مقالات

مقالات روانشناسی

مقالات روانشناسی به شما کمک می کند تا در مورد اطلاعات به روز روانشناسی اطلاع پیدا کنید؛ البته نکته مهمی که باید در مقالات روانشناسی به آن توجه کرد منابع آن و نویسندگان است.

به طور مثال اگر به دنبال یک مقاله در مورد روانشناس خوب در تهران هستید:

در ابتدا به نویسنده این مطلب توجه کنید، چه فردی این مطلب را نوشته است؟ در چه سایتی این مطلب منتشر شده است؟

مهم این است که مطلبی که مطالعه می کنید منبع کاملا علمی و درستی داشته باشد، با توجه به اینکه در حال حاضر هر فردی می تواند در داخل شبکه اینترنتی مقاله ای بگذارد، نکته مهم برای تشخیص اینکه این مقاله علمی است به طور مثال می تواند این باشد که در مجله معتبر نوشته شده باشد یا فردی با تحصیلات بالا در آن رشته آن را نوشته باشد.

انحراف جنسی چیست؟

0
انحراف جنسی

انحراف جنسی چیست؟ واژه انحراف جنسی (پارافیلیا) از دو واژه یونانی به معنی «در کنار» و «عشق» آمده است. بر طبق چاپ چهارم کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی ( DSM- IV )، نابهنجاری های جنسی (پارافیلیاها)، خیالپردازی های غیر معمول، امیال شدید و یا رفتارهای جنسی هستند که معمولا حالت تکراری داشته و از لحاظ جنسی، برانگیزنده اند.

برای توضیح بیشتر در پاسخ به سوال انحراف جنسی چیست؟ می توان گفت: این فعالیت ها عموما معطوف به تحقیر خویشتن یا شریک جنسی است با روی کودکان یا افراد غیر موافق یا اشياء غیرانسانی متمرکز است. این امیال و رفتارها باید حداقل ۶ ماه طول کشیده و از لحاظ بالینی سبب ناراحتی چشمگیر فردی، اختلال عملکرد اجتماعی، شغلی و یا سایر زمینه های کارکردی مهم شود. انحراف جنسی ممکن است شامل اعمال خلاف قانون شود؛ جرایم جنسی جنایی نیز به این طبقه از اختلالات تعلق دارند.

ویژگی های انحرافات جنسی:

خیال پردازی های جنسی خاص و امیال جنسی شدید و انجام انحرافات جنسی معمولا تكرارشونده بوده و برای افرادی که درگیر آن هستند، ناراحت کننده است. یک خیال ویژه با اجزاء خودآگاه و ناخوداگاه آن، علامت مشخصه انحرافات جنسی است و پدیده های ارگاسم و انگیختگی جنسی جزء فرعی آن ها محسوب می شود.

تأثیر خیالپردازیها و نمود آنها در رفتار شخص، از حيطه جنسی فراتر می رود و زندگی شخص را در بر می گیرد. کارکرد عمده رفتار جنسی در انسان، کمک به برقراری پیوند، ابراز و تقویت عشق بین دو نفر و تولید مثل است.

انحرافات جنسی، رفتارهای انحرافی هستند که افراد آنها را پنهان نگاه می دارند و ممکن است اعمال آنها، دیگران را کنار بگذارد و یا به آنها آسیب برساند و بالاخره احتمال برقراری پیوند بین دو انسان را از بین ببرد. انگیختگی انحراف جنسی ممکن است گذرا باشد و در کسانی که فقط در دوره های استرس یا تعارض هستند، ظاهر شود. ولی اغلب این رفتارها، مشکلاتی هستند که در سراسر عمر وجود داشته و همراه با تصورات منحرف جنسی است که پیش از بلوغ با همزمان با آن شروع می شوند.

طبقه بندی عمده انحرافات جنسی

طبقات عمده انحراف جنسی در DSM- IV عبارتند از: نمایشگری، یادگارخواهی ، مالش، بچه خواهی، آزارخواهی جنسی، آزارگری جنسی، تماشاگری جنسی، یادگارخواهی همراه با مبدل پوشی و یک طبقه مجزا برای سایر انحرافات جنسی که به گونه ای دیگر مشخص نشده اند (مانند حیوان خواهی). یک فرد، ممکن است انحرافات جنسی متعددی داشته باشد.

احتمال وجود چند رجحان جنسی در یک فرد بیشتر از حدی است که تصادفی به نظر آید. شایع ترین اختلالاتی که با هم دیده می شوند، عبارتند از: یادگار خواهی، مبدل پوشی و آزارگری- آزارخواهی.

انواع دیگری از الگوهای رجحان و فعالیت جنسی ممکن است روی دهد که نسبتا ناشایع اند. این اختلالات، عبارتند از: هرزه درایی تلفنی، استفاده از اختناق یا آنوکسی برای تقویت تحریک جنسی و …. اعمال شهوی به حدی متنوع اند و بسیاری از آن ها به حدی نادر و عجیب و غریبند که نمی توان برای هر کدام از آن ها اصطلاح خاصی به کار برد.

در صورتی که احساس می کنید در هر یک از حیطه های توضیح داده شده دارای مشکل هستید برای رفع آن توصیه می شود حتما به یک روانشناس خوب مراجعه کنید.

منبع: کتاب تمایلات و رفتارهای جنسی انسان

تمایلات جنسی طبیعی

0
تمایلات جنسی طبیعی

تمایلات جنسی طبیعی (بهنجار):

تعریف تمایلات جنسی طبیعی دشوار است. در واقع، تعریف تمایلات جنسی نابهنجار آسان تر است. یعنی رفتارهای جنسی که برای خود یا دیگران مخرب است، قابل هدایت به سوی یک شریک جنسی نیست، تحریک اعضای جنسی اولیه در آن وجود ندارد، به طور نامتناسبی همراه اضطراب و احساس گناه است یاحالت وسواس دارد.

در برخی شرایط، روابط جنسی خارج از محیط زناشویی، خودارضائی و انواع مختلف تحریکات جنسی که به اعضای غیر از اعضای اولیه جنسی مربوط می شود، ممکن است در محدوده طبیعی و بهنجار قرار گیرد. تمایلات و رفتارهای جنسی متنوع هستند و تعامل پیچیده چندین عامل، آنها را تعیین می کنند. این تمایلات و رفتارها، تحت تأثیر روابط با دیگران، شرایط زندگی و فرهنگ محیط اطراف، قرار می گیرند.

انسان همچون سایر حیوانات همواره به رابطه جنسی علاقمند بوده و تقریبا هر نوع رفتار جنسی را از خود نشان داده است. در دوران رنسانس، لئوناردو داوینچی، آمیزش جنسی انسان را از لحاظ تشریحی مطالعه کرد که در نقاشی های کتب خود، حاصل آنها را ترسیم نموده است. تمایلات جنسی با سایر عوامل شخصیتی، ساختار بیولوژیک و احساس و برداشت عمومی فرد از خویشتن، ارتباط تنگاتنگی دارد و شامل ادراک مردانگی یا زنانگی بوده و بازتاب تجارب رشدی فرد در مورد رابطه جنسی در طول عمرش است.

در صورتی که احساس می کنید در این زمینه ممکن است مشکلی داشته باشید می توانید با یک روانشناس خوب این مساله را مطرح کنید.

تمایلات روانی – جنسی:

تمایلات جنسی شخص، چنان با كل شخصیت او در هم آمیخته است، که صحبت از تمایلات جنسی به عنوان پدیده ای مستقل، در واقع غير ممكن است. بنابراین اصطلاح روانی – جنسی برای توصیف رشد و کارکرد شخصیت و تأثیر تمایلات جنسی بر آن به کار می رود. مفهوم این اصطلاح نه محدود به احساسات و رفتارهای جنسی است و نه در مفهوم وسيع فروید، معادل زیست مایه است.

از نظر فروید، تمام فعالیت ها و تکانه های لذت بخش، ریشه جنسی دارد. این تعمیم، سبب تحریف مفاهیم جنسی در نزد عوام گردید و نمای درهم و برهمی از انگیزش را به روانپزشکان معرفی کرد، برای مثال، برخی از فعالیت های دهانی به تغذیه مربوط است و برخی دیگر معطوف به کسب ارضاء میل جنسی. هر دوی آنها، فعالیت های لذت طلب محسوب می شوند و در هر دو از یک عضو استفاده می شود ولی برخلاف اعتقاد فروید، هر دو فعالیت لزوما جنسی نیستند.

اگر به تمام رفتارهای لذت طلب، برچسب جنسی بزنیم، تعیین دقیق انگیزش ها غیرممکن می شود. افراد، ممكن است از فعالیت های جنسی برای اقناع نیازهای غیرجنسی مانند وابستگی، پرخاشگری، قدرت، شأن و مقام استفاده کنند، ولی این احتمال نیز وجود دارد که تکانه های جنسی و غیر جنسی تواما موجب انگیزش رفتار شوند، تحلیل رفتار به درک انگیزه های زیربنایی فردی و تعامل آن ها بستگی دارد.

منبع: کتاب تمایلات و رفتارهای جنسی انسان

برای شما این مطلب نیز جالب است: انحراف جنسی چیست؟

در مصاحبه استخدامی چه بگوییم

0
در مصاحبه استخدامی چه بگوییم

در مصاحبه استخدامی چه بگوییم:


توصیه های طلایی برای مصاحبه های شغلی:

در هر وضعیتی در زندگی اگر از انتظارات خود آگاه باشید، اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت و احساس آمادگی بیشتری خواهید کرد مصاحبه ی شغلی چیزی نیست که بخواهید زیاد تجربه اش کنید، پس بهتر است از کتاب های زیادی که در این زمینه هست و آموزش هایی که برای کمک به شما ارائه می شود، بهره بگیرید تا در مصاحبه موفق شوید.

حتی برای پیش پا افتاده ترین کارها تقاضانامه هایی بیشتر از آن میزان که کارفرما توان بررسی شان را داشته باشد، ارسال میشود. در مرحله ی بررسی اولیه برای نپذیرفتن درخواست نامه یا رزومه ی یک متقاضی از هر بهانه ای استفاده می کنند، پس اگر از شما برای مصاحبه دعوت کردند، باید برای پشت سر گذاشتن موفق بررسی اولیه خوشحال باشید.

فرایند مصاحبه مراحل ساده ای دارد:

۱. چند دقیقه ی اول به برقراری کانال ارتباطی با روابط متقابل مربوط می شود.

٢. ضمن آنکه مصاحبه کننده، اطلاعات کلیدی و مهم را درباره ی سازمان و شغل موردنظر به شما می دهد، باید به حرف های او با جدیت گوش کنید.

