مقالات

مقالات روانشناسی

مقالات روانشناسی به شما کمک می کند تا در مورد اطلاعات به روز روانشناسی اطلاع پیدا کنید؛ البته نکته مهمی که باید در مقالات روانشناسی به آن توجه کرد منابع آن و نویسندگان است.

به طور مثال اگر به دنبال یک مقاله در مورد روانشناس خوب در تهران هستید:

در ابتدا به نویسنده این مطلب توجه کنید، چه فردی این مطلب را نوشته است؟ در چه سایتی این مطلب منتشر شده است؟

مهم این است که مطلبی که مطالعه می کنید منبع کاملا علمی و درستی داشته باشد، با توجه به اینکه در حال حاضر هر فردی می تواند در داخل شبکه اینترنتی مقاله ای بگذارد، نکته مهم برای تشخیص اینکه این مقاله علمی است به طور مثال می تواند این باشد که در مجله معتبر نوشته شده باشد یا فردی با تحصیلات بالا در آن رشته آن را نوشته باشد.

شادمانی چه تاثیری دارد؟

0
شادمانی چه تاثیری دارد؟

شادمانی چه تاثیری دارد؟ مارتین سلبگمن (۲۰۰۲) استدلال کرده است که هیجان های مثبت و منفی را برحسب اینکه تا چه اندازه ما را برای دادوستدهای برد – باخت یا برد – برد یا صفر – کل و یا نه صفر – کل آماده می سازند می توان از یکدیگر تشخیص داد. از دیدگاه تحولی، هیجان های منفی مانند ترس و خشم نخستین خط دفاعی ما علیه تهدیدها هستند. برای مثال، ترس و خشم به ما می گویند که خطر محتمل یا صدمه نزدیک است، هیجان های منفی توجه ما را به منبع تهدید هدایت میکنند و ما را برای جنگ با گریز مجهز می سازند.

هیجان های منفی ما را برای بازی های صفر کل که در آنها برنده و بازنده وجود دارد و برد و باخت یکسان است، بنابراین هیچ سود خالصی از این داد و ستد وجود ندارد، آماده می سازد. به همین سبب اصطلاح بازی صفر – کل به آن اطلاق می شود.

روانشناس خوب در تهران

حال بررسی می کنیم که شادمانی چه تاثیری دارد؟ و یا در حقیقت هیجان های مثبت: هیجان های مثبت مثل لذت یا خشنودی به ما می گویند که چیز خوبی اتفاق می افتد. هیجانهای مثبت توجه ما را وسعت می بخشند و ما را از محیط فیزیکی و اجتماعی گسترده تری آگاه می سازند. این توجه گسترش یافته ما را برای پذیرش اندیشه ها و اقدام های تازه آماده میکند و بیش از مواقع عادی خلاق تر می شویم (آیزن، ۲۰۰۰).

به این ترتیب، هیجان های مثبت فرصت هایی را در اختیارمان میگذارند تا روابط بهتری ایجاد کنیم و بارآوری بیشتری از خود بروز دهیم. هیجان های مثبت ما را برای بازی های برد – برد یا نه صفر – كل اماده می سازند که در آنها هر دو طرف کار را با بیش از چیزی که با آن شروع کرده بودند به پایان می برند.

 این پیوند بازی های نه صفر – کل در هیجانهای مثبت بر استدلال رایت (۲۰۰۰) مبتنی است که می گوید پیشرفت تمدن در راستای افزایش تعامل های برد – برد و موسسه هایی است که از بازی های نه صفر – کل حمایت می کنند.

از این تحلیل روشن می شود که هیجان های منفی، آنگاه که هدف شناسایی اشتباه و حذف آنهاست، تفکر انتقادی دفاعی و تصمیم گیری بسیار متمرکز را آسان می سازند. هیجان های مثبت بارآوری و تفکر خلاق و توام با شکیبایی را آسان می کنند. مطالعه های مربوط به واقعیت گرایی افسرده مؤید این هستند که افراد افسرده داوران دقیق تری برای ارزیابی مهارت های خود می باشند و چیزهای مثبت و منفی را که بر آنها گذشته است دقیق تر به یاد می آورند و نسبت به اطلاعات مرتبط با خطر پذیری حساس ترند (اکرمن و دریوبیز، ۱۹۹۱).

 در مقابل، افراد شاد مهارت های خود را بیش برآورد می کنند و رویدادهای مثبت را بیش از منفی به یاد می آورند، اما برای برنامه ریزی زندگی بهتر تصمیم می گیرند، زیرا راهبردهای مهمی مانند کسب اطلاعات در مورد خطر پذیری سلامت را جستجو می کنند (اسپینوال” و همکاران، ۲۰۰۱).

ویژگی های شخصیتی یک روانشناس خوب

0
ویژگی های شخصیتی یک روانشناس خوب

ویژگی های شخصیتی یک روانشناس خوب: آیا یک روانشناس ویژگی خاصی باید داشته باشد تا به آن یک روانشناس خوب گفته شود؟ یعنی می توان گفت که یک مشاور باید آدمی درون گرا باشد یا ادمی برون گرا؟ آدمی منعطف باشد یا غیر انعطاف پذیر؟

درادامه می خواهیم یک سری از ویژگی های شخصیتی را عنوان می کنیم که یک روانشناس باید داشته باشد، تا شما اگر تمایل به انتخاب این رشته برای تحصیل و یا شغل آینده خود داشتید، بتوانید تصمیم مناسب تری در این حیطه بگیرید و یا روی ویژگی های شخصیتی خود کار کنید، البته همان طورکه می دانید بعضی از ویژگی های شخصیتی راحت تراز بقیه آن ها قابل تغییر است مانند مهربانی وبعضی دیگر سخت تر قابل تغییر هستند مانند بی اعتمادی.

ویژگی های شخصیتی:

اولین ویژگی که به عنوان ویژگی های شخصیتی یک روانشناس خوب می توان به آن اشاره کرد، همدلی است، اگر بخواهیم همدلی را بهتر توضیح بدهیم یعنی: شما بتوانید خود را به جای فرد مقابل بگذارید و اتفاق یا قضایا را از دید او نگاه کنید وحس اورا درک کنید. البته همه آدم ها تا حدی این توانایی را دارند، ولی در جلسه روانشناسی ومشاوره این نکته بسیار مهم است، زیرا اتاق درمان باید محل امنی برای فرد باشد تا به دور از هر گونه قضاوتی بتواند از عمیق ترین و دردناک ترین احساسات و وقایع خود صحبت کند.

علاوه برآن این نکته نیز جالب توجه است که ما با دوستان نزدیک خود همدلی بیشتری نشان می دهیم تا افراد غریبه تر. یعنی بیشتر تمایل داریم که آن ها را تایید کنیم و حسشان را درک کنیم، شاید به همین دلیل است که دوستان نزدیک ما از مهمترین و خصوصی ترین اتفاق هایی که برایشان می افتد نیز برای ما صحبت می کنند. به همین دلیل است که حس همدلی در جلسه های مشاوره بسیار مهم است.

دومین مورد مهم برای انتخاب رشته روانشناسی و کار در آن وجود علاقه زیاد به این رشته است در این رشته شاید بتوان گفت بیشتر از شاخه های دیگر تحصیلی وجود علاقه حرف اول را می‌زند، مهم این است که برای شما انسانها، رفتارهایشان، دلیل و ریشه رفتارهایشان جالب و جای تأمل داشته باشد.

ویژگی مهم دیگری که یک روانشناس باید داشته باشد این است که شنونده خوبی باشد:

اما شنونده خوب بودن را می توان با یادگیری آموخت. مهم است که مراجع در کمال آرامش بتواند حرف هایش را با شما در میان بگذارد و احساس کند که یک نفر بدون هیچگونه قضاوتی به حرف‌ها و احساساتش با کمال دقت گوش می دهد.

ویژگی مهم دیگر این است که ما بتوانیم به عنوان یک درمانگر تعصبی نسبت به جنسیت، فرهنگ، نژاد و قومیت خاصی نداشته باشیم. علاوه بر آن حتی ممکن است ما به یک ویژگی خاص شخصیتی نیز حساس باشیم. به طور مثال اگر شما پدر یا مادری خودشیفته داشته باشید که در زندگی خود به خصوص در کودکی به این خاطر رنج بسیاری برده باشید، اگر مراجعی با این خصوصیات به شما رجوع کند باید بتوانید بدون هیچ گونه حساسیتی به حرف‌های او گوش دهید، در غیر این صورت باید به روانشناس دیگر ارجاع داده شود.     

نقش جنسي چیست؟

0
نقش جنسی چیست؟

نقش جنسی چیست؟ رفتار نقش جنسی، مربوط به هویت جنسی است و تا حدودی مشتق از آن است، جان مانی و آنک هر هارت رفتار نقش جنسی را به این صورت توصیف کرده اند.

هر آنچه فرد برای شناساندن خود به عنوان یک پسر یا مرد و یا دختر یا زن می گوید یا انجام می دهد. نقش جنسی در هنگام تولد، ایجاد نمی شود، بلکه به تدریج از طریق تجاربی که شخص در برخورد و تعامل اتفاقی و پیش بینی نشده به دست می آورد، از طریق دستورات و تلقینات آشکار و از طریق حساب دو دوتا چهارتا و گاهی پنج تا، شکل می گیرد. حاصل معمول این روند، هماهنگی هویت جنسی و نقش جنسی است. هرچند صفات زیستی حائز اهمیت است، ولی یادگیری، عامل عمده ای در دستیابی به نقشی متناسب با جنس است.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

نقش جنسی چیست؟ نقش های جنسی، انتظارات فرهنگی هستند که تعیین کننده چگونگی ارتباط مردان و زنان با یکدیگر است. همچنین فعالیت افراد را بر اساس ارزش ها و علاقه آنها مشخص می کند.

تحقیقات انجام شده بر روی کودکان، نشان دهنده آن است که شباهت های روانشناختی دو جنس بیشتر از تفاوت های آنها است. با این حال، دخترها پس از سن ۱۸ ماهگی، کمتر از پسرها مستعد کج خلقی هستند. در حالی که پسرها پس از ۲ سالگی، عموما بیشتر از دخترها، پرخاشگری کلامی و جسمی نشان می دهند. فعالیت دخترها و پسرهای کوچک مشابه است ولی پسربچه ها وقتی در گروه هستند، نسبت به فعالیت ناگهانی، راحت تر تحریک می شوند.

برخی محققان بر این عقیده اند که هرچند پرخاشگری، رفتاری آموختنی است هورمونهای مردانه، ممکن است سبب شود ساختار عصبی پسر ها، راحت تر از دخترها، پرخاشگری را بیاموزد. نقش جنسی افراد، ممکن است متضاد با هویت جنسی آنها به نظر آید. شخص ممکن است با همجنس، همانندسازی کند، ولی در عین حال، لباس، آرایش مو یا سایر خصوصیات جنس مخالف را برگزیند یا ممکن است شخص با جنس مخالف همانند سازی کرده ولی بسیاری از خصوصیات رفتاری همجنس را انتخاب نماید.

این مطلب نیز احتمالا برای شما جالب است: هویت جنسی چیست؟

منبع : کتاب تمایلات و رفتارهای جنسی انسان

مراقبت از خویشتن در هنگام افسردگی

0
مراقبت از خویشتن در هنگام افسردگی
مراقبت از خویشتن در هنگام افسردگی

مراقبت از خویشتن در هنگام افسردگی: هنگامی که افسرده می شوید، می توانید با مشغول شدن به کاری خود را سرگرم کنید. انجام یک فعالیت جدید یا یک سرگرمی در کلاس شبانه یا در پایان هفته، نمونه ای از این فعالیت ها می باشد. بیرون رفتن از خانه و دیدن مردم حال شما را بهتر خواهد کرد و باعث می شود چرخه باطل تنهایی که در ذهن شما می گذرد از دور باز ایستد. سعی کنید به طور آگاهانه کار مورد علاقه خود را انجام دهید .

سرگرمی های بسیار کوچک مانند گوش کردن به ضبط و صوت، خرید کردن، ماساژ دادن، رفتن به کنسرت یا سینما می تواند تغییراتی بسیار مفید و بزرگ به وجود آورند , و هم به عنوان راهکاری برای مراقبت از خویشتن در هنگام افسردگی توصیه می شوند و هم راهکاری برای پیشگیری از آن.

تمرین های ورزشی نیز سلامتی شما را افزایش می دهند. ورزش نه تنها از نظر روحی باعث بهبود حالتان خواهد شد، بلکه شما را از خانه بیرون می آورد و هم باعث تناسب اندام می شود. لازم نیست ورزش از نوع ایروبیک باشد، پیاده روی کافی یا شنا هم مفید است و سرگرمی پر تحرک چون بازی بولینگ راه خوبی برای بیرون آمدن از خانه و انجام فعالیت است. اگر مدتی ورزش نکرده اید ، مراقب باشید که ورزش را به آرامی شروع کنید .

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

تغذیه عامل موثر دیگر

حتی اگر بسیار بی اشتها شده اید و مطمئن شوید که به طور منظم غذا خورده اید و اگر نمی توانید از پس یک خوراک کامل برآیید، می توانید با خوراک سبک شروع کنید(حتی از مایعات). اگر خوب غذا نخورید یا آمادگی لازم برای خوردن غذا را نداشته باشید، نیروی بدنی لازم برای بهبودی را به دست نمی آورد و ممکن است حرکتی باطل را در جهت بدترین نوع افسردگی شروع کنید.

 اگر واقعا نمی توانید به طور صحیح غذا بخورید یا اگر برای خوردن غذایی کامل آمادگی ندارید ، پودرهای قابل حل، را می توانید بدون تجویز پزشکی از داروخانه ها و سوپرمارکت ها تهیه کنید . این پودرها کلیه مواد مغذی مورد نیاز روزانه بدن را به طور معمولی دارا هستند و آماده ساختن آنها نیز آسان است .

مشکل بدخوابی بسیار رایج است و افراد افسرده، به ویژه، مستعد مشكل بدخوابی هستند. در مجموع عدم خواب کافی استفاده بدن از انرژی کامل در مقابله با افسردگی را مشکل می کند . اگر افسردگی فرد از نوع شدید یا متوسط باشد، نمی توان مشکل بدخوابی را به تنهایی درمان کرد و ممکن است برای درمان آن به دارو نیاز باشد، به طور کلی در صورتی که افسردگی از نوع متوسط و یا شدید باشد الزام مراجعه به یک روانشناس خوب وجود دارد، در صورت افسردگی خفیف هم توصیه می شود برای سریع تر کردن روند درمان و بهبودی به روانشناس مراجعه شود.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: بدترین نوع افسردگی

داشتن دوستان نزدیک و یا حمایت خانواده از موارد دیگری است که در هنگام افسردگی می توان از آن ها کمک گرفت. وقت گذراندن و صحیت کردن با این افراد باعث ایجاد احساس بهتری در شما می شود.

هویت جنسی چیست؟

0
هویت جنسی چیست؟

هویت جنسی چیست؟ این اصطلاح، برای بیان احساس مردانگی یا زنانگی فرد به کار می رود.

مفهوم هویت جنسی، بیان کننده آن است که فرد به طور معین و مشخص، خود را مرد یا زن بداند. هویت جنسی، بر اساس زیست شناسی افراد بنا می شود، از تجربیات اجتماعی متأثر است و برای اینکه ثبات و دوام پیدا کند، به گذشت زمان، نیاز دارد.

