگی صرف جنسیت زدایی و تقویت فرامن می شود.

۱۰-بر اساس دیدگاه فرويد، تحول یا رشد ناپیوسته بوده و فرد در طول رشد ثابت فرض می شود (ثبات شخصیت).

برگرفته از کتاب روانشناسی رشد پوران پژوهش

افسردگی مزمن

0
افسردگی مزمن

افسردگی مزمن  یا اختلال دیس تایمی به این معنا است که فرد در بیشتر روزها و اکثر ساعت های روز خلقی افسرده دارد. این نوع افسردگی همراه با نشانه های دیگر مانند فعالیت کم، احساس خشم، حس گناه(عذاب وجدان)، تحریک پذیری و از دست دادن علاقه های فردی است.

تفاوت این نوع افسردگی با افسرگی اساسی در این است که افرادی که از افسردگی مزمن رنج می برند اغلب عنوان می کنند که همیشه افسرده بوده اند، بیشتر این افراد از سنین کودکی و نوجوانی با این اختلال دست و پنجه نرم می کنند. برای تشخیص این اختلال وجود حداقل ۲ سال خلق افسرده الزامی است، ابتدا این اختلال با شدت کم آغاز می شود و مداوم ادامه پیدا می کند.

در حدود ۵ درصد از افراد جامعه به این اختلال دچار هستند. بیشتر اوقات این افراد علاوه بر افسردگی، اضطراب نیز دارند. افراد درجه یک این اشخاص نیز گاها از افسردگی اساسی و یا اختلال دوقطبی رنج می برند. این نوع افسردگی نسبت به افسردگی اساسی بیشتر ذهنی است، به این معنا که علامت فیزیکی خاصی ندارد مثل کاهش اشتها و … در حقیقت می توان گفت که این افراد از افسردگی خفیف تر ولی طولانی تری رنج می برند.

برای تشخیص این اختلال وجود اضطراب الزامی نیست ولی در اکثر مواقع این افراد افسردگی همراه با اضطراب را تجربه می کنند علایمی که در اکثر مواقع در این اشخاص دیده می شود عبارت است از: ناراحتی در اکثر ساعات، عدم لذت از زندگی، احساس بی کفایتی و همیشه نگران بون.

در ۵۰ درصد این بیماران علایم این اختلال در آن ها در زیر ۲۵ سال به طور آرامی شروع می شود، و به طور میانگین حدود ۱۰ سال به طول می انجامد تا به روانشناس و یا روانپزشک مراجعه کنند. اما این اختلال اگر درمان نشود در اغلب موارد به طور مداوم فرد را درگیر می کند.

درمان افسردگی مزمن:

درمان افسردگی مزمن و یا اختلال دیس تایمی به طور کل روان درمانی و یا همراه با دارو درمانی می باشد، در این افراد انجا فعالیت های لذت بخش به طور مداوم توصیه میشود، علاوه بر آن ورزش کردن به طور مداوم نیز از دیگر راهکارهایی مفیدی است که در کنار روان درمانی به این افراد توصیه می شود زیرا باعث ترشح هورمون سروتونین می شود که خلق فرد را به طور کل بالا می برد.

در صورتی که علایم بالا را به طور کل ددر خود و یا اطرافیانتان مشاهده می کنید حتما برای درمان به یک روانشناس خوب مراجعه کنید.

موضوعات دیگری که احتمالا به خواندن آن ها نیز علاقه دارید:

آیا افسردگی درمان دارد؟

افسردگی چیست؟

تعریف افسردگی

روانپزشک خوب چه ویژگی هایی دارد؟

0
روانپزشک خوب

روانپزشک خوب چه ویژگی هایی دارد؟ قبل از تعریف ویژگی های یک روانپزشک خوب به اختصار تفاوت بین روانشناس و روانپزشک را به اختصار توضیح می دهیم، همان طور که می دانید در صورت نیاز به دارو درمانی برای اختلال هایی مانند افسردگی، اضطراب، وسواس، فوبی های مختلف، اختلال‌های خواب، دو قطبی و …. باید به روانپزشک مراجعه شود. اما دکتر یک روانشناس برای رفع مشکلات اضطرابی، افسردگی و وسواس، فوبی های مختلف، اختلال در خواب، زوج درمانی و … از رویکردهای روان درمانی مختلف مانند روانکاوی، درمان شناختی، گشتالت درمانی و … استفاده می کند.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: روانشناس خوب

ویژگی های یک روانپزشک خوب:

حال می‌خواهیم ویژگی های یک روانپزشک خوب را توضیح دهیم، ابتدای امر مهم است که روانپزشکی که به آن مراجعه می کنید به دقت توضیحات شما را گوش دهد. زیرا بدون داشتن اطلاعات کافی به هیچ عنوان تشخیص درست و ثانویه به آن تجویز داروی درست و دقیق صورت نمی گیرد. پس می توان گفت اولین ویژگی یک روانپزشک خوب این است که با حوصله و دقت کافی به توضیحات شما در مورد مشکلات تان گوش دهد.