۰۳ بعد از آن، ضمن پرداختن شما و مصاحبه کننده به تشریح چگونگی آمیختن توانایی، تجربه و اشتیاق خاصتان که می تواند منجر به ایجاد ارزش در کار موردنظر بشود، تمرکز اصلی به سمت شما باز می گردد.

۴. در مرحله ی کوتاه خاتمه دادن به مصاحبه این فرصت را دارید که اگر سوالی باقی مانده است، بیرسید.

شما در حال خواندن مقاله در مصاحبه استخدامی چه بگوییم هستید:

این نحوه ی مصاحبه، مطلوب یک کارشناس منابع انسانی است. وظیفه ی مصاحبه کننده حذف متقاضیانی است که در صورت استخدام شدن کمکی به ایجاد ارزشی که مد نظر شرکت است نخواهند کرد.

با این همه هرگز اشتباهات زیر را که همه از کمبود اعتماد به نفس سرچشمه می گیرند، مرتکب نشوید:

  • نداشتن برنامه: ناتوانی در ابراز منظور و هدف مشخص
  • رفتار بی تفاوت و منفعلانه: درماندگی در ابرازعلاقه و اشتیاق، نداشتن سرزندگی و نشاط
  • تماس های چشمی ضعیف
  • ثبات شخصیتی ضعیف: بیمار گونه و بی جهت عصبی به نظر رسیدن

در صورتیکه در موارد بالا از جمله داشتن انگیزه و هدف، برقراری تماس چشمی ، ثبات شخصیتی و …دچار اشکال هستید می توانید با کمک یک روانشناس خوب در رفع این مشکل ها برآیید.

برای اینکه از غافله عقب نمانید یک کار دیگر هم باید انجام بدهید. ظرف ۲۴ ساعت، یا دداشتی برای مصاحبه کنند گان بفرستید و از آنها به خاطر وقتی که برای شما گذاشتند تا کمکتان کنند و اطلاعات لازم را در اختیارتان قرار بدهند. تشکر کنید.

در یادداشت مشخص کنید که آیا هنوز به داشتن آن شغل علاقه مند ید یا خیر و اگر هنوز علاقه دارید، مشخص کنید که منتظر شرکت در مراحل بعدی مصاحبه هستید به هیچ یک از پاسخ هایی که داده اید دوباره اشاره نکنید و هیچ مطلب دیگری نپرسید. یادداشت شما برای یک تشکر ساده و تأیید علاقه ای که به کار مزبور دارید برای مصاحبه کننده ارسال میشود و نیازی هم به دریافت پاسخ ندارد. حتی یک نفر از صدها متقاضی این کار هم چنین مراتب ادب و بزرگواری را نشان نخواهد داد.


ویژگی های اعتماد به نفس بالا چیست؟

0
ویژگی های اعتماد به نفس

نگاهی به ویژگی های اعتماد به نفس :

در ابتدا ده ویژگی اصلی اعتماد به نفس را در این مقاله عمیقا بررسی خواهیم کرد. هنگامی که با اعتماد به نفس عمل می کنید، احتمالا مقدار قابل توجهی از این ده ویژگی در شما هست.

ویژگی های اعتماد به نفس :

هدف و ارزش: می دانید که چه می خواهید، مقصدتان کجاست و واقعا چه چیزی برایتان مهم است.

انگیزه: کاری که می کنید به شما انگیزه می دهد و خوشحالتان می کند. در حقیقت، آن چنان مجذوب کارتان می شوید که هیچ چیز نمی تواند حواستان را پرت کند.

ثبات عاطفی: هنگام برخورد با چالش ها، نگرشی توام با آرامش و تمرکز به چگونگی شناخت فردیت خود و نحوه برخورد با دیگران دارید، متوجه هیجانات دشوار، مثل خشم و اضطراب هستید؛ اما به جای اینکه بگذارید آنها بر شما غلبه کنند، با آنها کنار می آیید.

طرز فکری مثبت: حتی در مواجهه با مشکلات، توانایی خوشبین بودن ودیدن وجه مثبت همه چیز را دارید. برای خود و دیگران احترام مثبتی قائل اید.

خودآگاهی: می دانید در چه زمینه هایی مهارت دارید، شایستگی هایتان چیست و در نظر دیگران چگونه هستید، به این هم اذعان دارید که یک انسان هستید و انتظار نمی رود که حتما کامل باشید.

ادامه ویژگی های اعتماد به نفس:

انعطاف پذیری در رفتار: رفتارتان را با توجه به اوضاع تغییر میدهید. ضمن توجه به جزئیات، می توانید به کل مسائل هم توجه داشته باشید. در تصمیم گیری هایتان از نظرات دیگران هم استفاده می کنید.

اشتیاق برای پیشرفت: از پرورش ذهن خود لذت می برید و دوست دارید به جای اینکه نشان بدهید کارشناسی هستید که هیچ چیز برایش تازگی ندارد، از هر روزتان به عنوان فرصتی برای یک تجربه ی تازه استفاده کنید. یافته های جدید خود را به تجربیاتتان اضافه می کنید.

سلامتی و انرژی: با بدن خود مهربان هستید، به آن احترام می گذارید و احساس می کنید که انرژی شما آزادانه جریان دارد. بدون از پا افتادن موقعیت های دلهره آور و پر از استرس را اداره می کنید.

آمادگی برای ریسک کردن: توانایی آن را دارید که در شرایط نامطمئن کارکنید و حتی وقتی پاسخ همه چیز یا مهارت هر کاری را ندارید. برای انجام درست کارها به فعالیت های خود نظم بدهید.