تقریبا هر کودکی تا سن ۲ تا ۳ سالگی، اعتقاد محکمی در مورد مؤنث یا مذکر بودن خود پیدا میکند و می تواند با قاطعیت بگوید: «من یک پسرم» یا «من یک دخترم»، ولی با این حال حتی اگر رشد جنسی او طبیعی هم باشد، حس نرینگی یا مادینگی فرد كامل نیست و باید تکامل یابد.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

به عقیده رابرت استولر، «هویت جنسی به طور ضمنی به معنای وجوه فیزیولوژیک رفتار مرتبط با نرینگی یا مادینگی است». او بین جنسیت اجتماعی و جنسیت بیولوژیک، تمایز قائل می شود. اغلب این دو با همدیگر متناسب و هماهنگ هستند، یعنی مردان، رفتار مردانه و زنان، رفتار زنانه از خود نشان می دهند؛ ولی ممکن است جنسیت و هویت جنسی با همدیگر در تعارض یا تضاد باشند.

هویت جنسی چیست؟ هویت جنسی، ناشی از سرمشق های بی شماری است که از اعضای خانواده، معلمان، دوستان، همکاران و پدیده های فرهنگی حاصل می شود. خصوصیات جسمانی ناشی از جنسیت بیولوژیک فرد – نظیر ظاهر و شکل بدن و ابعاد فیزیکی با سیستم ظریفی از محرک ها، از جمله پاداش و تنبيه و برچسب های جنسیتی والدین ارتباط دارد و از حاصل این ارتباط، هویت جنسی پدید می آید.

این مطلب نیز برای شما جالب است: اعتیاد جنسی چیست؟

بنابراین هویت جنسی در اثر عوامل زیر پدید می آید:

نگرشهای والدین و فرهنگ موجود در جامعه، دستگاه تناسلی خارجی کودک و عوامل ژنتیکی که از لحاظ فیزیولوژیکی تا هفته ششم زندگی جنینی فعال است. هرچند نفوذ عوامل خانوادگی، فرهنگی و بیولوژیک، ممکن است برقراری جنس نرینگی یا مادینگی را پیچیده کنند، افراد معمولا با جنسیت بیولوژیک خود، همانند سازی کرده و تقریبا حس مطمئنی از هویت خود پیدا می کنند، یعنی به هویت جنسی پایداری دست می یابند.

فواید مراقبه چیست؟

0
فواید مراقبه چیست؟

فواید مراقبه چیست؟ خواه با فشار روانی عمده و کنترل ناپذیر مانند داغدیدگی و یا با مشکلات و چالش های روزمره زندگی روبرو باشیم، یک راه کنار آمدن این است که توجه خود را به چیزی غیر از نشخوارذهنی و افکار مرتبط با فشار روانی متمرکز سازیم و در عین حال که وجود آنها را انکار نمیکنیم، فعالانه خود را از آنها جدا کنیم.

این فرایند اساس انطباق های غربی شده اشکال عرفانی مراقبه شرقی مانند کاهش فشار روانی مبتنی بر تمرکز ذهنی، مراقبه متعالی جانکا بات زین و پاسخ آرمیدگی هربرت بنسونه (۱۹۷۵) است، همه این فنون مستلزم آن است که همه روزه در اوقات تعیین شده در محلی به دور از عوامل حواسپرتی ساکت بنشینم و سپس، در عین حال که می پذیریم انواع افکار(مثبت و منفی) ممکن است بر هشیاری مان وارد شوند، توجه خود را روی لحظه حاضر با یک محرک ثابت مانند تنفس خود یا کلام خدایی (مانترا) متمرکز سازیم.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

به جای اینکه افکارمان را فرونشانیم یا خودمان را به ورود و خروج آنها در هشیاری مان مشغول کنیم، فقط به مشاهده می پردازیم، در مراقبه مبتنی بر تمرکز ذهنی، ما فقط نقش یک مشاهده گر را ایفا میکنیم و محو شدن افکارمان را تماشا می کنیم. در این فن پی می بریم که بخشی از افکار خودمان نیستیم، بلکه رها هستیم تا آنها را مشاهده کنیم. ما همچنین تشخیص می دهیم که افکارمان حقیقت نیستند و لذا مجبور نیستیم آنها را واقعی تلقی کنیم.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: پیشگیری از افسردگی

حال می خواهیم بدانیم فواید مراقبه چیست؟

مجموعه عظیمی از شواهد علمی وجود دارد که نشان می دهد مراقیه، که این فرایند را دربر می گیرد، بر نشاط روانی آنی و بلند مدت بسیاری از افراد سالم و کسانی که مشکلات سلامت روانی و جسمی دارند، تأثیر مثبت دارد (مرفی و دانران، ۱۹۹۹؛ شاپیرو و همکاران، ۲۰۰۲)، در کوتاه مدت به کاهش انگیختگی فیزیولوژیکی و حالت روانی مثبت می انجامد و در بلند مدت به سلامت بهتر منجر می شود.

