خانه مقالات

مقالات

مقالات روانشناسی

مقالات روانشناسی به شما کمک می کند تا در مورد اطلاعات به روز روانشناسی اطلاع پیدا کنید؛ البته نکته مهمی که باید در مقالات روانشناسی به آن توجه کرد منابع آن و نویسندگان است.
به طور مثال اگر به دنبال یک مقاله در مورد روانشناس خوب در تهران هستید:
در ابتدا به نویسنده این مطلب توجه کنید، چه فردی این مطلب را نوشته است؟ در چه سایتی این مطلب منتشر شده است؟

مهم این است که مطلبی که مطالعه می کنید منبع کاملا علمی و درستی داشته باشد، با توجه به اینکه در حال حاضر هر فردی می تواند در داخل شبکه اینترنتی مقاله ای بگذارد، نکته مهم برای تشخیص اینکه این مقاله علمی است به طور مثال می تواند این باشد که در مجله معتبر نوشته شده باشد یا فردی با تحصیلات بالا در آن رشته آن را نوشته باشد.

اختلال دو قطبی چیست؟ | انواع اختلال دو قطبی و روش های درمان

اختلال دو قطبی

اختلال دو قطبی نوعی اختلال مغزی است که باعث تغییر در روحیه، انرژی و توانایی فرد می شود. افراد مبتلا به اختلال دو قطبی حالات عاطفی شدیدی را تجربه می کنند که به طور معمول در طی دوره های مشخصی از روزها تا هفته ها به نام دوره های خلقی اتفاق می افتد. این قسمت های خلقی به عنوان جنون یا هیپومانیک (خلق و خوی غیر طبیعی شاد یا تحریک پذیر) یا افسردگی (خلق و خوی غمگین) دسته بندی می شوند. افراد مبتلا به این اختلال به طور کلی دوره هایی از خلق و خوی خنثی دارند.

افراد بدون اختلال دو قطبی نیز دچار نوسانات خلقی می شوند. با این حال این تغییرات خلقی معمولاً بیش از روزها و ساعت ها طول می کشد. همچنین این تغییرات معمولاً با درجه شدید تغییر رفتار یا دشواری در کارهای روزمره و تعاملات اجتماعی که افراد مبتلا به اختلال دوقطبی در دوره های خلقی نشان می دهند همراه نیست. اختلال دو قطبی می تواند روابط فرد با عزیزان را مختل کرده و در کار یا مدرسه رفتن مشکل ایجاد کند.

انواع اختلال دو قطبی

انواع اختلال دو قطبی عبارتند از: نودو قطبی I ، دو قطبی II و اختلال سیکلوتایمیک.

این نوع اختلال معمولاً در خانواده ها بروز می کند و ۸۰ تا ۹۰ درصد افراد مبتلا دارای خویشاوندی با این نوع مشکل یا افسردگی هستند. عوامل محیطی مانند استرس، اختلال در خواب و مواد مخدر و الکل ممکن است باعث ایجاد خلق و خو در افراد آسیب پذیر شود. اگرچه دلایل خاص این نوع اختلال در مغز مشخص نیست اما اعتقاد بر این است که عدم تعادل مواد شیمیایی مغز منجر به فعالیت مغز نامنظم می شود.

افراد مبتلا به دو قطبی نوع I مرتباً دارای اختلالات روانی دیگری مانند اختلالات اضطرابی، اختلالات مصرف مواد و یا اختلال کمبود توجه یا بیش فعالی (ADHD) هستند. خطر خودکشی در میان افراد مبتلا به اختلال نوع I به طور قابل توجهی بیشتر از جمعیت عمومی است.

اختلال دو قطبی I

این نوع هنگامی تشخیص داده می شود که فرد دچار یک دوره شیدایی شود. در طی یک دوره شیدایی افراد مبتلا با افزایش شدید انرژی روبرو می شوند و ممکن است بیش از حد احساس خستگی کنند و به طور ناخوشایند تحریک پذیر باشند. برخی از افراد مبتلا به اختلال نوع I نیز دوره های افسردگی یا هیپومانیک را تجربه می کنند و بیشتر افراد نیز دوره هایی از خلق و خوی خنثی دارند.

اختلال دو قطبی II

تشخیص این نوع اختلال شخصیتی نیاز به کسی دارد که حداقل یک دوره افسردگی اساسی و حداقل یک دوره هیپومانیک داشته باشد. افراد مبتلا به اختلال دو قطبی II اغلب در نتیجه اولین دوره افسردگی خود به دنبال درمان می روند زیرا قسمت های هیپومانیک اغلب احساس لذت بخشی می کنند و حتی می توانند عملکرد در محل کار یا مدرسه را افزایش دهند.

افراد مبتلا به اختلال نوع II اغلب به بیماری های روانی دیگری مانند اختلال اضطراب یا اختلال در مصرف مواد مبتلا هستند که این موارد اخیر می تواند علائم افسردگی یا هیپومانیا را تشدید کند.

درمان

برای درمان این مشکل معمولا از دارو و روان درمانی به صورت همزمان استفاده می شود. متداول ترین داروهای مورد استفاده، تثبیت کننده های خلقی و ضد افسردگی هستند که به علائم خاص بستگی دارند. اگر علائم افسردگی شدید باشد و دارو موثر نباشد ممکن است از ECT استفاده شود. همچنین درمان هر شخص بصورت فردی است.

روانشناس خوب در تهران

اختلال سیکلوتایمیک

اختلال سیکلوتایمیک نوعی خفیف تر از اختلال دو قطبی است که شامل بسیاری از تغییرات خلقی همراه با هیپومانیا و علائم افسردگی که به طور مکرر رخ می دهد است. افراد مبتلا به سیکلوتیمیا دچار فراز و نشیب های عاطفی می شوند اما علائم شدیدتری نسبت به اختلال دو نوع I یا II ندارند.

علائم اختلال سیکلوتیمیک شامل موارد زیر است:

داشتن حداقل دو سال بسیاری از علائم هیپومانیک و افسردگی

در طول دوره دو ساله علائم (نوسانات خلقی) حداقل نیمی از زمان ادامه داشته و هرگز بیش از دو ماه متوقف نشده است.

درمان اختلال سیکلوتایمیک

درمان اختلال سیکلوتایمیک می تواند شامل دارو و گفتگو درمانی باشد. برای بسیاری از افراد مکالمه درمانی می تواند به فشارهای ناشی از تغییرات خلقی کمک کند. نگهداری یک ژورنال خلق و خوی می تواند یک روش موثر برای مشاهده الگوهای نوسانات خلقی باشد.

اگر در این زمینه به اطلاعات بیشتری نیاز دارید می توانید به وب سایت دکتر شهرزاد رشن مراجعه نمایید.

چگونه می توان با اضطراب در روابط کنار آمد؟

چگونه می توان با اضطراب در روابط کنار آمد
در این مقاله ما قصد داریم به این مسئله بپردازیم که چگونه می توان با اضطراب در روابط کنار آمد؟ این گزینه از اهمیت بسیاری برخوردار است. برای کسب نتیجه بهتر می توانید به یک روانشناس خوب در تهران مراجعه کنید. وب سایت ما را مطالعه کنید تا از بهترین روانشناس تهران اطلاع کسب کنید.

تعریف اضطراب

به عنوان پیش گفتار لازم است بطور خلاصه تعریفی از اضطراب گفته شود تا هرچند مختصر با این موضوع آشنایی پیدا کنیم. اختلال اضطراب ترکیبی از احساس های ترس و دلهره نسبت به وضعیتی است که در آن عامل یا عوامل خطر ناکی وجود ندارد. فرد بطور مداوم تشویش یا دلشوره دارد. اضطراب معمولا بعد از اتفاق یا حادثه ای استرس زا برای فرد بوجود  می آید.
لازم است بدانیم که اختلال اضطراب انواع مختلفی دارد. برخی از آن ها عبارتند از:
·         اضطراب اجتماعی
·         اضطراب فراگیر
·         فوبیا
·         وسواس
·         سندروم موج انفجار

اضطراب در روابط

اختلال اضطراب در روابط  هم به وجود  می آید. شخص دچار این اختلال شده و دائما ترس از دست دادن را در خود احساس می کند. رابطه ها در زندگی  همه افراد وجود دارند. اضطراب در روابط ممکن است دلایل گوناگونی داشته باشد که برخی از آن ها عبارتند از:

رابطه اجتماعی

این اضطراب زمانی دامنگیر فرد می شود که فرد احساس می کند دید و نظر جامعه در مورد او تغییر کرده و او را منزوی می کند. همه او را تحت نظر دارند و منتظر سر زدن اشتباه از طرف او هستند.

اضطراب در روابط فردی

دراین اختلال به فرد این احساس دست می دهد که برخورد طرف مقابل نسبت به او عوض شده. ممکن است این شخص یکی از اعضای خانواده همسر یا دوست او باشد.

اصطراب فراگیر

دراین نوع اختلال زمانی رخ می دهد که فرد منتظر وقوع حادثه تلخ مانند مرگ یا تصادف وحشتناک برای یکی از عزیزان یا افراد خانواده خود می باشد.

فوبیا

این اختلال و ترس معمولا در مواقع خاصی بروز می کند. ترس از ارتفاع یا دیدن بعضی حیوانات موذی و یا تاریکی.

عوارض ابتلا به اضطراب در روابط

با این که این اختلال یک نوع بیماری ذهنی است اما روی سلامتی جسمی و فیزیکی فرد تاثیر می‌گذارد. مشکلاتی که بر اثر این اختلال بوجود می ابد عبارتند از:
·         بیماری قلبی
·         اضافه وزن وچاقی
·         مشکلات گوارشی
·         تضعیف سیستم ایمنی بدن
·         مشکلات تنفسی
·         خطر سقط جنین وزایمان زودرس
·         قائدگی نامنظم ویائسگی زود هنگام
·         ناتوانی جنسی در مردان
·         تشدید بیماری های پوستی
·         مانند اگزما وقارچ
·         حساسیت به نور وکاهش بینایی
·         خطر ابتلا به دیابت وفشار خون

راههای درمان و کنار آمدن با اضطراب در روابط

بهترین راه برای درمان مراجعه به کارشناس و متخصص این اختلال و بیماریست. برای کنار آمدن با این مسئله بهتر است از چند راه اقدام شود که بستگی به نوع اضطراب و اختلال دارد. یکی از این راهها دارو درمانی است که برای درمان نوعی از این اختلال مفید است.

روان درمانی برای اضطراب در روابط

روان درمانی یکی دیگر از این راه ها می باشد که با مشاوره و روانکاو یا روانشناس به پیدا کردن علت و ریشه این اختلال پرداخته می شود. سپس باید نسبت به کنار آمدن با آن اقدام کرد.

تغییر سبک زندگی

یکی از عوامل ایجاد اضطراب نحوه سبک زندگی در پیشرفت می باشد
. مصرف الکل، غذاهای چرب و فست فودی و عدم تحرک ازجمله این عوامل می باشد. پس باتغییر این عادات می ‌توان به درمان و کنار آمدن با این اختلال کمک کرد.

مراقبه وخوداگاهی

 تمرین های مراقبه و خود آگاهی به طور منظم کمک بسیار شایانی به کنار آمدن و درمان اختلال می کند.  لازم به یادآوریست که تقویت انگیزه های زندگی، بودن بیشتر کنار دوستان و اعضای خانواده، شرکت در کارها وخدمات اجتماعی خیرخواهانه کمک خیلی زیادی به شما می کند.

نکات نهایی مربوط به اضطراب در روابط

اضطراب در روابط می تواند به زوجین نیز منتهی گردد. ممکن است در مسیر زندگی دچار این اختلال شوند. این اختلال ممکن است از طرف هریک از زوجین اتفاق بیافتد. در اوایل آشنایی و دوران نامزدی خطر از دست دادن همدیگر و یا طرد شدن از طرف مقابل می تواند انگیزه ای برای به وجود آمدن اضطراب باشد. در این مواقع بهترین کار همکاری متقابل زوجین می باشد. درک طرف مقابل هم اهمیت بسیار زیادی دارد.  بهترین نوع از این همکاری تشویق به شرکت در کلاس ها و جلسات مشاوره ای می باشد. شرکت در این جلسات مشاوره ای و روانکاوی می تواند ضمن واکاوی در گذشته بهترین راه درمان را یافته و به حل اختلال اضطراب تا بهبودی کامل کمک کند. شما می توانید به یک روانشناس خوب در تهران مراجعه کنید.
خواهشمند است نظرات و پیشنهادات خود را در خصوص چگونه می توان با اضطراب در روابط کنار آمد با ما در میان بگذارید.

اختلال شخصیت وابسته

اختلال شخصیت وابسته

تاریخچه اختلال شخصیت وابسته در DSM

اختلال شخصیت وابسته، ریشه‌های تاریخی ایی دارد که بسیار پیش‌تر از کتاب مهم و تاثیرگذار راهنمای اختلالات روانی هستند، این اختلال در آثار قبلی به عنوان یک تظاهر کژکاری مورد بحث قرار می‌گرفت که منشا آن در مرحله دهانی رشدی فروید عنوان می‌شده است(لورانگر، ۱۹۹۶)

از لحاظ ریشه‌های تاریخی، اختلال شخصیت وابسته متعاقباً طی چندین نسخه DSM تکامل یافته است. کتاب مهم و تاثیرگذار DSM که در سال ۱۹۵۲ منتشر شد، شامل دسته مجزایی برای این اختلال نبود. تنها اشاره ایی که در این مجلد به وابستگی افراطی شد، ذکر یک زیرگروه شخصیت منفعل-پرخاشگر بنام شخصیت منفعل-پرخاشگر، از نوع منفعل- وابسته بود که مشخصه‌های بارز آن عبارت بودند از درماندگی، دو دلی و تمایل به چسبیدنِ به دیگران مانند کودکی وابسته به یک والد حمایتگر(دیسنی، ۲۰۱۳).

اختلال شخصیت وابسته در ویرایش دوم DSM:

که در سال ۱۹۶۸ منتشر شد نیز همچنان از هرگونه اشاره ایی به یک اختلال شخصیت مبتنی بر وابستگی خودداری شد. تنها اثر موجود در این نسخه از آنچه که نهایتاً به اختلال شخصیت وابسته تبدیل شد را می‌توان در توصیف شخصیت هیستریایی یافت.

در توصیف این افراد بدین مطلب اشاره می‌شد که آنها اغلب به دیگران وابسته هستند. به علاوه، در توصیف شخصیت منفعل پرخاشگر نیز به وابستگی غیرعادی اشاره شده است. بر اساس این نسخه، رفتار منفعل-پرخاشگر نمایه ایی از رنجش بیمار از ناکامی در یافتن خشنودی و رضایت در رابطه با فرد یا نهادی است که او بدان وابسته است(دیسنی، ۲۰۱۳).

نسخه سوم DSM:

که در سال ۱۹۸۰ منتشر شد، اولین نسخه ایی بود که در آن اختلالات شخصیت در محور دوم قرار گرفتند و همچنین این ویرایش، اولین نسخه ایی به شمار می‌رفت که در آن اختلال شخصیت وابسته به عنوان اختلالی مجزا مطرح شده بود. طبق این نسخه، این اختلال از ملاک‌های ذیل تشکیل می‌شد: ۱) این افراد مسئولیت تصمیمات مهم زندگی خود را به دیگران محول می‌کنند و در روابط بین فردی‌شان موضع منفعلی دارند، ۲) نیازهایشان تابع نیازهای اشخاصی است که به آن­ها وابسته‌اند، و ۳) فاقد اعتماد به نفسند. ویرایش سوم راهنمای اختلالات روانی به چند دلیل مورد انتقاد قرار گرفت، از جمله این نظر که اختلال شخصیت وابسته و افسردگی همبودی شدیدی با هم داشتند، در حالیکه در مقالات مربوطه دیگر در بهترین حالت رابطه آمیخته‌ای[۱] بین این دو وجود داشته است(بورنستین، ۱۹۹۵).

در گذار از نسخه سوم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی به نسخه بازنگری شده این کتاب که در سال ۱۹۸۷ منتشر شد:

تغییرات قابل ملاحظه ایی صورت گرفتند؛ که از همه مهم‌تر می‌توان بدین موضوع اشاره کرد که ملاک‌ها تا حد زیادی در این نسخه گسترش یافتند. این­کار مفهوم پردازی گسترده‌تری را در خصوص رفتارها و هیجانات مختلفی که در این اختلال برجسته هستند را ممکن ساخت. به علاوه، ملاک اصلی قبلی، یعنی فقدان اعتماد به نفس، از میان ملاک‌های فهرست شده حذف شد. در این جلد، مشخصه اصلی اختلال شخصیت وابسته یک الگوی فراگیر رفتار مطیع و وابسته، که در اوایل بزرگسالی آغاز شده و در شرایط و محیط‌های مختلف وجود دارد بود.

برای اینکه فردی واجد شرایط تشخیص گذاری برای این اختلال گردد باید از بین نه ملاکی که در ادامه آمده‌اند حداقل دارای ۵ ملاک باشد: این فرد: ۱) قادر به اتخاذ تصمیمات روزمره خود نیست؛ ۲) به دیگران اجازه می‌دهد تا به اتخاذ تصمیمات مهم زندگی او بپردازند؛ ۳) با دیگران موافقت می‌کند حتی اگر به نظر برسد که اشتباه می‌کنند؛ ۴) در آغاز کردن کارها مشکل دارد؛ ۵) به منظور کسب تاییدیه از طرف دیگران، کارهایی را انجام می‌دهد که برایش ناخوشایندند؛ ۶) تنها ماندن را دوست ندارد؛ ۷) هنگام پایان یافتن روابط صمیمی ویران می‌شود؛ ۸) ذهنش درگیر ترس از رها شدن است؛ و ۹) به‌راحتی از انتقاد یا عدم تایید دیگران می‌رنجد و آسیب می‌بیند(دیسنی، ۲۰۱۳)

در ویرایش چهارم راهنمای تشخیصی-آماری اختلالات روانی:

در مقایسه با نسخه سوم ویژگی اصلی اختلال شخصیت وابسته با تغییری اندک به “نیاز فراگیر و افراطی به مراقبت” در این افراد که منجر به رفتار مطیع و چسبنده و ترس از جدایی می‌گردد، تبدیل شد. در این ویرایش اختلال شخصیت وابسته از هشت ملاک تشکیل می‌شود که تقریباً عیناً همان‌هایی هستند که در ویرایش سوم این راهنما ذکر شده‌اند، به استثنای ملاک شماره ۹ (به‌راحتی آزرده شدن)، که به خاطر هم­پوشانی‌اش با سایر اختلالات شخصیت از ویرایش چهارم این راهنما حذف شده است(دیسنی، ۲۰۱۳).

در نسخه DSM5:

نیز نسبت به نسخه چهارم ملاک‌های تشخیصی هیچ گونه تغییری نکرده‌اند، داشتن حداقل ۵ ملاک از ۸ ملاک توضیح داده شده، تشخیص اختلال شخصیت وابسته را ممکن می‌سازد.

مدل‌های روان پویشی در تبیین اختلال شخصیت وابسته

هر چند یکی از دیدگاه­های روان‌تحلیلی که بیش از همه در مورد وابستگی مورد مطالعه قرار گرفته مدل “تثبیت دهانی” فروید است، اما در واقع چندین چارچوب روان پویشی مربوط به این مقوله وجود دارند. این مدل‌ها با توجه به پویایی‌های[۱] بین فردی و درون فردی‌ای که تصور می‌شود زیربنای یک جهت گیری خاص به شخصیت وابسته‌اند، با هم فرق می‌کنند، اما همه آن‌ها یک نقطه مشترک دارند، این نقطه مشترک تاکید بر روابط اولیه به عنوان سنگ بناهای وابستگی در اختلال شخصیت وابسته هستند(بورنستین، ۲۰۰۵).

نظریه کلاسیک روان تحلیلی در تبیین اختلال شخصیت وابسته

در نظریه کلاسیک روان تحلیلی، وابستگی رابطه تنگاتنگی با رخدادهایی دارد که در طول اولین ماه­های زندگی روی می‌دهند، دوره‌ای که فروید آن­را مرحله دهانی رشد نامیده است. در مدل فروید (۱۹۵۳) سرخوردگی[۱] یا ارضای بیش از حد در مرحله دهانی طول دوران نوزادی، منجر به تثبیت دهانی و ناتوانی در حل مسائل رشدی‌ای می‌گردد که خصیصه این دوره از زندگی‌اند(یعنی تعارضات مربوط به وابستگی و استقلال). همانطور که فروید اشاره کرده، هرکسی اغلب اوقات با نوعی شخصیت مواجه می‌شود که صفات خاصی در آن شدیداً برجسته شده‌اند.

بنابراین، نظریه روان‌تحلیلی کلاسیک فرض را بر این قرار می‌دهد که شخصی که مرحله دهانی‌اش تثبیت شده باشد، (الف) به عنوان فردی که برای تغذیه، راهنمایی، حمایت، و محافظت به دیگران وابسته است، باقی خواهند ماند؛ و (ب) همچنان در بزرگسالی نیز رفتارهایی را از خود بروز می‌دهد که منعکس کننده رفتارهای مرحله دهانی‌اند (مثلاً، مشغولیت ذهنی به فعالیت‌های دهانی، وابستگی به غذا و خوردن به عنوان راهبردی برای مقابله با اضطراب (فروید[۲]، ۱۹۵۹).

تائیدات تجربی ارائه شده برای مدل روانکاوی وابستگی فروید یکسان نیستند. در سمت مثبت قضیه، مشخص است که روابط اولیه با والدین و سایر مراقبان فرد نقش مهمی را در سبب شناسی صفات شخصیت وابسته ایفا می‌کنند(فیشر[۱] و گرینبرگ[۲]، ۱۹۹۶). لیکن، از جنبه منفی قضیه، باید گفت که هیچگونه شواهدی دال بر تاثیرگذاری تثبیت دهانی بر رفتارهای مرتبط با وابستگی در طول نوجوانی و بزرگسالی آن­گونه که فروید توصیف کرده وجود ندارد. تلاش‌ها برای ربط دادن توسعه صفات وابستگی به تغذیه نوزاد و متغیرهای از شیرگرفتن منجر به نتایجی منفی شده‌اند. به علاوه، مطالعات نشان می‌دهند که کودکان، نوجوانان، و بزرگسالان وابسته نسبت به همسالان مستقل خود ذهنشان بیشتر درگیر فعالیت‌های غذایی و مربوط به دهان نیست(بورنستین، ۱۹۹۲).

علیرغم محدودیت‌های این نظریه، رد کردن آشکار و مستقیم مدل وابستگی روان‌تحلیلی کلاسیک فروید نیز اشتباه است.

نظریه روابط موضوعی و روانشناسی خود در تبیین اختلال شخصیت وابسته

در آغاز دهه ۱۹۲۰، تمرکز روان پویشی از چارچوب سائق محور فروید به رویکردی شخص محورتر که تحت عنوان نظریه روابط موضوعی شناخته می‌شود، تغییر کرد(گرینبرگ و میچل[۳]، ۱۹۸۳). در این چارچوب، رشد و پویایی‌های شخصیت با توجه به الف) تعاملات خود-دیگری(هم واقعی و هم خیالی) و ب) بازنمایی‌های روانی درونی شده خود و شخصیت‌های مهم زندگی مفهوم پردازی و تصور می‌شوند(بورنستین، ۲۰۰۳). هرچند همپوشانی قابل ملاحظه‌ای بین نظریه روابط موضوعی و روانشناسی خود با توجه به فرضیات زیربنایی و نیز واژگان رسمی وجود دارد، اما تفاوت‌های قابل توجهی نیز در این زمینه مشاهده می‌شود.

مدل‌های روابط موضوعی به‌طور کلی بر پویایی‌های بین فردی و الگوهای ماندگار رابطه تاکید دارد که رفتارهای وابسته را تقویت و حفظ می‌کنند(کرنبرگ، ۱۹۷۵)، در صورتیکه مدل‌های برگرفته از روانشناسی خود بر نقش خودپنداره و بازنمایی خود[۴] شخص وابسته در سبب شناسی و پویایی‌های وابستگی تاکید دارند(کوهات[۵]، ۱۹۷۷).

همانطور که گرینبرگ و میچل(۱۹۸۳) اشاره کرده‌اند، مفهوم پردازیِ دوباره مفاهیم روانکاوی مبنایی‌ای را برای درک استمرار و تغییر در رشد و پویایی‌های شخصیت معرفی کردند. بجای اینکه ثبات شخصیت را فقط با توجه به تعادلی پویا میان نهاد، ایگو، سوپرایگو درک کنیم، امروزه آنرا ناشی از استمرار و تداوم در ویژگی‌های اصلی بازنمایی‌های اصلی موضوع، از قبیل بازنمایی خود می دانیم(بورنستین، ۲۰۰۳).

در سالهای اخیر، چارچوب نظری بلات[۶] تاثیرگذارترین مدل روابط موضوعی وابستگی بوده است. بلات و همکارانش با تلفیق اصول روانکاوی با تحقیقاتی که در زمینه رشد شناختی و اجتماعی صورت گرفته‌اند، ادعا کرده‌اند که صفات شخصیت وابسته ناشی از یک بازنمایی روانی خود به عنوان شخصیتی ضعیف و بی فایده هستند . مطالعات گذشته نگر و آینده نگر تعاملات والد-کودک تائید می‌کنند که آندسته از سبک‌های فرزندپروری که باعث می‌شوند کودکان خودشان را ناتوان و آسیب پذیر تصور کنند در واقع با سطوح بالای وابستگی در زندگی بعدی‌شان مرتبط هستند. وقتی کودکان بازنمایی روانی‌ای از خود را به عنوان فردی ضعیف درونی سازی می‌کنند، (الف) برای ارائه حمایت و تغذیه به دیگران متوسل می‌شوند؛ (ب) ذهنشان درگیر ترس از ترک شدن می‌شود؛ (ج) آشکارا به شیوه‌ای وابسته رفتار می‌کنند، و (د) احتمال افسردگی و سایر آسیب‌های روانشناختی مربوط به وابستگی در آنها افزایش می‌یابد(بلات و هومان[۷]، ۱۹۹۲).

 

مدل‌های یادگیری رفتاری و اجتماعی در تبیین اختلال شخصیت وابسته

فرض اصلی دیدگاه رفتاری فرضی بسیار ساده است: افراد رفتارهای وابسته را بدین خاطر بروز می‌دهند که به آن رفتارها پاداش داده می‌شود، یا- دست کم- فرد تصور می‌کند که باید به آن‌ها پاداش داده شود. مدل‌های یادگیری اجتماعی و رفتاری وابستگی شدیداً تحت تاثیر کارهای هال[۸] (۱۹۴۳) و مورر[۹] (۱۹۵۰) هستند. لذا، وابستگی در ابتدا به عنوان یک سائق اکتسابی تصور می‌شد، که انگیزه آن کاهش سائق‌های اصلی اولیه (مثلاً خشم) در زمینه رابطه نوزاد-مراقب بود. اینورث[۱۰](۱۹۶۹) در خلاصه کوتاهی از دیدگاه یادگیری رفتاری-اجتماعی که ارائه کرده اشاره به این دارد که، وابستگی به عنوان دسته‌ای از رفتارها تلقی می‌شود که در شرایط رابطه وابستگی نوزاد با مادر یادگرفته شده‌اند، هرچند اولین رابطه وابستگی رابطه‌ای خاص است، اما تصور می‌شود که وابستگی به سایر روابط بین فردی بعدی نیز تعمیم داده می‌شود.

مدل‌های شناختی در تبیین اختلال شخصیت وابسته

مدل‌های شناختی وابستگی بر شیوه‌هایی تمرکز دارند که به‌واسطه آن­ها نحوه تفکر فرد یا پردازش اطلاعات توسط وی به تقویت و حفظ رفتار وابسته کمک می‌کنند. در این چارچوب، مفهوم سبک شناختی بک[۱۱] (۱۹۷۶) برای درک فرایند از همه مهمتر است که از طریق آن تجربیات اولیه (هم تجربیات خاص خانواده و هم تجربیاتی که در سطح فرهنگ گسترده‌اند) منجر به افزایش وابستگی بعدی در زندگی می‌شوند. طبق نظر بک و فریمن[۱۲](۱۹۹۰) به مرور زمان، هریک از ما روش تفکر مخصوص به خودمان را در مورد خود، دیگران، و تعاملات خود-دیگری شکل و توسعه می‌دهیم. به علاوه، ما طرحواره های ماندگار و پیچیده‌ای را از خود و دیگران می‌سازیم (که مانند مفهوم روان پویشی بازنمایی موضوع درونی شده است)، که برداشت‌ها، افکار، هیجانات، و رفتارهای بین فردی ما را شکل می‌دهند.

رویدادهای آسیب زا و اختلال شخصیت وابسته

پژوهش‌های تجربی اندکی در مورد سبب شناسی اختلال شخصیت وابسته وجود داشته‌اند(دیسنی، ۲۰۱۳)، محیط خانوادگی، یادگیری اجتماعی، بیماری‌های حاد در دوران کودکی و استعداد بیولوژیکی همگی در ایجاد و توسعه آن نقش دارند(امپولینی[۱۳]، مارچسی[۱۴]، سیگنیفردی[۱۵]، قیناگلیا[۱۶]، اسکاردوی[۱۷]، کدلوپی[۱۸] و ماگینی[۱۹]، ۱۹۹۹).

علاوه بر این متغیرها، رویدادهای  آسیب زای خاص در اوایل زندگی مانند سوء استفاده جنسی در دوران کودکی اغلب در نوشته جات تحقیقاتی ذکر شده. لیکن، در مطالعه ایی که به بررسی رابطه بین سوء استفاده جنسی در دروان کودکی و اختلالات شخصیت بزرگسالی در نمونه ایی از بازمانده‌های بزرگسال پرداخته بود، مشخص شد که این خصوصیات سوء استفاده جنسی نبودند که بهتر از همه اختلال شخصیت وابسته را پیش بینی می‌کردند بلکه سبک دلبستگی بود که این اختلال را پیش بینی می‌کرد، چرا که سبک دلبستگی ترس آور قوی‌ترین پیش بینی کننده است. این سبک با فقدان جرات و نیز سطوح بالای اضطراب اجتماعی مرتبط است.

