خانه مقالات

مقالات

مقالات روانشناسی

مقالات روانشناسی به شما کمک می کند تا در مورد اطلاعات به روز روانشناسی اطلاع پیدا کنید؛ البته نکته مهمی که باید در مقالات روانشناسی به آن توجه کرد منابع آن و نویسندگان است.
به طور مثال اگر به دنبال یک مقاله در مورد روانشناس خوب در تهران هستید:
در ابتدا به نویسنده این مطلب توجه کنید، چه فردی این مطلب را نوشته است؟ در چه سایتی این مطلب منتشر شده است؟

مهم این است که مطلبی که مطالعه می کنید منبع کاملا علمی و درستی داشته باشد، با توجه به اینکه در حال حاضر هر فردی می تواند در داخل شبکه اینترنتی مقاله ای بگذارد، نکته مهم برای تشخیص اینکه این مقاله علمی است به طور مثال می تواند این باشد که در مجله معتبر نوشته شده باشد یا فردی با تحصیلات بالا در آن رشته آن را نوشته باشد.

روانشناس متخصص تغذیه

روانشناس متخصص تغذیه

روانشناس متخصص تغذیه، شخصی است که در راستای شناخت و درک رابطه بین رفتار تغذیه ای افراد و حالات روانی آنان مطالعه می کند. به طور مثال بررسی این که در چه صورتی فرد بیشتر به غذا پناه می برد، آیا در مواقعی است که احساس تنهایی می کند؟ مواقعی است که عصبانی است؟ و یا ناراحت؟

چه کسانی لازم دارند تا با روانشناس متخصص تغذیه صحبت کنند؟

صحبت کردن و مشاوره گرفتن از یک روانشناس متخصص تغذیه، می تواند برای تمام افراد مفید و موثر واقع شود. به خصوص اگر پرخوری های افراطی دارید یا دچار بی اشتهایی عصبی هستید نیز لازم دارید تا با یک روانشناس متخصص تغذیه صحبت کنید.

اگر از یک رژیم سخت پیروی کرده اید و حالا احساس ضعف یا بی حوصلگی دارید نیز لازم است تا با یک روانشناس تغذیه صحبت کنید.

چطور می شود یک روانشناس متخصص تغذیه خوب، پیدا کرد؟

یکی از مهم ترین نکاتی که لازم است پیش از مراجعه به روانشناس تغذیه به آن توجه کرد، پیدا کردن و شناختن یک متخصص خوب با رزومه کاری مناسب است. اگر شما برای رفع مشکل خود نزد یک متخصص نامناسب با دانش نه چندان کافی بروید، احتمالا مشاوره نه چندان مناسب نصیب شما می شود.

پیش از انتخاب یک روانشناس متخصص تغذیه، ضرورت دارد تا یک جستجوی اینترنتی در رابطه با بهترین روانشناس تغذیه داشته باشید، این تحقیق به شما کمک می کند تا با نحوه کار، نظر کاربران و همچنین میزان تبحر و تشخیص یک روانشناس تغذیه، آگاهی پیدا کنید.

همچنین می توانید از تجربه نزدیکان و آشنایان خود در این رابطه بهره مند شوید و انتخاب مناسب تری داشته باشید، بعلاوه فضای اینستاگرام نیز می تواند یاری رسان شما در این رابطه باشد.

اما یک روانشناس متخصص تغذیه باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

یک روانشناس متخصص که در انجام حرفه خود موفق است لازم است بتواند موارد زیر را به درستی برای افراد مشخص و تا حصول نتیجه بررسی نماید:

  • تشخیص زیر بنایی دلایل هیجانی که باعث پرخوری و کم خوری در فرد می شود.
  • ارایه راهکارهایی برای روبه رو شدن با هیجانات
  • تشخیص مشکلات احتمالی در رابطه با رژیم تنظیم شده

سوال های شایعی که از یک روانشناس متخصص تغذیه پرسیده می شود:

چرا از بیش خوری برای تنظیم هیجان ها بهره می بریم؟

احساسات و هیجان ها بخش جدایی ناپذیر زندگی ما و نشانه زنده بودن ما هستند و در تصمیم گیری ها و رفتارهای ما نقش بسیار دارند.

احساسات و هیجان های خوشایند باعث ایجاد انرژی مثبت و احساسات و هیجان های ناخوشایند باعث ایجاد انرژی منفی در ما می‌شوند. کنار آمدن با احساس‌های منفی و ناخوشایند سخت است، از این رو افراد راهبردهایی را برای کاهش آنها به کار می‌برند.

برای مثال وقتی دچار احساس غم و بی حوصلگی می شوند سعی می کنند با انجام کارهایی مانند تماس با دوستان یا پیاده روی خود را از این شرایط رها کنند و بعضی دیگر نیز به رفتارهای نامناسب مانند کشیدن سیگار روی می‌آورند.

بسیاری از افراد در هنگام مواجهه با هیجان های مثبت و منفی دچار ولع خوردن می‌شوند، گویا این افراد روش خوردن را برای مدیریت هیجان‌های خود انتخاب کرده‌اند.

معمولاً خوردن در این مواقع بسیار زیاد و با یک احساس نیاز به اجبار درونی همراه است به گونه ای که اگر نخواهند به نیاز خود برای خوردن پاسخ دهند احساس بدی را تجربه خواهند کرد.

در بسیاری از افراد که دچار وابستگی به خوردن هستند نیاز به خوردن مفرط یکی از علایم بروز هیجان های منفی است، یعنی هنگامی که عصبانی یا غمگین می‌شوند ولی به جای آن نیاز شدید خوردن در آنها ایجاد می شود.

برای مثال فرض کنید همسرتان با شما تماس می گیرد و با ناراحتی به شما خبر می دهد که قصد دارد وقتی به خانه امد در مورد موضوع مهمی با شما صحبت کند ولی به طور کامل توضیح نمی دهد که آن موضوع در چه موردی است و از شما می خواهد تا آمدن او به خانه منتظر بمانید در این شرایط ابهام برانگیز که مجبوری چند ساعت انتظار بکشید، تا او به خانه بیاید و موضوع را با شما در میان بگذارد احتمالاً عصبی و باید خلق می شوید ولی ناچارید که خودتان را آرام کنید در چنین وضعیتی امکان دارد میل شدیدی برای خوردن در خود حس کنید و با عصبانیت و تند غذا بخورید در این زمان خوردن به عنوان یک راه برای کاهش استرس و نگرانی به شما کمک می کند و شما با خوردن می توانید حواس خود را از موضوع استرس برانگیز دور کنید.

 

 

بیوفیدبک چیست؟

بیوفیدبک چیست؟

بیوفیدبک دستگاهی است که مراجع را قادر می سازد از علایم زیستی که در حالت معمول نسبت به آنها آگاهی ندارد، اطلاع پیدا کند و در راستای هدف خود تغییراتی در آنها بوجود آورد. در تکنیک هایی همچون یوگا، مدیتیشن و ریلکسیشن نیز هدف همین است با این تفاوت که در بیوفیدبک، فرد از طریق حسگرهایی که به بدن وی نصب گردیده است قادر خواهد بود تا با دقت بالا از وضعیت بدنی خود مطلع گردد. با توجه به اینکه هدف ما اطلاع پیدا کردن از وضعیت کدام ارگان است، نوع حسگر و نوع بیوفیدبک متفاوت خواهد بود. از طریق بیوفیدبک ما قادر خواهیم بود از امواج مغزی، تغییر پذیری ضربان قلب، نرخ تنفس، میزان فعالیت عضله، میزان تعریق و درجه حرارت بدن مطلع شویم. در بیوفیدبک، برای سنجش امواج مغزی سنسورها بر روی سر، سنجش تغییر پذیری ضربان قلب سنسورها بر روی قفسه سینه و یا انگشت دست، سنجش نرخ تنفس سنسورها بر روی شکم و قفسه سینه، سنجش تعریق و درجه حرارت بدن سنسورها بر روی انگشت دست چسبانده می شود.

