سوء استفاده جنسی در دوران کودکی و ضربه جنسی در سنین بالاتر ممکن است با ایجاد مشکلات جنسی در ارتباط باشد. توجه به سوء استفاده جنسی در کودکی و ضربه جنسی در سنین بالاتر که میزان بروز آن در طول زندگی نسبتا بالا است حائز اهمیت می باشد.

بیش از آنچه در گذشته تصور می شد در حال حاضر به طور فزاینده ای مشخص گردیده است که بخش زیادی از جمعیت، بعضی از اشکال سوء استفاده با ضريه جنسی را تجربه می کنند. اگر چه مطالعات فعلی امکان برآورد دقیقی از میزان وقوع سوء استفاده جنسی در دوران کودکی یا تجاوز جنسی در دوران بزرگسالی را میسر نمی کنند، در عین حال این طور به نظر می رسد که حداقل در حدود ۱۰ درصد از جمعیت زنان بزرگسال در طول زندگی یکی از این رویدادها را تجربه خواهند کرد.

با توجه به این که در تعداد معناداریی، ولو این که اقلیت، از افرادی که در معرض چنین تجاربی هستند، زمینه ایجاد مشکلات جنسی فراهم می شود، بنابراین احتمال زیادی وجود دارد که روانشناس ها با زنانی که قبلا” مورد سوء استفاده یا تجاوز جنسی قرار گرفته اند مواجه شوند.

یک تحقیق در این رابطه

به عنوان مثال: جی هیو (۱۹۸۹) گزارش داد که ۹۴ درصد از زنانی که قبلا مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند و در مرحله درمان بسر می برند معمولا مشکلات جنسی را نشان میدهند. شایعترین این مشکلات هراس – بیزاری جنسی، اختلال در میل، انگیختگی، ارضای جنسی و ارگاسم می باشند. اگر چه نتایج به دست آمده از این مطالعات بیانگر این است که مشکلات جنسی و انطباقی در بین زنانی که در کودکی مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند بسیار بالا است.

در ایالات متحده با تحقیقی مورد بررسی قرار دادند. نتایج مطالعات آنها نشان داد که۷/۷ درصد از زنان،۸ /۴ درصد از مردان برخی از اشکال آزار در دوران کودکی را تجربه کرده اند. از این میان تنها در ۲۳ درصد از زنان و ۱۹ درصد از مردان مشکلات عملکرد جنسی مشاهده شد، میزان مشکلات جنسی در بین بزرگسالانی که در کودکی مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند به جمعیت مورد مطالعه بستگی دارد. این مشکلات اغلب در بین نمونه های بالینی از افرادی که مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته و به دلیل مشکلات لاینحل خود در جستجوی کمک بر آمده اند بیشتر مشاهده شده است.

تجاوز جنسی

از عوامل دیگری که ممکن است منجر به مشکلات جنسی شود تجریه تجاوز جنسی است، اگر چه شواهد باز هم حاکی از آن است که اکثر زنان بعد از چنین رویدادی دچار مشکلات جنسی با هیجانی دراز مدت نمی شوند. اليس (۱۹۸۳) شواهد تجربی مربوط به تأثیرات طولانی مدت و کوتاه مدت تجاوز جنسی را مرور کرد.

بلافاصله بعد از رویداد، قربانیان طیفی از علایم کلی را که می توانند به عنوان واکنش های استرس پس از ضربه به تجاوز جنسی طبقه بندی شوند، مانند: آشفتگی خواب، کابوس، ترس ها، اضطراب، افسردگی، مشکلات جنسی و بین فردی را نشان دادند. در طی سه ماه، بیشتر زنان کاهش محسوسی در این علایم نشان دادند. هر چند که مشکلات جنسی از جمله مشکلات قبلی بود که مجددا ظاهر شد.

متاسفانه، تعداد معدودی از زنان، همچنان مشکلات انطباقی محسوس و طولانی را نشان می دهند که معمولا شامل مشکلات جنسی به خصوص در ارتباط با آمیزش جنسی، صمیمیت با همسر می شود. خود تحریکی کمتر تحت تأثیر قرار میگیرد.

در آخر…

بنابراین به نظر می رسد که تجارب جنسی زیان آور، خواه در دوران کودکی و خواه در دوران بزرگسالی ممکن است برای تعداد معدودی از قربانیان منجر به مشکلات جنسی بعدی گردد و باید در طول فرآیند ارزیابی مورد تحقیق قرار گیرند.

 اما باید خاطر نشان کرد که بسیاری از افراد که در معرض تجارب جنسی مشابهی فرا گرفته بودند پیامدهای روانشناختی محسوس و طولانی مدتی را از خود نشان ندادند. تسابی و همکاران (۱۹۷۹) تلاش کردند تا مشخص نمایند چرا برخی از زنان به دنبال سوء استفاده جنسی در کودکی، واکنش های طولانی و شد یدی از خود نشان می دهند، در حالی که دیگران به دنبال سوءاستفاده جنسی خود را بهتر تطبیق می دهند.

گزارش این پژوهشگران حاکی ازاین است که مشکلات انطباقی با سوء استفاده مکرر و طولانی تر، سن بالا تر(بخصوص بعد از یازده سالگی) و با توانایی یاداوری هیجان های منفی تر مرتبط با تجربه جنسی، مانند فشار وارد آمده بر مفعول، درد و تنفر از سوء استفاده کننده، ارتباط دارد.

خوشبختانه، مشکلات جنسی و روانشناختی بعدی برای تمام افرادی که در معرض بالقوه تجارب آسیب زای جنسی می باشند به وجود نخواهد آمد.

در صورت وجود مشکلات جنسی مربوط به سوء استفاده جنسی در دوران کودکی حتما به یک روانشناس خوب در تهران مراجعه شود.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید