خانه مقالات

مقالات

مقالات روانشناسی

مقالات روانشناسی به شما کمک می کند تا در مورد اطلاعات به روز روانشناسی اطلاع پیدا کنید؛ البته نکته مهمی که باید در مقالات روانشناسی به آن توجه کرد منابع آن و نویسندگان است.
به طور مثال اگر به دنبال یک مقاله در مورد روانشناس خوب در تهران هستید:
در ابتدا به نویسنده این مطلب توجه کنید، چه فردی این مطلب را نوشته است؟ در چه سایتی این مطلب منتشر شده است؟

مهم این است که مطلبی که مطالعه می کنید منبع کاملا علمی و درستی داشته باشد، با توجه به اینکه در حال حاضر هر فردی می تواند در داخل شبکه اینترنتی مقاله ای بگذارد، نکته مهم برای تشخیص اینکه این مقاله علمی است به طور مثال می تواند این باشد که در مجله معتبر نوشته شده باشد یا فردی با تحصیلات بالا در آن رشته آن را نوشته باشد.

هوش هیجانی (EQ) چیست؟

هوش هیجانی

هوش هیجانی به توانایی شناسایی و مدیریت احساسات خود و همچنین احساسات دیگران اشاره دارد.

به طور کلی گفته می شود که هوش هیجانی شامل حداقل سه مهارت است: آگاهی عاطفی یا توانایی شناسایی و نام بردن از احساسات خود. توانایی مهار این احساسات و بکارگیری آن ها در کارهایی مانند تفکر و حل مسئله و توانایی مدیریت احساسات که هم تنظیم احساسات شخص در صورت لزوم و هم کمک به دیگران برای انجام همین کار است.

هیچ آزمون روان سنجی یا مقیاسی معتبری برای هوش هیجانی وجود ندارد و بسیاری معتقدند که هوش هیجانی یک ساختار واقعی نیست بلکه روشی برای توصیف مهارت های بین فردی است که با نام های دیگر نامیده می شود.

علیرغم این انتقاد مفهوم هوش هیجانی که بعضاً به عنوان ضریب احساسی یا EQ نیز شناخته می شود مورد استقبال گسترده قرار گرفته است. در سال های اخیر برخی از کارفرمایان حتی تست های هوش هیجانی را در برنامه های کاربردی و مصاحبه خود گنجانده اند و بر اساس این نظریه که کسی که دارای هوش هیجانی است می تواند یک رهبر یا همکار بهتر باشد.

در حالی که برخی مطالعات ارتباط بین هوش هیجانی و عملکرد شغلی را یافته اند بسیاری دیگر هیچ ارتباطی نشان نداده اند و فقدان مقیاس معتبر علمی، اندازه گیری یا پیش بینی واقعی هوش هیجانی کسی را در شغل یا خانه دشوار می کند.مشاوره با روانشناس خوب می تواند به سوالات شما در این زمینه پاسخ لازم را ارائه دهد.

 

هوشمند بودن از نظر احساسی به چه معناست؟

یک فرد باهوش از نظر احساسی هم نسبت به حالات عاطفی خود (حتی منفی نگری – ناامیدی، ناراحتی یا چیز ظریف تر) کاملاً آگاه است و هم قادر به شناسایی و مدیریت آن ها است. چنین افرادی به ویژه با احساساتی که دیگران تجربه می کنند سازگار هستند. قابل درک است که حساسیت به سیگنال های عاطفی هم از درون خود فرد و هم از طریق محیط اجتماعی می تواند شخص را به یک دوست، والدین، ​​رهبر یا شریک عاشقانه بهتر تبدیل کند. خوشبختانه این مهارت ها قابل اصلاح هستند.

اهمیت هوش هیجانی (EQ)

هوش هیجانی ظرفیت درک و مدیریت احساسات شماست. مهارت های درگیر در هوش هیجانی عبارتند از: خودآگاهی، خودتنظیمی، انگیزش، همدلی و مهارت های اجتماعی. اخیراً این کلمه در گروه های منابع انسانی در سرتاسر جهان به یک واژه مهم تبدیل شده است اما محققان می گویند وقت آن است که Emotional Intelligence جدی گرفته شود. پذیرش تفاوت های ظریف احساسات انسانی در محل کار می تواند فواید عملی داشته باشد از جمله همکاری بهتر بین کارمندان و کار شادتر.

هوش هیجانی چگونه کمک می کند؟

با بسیاری از زمینه های روانشناسی، بحث و جدال در مورد نحوه کار مغز وجود دارد اما دانیل گلمان، یک دانشمند مشهور در زمینه رفتار می گوید که بخشی از مغز که از هوش هیجانی و اجتماعی پشتیبانی می کند آخرین مدار مغز است که از نظر آناتومی بالغ می شود و به دلیل پلاستیک عصبی، مغز با توجه به تجربه های مکرر خود را شکل می دهد. او همچنین می گوید که این باید به روشی سیستماتیک به کودکان آموزش داده شود. دانیل گولمن ادامه می دهد: این در بیش از ۱۰۰ مدرسه به صورت آزمایشی انجام شده و رفتارهای ضد اجتماعی کاهش یافته ، رفتارهای طرفدار اجتماعی افزایش یافته و نمرات علمی افزایش یافته است.

* پس مشخص است که EQ (چه در محیط کار و چه در خارج از آن) مفید است. *

روند ناخوشایندی که جامعه غربی را فرا گرفته ناتوانی در درک کامل و مقابله با احساسات انسانی است. این روند به سایر حوزه های زندگی از جمله در محل کار سرایت کرده است. در حالی که هنگام شروع کار احساسات معمولاً درب منزل باقی می ماند این اثرات مخربی نه تنها برای مشاغل بلکه کارمندان نیز دارد (از دستیاری تا مدیرعامل). بالاخره ما آدم های احساسی هستیم و با این وجود مشاغل در حال تغییر هستند و شروع به ارائه برنامه های کاری گسترده و انفرادی و خدمات جدید (به عنوان مثال برخی از برنامه های بهداشتی شامل پوشش بهداشت روان) برای اطمینان از مراقبت از افراد کار هستند. این شامل استخدام متخصص روانشناسی برای تیم های منابع انسانی است و شناخت هرچه بهتر نیروی کار خود و ارائه آموزش مفید نتایج مستقیمی در روابط کارمند و کارفرما دارد.

 

روانشناسی تغییر رفتار

روانشناسی تغییر رفتار

فیلسوف فرانسوی راوایسون (۱۸۳۸/۲۰۰۸) در مقاله خود درباره عادت، عادات را عارضه ای آشنا اما مرموز توصیف می کند. اعمالی که با گذشت زمان تکرار می شوند و به تدریج تبدیل به عادت هایی می شوند. روانشناسی تغییر رفتار بیان می کند که برخی از عادت ها به طور ناخودآگاه از استرس داخلی یا خارجی ایجاد می شوند و اینها عادتهای منفی یا ناسازگار هستند.

دانشمندان علوم مغز و اعصاب همچنین در مورد روانشناسی تغییر رفتار از جمله چگونگی شکل گیری عادات مثبت و چگونگی ترک عادت های منفی ، حرف های زیادی برای گفتن داشته اند.