دومین موردی که مهم است این است که به روز باشد، زیرا هر روزه تحقیقات مختلف و گسترده ای بر روی داروهایی که جدید تولید شده‌اند و همچنین داروهای موجود در بازار صورت می‌گیرد. در نتیجه مهم است که یک روانپزشک از تحقیقات جدید با اطلاع باشد تا بر اساس آن ها دارویی که در حال حاضر موثرترین و کم عوارض ترین دارو در مورد اختلال خاصی را هستند تجوید بنماید. زیرا هر روزه داروهایی با عوارض کمتر تولید و داروهایی که ثابت شده عوارض زیادی دارند توصیه می شود که کمتر تجویز شوند(مگر به علت خاصی).

نکته مهم دیگر این است که برای بیشتر اختلالات روانی مانند افسردگی، وسواس، اضطراب و … در کنار دارودرمانی، روان‌درمانی نیز باید صورت گیرد. یک دکتر روانپزشک خوب کسی است که در صورتی که روان درمانی را برای فرد لازم بداند حتماً به وی توصیه کند که در کنار دارودرمانی و روان‌درمانی، جزء اصلی درمان وی باید باشد، زیرا در واقع برای اختلال هایی مانند افسردگی، اضطراب و … بهترین درمان ترکیب روان درمانی با دارو درمانی است.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

چرا تقاضای روز افزونی برای درمان مشکلات جنسی وجود دارد؟

0
درمان مشکلات جنسی

درمان مشکلات جنسی : بدون تردید مشکلات جنسی بی نهایت شایع بوده و به همین لحاظ برای کمک به تعداد زیادی از همسران یا افرادی که این گونه مشکلات را تجربه می کنند نیاز قابل توجهی به خدمات درمانی وجود دارد. هر چند برآورد دقیق میزان بروز اختلال های جنسی دشوار است، اما مطالعات انجام شده بیانگر آن است که ۳۰ تا ۵۰ درصد مردان و زنان با این مشکلات جنسی مواجهند (استونتزا، ۱۹۸۸).

درصد شیوع مشکلات جنسی:

به عنوان مثال، در نمونه ای از زن و شوهرهای آمریکایی فرانک و همکارانش گزارش کردند که ۶۳ درصد از زنان و ۴۰ درصد از مردان حداقل یکی از اختلال های جنسی را تجربه کرده اند. درصد بالاتری میزان ناکافی پیش نوازی قبل از آمیزش گزارش شده است.
در بیست سال گذشته تعداد زن و شوهرهایی که در صدد درمان مشکلات جنسی خود بوده اند افزایش چشمگیری داشته است ( کاپلان، ۱۹۸۷). بعید به نظر می رسد که این روند واقعا بازتابی از افزایش میزان بروز مشکلات جنسی باشد و به احتمال زیاد نتیجه تغییر نگرش های اجتماعی و دستیابی به خدمات است.

در گذشته، زن و شوهرهای مبتلا به مشکلات جنسی یا به رابطه ناکامل خود در غیاب یک مؤلفه جنسی ادامه می دادند و یا در جستجوی شریک جنسی دیگری بر می آمدند. همان طور که نگرش های اجتماعی مربوط به امور جنسی تغییر بافته مراجعه به درمانگران جهت درمان مشکلات جنسی نیز مقبول تر شده است. عموم مردم آگاه شده اند که خدمات و فنون موجود می توانند بسیار موفقیت آمیز باشند.

وسایل ارتباط جمعی این پیام را مطرح می کنند که جنسیت بخش مهمی از ارتباط است، یعنی هر شخص (حتی زنان) بایستی به لذت جنسی، انگیختگی و ارگاسم دست یابند. بعلاوه، عموم مردم انتظارات بیشتری از روابط جنسی خود دارند. همچنین ظهور و پیدایش ایدز می تواند عاملی باشد تا زن و شوهرها به جای جستجوی ارتباط جنسی خارج از حریم خانواده خود در جهت بهبود مشکلات جنسی تشویق شوند (کاپلان، ۱۹۸۷). نتیجه کلی این است که تعداد زیادی از زن و شوهرها به دنبال ایجاد یک رابطه جنسی موفقیت آمیز هستند.