سبک فرزند پروری و اختلال شخصیت وابسته

سبک فرزند پروری نیز با نظریه دلبستگی رابطه دارد. سبک‌های فرزند پروری که بیش از حد حمایتگرانه بوده یا سبک‌های مستبدانه با ایجاد اختلال شخصیت وابسته رابطه دارند. هرچند این ادعا عمدتاً نظریه محور است و یا نتیجه خودسنجی گذشته نگرانه است. بر اساس نظریه دلبستگی سبک فرزند پروری بیش از حد حمایتگر و مستبدانه با شکل گیری اختلال شخصیت وابسته مرتبط است(بورنستین، ۲۰۱۲). از لحاظ نظریه ایی که زیربنای این ادعا است، وقتی کودکی به بیش از حد مطیع بودن مجاب می‌شود، احتمال دارد که در روابط بعدی خود به شخصی درمانده یا وابسته تبدیل شود(بورنستین، ۱۹۹۵). تصور می‌شود که کودکانی که والدین بیش از حد حمایت گری دارند آسیب پذیر بوده و هرگز دوام نخواهند آورد مگر اینکه از آنها مراقبت شود، در حالیکه والدین مستبد و زورگو به فرزندان خود می‌آموزند که بهترین روش‌های بقا تسلیم شدن در مقابل خواسته‌ها و انتظارات دیگرانی است که قوی‌تر و تواناترند.

این سبک فرزندپروری کودکان را از یادگیری از طریق روش آزمون و خطا، روشی که کودکان در آن احساس استقلال و خودکفایی در خود ایجاد می‌کنند، باز می‌دارد(بورنستین، ۱۹۹۲)، در پاسخ به این تجربیات اولیه در فرد ساختارهای شناختی شکل می‌گیرند(اسپری، ۲۰۰۳)، کودکان باورها و بازنمایی‌های روانی در مورد خودکفایی خود و قدرت دیگران ایجاد می‌نمایند. پری[۲۰](۲۰۰۵)  اشاره می‌کند که یک مفهوم پردازی شناختی به‌واسطه برخی افراد ایجاد شده که این اشخاص ابتدا فکر می‌کنند که افراد بی لیاقت و درمانده ایی هستند، سپس فکر می‌کنند که بهترین راهبرد برای رفع این مشکل این است که کسی را پیدا کنند که شاید بتواند از پس این دنیا برآمده و از آنها حمایت نماید. بنابراین، این کودکان ممکن است بازنمایی‌های روانی ایی از خود درمانده و بی کفایت ایجاد نموده و خود را به عنوان افرادی که به تنهایی از پس مشکلات خود بر نمی‌آیند نشان دهند. سپس این امر می‌تواند باعث شود که آنها به دنبال افراد دیگری باشند که برای بقای خود بدانها تکیه کرده و وابسته شوند(بورنستین، ۱۹۹۲).

نظریه زیست اجتماعی و اختلال شخصیت وابسته

کلونینگر[۲۱]، یک نظریه زیست اجتماعی مشهور، شخصیت را در رابطه با سبب شناسی اختلال شخصیت وابسته مطرح کرده است(کلونینگر، ۱۹۸۷). در مدل وی، سه خصوصیت ارثی و مبتنی بر بیولوژی شخصیت پیشنهاد شده‌اند: جستجوی تازگی، اجتناب از آسیب، و وابستگی به پاداش. سطوح بالای اجتناب از آسیب در افرادی که دارای اختلالات خوشه C هستند(علی الخصوص اختلال شخصیت وابسته) و نیز سطوح بالای وابستگی به پاداش به چشم می‌خورند(امپولینی، مارچسی، سیگنیفردی و ماگینی، ۱۹۹۷; کیسی[۲۲] ، جویسی[۲۳]، ۱۹۹۹).

اجتناب از آسیب در مدل کلونینگر به عنوان یک خصوصیت ارثی تعریف می‌شود که شامل سیستم سروتونین (۵-HT) است که نوعی پاسخ بیزاری شدید نسبت به انواع خاصی از محرک‌ها را به وجود می‌آورد. سپس فرد یاد می‌گیرد که نه تنها از تنبیه بلکه همچنین از تازگی نیز اجتناب کند. این موضوع در فرد به صورت نگرانی و خجالت بروز می‌کند. مدل کلونینگر در حیطه نظریه‌های سبب شناسی اختلال شخصیت وابسته، منحصربفرد است از این جهت که این مدل صفات شخصیتی و رفتارها را با مکانیزم های ژنتیکی و بیولوژیکی در هم می‌آمیزد. این تمرکز بر نکات مربوط به مکانیزم بیولوژیکی و فیزیولوژیکی از این جهت حائز اهمیت است که یکی از جنبه‌های اغلب نادیده گرفته شده، ساختارها و فرایندهای آناتومیکی و نقش آنها در شکل گیری شخصیت است(دیسنی، ۲۰۱۳).

 

 رفتارهای تسهیل کننده روابط در فرد وابسته

مجموعه رفتارهای تسهیل کننده روابط در فرد وابسته وسیعتر از آنچیزی است که قبلاً تصور می‌شد، رفتارهای فعال به احتمال بیشتر در این سه شرایط که در ادامه آمده‌اند روی خواهند داد: ۱) هنگام رقابت با دیگران بر سر کسب حمایت احتمالی یک سرپرست؛ ۲) هنگامیکه عمل جسورانه فرد ممکن است باعث خشنودی یک شخصیت صاحب اقتدار شود؛ و ۳) هنگام طلب کمک/راهنمایی از یک سرپرست احتمالی(بورنستین، ۱۹۹۲).

بورنستین (۲۰۱۲) مروری نظام مندتر و جامع‌تری را روی راهبردهایی که توسط افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته به کار می‌روند انجام داد. راهبرد اولیه لابه و زاری است که طیِ آن، فرد بر نقطه ضعف خود بسیار تاکید کرده و ترس‌هایش را برای دیگران به شدت بروز می‌دهد. فرد با خودشیرینی توجه دیگران را به لطف‌هایی که در حق طرف مقابل انجام داده است معطوف می‌سازد یا کمک‌های خود را مورد تاکید قرار می‌دهد، و در آخر، با استفاده از ارعاب. فرد ممکن است تا حدی پیش برود که تهدید به خودآزاری کند یا با پرخاشگری رفتار نماید(بورنستین، ۲۰۱۲).

در مورد رفتار اجتماعی و تاثیرات اختلال شخصیت وابسته، باید گفت که تمام مطالعات جداگانه ایی که به بررسی سازگاری با همسالان و رفتارهای وابسته پرداخته‌اند از وجود نوعی همبستگی منفی معنادار بین سطح وابستگی و سطوح محبوبیتی که توسط همسالان گزاراش شده، خبر می‌دهند(که پایایی آن از ۲۲/۰- تا ۶۴/۰- متغیر می‌باشد)(بورنستین، ۲۰۱۲). این یافته با سایر تحقیقاتی که می گویند صفات اختلال شخصیت وابسته از لحاظ اجتماعی نامطلوبند همخوانی دارد(کادبری[۲۴]، ۱۹۹۱).

مطالعات دیگر نشان می‌دهند که گرچه غالباً تصور می‌شود که فرد دارای اختلال شخصیت وابسته عمدتاً وابسته به یک شخص است، اما این افراد اغلب به بیش از یک نفر وابسته هستند و جذب فردی خواهند شد که به احتمال زیاد در آن زمان از آنها حمایت می‌کند یا به او اطمینان می‌بخشد(دیسنی، ۲۰۱۳)، این یافته نشان می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته ممکن است بزرگتر از آن حدی باشند که دانش بالینی ممکن است بیان نماید.

به علاوه، افراد دارای اختلال شخصیت وابسته به گونه استثنائی ایی در پی بردن به سرنخ‌های اجتماعی زیرکانه مانند حالات چهره، چابک و کارآمدند، که این احتمالاً به خاطر نیاز به توانایی رفتار کردن به گونه ایی است که احتمال مراقبت و توجه را به حداکثر برساند(بورنستین، ۲۰۱۲).

این یافته‌ها چگونگی به نظر رسیدن فرد دارای اختلال شخصیت وابسته از لحاظ بین فردی و نیز وجهه او در جامعه را به تصویر می‌کشند(دیسنی، ۲۰۱۳).

خودکشی در اختلال شخصیت وابسته   

تحقیقات بسیار قوی و منسجمی وجود دارند که نشان دهنده نوعی رابطه بین اختلال شخصیت وابسته و فکر و اقدام به خودکشی هستند. به‌طور مثال، اختلال شخصیت وابسته قوی‌ترین پیش‌بینی کننده اقدام به خودکشی در افراد افسرده بود. این موضوع بخصوص در مورد مردان صادق بود(بولتون[۲۵]، به لیک[۲۶]، انس[۲۷]، کوکس[۲۸]، سارن[۲۹]، ۲۰۰۸).

اختلال شخصیت وابسته نسبت به سایر اختلالات محور یک و دو همبستگی قوی‌تری با اقدام به خودکشی داشت. این یافته، یافته مهم و درخور توجه‌ای است. لواس و همکاران در تحقیقی بیماران دارای اختلال شخصیت وابسته را با یک گروه شاهد مقایسه نمودند و دریافتند که فکر خودکشی در افراد دارای اختلال شخصیت وابسته نسبت به گروه شاهد دو برابر بیشتر احتمال روی دادن دارد، همچنین  ریسک آن با اضافه شدن همبودی آسیب‌های محور ۱ حتی بیشتر هم می‌شود. در بیماران دارای مشکل پرخوری(چه مرد و چه زن)، زنان الکلی، و مردانی که دچار سوء مصرف مواد هستند، وجود اختلال شخصیت وابسته احتمال فکر خودکشی را در هر صورت از دو به نه برابر در این افراد افزایش داد(لواس، گویلباد[۳۰]، پرز- دیاز، وریر[۳۱]، استفان[۳۲]، لانگ[۳۳] و جیمت[۳۴]، ۲۰۰۵).

گاگنون[۳۵]، دیویدسون[۳۶]، شیفتز[۳۷]، مارتینو[۳۸] و بوشامپ[۳۹] (۲۰۰۹) آسیب شخصیت را در جوانانی(سنین بین ۱۴ تا ۲۵ سال) که اقدام به خودکشی نموده بودند در مقابل آنهایی که خودکشی موفق داشتند مقایسه نمودند و تعیین نمودند که میزان اختلال شخصیت وابسته در گروهی که خودکشی موفقی داشتند به مراتب بالاتر بود.

لیکن، این محققان برای تشخیص اختلال در گروهی که خودکشی موفق داشتند ناچار بودند که به مصاحبه‌هایی با انواعی از مخبرها اتکا نمایند. این مطالعه علیرغم وجود مشکل در روش شناسی‌اش، تنها تحقیقی است که به سنجش و ارزیابی اختلال شخصیت وابسته در افرادی که خودکشی موفق داشتند پرداخته است بنابراین، به غیر از توجه به این نتایج اولیه که با سایر مطالعاتی که در بالا مورد بحث قرار گرفتند نیز همسویی دارند، ما فعلاً گزینه دیگری در اختیار نداریم.

اختلال شخصیت وابسته و خودآزاری

کلونسکی و همکاران(۲۰۰۳) برای شناسایی روابط بین شخصیت و خودآزاری عمدی نمونه ایی متشکل از ۱۹۸۶سرباز نظامی را مورد بررسی قرار دادند. شرکت کنندگانی که خودآزاری را گزارش کرده بودند، هم در مقیاس صفات وابستگی(خودگزارشی) و هم در مقیاس تشخیصی اختلال شخصیت وابسته، نمره‌شان به‌طور معناداری بالاتر بود. همچنین، افرادی که عمداً دست به خودآزاری می‌زدند توسط همسالان خود به‌طور معنادارتری به عنوان فرد دارای اختلال شخصیت وابسته نامیده شدند. به‌طور مشخص‌تر، این افراد بیشتر دارای ملاک شماره ۸ اختلال شخصیت وابسته تعیین شدند(احساس ترس غیرواقع بینانه از تنها ماندن). همچنین این افراد در چند مقیاس دیگر نیز نمره بالاتری را کسب نمودند، از جمله مقیاس‌هایی که برای تشخیص اختلال شخصیت مرزی و اجتنابی هستند(کلونسکی[۴۰]، اولتمانس[۴۱] و تورخیمر[۴۲]، ۲۰۰۳).

اختلال شخصیت وابسته و  احتمال مورد سو استفاده قرار گرفتن

احتمال سوء استفاده یکی دیگر از حیطه‌های نگرانی در اختلال شخصیت وابسته است. با استفاده از تحلیل واریانس (ANOVA)، مشاهده شد که اختلال شخصیت وابسته رایج‌ترین اختلال (%۲۱) در یک گروه چهل و دو نفری از زنانی بود که در یک پناهگاه به دنبال درمان بودند و در چندین رابطه مورد سوء استفاده قرار گرفته بودند، نرخی که به‌طور معناداری بالاتر از یک گروه ۳۳ نفری از زنانی بود که تنها یک بار سابقه رابطه سوءاستفاده آمیز داشتند و نیز نسبت به ۵۲ شرکت کننده در گروه شاهد(کولیج[۴۳] و آندرسون[۴۴]، ۲۰۰۲).

 سلامت و اختلال شخصیت وابسته

با ادامه بحث در مورد اختلال شخصیت وابسته و نتایج مختلف، رابطه بین اختلال شخصیت وابسته و سلامتی را نباید نادیده گرفت. افرادی که از سطوح بالاتری از ویژگی‌های اختلال شخصیت وابسته برخوردارند بیشتر احتمال دارد که نقش بیمار یا مریض را بپذیرند(گرینبرگ و بورنستین، ۱۹۸۸).

آن‌ها همچنین نسبت به افراد بدون صفات وابسته سطوح بالاتری از اضطراب مرتبط با سلامتی و هزینه‌های پزشکی را دارند(بارت و تایرر، ۲۰۱۲).

متاسفانه پزشکان غالباً آسیب شخصیت در بیماران خود را نادیده می‌گیرند، رفتار محور دو اغلب باعث فرسایش رابطه بیمار-پزشک می‌شود. اختلالات شخصیتی که به درستی تشخیص داده نشده‌اند باعث ایجاد هزینه‌های زیاد مراقبت‌های سلامتی می‌شوند(هیوستون، ورت و مینوس، ۱۹۹۹)، علاوه بر آن پزشکان بیماران وابسته را بیماران مشکل توصیف می‌کنند(بورنستین، ۲۰۱۲).

لواس و همکاران (۲۰۱۱) دریافتند که ۷/۶۶% از شرکت کنندگان مبتلا به اختلال شخصیت وابسته دارای سابقه بیماری جسمی بودند، که این میزان به‌طور معنادارتری بیش از گروهی از افرادی بود که هیچگونه اختلال شخصیتی نداشتند (۸/۱۶%) و نیز گروهی که انواع مختلفی از اختلالات شخصیتی را داشتند(۴/۲۹%) (لواس، کرمیر و پرز دیاز ، ۲۰۱۱).