تجربه ذهنی شکل گیری عادت

عادت های منفعل از قرار گرفتن در معرض چیزهایی ناشی می شود که سرانجام به آن ها عادت می کنیم. کوهنوردان با ارتفاع زیاد با بالا رفتن از ۷۰۰۰ فوت، بدن خود را به تدریج با سطوح پایین اکسیژن موجود سازگار می کنند.

عادت های فعال عادت هایی هستند که با قصد و تلاش مکرر در آن ها ایجاد می شوند و به عنوان مهارتی تبلور می یابند که با اندیشه اندک یا کم فکر انجام می دهیم. یک ژیمناست راه رفتن، پریدن و تلنگر زدن روی یک پرتو باریک را تمرین می کند تا جایی که بتواند همه این مانورها را بدون سقوط بدون دردسر انجام دهد.

همچنین عادت ها به عنوان مهارت می توانند به عنوان سکوی پرشی برای خلاقیت دیده شوند. براساس آنچه معمولاً می توانیم انجام دهیم به اوج جدیدی می رسیم مانند زمانی که یک نوازنده جاز نواختن یک ملودی اساسی را ریشه می زند سپس نت های جدید و ماجراجویانه ای را در بالای موضوع اصلی بداهه می کند.

دیدگاه علمی در مورد شکل گیری عادت امروز با تحقیقات علوم اعصاب مثال زدنی است. این تحقیق مسیرهای اساسی مغز را که در ایجاد عادت نقش دارند برجسته کرده است.

روش هایی در روانشناسی تغییر رفتار که زندگی شما را بهبود می بخشد

رابرت کانات کارآفرینی است که با نام کوچک R. L. Adams مطالب زیادی درباره نظم، تغییر رفتار مثبت و عادت نوشته است.

  • یک عادت کلیدی برای سلامتی: ۱۰ هزار قدم در روز

رابرت كانات این را به عنوان یك عادت سنگی توصیف می كند كه به سایر عادت های مثبت سلامتی مانند نوشیدن آب به مقدار كافی، آگاهی از آنچه می خوریم و گذاشتن زمان كافی برای ورزش كمك می كند.

این عادت اساسی را می توان با استفاده از گام شمار یا برنامه بهداشتی تلفن های هوشمند برای پیگیری قدم های خود در جهت رسیدن به هدف روزانه ۱۰ هزار مورد حمایت قرار داد.

  • یک عادت مثبت مالی: هزینه روزنامه نگاری

به گفته كانات این عادت مهم مالی از آگاهی مالی، برنامه ریزی مالی و عادت های مثبت خرج حمایت می كند.

وی به عنوان مثال جان دی راکفلر را مثال می آورد که مادرش عادت نوشتن هر پنی را که از کودکی خرج می کند به او القا می کند. او همچنین او را در ابتدای عادت پس انداز و سرمایه گذاری عاقلانه پول خود تشویق کرد. راکفلر به عنوان مادر موفقیت و عادت هایی که به او القا کرده کلید موفقیت مالی وی است (راکفلر ، ۲۰۱۹).

  • یک عادت موفقیت مهم: تعیین هدف فعال

رابرت کانات هدف گذاری فعال را از غیرفعال تشخیص می دهد. در هدف دوم ما اهدافی را تعیین می کنیم که معمولاً بلندمدت تر هستند و سپس آن ها را فراموش می کنیم. تعیین هدف فعال شامل پیگیری پیشرفت شما در رسیدن به هر هدف هر روز است. او همچنین طرفدار تعیین هدف “SMART” است: اطمینان از اینکه اهداف عبارتند از:

  1. خاص
  2. قابل اندازه گیری
  3. قابل دستیابی
  4. واقع بین
  5. زمان محدود
  • یک عادت مهم شغلی: مدیریت زمان

كانات توصیه می كند كه از سیستم “ربع” برای مدیریت زمان استفاده شود كه ابتدا توسط دویت دی آیزنهاور ساخته شد و بعداً در پرفروش ترین کتاب ۷ عادت افراد بسیار موثر قرار گرفت (كووی ، ۲۰۲۰).

در این سیستم هر فعالیتی را که انجام می دهیم می تواند شامل برخی ترکیبات ضروری و ضروری باشد. ما به طور طبیعی تمرکز می کنیم روی اهداف کوتاه مدت، ربع یک که هر دو ضروری و مهم هستند.

ما باید حتی بیشتر مراقب اهداف بلند مدت ربع دو باشیم اگرچه فوری نیستند اما بسیار مهم هستند.

فعالیت های ربع سوم و چهارم باقیمانده باعث حواس پرتی و اتلاف وقت هستند و به ترتیب باید از آن ها اجتناب شود و کاملاً محدود شود.

اگر در مورد روانشناسی تغییر رفتار نیاز به اطلاعات بیشتر دارید می توانید به وب سایت دکتر شهرزاد رشن مراجعه نمایید.

دکتر روانشناس برای درمان اضطراب

روانشناس متخصص اضطراب

دکتر روانشناس برای درمان اضطراب: اضطراب می تواند توانایی فرد در کار، مدرسه و موقعیت های اجتماعی را به شدت مختل کند و در روابط فرد اختلال ایجاد کند. هر کس هر از گاهی نگران یا احساس اضطراب می کند.  اضطراب یک واکنش طبیعی انسان در برابر موقعیت های استرس زا است اما برای افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی این ترس ها و نگرانی ها موقتی نیستند. اضطراب آنها همچنان پابرجاست و حتی ممکن است با گذشت زمان بدتر شود. برای کمک به این افراد حتما باید به یک دکتر روانشناس برای درمان اضطراب مراجعه کرد.

درمان برای اختلال اضطراب توسط دکتر روانشناس برای درمان اضطراب

در برخی موارد، داروها در درمان اختلال اضطراب نقش دارند. اما برای خیلی ها، روان درمان-به تنهایی یا در ترکیب با دارو درمانی- موثرترین گزینه درمانی است.دلیلش این است که روان درمانی، بر خلاف داروها، ابزارهایی را در اختیار شما قرار می دهد تا خودتان بتوانید اکنون و در آینده اضطراب تان را مدیریت کنید. تکنیک های درمانی مختلفی برای درمان اضطراب ابداع شده اند و با گذشت زمان از رویکردهای روانکاوانه تا جدیدترین رفتاردرمانی های شناختی تغییر و تکامل یافته اند.

بر اساس آمار موسسه ملی بهداشت روانی (NIMH)، حدود ۱۹% بزرگسالان امریکایی ۱۳ تا ۱۸ ساله هر ساله دچار اضطراب می شوند۱.