مزایای بیوفیدبک بر دیگر روش های درمانی چیست؟

ایده آل ترین روش های درمانی آن هایی هستند که در آن ها خود مراجع، عامل درمان است که یکی از این روش ها، درمان با بیوفیدبک است. در درمان دارویی یا درمان های روانشناختی مراجعان خود را وابسته به درمان می دانند و به دنبال روش های جدیدی همچون درمان با بیوفیدبک هستند که بتوانند با به کار گیری آن، علایم و مشکلات روانشناختی خود را برطرف نمایند. برخی از تکنیک ها و روش های درمانی رایج مانند ریلکسیشن، یوگا و مدیتیشن بر این امر تاکید دارند اما در این فرآیند مشکلی وجود دارد و آن این است که بعضی از مراجعان توانایی یادگیری مناسبی ندارند و با توضیحات شفاهی نمی توانند دستورالعمل های درمانی و تکنیک ها را بدرستی انجام دهند. برای مثال روانشناس به مراجع، ریلکسیشن و یا تنفس دیافراگمی و عمیق را آموزش می دهد اما مراجع از طریق این توضیحات شفاهی قادر به یادگیری کامل نیست و در نتیجه پاسخ مناسبی از درمان نمی گیرد. مثالی دیگر از این تکنیک ها، یوگا و مدیتیشن است. در واقع این درمان ها به منظور خودکفا کردن مراجع در کنترل علایم خود طراحی شده اند ولی این امر در برخی از موارد میسر نمی‌شود. در حالی که این مشکل در درمان با بیوفیدبک حل شده است و مراجع می تواند با آگاهی از علایم زیستی خود، متناسب با موقعیت و هدف خود، در کنترل علایمش خودکفا شود.

چه اختلال هایی توسط بیوفیدبک بهبود می یابند؟

اختلالات روان تنی، اختلالات اضطرابی و اختلالات نورولوژیک، بیماری هایی هستند که توسط بیوفیدبک هدف قرار می گیرند. بیوفیدبک در اختلال های روان تنی نظیر فشارخون بالا، سندرم روده تحریک پذیر باعث بهبودی علایم بیماران شده است. EEG بیوفیدبک (نوروفیدبک) نیز در اختلال نقص توجه و بیش فعالی و اختلال های اضطرابی موثر است. بیوفیدبک در طیف وسیعی از اختلالات کاربرد دارد ولی در اختلال های ذکر شده کاربرد بیشتری دارد. در ادامه به کاربردهای بیشتری از بیوفیدبک در زمینه های مختلف می پردازیم.

درمان اختلالات روان تنی با بیوفیدبک

اختلالات روان تنی به بیماری هایی اطلاق می شود که در آن‌ها شرایط روانشناختی همچون اضطراب، منشأ بیماری جسمی فرد است. اضطراب در سطح بهینه باعث افزایش عملکرد می شود و یک فرآیند نرمال در حین خطر تلقی می گردد که باعث حفظ بقای ما می شود. در اختلالات اضطرابی، فرد دچار سطح بالا و نابهنجار اضطراب است که نه تنها باعث بهبود عملکرد نمی شود بلکه باعث اختلال در عملکرد وی می گردد. نگرانی مفرط باعث می شود که سیستم اعصاب خود مختار فرد دائماً فعال باشد و وی علائمی نظیر تپش قلب، تنفس سریع، گرفتگی عضلات و تعریق را تجربه کند. این فعالیت بیش از حد بدن باعث ضعف و خستگی، اختلال در توجه و تمرکز و مشکلات دیگر می شود. سیستم اعصاب خودمختار وظیفه آماده سازی بدن برای مقابله با خطر را به عهده دارد ولی در مراجعان اضطرابی هیچگونه خطر خارجی وجود ندارد و مراجعان در پاسخ به فکر اضطراب زایی که دارند بدن خود را برای مدت زیادی برانگیخته نگه می دارند.

برانگیختگی بدن برای مدت طولانی، باعث آسیب به برخی از ارگان های درونی بدن نیز می شود و باعث اختلالات روان تنی همچون میگرن، سندرم روده تحریک پذیر و فشار خون بالا می شود. برای این اختلالات که در نتیجه عدم تعادل و بدکاری سیستم اعصاب خودمختار بوجود آمده اند، بهترین درمان برگرداندن سیستم اعصاب خودمختار به حالت متعادل خود است. تمامی درمان ها سعی بر بهنجار سازی عملکرد این سیستم دارند. در این زمینه درمان میگرن با بیوفیدبک و نیز دیگر اختلالات روان تنی، روش ایده آلی خواهد بود.

برای اینکه بتوانیم تغییراتی را با اراده خودمان در سیستم اعصاب خودمختارمان بوجود آوریم کار سختی پیش رو داریم. ما نیاز به راهی برای ورود به سیستم اعصاب خودمختار بدن خود داریم. یکی از راههایی که از دانش باستان به ما رسیده است اثرگذاری بر روی سیستم اعصاب خودمختار از طریق سیستم تنفسی است. وقتی که ما در قالب خاصی تنفس می کنیم می توانیم بر روی عملکرد قلب مان اثر بگذاریم. از آنجا که قلب ما از طریق اعصاب مغزی کنترل می شود می توانیم بصورت معکوس بر روی نواحی مغزی مرتبط با اضطراب اثر بگذاریم. بیوفیدبک این امکان را فراهم می کند که ما با دقت، آموزش نحوه تنفس را برای فرد فراهم نماییم. انواع دیگر بیوفیدبک نیز هدف شان متعادل کردن سیستم اعصاب خودکار است.

کاربرد بیوفیدبک در ورزش

یکی از کاربردهای قابل توجه بیوفیدبک استفاده از آن برای ارتقاء عملکرد ورزشکاران است. یکی از دغدغه های اصلی ورزشکاران داشتن عملکرد بهینه در زمان مسابقات است خیلی از ورزشکاران علی رغم اینکه در زمان رکوردگیری و آمادگی قبل از مسابقات عملکرد خوب و قابل قبول دارند اما در حین مسابقه نمی توانند وضعیت مطلوبی داشته باشند. همچنین برخی از ورزشکاران از طریق به کارگیری بیوفیدبک، بخشی را که باید عملکرد خوبی در حین مسابقات داشته باشد را تقویت می کنند. برای مثال اگر برای تیراندازی داشتن تمرکز بر روی یک هدف برای مدت زمان طولانی مهم است بیوفیدبک می تواند به ورزشکار کمک کند تا عملکرد خود را در این زمینه ارتقاء دهد. یکی از اصلی ترین آمادگی های قبل از هر مسابقه و در حین آن داشتن تمدد اعصاب و به حداقل رساندن اضطراب است. بیوفیدبک در هر دو مورد قابلیت ویژه ای دارد و می تواند به ورزشکاران کمک کند.

درمان اختلال یادگیری (LD) با نوروفیدبک

درمان اختلال یادگیری (LD) با نوروفیدبک

در اختلال ناتوانی یادگیری برخی از نواحی مغزی بصورت هماهنگ با همدیگر فعالیت نمی کنند و این باعث می شود که بچه ها در برخی از فعالیت های شناختی خود دچار مشکل شوند. تصور کنید زمانی که شما دست خود را برای برداشتن یک شیء حرکت می دهید عملاً چندین ناحیه از مغز بایستی در کمترین زمان ممکن با همدیگر همکاری  داشته باشند این امر برای فعالیت های شناختی نظیر حافظه، عملکرد اجرایی و توجه و تمرکز نیز مصداق دارد. بچه هایی که مشکل ناتوانی یادگیری دارند عملاً در خواندن ، نوشتن و عملکرد ریاضی دچار اختلال هستند.

زمانی که ما متنی را مطالعه می کنیم، توسط قشر دیداری که در  لوب پس سری سر ما می باشد کلمات و حروف ادراک می شود. همچنین فرد باید صداهایی که با این نمادها مرتبط هستند را ادراک نماید که این فعالیت با بخش های میانی لوب گیجگاهی که محل قشر شنیداری ما هستند مرتبط می باشد در قدم بعدی فرد نواحی مرتبط با حرکت چشم را با نواحی زبانی در قشر پیشانی مغز هماهنگ کند برای اینکه بتوانیم درمان مناسبی برای این کودکان داشته باشیم بایستی نواحی که دارای ارتباطات کمتر هستند را شناسایی کنیم و در قدم بعد از طریق نوروفیدبک دوکاناله و یا بیشتر  سعی کنیم این ارتباطات دچار مشکل در این نواحی را بهنجار کنیم.

عوارض نوروفیدبک

همیشه وقتی ما درمانی را می خواهیم شروع کنیم نگران عوارض جانبی آن هستیم. عملاً برخی از درمان ها دارای عوارض جانبی جبران ناپذیر و یا غیرقابل تحمل هستند و این نگرانی را برای ما تشدید می کند. درمان هایی که دارای عوارض جانبی خطرناک هستند عملاً تهاجمی هستند. یعنی بخش از بدن در طی عمل جراحی تحت تاثیر قرار می گیرد و یا دارویی شیمیایی با خطرات بالقوه فرد مصرف می کند. در نوروفیدبک و بیوفدیبک ما با هیچ یک از این موارد مواجه نیستم. دستگاهی که به بدن ما وصل می شود هیچ اشعه و یا سیگنالی را وارد بدن نمی کند. این دستگاه صرفاً سیگنال های زیستی ما را ثبت می کند و برای اینکه ما بتوانیم آنها را با اراده خود تحت تاثیر قرار دهیم در مانیتور به ما نشان می دهد. سنسورهایی که نیز بدن و یا سر فرد در نورفیدبک با بیوفیدبک نصب

فرآیند اجرای نوروفیدبک به این صورت است که ابتدا درمانگر بعد از تمیز کردن ناحیه چسباندن سنسورها بر روی پوست سر و لاله گوش، در آغاز هر جلسه درمانگر برای مشخص کردن آستانه ها از مراجع خط پایه می گیرد و فرآیند آموزش را شروع می کند. در جلسه  نوروفیدبک مراجع آموزش می بیند که یک باند فرکانسی را تقویت و یک یا دو باند فرکانسی را کاهش دهد. برای مثال یک فرد مبتلا به ADHD که دارای باند فرکانسی تتا بالا است در حین جلسه آموزش می بیند که باند فرکانسی را تتا کاهش دهد و باند فرکانسی بتا را که در مغز به میزان کمتری حضور دارد را افزایش دهد. این یک فرآیند فوق العاده است چرا که مراجع آموزش می بیند تا خودش تغییرات را اعمال نماید.

آیا نوروفیدبک تاثیر دارد؟

آیا نوروفیدبک تاثیر دارد؟

آیا نوروفیدبک تاثیر دارد؟

آیا نوروفیدبک تاثیر دارد؟ بر روی چه اختلالاتی؟

در واقع در بسیاری از موارد سوال درست این است که بر روی چه اختلالی؟

آیا نوروفیدبک بر روی اختلال ADHD تاثیر گذار است؟

جواب به این سوال به طور کلی بله است، در حقیقت بیشترین اثری که برای نوروفیدبک مشخص شده است بر روی اختلال بیش فعالی است، البته باید توجه داشت که نوروفیدبک بر روی همه افراد به یک میزان اثر ندارد، همان گونه که بقیه درمان ها مانند دارو درمانی و روان درمانی نیز برای همه اشخاص به یک میزان اثرگذاری ندارد.

البته باید به این امر مهم توجه داشت که نوروفیدبک برای ADHD به عنوان یک درمان جایگزین در صورتی فرد راضی به مصرف دارو نباشد و یا همزمان با دارو به عنوان درمان کمکی استفاده می شود.

آیا نوروفیدبک بر روی اختلال های اضطرابی تاثیر گذار است؟

بله در بیشتر موارد نورفیدبک و بایوفیدبک در کنار هم برای درمان اختلالات اضطرابی توصیه می شوند، البته در این مورد نیز باید توجه داشت که این درمان در کنار روان درمانی و یا دارودرمانی استفاده می شود.

آیا نوروفیدبک بر روی اختلال Autism تاثیر گذار است؟

خیر برای اختلال اوتیسم شواهد قابل ارجاع و موثقی وجود ندارد که بتواند شاهدی برای تاثیرگذاری نوروفیدبک بر روی  این اختلال باشد.

آیا نوروفیدبک بر روی اختلال خواب اثر گذار است؟

بله در این مورد شواهد و مقالات معتبری وجد دارد که حاکی از تاثیرگذاری قابل قبولی از این درمان جانبی بر روی اختلالات خواب می باشد البته لازم به ذکر است که درمان های روان درمانی و یا دارو درمانی برای کاهش اضطراب، تغییر چرخه خواب و برطرف کردن اختلالات خواب خط اول درمان هستند.

آیا نوروفیدبک بر روی اختلال وسواس اثر گذار است؟

خیر، تاثیرگذاری نوروفیدبک بر روی این اختلال در حدی نیست که برای درمان این اختلال توصیه شود. خط اول درمان برای وسواس درمان دارویی و روان درمانی است.

آیا نوروفیدبک بر روی اختلال افسردگی اثر گذار است؟

برای درمان افسردگی نوروفیدبک تاثیر متوسطی دارد و به عنوان درمان جانبی در کنار درمان های دیگر(داروهای افسردگی و روان درمانی) می تواند استفاده شود.

آیا نوروفیدبک بر روی اختلال پس از سانحه اثر گذار است؟

بر روی این اختلال نیز تاثیرگداری متوسطی گزارش شده است و درمان های دارویی، روان درمانی و EMDR  توصیه می شود.

سوالی که پیش می آید در این زمینه این است که آیا می دانید نوروفیدبک چگونه کار می کند؟

نوروفیدبک از شرطی سازی عاملی استفاده می کند، بدین معنا که همان طور که اگر شما فردی را که کاری را انجام بدهد تشویق کنید احتمال این که آن کار را دوباره انجام دهد بیشتر می شود، نوروفیدبک نیز از همین روش استفاده کرده است.

به طور مثال:

وقتی کودکمان درس می خواند و نمره عالی می گیرد ما برای او هدیه ای می گیریم احتمال این که دفعه بعد هم برای امتحانش تلاش کند بیشتر می شود. در حقیقت ما این رفتار او را تقویت کرده ایم.

نوروفیدبک چگونه تاثیر گذار است؟

در نوروفیدبک هم در واقع با همین شیوه عمل می کند، به طور مثال اگر ما بخواهیم امواج آلفا را در نقطه ای از مغز افزایش دهیم، ابتدا الکترودها را در آن نقطه سر وصل می کنیم و سپس هر گاه که امواج آلفا در آن نقطه مغز بالا رفت(با توجه به اندازه ای که ما مشخص کردیم)، به طور مثال انیمیشن جلوی فرد که در مانیتور نشان داده می شود شروع می کند به حرکت و این به منزله تقویت برای امواج مغزی کار می کند.

پس در جواب به این سوال که آیا نوروفیدبک تاثیر دارد می توان گفت: بستگس به نوع اختلال دارد.

شما با این جستجو ها احتمالا به این مقاله رسیده اید:

آیا نوروفیدبک تاثیر دارد؟

آیا نوروفیدبک موثر است؟

نوروفیدبک چیست و چه کاربردی دارد؟

 

بعد از خیانت همسر چه کنیم؟

بعد از خیانت همسر چه کنیم؟

بعد از خیانت همسر چه کنیم؟:

جهت تعیین وقت با خانم دکتر رشن با شماره ۲۲۷۹۷۸۳۶ تماس حاصل نمایید.

یکی از سوالاتی که برای هر فردی بعد از خیانت پیش می آید این است که بعد از خیانت همسر چه کنیم؟

آیا همسر خود را ببخشیم؟

آیا ارتباط را تمام کنیم؟

آیا به خاطر فرزندانمان زندگی کنیم؟

در این بحرانی که پیش می آید نکته مهم این است که در عصبانیت تصمیم نگیریم و اجازه بدهیم که هیجانات ما فروکش کند، در این راستا می توانیم از یک روانشناس خوب کمک بگیریم.

سوال اصلی: بعد از خیانت همسر چه کنیم؟ و چه کارهایی را نکنیم:

اگر مورد خیانت واقع شدین، این که با همه اطرافیانتان در این مورد صحبت کنید کمکی به شما نمی کند، البته داشتن حمایت اجتماعی خوب است و این که کسی باشد که حرف های شما را بشنود کمک کننده است، ولی ممکن است نهایتا راهکارهایی به شما ارائه دهند که نه تنها کمک کننده نباشد بلکه مضر هم باشد، علاوه بر آن شاید بعد از فروکش کردن هیجانات به این نتیجه برسید که بهتر بود کسی از این ماجرا آگاه نمی شد.

نکته مهمی که باید به آن توجه کنید این است که ممکن است وقتی متوجه این موضوع می شوید آنقدر عصبانی باشید که به هیچ وجه فکر نکنید که امکان دارد دوباره به زندگی برگردید و همین امر باعث شود تا با همه اطرافیان در این مورد صحبت کنید، اما باید توجه داشته باشید که ممکن است بعدا که عصبانیتتان فروکش کردید و شاید ماجرا را طور دیگر دیدید و یا به هر دلیل خواستید به رابطه تان یک شانس دوباره بدهید علاقه نداشته باشید که اطرافیان در مورد این موضوع بدانند.

بعد از خیانت همسر چه باید کرد؟

بعد از خیانت همسر چه کنیم؟ آیا باید او را بخشید؟ آیا اصلا بخشش در این شرایط کار درستی است؟ جواب به این سوال در واقع بستگی به موقعیت و افراد دارد، ابتدا از خود این سوال اساسی را بپرسید که آیا می توانم بعد از کاهش عصبانیتم با او مثل قبل باشم؟ مهم این است که به این سوال هنگامی که عصبانیتتان فروکش کرده پاسخ دهید، اگر احساس می کنید می توانید گام بعدی را بردارید.

بازسازی رابطه بعد از خیانت

بازسازی رابطه بعد از خیانت چگونه صورت می گیرد؟ بازسازی رابطه بعد از خیانت به آرامی صورت می گیرد، به این نکته باید بسیار توجه کرد چون فرد آسیب دیده ممکن است نتواند احساس قبل را با همسر خود داشته باشد و یا هر مساله ای او را به یاد آسیبی که دیده است بیندازد.

احساس بد بعد از خیانت

فرد آسیب دیده احساسات متفاوتی را تجربه می کند، که می تواند به صورت اضطراب، احساس غم، استرس , ..باشد، در بسیاری از موارد نشخواری فکری باعث می شود که این افکار منفی مداوما ظاهر شوند.

احتمالا در ذهن شما سوالات بسیاری وجود دارد با این سوالات چه کنید؟

به احتمال زیاد سوالات مختلفی در ذهن شما می آید که مرتبا از همسر خود می پرسید، آیا این کار، کار درستی است؟ در واقع می توان گفت اگر برای حل این مشکل به روانشناس مراجعه کردید احتمال بسیار در روند روان درمانی به این سوالاتتان پاسخ داده خواهد شد، اما اگر بخواهید به طور متوالی از همسر خود این سوال ها را بپرسید نهایتا به رابطه شما آسیب می زند و جواب به این سوالات فقط برای مدت کمی شما را آرام می کند و نهایتا سوالات دیگری در ذهت شما خواهد آمد.

حال که این کار را کرده است از کجا مطمئن باشیم که دیگر این کار را نمی کند؟(بعد از خیانت همسر چه کنیم؟)

یکی از شاخص هایی که مهم است این است که بعد از اینکه شما متوجه موضوع خیانت شدید، چقدر شخص عهد شکن در حال حاضر فریبکاری را کنار گذاشته است و تلاش برای درست کردن رابطه را دارد؟ علاوه بر آن به چه مقدار توانایی داشتن یک زندگی صادقانه را دارد؟ چقدر مسئولیت اشتباه خود را می پذیرد؟ برای فهمیدن پاسخ این سوالات یک روانشناس متخصص در خیانت می تواند به شما کمک کند.

روانشناس متخصص خیانت – روانشناس خیانت در مرکز درمانی خیانت

روانشناس متخصص خیانت

روانشناس متخصص خیانت

جهت تعیین وقت با خانم دکتر رشن با شماره ۲۲۷۹۷۸۳۶ تماس حاصل نمایید.

روانشناس متخصص خیانت عنوان می کند که در ابتدای امر که با خیانت روبه رو می شوید مهم این است که هیچ گونه تصمیم عجولانه ای در این خصوص گرفته نشود، همه جوانب باید بررسی شود، حتما به یک روانشناس متخصص خیانت مراجعه کنید تا بتوانید از لحاظ هیجانی خود را تخلیه کنید و تصمیم درست را بگیرید.

یک روانشناس متخصص خیانت دلایل خیانت زنان را این گونه توصیف می کند:

البته شاید برای این موضوع دلایل زیادی وجود داشته باشد ولی در این مقاله می خواهیم به دلایل اصلی خیانت زنان اشاره کنیم:

۱- بی توجهی مردان:

روانشناس خیانت

به نظر می رسد یکی از دلایل خیانت زنان، بی توجهی همسرشان به آن هاست، در ابتدای امر وقتی زنان بی توجهی همسر را می بینند سعی می کنند توجه همسر خود را جلب کنند یا به همسرشان اظهار می کنند که به آن ها بی توجهی می شود ولی نهایتا ممکن است که به اشتباه درگیر رابطه ای دیگر شوند و در آن رابطه صمیمیت و یا عشق را جستجو کنند.

در حقیقت اختلاف های زناشویی نیز گاها باعث می شود تا به مرور زمان محبت بین رابطه زن و شوهر کم شود و افراد در دام روابط دیگر بیفتند.

۲- ازدواج های بدون علاقه از دیگر ازدواج هایی است که روانشناس متخصص خیانت به آن اشاره می کند:

از دیگر فاکتورهای که باعث ایجاد خیانت چه در زنان و چه در مردان می شود انتخاب ها و ازدواج های بدون علاقه است، در بیشتر اوقات ازدواج های سنتی با این مشکل رو به رو می شوند در صورتی که قبل از ازدواج علاقه شکل نگیرد به هیچ عنوان ازدواج توصیه نمی شود. در اکثر موارد در صورتی که زوجین ملاک های هم را داشته باشند، چه ملاک های ظاهری و چه درونی، به احتمال زیاد علاقه در قبل از ازدواج پدید می آید ولی در صورتی که بعد از گذشت چند ماه از آشنایی، علاقه بین طرفین ایجاد نشود، احتمال اینکه در بعد از ازدواج دچار مشکل شوند بسیار بالاست.

۳- انتقام:

در برخی موارد نیز زنان برای انتقام از خیانتی که به آن ها شده دست به خیانت می زنند. در این گونه موارد احساس می کنند که اگر مقابله به مثل نکنند احساس آرامش پیدا نمی کنند. در صورتی که این عمل باعث نمی شود نهایتا احساس بهتری به همسر خود پیدا کنند.

۴- بدست آوردن اطمینان که همچنان برای جنس مخالف جذاب هستند:

عده ای از زنان و یا آقایانی که خیانت می کنند یکی از دلایل خیانت خود را این اعلام می کنند که احساس می کردند که دیگر برای جنس مخالف جذابیتی ندارند و با این کار انگار می خوهند که این جذابیت را دوباره بسنجند و به خود نشان بدهند که هنوز هم برای جنس مخالف خود جذابند.

ابتدا باید عنوان کرد که بسیاری از زندگی ها در ابتدا با عشق شروع می شوند، ولی اگر برای نگه داشتن آن تلاش نکنیم به مرور صمیمت اولیه در زوجین رنگ می بازد و یا مانند تعدادی از ازدواج ها به جدایی می انجامد و یا در بعضی دیگر به زندگی یکنواخت خود ادامه می دهند اما به سوی روابط نامشرع و یا خیانت پیش می روند.

یکی از مهم ترین علت هایی که زوجین به سمت خیانت می روند این است که سعی می کنند صمیمت از دست رفته با همسر خود را در رابطه دیگری بیابند.

انواع خیانت از دیدگاه یک روانشناس متخصص خیانت:

۱- احساسی : در این رابطه بین طرفین ارتباط احساسی برقرار شده است ولی ارتباط جنسی در میان نبوده است.

۲- جنسی: صرفا رابطه برای ارضای جنسی بوده است و طرفین از لحاظ احساس درگیر نبوده اند.

۳- جنسی و احساسی: رابطه برقرار شده هم احساسی بوده است و هم جنسی.

روانشناس متخصص خیانت در مورد باورهایی که در خیانت زیر سوال می رود، عنوان می کند که:

ما احساس می کنیم قربانی شده ایم زیرا می گوییم ما این کار را نکرده ایم و احساس مورد بی عدالتی واقع شدن پیدا می کنیم، زیرا از کودکی مثال هایی از قبیل: تو نیکی می کن و در دجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز ، کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد ، این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا و در نتیجه ما در زندگی مشترک احساس می کنیم که من که این کار رو نکردم حقم نبود که چنین بلایی سرم بیاید. و در خیانت همه این باورها زیر سوال می رود و فرد احساس قربانی شدن می کند.

پاسخی کوتاه به سوال هایی که ممکن است برای شما در این زمینه پیش بیاید:

آیا خیانت قابل درمان است؟

پاسخ به این سوال در حقیقت فرد به فرد و رابطه به رابطه فرق می کند، ولی سوالی که مطرح است این است که اگر شما فرد آسیب خورده هستید می توانید احساس کنید که رابطه تان با همسرتان دوباره مثل قبل شود؟ اگر جوابتان به این پرسش بله است با احتمال بیشتری برای شما امکان دوباره ساختن زندگی وجود دارد، البته شخصیت فرد عهد شکن و اینکه چقدر به ترمیم این رابطه علاقه دارد و همکاری می کند نیز از دیگر ملاک هاست.

آیا خیانت قابل بخشش است؟

جواب به این سوال می تواند بله باشد ولی به این نکته باید توجه داشت که بخشش زود هنگام در بسیاری از موارد باعث می شود که فرد دوباره به سمت خیانت برود.

آیا خیانت را باید بخشید؟

یکی دیگر از سوال هایی که برای افرادی که مورد خیانت واقع می شوند، اکثر اوقات پیش می آید این است که اساسا آیا خیانت را باید بخشید؟؟ برای پاسخ به این سوال، سوال دیگری را با خود مطرح کنید که آیا من می توانم دوباره با همسرم مثل قبل زندگی کنم و به روال قبلی برگردم؟ اگر پاسخ به این سوال برای شما خیر است، باید بیشتر در مورد پاسخ به این سوال تامل کنید.

آیا خیانت تاوان دارد؟

سوال اساسی دیگری که مطرح می شود این است که آیا خیانت تاوان دارد؟

در واقع اگر می خواهید در رابطه بمانید و گرو کشی کنید، این نکته را باید توجه کنید که به هیچ وجه این گرو کشی باعث بهبود رابطه و یا مانع از این که فرد عهد شکن دوباره این کار را نکند نمی شود.

آیا خیانت ارثی است؟

در واقع می توان گفت بیشتر از این که خیانت ارثی باشد ممکن است یک الگوی رفتاری باشد که فرد از پدر یا مادر خود آموخته باشد، البته در بعضی موارد نیز فرد کاملا برعکس برعکس الگوی موجود در رابطه پدر و مادر خود عمل می کند.

خیانت کدام یک از نیازهای ما را برآورده می کند؟

خیانت ممکن است نیازهای مختلف هر فردی را رفع کند، به طور مثال ممکن است یک فرد برای رفع نیاز ارزشمندی به سمت خیانت برود(یعنی ممکن است در کودکی خود و یا در ارتباط با همسرش این نیازش برطرف نشده باشد و برای رفع این نیاز به سمت رابطه دیگری برود) و یا برای رفع نیاز تفریح کردن و …

چه موقع ما خیانت می کنیم؟

اگر باورهای مانع ساز ضعیف بشوند و باورهای تسهیل گر قوی باشند احتمال زیاد باعث خیانت می شوند. حال این باورها چگونه تعریف می شوند؟

طبق تعریف یک روانشناس متخصص خیانت باورهای تسهیل گر باورهای هستند که باعث می شوند شما راحت تر خیانت کنید، به طور مثال اگر فردی باورهای زیر را داشته باشید احتمال خیانت کردن در آن فرد بالاتر می رود:

۱- چه کسی گفته من تا آخر عمر باید به همسرم متعهد بمانم؟

۲- یک رابطه دیگر باعث می شود در زندگی خود انرژی بیشتری داشته باشم.