تغییرات فیزیولوژیکی کوتاه مدت کاهش در ضربان قلب و میزان تنفس، افت در میزان نوسانات هدایت لحظه ای پوستی، پایین آمدن سطح کرتیزول و بالا رفتن میزان امواج آلفای LFG را شامل می شود. مراقبه در بلند مدت می تواند دامنه کارکردهای روانی از جمله کارکرد شناختی، خلاقیت و همدلی را بهبود ببخشد. مراقبه همچنین در دراز مدت می تواند در اداره وضعیت هایی مانند بیش تنشی و درد مزمن و وضعیت های روان شناختی مانند اضطراب و افسردگی کمک کند.

یک آزمایش مهم کنترل شده و مبتنی بر برنامه تمرکز ذهنی در مورد افرادی که افسردگی مزمن داشتند نشان داد که بازگشت بیماری در مورد کسانی که به مراقبه و تمرکز ذهنی پرداخنه اند در مقایسه با کسانی که به مراقبه و تمرکز ذهنی نپرداخته اند به یک دوم کاهش یافت.

چقدر ما شادیم؟

0
چقدر ما شادیم؟

چقدر ما شادیم؟ بیشتر مردم چه مقدار شادند؟ استاد اد دینر از دانشگاه مینه سوتا در تلاش برای پاسخ به این پرسش اطلاعات ۹۱۶ پژوهش زمینه یابی را در مورد شادمانی، رضایتمندی زندگی و سلامت ذهنی بیش از یک میلیون نفر در ۴۵ ملت سراسر دنیا گردآوری کرد ( مایرز و دينر، ۱۹۹۶).

او همه این داده ها را به مقیاسی از ۵ تا ۱۰ تبدیل کرد که در آن ۱۰ نشانگر شادی خیلی زیاد، ۵ بیان کننده بی تفاوتی و صفر نشانه ناشادی بود. متوسط رتبه بندی شادمانی ۶ است. به این ترتیب او نتیجه گیری کرد که یک فرد معمولی از شادی متوسطی برخوردار است. زمینه یابی های معدودی به میانگین رتبه بندی خنثای ۵ یا میانگین کمتر از ۵ دست یافته اند. این گزارش های مثبت از شادمانی در مورد همه گروه های سنی در هر دو جنس و تمام نژادهای مورد مطالعه به دست آمده است.

روانشناس عالی

البته برخی گروه های اقلیت ناشاد بودند:

به ویژه الکلی های بستری، زندانیان تازه بازداشت شده، درمانجویانی که به تازگی تحت درمان قرار گرفته بودند، و دانشجویانی که زیر ستم سیاسی زندگی می کردند. همچنین در مورد نوسان رتبه بندی شادمانی تفاوت های جنسیتی و سنی وجود داشت (دينر و همکاران، ۱۹۹۹)، زنان و افراد جوان در مقایسه با مردان و افراد مسن، شادمانی و بدبختی بیشتری را  گزارش می گردند، نوسانهای جزیی در جنبه های شادمانی در طول حیات یافت می شد.

در پاسخ به سوال چقدر ما شادیم؟ می توان گفت با گذشت سن، رضامندی از زندگی اندکی افزایش می یافت در حالی که عاطفی بودن مثبت تا حدی افت پیدا می کرد. در یک نظر خواهی ملی از آمریکاییان، از هر ده نفر ۳ نفر خود راخیلی شاد، ۱ نفر نه خیلی شاد و ۶ نفر دیگر خود را نسبتا شاد» توصیف کردند.

ایران از لحاظ شاخص شادمانی در سال ۲۰۱۶ در بین ۱۵۶ کشور رتبه ۱۰۵ را دارا بود.

علایم روانی افسردگی

0
علایم روانی افسردگی

علایم روانی افسردگی: افسردگی یک بیماری جسمی و روحی است. اکثر افراد هر دو علایم جسمی و روحی را دارند اما ماهیت دقیق این علایم از فردی به فرد دیگر متفاوت است. افراد کم و بیش علایم واضح بیماری را نشان می دهند.

علایم روانی افسردگی چیست؟

به رغم استفاده نام افسردگی  همه افراد مبتلا به این بیماری افسرده و ناامید نیستند. بعضی مضطرب هستند. بعضی می گویند که از لحاظ عاطفی بی تفاوت شده اند و برخی تغییراتی در حالات خلقی خود ندارند اما با علائم جسمی بدون دلیل و یا تغییرات رفتاری به روانشناس مراجعه می کنند. علائم روانشناختی شایع به شرح زیر می باشند :

حالت گرفتگی و ناامیدی (حالت افسردگی)

در بیماری افسردگی، حالت گرفتگی و ناامیدی بسیار شدیدتر از زمانی است که فرد هنگام یأس و بی حوصلگی احساس می کند. در این بیماری، فرد دچار احساس اندوه مداوم، پوچی و ترس و کمبود می شود. بعضی ابراز می کنند که ابری بر زندگی آنها سایه افکنده است و افسردگی بر تمام ابعاد زندگی آنها تأثیر گذاشته است. در افسردگی متوسط یا شدید، حالت افسردگی و یأس اغلب در هنگام صبح در بدترین وضعیت است و بتدریج در طول روز بهبود می یابد گرچه هیچگاه از بین نمی رود.