داشتن هدف: شما در زندگی خود، یک حس قوی و فزاینده از انسجام و پیوستگی میان حوزه های مختلف دارید و برای آن یک آهنگ و هدف تعیین کرده اید.

در زندگی خود می توانید از این ویژگی ها اعتماد به نفس برای مشخص کردن این که در کدام نقطه از زندگی به دردسر افتاده اید، استفاده کنید، زیرا مشکل اصلی برای پیش رفتن، نداشتن اعتماد به نفس است. در صورتی که در هر یک از ویژگی های توضیح داده شده دارای اشکال هستید می توانید برای حل مشکل به یک روانشناس خوب مراجعه کنید.


مردان موفقیت در رابطه جنسی را چطور می سنجند؟

0
موفقیت در رابطه

مردان مایلند موفقیت در رابطه جنسی شان را با ارگاسم شریک جنسی شان بسنجند. اگر یک بار همسرشان ارگاسم نداشته باشد، آنها ممکن است ساعت ها لب و لوچه شان آویزان باشد. به این دلیل است که زنان حتی اگر تمایلی برای داشتن ارگاسم نداشته باشند، احساس می کنند که برای نشان دادن آن تحت فشار هستند و مجبورند گاهی به آن تظاهر کنند. گاهی اوقات، آنان شاید فقط به خاطر این که همسرشان را خشنود سازند، تظاهر به خشنودی و لذت جنسی می کنند.

اینگونه وانمود سازی و احساس تحت فشار بودن، برای تظاهر کردن به لذت در رابطه جنسی مانع از ارضاء شدن کامل زنان می شود؛ هم چنین مانع از لبریز شدن زنان از لذت جنسی شده و آنان را از طی روند طبیعی رابطه جنسی شان باز می دارد.اگر زن مجبور شود هر بار که رابطه جنسی دارد، به خاطر همسرش احساس موفقیت در رابطه جنسی داشته باشد پاسخ های یکسان نشان دهد و با تظاهر به ارگاسم کند، نمی تواند به آرامش دلخواهش دست یابد و رفته رفته علايق و تمایلات خودش را گم می کند و دیگر نمی داند که در چه مواقعی واقعا خواهان رابطه جنسی طبیعی است.

ایحاد استرس در زنان

فشار بر روی زنان برای داشتن ارگاسم در رابطه جنسی، از ارضاء شدن کامل آنها جلو گیری می کند. هنگامی که یک زن برای داشتن ارگاسم احساس فشار می کند، این احساس می تواند مانع از تجربه کردن ارگاسم واقعی برای او شود. هم چنین احساس تحت فشار بودن و تظاهر به ارگاسم در زمان های متعدد رابطه جنسی با همسر ، در واقع باعث می شود بدن زنان آمادگی لازم برای ارگاسم واقعی را از دست بدهد و حتی در مواقعی هم که بدن آنان مستعد رسیدن به آن است، ارگاسم را تجربه ننمایند.

یکی از ضروریت ها برای تجربه سکس عالی در زنان، عدم وجود احساس فشار برای انجام هر گونه تظاهر و هر نوع عملی است. این علم می تواند به آسانی با داشتن شناخت نسبت به تفاوت های موجود بین زن و مرد، حاصل شود. زندگی با سکس عالی، یعنی این که گاهی اوقات رابطه جنسی یک خاطره فوق العاده شگفت انگیز خواهد بود که هرگز فراموش شدنی نیست؛ این در حالی است که در زمانهای دیگر ممکن است به این شدت نباشد. اما با این حال، آن روابط هم، عاشقانه هستند و به واسطه آنها هر یک از زوجین چیزهایی را که می خواهند به دست می آورند. مرد به ارگاسم دلخواهش می رسد و زن هم، خواه از نظر خلقی شرایط دست یافتن به ارگاسم را داشته باشد یا نه، به محبت و نوازش فیزیکی ای که خواهان آن است، دست می یابد.

برای بهبود در روابط عاطفی خود که یکی از علل مهم در به وجود آمدن اشکال در روابط زناشویی است، می توانید به یک روانشناس خوب مراجعه کنید.

منبع: کتاب مردان مریخی زنان ونوسی در اتاق خواب

دلیل تنبلی یا اهمال کاری شما چیست؟

0
دلیل تنبلی

دلیل تنبلی یا اهمال کاری افراد: موکول کردن کارها به زمانی دیگر در افراد کمال خواه بسیار رایج است. اهمال کاری اغلب به این دلیل اتفاق می افتد که آن قدر فرد درباره انجام بی عیب و نقص کارش مشغله ذهنی دارد که ترجیح می دهد شروع تکلیف را به تأخیر بیندازد، تا مبادا در انجام آن کار حتی با کوچکترین نقصی مواجه شود.

بنابراین، اهمال کاری در واقع نوعی اجتناب است، نظیر سایر رفتارهای اجتنابی، اهمال کاری نیز اغلب از ترس از شکست ناشی می شود؛ این ترس آن قدر شدید است که فرد ترجیح می دهد شروع کار را به تعویق بیندازد تا این که این خطر را قبول کند که در اجرای آن کار طبق معیارهای سطح بالایی که برای خودش تعیین کرده است، شکست بخورد.