چرا افراد کفایت و توانایی جنسی را بسیار مهم تلقی می کنند؟؟

پاسخ های ساده ای به این سوال وجود ندارد. از دیدگاه زیست شناختی، فعالیت جنسی ایجاد کننده مکانیسمی است که به واسطه آن  تولید مثل امکان پذیر می گردد. به همین لحاظ رفتار جنسی پاسخی به سایق زیستی در نظر گرفته می شود که به بقای گونه های مختلف کمک می کند. با این حال، برای بسیاری از زن و شوهرها فعالیت جنسی کارکرد متفاوتی دارد. برای بعضی منشاء بروز عواطف و صمیمیت است. در حقیقت، شواهد قابل توجهی برای توصیف ارتباط نزدیک بین فعالیت جنسی و رضایت زناشویی وجود دارد (هالگین و همکاران، ۱۹۸۸).

در عمل، این امر نشان دهنده تاثیر دو جانبه ای است که در آن ناسازگاری جنسی،  نارضایتی زناشویی و ناهماهنگی زناشویی،  مشکلات جنسی را به وجود می آورند. از این رو، در تداوم و حفظ روابط سالم زناشویی وجود ارتباط جنسی رضایت بخش نقش و اهمیت فراوانی دارد. اما در نزد برخی دیگر فعالیت جنسی منبعی برای کاهش تنش است.

بدون در نظر گرفتن هر علتی، اکنون در وضعیتی هستیم که برای خیلی از زن و شوهرها روابط جنسی رضایت بخش هدفی بسیار با ارزش است و خواء ناخواه این هدف قابل بحث می باشد.
از دلایل دیگر گسترش روز افزون تعداد زن و شوهرهایی که برای درمان مشکلات جنسی خود به دنبال کمک می باشند می توان به تأكید بیش از حد افراد مسن بر عملکرد جنسی اشاره کرد. امروزه بسیاری از افراد بالای ۶۵ سال در عصری زندگی می کنند که توجه زیادی بر عملکرد جنسی دارند.

در حال حاضر بسیاری از زن و شوهرهای مسن انتظار ارتباط جنسی رضایت بخشی دارند و اگر در این زمینه با مشکلاتی هم مواجه شوند آمادگی لازم برای رفع این مشکلات را دارند. از اینرو، جامعه بزرگسلان نسبت به گذشته به میزان وسیع تری به دنبال کمک برای رفع این مشکلات می باشند.

با توجه به مهم بودن این رابطه و تاثیر آن بر رضایت زناشویی برای درمان مشکلات جنسی حتما به یک روانشناس خوب مراجعه نمایید.

منبع: کتاب درمان اختلالات جنسی، نویسنده: سوزان. اچ. اسپنس
منبع: https://rasekhoon.net/lifestyle/show/1388460

داروهای افسردگی:

0
داروهای افسردگی

داروهای افسردگی: علاوه بر رواندرمانی توسط روانشناس، دارو درمانی نیز برای معالجه افسردگی به ویژه در دوره های حاد و شدید آن به کار میرود. رایج ترین داروهای افسردگی عبارتند از: آمی تریپتیلین، ایمی پرامین، کلومیپرامین ، نورتریپیتلین، و تری میپرامین. این داروها باعث افزایش آمینهای مغز و در نتیجه افزایش فعالیت فکری می شوند. اکنون به شرح اثرات، عوارض و مقدار مصرف هر یک از این داروهای افسردگی می پردازیم.

آمی تریپتیلین:

این دارو به صورت قرصهای ۱۰ و ۲۵ میلی گرمی و آمپول عضلانی ۱۰ میلی گرمی موجود است. آمی تریپتین اثر آرام بخش و خواب اور قوی دارد. مقدار مصرف آن در درمان افسردگی ، ۲۵ میلی گرم، یک تا چهار بار در روز است که سپس به تدریج بر حسب نیاز و تحمل بیمار، می توان مقدار مصرف را کاهش یا افزایش داد.

در افراد سالخورده مقدار مصرف اولیه ۱۰ میلی گرم یک تا سه بار در روز است که سپس برحسب نیاز و تحمل فرد، می توان مقدار را بالا برد. حداکثر مقدار مجاز مصرف برای بیماران بستری تا ۲۰۰ میلی گرم در روز و برای بیماران غیر بستری تا ۱۵۰ میلی گرم در روز است. مصرف آن در کودکان ممنوع است.

مصرف آمی تریپیتلین در کسانی که اخيرا انفارکتوس قلبي داشته اند ممنوع است. این دارو اثر کاهنده فشار خون نیز دارد، لذا در کسانی که سالخورده، ناتوان، دچار کاهش فشار خون، يا اخيرا سكته مغزی داشته اند بسیار با احتیاط باید مصرف شود. به طور کلی مصرف این دارو فقط باید با تجویز پزشک باشد.

مصرف آمی تریپیتلین در صورت وجود هر یک از بیماریهای زیر باید با احتياط فراوان و حتما زیر نظر پزشک باشد:


اعتیاد به مواد مخدر (خطر سقوط فشار خون)

آسم (احتمال بدتر شدن وجود دارد)

مشکلات قلبی و عروقی از قبیل لنگش متناوب یا دردهای قلبی

مبتلایان به صرع و تشنج (احتمال تشدید تشنج)

بیماری کبدی (زردی، ورم)

بیماری کلیوی (افزایش فشار خون، کاهش ادرار، ورم بدن)

پرکاری غده تیرویید.

بزرگی پروستات

احتباس ادراری به علت تنگی پیشابراه .

توجه داشته باشید که:

گاه تا ۴ هفته وقت لازم است تا اثر داروهای افسردگی ظاهر شود بنابراین اگر در روزهای اول تأثیر چشمگیری از آن دیده نشد نباید مصرف دارو قطع گردد. در مواردی که دارو موجب خواب آلودگی یاسرگیجه شدید شود بهتر است تمام مقدار مصرف روزانه ، به صورت یک مقدار واحد، قبل از خواب مصرف گردد.

به طور کلی مدت مصرف دارو اغلب ۶ ماه تا ۱سال می باشد. بیمارانی که زمینه خودکشی دارند نباید به مقادیر زیاد این دارو دسترسی داشته باشند زیرا در افسردگی شدید احتمال اقدام به خودکشی با دارو وجود دارد.

مصرف آمی تربیتیلین در کسانی که هر یک از داروهای زیر را مصرف میکنند می تواند موجب بروز تداخل اثر و ایجاد عوارض جانبی به صورت بی حالی و ضعف شدید، افت فشار خون، سرگیجه شدید و حتی اغماء یا تشنج و افزایش فشار خون گردد، لذا بهتر است حتما زیر نظر پزشک و به مقدار کم باشد : دیازپام : اکسازپام، فورازولیدون، پروکاربازین، دوپامین، فنيل افرين.

عوارض جانبی آمی تربیتیلین:

به دو گروه تقسیم می شود: (۱) عوارضی که اهمیتی ندارد و فقط در صورت تداوم یا مزاحمت نیاز به توجه پزشکی دارد مانند سرگیجه، خواب آلودگی، خشکی دهان، سردرد، افزایش تمایل به شیرینی، تهوع، خستگی و ضعف، احساس طعم ناخوشایند در دهان، افزایش وزن، اسهال، تعریق بیش از حد، سوزش سر دل ، اشکال در به خواب رفتن، استفراغ.

(۲) عوارضی که به محض بروز آنها باید به پزشک اطلاع داد تا مقدار مصرف را کاهش دهد و یا قطع نماید: تاری دید، اغتشاش شعور، توهم، يبوست شدید و طولانی، درد شدید چشم، از حال رفتن، ضربان نامنظم قلب ، عصبانیت و بی قراری، کاهش توانایی جنسی، لرزش و پرش عضلات، احتباس ادرار، تشنج، تنفس تند یا مشکل، داغ شدن بدن همراه با تعريق فراوان، رنگ پریدگی، سفت شدن شدید عضلات، جوش های پوستی با کهیر و تورم زبان و صورت (حساسیت)، تپش قلب، زردی پوست و چشم ها، عوارض کبدی).

مصرف آمی تریپیتلین در دوران آبستنی و شیردهی توصیه نمی شود. همچنین در صورت مصرف دراز مدت آن باید قطع مصرف دارو زیر نظر پزشک و به طور تدریجی، با کاهش روزانه ی مقدار مصرف باشد زیرا اگر مصرف دارو ناگهان قطع شود میتواند باعث بروز سردرد، احساس سرخوشی غیرعادی، تهوع، استفراغ، اسهال و اشکال در به خواب رفتن گردد.

ایمی پرامین:

داروی دوم از خانواده داروهای افسردگی است که به صورت قرص های ۱۰ و ۲۵ میلی گرمی و آمپول ۱۲/۵
میلی گرمی موجود است. مقدار مصرف آن به عنوان ضد افسردگی ، ابتدا ۲۵ تا ۵۰ میلی گرم، دو تا چهار بار در روز است که به تدریج در صورت نیاز و تحمل بیمار افزایش داده می شود.