همچنین مشاهده شده است که در افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته نسبت به افراد بدون این اختلال ۵۴/۵ برابر بیشتر احتمال دارد که داشتن زخم‌های گوارشی گزارش شود(اسچاستر[۴۵]، لیموزین[۴۶]، لونستین[۴۷] و لی ستارت[۴۸]، ۲۰۱۰) ، گرچه خودگزارشی در این مطالعه از لحاظ عینی تایید نشد، اما نتایج نشان دادند که یا افراد دارای اختلال شخصیت وابسته در مشکلات سلامتی به خود نمره بالاتری می‌دهند، یا اینکه آنها واقعاً میزان مشکلات سلامتیشان بیشتر است (در این مورد، منظور زخم‌های معده و زخم‌های گوارشی است)، که هر دو مورد پیامدهای منفی ایی را برای بهزیستی فرد در بر دارند.

اما نشانه‌های اختلال شخصیت وابسته ممکن است در موقعیت‌ها و شرایط خاصی سودمند باشند. افراد دارای اختلال شخصیت وابسته وقتی با بیماری جسمی یا روانی مواجه می‌شوند سریعاً در پی توجه پزشکی هستند(گرینبرگ و بورنستین ، ۱۹۸۸) و این افراد در بیشتر مواقع مطیع درمان پزشکی‌اند(بورنستین، ۲۰۱۲). لیکن، افراد دارای اختلال شخصیت وابسته همچنین ممکن است که از خدمات پزشکی بیش از حد استفاده نمایند، مدت زمان طولانی‌تری در بیمارستان بمانند و به‌طور نابرابری از خدمات رفاه عمومی برخوردار شوند(بورنستین، ۱۹۹۵).

 

[۱].Fisher

[۲].Greenberg

[۳].Mitchell

[۴].self- representation

[۵].Kohut

[۶] .Blatt

[۷] .Homann

[۸] .Hull

[۹] .Mowrer

[۱۰] .Ainsworth

[۱۱].Beck

[۱۲].Freeman

[۱۳].Ampollini

[۱۴].Marchesi

[۱۵].Signifredi

[۱۶].Ghinaglia

[۱۷].Scardovi

[۱۸].Codeluppi

[۱۹].Maggini

[۲۰].Perry

[۲۱].Cloninger

[۲۲].Casey

[۲۳].Joyce

[۲۴].Cadbury

[۲۵].Bolton

[۲۶].Belik

[۲۷].Enns

[۲۸].Cox

[۲۹].Sareen

[۳۰].Guilbaud

[۳۱].Verrier

[۳۲].Stephan

[۳۳].Lang

[۳۴].Jeammet

[۳۵].Gagnon

[۳۶].Davidson

[۳۷].Cheifetz

[۳۸].Martineau

[۳۹].Beauchamp

[۴۰].Klonsky

[۴۱].Oltmanns

[۴۲].Turkheimer

[۴۳].Coolidge

[۴۴].Anderson

[۴۵].Schuster

[۴۶].Limosin

[۴۷].Levenstein

[۴۸].Le Start

[۱].frustration

[۲].Freud

[۱].dynamic

[۱].mixed

راه سریع از بین بردن استرس

راه سریع از بین بردن استرس

راه سریع از بین بردن استرس

استرس همیشه بخشی از زندگی ماست از چالش‌های جزئی گرفته تا بحران‌های بزرگ. و در عین حال که همیشه نمی‌توانید شرایطتان را کنترل کنید، اما می‌توانید نحوه پاسختان به آنها را کنترل کنید، در این مقاله می خواهیم در مورد بهترین راه سریع از بین بردن استرس توضیح دهیم، توصیه می شود این راه ها را به دقت خوانده سپس تمرین کنید:

وقتی استرس خیلی زیاد، طاقت فرسا و یا مزمن شود، می‌تواند به آسایش و بهزیستی‌تان صدمه بزند. برای همین است که برخورداری از تسکین دهنده­های موثر استرس که بتوانند ذهن و جسم شما را آرام کنند بسیار حائز اهمیت است.

با این حال وقتی نوبت به تسکین و از بین بردن استرس می‌رسد، هیچ گزینه‌ای وجود ندارد که برای همه مناسب باشد.

چیزی که برای یک فرد مؤثر است ممکن است برای شخصی دیگر مفید نباشد.

و چیزی که برای شما در خانه مؤثر است ممکن است وقتی سرکار یا در جامعه هستید دیگر به دردتان نخورد (مثلاً رقصیدن توی هال شاید بتواند برای تسکین استرس­تان برایتان مفید باشد اما رقصیدن وسط خواروبار فروشی ممکن است مناسب شما نباشد).

بنابراین، در اختیار داشتن انواع مختلفی از ابزارهای تسکین استرس مهم است. بعد می‌توانید راهبردی که برای شرایط فعلی شما از همه بهتر باشد را انتخاب کنید.

راهبردهای کوتاه مدت تسکین استرس که می‌توانید آنها را در همه جا به کار ببرید

خواه قرار باشد که برای یک مصاحبه کاری بروید یا از دست رفتارهای فرزندتان در زمین بازی کلافه شده باشید، در هر صورت باید یک سری ابزارهای تسکین استرس داشته باشید که بتوانند همان موقع استرستان را کاهش دهند.

بهترین راهبردهای کوتاه مدت: برای از بین بردن استرس

  • راهبردی که همه جا قابل انجام باشد.
  • تسلط بر آنها به تمرین زیادی نیاز نداشته باشد.
  • بلافاصله باعث تسکین تان شود.

تخیل فعال را امتحان کنید(اولین راه سریع از بین بردن استرس)

تخیل فعال مثل این است که در ذهنتان به تعطیلاتی کوتاه بروید. این تکنیک مستلزم آن است که خودتان را در مکانی شاد تصور کنید-مثلاً می‌توانید خودتان را تصور کنید که در ساحلی نشسته‌اید و دارید به صدای امواج گوش می‌دهید، و بوی دریا را احساس می‌کنید و گرمای ماسه‌ها را زیر پاهایتان حس می‌کند.

فقط کافی است چشمانتان را برای یک دقیقه ببندید و خود را در چشم­اندازی آرامش بخش تصور کنید. به همه تجربه‌های حسی‌ای که در آنجا می‌توانید داشته باشید فکر کنید و به خودتان اجازه دهید تا احساس کنید واقعاً آنجا هستید. بعد از چند دقیقه چشمانتان را باز کنید و به لحظه حال برگردید.

مراقبه کنید(دومین راه سریع از بین بردن استرس)

مراقبه هم باعث تسکین کوتاه مدت استرس می‌شود و هم مزایای ماندگاری برای مدیریت استرس دارد.اشکال مختلفی از مراقبه برای امتحان کردن وجود دارند-که هریک خاص و منحصربفرد بوده و جذابیت خاص خودشان را دارد.

می‌توانید مانترایی (ذکری) را برای خودتان ابداع کنید که وقتی دارید نفس‌های عمیق می‌کشید آنرا توی ذهنتان تکرار کنید. یا اینکه می‌توانید چند دقیقه ذهن آگاهی را تمرین کنید، که این تکنیک مستلزم این است که توی لحظه حال باشید. فقط کافی است به چه چیزی که همان لحظه می‌بینید، می‌شنوید، لمس می‌کنید یا بویش را حس می‌کنید توجه کنید.

وقتی روی لحظه حال و جایی که در آن هستید تمرکز می‌کنید، نمی‌توانید در مورد چیزی که قبلاً اتفاق افتاده نشخوار ذهنی داشته باشید و نمی‌توانید نگران چیزی در آینده باشید. مراقبه و ذهن آگاهی نیاز به تمرین دارد، اما می‌تواند روی سطح کلی استرس­‌تان تأثیر زیادی بگذارد.

آرامسازی تدریجی عضلات را تمرین کنید(سومین راه سریع از بین بردن استرس)

آرامسازی تدریجی عضلات مستلزم آرامسازی همه عضلات بدنتان است، به صورت دسته به دسته. برای تمرین این تکنیک می‌توانید با چند نفس عمیق شروع کنید. بعد سفت کردن و شل کردن هر دسته از عضلات را تمرین کنید، به این ترتیب که ابتدا با عضلات پیشانی‌تان شروع کنید و بعد این کار را به ترتیب تا رسیدن به انگشتان پاهایتان ادامه دهید.

با تمرین کردن، یاد می‌گیرید کشیدگی و انقباض عضلاتتان را تشخیص دهید و می‌توانید راحت‌تر ریلکس کنید. با این حال، هربار که تمرین می‌کنید باید یک احساس آرامسازی که در کل بدنتان در جریان است را تجربه کنید.

روی تنفستان تمرکز کنید(چهارمین راه سریع از بین بردن استرس)

فقط همین تمرکز بر تنفس­تان یا تغییر نحوه نفس کشیدنتان می‌تواند باعث ایجاد تفاوتی بزرگ در سطح کلی استرستان شود. تکنیک‌های تنفسی می‌توانند بدن و مغز شما را ظرف چند دقیقه آرام کنند.

بهترین خبر این است که هیچکس در اطرافتان حتی نمی‌داند و متوجه نمی‌شود که شما دارید این کار را انجام دهید. برای همین، هروقت در یک جلسه استرس آور بودید یا در یک سالن نمایش شلوغ نشسته‌ بودید، تمرین‌های تنفسی می‌توانند کلید کاهش استرستان باشد.

گرچه تمرین‌های تنفسی متفاوت زیادی وجود دارند، مثل تنفس ورزش کاراته، ما به چند مورد از آنها در اینجا اشاره می‌کنیم:

  1. از طریق بینی هوا را داخل ریه‌هایتان بکشید و شکمتان که پر از هوا شده را تماشا کنید. در حالت دم آهسته تا شماره سه بشمارید. یک ثانیه نفستان را نگه دارید و بعد آهسته در حالیکه تا شماره سه می شمرید نفستان را از بینی‌تان بیرون بدهید.
  2. از طریق بینی‌تان هوا را داخل بکشید و تصور کنید که دارید هوای آرام و آرامش بخش را فرو می‌برید. تصور کنید که هوا در سرتاسر بدنتان پخش می‌شود. وقتی در حال بازدم هستید تصور کنید که دارید استرس و تنش را بیرون می‌دهید.

پیاده روی کنید(پنجمین راه سریع از بین بردن استرس)

ورزش یک تسکین دهنده عالی و خارق العاده استرس است که می‌تواند ظرف چند دقیقه تاثیرش را بگذارد. پیاده روی کردن به شما اجازه می‌دهد تا از تغییر صحنه و منظره بهره مند شوید، که این طوری می‌تواند شما را وارد یک چارچوب ذهنی متفاوت کند و مزایایی ورزش را هم برایتان به ارمغان می‌آورد.

بنابراین، خواه فقط چند قدم در اطراف دفترتان بزنید و از محیط کاری طاقت فرسا و خسته کننده­تان کمی فاصله بگیرید و استراحت کنید یا تصمیم بگیرید که برای یک پیاده روی طولانی بعد از کارتان به پارک بروید، در هر صورت پیاده روی یک روش ساده اما مؤثر برای طراوت بخشیدن به ذهن و جسمتان است.

راهبردهایی سریع برای تسکین استرس که در خانه خیلی موثرند

در خلوت خود و در منزل، راهبردهای تسکین استرس زیادی وجود دارند که می‌توانند به شما کمک کنند تا سریع خودتان را آرام کنید. بنابراین، هر وقت روز سختی در محل کار داشتید یا در مورد کارهای زیادی که قرار است انجام دهید زیادی استرس داشتید، این راهبردها می‌توانند استرس شما را بصورت آنی تسکین دهند.

بغل کردن کسی که دوستش دارید(ششمین راه سریع از بین بردن استرس)

تماس و لمس فیزیکی می‌تواند برای رهایی شما از دست استری خیلی مفید باشد. بغل کردن کسی که دوستش دارید می‌تواند خیلی مفید باشد.

وقتی کسی را بغل می‌کنید (که به هورمون آغوش هم معروف است) هورمون اکسیتوسین ترشح می‌شود. اکسیتوسین با سطوح بالاتری از شادی و سطوح پایین‌تری از استرس همراه است.

اکسیتوسین همچنین باعث کاهش فشار خون می‌شود و هورمون استرس که نوراپی نفرین است را کاهش می‌دهد و می‌تواند باعث تولید یک حس آرامسازی شود.

بنابراین اگر نیاز دارید، بدون هیچ واهمه­ای از کسی که دوستش دارید بخواهید شما را بغل کند. این کار برای هردویتان خوب است و می‌تواند یکی از ساده‌ترین اشکال تسکین استرس موجود باشد.

رایحه درمانی(هفتمین راه سریع از بین بردن استرس)

رایحه درمانی مزایایی واقعی برای تسکین استرس دارد- می‌تواند به شما کمک کند تا احساس کنید انرژی گرفته‌اید، آرام‌ترید، یا در لحظه بیشتر حضور دارید.

تحقیقات جدید بیانگر این هستند که برخی بوهای خاص می‌توانند فعالیت امواج مغز را تغییر داده و باعث کاهش هورمون‌های استرس در بدن شوند.

بنابراین چه از شمع، خوشبوکنندها یا محصولات بدن خوشتان بیاید یا نه، در هر صورت افزودن نوعی رایحه درمان را به برنامه روزانه‌تان مدنظر قرار بدهید

خلق آثارهنری(هشتمین راه سریع از بین بردن استرس)

ارتباط گرفتن با بخش خلاق وجودتان شاید در دوران کودکی برایتان آسان بوده باشد، اما اگر دیگر کششی و تمایلی به انجام کارهای هنری ندارید برای اینکه دوباره به سراغش بروید دیر نشده.

اگر علاقه‌ای به طراحی یا نقاشی ندارید، رنگ آمیزی در یک کتاب رنگ آمیزی هم می‌تواند فکر خوبی باشد. کتاب‌های رنگ آمیزی بزرگسالان این روزها محبوبیتشان افزایش پیدا کرده و برای همین رنگ آمیزی می‌تواند یک تکسین دهنده عالی برای استرس باشد.

پژوهش‌ها همواره نشان می‌دهند که رنگ آمیزی می‌تواند یک تأثیر مراقبه‌ای داشته باشد. در یکی از مطالعات محققین دریافتند که سطوح اضطراب در افرادی که الگوهای هندسی پیچیده را رنگ آمیزی می‌کردند کاهش می‌یابد، و برای همین این تکنیک به خروجی بسیار خوبی برای کاهش استرس تبدیل می‌شود.

راهبردهای درازمدت تسکین استرس برای سلامت پایدار

برخی عادت‌های خاص می‌توانند باعث افزایش مقاومت ما در برابر استرس شوند، و همچنین باعث افزایش کلی تندرستی می‌شوند. مثلاً، کسانی که به صورت منظم ورزش یا مراقبه می‌کنند اغلب در رویارویی با چالش­ها سخت کمتر دچار استرس می‌شوند.

بنابراین، ایجاد یک سبک زندگی که به شما کمک کند تا استرستان را دفع کنید و با چالش‌هایتان به شیوه‌ای سالم برخورد کنید مهم است.

داشتن یک رژیم غذایی متعادل

رژیم­های غذایی ضعیف باعث ایجاد واکنش گری بیشتری نسبت به استرس می‌شود. پرخوری هیجانی و دنبال غذاهای پرچربی و پرشکر بودن می‌توانند یک حس موقتی رهایی و تسکین را برایتان فراهم آورند که در درازمدت به استرستان اضافه می‌کنند.