۳- وقتی به من توجه نمی کند چرا تا آخر عمر باید باهاش بمونم؟

باورهای مانع ساز: نیز باورهایی هستند که مانع از خیانت کردن ما می شوند.

یک روانشناس خوب در این زمینه چه کمکی به فرد می تواند بکند؟

واکنش های احتمالی زوجین بعد از برملا شدن خیانت:

واکنش های احتمالی همسر آسیب دیده(زخم خورده):

احساس خشم، اضطراب، غم

از دست دادن هویت

از دست دادن اعتماد به نفس

از دست دادن کنترل روی افکار یا اعمال(ذهن فرد مملو از افکار منفی می شود: چرا این اتفاق برای من افتاد؟ و …)

از دست دادن حس عدالت در مورد دنیا

از دست دادن اعتقاد مذهبی(موقت)

از دست دادن آبرو

واکنش های احتمالی همسر عهد شکن(آسیب زننده):

انکار

آرامش موقت(زیرا تا الان تمام نگرانی هایش این بود که همسرش نفهمد)

خشم(نسبت به خود، همسر یا معشوق)

احساس گناه در برابر فرزندان (یا به کل عدم احساس گناه: یکی از اوقات وقتی است که می خواهد انتقام بگیرد از همسرش که خیانت می کند یا از همسرش عصبانی بوده و یا به معشوق خودش دلخوش است و یا فرد باورهای تسهیل گر در مورد خیانت دارد)

باج دادن و قول دادن

سوال هایی که به طور متداول برای زوجین پیش می آید چیست؟

۱- آیا با هم بمانیم؟

۲- از هم جدا شویم؟

۳- به خاطر بچه ها بمانیم؟

۴- حال که قول داده این کار را نمی کند از کجا مطمئن شوم؟

۵- آیا ممکن است دوباره برگردد سر آن رابطه؟

۶- آیا امکان اینکه دوباره بتوانیم مثل قبل بشویم وجود دارد؟

۷- حالا که این کار را کرده از کجا مطمئن باشم که دیگه این کار را نمی کند؟

۸- آیا من و همسرم می توانیم تغییر کنیم؟

۹- آیا تغییراتش ادامه پیدا می کند؟

۱۰ – آیا واقعا من رو دوست داره؟

۱۱- آیا دلایل من برای ماندن در رابطه موجه است؟

۱۲- آیا به خاطر بچه در رابطه ماندن درست است؟

روانشناس متخصص خیانت عنوان می کند که زوجین به این ۶ طریق به مرکز روانشناسی مراجعه می کنند:

۱- فرد به تنهایی می آید با یک سری اتفاقات مواجه شده و شک دارد که همسرش به او خیانت کرده است یا خیر؟                                           

۲- ۲ نفر همزمان می آیند و روند درمانی را تا آخر آن ادامه می دهند.

۳- فردی که خیانت کرده می آید و اظهار ندامت و پشیمانی می کند.

۴- یک نفر می آید و طرف مقابل به هیج وجه به مرکز نمی آید و در روند درمان شرکت نمی کند.

۵- فرد عهد شکن با همسرش می آید و از روانشناس متخصص خیانت می خواهد که همسرش را آرام کند.

۶- فرد عهد شکن می آید و می خواهد رابطه اش را با نفر سوم توسط روان درمانی درست کند.

ویژگی های یک روانشناس خوب در حیطه خیانت:

ابتدا مهم است که روانشناسی که در این حیطه کار می کند متخصص در این حیطه باشد به این معنی که تجربه کافی در این موارد را داشته باشد، و بداند که مهم است بدون داشتن اطلاعات کافی تصمیمی گرفته نشود، به این دلیل که این حیطه بسیار حساس است، روانشناسی که در این موضوع کار می کند باید ابتدا به فرد آسیب دیده این اجازه را بدهد که هیجاناتش فرو کش کند، تا بتواند از نقش قربانی در بیاید و به موضوع از بیرون نگاه کند، این که خیانت در حقیقت مکانیزم دفاعی در مقابل مشکلاتی بوده که در رابطه وجود داشته است.

یک دکتر روانشناس متخصص خیانت خوب باید بتواند همدلی لازم را با فرد آسیب دیده انجام دهد.

یک دکتر روانشناس متخصص خیانت به فرد آسیب دیده کمک می کند تا بتواند تصمیم درست را در رابطه با ماندن در رابطه بگیرد.

دکتر روانشناس متخصص خیانت خوب باید بتواند مشکلات وجود داشته در رابطه را ببیند و این که چه خصوصیاتی در فرد آسیب دیده وجود دارد که این موضوع را تسهیل کرده و یا دکتر روانشناس متخصص خیانت خوب باید ببیند که چه خصوصیاتی در فردعهد شکن وجود دارد که این موضوع را تسهیل کرده.

یک دکتر روانشناس متخصص خیانت در مورد خیانت هایی که تکرار می شند چه می گوید؟

زمانی که خیانت توسط یکی از زوجین بارها تکرار می شود می توان گفت که مسلما مشکلات زیادی وجود دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- آیا خیانتی که دفعه اول رخ داده است دلایلی داشته که در رفع آن ها گامی برداشته نشده است؟

۲- در مورد خیانت اول چه اقدامی انجام شده است؟

۳- آیا فرد مقصر از صمیم قلب پشیمان بوده است؟

نام مقاله: روانشناس متخصص خیانت، روانشناس خیانت، دکتر روانشناس خیانت، دکتر روانشناس متخصص خیانت ، بعد از خیانت چه کنیم؟ ، بعد از خیانت چگونه رفتار کنیم؟ بعد از خیانت چه باید کرد؟ بعد از خیانت همسرم چه کنم؟

حمایت اجتماعی

حمایت اجتماعی

حمایت اجتماعی در روانشناسی: از دیدگاه تحولی، زندگی همیارانه در گروه ها فواید زیادی را برای انسانها تضمین کرده است. این نوع زندگی به ما کمک کرده است تا خود را از آسیب حیوانات نیرومندتر حفظ کنیم، و بافتی به وجود آورده است که بتوانیم در آن انواع تکالیف مربوط به ادامه حیات مثل شکار، گرد آوری نیازمندی های زندگی و پرورش کودکان را بین خود تقسیم کنیم.

زندگی گروهی فایده غیر منتظره ای را نیز در برداشته است:

آن اینکه کمیت و کیفیت روابط اجتماعی مان برسلامت ما تأثیر عمیق بر جای می گذارند. افرادی که شبکه های حمایت اجتماعی بزرگ تر و پیوندهای اجتماعی نیرومندتر با اعضای شبکه های خود دارند از سلامت جسمی و روانی بهتر، بیماریهای معدودتر و افسردگی کمتر برخوردارند، از بیماری های جسمی و مسایل روانی زودتر بهبود می یابند، و خطر پذیری پایین تری در برابر مرگ دارند (تیلور، دیکرسون و کازینوکلین ۲۰۰۲؛ ساراسون و همکاران، ۱۹۹۹).

حمایت اجتماعی با برونگرایی همبستگی مثبت و با روان رنجوری همبستگی منفی دارد.

آنان شرایط را به گونه ای می سازند که احتمال بروز فشارهای روانی کاهش می یابد، مهارت های کنار آمدن مؤثرتری را پرورش می دهند و به هنگام نیاز برای یاری طلبیدن از اعضای شبکه خود شیوه های بین فردی مؤثرتری را به کار می گیرند. احتمال دارد که این ویژگی های بزرگسالی نتیجه وابستگی های مطمئن اوایل کودکی باشد.