 سوال هایی که به شناسايی افكار مرتبط با اهمال کاری کمک می کند:

۱- آیا فکر میکنید انجام کامل کارها، آن قدر وقت شما را می گیرد که ترجیح می دهید کارها را به تعویق بیندازید؟

۲-آیا کارها را تا آخرین دقیقه باقی می گذارید؟ (برای مثال، نوشتن تکالیف شب قبل از اتمام نوبت آن) به طوری که اگر کارها را خوب انجام ندهید بهانه و توجیهی خواهید داشت.

۳- آیا ترجیح می دهید شروع کارها را به تأخیر بیندازید؟

۴- اگر نتوانید کاری را بی عیب و نقص انجام دهید آیا ترجیح می دهید آن کار را به تأخیر بیندازید؟

۵- آیا به خاطر این که فکر میکنید در حین انجام یک تکلیف دچار احساس اضطراب یا ناکامی شدید خواهيد شد، شروع کارها را به تعویق می اندازید؟

مسلما افکار دیگری نیز می تواند باعث اهمال کاری شود. مشکلی که اهمال کاری در افراد كمال خواه ایجاد می کند این است که این رفتار با هدف دست یابی به عملکردی بی عیب و نقص انجام می شود و مانند سایر رفتارهای اجتنابی احتمالا نتیجه معکوس خواهد داشت. به تا خیر انداختن مداوم شروع یک تکلیف، احتمالا اضطراب را تا حدی افزایش می دهد که وقتی تکلیفی شروع می شود، عملکرد فرد کاهش می یابد. وقتی بالاخره تکلیفی شروع می شود این تأخیر ممکن است به این معنا باشد که دیگر زمان کافی برای انجام یک کار خوب باقی نمانده است (برای مثال، نوشتن یک تکلیف شب قبل از اتمام مهلت آن در مقایسه با زمانی که فرد یک هفته به خود مهلت میدهد).

علاوه بر اینها، اهمال کاری می تواند موجب انباشته شدن تکالیف شود، به طوری که وقتی فرد واقعا باید کاری را شروع کند، حتی تصور شروع آن کار فرد را از پا در می آورد. مورد سیمون را به عنوان نمونه بخوانید.

سیمون : مثال فردی با کمال خواهی و اهمال کاری

سیمون در مورد تمیزی، نظم و ترتیب و آراستي خانه اش کمال خواه بود. او فکر می کرد باید همه چیز را به طور پی عیب و نقصی در همه اتاق های خانه مر تب و منظم کند. با این وجود سيمون. اغلب اهمال کاری می کرد و تمیز کردن خانه را به تعویق می انداخت. به طوری که نمی دانست از کجا شروع کند.

او متوجه می شد که در حال حرکت از این اتاق به اتاق دیگر است، از جاهای نامر تب شروع می کرد و فکر می کرد باید تمام اتاق ها را به طور بی عیب و نقصی منظم کند و زمان زیادی را صرف تمیز کردن می کرد تا خانه اش مرتب شود و خوب به نظر برسد، سیمون اغلب به دلیل این که مدت زمان زیادی را صرفه تمیز کردن و مرتب کردن خانه می کرد تا به آن معیارهای کامل دست یابد، از پا در می آمد.

بنابراین، کلا از شروع کردن کارها اجتناب می کرد و به تدریج اهمال کاریش بیشتر و خانه اش نامر تب تر و به هم ریخته تر می شد که این مسئله، احساس شکست بیشتری در او ایجاد می کرد، سیمون اغلب به این دلیل که مدت زمان زیادی صرف تمیز کردن و مرتب کردن خانه می کرد تا به معیارهای سطح بالایش دست یابد دچار احساس درماندگی شده بود. در نتیجه، کلأ از شروع آن کار اجتناب می کرد.

از مثال سیمون می توانید متوجه شوید که:

در واقع اهمال کاری نتیجه معکوسی نسبت به آنچه مورد نظر بوده است دارد. در این حالت هر چه فرد بیشتر اهمال کاری می کند کمتر به معیارهای مورد نظرش دست می یابد(مورد سیمون، یک خانه کاملا مرتب و تمیز)

البته دلیل تنبلی یا اهمال کاری شما ممکن است تنها کمال گرایی نباشد برای تشخیص آن می توان به یک روانشناس خوب در تهران مراجعه کنید، زیرا برای هر فرد دلایل متعدی از جمله افسردگی، اضطراب و غیره نیز می تواند وجود داشته باشد.

منبع : غلبه بر کمال خواهی

بدترین نوع افسردگی چیست؟

0
بدترین نوع افسردگی

اختلال افسردگی اساسی را می توان بدترین نوع افسردگی دانست. به طور کلی اختلال افسردگی اساسی منجر به کاهش شدید عملکرد فرد در محل کار یا در رابطه با سایر افراد می شود. به بیان دیگر، این بیماری تمام منابعی را که برای بهبودی نیاز دارید، نابود می کند، به همین دلیل درمان بسیار اهمیت دارد. اگر افسردگی اساسی تداوم یابد، ممکن است منجر به مرگ ناشی از خود کشی شود. اگر حتي شک دارید که خودتان یا یکی از آشنایانتان دچار اختلال افسردگی اساسی هستید، سریعا به دنبال درمان و یا یک روانشناس خوب یا روانپزشک باشید.

اختلال افسردگی اساسی

نشانه های اختلال افسردگی اساسی( بدترین نوع افسردگی ) نیز در چهار حوزه افکار، رفتارها، روابط و بدن، قرار می گیرند. پس حال چه چیز منحصربه فردی در مورد بدترین نوع افسردگی وجود دارد؟

اختلال افسردگی اساسی خلق پایین جدی با کاهش قابل توجه لذت و فعالیتهای مورد علاقه را به صورت مداوم، برای دو هفته یا بیشتر شامل می شود. گاهی اوقات مبتلایان به افسردگی به صورت هوشیارانه یا ناهوشیارانه، احساس افسردگی و کاهش علاقه مندی های خود را انکار می کنند. معمولا در مواردی که فرد افسردگی اش را انکار می کند، با مشاهده و بررسی دقیق افرادی که آنها را به خوبی می شناسید، می توانید اختلال و نقص موجود در عملکرد آنها را تشخیص دهید.

برای تشخیص اختلال افسردگی اساسی، علاوه بر دو ویژگی خلق پایین و فقدان علاقه و لذت، معمولا باید نشانه های گوناگون دیگری از جمله نشانه های زیر را داشته باشید:

نشانه های این اختلال

*عدم توانایی در تمرکز یا تصمیم گیری

*افکار مکرر خودکشی

*تغییرات عمده در الگوی خواب

*خستگی بیش از حد

*نشانه های آشکار بی قراری شدید یا کندی عملکرد

*پایین بودن احساس خود ارزشمندی

*تغییرات چشمگیر در اشتها و وزن (افزایش یا کاهش)

* احساس شدید گناه و سرزنش خود

شدت اختلال افسردگی اساسی

نشانه های ذکر شده در این اختلال، تقریبا در طول یک دوره ی حداقل دو هفته ای هر روز به وقوع می پیوندد. این اختلال از نظر شدت، طیف گسترده ای دارد. به هر حال گاهی حتی موارد خفیف نیز به درمان نیاز دارند. برای کسی که هیچ وقت این بیماری را تجربه نکرده است، حتی تصور میزان ناامیدی افراد مبتلا به افسردگی اساسی در موارد شدید نیز، سخت است. حمله افسردگی اساسی شدید زندگی شخص را کاملا تحت تأثیر قرار میدهد و به صورت نابکارانه ای تمام لذتها و خوشیها را از بین می برد.

این اختلال فراتر از نابودی و محو شادی و لذت است، افسردگی شدید قربانی های خود را با فشار به چاهی از تاریکی محض می اندازد، چاه ناامیدی که توانایی عشق ورزیدن را از بین می برد. افرادی که در دام افسردگی گرفتار می شوند. توانایی اهمیت دادن به زندگی دیگران و خودشان را از دست مي دهد.

البته باید توجه داشت در صورتی که مبتلا به حالت شدیدی از افسردگی اساسی هستید، دلایل زیادی برای امیدواری دارید. درمان های موثر زیادی، حتی برای افسردگی شدید وجود دارد، مهم است که در اسرع وقت به یک روانشناس مراجعه کنید.

آیا داشتن اضطراب فایده ای هم دارد؟

0
آیا اضطراب فایده ای هم دارد؟

آیا داشتن اضطراب فایده ای هم دارد؟!!

زندگی عاری از اضطراب را در ذهن خود تجسم کنید. چقدر عالی!

هر روز صبح از خواب بلند می شوید و جز تجربه های خوشایند منتظر چیز دیگری نیستید. هیچ چیز شما را نگران نمی کند. معنای آینده در امنیتی شیرین و لذت بخش خلاصه شده است دوباره فکر کنید.

بدون وجود هیچ اضطرابی هنگامی که راننده ی خودروی جلوی شما ناگهان ترمز می کند واکنش شما کندتر از سرعت آن رویداد خواهد بود و به تصادف با آن خودرو منجر خواهد شد. در صورتی که نسبت به آینده ی خود هیچ نگرانی ای به دل راه ندهید، در دوران بازنشستگی به تنگدستی و گرفتاری خواهید افتاد. فقدان محض اضطراب ممکن است باعث شود بدون آمادگی قبلی برای ارائه ی گزارش در جلسه حاضر شوید.

 آیا داشتن اضطراب فایده ای هم دارد؟ بله پس اضطراب برای شما فوایدی هم دارد!

اضطراب برای اقدام عملی در ذهن انسان انگیزه می افریند و بدن انسان را برای واکنش به رویدادهای ناگهانی آماده می سازد. به انسان هشدار می دهد که خطر حتمی در راه است.

از اینکه در روال عادی زندگی قدری مضطرب می شوید، خوشحال باشيد!! در جواب این سوال که آیا اضطراب فایده ای هم دارد؟ می توان گفت: أضطراب به شما کمک می کند که به دردسر و مشکلات غیر قابل پرهیز گرفتار نگردید.

اضطراب فقط زمانی یک اختلال روانی به شمار می آید و باید حتما به روانشناس مراجعه کنید که ویژگی های زیر را داشته باشد:

۱- ابتلا به اضطراب آن قدر طولانی یا مکرر شود که انسان را به زحمت بیندازد.

۲- ابتلا به اضطراب در تصمیم های انسان برای انجام هر کاری تاثیر بگذارد

۳- شدت اضطراب انسان به مراتب از میزان خطر بالفعل با بالقوه موقعیت پیش رو بیشتر باشد. به عبارت دیگر، وقتی بدن و ذهن انسان احساس کند عن قريب بهمنی از فاجعه بر سر انسان فرو خواهد ریخت اما اگر رویداد پیش روی انسان چیزی بیشتر از شرکت در یکی از امتحانات مدرسه طبق روال معمول سال تحصیلی نباشد، آن گاه اضطراب انسان از حد طبیعی فراتر رفته است.