کربن‌های تصفیه شده مانند شیرینی‌ها و چیپس می‌توانند باعث افزایش ناگهانی قندخون شوند. وقتی قندخونتان بالا برود ممکن است استرس و اضطراب بیشتری را تجربه کنید.

مصرف یک رژیم غذایی سالم می‌تواند به شما کمک کند تا در طولانی مدت با استرستان مبارزه کنید. غذاهایی مثل تخم مرغ، آووکادو، و گردو از تنظیم خلق و تعادل انرژی حمایت می‌کنند.

زمانی برای فعالیت‌های تفریحی در نظر بگیرید

فعالیت‌های تفریحی می‌توانند راه بسیار خوبی برای تسکین استرس باشند. اما خیلی از افراد احساس می‌کنند انگار زندگی‌شان بحدی پرمشغله است که وقتی برای سرگرمی‌ها، بازی‌ها یا تفریح بیشتر ندارند.

اما در نظرگرفتن وقتی برای اوقات فراغت در برنامه روزانه‌تان می‌تواند راه حل کمک به شما باشد تا بهترین احساس را داشته باشید. و وقتی احساس بهتری کنید، عملکرد بهتری خواهید داشت، که معنی‌اش این است که تفریح و فراغت ممکن است باعث کارآمدتر اوقات کاری‌تان شوند.  

خواه از رسیدگی با باغ و باغچه خوشتان آمد یا از خلق آثار صنایع دستی لذت ببرید، در هر صورت سرگرمی‌ها و تفریحات کلید زندگی بهتر برای شما هستند.

یک عادت گفتگوی درونی مثبت را در خودتان ایجاد کنید

نحوه صحبت کردن شما با خودتان مهم است. انتقاد شدید از خود، شک داشتن به خود و پیش بینی‌های فاجعه آمیز مفید نیستند. اگر مدام دارید به این چیزها فکر می‌کنید که: من وقت برای فلان کار را ندارم، یا از بهمان خیلی بدم می‌آید، بیشتر به خودتان استرس وارد می‌کنید.

باید یاد بگیرید با خودتان به شیوه‌ای واقع بینانه تر و مهربانانه‌تر صحبت کنید. وقتی به خودتان توهین کنید یا به توانایی خودتان برای موفقیت شک داشته باشید، سعی کنید با یک گفتگوی درونی مهربانانه‌تر به آن پاسخ دهید.

گفتگوی درونی مثبت می‌تواند به شما کمک کند تا دیدگاه سالم‌تری را ایجاد کنید. یک گفتگوی مثبت نگرانه و مهربانانه می‌تواند به شما کمک کند تا هیجاناتتان را مدیریت کنید و اقدام مثبتی انجام دهید.

تمرین یوگا

یوگا ترکیبی است از حرکات فیزیکی، مراقبه، ورزش سبک، و تنفس کنترل شده- که همه اینها باعث بسیار زیاد تسکین استرس می‌شوند.

و گرچه احتمال دارد که فقط از یک جلسه یوگا منفعتی به تنهایی عایدتان نشوید، اما اگر آنرا به شیوه‌ای منسجم به زندگی‌تان اضافه کنید احتمال دارد که مزایای درازمدتی را دریافت کنید.

یوگا انواع مختلفی از مزایای فیزیکی، روانشناختی و معنوی را فراهم می‌آورد. برای شروع می‌توانید به یک کلاس یوگا بروید، در یک برنامه آنلاین ثبت نام کنید یا از یک اپلیکیشن کمک کنید تا به شما کمک کند تمرینتان را شروع کنید.

شکرگزاری

شکرگزاری به شما کمک می‌کند تا قدردان تمام چیزهایی باشید که باید بخاطرشان سپاسگزار باشید. خواه شما بخاطر یک روز آفتابی قدردان باشید یا بخاطر اینکه صحیح و سالم به محل کارتان رسیده‌اید، در هر صورت اینکه به همه چیزهای خوبی فکر کنید که در زندگی‌تان دارید خیلی موثر است.

شکرگزاری همچنین شما را یاد همه منابعی می‌اندازد که برای مقابله با استرس از آن برخوردار هستید، که می‌تواند بسیار توانمندکننده باشد.

مطالعات همچنین نشان می‌دهند افراد قدردان و شکرگزار از سلامت روان بیشتر، استرس کمتر و کیفیت بهتر زندگی بهره­مند می‌شوند.

پس خواه تصمیم بگیرید که این کار را به یک عادت تبدیل کنید که وقتی سر میزشام دور هم نشسته‌اید چیزهایی که بخاطرشان قدردان هستید را بیان کنید یا تصمیم بگیرید سه چیزی که بخاطرش قدردان هستید را در یک دفتر روزانه هر روز یادداشت کنید، در هر صورت شکرگزاری را به یک عادت همیشگی تبدیل کنید.

تمرین اولویت بندی

فعالیت فیزیکی کلید مدیریت استرس و بهبود سلامت روان است. و خبر خوب اینکه انواع متفاوت زیادی از فعالیت‌ها هستند که می‌توانند باعث کاهش استرستان شوند.

عضو یک باشگاه ورزشی شوید، در یک کلاس شرکت کنید یا بیرون ورزش کنید. یادتان باشد که روش‌های مختلف زیادی برای انجام فعالیت‌های بدنی بیشتر در طول روز هم وجود دارند.

پیاده روی، ورزش‌های استقامتی، قایق رانی، پیاده روی در طبیعت، و کلاس اسپینینگ فقط چند نمونه مختلف از روش‌هایی هستند که می‌توانند استرستان را تسکین دهند.

راهبردهایی که به مقابله مبتنی بر حل مسئله می‌پردازند

بیشتر تسکین دهنده‌های استرس بر تغییر هیجاناتتان تمرکز دارند. اما گاهی اوقات، شما لزوماً از استرس رها نمی‌شوید مگر اینکه محیطتان را تغییر دهید که به این حالت مقابله مبتنی بر حل مسئله می گویند (در برابر مقابله مبتنی بر هیجان). مقابله مبتنی بر حل مسئله مستلزم برداشتن گام‌هایی در جهت رفع عوامل استرس زا از زندگی‌تان است (در مقابل تغییر احساستان در مورد عامل استرس زا).

ارزیابی دوباره فهرست کارهای انجام دادنی‌تان

اگر می‌خواهید تلاش کنید کارهایی که به ۲۰ ساعت زمان نیاز دارند را ظرف  ۱۶ ساعت انجام دهید، باید بگوییم که اینطوری احساس استرس خواهید کرد. کاهش بارکاری‌تان می‌تواند کمک می‌کند تا حالتان در طول روز بهتر شود.

چه این کار به معنای خروج از کمیته ای باشد که عضو آن هستید یا مستلزم استخدام کسی که بعضی از کارهای منزلتان را برای شما انجام دهد، در هر صورت کسب مهارت‌های مدیریت زمان می‌تواند به شما این امکان را بدهد که عوامل استرس زایی که تجربه می‌کنید را به حداقل برسانید و بهتر بتوانید مواردی که نمی‌توانید از آنها اجتناب کنید را مدیریت کنید.

وقتی بتوانید هرکاری که در فهرست کارهایتان است را بدون استرس ناشی از شتاب برای انجام سریع آن کار یا فراموش کردنش انجام دهید، کل زندگی‌تان به نظرتان آسان‌تر می‌شود.

کسب حمایت اجتماعی

داشتن افراد حمایتگر در زندگی‌تان کلید مدیریت استرس است. اگر در زندگی خود فاقد حمایت عاطفی و دوستی ها هستید، باید حتماً آنرا کسب کنید.

برای همین شاید لازم باشد که به سراغ شبکه‌های ارتباطی موجودتان بروید. شاید درددل کردن برای یکی از اعضای خانواده یا یک دوست دور بتواند به شما کمک کند که با آن شخص صمیمی‌تر شوید و ممکن است حمایت اجتماعی‌ای که نیاز دارید را کسب کنید.

همچنین ممکن است نیاز باشد که شبکه ارتباطی‌تان را گسترش دهید. عضو یک سازمان شوید، در یک گروه حمایتی حضور پیدا کنید یا در صورتی که فاقد افراد حمایتگر در زندگی‌تان هستید، می­توانید کمک حرفه‌ای و تخصصی دریافت کنید.

چیزهایی که به استرستان اضافه می‌کنند را حذف کنید

گاهی اوقات، بهترین راه برای کاهش استرس این است که موارد استرس­آور را از زندگی‌تان حذف کنید. از شر چیزهایی که به استرستان اضافه می‌کنند خلاص شوید تا بتوانید آرامش بیشتری را تجربه کنید.

تماشای اخبار، مدام وصل بودن به وسایل دیجیتالتان، مصرف الکل، و مصرف بیش از حد کافئین تنها نمونه‌های معدودی از چیزهایی هستند که ممکن است به استرس در زندگی شما بیفزایند.

ایجاد برخی تغییرات در عادت‌های روزانه‌تان می‌تواند در کمک به شما برای اینکه حس بهتری داشته باشید نقشی ابزاری داشته باشد.

کلام آخر

پیدا کردن بهترین راهبردهای تسکین استرس ممکن است نیاز به امتحان و آزمایش کردن داشته باشد. برخی راهبردها ممکن است به تمرین هم نیاز داشته باشند.

اما باید به جستجو و پیدا کردن ابزارهایی که به شما کمک می‌کنند تا فرازو نشیب‌های اجتناب ناپذیر زندگی‌تان را به شیوه‌ای سالم مدیریت کنید ادامه دهید. حفط استرس در یک سطح قابل مدیریت برای تندرستی و آسایش کلی شما مهم است.

 

رابطه درمانی در مشاوره چیست؟

رابطه درمانی در مشاوره چیست

هر نوع درمانی نیاز به یک رابطه بین فردی با هدف کمک به مخاطب برای بهبودی یا رهایی از پریشانی دارد. بنابراین درک این رابطه مقدس کاری است که هرکسی که در موقعیت کمک باشد باید به دنبال انجام آن باشد. ما این رابطه باورنکردنی و منحصر به فرد را رابطه درمانی می نامیم و در این مقاله بیشتر به معرفی آن خواهیم پرداخت.

رابطه درمانی در روانشناسی چیست؟

تحقیقات بررسی نتایج روان درمانی و مشاوره نشان داده است که تنها ۱۵٪ از موفقیت درمانی را می توان به نوع درمان یا تکنیک های انجام شده نسبت داد (هابل ، دانکن و میلر ، ۱۹۹۹).

مشاوره خانواده خوب در تهران

مهمتر از روش یا نوع درمان، کیفیت درمانگر و رابطه درمانی فراگیر است.

طی ۸۰ سال گذشته روان درمانگران معتقدند که عوامل مشترک غیر اختصاصی مسئول موفقیت کار آن ها هستند (Groth-Marnat، ۲۰۰۹).

مفهوم رابطه درمانی را می توان در ایده انتقال (۱۹۱۳) فروید جستجو کرد که در ابتدا تصور می شد کاملاً منفی است. بعداً فروید ایده پیوستگی سودمندی بین درمانگر و مشتری را در نظر گرفت نه اینکه صرفاً آن را به عنوان یک برآمد مشکل ساز برچسب گذاری کند.

Zetzel (1956) بعداً اتحاد درمانی را به عنوان مولفه ای غیر روان رنجور و غیرانتقالی بین بیمار و درمانگر تعریف كرد كه به بیمار اجازه می دهد درمانگر را بفهمد و درمانگر می تواند تفسیرهای تجربه مشتری را بفهمد.

راجرز (۱۹۵۱) احتمالاً به دلیل تأکید بر نقش درمانگر در این رابطه مشهور است و منجر به آن چیزی می شود که اکنون تحت عنوان درمان مشتری مداری می شناسیم. از نظر راجرز (۱۹۵۱) مولفه های فعال یک رابطه درمانی، همدلی، همخوانی و توجه مثبت بی قید و شرط است.

ما همچنین رابطه درمانی را به عنوان اتحاد درمانی، اتحاد کمک کننده و اتحاد کاری می شناسیم و همه به رابطه بین یک متخصص مراقبت های بهداشتی (مشاور / درمانگر) و مشتری یا بیمار اشاره دارد.

این رابطه مشترک بین این دو طرف است که درگیر مبارزه مشترک برای غلبه بر رنج و افکار و رفتارهای خود تخریبی بیمار و ایجاد تغییر مفید هستند.

تحقیقات در مورد قدرت رابطه درمانی بیش از ۱۰۰۰ یافته را جمع آوری کرده است که شامل توانایی آن در پیش بینی پایبندی، انطباق، همخوانی و نتایج در طیف وسیعی از تشخیص ها و تنظیمات درمانی است (اورلینسکی ، رونستاد و ویلوتسکی ، ۲۰۰۴).

مدل های رابطه درمانی

اتحاد درمانی یک رابطه منحصر به فرد است. تعاملات، پیوندها و هدف در بهبودی فرد، پیشرفت درمان و موفقیت نتیجه نقش دارد.

  • انتقال

فروید (۱۹۰۵) اولین کسی بود که انتقال را به عنوان تکرار یک رابطه قدیمی توصیف کرد. این اتفاق زمانی رخ می دهد که احساسات ناشی از یک موضوع مهم یا رویداد قدیمی احساسات و انگیزه هایی را ایجاد می کند که به درمانگر منتقل می شوند.

انتقال بر اساس رابطه واقعی نیست بلکه بر اساس تحریفات ناخودآگاه و قهقرایی است. برداشت جدیدی از انتقال آن را به عنوان یک ارتباط تعاملی توصیف می کند ، جایی که تقارن بین مشتری و درمانگر موتور واقعی درمان و تغییر است (لینگاردی ، هولمکوئیست و سافران ، ۲۰۱۶).

به عبارت ساده تر انتقال احساسات از روابط قدیمی به درمانگر است. این می تواند فضایی برای تأمل، بهبود و یادگیری الگوهای سالم ارتباط با دیگران ایجاد کند.

  • اتحاد کاری

اتحاد کاری یکی از اجزای رابطه درمانی است. این می تواند به عنوان پیوستن طرف منطقی مشتری به طرف تجزیه و تحلیل درمانگر تعریف شود.

بوردین (۱۹۷۹) به مفهوم سازی اتحاد کاری در سه بخش وظایف، اهداف و پیوند مشهور است.

  • رابطه واقعی

رابطه واقعی شامل جذابیت و سازگاری بین فردی است که بین مشتری و درمانگر ایجاد می شود.

Gelso (2011) مفهوم رابطه واقعی در درمان را دارای دو قسمت اصالت و واقع گرایی توصیف کرده است.

اصالت قصد پرهیز از فریب از جمله خود فریبی است. درمانگر باید خود را بشناسد و تصویری دقیق از این که چه کسی در آن رابطه است ارائه دهد. واقع گرایی تجربه مشتری به شکلی است که به نفع او باشد. این ایده واقع گرایی در روابط شامل همدلی و درک است.

 

سکس تراپیست خوب در تهران

سکس تراپیست خوب در تهران

سکس تراپیست خوب در تهران:

چرا زوج‌ها باید در مورد احساساتشان صحبت کنند؟

امیال و انتظاراتتان را با هم درمیان بگذارید

بی پرده و راحت صحبت کنید و امیال جنسی‌تان را در میان بگذارید. در مورد آنچه که می‌خواهید صریح و صادقانه صحبت کنید. نباید از این فرصت برای انتقاد از هم استفاده کنید؛ بلکه فقط در مورد چیزی که در تختخواب می‌خواهید و چیزهایی که به شما حس خوبی می‌دهند صحبت کنید.

با یکدیگر در مورد انتظاراتتان در خصوص معاشقه صحبت کنید. انتظارات غلط یا برآورده نشده می‌توانند به ازدواجتان صدمه بزنند. اگر انتظاراتتان توسط شریکتان برآورده نمی‌شوند، این موضوع را با حساست و تدبیر بیان کنید.

رابطه جنسی در یک رابطه طولانی و ماندگار می‌تواند عمیق‌تر شده و به تجربه‌ای غنی‌تر تبدیل شود. فرقی نمی‌کند که چندبار با همدیگر معاشقه کرده باشید، در هر صورت شگفتی و حیرت از جاذبه متقابل هم بازهم می‌تواند وجود داشته باشد.

چیزهایی که مردان از همسرانشان میخواهند

یک برنامه بریزید

وقتی زندگی‌تان زیادی شلوغ و برنامه زمانی‌تان بیش از حد پر و فشرده می‌شود، برنامه ریزی برای مواجهات جنسی با یکدیگر شاید از اهمیت بیشتری برخوردار شود.شاید برنامه ریزی و زمان بندی برای این موضوع از نظر برخی افراد ناخوشایند به نظر برسد، اما همه اینها به نحوه نگرش شما به این مسئله بستگی دارند. برنامه ریزی برای رابطه جنسی می‌تواند درست به اندازه رابطه جنسی خودجوش هم لذت بخش و هیجان انگیز باشد.

حال و هوایش را از قبل ایجاد کنید.

اگر می‌خواهید رابطه جنسی خوبی در شب برقرار کنید، پیش نوازش‌هایش را از صبح شروع کنید.

در طول روز سیگنال‌هایش را ارسال کنید،

مثل یادداشت‌ها، ایمیل‌ها، پیام‌های متنی، تماس‌های تلفنی، در آغوش گرفتن‌ها، یا سایر ژست‌های شهوت انگیز تا بتوانید هیجان لازم برای قرار رابطه جنسی‌تان را ایجاد کنید.

البته، حتی با برنامه ریزی دقیق و تلاش واقعی، نیز ممکن است به مواقعی بربخورید که در آن رابطه جنسی با همسرتان انتظارات شما را برآورده نسازد.

فعالیت‌هایی برای تقویت ازدواجتان:

بیشتر اوقات آغازگر رابطه جنسی باشید

از همسرتان انتظار نداشته باشید که در ازدواجتان همیشه مسئول شروع رابطه عاشقانه باشد. هر دویتان باید مسئولیت داشتن یک رابطه موفق و صمیمی را به عهده بگیرید. در اینجا چند ایده برای کمک به شما به منظور شروع رابطه جنسی ارائه شده‌اند.

دست همدیگر را بگیرید و ابراز محبت کنید.

زنان بخصوص نیاز دارند که احساس دوست داشته شدن و پیوند داشتن کنند تا بتوانند میل به رابطه جنسی داشته باشند.

برای رفتارهای صمیمانه وقت بگذارید.

چیزهای ساده‌ای مثل بغل کردن، بوسیدن، ماساژ دست و پا می‌توانند به متصل شدن شما به هم و ایجاد صمیمیت و علامت دادن به شریکتان برای اینکه بداند شما حوصله و حال و هوای رابطه جنسی را دارید کمک کنند.

برای قرارهای شبانه‌تان برنامه ریزی کنید. و همچنین برای سایر فعالیت‌های جدید با هم نیز برنامه ریزی کنید و از پذیرش چیزهای جدید هم استقبال کنید.

مزایا داشتن رابطه جنسی به دفعات بیشتر(سکس تراپیست خوب در تهران)

مراقب خودتان باشید

یک زندگی جنسی سالم با سلامت کلی جسمی، عاطفی و روانی‌تان در تلاقی است.

افرادی که احساس شادی و خوشبختی و سلامت می‌کنند و انگاره جسمی مثبتی در مورد خودشان دارند بیشتر احتمال دارد که سرحال باشند.

اگر منظم ورزش کنید و رژیم غذایی خوبی داشته باشید، برای هر فعالیت دیگری نیز انرژی بیشتری خواهید داشت. تداوم برنامه تناسب اندام باعث بهبود انعطاف پذیری و عذت نفستان نیز خواهد شد.

شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه یک دور ورزش می‌تواند به لذت بخش تر شدن رابطه جنسی کمک کند چون با افزایش میزان هورمون‌ها و همچنین فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک هم برانگیختگی کوتاه مدت و هم بلندمدت را در زنان تحریک می‌کند.

بدانید که شریکتان از چه چیزهایی خوشش می‌آید

درک انتظارات، امیال، علاقمندی ها، و بیزاری‌های شریکتان اهمیت دارد- نه تنها از لحاظ سبک جنسی و سطح راحتی‌شان، بلکه همچنین از این لحاظ که برای اینکه احساس دوست داشته شدن و درک شدن کنند و در نهایت در رابطه‌تان شادتر باشید به چه چیزی نیاز دارند.

همه ما عشقمان را به شیوه‌هایی متفاوتی بیان و احساس می‌کنیم- یا زبان عشق متفاوتی داریم- و درک آن تفاوت‌ها می‌تواند نقش بسیار مهمی را در حفظ صمیمیت در ازدواجتان ایفا کند.

از مقایسه پرهیز کنید

مقایسه زندگی جنسی‌تان با دیگری، یا آن چیزهایی که آمارهای رابطه جنسی زناشویی در مورد دیگران می گویند، نه به شما کمکی می‌کنند و نه به شما ربط دارند. وقتی نوبت به میزان درست و غلط رابطه جنسی می‌رسد هیچ قانونی وجود ندارد.

چیزی که از همه مهمتر است این است که آیا تعداد دفعات رابطه جنسی در ازدواجتان برای شما و شریکتان مناسب است یا نه- و اگر نه، چطور می‌توانید این موضوع را بیان کنید و با هم برای تغییرش تلاش نمایید.

همچنین، یادتان باشد که رابطه جنسی قرار نیست هربار عالی و بی عیب و نقص باشد، زندگی جنسی خودتان را با تصویرسازی‌هایی که در فیلم‌ها یا تلویزیون می‌بینید مقایسه نکنید.

در صورت نیاز در پی کمک باشید

اگر شما و شریکتان در ایجاد و حفظ یک زندگی جنشی رضایت بخش مشکل دارید، شاید باید به دنبال کمک از یک سکس تراپیست خوب در تهران آموزش دیده باشید که بتواند به شما در برداشتن گام‌هایی در جهت رفع این مسئله کمک کند.

با یک سکس تراپیست خوب در تهران صحبت کنید. اگر مسائل پزشکی مانند اختلال در نغوظ، یا خشکی واژن در زندگی جنسی‌تان مشکل و تداخل ایجاد می‌کنند، یک سکس تراپیست می‌تواند درمان مناسب را برایتان تجویز کند.

  • به دنبال مشاوره باشید. مشاوره ازدواج (که زوج درمانی نیز نامیده می‌شود) می‌تواند برای باز کردن خطوط ارتباطی بین شما و همسرتان و درک و شناخت راهبردهایی برای بهبود رابطه جنسی و صمیمت بسیار مؤثر باشد
  • به سراغ سکس تراپیست بروید. درمان رابطه جنسی نوعی گفتگودرمانی است، درمان عملی، که برای کمک به افراد و زوج‌ها برای رفع مشکلات جنسی‌شان مورد استفاده قرار می‌گیرد.

سکس تراپی یک نوع روان درمانی تخصصی و اصطلاحی کلی برای درمان مشکلات بهداشت روان جنسی با گفتگو با یک متخصص بهداشت روان است.اگر مشکلاتی در کارکرد جنسی،عواطف و روابط جنسی در حوزه انفرادی یا زوجی وجود داشته باشد سکس تراپی به درمانش می پردازد. سکس تراپی می تواند برای افراد در هر سن، جنسیت یا تمایل جنسی تاثیرگذار باشد به شرط آنکه به یک سکس تراپیست خوب در تهران مراجعه کنید.

همکاری با یک سکس تراپیست رابطه جنسی، به تنهایی یا با همدیگر، می‌تواند به شما کمک کند تا همه مسائل رابطه‌ای یا عاطفی­ای که ممکن است بر زندگی جنسی‌تان تاثیرگذار باشند را بررسی نمایید.

حرف آخر در ارتباط با سکس تراپیست خوب در تهران

گرچه رابطه جنسی زناشویی گاهی اوقات کسل کننده تصور می‌شود، اما به طور حتم نباید این طور باشد و می توان آن را بهبود بخشید(گاهی اوقات با همکاری یک سکس تراپیست و یا افزایش آگاهی). از این مهمتر، می دانیم که رابطه جنسی زناشویی مزایای متعددی دارد از جمله کاهش فشار خون، کاهش استرس، افزایش صمیمیت، و حتی کاهش نرخ طلاق.

یادتان باشد که وقتی نوبت به رابطه جنسی در طول ازدواج می‌رسد ممکن است طبیعتاً افت و خیزهایی هم وجود داشته باشند. عواملی مانند بچه‌ها، استرس، و بیماری همگی می‌توانند بر تعداد دفعات رابطه جنسی تأثیر بگذارند. خبر خوب اینکه اگر زندگی جنسی‌تان با مانع و بن بستی برخورد کرد، روش‌های زیادی برای بازگشتن به مسیر اصلی و تنوع بخشیدن به شرایط فعلی وجود دارند.

برنامه زمانی سکس تراپی

سکس درمانی معمولا کوتاه مدت و دارای تعداد کمی جلسه حضوری می باشد. با این حال ،برنامه های درمانی بستگی به نگرانی ها و اهداف مورد نظر دارد.

اختلالات جنسی

تحقیقات مختلف نشان داده است ۴۳ درصد از زنان و ۳۱ درصد از مردان گزارش در طول زندگی خود نوعی اختلال عملکرد جنسی را تجربه کرده اند. این اختلالات ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • اختلال در نعوظ
  • میل جنسی کم
  • کمبود علاقه
  • انزال زودرس
  • اعتماد به نفس کم
  • عدم پاسخ به محرک جنسی
  • ناتوانی در رسیدن به ارگاسم
  • میل جنسی بیش از حد
  • ناتوانی در کنترل رفتار جنسی
  • افکار جنسی ناراحت کننده
  • فتیش های جنسی ناخواسته

یک زندگی جنسی سالم یک زندگی طبیعی می باشد و انواع صمیمیت از هر نوعی جسمی و عاطفی بخش های اساسی سلامتی شما می باشند. زمانیکه که مشکلی فعل و انفعالات جنسی فرد صورت می گیرد داشتن چنین زندگی جنسی ممکن است دشوار باشد.

آنچه که باید از سکس تراپیست خوب در تهران انتظار داشته باشید

رابطه جنسی درمانی یک نوع روان درمانی تخصصی و اصطلاحی عمومی برای درمان مشکلات بهداشت روان با گفتگو با یک متخصص بهداشت روان است. اختلالات روابط جنسی شامل برقراری رابطه عاطفی و احساسی چه بصورت انفرادی یا زوجی بوسیله سکس تراپی قابل درمان هستند. سکس تراپی می تواند برای افراد در هر سن، جنسیت یا تمیلات جنسی تاثیرگذار باشد. این معمولاً شامل ارزیابی عمیق اولیه سوابق شما و ارائه نگرانی های جنسی یا رابطه ای است. هنگامی که درمانگر جنسیت شما شرایط را درک کرد شما و درمانگر خود در مورد راه حل های حل نگرانی های خود و بهبود ارتباط و صمیمیت صحبت خواهید کرد.

صحبت در مورد سکس تراپی ممکن است در آغاز احساس خوبی را به فرد منتقل نکند یا باعث اضطراب شما شود اما درمانگران رابطه جنسی آموزش می دهند تا شما را راحت کنند و در شناسایی و بررسی نگرانی های جنسی مهارت دارند.

اگر رابطه دارید معمولاً مشارکت شریک زندگی در جلسات با درمانگر جنسیت بسیار مفید است.

به شما و همسرتان احتمالاً یک سری تمرینات اختصاص داده می شود، مانند:

  • تمرینات ارتباطی با شریک زندگی خود
  • کاهش سرعت و تمرکز بر آنچه در هنگام برخوردهای صمیمی احساس می کنید، به عنوان مثال تکنیک های ذهن آگاهی
  • خواندن یا تماشای فیلم های آموزشی در مورد سلامت جنسی
  • تغییر نحوه تعامل شما با همسرتان از نظر جنسی و غیرجنسی

رابطه جنسی درمانی معمولاً کوتاه مدت است و برخی از نگرانی ها را می توان سریع، فقط در چند بازدید مرتفع کرد. با این حال به طور معمول چندین جلسه مشاوره لازم است.

با پیشرفت سکس تراپی می توانید از تجربیات خانه خود برای شناسایی و تصحیح بیشتر مواردی که می خواهید روی آنها کار کنید استفاده کنید. به یاد داشته باشید مربیگری جنسی که شامل تماس بدنی باشد بخشی از جریان اصلی جنس درمانی نیست و برخلاف اصول اخلاقی متخصصین بهداشت روان است.

آیا من نیاز به سکس تراپی دارم؟

یکی از راه های تشخیص اینکه آیا به جای نوع دیگری از گفتاردرمانگر به مراجعه به یک تراپیست احتیاج دارید این است که تجزیه و تحلیل کنید که در حال حاضر چه قسمت هایی از زندگی شما بیشتر تحت تأثیر قرار گرفته است.

اختلال عملکرد جنسی ممکن است سلامتی روحی و کیفیت زندگی را تحت تاثیر قرار دهد بهتر است به یک سکس تراپیست خوب در تهران مراجعه کنید.

نکاتی که باید قبل از ملاقات با یک سکس تراپیست بدانید

  • انفرادی در مقابل زن و شوهر

برای بعضی اشخاص درمان جنسی انفرادی کفایت میکند.

برای دیگران حضور هر دو نفر در طول درمان می تواند به بهبود رضایت و ایجاد ارتباط قوی تری کمک کند.

حضور زوجین به منظور تحکیم روابط

اگر برای درمان رابطه جنسی خود نیاز به یک متخصص دارید می توانید به بهترین روانشناس تهران مراجعه کنید.

هوش هیجانی (EQ) چیست؟

هوش هیجانی

هوش هیجانی به توانایی شناسایی و مدیریت احساسات خود و همچنین احساسات دیگران اشاره دارد.

به طور کلی گفته می شود که هوش هیجانی شامل حداقل سه مهارت است: آگاهی عاطفی یا توانایی شناسایی و نام بردن از احساسات خود. توانایی مهار این احساسات و بکارگیری آن ها در کارهایی مانند تفکر و حل مسئله و توانایی مدیریت احساسات که هم تنظیم احساسات شخص در صورت لزوم و هم کمک به دیگران برای انجام همین کار است.