به این وضعیت تغییرات روزانه گفته می شود. حالت افسردگی و یأس لذت بردن از زندگی را ناممکن می سازد و فرد حتی از سرگرمی های خود نیز لذت نمی برد. هیچ چیز برای او شادی آور نیست. روانشناسان به این علائم آنهدونيا (ناتوانی در دستیابی به لذت ها) می گویند.

در بعضی از موارد خفیف بیماری، حالت افسردگی و یأس هنگام شب بدتر از صبح است که در این صورت ممکن است فرد روز نسبتا خوبی را داشته باشد. به هر حال روزهای بد این افراد بیش از روزهای خوب آنها است. در افسردگی خفیف فرد شاید از مصاحبت با دیگران لذت ببرد. هرچند بدون هیچ دلیلی، خیلی زود این حالت شادی از بین می رود. شخص در اثر افسردگی و ناامیدی اغلب با کمترین ناراحتی و یا حتی بدون هیچ گونه ناراحتی تمایل به گریه دارد.

اضطراب از دیگر علایم روانی افسردگی است

در هنگام احساس خطر، هورمونی به نام آدرنالین آزاد می شود و جریان خون به ماهیچه ها و مغز افزایش می یابد تا فرد بتواند به طور سریع تصمیم گیری نماید و در صورت لزوم فرار کند. شخص سالم، عصبانی و هیجان زده می شود، اما اگر اتفاقی نیفتد این حالت پس از چند دقیقه از بین می رود. در فرد مبتلا به افسردگی، حس نگرانی و اضطراب ممکن است ماه ها ادامه یابد.

بعضی از اشخاص به دلیل ترس از اتفاقات احتمالی، با اضطراب و نگرانی شدید از خواب بیدار می شوند، اضطراب ممکن است از افسردگی و یأس، بیشتر دیده شود و بارزترین علامت بیماری افسردگی است. انسان مضطرب ممکن است به زودرنجی و خشونت بیش از حد خود پی بیرد که این حالت به طور آشکار، زندگی را هم برای خود او و هم برای کسانی که با او زندگی می کنند، مشکل خواهد کرد.

بی تفاوتی عاطفی

بعضی از اشخاصی که به افسردگی حاد مبتلا هستند، اظهار می دارند که عواطف خود را به کلی از دست داده اند و این حالت یکی از ناراحت کننده ترین علائم افسردگی است. فرد احساسی ندارد، نمی تواند گریه کند و حس می کند اشکی برایش نمانده است. ممکن است خود را جزئی از جهان نداند زیرا فکر می کند هیچ احساسی ندارد. حتی ممکن است از اشخاصی که بسیار به او نزدیک هستند مانند همسر خانواده و بچه ها، دوری کند و هیچ احساسی نسبت به آنها نداشته باشد.

تفکرات افسرده کننده

طرز تفکر شخص در اثر ابتلا به افسردگی تغییرمی کند. با دیدگاهی متفاوت به جهان می نگرد. به هر چیز با دید منفی نگاه می کند. این طرز فکر مخرب باعث تشدید افسردگی می شود.

اغلب اوقات شخص افسرده خودش را به خاطر پیشامدهای ناگوار سرزنش می کند. در حالی که خود را به خاطر کارهای خوب خود تحسین نمی کند. کارهای مفیدی که در طول زندگی انجام داده است، به فراموشی سپرده می شود، در حالی که کارهای بد به طور زنده در خاطر او می ماند و بیش از حد در مورد آنها اغراق می کند.

شاید خود شخص نیز متوجه شود که بر جزئیات ناخوشایند منفی تکیه می کند و از موفقیت بزرگ چشم پوشی می کند. مثال بسیار خوب، کسی است که امتحان را با امتیاز ۹۹٪ و با موفقیت گذرانده است اما از نتایج خوب چشم پوشی و بر آن یک درصد اشتباه خود تکیه می کند.

همچنین فرد ممکن است به طور سريع نتیجه گیری منفی داشته باشد و از هر پیشامد ساده یک نتیجه کلی بگیرد. به عنوان نمونه، خانمی که قبلا معالجه کردم، فکر می کرد به این دلیل که مردی در خیابان از کنار او گذشته و نگاهی خنده دار به او کرده است پس زنی زشت است و همه از او متنفرند.

این نوع الگوی تفکر منفی باعث تضعیف فرد می شود. باعث اضطراب، عدم اعتماد به نفس و احساس بی فایدگی می شود و دنیای او مملو از تفکرات دلتنگ کننده، اضطراب و حس اینکه توانایی او کافی نیست، خواهد شد. در نتیجه شخص افسرده تر و مضطرب تر می شود و در نتیجه دوری باطل، پایه گذاری می شود. برای کنار گذاشتن و تصحیح این الگوی فکری توصیه می شود به یک روانشناس خوب مراجعه کنید.

مشکلات تمرکز حواس و حافظه از دیگر علایم روانی افسردگی است

اگر نگرانی ها و افكار ناراحت کننده ذهن شخص را اشغال کند، تفکر در مورد مسائل دیگر مشکل می شود. فرد متوجه بروز مشکل در تمرکز حواس می شود و این موضوع مشکلاتی را به همراه دارد زیرا باید برای به خاطر آوردن هر چیز تمرکز حواس داشته باشد. تعجبی ندارد، اگر تمرکز حواس ضعیف و مشکلات حافظه با هم بروز کنند.