در افراد سالخورده، مقدار مصرف اولیه ۳۰ میلی گرم در روز است که سپس برحسب نیاز و تحمل می توان آن را کاهش یا افزایش داد. حداکثر مقدار مجاز مصرف آن در شبانه روز، برای بیماران بستری ۳۰۰ میلی گرم و برای بیماران غير بستری تا ۲۰۰ میلی گرم است. کلیه ی نکات مهم، هشدارها، عوارض جانبی ، تداخل های دارویی و موارد منع مصرف ایمی پرامین همانند آمی تریپیتلین است لذا برای آگاهی از آن به توضیحات آمي تریپیتلین مراجعه نمایید.

کلومیپرامین:

این دارو نیز از خانواده ی ترکیبات ۔ داروهای افسردگی است که به صورت قرص یا کپسول ۱۰ تا ۲۵ میلی گرمی موجود است. مقدار مصرف آن برای درمان افسردگی ابتدا ۲۵ میلی گرم سه بار در روز است که به تدریج بر حسب تیاز و تحمل بیمار می توان آن را کاهش یا افزایش داد.
مقدار مصرف کلومیپرامین در سالخوردگان ۲۰ میلی گرم در روز است که برحسب نیاز و تحمل فرد می توان به تدریج مقدار مصرف را تا ۴۰ میلی گرم در روز رساند.

كليه ی نکات قابل توصیه، عوارض جانبی، تداخلات دارویی هشدارها و موارد منع مصرف کلومیپرامین همانند آمی تریپیتلین است لذا در صورت تمایل به آگاهی از این نکات به توضیحات مربوط به آمی تریپتیلین مراجعه نمایید.

نورتریپتیلین:

این دارو به صورت قرص و کپسول ۱۰ و ۲۵ میلی گرمی موجود است. مقدار مصرف نورتریپتلین برای درمان افسردگی، ۲۵ میلی گرم سه تا چهار بار در روز است که به تدریج برحسب نیاز وتحمل بیمار می توان آن را افزایش یا کاهش داد.

در افراد سالخورده، مقدار مصرف ۳۰ میلی گرم در روز است که بر حسب نیاز و تحمل می توان آن را افزایش یا کاهش داد. حداکثر مقدار مجاز مصرف این دارو در شبانه روز
۱۰۰ میلی گرم است.

کلیه ی نکات قابل توصیه، عوارض جانبی، تداخل های دارویی، هشدارها و موارد منع مصرف نورتریپتیلین، همانند آمی تریپتیلین است لذا برای آگاهی از این موارد به توضیحات مربوط به آمی تریپتیلین مراجعه نمائید .

تری میپرامین:

این دارو به صورت قرصهای ۲۵ تا ۱۰۰ میلی گرمی و قطره ۴٪ موجود است. مقدار مصرف تری میپرامین به عنوان ضد افسردگی ابتدا ۲۵ میلی گرم سه بار در روز است که به تدریج بر حسب نیاز و تحمل بیمار می توان مقدار مصرف را افزایش یا کاهش داد.

در سالخوردگان ابتدا ۲۵ میلی گرم، دو بار در روز مصرف می شود و این مقدار برحسب نیاز و تحمل بيمار تنظیم می گردد. بیشینه ی مقدار مصرف در بیماران غير بستری تا ۲۰۰ میلی گرم و در بیماران بستری تا ۳۰۰ میلی گرم و در سالخوردگی تا ۱۰۰ میلی گرم در شبانه روز است.

کلیه ی نکات قابل توصیه، عوارض جانبی، تداخلات دارویی، هشدارها و موارد منع مصرف تری میپرامین مشابه آمی تریپتیلین است لذا در صورت تمایل به آگاهی از این نکات به توضیحات مربوط به آمی تریپیتلین مراجعه کنید.

در پایان این بحث متذکر می شود که از مصرف داروهای ضد افسردگی و هر گونه داروی روانی به طور خودسرانه و بدون نظارت و صلاحدید پزشک جدا بپرهیزید زیرا می تواند عوارض جانبی جدی یا اعتیاد به دارو ایجاد نماید.

از قراردادن این دارو در دسترس کودکان جدا خودداری نمایید. مقدار مصرف را بدون توجه پزشک ، تغيير ندهید. قطع مصرف دارو نیز همان گونه که گفته شد باید با نظارت پزشک و به طور تدریجی باشد.

هرگاه احساس غم/ناراحتی و یا بی لذتی را برای مدتی طولانی(بیش از چند روز) احساس کردید، برای درمان و پیشگیری از مزمن شدن آن حتما به یک روانشناس خوب مراجعه نمایید.