هیچ آزمون روان سنجی یا مقیاسی معتبری برای هوش هیجانی وجود ندارد و بسیاری معتقدند که هوش هیجانی یک ساختار واقعی نیست بلکه روشی برای توصیف مهارت های بین فردی است که با نام های دیگر نامیده می شود.

علیرغم این انتقاد مفهوم هوش هیجانی که بعضاً به عنوان ضریب احساسی یا EQ نیز شناخته می شود مورد استقبال گسترده قرار گرفته است. در سال های اخیر برخی از کارفرمایان حتی تست های هوش هیجانی را در برنامه های کاربردی و مصاحبه خود گنجانده اند و بر اساس این نظریه که کسی که دارای هوش هیجانی است می تواند یک رهبر یا همکار بهتر باشد.

در حالی که برخی مطالعات ارتباط بین هوش هیجانی و عملکرد شغلی را یافته اند بسیاری دیگر هیچ ارتباطی نشان نداده اند و فقدان مقیاس معتبر علمی، اندازه گیری یا پیش بینی واقعی هوش هیجانی کسی را در شغل یا خانه دشوار می کند.مشاوره با روانشناس خوب می تواند به سوالات شما در این زمینه پاسخ لازم را ارائه دهد.

 

هوشمند بودن از نظر احساسی به چه معناست؟

یک فرد باهوش از نظر احساسی هم نسبت به حالات عاطفی خود (حتی منفی نگری – ناامیدی، ناراحتی یا چیز ظریف تر) کاملاً آگاه است و هم قادر به شناسایی و مدیریت آن ها است. چنین افرادی به ویژه با احساساتی که دیگران تجربه می کنند سازگار هستند. قابل درک است که حساسیت به سیگنال های عاطفی هم از درون خود فرد و هم از طریق محیط اجتماعی می تواند شخص را به یک دوست، والدین، ​​رهبر یا شریک عاشقانه بهتر تبدیل کند. خوشبختانه این مهارت ها قابل اصلاح هستند.

اهمیت هوش هیجانی (EQ)

هوش هیجانی ظرفیت درک و مدیریت احساسات شماست. مهارت های درگیر در هوش هیجانی عبارتند از: خودآگاهی، خودتنظیمی، انگیزش، همدلی و مهارت های اجتماعی. اخیراً این کلمه در گروه های منابع انسانی در سرتاسر جهان به یک واژه مهم تبدیل شده است اما محققان می گویند وقت آن است که Emotional Intelligence جدی گرفته شود. پذیرش تفاوت های ظریف احساسات انسانی در محل کار می تواند فواید عملی داشته باشد از جمله همکاری بهتر بین کارمندان و کار شادتر.

هوش هیجانی چگونه کمک می کند؟

با بسیاری از زمینه های روانشناسی، بحث و جدال در مورد نحوه کار مغز وجود دارد اما دانیل گلمان، یک دانشمند مشهور در زمینه رفتار می گوید که بخشی از مغز که از هوش هیجانی و اجتماعی پشتیبانی می کند آخرین مدار مغز است که از نظر آناتومی بالغ می شود و به دلیل پلاستیک عصبی، مغز با توجه به تجربه های مکرر خود را شکل می دهد. او همچنین می گوید که این باید به روشی سیستماتیک به کودکان آموزش داده شود. دانیل گولمن ادامه می دهد: این در بیش از ۱۰۰ مدرسه به صورت آزمایشی انجام شده و رفتارهای ضد اجتماعی کاهش یافته ، رفتارهای طرفدار اجتماعی افزایش یافته و نمرات علمی افزایش یافته است.

* پس مشخص است که EQ (چه در محیط کار و چه در خارج از آن) مفید است. *

روند ناخوشایندی که جامعه غربی را فرا گرفته ناتوانی در درک کامل و مقابله با احساسات انسانی است. این روند به سایر حوزه های زندگی از جمله در محل کار سرایت کرده است. در حالی که هنگام شروع کار احساسات معمولاً درب منزل باقی می ماند این اثرات مخربی نه تنها برای مشاغل بلکه کارمندان نیز دارد (از دستیاری تا مدیرعامل). بالاخره ما آدم های احساسی هستیم و با این وجود مشاغل در حال تغییر هستند و شروع به ارائه برنامه های کاری گسترده و انفرادی و خدمات جدید (به عنوان مثال برخی از برنامه های بهداشتی شامل پوشش بهداشت روان) برای اطمینان از مراقبت از افراد کار هستند. این شامل استخدام متخصص روانشناسی برای تیم های منابع انسانی است و شناخت هرچه بهتر نیروی کار خود و ارائه آموزش مفید نتایج مستقیمی در روابط کارمند و کارفرما دارد.

 

روانشناسی تغییر رفتار

روانشناسی تغییر رفتار

فیلسوف فرانسوی راوایسون (۱۸۳۸/۲۰۰۸) در مقاله خود درباره عادت، عادات را عارضه ای آشنا اما مرموز توصیف می کند. اعمالی که با گذشت زمان تکرار می شوند و به تدریج تبدیل به عادت هایی می شوند. روانشناسی تغییر رفتار بیان می کند که برخی از عادت ها به طور ناخودآگاه از استرس داخلی یا خارجی ایجاد می شوند و اینها عادتهای منفی یا ناسازگار هستند.

دانشمندان علوم مغز و اعصاب همچنین در مورد روانشناسی تغییر رفتار از جمله چگونگی شکل گیری عادات مثبت و چگونگی ترک عادت های منفی ، حرف های زیادی برای گفتن داشته اند.

تجربه ذهنی شکل گیری عادت

عادت های منفعل از قرار گرفتن در معرض چیزهایی ناشی می شود که سرانجام به آن ها عادت می کنیم. کوهنوردان با ارتفاع زیاد با بالا رفتن از ۷۰۰۰ فوت، بدن خود را به تدریج با سطوح پایین اکسیژن موجود سازگار می کنند.

عادت های فعال عادت هایی هستند که با قصد و تلاش مکرر در آن ها ایجاد می شوند و به عنوان مهارتی تبلور می یابند که با اندیشه اندک یا کم فکر انجام می دهیم. یک ژیمناست راه رفتن، پریدن و تلنگر زدن روی یک پرتو باریک را تمرین می کند تا جایی که بتواند همه این مانورها را بدون سقوط بدون دردسر انجام دهد.

همچنین عادت ها به عنوان مهارت می توانند به عنوان سکوی پرشی برای خلاقیت دیده شوند. براساس آنچه معمولاً می توانیم انجام دهیم به اوج جدیدی می رسیم مانند زمانی که یک نوازنده جاز نواختن یک ملودی اساسی را ریشه می زند سپس نت های جدید و ماجراجویانه ای را در بالای موضوع اصلی بداهه می کند.

دیدگاه علمی در مورد شکل گیری عادت امروز با تحقیقات علوم اعصاب مثال زدنی است. این تحقیق مسیرهای اساسی مغز را که در ایجاد عادت نقش دارند برجسته کرده است.

روش هایی در روانشناسی تغییر رفتار که زندگی شما را بهبود می بخشد

رابرت کانات کارآفرینی است که با نام کوچک R. L. Adams مطالب زیادی درباره نظم، تغییر رفتار مثبت و عادت نوشته است.

  • یک عادت کلیدی برای سلامتی: ۱۰ هزار قدم در روز

رابرت كانات این را به عنوان یك عادت سنگی توصیف می كند كه به سایر عادت های مثبت سلامتی مانند نوشیدن آب به مقدار كافی، آگاهی از آنچه می خوریم و گذاشتن زمان كافی برای ورزش كمك می كند.

این عادت اساسی را می توان با استفاده از گام شمار یا برنامه بهداشتی تلفن های هوشمند برای پیگیری قدم های خود در جهت رسیدن به هدف روزانه ۱۰ هزار مورد حمایت قرار داد.

  • یک عادت مثبت مالی: هزینه روزنامه نگاری

به گفته كانات این عادت مهم مالی از آگاهی مالی، برنامه ریزی مالی و عادت های مثبت خرج حمایت می كند.

وی به عنوان مثال جان دی راکفلر را مثال می آورد که مادرش عادت نوشتن هر پنی را که از کودکی خرج می کند به او القا می کند. او همچنین او را در ابتدای عادت پس انداز و سرمایه گذاری عاقلانه پول خود تشویق کرد. راکفلر به عنوان مادر موفقیت و عادت هایی که به او القا کرده کلید موفقیت مالی وی است (راکفلر ، ۲۰۱۹).

  • یک عادت موفقیت مهم: تعیین هدف فعال

رابرت کانات هدف گذاری فعال را از غیرفعال تشخیص می دهد. در هدف دوم ما اهدافی را تعیین می کنیم که معمولاً بلندمدت تر هستند و سپس آن ها را فراموش می کنیم. تعیین هدف فعال شامل پیگیری پیشرفت شما در رسیدن به هر هدف هر روز است. او همچنین طرفدار تعیین هدف “SMART” است: اطمینان از اینکه اهداف عبارتند از:

  1. خاص
  2. قابل اندازه گیری
  3. قابل دستیابی
  4. واقع بین
  5. زمان محدود
  • یک عادت مهم شغلی: مدیریت زمان

كانات توصیه می كند كه از سیستم “ربع” برای مدیریت زمان استفاده شود كه ابتدا توسط دویت دی آیزنهاور ساخته شد و بعداً در پرفروش ترین کتاب ۷ عادت افراد بسیار موثر قرار گرفت (كووی ، ۲۰۲۰).

در این سیستم هر فعالیتی را که انجام می دهیم می تواند شامل برخی ترکیبات ضروری و ضروری باشد. ما به طور طبیعی تمرکز می کنیم روی اهداف کوتاه مدت، ربع یک که هر دو ضروری و مهم هستند.

ما باید حتی بیشتر مراقب اهداف بلند مدت ربع دو باشیم اگرچه فوری نیستند اما بسیار مهم هستند.

فعالیت های ربع سوم و چهارم باقیمانده باعث حواس پرتی و اتلاف وقت هستند و به ترتیب باید از آن ها اجتناب شود و کاملاً محدود شود.

اگر در مورد روانشناسی تغییر رفتار نیاز به اطلاعات بیشتر دارید می توانید به وب سایت دکتر شهرزاد رشن مراجعه نمایید.

دکتر روانشناس برای درمان اضطراب

روانشناس متخصص اضطراب

دکتر روانشناس برای درمان اضطراب: اضطراب می تواند توانایی فرد در کار، مدرسه و موقعیت های اجتماعی را به شدت مختل کند و در روابط فرد اختلال ایجاد کند. هر کس هر از گاهی نگران یا احساس اضطراب می کند.  اضطراب یک واکنش طبیعی انسان در برابر موقعیت های استرس زا است اما برای افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی این ترس ها و نگرانی ها موقتی نیستند. اضطراب آنها همچنان پابرجاست و حتی ممکن است با گذشت زمان بدتر شود. برای کمک به این افراد حتما باید به یک دکتر روانشناس برای درمان اضطراب مراجعه کرد.

درمان برای اختلال اضطراب توسط دکتر روانشناس برای درمان اضطراب

در برخی موارد، داروها در درمان اختلال اضطراب نقش دارند. اما برای خیلی ها، روان درمان-به تنهایی یا در ترکیب با دارو درمانی- موثرترین گزینه درمانی است.دلیلش این است که روان درمانی، بر خلاف داروها، ابزارهایی را در اختیار شما قرار می دهد تا خودتان بتوانید اکنون و در آینده اضطراب تان را مدیریت کنید. تکنیک های درمانی مختلفی برای درمان اضطراب ابداع شده اند و با گذشت زمان از رویکردهای روانکاوانه تا جدیدترین رفتاردرمانی های شناختی تغییر و تکامل یافته اند.

بر اساس آمار موسسه ملی بهداشت روانی (NIMH)، حدود ۱۹% بزرگسالان امریکایی ۱۳ تا ۱۸ ساله هر ساله دچار اضطراب می شوند۱.

چند نوع اصلی اختلال اضطراب وجود دارند که می توان آنها را با استفاده از رویکردهای درمانی درمان کرد که عبارتند از۲:

  • اختلال هراس
  • اختلال وسواس اجباری (OCD)
  • فوبیاها
  • اختلال اضطراب فراگیر (GAD)
  • اختلال اضطراب اجتماعی (SAD)
  • اختلال استرس پس از ضربه (PTSD)

صرف نظر از نوع اختلال خاص، فرایندهای زیربنایی ای که باعث ایجاد این اختلال ها می شوند از الگوی مشابهی تبعیت می کنند. افراد مبتلا به اضطراب  اغلب نسبت به افکار، احساسات، و موقعیت های ناخوشایند واکنشی بسیار افراطی نشان می دهند و ممکن است آن واکنش ها را با اجتناب از عوامل محرک شان مدیریت کنند. متاسفانه، این نوع اجتناب فقط به تقویت ترس ها و نگرانی ها کمک می کند. اکثر انواع امروزی و مدرن درمان به رفع تفکر منفی و اجتناب برای کمک به مدیریت اضطراب تان می پردازند.

اختلالات اضطرابی چیست؟

اختلالات اضطرابی می تواند توانایی فرد در کار و مدرسه و موقعیت های اجتماعی را به شدت مختل کند. اضطراب همچنین می تواند در روابط فرد با اعضای خانواده و دوستان اختلال ایجاد کند. خوشبختانه درمان های موثر برای اضطراب وجود دارد و این درمان ها با کمک یک دکتر روانشناس برای درمان اضطراب به سادگی امکان پذیر است.

در برخی موارد داروها در درمان اختلالات اضطرابی نقش دارند. با این حال تحقیقات نشان می دهد درمان رفتاری به تنهایی یا در ترکیب با دارو یک درمان بسیار موثرتر برای اکثر افراد مبتلا به اختلال اضطراب است.

انواع درمان ها برای اضطراب

هدف همه رویکردهای درمانی کمک به شما برای درک این است که چرا چنین حس هایی دارید، محرک های ایجادکننده این حس های شما چه چیزهایی هستند، و چگونه ممکن است واکنش تان به آنها را تغییر دهید. برخی از انواع درمان حتی تکنیک های عملی ای را به شما آموزش می دهند که کمک می کنند تا بتوانید تفکر منفی تان را از نو چارچوب بندی کرده و رفتارهایتان را تغییر دهید.

اختلال های اضطراب تفاوت قابل ملاحظه ای با هم دارند، برای همین درمان باید متناسب با نشانگان و تشخیص خاص شما باشد. درمان می تواند به صورت فردی، خانوادگی، زوجی، یا به صورت گروهی انجام شود. تعداد دفعاتی که روانشناس تان شما را می بیند و مدت زمان درمان به نشانه ها و تشخیص خاص مشکل شما بستگی دارد.

رفتاردرمانی شناختی

رفتار درمانی شناختی (CBT) پرکاربردترین نوع درمان برای اختلال های اضطرابی است. تحقیقات نشان داده اند که این نوع درمان در درمان اختلال اضطراب اجتماعی، اختلال اضطراب فراگیر، و اختلال هراس و برخی اختلال های دیگر موثر است.در طول این فرایند، درمانگر شما در حکم مربی ای عمل می کند که راهبردهای مفیدی را به شما یاد می دهد. به عنوان مثال، ممکن است شما تفکرات سیاه و سفید زیادی داشته باشید، که در این حالت تصور می کنید که چیزها یا کاملاً خوبند و یا کاملاً بد. در این روش در عوض، شما این افکار را با تصورات و برداشت های واقع بینانه تری جایگزین می کنید که سایه هایی خاکستری هستند ما بین تفکر سیاه و سفید قبلی شما.

استفاده از این راهبردها نیاز به زمان دارد. زمانی که شما کم کم اضطراب و عوامل محرک تان را تشخیص دهید، می توانید بکارگیری مهارت های مقابله ای ای که در CBT یاد گرفته اید را برای مدیریت ترس، هراس، و نگرانی تان به کار ببرید.

پیش فرض رفتاردرمانی شناختی این است که افکار شما-و نه وضعیت فعلی تان- بر اینکه شما چه احساسی داشته باشید و سپس چه رفتاری انجام دهید تاثیرگذارند. بنابراین، هدف رفتاردرمانی شناختی شناسایی و درک تفکر منفی شما و الگوهای رفتاری بی تاثیرتان و جایگزینی آنها با افکار واقع بینانه تر و اقدامات موثرتر و سازوکارهای مقابله ای است.

روانپزشکان، روانشناسان و سایر متخصصان بهداشت روان از چندین نوع درمان اضطراب استفاده می کنند. انتخاب درمان نیز به تشخیص و شدت نشانه های شما بستگی دارد.

درمان مواجهه ای

درمان مواجهه ای یکی از رایج ترین روش های رفتاردرمانی شناختی است که برای درمان انواعی از اختلال های اضطرابی به کار می رود، از جمله فوبیاها، اختلال اضطراب اجتماعی، و اختلال استرس پس از ضربه. پیش فرض اصلی نهفته در پس درمان مواجهه ای این است که اگر شما از چیزی می ترسید، بهترین راه برای غلبه بر آن رودرو شدن با آن است.

در طول درمان مواجهه ای، درمانگرتان آهسته آهسته شما را با موضوعات یا موقعیت های تولید کننده اضطراب آشنا می کند. این کار اغلب با استفاده از تکنیکی به نام حساسیت زدایی منظم انجام می شود که شامل سه مرحله است:

  1. آرام سازی. درمانگرتان آموزش آرام سازی را به شما یاد می دهد تا کمک کند که با اضطراب تان مبارزه کنید. نمونه هایی از آموزش آرامسازی عبارتند از آرامسازی پیشرونده عضلانی، تنفس عمیق، مراقبه، و تجسم هدایت شده.
  2. فهرست کردن. فهرستی از عوامل محرک ایجاد کننده اضطراب تان را تهیه کنید، و آنها را بر اساس شدت شان درجه بندی کنید.
  3. مواجهه. در این مرحله نهایی، به تدریج با استفاده از تکنیک های آرامسازی در صورت ضرورت روی موارد ذکر شده در فهرست موضوعات یا موقعیت های ایجادکننده اضطراب تان کار می کنید.چند روش دیگر هستند که روانشناس تان ممکن است برای مواجهه شما با محرک های ایجادکننده اضطراب تان انتخاب کند. در اینجا برخی از رایج ترین هایشان را ذکر می کنیم:
    • مواجهه تجسمی: در این نوع مواجهه، به شما یاد داده می شود که به طور روشن موضوع یا موقعیت ایجادکننده اضطراب تان را تصور کنید.

نحوه پیدا کردن یک دکتر روانشناس برای درمان اضطراب

دکتر روانشناس برای درمان اضطراب کسی است که آموزش های تخصصی برای درمان اختلال اضطراب را پشت سر گذاشته باشد. هنگام جستجو در جهت پیدا کردن یک روانشناس مناسب برای اختلال اضطراب اجتماعی، باید به دنبال کسی باشید که در زمینه درمان این مشکل خاص بهداشت روانی تخصص داشته باشد.

گرچه فرایند یافتن یک دکتر روانشناس برای درمان اضطراب ممکن است آسان نباشد، اما مزایای ورود به درمان با یک متخصص شایسته و با کفایت زیاد و عالی اند.در ادامه مراحلی که به شما در پیدا کردن بهترین دکتر برای درمان اضطراب کمک می کنند را ارائه می کنیم.

گوشی تلفن را بردارید

اگر کلینیک بزرگی در منطقه شما باشد، احتمال دارد روانشناسی در میان کادر خود داشته باشند که به درمان اختلال های اضطراب می پردازند. اگر سخت تان نیست، به دفترشان زنگ بزنید و بپرسید که آیا کسی در میان پرسنل آن کلینیک اختلال اضطراب اجتماعی را درمان می کند یا نه.

جستجوی آنلاین

چند راهنمای آنلاین هم هستند که شما را به روانشناسانی که در نزدیکی منطقه شما هستند وصل می کنند.

به جاهای مختلف سر بزنید

زمانی که دکتر روانشناس برای درمان اضطراب را مشخص کردید و به اولین جلسات درمان رفتید، یادتان باشد که روند درمانی تان هنوز هم مشخص نشده است.

درک اضطراب

اختلالات اضطرابی هم در بزرگسالان و هم در کودکان شایع است.

انواع عمده اختلالات اضطرابی از نظر دکتر روانشناس برای درمان اضطراب عبارتند از:

اختلال اضطراب عمومی:

با نگرانی مداوم یا احساس اضطراب مشخص می شود. افراد مبتلا به این اختلال نگران تعدادی از نگرانی ها مانند مشکلات سلامتی یا امور مالی هستند و ممکن است این تصور را داشته باشند که اتفاق بدی اتفاق می افتد. علائم شامل بی قراری، تحریک پذیری، تنش عضلانی، مشکل در تمرکز و مشکلات خواب هستند.

اختلال هراس از نظر بهترین دکتر برای درمان اضطراب :

با حملات وحشت مکرر مشخص می شود که شامل علائمی مانند تعریق، لرزش، تنگی نفس یا احساس خفگی است. تپش قلب یا ضربان قلب سریع و احساس ترس چنین حملاتی غالباً و بدون هشدار به طور ناگهانی اتفاق می افتد. افرادی که حملات وحشت را تجربه می کنند اغلب از وقوع اپیزود بعدی ترس دارند که می تواند باعث تغییر یا محدود کردن فعالیت های عادی آن ها شود.

فوبیا:

ترس شدید در مورد اشیا خاص (به عنوان مثال عنکبوت یا مار) یا شرایط (مانند پرواز در هواپیما) که ناراحت کننده یا مزاحم است، می باشد.

اختلال اضطراب اجتماعی از نظر دکتر روانشناس برای درمان اضطراب:

تعریف دیگری از هراس اجتماعی می باشد. افراد مبتلا به این اختلال از موقعیت های اجتماعی که ممکن است احساس خجالت یا قضاوت کنند ترس دارند. آن ها معمولاً وقت گذرانی در محیط های اجتماعی را عصبی کننده می دانند در مقابل دیگران احساس خودآگاهی دارند و نگران طرد شدن یا آزردگی دیگران هستند. از دیگر علائم رایج می توان به سختی در یافتن دوست، اجتناب از موقعیت های اجتماعی، نگرانی برای روزها قبل از یک رویداد اجتماعی و احساس لرز ، تعریق یا حالت تهوع هنگام گذراندن وقت در یک محیط اجتماعی اشاره کرد.

معرفی روانشناس خوب در تهران

اختلال وسواس فکری عملی از نظر بهترین دکتر برای درمان اضطراب:

با احساسات مداوم و غیرقابل کنترل است و افکار (وسواس) و روال یا آیین ها (اجبارها). برخی از نمونه های متداول شامل شستن اجباری دست در پاسخ به ترس از میکروب یا بررسی مداوم کار برای وجود خطا است.

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD):

می تواند پس از یک ضربه شدید جسمی یا روحی مانند یک فاجعه طبیعی یک حادثه جدی یا یک جنایت ایجاد شود.

علائم شامل فلاش بک ضربه، کابوس و افکار ترسناک است که ماه ها یا سال ها پس از تجربه آسیب زا در برنامه روزمره فرد اختلال ایجاد می کند.

مراجعه به دکتر روانشناس برای درمان اضطراب برای درمان اختلالات اضطرابی

اگرچه انواع بسیاری از اختلالات اضطرابی وجود دارد اما تحقیقات نشان می دهد که بیشتر آن ها توسط فرآیندهای زمینه ای مشابه هدایت می شوند. افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی تمایل دارند که به راحتی تحت تأثیر احساسات خود قرار بگیرند و آن ها واکنش های منفی نسبت به آن احساسات و موقعیت های ناخوشایند دارند.

غالباً افراد سعی می کنند با اجتناب از موقعیت ها یا تجربیاتی که باعث اضطراب آن ها می شود با آن واکنش های منفی کنار بیایند. متأسفانه اجتناب می تواند نتیجه معکوس دهد و در واقع اضطراب را تغذیه کند.

روانشناسان در زمینه تشخیص اختلالات اضطرابی و آموزش روشهای سالم و موثرتر برای کنار آمدن به بیماران آموزش دیده اند. نوعی روان درمانی که به عنوان درمان شناختی رفتاری (CBT) شناخته می شود در درمان اختلالات اضطرابی بسیار موثرتر است. از طریق CBT روانشناسان به بیماران کمک می کنند تا عواملی که باعث اضطراب آن ها می شود را شناسایی و مدیریت کنند.

روانشناس متخصص کودک

روانشناس متخصص کودک

یک روانشناس متخصص کودک، کودکان و نوجوانان را ارزیابی و درمان می کند و آن ها به کودکان کمک می کنند تا با استرس هایی مانند طلاق، مرگ و انتقال خانواده یا مدرسه کنار بیایند. بیماران آن ها ممکن است شامل کودکانی با مسائل مختلف رشد از اختلالات یادگیری گرفته تا بیماری شدید روانی باشد. لیست جزئی از مشکلات درمان شده شامل اختلال نقص توجه، اوتیسم، وسواس فوبیا، ترس و اختلال سازگاری است. وقتی مجموعه ای از علائم پیچیده ارائه می شود بخشی از کار رسیدن به بهترین تشخیص است.

روانشناسی کودک یکی از چندین تخصص روانشناختی است که بر سال های شکل گیری متمرکز است. روانشناسان بالینی معمولاً بیشتر از روانشناسان مدارس آموزش بیشتری در زمینه درمان طولانی مدت بهداشت روان می بینند. برنامه های آن ها بیشتر از برنامه های روانشناسان رشد از نظر بالینی متمرکز است. روانشناسان بالینی کودک ارائه دهنده خدمات بهداشتی محسوب می شوند.

یک روانشناس متخصص کودک بیشتر در محیط های پزشکی کار می کند و  روانشناسان کودک ممکن است در مراکز سرپایی، سازمان های دولتی یا بیمارستان ها کار کنند و برخی از آن ها در عمل خصوصی هستند.

روانشناسی کودک چیست؟

روانشناسی کودک یک حوزه وسیع است که شامل چگونگی تغییر افراد در هنگام رشد از بدو تولد تا بلوغ است و سعی در توضیح چگونگی وقوع این تغییرات مهم دارد.

از آنجا که روانشناسی کودک بسیار گسترده است و سعی در پاسخگویی به بسیاری از سوالات دارد، محققان و پزشکان معمولاً توسعه را به مناطق خاصی تفکیک می کنند. به طور کلی اینها تمایل دارند که بر روی رشد جسمی، شناختی (تفکر، یادگیری، حافظه و غیره) و رشد اجتماعی و عاطفی کودکان ترسیم شوند. روانشناس متخصص کودک تلاش می کند تا از جنبه های رشد کودک از جمله نحوه یادگیری، تفکر، تعامل و واکنش احساسی کودکان به اطرافیان، پیدا کردن دوستان، درک احساسات و شخصیت ها، خلق و خو و مهارت های خود در کودکان درک کنند.

بهترین دکتر روانشناس در تهران

کودکان معمولاً به نقاط عطف رشد می رسند و این نقاط عطف منعکس کننده توانایی هایی مانند راه رفتن و صحبت است که توسط اکثر کودکان در سنین مشابه به دست می آید. از جمله ما علاقه مندیم که سعی کنیم چگونگی رسیدن کودکان به این نقاط عطف و عوامل فردی، اجتماعی و فرهنگی را در چگونگی رشد ما تحت تأثیر قرار دهند.

آموزش و تربیت روانشناس متخصص کودک

روانشناسی کودک از زیرمجموعه های روانشناسی بالینی است. افراد دکترای روانشناسی بالینی را دنبال می کنند و آن ها قبل از دریافت مدرک دکترا یک سال کارورزی می کنند. پس از فارغ التحصیلی آن ها قبل از دستیابی به مجوز کامل، یک سال اضافی را تحت نظارت تمرین می کنند.

دانشگاه گرند کانیون (GCU) آمریکا انواع برنامه های کارشناسی ارشد را در روانشناسی ارائه می دهد که براساس استانداردها و توصیه های تنظیم شده توسط انجمن روانشناسی آمریکا با تأکید بر موارد زیر تأکید شده است: روانشناسی پزشکی قانونی، روانشناسی عمومی، روانشناسی روانشناسی، روانشناسی سلامت، روانشناسی عوامل انسانی، روانشناسی صنعتی و سازمانی و مربیگری زندگی.

روانشناس متخصص کودک چه کاری انجام می دهد؟

روانشناسی کودک به درمان طیف گسترده ای از مسائل و اختلالات مربوط به کودکان و خانواده های آن ها اشاره دارد. روانشناساکه در درجه اول با کودکان کار می کنند آزمایشات را اننی جام می دهند، تحقیق می کنند و در جلسات درمانی با افراد، خانواده ها و گروه ها شرکت می کنند. روانشناسان کودک در کارهای خصوصی، مدارس، بیمارستان ها و سازمان های دولتی کار می کنند.

اختلالات عاطفی، ذهنی و رفتاری که بر کودکان تأثیر می گذارد ، غالباً متفاوت از بزرگسالان درمان می شوند. به طور معمول یک روانشناس متخصص کودک برای جلب اعتماد و صحبت صریح با یک مشتری خردسال به صورت فردی به فرد کار می کند. در بسیاری از موارد مراقبین کودک یا سایر افراد مهم (به عنوان مثال معلم، متخصص اطفال) در روند درمان نقش دارند.

برخی از روانشناسان کودک در محیط های بالینی که مستقیماً با مشتری های خود کار می کنند تمرین می کنند. سایر روانشناسان کودک در موقعیت های تحقیقاتی در داخل موسسات دانشگاهی، دولتی یا خصوصی کار می کنند. برخی از روانشناسان کودک که در مدارس کار می کنند بر چگونگی تأثیر اختلالات رفتاری و روانی بر یادگیری متمرکز هستند. آن ها ممکن است به دانش آموزان کمک کنند تا مشکلات خود را برطرف کنند برنامه های عملکردی را پیاده سازی و مشاوره ای برای معلمان و سرپرستان ارائه دهند. روانشناسان کودک هدف نهایی را برای هماهنگی مراقبت و بهبودی کودکان مبتلا به این اختلالات دارند.