شگفت آنکه افراد دارای حمایت اجتماعی ادراک شده بالا، به سبب اعتماد و مهارت های کنار آمدن مؤثرشان ممکن است نیاز کمتری به توسل به جلب حمایت شبکه اجتماعی داشته باشند.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

افرادی که در دوره نوزادی و کودکی از وابستگی مطمئن به مراقبان خود برخوردار بوده اند، در بزرگسالی از برقراری و حفظ روابط اجتماعی با کیفیت عالی تری برخوردارند. مداخله هایی که افراد را به جای اینکه در انزوا در نظر بگیرند، در شبکه های اجتماعی شان هدف قرار می دهند بیشتر احتمال دارد که حمایت اجتماعی و کیفیت روابط حمایتی را افزایش دهند. این مداخله ها عبارتند از، خانواده و ازدواج درمانی؛ روش درمانی چند سامانه ای برای کودکان، خانواده ها و شبکه های اجتماعی شان؛ برنامه های پیشگیری چند سامانه ای که برافراد، خانواده ها و اجتماع های گسترده تر آنان تمرکز دارند.

آیا حمایت اجتماعی را می توان افزایش داد؟ آیا مهارتی است که می توانیم یاد بگیریم؟

به نظر می رسد داشتن این حلقه حمایت اجتماعی و حفظ آن را مانند بسیاری از موارد دیگر ما از خانواده و اطرافیان خود یاد گرفته ایم. وقتی ما مهارت برقرای ارتباط درست را یاد بگیریم ثانویه به آن حلقه حمایتی اجتماعیمان را نیز می توانیم گسترش دهیم.

آیا افراد ثروتمند شادترند؟

آیا افراد ثروتمند شادترند؟

آیا افراد ثروتمند شادترند؟ به بیان کلی محیط های فیزیکی مطلوب تر رابطه متوسطی با شادمانی دارند، اگر چه ثروتمند بودن یکی از عوامل تعیین کننده نوع محیطی است که در آن زندگی می کنیم، بین ثروت و شادمانی، پیوند کاملا پیچیده ای وجود دارد. مکان جغرافیایی، مسکن، آب و هوا و دسترسی به موسیقی، همه اثرات مثبت کوتاه مدت پر سلامتی دارند.

آیا افراد ثروتمند واقعا شادترند؟

استاد اد دینر (۲۰۰۰) در دانشگاه ایلینویز یافته است که نقطه تثبیت شادمانی در مورد مردم ملت های محروم اقتصادی پایین تر است. همبستگی بین شادمانی و ثروت در تمام ملت ها حدود ۰٫۶  است. نرخ شادمانی در روسیه و ترکیه پایین و در ایرلند، کانادا، دانمارک و سويس بالاست. این امر ممکن است بدان سبب باشد که مردم کشورهای فقیرتر از اینکه نتوانسته اند به تجملات موجود در کشورهای مرفه که از طریق رسانه ها نسبت به آنها آگاهی پیدا می کنند دست یابند، ناراضی اند.

با این حال، می توان دید که با گذشت زمان، در یک ملت ثروتمند مانند ایالات متحده، افزایش در آمد ملی به افزایش سلامت ذهنی در سطح ملی منجر نمی شود. شاید این امر بدان سبب باشد که ثروت افزوده موجب نمی شود مردم یک کشور به قدرتی بالاتر از ملت های همسایه دست یابند.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: آیا ازدواج باعث شادی می شود؟

معلوم شده است که در کشورهای توسعه یافته، افراد خیلی ثروتمند اندکی شادتر (اما نه خیلی شادتر) از مردمی هستند که در آمد متوسط دارند:

این امر شاید از آنجا ناشی می شود که آنها خود را افرادی می بینند که زندگی شان بهتر از هر کس دیگر می گذرد. این تبیین ها از نظریه مقایسه احتمالی برگرفته شده اند که بیان می کند شادمانی شخصی بر فاصله ادراک شده بین وضعیت خود و دیگران مبتنی است (وود، ۱۹۹۶). مقایسه از بالا به پایین، یعنی وقتی که موقعیت خود را با معیاری که پایین تر است مقایسه می کنیم، به رضامندی بیشتری منجرمی شود تا وقتی که این مقایسه از پایین به بالا انجام میگیرد.

مردم کشورهای برخوردار از اقتصاد پیشرفته که به کسب پول بیش از سایر آرمان ها بها می دهند از استاندارد زندگی و زندگی خود کمتر راضی اند .این ممکن است بدان خاطر باشد که فرایند و بازده انباشت پول پس از برآورده ساختن نیازهای جسمانی به تأمین نیازهای اجتماعی وروانی که شادمانی را افزایش می دهد، نمی انجامد. میزان این همبستگی منفی بین شادمانی وتلاش برای به دست آوردن پول در کشورهای محروم اقتصادی مطالعه نشده است.

سوالات خود را در مبحث روانشناسی می توانید در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) مطرح کنید..

روش های تخلیه هیجانات منفی

روش های تخلیه هیجانات منفی

روش های تخلیه هیجانات منفی: وقتی با ضربه ها یا چالش هایی روبه رو می شویم که فراتر از توان ما برای کنار آمدن با آنهاست و سعی میکنیم آنها را از ذهن خود دور یا از دیگران مخفی کنیم، سلامت ما لطمه می بیند. افرادی که در کودکی مورد آزار قرار گرفته اند یا در بزرگسالی قربانی شده اند یا داغدیده هستند و کسانی که به یادمان های این رویدادها نمی پردازند از سلامت ضعیف تری برخوردارند، بیشتر به پزشک مراجعه می کنند و از بیماری های بیشتری رنج می برند (زیدنر و اندلر، ۱۹۹۶).

راه های زیادی برای پرداختن به این یادمان ها وجود دارند و از جمله راه های مؤثر عبارتند از یاد آوری ضربه، نگهداری آن در هشیاری و تحمل اضطراب مرتبط با آن، در حالی که این یادمان انباشته از عاطفه و از خود رانده شده را با دیدگاه کلی خود از جهان پیوند می دهیم (کین، ۱۹۹۸؛ نیدرهافر” و پنبیکران ۲۰۰۲؛ پنبیکر، ۱۹۹۷؛ شاپیرو، ۲۰۰۱؛ استنتون و همکاران، ۲۰۰۲). این سازوکار کنار آمدن، رویارویی مستمر با یادمان های ضربه ای را شامل است که اغلب با گفتن داستان ضربه به شيوه تجسمی حاصل می شود و امکان می دهد که رویدادها از نو تجربه شوند. به طور سنتی، این فرایند رسیدن به آرمیدگی از فشار ضربه از طریق بازگویی مجدد رویدادها در بافتی از رابطه قابل اعتماد، تخلیه هیجانی خوانده می شود.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

آزمایشی در زمینه روش های تخلیه هیجانات منفی

استاد جیمز پن بیکر در دانشگاه تگزاس آستین بیش از بیست سال در مورد تأثیر نوشتن روی یادمان های ضربه ای به روش علمی مطالعه کرده است. او در این مطالعات نوعا از افراد گروه های مختلف (دانشجویان، بازماندگان فاجعه قربانیان انواع متفاوت ضربه ها، افرادی که تازه از کار اخراج شده اند) دعوت کرده است در آزمایش های نوشتن شرکت کنند. این آزمایش ها مستلزم حضور ۴ روز متوالی در آزمایشگاه و نگارش در فضای کاملا خصوصی به مدت ۱۵ دقیقه است.

معمولا نیمی از این شرکت کنندگان به طور تصادفی به عنوان گروه آزمایش به نگارش در مورد ضربه و نیمی دیگر به عنوان گروه گواه به نوشتن درباره چیزی بجز ضربه، مثلا توضیحات پیش پا افتاده ای در مورد اینکه در۲۴ ساعت گذشته چکار کرده اند، گمارده می شوند. از افرادی که در شرایط نگارش در مورد ضربه هستند خواسته می شود به طور مستمر و به تفصیل و بی آنکه نوشته های شان را سانسور کننده درباره ضربه های شان بنویسند. به آنان آموزش داده می شود که درباره ژرف ترین افکار و هیجان های مربوط به ضربه بنویسند و چیزی را از قلم نیندازند.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: فواید مراقبه چیست؟

پس از گذشت ۶ ماه از آزمایش روش های تخلیه هیجانات منفی

سپس، مشارکت کنندگان در این مطالعات در فواصل زمانی شش ماهه مورد مطالعه پیگیری قرار میگیرند و وضعیت سلامت شرکت کنندگان در شرایط نگارش در مورد ضربه با سلامت شرکت کنندگان گروه گواه مقایسه می شود. نتایج حاصل از این مطالعات در مجموع نشان می دهند افرادی که در مورد ضربه های شان می نویسند در مقایسه با کسانی که راجع به موضوعات پیش پا افتاده می نویسند، از نظر کارکرد دستگاه ایمنی و وضعیت سلامت از شرایط بهتری برخوردارند و کمتر به پزشک مراجعه می کنند.

نتایج این مطالعات پی آمدهای روشنی برای سلامت ما دارند. ما باید به طور منظم درباره مشکلات جاری که با آنها روبه رو هستیم، مطلب بنویسم. در هنگام نگارش باید به طور مستمر و بدون توجه به دستور زبان، املای کلمات یا سبک نگارش به نوشتن بپردازیم. ما باید در مورد واقعیت های عینی وضعیت و همین طور راجع به ژرف ترین افکار و احساسات مان در ارتباط با این واقعیت ها مطلب بنویسیم. ما باید این نگارش را در خلوت و جایی که هیچ گونه عوامل حواسپرتی وجود ندارد انجام دهیم.

این نگارش باید تنها به خاطر خودمان باشد نه برای افراد مطمئن یا دوستان، زیرا وقتی که خود ما پیام گیر نوشته های مان هستیم، می توانیم کاملا صادق باشیم. ما بلافاصله پس از نوشتن درباره مشکلات درد سرآفرین باید انتظار این را داشته باشیم که غمگین یاغصه دار شویم، اما این تمرین در بلند مدت برای سلامت مان سودمند است.

نوشتن درباره ضربه یا گفتن و بازگو کردن داستان رویداد های ضربه ای چگونه عمل می کنند؟

به احتمال، فرصت دادن به یادمان های عاطفه متراکم که در آمیگدالا انباشته شده اند سبب می شود که عواطف کم تر متراکم همتای آنها که در هیپوکامپ ذخیره شده اند رشد کنند. وقتی نشانه هایی یادمان های این رویدادها را فرا می خوانند، ما می توانیم عواطف کمتر متراکم موجود در هیپوکامپ را به یاد بیاوریم. این فرضیه براین دیدگاه استوار است که کنار آمدن از راه تخلیه هیجانی به ما کمک می کند که پیرامون یادمان های عاطفه، گذرگاه های فرعی ایجاد کنیم. اما باید دانست یادمان های عاطفه متراکم که در آمیگدالا جا گرفته اند از میان نمی روند و نشانه های قوی می توانند آنها را فرا بخوانند.

منبع: کتاب روانشناسی مثبت

تحکیم روابط خانواده

تحکیم روابط خانواده

تحکیم روابط خانواده: روابط حمایتی نزدیک بین والدین و فرزندان، بین خواهران و برادران، و بین اعضای خانواده گسترده، حمایت اجتماعی موجود را برای تمام اعضای خانواده افزایش می دهد. این حمایت اجتماعی موجب ارتقای سلامت ذهنی می شود و ما از دیدگاه تکامل موجوداتی هستیم که برای کسب شادمانی به چنین ارتباطی با شبکه خویشاوندی مجهزيم (آرجایل، ۲۰۰۱، باس، ۲۰۰۰).

بعضی کارهای خاص می تواند تحکیم روابط خانواده و تجربه شادمانی را افزایش دهد:

 برای تحکیم روابط خانواده باید با اعضای خانواده خود تماس منظم داشته باشیم، سبک زندگی مان را به گونه ای تنظیم کنیم که بتوانیم تماس فیزیکی نزدیک تری را با خانواده خود برقرار سازیم. این برنامه ریزی باید هم مراحل چرخه ساليانه وهم چهارچوب بلند مدت عمر را در بر بگیرد. در زمان هایی که از خانواده خود دور هستیم باید با فرستادن پیام های الکترونیکی، تلفنی، نوار ویدیویی یا گفتگوی اینترنتی با افراد خانواده خود در تماس باشیم. حفظ تماس با اعضای خانواده حمایت اجتماعی را بالا می برد و این امر نه تنها موجب شادمانی می شود، بلکه عملکرد دستگاه ایمنی را هم بهبود می بخشد.

حفظ تماس با شبکه گسترده خانواده و تحکیم روابط خانواده مجال خشونت خانگی و کودک آزاری را کاهش می دهد، زیرا حصار خلوت را که با خانواده هسته ای منزوی همراه است می شکند و از بروز خشونت های خانگی که در این فضاها شایع است جلوگیری می کند.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: روانشناس خوب

آشنایان

همیاری با آشنایان یعنی کسانی که نه جزو خانواده اند و نه دوستان نزدیك، منبع بالقوه شادمانی و راهی برای پرهیز از ناشادمانی هایی است که بر اثر از دست دادن جایگاه و نابرابری های ناشی از درگیری اجتناب ناپذیر دررقابت های منظم به وجود می آید (اکسلرادا، ۱۹۸۴؛ باس، ۲۰۰۰). بدین ترتیب برای اینکه حس سلامتی مان را افزایش دهیم لازم است راهبردهای ارتقای همیاری با آشنایان، و نه رقابت با آنان را پرورش دهیم.

در همه ارتباط های مهم اطمینان پیدا کنید که خودتان و دیگران به این نکته واقفند که این رابطه به طور نامحدود در آینده ادامه خواهد داشت و همیاری بلند مدت منافع متقابل را تضمین خواهد کرد. وقتی به خاطر داشته باشیم که همزیستی با آشنایان برای مدت طولانی و کار کردن با هم بیش از کار کردن تنها سودمند واقع می شود، احتمال ادامه همکاری افزایش می یابد.

در تمام روابط مهم سعی کنید به جای رفتار بهره کشی به رفتارهای تساوی طلبانه و دو جانبه بپردازید. اگر شخص دیگر لطف یا کمکی به شما می کند، با حرکاتی که ارزش مشابه دارد (نه کمتر از آن) آن را جبران کنید این نوع رفتار دو جانبه اعتماد ایجاد می کند، در حالی که خلاف آن اعتماد را از بین می برد.

منبع: کتاب آلان کار

نیاز به مشاوره دارید ؟ هم اکنون شروع کنید