مشکلات مربوط به حافظه منجر به دو دلی و بی توجهی نیز می شود و شخص ممکن است گیج و وامانده شود. این علائم ممکن است آنقدر شدید باشند که با دمانس(زوال عقل به علت بیماری مغزی) اشتباه شوند.

توهم و کژ پنداری از دیگر علایم روانی افسردگی است

اگر فرد به افسردگی شدید مبتلا باشد، ممکن است تفكر او نیز دچار اختلال بسیار شدید شود. به طوری که قدرت درک واقعیت از او سلب شود. او بازیچه ذهنیت ها و تفکرات اشتباه خود می شود و ممکن است از آن بترسد که مبادا به دیوانگی مبتلا شده است. در حالی که دیوانه نشده بلکه به افسردگی دچار گشته است و با معالجه بهبود خواهد یافت، كژ پنداری ممکن است در افسردگی شدید ایجاد شود، اما خدا را شکر( به دلیل ناراحت کننده آن) این پیشامد بسیار نادر است.

کڑ پنداری، عقیده ای باطل است که فرد مبتلا به کژپنداری بر آن قاطعانه اصرار می ورزد، هنگام ابتلا به افسردگی، توهمات، افسردگی شخص را منعکس ساخته و حالت افسردگی را تشدید می کنند.

بعضی معتقدند هیچ پولی ندارند، بقیه معتقد ند که در حال زوال و نابودی هستند و یا مرده اند. به همان مقدار که نظرات متفاوتی در ذهن بشر وجود دارد، به همان اندازه هم انواع بسیار متفاوتی از کژپنداری ها وجود دارند، اما همه آنها افسردگی و افکار افسرده کننده را منعکس می کنند.

در حالی که کژپنداری به تفکرات غلط گفته میشود، توهم در اثر درک مسائل غیر واقعی و معمولا صداهای غیر واقعی به وجود می آید. مثلا بعضی از افراد مبتلا به افسردگی شدید، با وجودی که کسی در اطراف آنها وجود ندارد، باز صداهایی را می شوند، به نظر می آید که این صداها، صدای اشخاصی است که با وی صحبت می کنند و به طرز وحشتناکی واقعی به نظر می رسند. صداها ممکن است آنها را مورد انتقاد قرار دهند و به آنها بگویند که انسانهایی غیر مفید و بد هستند. این صداها باعث تشدید افسردگی می شوند. بعضی اشخاص نیز بوهایی را استشمام می کنند یاچیزهایی به نظر آنها می آید که واقعا وجود ندارد. در عین حال این موارد نادر تر هستند.

رواج افسردگی چقدر است؟

0
رواج افسردگی چقدر است؟

رواج افسردگی چقدر است؟ : همه ما گاهی دچار حالت، ناامیدی و افسردگی می شویم  مثلا وقتی روابط ما با دیگران از هم پاشیده می شود، ممکن است شوکه شویم، گریه کنیم، غذا نخوریم، عصبانی شویم، خوب نخوابیم و بدخلق ومضطرب شویم.

این حالت معمولا پس از چند روزبرطرف می شود و شخص به زندگی طبیعی باز می گردد و شاید بگوید که دچار افسردگی، کم علاقگی به زندگی، بیزاری و دمق شده بودم .

اما آنچه پزشکان آن را افسردگی می نامند:

حالت افسردگی و نا امیدی به این شکل نیست. بلکه این اصطلاح برای تعریف بیماری شدید تری به کار میرود که حداقل چند روزطول می کشد و بر جسم و روح شخص اثر می گذارد. این بیماری ممکن است بی هیچ دلیلی بروز کند و زندگی فرد را تهدید کند. هیچ وقت وجود یک علامت تک نشانگر وجود افسردگی و یا به قول معروف افسردگی بالینی در فرد نیست.

بسیاری از علائم شبیه یکدیگرند، اما وقتی فرد به افسردگی مبتلا می شود این علائم شدیدتر می گردند و مدت بیشتری ادامه می یابند . اگر حالت ناامیدی و افسردگی بر تمام ابعاد زندگی شما تأثیر بگذارد، ۲ یا چند هفته ادامه یابد و یا به حدی برسد که به فکر خودکشی بیافتید، کار صحیح آن است که از دیگران یاری بطلبید .

به خاطر داشته باشید که افسردگی یک بیماری است که می توان آن را با موفقیت درمان کرد و به موقع بهبود خواهید یافت، یک رواشناس خوب فرآیند بهبودی را برای شما تسریع می بخشد.

٪۹۰ از افراد مبتلا به افسردگی به وسيله روانشناس یا روانپزشک خود معالجه می شوند. روانشناسان و روانپزشکان خانواده در معالجه افسردگی تجارب زیادی دارند و برای تشخیص و درمان آن آموزش دیده اند. ممکن است قرص تجویز کنند، اما گاهی در خصوص سازمان های خودیاری، مشاوره و روان درمانی یا تکنیک های تمدد اعصاب با شما صحبت خواهند کرد. می توانید راجع به کاهش فشار روحی با روش های قبول فقدان عزیزان با دیگر کمبودها توصیه هایی را کسب کنید.