۴- انسان برای مهار دلواپسی های خود به سختی تلاش می کند اما هراس های مزبور همچنان در روال عادی زندگی او اخلال ایجاد می کنند و هرگز به پایان نمی رسند.

آیا پرهیز از اضطراب باعث تشدید آن می گردد؟

0
پرهیز از اضطراب

پرهیز از اضطراب: اجتناب اساس و پایه ی تمام اختلالات اضطرابی است. هیچ کس دوست ندارد مضطرب شود. مردم معمولا با حذف چیزهایی که آنها را مضطرب می کند به اضطرابشان واکنش نشان می دهند. به نظر با عقل جور در می آید، نه؟ خوب، تا حدی بله و تا حدی خیر، پرهیز از اضطراب باعث کاهش آن می شود مشکل در آنجاست که این آسودگی موقت باعث افزایش تمایل فرد برای دوری از موقعیت های اضطراب آور می شود و به علاوه بر آن، دامنه ی وقایع اضطراب آور را نیز گسترش می دهد.

به مثال زیر توجه کنید:

سارا از رفتن به مهمانی و خصوصا جشنهای عروسی خوشش نمی آید. او همیشه نگران است که در این قبیل مجالس نتواند با دیگران خوب حرف بزند و لباسی به فراخوان مجالس بپوشد. سارا قبلا پی برده بود که پرهیز از این محافل سوده اش می گذارد. در نتیجه، بی درنگ و به بهانه های مختلف دعوت دیگران را رد می کرد و هر بار که از حضور در یکی از چنان محافلی نجات می یافت، نفس عمیقی از سر آسودگی می کشید. احساس آسودگی ای که به سارا دست میداد او را بیشتر ترغیب می کرد که از موقعیتهای اجتماعی دوری کند و در نتیجه از حضور در محافل خصوصی تر مانند شب نشینی های خانوادگی یا گردهمایی های همکاران خود نیز پرهیز می کرد.

هر بار که از چنین محافلی دوری می کرده اضطرب اش تا حدی تسکین می یافت. در نهایت، سارا متوجه شد که بسیار منزوی شده و تقریبا در هر موقعیتی که مردم اطراف اش باشند دچار اضطراب می گردد. حالا کارش به جایی رسیده که از صحبت کردن در محیط کار نیز دچار تنش می شود. تا آنجا که ممکن است از تماس تلفنی خودداری می کند و به اتاق مخصوص استراحت کارمندان نمی رود. اضطرابی که در ابتدا مهارشدنی بود حالا کل زندگی اش را تحت تأثیر قرار داده است پرهیز از اضطراب این گونه عمل می کند. در صورت مشکل در این حیطه می توانید از یک روانشناس کمک بگیرید.

پرهیز از اضطراب باعث تشدید آن میشود و غیرقابل مهارش می سازد.

همه ی ما از بعضی عناصر محیطی دوری می کنیم. شما ممکن است از نزدیک شدن به مار اجتناب کنید، اما این مسئلهی خیلی مهمی نیست چرا که به آسانی می توان از این جانور دوری گزید. ممکن است از موقعیت اجتماعی خاصی نیز دوری کنید که شما را مضطرب می سازد. مادامی که خودتان را مجبور می کنید حداقل در برخی محافل و موقعیت های اجتماعی حاضر شوید به احتمال زیاد اضطرابتان بیشتر نخواهد شد.

برون هراسی(Agoraphobia) ترس از اماکن و فضاهای عمومی

0
برون هراسی

حدود نیمی از افراد مبتلا به اختلال هراس دچار اختلال دیگری به نام برون هراسی نیز هستند. برخلاف اغلب ترسهای طبیعی و غیر طبیعی انسان، این اختلال عجیب معمولا در بزرگسالی بروز می کند. افراد مبتلا به این اختلال همواره از زمین گیر شدن در فضاهای عمومی وحشت دارند. دیگر دلواپسی دائمی این قبیل افراد آن است که در اماکن یا فضاهای عمومی دچار حمله ی وحشت، تهوع یا اسهال شوند بنابراین به هر وسیله و بهانه ی ممکن از قرار گرفتن در موقعیت هایی پرهیز می کنند که به گمان ایشان خروج فوری از آن موقعیتها میسر نباشد.

مبتلایان به برون هراسی پرهیز دیگری هم دارند و آن حضور در اماکن یا محیط هایی است که امدادرسانی به آنها در شرایط نیاز دشوار یا غیر ممکن بنماید، اختلال مزبور می تواند با بروز اضطرابی نظیر اضطراب ناشی از حضور در میان جمعیت با قرار گرفتن در محیطهای شلوغ و پرازدحام شروع شود اما به تدریج تا حدی گسترش بیابد که فرد مبتلا حتی جرات خروج از منزل خود را هم از دست بدهد.

برون هراسی توام با اختلال هراس

اگر برون هراسی با اختلال وحشت توأم شود، فرد از هر موقعیتی که در آن، مستعد حمله ی وحشت باشد گریزان خواهد بود. توأم شدن این دو اختلال با هم سبب می گردد که فرد درعین حال وحشت آن را داشته باشد که در فضاهای عمومی زمین گیر خواهد شد و( در صورت نیاز به کمک) هیچ کس به دادش نخواهد رسید. زندگی بسیاری از کسانی که به هر دو اختلال مزبور مبتلا هستند، به انزوایی فلج کننده کشیده میشود .

اگر در شما یا یکی از نزدیکان شما علائم زیر مشاهده می گردد، بعید نیست که نشانه ی ابتلا به اختلال برون هراسی باشد:


*از حضور در مکان هایی هراس دارید که در صورت بروز شرایط اضطراری نظیر حمله ی وحشت، گمان می کنید زمین گیر خواهید شد و اگر به کمک احتیاج پیدا کنید، کسی به دادتان نخواهید رسید .
 *از به یاد آوردن امور پیش پا افتاده ای نظیر خروج از منزل، حضور در محافل یامجالس پرجمعیت و مسافرت به وحشت می افتید.
* به دلیل ابتلا به برون هراسی، از مکان هایی که این چنین از حضور در آنها وحشت دارید، پرهیز می کنید و این معضل به تدریج بر تمام زندگی شما سایه می افکند به نحوی که رفته رفته زندانی هراس های درونی خود می شوید.


شاید شما به طور طبیعی بیم آن را داشته باشید که در موقعیت خاصی به تله بیفتید یا فکر حضور در محیط های پرازدحام و حتی خروج از منزل برایتان نگرانی آفرین باشد. کم نیست عده انسان هایی که دارای چنین خصلتی هستند. اگر این قبیل دغدغه های روزمره در روند زندگی ش ما تغییر یا تنگنای محسوسی ایجاد نمی کنند، باید بدانید که به اختلال برون هراسی مبتلا نیستید.


در عین حال ممکن است همین نگرانی های طبیعی هم برای شما مسئله ساز باشند. مثلا ممکن است از تصور ورود به استادیوم های بزرگ ورزشی تن تان بلرزد. چه بسا موج جمعیتی را در ذهن خود تجسم کنید که به محل برگزاری یک مسابقه ی مهم ورزشی هجوم آورده است. در اثر فشار بیش از حد جمعیت از جایگاه مخصوص تماشاچیان به پایین پرت میشوید و زیر دست و پای سیل جمعیت می مانید، در غوغای عظیمی که بر پاست داد و فریادتان هم به گوش احدی نمی رسد. اگر چنین نگرانی هایی داشته باشید، هرگز برای تماشای مستقیم مسابقات ورزشی مورد علاقه ی خود به استادیوم های مالامال از جمعیت مراجعه نخواهید کرد، بدون این که به زندگی کامیاب و آسوده تان کوچکترین لطمه ای وارد شود.

چه مواقعی دچار اشکال می شویم؟

اما اگر عاشق تماشای زنده ی مسابقات ورزشی باشید یا به تازگی برای گزارش زنده ی این مسابقات به استخدام یک رسانه در آمده باشید، همین نگرانی ظاهرا طبیعی می تواند دردسری جدی در زندگی تان بیافریند.
آشنایی با وضعیت پاتریشیا اضطراب فلج کننده ای را که بر زندگی اکثر مبتلایان به اختلال پرون هراسی سایه می افکند به خوبی نشان خواهد داد.

یک مثال

 پاتریشیا چهلمین سالروز تولد خود را در حالی جشن می گیرد که تا کنون با هیچ اختلال عاطفی مهمی دست به گریبان نبوده است. او فراز و نشیب ناگزیر سرنوشت را همچون فوت یکی از والدین، به دنیا آوردن فرزند مبتلا به اختلال یادگیری و جدایی از همسر که ده سال پیش روی داد، پشت سر گذاشته و از این که خود را از صدمات دست نامرئی سرنوشت مصون می بیند، خوشنود است.

او اخیرا متوجه شده که هنگام مراجعه به مرکز خرید نزدیک محل سکونت اش دچار اضطراب مرموزی می شود، تصمیم گرفته هدیه تولدی برای خود تهیه کند اما به خاطر شلوغی این مرکز خرید خصوصا در تعطیلات آخر هفته اصلا رغبتی برای این کار در خود نمی بیند. بالاخره یک جای خالی در انتهای ردیف طولانی خودروهای پارک شده پیدا می کند. جای دستهای عرق کرده اش روی در چرخان مرکز خرید باقی می ماند. احساس می کند از هر سو تحت فشار جمعیت قرار گرفته و راه گریزی هم از آن مخمصه ندارد. دست آخر به قدری از وضعیت مزبور پریشان می شود که از خیر خرید هدیهی تولد می گذرد و با شتاب محل را ترک می کند.

در خلال ماههای بعد دامنه ی این ترس و اضطراب در او گسترده تر می شود…

اگرچه اضطراب او در محیط یک مرکز خرید بزرگ نطفه می بندد رفته رفته در محیط سوپرمارکت های شلوغ نیز پاتریشیا را پریشان می سازد. او با گذشت زمان حتی نمی تواند هنگام رانندگی آرامش خود را حفظ کند. او به اختلال برون هراسی مبتلاست و اگر تحت درمان قرار نگیرد. دیری نخواهد پایید که خانه نشین شود.

 بسیاری از کسانی که مبتلا به اضطراب، حمله ی وحشت و برون هراسی هستند،   اختلال عاطفی جدی و عمیقی ندارند. بنابراین معالجه ی اضطراب توسط یک روانشناس خوب لزوما به دوره های چند ین ساله ی روان درمانی وابسته نیست.