با این حال اگر فکر می کنید که نمی توانید با روانشناس خود صحبت کنید، موضوع را با یکی از دوستانتان در میان بگذارید. اگر بدانید که چه تعداد از افراد، مبتلا به افسردگی هستند یا خود کسی را می شناسند که مبتلا به این بیماری است، شگفت زده خواهید شد. آنها شاید بتوانند توصیه های لازم را بدهند، اما اگر فقط شنونده صحبت های شما باشند صحبت کردن با آنها معمولا مفید خواهد بود .

رواج افسردگی چقدر است؟

بسیاری از اشخاص معروف، از جمله آبراهام لینکلن، ملکه ویکتوریا و وينستون چرچیل – که افسردگی را سگ سیاه می نامید، از افسردگی رنج می بردن .

بسیاری از نویسندگان و هنرپیشه ها از این بیماری رنج می برده اند. کمدینی به نام اسپیک میلیگان کتاب « افسردگی و راه نجات از آن » را درباره بیماری خود نوشته است.

میزان افسردگی در ۴۰ سال اخیر افزایش یافته است که ممکن است پیامد نحوه زندگی انسان ها باشد. دنیا برای تعداد زیادی از افراد پر از فشار روانی روزافزون شده است و این فشار روانی می تواند منجر به ایجاد افسردگی شود.

افزایش میزان طلاق، جنایت، ساعات طولانی کار در بعضی اشخاص و بیکاری در بعضی دیگر، تنها تعدادی از فاکتورهایی هستند که زندگی افراد مبتلا به افسردگی را در تنگنای روحی قرار می دهند.

مکان زندگی فرد نیز ممکن است بر میزان ابتلا به افسردگی تأثیر بگذارد.

یک تحقیق نشان می دهد که میزان ابتلا به افسردگی در اشخاصی که در بخش مرکزی شهر زندگی می کنند احتمالا دو برابر افرادی است که در خارج از شهر زندگی می کند گرچه ثابت شده است که یافتن دلیل اصلی این افزایش مشکل است، اما واضح است که محیط زندگی فرد عامل مهمی در میزان بروز افسردگی می باشد.

خبر مسرت بخش این است که افسردگی، صرف نظر از دلیل بروز آن، قابل درمان است و آن را به طور موثری می توان درمان کرد. اکثر افرادی که این بیماری را داشته اند و آن را معالجه کرده اند، بهبود یافته اند .

نکات مهم

حالت افسردگی و ناامیدی در صورتی بیماری افسردگی محسوب می شود که تداوم داشته باشد و به تمام ابعاد زندگی تاثیر بگذارد.

افسردگی نوعی بیماری رايج است.

افسردگی به طور مؤثر قابل درمان است.

چگونه می توانیم دیگران را تغییر دهیم؟

0
چگونه می توانیم دیگران را تغییر دهیم؟

چگونه می توانیم دیگران را تغییر دهیم؟

موثرترین و سالم ترین طریقه ایجاد تغییر در دیگری این است که از او بخواهیم تغییر کند. انسان ها خودشان اعمالشان را انتخاب می کنند و هم آنان هستند که می توانند تصمیم بگیرند که تغییر بکنند یا نکنند. معمولا اگر رفتار شخصی برای خودش راضی کننده نباشد، می تواند تغییرکند. اگر رفتارش برای دیگران راضی کننده نباشد چنانچه بخواهد می تواند رفتار خود را به صورتی در آورد که از نظر دیگران رضایت بخش باشد. هر چند این کار همیشه ساده نیست، اما امکان پذیر است.

 اگر ارتباط طوری باشد که برای هر دو طرف احساس رضایت همراه داشته باشد، طبیعی است که هر یک از طرفین می خواهد دیگری را خشنود سازد. اما بین یک تلاش سرد و حساب شده در جهت نزدیکی به دیگری با این نیت که او را با خواسته های خود هماهنگ کنیم با این که فرد با اراده خودش بخواهد تغییر کند، تفاوت زیادی وجود دارد. در مورد اول به مرور حالت حسابگری و تملق برملا می شود. در نهایت، ارتباط بیشتر به مثابه میل یکی از طرفین به تغییر و هماهنگی با خواسته های طرف مقابل است.

این مطلب نباید از نظر دور باشد که ما می توانیم دیگران را با زور و تهدید یا با شستشوی مغزی تغيير دهيم. اما تغییر حاصل از تهدید و زور نه تنها برای مدت کوتاهی دوام دارد، بلکه در نهایت منجر به ايجاد خصومت و کینه نسبت به فردی می شود که مجبور به تغییر شده است.

در نتیجه به نظر می رسد برای جواب به این سوال چگونه می توانیم دیگران را تغییر دهیم؟ می توان گفت بیشترین تغییری که یک فرد می تواند انجام بدهد، تغییر بر روی خودش است و نه دیگران. و البته نکته جالب این است که بیشتر افراد می خواهند دیگران را تغییر بدهند و در اکثر موارد فکر می کنند که مشکل از طرف روبه رو می باشد و نه خودشان.

بهتر است حتی در ارتباط نیز تغییر را در ابتدا از خودمان شروع کنیم، برای شروع تغییر می توانید از یک روانشناس خوب نیز کمک بگیرید.