چند نوع اصلی اختلال اضطراب وجود دارند که می توان آنها را با استفاده از رویکردهای درمانی درمان کرد که عبارتند از۲:

  • اختلال هراس
  • اختلال وسواس اجباری (OCD)
  • فوبیاها
  • اختلال اضطراب فراگیر (GAD)
  • اختلال اضطراب اجتماعی (SAD)
  • اختلال استرس پس از ضربه (PTSD)

صرف نظر از نوع اختلال خاص، فرایندهای زیربنایی ای که باعث ایجاد این اختلال ها می شوند از الگوی مشابهی تبعیت می کنند. افراد مبتلا به اضطراب  اغلب نسبت به افکار، احساسات، و موقعیت های ناخوشایند واکنشی بسیار افراطی نشان می دهند و ممکن است آن واکنش ها را با اجتناب از عوامل محرک شان مدیریت کنند. متاسفانه، این نوع اجتناب فقط به تقویت ترس ها و نگرانی ها کمک می کند. اکثر انواع امروزی و مدرن درمان به رفع تفکر منفی و اجتناب برای کمک به مدیریت اضطراب تان می پردازند.

اختلالات اضطرابی چیست؟

اختلالات اضطرابی می تواند توانایی فرد در کار و مدرسه و موقعیت های اجتماعی را به شدت مختل کند. اضطراب همچنین می تواند در روابط فرد با اعضای خانواده و دوستان اختلال ایجاد کند. خوشبختانه درمان های موثر برای اضطراب وجود دارد و این درمان ها با کمک یک دکتر روانشناس برای درمان اضطراب به سادگی امکان پذیر است.

در برخی موارد داروها در درمان اختلالات اضطرابی نقش دارند. با این حال تحقیقات نشان می دهد درمان رفتاری به تنهایی یا در ترکیب با دارو یک درمان بسیار موثرتر برای اکثر افراد مبتلا به اختلال اضطراب است.

انواع درمان ها برای اضطراب

هدف همه رویکردهای درمانی کمک به شما برای درک این است که چرا چنین حس هایی دارید، محرک های ایجادکننده این حس های شما چه چیزهایی هستند، و چگونه ممکن است واکنش تان به آنها را تغییر دهید. برخی از انواع درمان حتی تکنیک های عملی ای را به شما آموزش می دهند که کمک می کنند تا بتوانید تفکر منفی تان را از نو چارچوب بندی کرده و رفتارهایتان را تغییر دهید.

اختلال های اضطراب تفاوت قابل ملاحظه ای با هم دارند، برای همین درمان باید متناسب با نشانگان و تشخیص خاص شما باشد. درمان می تواند به صورت فردی، خانوادگی، زوجی، یا به صورت گروهی انجام شود. تعداد دفعاتی که روانشناس تان شما را می بیند و مدت زمان درمان به نشانه ها و تشخیص خاص مشکل شما بستگی دارد.

رفتاردرمانی شناختی

رفتار درمانی شناختی (CBT) پرکاربردترین نوع درمان برای اختلال های اضطرابی است. تحقیقات نشان داده اند که این نوع درمان در درمان اختلال اضطراب اجتماعی، اختلال اضطراب فراگیر، و اختلال هراس و برخی اختلال های دیگر موثر است.در طول این فرایند، درمانگر شما در حکم مربی ای عمل می کند که راهبردهای مفیدی را به شما یاد می دهد. به عنوان مثال، ممکن است شما تفکرات سیاه و سفید زیادی داشته باشید، که در این حالت تصور می کنید که چیزها یا کاملاً خوبند و یا کاملاً بد. در این روش در عوض، شما این افکار را با تصورات و برداشت های واقع بینانه تری جایگزین می کنید که سایه هایی خاکستری هستند ما بین تفکر سیاه و سفید قبلی شما.

پیش فرض رفتاردرمانی شناختی این است که افکار شما-و نه وضعیت فعلی تان- بر اینکه شما چه احساسی داشته باشید و سپس چه رفتاری انجام دهید تاثیرگذارند. بنابراین، هدف رفتاردرمانی شناختی شناسایی و درک تفکر منفی شما و الگوهای رفتاری بی تاثیرتان و جایگزینی آنها با افکار واقع بینانه تر و اقدامات موثرتر و سازوکارهای مقابله ای است.

روانپزشکان، روانشناسان و سایر متخصصان بهداشت روان از چندین نوع درمان اضطراب استفاده می کنند. انتخاب درمان نیز به تشخیص و شدت نشانه های شما بستگی دارد.

نحوه پیدا کردن یک دکتر روانشناس برای درمان اضطراب

دکتر روانشناس برای درمان اضطراب کسی است که آموزش های تخصصی برای درمان اختلال اضطراب را پشت سر گذاشته باشد. هنگام جستجو در جهت پیدا کردن یک روانشناس مناسب برای اختلال اضطراب اجتماعی، باید به دنبال کسی باشید که در زمینه درمان این مشکل خاص بهداشت روانی تخصص داشته باشد.

گرچه فرایند یافتن یک دکتر روانشناس برای درمان اضطراب ممکن است آسان نباشد، اما مزایای ورود به درمان با یک متخصص شایسته و با کفایت زیاد و عالی اند.در ادامه مراحلی که به شما در پیدا کردن بهترین دکتر برای درمان اضطراب کمک می کنند را ارائه می کنیم.

گوشی تلفن را بردارید

اگر کلینیک بزرگی در منطقه شما باشد، احتمال دارد روانشناسی در میان کادر خود داشته باشند که به درمان اختلال های اضطراب می پردازند. اگر سخت تان نیست، به دفترشان زنگ بزنید و بپرسید که آیا کسی در میان پرسنل آن کلینیک اختلال اضطراب اجتماعی را درمان می کند یا نه.

جستجوی آنلاین

چند راهنمای آنلاین هم هستند که شما را به روانشناسانی که در نزدیکی منطقه شما هستند وصل می کنند.

به جاهای مختلف سر بزنید

زمانی که دکتر روانشناس برای درمان اضطراب را مشخص کردید و به اولین جلسات درمان رفتید، یادتان باشد که روند درمانی تان هنوز هم مشخص نشده است.

درک اضطراب

اختلالات اضطرابی هم در بزرگسالان و هم در کودکان شایع است.

انواع عمده اختلالات اضطرابی از نظر دکتر روانشناس برای درمان اضطراب عبارتند از:

اختلال اضطراب عمومی:

با نگرانی مداوم یا احساس اضطراب مشخص می شود. افراد مبتلا به این اختلال نگران تعدادی از نگرانی ها مانند مشکلات سلامتی یا امور مالی هستند و ممکن است این تصور را داشته باشند که اتفاق بدی اتفاق می افتد. علائم شامل بی قراری، تحریک پذیری، تنش عضلانی، مشکل در تمرکز و مشکلات خواب هستند.

اختلال هراس از نظر بهترین دکتر برای درمان اضطراب :

با حملات وحشت مکرر مشخص می شود که شامل علائمی مانند تعریق، لرزش، تنگی نفس یا احساس خفگی است. تپش قلب یا ضربان قلب سریع و احساس ترس چنین حملاتی غالباً و بدون هشدار به طور ناگهانی اتفاق می افتد. افرادی که حملات وحشت را تجربه می کنند اغلب از وقوع اپیزود بعدی ترس دارند که می تواند باعث تغییر یا محدود کردن فعالیت های عادی آن ها شود.

فوبیا:

ترس شدید در مورد اشیا خاص (به عنوان مثال عنکبوت یا مار) یا شرایط (مانند پرواز در هواپیما) که ناراحت کننده یا مزاحم است، می باشد.

اختلال اضطراب اجتماعی از نظر دکتر روانشناس برای درمان اضطراب:

تعریف دیگری از هراس اجتماعی می باشد. افراد مبتلا به این اختلال از موقعیت های اجتماعی که ممکن است احساس خجالت یا قضاوت کنند ترس دارند. آن ها معمولاً وقت گذرانی در محیط های اجتماعی را عصبی کننده می دانند در مقابل دیگران احساس خودآگاهی دارند و نگران طرد شدن یا آزردگی دیگران هستند. از دیگر علائم رایج می توان به سختی در یافتن دوست، اجتناب از موقعیت های اجتماعی، نگرانی برای روزها قبل از یک رویداد اجتماعی و احساس لرز ، تعریق یا حالت تهوع هنگام گذراندن وقت در یک محیط اجتماعی اشاره کرد.

معرفی روانشناس خوب در تهران

اختلال وسواس فکری عملی از نظر بهترین دکتر برای درمان اضطراب:

با احساسات مداوم و غیرقابل کنترل است و افکار (وسواس) و روال یا آیین ها (اجبارها). برخی از نمونه های متداول شامل شستن اجباری دست در پاسخ به ترس از میکروب یا بررسی مداوم کار برای وجود خطا است.

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD):

می تواند پس از یک ضربه شدید جسمی یا روحی مانند یک فاجعه طبیعی یک حادثه جدی یا یک جنایت ایجاد شود.

علائم شامل فلاش بک ضربه، کابوس و افکار ترسناک است که ماه ها یا سال ها پس از تجربه آسیب زا در برنامه روزمره فرد اختلال ایجاد می کند.

مراجعه به دکتر روانشناس برای درمان اضطراب برای درمان اختلالات اضطرابی

اگرچه انواع بسیاری از اختلالات اضطرابی وجود دارد اما تحقیقات نشان می دهد که بیشتر آن ها توسط فرآیندهای زمینه ای مشابه هدایت می شوند. افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی تمایل دارند که به راحتی تحت تأثیر احساسات خود قرار بگیرند و آن ها واکنش های منفی نسبت به آن احساسات و موقعیت های ناخوشایند دارند.

غالباً افراد سعی می کنند با اجتناب از موقعیت ها یا تجربیاتی که باعث اضطراب آن ها می شود با آن واکنش های منفی کنار بیایند. متأسفانه اجتناب می تواند نتیجه معکوس دهد و در واقع اضطراب را تغذیه کند.

روانشناسان در زمینه تشخیص اختلالات اضطرابی و آموزش روشهای سالم و موثرتر برای کنار آمدن به بیماران آموزش دیده اند. نوعی روان درمانی که به عنوان درمان شناختی رفتاری (CBT) شناخته می شود در درمان اختلالات اضطرابی بسیار موثرتر است. از طریق CBT روانشناسان به بیماران کمک می کنند تا عواملی که باعث اضطراب آن ها می شود را شناسایی و مدیریت کنند.

روانشناس متخصص کودک

روانشناس متخصص کودک

یک روانشناس متخصص کودک، کودکان و نوجوانان را ارزیابی و درمان می کند و آن ها به کودکان کمک می کنند تا با استرس هایی مانند طلاق، مرگ و انتقال خانواده یا مدرسه کنار بیایند. بیماران آن ها ممکن است شامل کودکانی با مسائل مختلف رشد از اختلالات یادگیری گرفته تا بیماری شدید روانی باشد. لیست جزئی از مشکلات درمان شده شامل اختلال نقص توجه، اوتیسم، وسواس فوبیا، ترس و اختلال سازگاری است. وقتی مجموعه ای از علائم پیچیده ارائه می شود بخشی از کار رسیدن به بهترین تشخیص است.

روانشناسی کودک یکی از چندین تخصص روانشناختی است که بر سال های شکل گیری متمرکز است. روانشناسان بالینی معمولاً بیشتر از روانشناسان مدارس آموزش بیشتری در زمینه درمان طولانی مدت بهداشت روان می بینند. برنامه های آن ها بیشتر از برنامه های روانشناسان رشد از نظر بالینی متمرکز است. روانشناسان بالینی کودک ارائه دهنده خدمات بهداشتی محسوب می شوند.

یک روانشناس متخصص کودک بیشتر در محیط های پزشکی کار می کند و  روانشناسان کودک ممکن است در مراکز سرپایی، سازمان های دولتی یا بیمارستان ها کار کنند و برخی از آن ها در عمل خصوصی هستند.

روانشناسی کودک چیست؟

روانشناسی کودک یک حوزه وسیع است که شامل چگونگی تغییر افراد در هنگام رشد از بدو تولد تا بلوغ است و سعی در توضیح چگونگی وقوع این تغییرات مهم دارد.

از آنجا که روانشناسی کودک بسیار گسترده است و سعی در پاسخگویی به بسیاری از سوالات دارد، محققان و پزشکان معمولاً توسعه را به مناطق خاصی تفکیک می کنند. به طور کلی اینها تمایل دارند که بر روی رشد جسمی، شناختی (تفکر، یادگیری، حافظه و غیره) و رشد اجتماعی و عاطفی کودکان ترسیم شوند. روانشناس متخصص کودک تلاش می کند تا از جنبه های رشد کودک از جمله نحوه یادگیری، تفکر، تعامل و واکنش احساسی کودکان به اطرافیان، پیدا کردن دوستان، درک احساسات و شخصیت ها، خلق و خو و مهارت های خود در کودکان درک کنند.

بهترین دکتر روانشناس در تهران

کودکان معمولاً به نقاط عطف رشد می رسند و این نقاط عطف منعکس کننده توانایی هایی مانند راه رفتن و صحبت است که توسط اکثر کودکان در سنین مشابه به دست می آید. از جمله ما علاقه مندیم که سعی کنیم چگونگی رسیدن کودکان به این نقاط عطف و عوامل فردی، اجتماعی و فرهنگی را در چگونگی رشد ما تحت تأثیر قرار دهند.

آموزش و تربیت روانشناس متخصص کودک

روانشناسی کودک از زیرمجموعه های روانشناسی بالینی است. افراد دکترای روانشناسی بالینی را دنبال می کنند و آن ها قبل از دریافت مدرک دکترا یک سال کارورزی می کنند. پس از فارغ التحصیلی آن ها قبل از دستیابی به مجوز کامل، یک سال اضافی را تحت نظارت تمرین می کنند.

دانشگاه گرند کانیون (GCU) آمریکا انواع برنامه های کارشناسی ارشد را در روانشناسی ارائه می دهد که براساس استانداردها و توصیه های تنظیم شده توسط انجمن روانشناسی آمریکا با تأکید بر موارد زیر تأکید شده است: روانشناسی پزشکی قانونی، روانشناسی عمومی، روانشناسی روانشناسی، روانشناسی سلامت، روانشناسی عوامل انسانی، روانشناسی صنعتی و سازمانی و مربیگری زندگی.

روانشناس متخصص کودک چه کاری انجام می دهد؟

روانشناسی کودک به درمان طیف گسترده ای از مسائل و اختلالات مربوط به کودکان و خانواده های آن ها اشاره دارد. روانشناساکه در درجه اول با کودکان کار می کنند آزمایشات را اننی جام می دهند، تحقیق می کنند و در جلسات درمانی با افراد، خانواده ها و گروه ها شرکت می کنند. روانشناسان کودک در کارهای خصوصی، مدارس، بیمارستان ها و سازمان های دولتی کار می کنند.

اختلالات عاطفی، ذهنی و رفتاری که بر کودکان تأثیر می گذارد ، غالباً متفاوت از بزرگسالان درمان می شوند. به طور معمول یک روانشناس متخصص کودک برای جلب اعتماد و صحبت صریح با یک مشتری خردسال به صورت فردی به فرد کار می کند. در بسیاری از موارد مراقبین کودک یا سایر افراد مهم (به عنوان مثال معلم، متخصص اطفال) در روند درمان نقش دارند.

برخی از روانشناسان کودک در محیط های بالینی که مستقیماً با مشتری های خود کار می کنند تمرین می کنند. سایر روانشناسان کودک در موقعیت های تحقیقاتی در داخل موسسات دانشگاهی، دولتی یا خصوصی کار می کنند. برخی از روانشناسان کودک که در مدارس کار می کنند بر چگونگی تأثیر اختلالات رفتاری و روانی بر یادگیری متمرکز هستند. آن ها ممکن است به دانش آموزان کمک کنند تا مشکلات خود را برطرف کنند برنامه های عملکردی را پیاده سازی و مشاوره ای برای معلمان و سرپرستان ارائه دهند. روانشناسان کودک هدف نهایی را برای هماهنگی مراقبت و بهبودی کودکان مبتلا به این اختلالات دارند.

 

روانشناسی تربیتی چیست؟

روانشناسی تربیتی

روانشناسی تربیتی یکی از قدیمی ترین شاخه های این رشته است که ریشه آن حداقل به دوران افلاطون باز می گردد. افلاطون معتقد بود که یادگیری بر اساس توانایی ذاتی ذهن برای دریافت اطلاعات و قضاوت درباره ارزش فکری و اخلاقی آن است.

ارسطو (شاگرد برجسته افلاطون۹ تأکید کرد که چگونه یادگیری شامل ایجاد انجمن هایی مانند جانشینی در زمان، همسایگی در فضا و شباهت ها و یا تقابل ها است.

متفکران بعدی توجه زیادی به یادگیری و فرایندهای حافظه، روش های مختلف آموزش و چگونگی بهینه سازی یادگیری اختصاص می دهند.

این متفکران مجموعاً مجموعه متنوعی از نظریه و عمل روانشناسی تربیتی را تشکیل داده اند و این موضوع جذاب همان چیزی است که در زیر بحث خواهیم کرد.

روانشناسی تربیتی چیست و چرا مهم است؟

روانشناسی تربیتی به مطالعه و بهبود یادگیری انسان در طول عمر در هر زمینه ای که رخ دهد اختصاص دارد.

چنین تنظیماتی نه تنها شامل مدارس بلکه همچنین محل کار، ورزش های سازمان یافته، آژانس های دولتی و انجمن های بازنشستگی است یعنی هر کجا که انسان ها به نوعی آموزش و یادگیری در آن مشغول باشند.

روانشناسی تربیتی به دلیل تمرکز در درک و ارتقا ظرفیت حیاتی انسان برای یادگیری مهم است.

تاریخچه روانشناسی تربیتی

همانطور که در بالا اشاره شد فیلسوفان اولیه یونان مانند افلاطون و ارسطو برای دانش واقعی و اخلاقی درگیر فرایند یادگیری بودند. با این حال فقط در اواخر تاریخ بود که روانشناسی تربیتی به عنوان یک حوزه در نوع خود متمایز از فلسفه ظهور کرد.

جان لاک (۱۶۳۲–۱۷۰۴) (فیلسوف و «پدر روانشناسی» تأثیرگذار بریتانیایی) ذهن انسان را به عنوان یک تبلور راسا (تخته خالی) توصیف کرد که هیچ دانش ذاتی و ذاتی نداشت اما فقط می توانست از طریق تجمع تجربیات یاد بگیرد.

یوهان هربارت (۱۷۴۱–۱۸۴۱) بنیانگذار روانشناسی تربیتی به عنوان یک حوزه متمایز شناخته می شود. وی بر علاقه به یک موضوع به عنوان یکی از ملفه های اساسی یادگیری تأکید کرد.

پنج مرحله رسمی یادگیری

  • مرور آنچه در حال حاضر شناخته شده است
  • پیش نمایش مطالب جدید برای آموختن
  • ارائه مطالب جدید
  • مرتبط کردن مطالب جدید با آنچه قبلاً شناخته شده است
  • نشان دادن چگونگی استفاده مفید از دانش جدید

ماریا مونته سوری (۱۹۵۲-۱۸۷۰) پزشک و مربی ایتالیایی بود که کار خود را با آموزش کودکان معلول و مستضعف آغاز کرد. وی سپس شبکه ای از مدارس را تأسیس کرد که با استفاده از رویکرد عملی، چند حسی و غالباً توسط دانش آموزان برای یادگیری به کودکان با هر زمینه ای آموزش می داد.

ناتانیل گیج (۱۹۱۷–۲۰۰۸) یک روانشناس آموزشی با نفوذ و پیشگام تحقیقات در زمینه آموزش بود. او در طول جنگ جهانی دوم در ارتش ایالات متحده آمریکا خدمت کرد، جایی که آزمایش های استعداد را برای انتخاب ناوبرهای هواپیما و اپراتورهای رادار توسعه داد. گیج در ادامه برنامه تحقیقاتی را توسعه داد که در پیشرفت علمی علمی تدریس بسیار موثر بود.

وی معتقد بود که پیشرفت در یادگیری بسیار به آموزش موثر بستگی دارد و نظریه قوی آموزش موثر باید شامل موارد زیر باشد:

  • روند تدریس
  • مطالبی که باید آموزش داده شود
  • توانایی ها و سطح انگیزه دانش آموزان
  • مدیریت کلاس

موارد فوق فقط نمونه ای از اندیشمندان تأثیرگذار است که به مرور زمان در زمینه روانشناسی تربیتی سهیم بوده اند.

۳ نظریه مشهور روانشناسی تربیتی

برای محاسبه چگونگی یادگیری انسان نظریه های مختلفی ارائه شده است. در زیر به برخی از ماندگارترین و نماینده ترین نظریه های مدرن پرداخته شده است.

  1. رفتارگرایی

رفتارگرایی یادگیری را برابر با تغییرات قابل مشاهده در فعالیت می داند (اسکینر ، ۱۹۳۸). به عنوان مثال ممکن است یک کارگر خط مونتاژ اسباب بازی را از قطعات یاد بگیرد و پس از ۱۰ جلسه تمرین کارگر می تواند بدون خطا در عرض ۶۰ ثانیه این کار را انجام دهد.

  1. شناخت گرایی

شناخت گرایی تا حدی از توسعه رایانه ها و یک مدل پردازش اطلاعات الهام گرفته شده است که تصور می شود برای یادگیری انسان قابل استفاده است (Neisser، ۱۹۶۷).

این امر همچنین تا حدی به عنوان واكنشی به محدودیت های درك شده از مدل رفتارگرایانه یادگیری كه تصور می شد برای فرایندهای ذهنی به حساب نمی آید توسعه یافت.

در شناخت گرایی یادگیری زمانی اتفاق می افتد که اطلاعات دریافت، مرتب، در حافظه نگه داشته شده و برای استفاده بازیابی شود.

  1. ساختارگرایی

سازه گرایی معتقد است که از کودکی به بعد انسان در مراحل پی در پی یاد می گیرد (پیاژه ، ۱۹۵۵).

در این مراحل ما مفاهیم اصلی یا طرحواره های واقعیت خود را با تجربیات موجود در جهان مطابقت می دهیم و برنامه های خود را متناسب با آن تنظیم می کنیم.

اگر به دنبال یک روانشناس خوب هستید ما دکتر شهرزاد رشن را به شما پیشنهاد می کنیم.

روانشناس متخصص وسواس

روانشناس متخصص وسواس

روانشناس متخصص وسواس:

در ابتدا می خواهیم انواع درمان هاس وسواس را توضیح دهیم:

درمان روانشناختی برای اختلال وسواسی-اجباری توسط روانشناس متخصص وسواس

هم پژوهشگران و هم ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی درمان روانشناختی را به عنوان درمانی موثر برای کاهش فراوانی و شدت نشانگان اختلال وسواس اجباری می شناسند. روان درمانی موثر برای این اختلال بر ایجاد تغییراتی در رفتار و/یا افکار، که گاهی اوقات شناخت نیز نامیده می شوند، تاکید دارد.

روی هم رفته، رفتاردرمانی ها و درمان های شناختی به نظر هم در بزرگسالان و هم کودکان مبتلا به اختلال وسواس اجباری حتی از داروها نیز موثرترند. در صورت اقتضا، رفتار درمانی و درمان شناختی توسط روانشناس متخصص وسواس برای اختلال وسواس اجباری را می توان با دارو درمانی ترکیب نمود تا به بهترین نتایج ممکن دست یافت.

رفتاردرمانی توسط روانشناس متخصص وسواس

گرچه انواع مختلفی از رفتار درمانی ها برای درمان اختلال وسواس اجباری وجود دارند، اما تمرکز بیشتر این درمانها بر این است که بیمار را در معرض چیزهایی قرار دهند که بیش از همه از آنها ترس دارند. این مواجهه باعث می شود که فرد فرصتی داشته باشد تا اطلاعات جدیدی را کسب کند به این امید که بدترین ترس هایش را مردود بشمارد.

مواجهه و جلوگیری از پاسخ

یکی از معروف ترین و موثرترین اشکال رفتار درمانی برای اختلال وسواس اجباری مواجهه و جلوگیری از پاسخ است (ERP)1.ERP مستلزم مواجهه فرد با اضطرابی است که باعث ایجاد وسواس ها در وی شده و سپس جلوگیری از استفاده از عادت ها برای کاهش آن اضطراب. این چرخه مواجهه و جلوگیری از پاسخ تا زمانی تکرار می شود که شما دیگر بواسطه وسواس یا اجبارهایتان اذیت نشوید.

مواجهه درمانی برای اختلال وسواس اجباری توسط روانشناس خوب در زمینه وسواس

گرچه انواع مختلفی از رفتار درمانی ها برای درمان اختلال وسواس اجباری وجود دارند، اما تقریباً همه آنها بر مواجهه شما با آن چیزهایی که بیش از همه از آنها می ترسید تمرکز دارند، مثل کثیفی ها یا یک فکر ناراحت کننده.

در عین حال که رفتاردرمانی ها می توانند بسیار موثر باشند، فقط دو سوم بیماران درمانشان را تکمیل می کنند. اغلب اوقات این اتفاق بدین خاطر می افتد که بیماران تمایلی برای تجربه کردن پریشانی و ناراختی شدیدی که با تمرین های مواجهه ای همراه هستند، ندارند. به علاوه، و شاید از همه مهمتر اینکه، خیلی از بیماران دلیل و منطقی که در پس درمان های مبتنی بر مواجهه نهفته اند را درک نکنند و لذا در تبعیت از آن وقتی شرایط سخت می شوند مشکل دارند. درک مواجهه درمانی می توانند به بهبود احتمال میزان موفقیت کمک کند.

خوگیری: ستون اصلی مواجهه درمانی

درمان های مبتنی بر مواجهه از یک فرایند طبیعی بنام خوگیری استفاده می کنند. خوگیری زمانی اتفاق می افتد که یک شخص یا تکرار مواجهه، دست از پاسخ دادن یا توجه به یک محرک بر می دارد مانند یک فکر، یک شیء، مکان، شخص یا عمل.

زندگی روزمره پر است از نمونه هایی از خوگیری. به عنوان مثال، وقتی افراد برای اولین بار به محله ای جدید می روند، ممکن است از سروصداهای یک بزرگراه شلوغ که از نزدیکی خانه شان عبور می کند عصبی شوند. با این حال، هر روزی که می گذرد، سروصدای ناشی از بزرگراه در پس زمینه ذهنشان محو می شود تا اینکه دیگر توجهی به آن نمی کنند. در این مثال، شخص به صدای بزرگراه عادت کرده یا خو می گیرد.

اجتناب باعث تقویت ترس می شود

در عین حال، درمان های مبتنی بر مواجهه باعث کاهش اجتناب می شوند، که خود این اجتناب می تواند افکار ترسناک را تقویت کند. این موضوع بدان خاطر اهمیت دارد که اجتناب از چیزهایی که ما از آنها می ترسیم یه پیام قوی به مغز ما می فرستد که دلیل خوب و موجهی برای ترسیدن از این چیزها وجود دارد و اینکه ما از مهارت های لازم برای مقابله با آنها برخوردار نیستیم. بیایید یک مثال واقعی را بررسی کنیم تا ببینیم که مواجهه چگونه باعث افزایش و ارتقاء خوگیری می شود.

نمونه ای از مواجهه

تصور کنید که از شما سگ می ترسید. حالا خودتان را در یک پیاده رو تصور کنید که یک نفر همراه با سگش دارد به سمت تان می آید. با نزدیک شدن سگ اضطراب شما شروع به افزایش خواهد کرد. اگر بدوید، اضطراب تان بلافاصله فروکش می کند اما شما به خودتان یاد می دهید که نمی توانید با سگ ها برخورد کنید یا آنها را مهار کنید، اینکه پریشانی یا اذیتی که سگ ها در شما ایجاد می کنند غیرقابل تحمل است و اجتناب تنها راه برای مصون ماندن از خطر است. اجتناب باعث می شود که شما برای همیشه از سگ ها بترسید، همانطور که هرگز فرصت اینکه این ترس را فراموش کنید و این باورها را به چالش بکشانید را به دست نخواهید آورد.

نمونه ای از خوگیری

از طرف دیگر، اگر نمی دویدید بلکه در عوض اجازه می دادید که سگ از کنارتان رد شود، اضطراب تان احتمالاً بیشتر از قبل می شد برای مدت زمانی طولانی تر از قبل. با این حال، به مرور زمان و به شرط اینکه آن سگ شما را گاز نگیرد، اضطراب تان از طریق روند طبیعی خوگیری کاهش خواهد یافت.

اگر به مدت یک ماه هر روز بدون هیچ سانحه ای با این سگ در پیاده رو مواجه شوید، مغزتان به فراموش کردن ترس از سگ ها ادامه داده و سطح اضطراب تان کاهش خواهد یافت. در عین حال، آن پریشانی و ناراحتی ای که تجربه می کردید سریع تر و سریعتر از بین خواهد رفت. در نهایت، وقتی با سگی مواجه می شوید دیگر هیچ پریشانی و ناراحتی ای را احساس نخواهید کرد. حتی ممکن است از گذران وقت با آن سگ لذت هم ببرید. و ظرف مدت کوتاهی، شما به سگ ها عادت خواهید کرد.

این درمان چقدر طول می کشد؟

ERP  معمولاً مستلزم ۱۵ تا ۲۰ جلسه مواجهه است که حدود ۹۰ دقیقه طول می کشد۲. این جلسات معمولاً در مطب روانشناس متخصص وسواس اتفاق می افتند، گرچه معمولاً از شما خواسته می شود که ERP را در خانه هم تمرین کنید.

گرچه برخی از درمانگران ترجیح می دهند کارشان را با مواجهه با ترسناک ترین محرک ها (که تکنیک غرقه سازی نامیده می شود) شروع کنند، برخی دیگر ترجیح می دهند که رویکردی تدریجی تر را اتخاذ کنند. مثلاً، عجیب نیست که ببینیم بعضی از درمانگران ERP را صرفاً با فکر کردن به مواجه شدن با چیزهایی که بیش از همه از آنها می ترسند شروع کنند.

معایب و ایرادات

گرچه رفتاردرمانی برای حدود دو سوم افرادی که درمان را تکمیل می کنند بسیار موثر است، اما این روش چندین ایراد دارد:

  • رفتاردرمانی شامل رویارویی شما با بدترین ترس هایتان است۳. خیلی از بیماران قبل از تکمیل درمان دیگر ادامه نمی دهند.
  • رفتار درمانی کار سختی است و نیازمند انجام تکالیفی است که فرد باید بین جلسات در منزل انجام دهد.
  • رفتاردرمانی ممکن است آنقدرها برای افرادی که وسواس هایی را عمدتاً بدون اجبار تجربه می کنند موثر نباشد.
  • رفتاردرمانی می تواند پرهزینه باشد، گرچه بیمه ممکن است تمام یا بخشی از هزینه درمانی اش را متقبل شود.

شناخت درمانی

شناخت درمانی برای اختلال وسواس اجباری مبتنی بر این ایده است که افکار یا شناخت های تحریف شده علت وسواس ها و اجبارهای مضر بوده و آنها را حفظ می کنند. به عنوان مثال، گرچه اکثر افراد گزارش می کنند که افکار مزاحم، و اغلب عجیب و غریبی را هر روز تجربه می کنند، اما اگر شما دچار اختلال وسواس اجباری باشید ممکن است اهمیت یا خطر همراه با اینگونه افکار را باری خود بزرگنمایی کنید.حتی ممکن است معتقد باشید که با داشتن چنین افکاری، احتمال فکر، اتفاق یا عملی که می ترسید اتفاق بیفتد یا درست باشد را افزایش می دهید.

تفکر جادویی

اگر شما اختلال وسواس اجباری دارید، ممکن است در مورد اینکه چقدر در خصوص اتفاق افتادن یک رویداد فاجعه آمیز مسئول هستید تا حد زیادی بزرگنمایی و اغراق کنید و شاید حتی احساس کنید که اقداماتی را برای پیشگیری از آن انجام داده اید. به عنوان مثال، ممکن است نیاز مبرم غیرقابل کنترلی را برای شمردن یا منظم کردن یک شیء خاص یا پیشگیری از سقوط یک هواپیما تجربه کنید. البته، شمردن یا مرتب کردن یک شئ بخصوص نمی تواند احتمالاً تاثیری بر این داشته باشد که آیا سقوط هواپیما اتفاق می افتد یا نه. این الگوی فکری غیرمنطقی اغلب تفکر جادویی نامیده می شود.

همچنین، شناخت درمانی اغلب عناصری از رفتاردرمانی را هم تلفیق می کند. به عنوان مثال، درمانگر شما ممکن است شما را وادار کند که بعضی از گزینه های احتمالی ای که از طریق مواجهه درمانی به ذهن تان می رسد را هم امتحان کنید.

یک روانشناس متخصص وسواس توضیح می دهد که:

وسواس فکری عملی اختلالی روانی است که با افکار سرزده (وسواس) تولید می شود که باعث ایجاد ناآرامی، دلهره، ترس یا نگرانی می شود و با تکرار رفتارها یا تشریفات (اجبارها) با هدف کاهش اضطراب همراه است.افراد مبتلا به به این مشکل ممکن است فقط وسواس یا ترکیبی از وسواس و اجبار داشته باشند. برای درمان این بیماری باید به یک روانشناس متخصص وسواس مراجعه نمود.

وسواس به عنوان افکار و اصرارهای مداوم، غیر عمدی و ناخواسته توصیف می شود که بسیار مزاحم، ناخوشایند و ناراحت کننده هستند. وسواس های متداول شامل نگرانی در مورد میکروب و آلودگی، تردیدها (برای مثال آیا لامپ را خاموش کردم؟)، نظم و تقارن  و اصرارهایی که تهاجمی هستند یا هوس باز معمولاً فرد می داند که چنین افکار و عقاید غیر منطقی است و بنابراین سعی می کند آن ها را سرکوب یا نادیده بگیرد اما انجام این کار بسیار دشوار است.

اجبار:

رفتارهایی است که فرد برای کاهش اضطراب ناشی از افکار وسواسی انجام می دهد. این رفتارها معمولاً شامل رفتارهایی مانند شستن مکرر و گسترده دست ، تمیز کردن ، چک کردن (به عنوان مثال اطمینان از خاموش بودن اجاق گاز) ، شمارش موارد ، احتکار یا ترتیب (به عنوان مثال صف کشیدن تمام مداد ها به روش خاص) است. آن ها همچنین ممکن است شامل اعمال ذهنی مانند شمردن، دعا کردن یا خواندن چیزی برای خود و همچنین تشریفات عصبی مانند لمس دستگیره یا باز و بسته شدن درب به تعداد مشخص قبل از خارج شدن از اتاق باشد. این اجبارها می تواند بیگانه و زمانبر باشد و غالباً موجب پریشانی شدید عاطفی ، بین فردی و حتی مالی شود. توانایی تسکین استرس آن ها اغلب موقتی است و افراد ممکن است در تبدیل یک کار به وظیفه دیگر با مشکل روبرو شوند.

اعمال کسانی که دچار وسواس (OCD) هستند ممکن است پارانوئید و به طور بالقوه روان پریش یا جدا از واقعیت به نظر برسد. با این حال مبتلایان به OCD وسواس و اجبارهای خود را غیر منطقی می دانند.

 

درمان وسواس (OCD) با کمک روانشناس متخصص وسواس

مولفه رفتاری مراکز OCD بر رفتار اجباری متمرکز است و برای مبتلایان به وسواس اجبارها دو ویژگی دارند.

اولاً ، اجبارها ماهیتی تکراری دارند و مبتلایان معمولاً مجبور به تکرار رفتاری می شوند به عنوان مثال تکرار شستن دست.

ثانیاً ، از اجبارها برای کنترل یا کاهش اضطراب استفاده می شود به عنوان مثال شستن بیش از حد دست ها ناشی از ترس بیش از حد از میکروب ها و باکتری ها است و بنابراین یک پاسخ مستقیم به وسواس است.

 

ویژگی های احساسی در وسواس

ویژگی های احساسی و عاطفی وسواس عمدتا با اضطراب مشخص می شود که ناشی از وسواس است با این حال برخی از مبتلایان به وسواس (OCD) نیز افسردگی را تجربه می کنند.

وسواس فکری و عقاید مداوم و یا ممنوع است که باعث بروز سطح بالایی از اضطراب در مبتلایان به وسواس می شود.

علاوه بر این OCD اغلب می تواند به افسردگی منجر شود زیرا اضطراب تجربه شده اغلب می تواند باعث خلق و خوی کم و از دست دادن لذت از فعالیت های روزمره شود زیرا فعالیت های روزمره توسط افکار وسواسی و اجبارهای تکراری قطع می شود.

ویژگی های شناختی در وسواس

افکار وسواسی اصلی ترین ویژگی شناختی اختلال وسواس فکری است. نمونه هایی از افکار تکرار شونده عبارتند از:

  • ترس از آلودگی توسط خاک یا میکروب ها
  • ترس از ایمنی با گذاشتن درها یا پنجره ها
  • ترس مذهبی از غیراخلاقی بودن کمال گرایی
  • ترس از بهترین نبودن

برای مبتلایان به وسواس این افکار بارها و بارها اتفاق می افتد.

برخی از مبتلایان به OCD استراتژی های شناختی را برای مقابله با وسواس خود اتخاذ می کنند. به عنوان مثال مبتلایان به وسواس مذهبی ممکن است بارها و بارها نماز بخوانند تا احساس بی اخلاقی خود را کاهش دهند. علاوه بر این مبتلایان به OCD می دانند که وسواس و اجبار آن ها غیر منطقی است و توجه انتخابی را به سمت محرک های ایجاد کننده اضطراب تجربه می کنند.

علت شناسی وسواس با کمک روانشناس متخصص وسواس

دانشمندان به طور كلی معتقدند كه هر دو عامل روانشناختی و بیولوژیكی در ایجاد این اختلال نقش دارند هرچند اختلاف نظر در مورد اینكه بیشتر نقش دارد وجود دارد. روانشناسی تکاملی نشان می دهد که برخی وسواس ها ممکن است در یک برهه از جمله موارد نظیر بهداشت اجباری، کنترل آتش در آتشدان، احتکار وسایل یا نظارت بر محیط برای دشمنان سودمند بوده باشد.

برای درمان وسواس می توانید به بهترین روانشناس تهران (دکتر رشن) مراجعه نمایید.

روانشناس متخصص ترک اعتیاد

روانشناس متخصص ترک اعتیاد

روانشناسی اعتیاد بیشتر شامل رشته های روانشناسی بالینی و روانشناسی غیرطبیعی است و کاربرد اطلاعات بدست آمده از تحقیقات را در تلاش برای تشخیص، ارزیابی، معالجه و پشتیبانی مناسب از بیمارانی که اعتیاد دارند صرف می کند. در طول روند درمان، روانشناس متخصص ترک اعتیاد رفتارهایی را تشویق می کند که باعث ایجاد سلامت و انعطاف پذیری عاطفی در برابر مشکلات جسمی، روحی و عاطفی آن ها می شود.

اساس اعتیاد بحث برانگیز است و افراد حرفه ای آن را به عنوان یک بیماری یا انتخاب می دانند. نوعی اعتیاد بیماری و نوعی دگیر انتخاب اعتیاد می باشد. محققان استدلال می کنند که روند اعتیاد مانند مدل بیماری است که اندام هدف آن مغز، نوعی نقص و علائم بیماری است.

اعتیاد چیست؟

اگر بخواهیم سراغ آنتیک ترین تعریف متخصصان روانشناسی نسبت به واژه اعتیاد بپردازیم این است که شخص معتاد عاجز از کنترل خودش می باشد.فرد معتاد می خواهد رای ممتنع بگیرد اما آن ها نمی توانند در برابر وسوسه مقاومت کنند و معتادان کنترل اعمال خود را از دست می دهند. مشاهده می شود که یک معتاد با اعتیاد خود که مایل به پرهیز است مبارزه می کند و بر اعمال خود کنترل می کند.

اعتیاد چیست

روانپزشک متخصص ترک اعتیاد کیست؟

روانپزشک اعتیاد یک پزشک است که در زمینه درمان افرادی که دارای مشکلات اعتیادی و بهداشت روان هستند در درجه اول با داروهایی مانند داروهای ضد افسردگی، داروهای ضد روان پریشی و داروهایی که به درمان شرایط زمینه ای بهداشت روان و مشکلات همزمان کمک می کنند تخصص دارد. در حالی که بسیاری از روانپزشکان وجود دارند که داروها را زیاد تجویز نمی کنند و در عوض بیشتر روی درمان تمرکز دارند اکثر روانپزشکان داروها را مدیریت می کنند و از نزدیک با روانشناسان و سایر درمانگران که درمان گفتاردرمانی را ارائه می دهند همکاری می کنند.

از همه مهمتر یک روانپزشک اعتیاد آموزش ویژه ای در زمینه تجویز دارو برای کمک به افرادی که با استفاده از مواد خود دست و پنجه نرم می کنند دارد. وقتی می خواهید ماهیت رابطه خود را با مواد مخدر و الکل تعیین کنید و با در نظر گرفتن تغییرات رفتاری کار با یک روانپزشک اعتیاد و نه فقط یک روانپزشک عمومی مهم است. یک روانپزشک اعتیاد می تواند داروهایی برای کمک به شما در سم زدایی یا ترک اعتیاد به مواد مخدر و الکل تجویز کند و همچنین می تواند داروهایی برای کمک به شما در ولع مصرف تجویز کند که می تواند عود بیماری را جلوگیری کند.

روانشناس متخصص ترک اعتیاد کیست؟

یک روانشناس متخصص ترک اعتیاد متخصص بهداشت روان آموزش دیده ای است که می تواند به شما کمک کند نقشی را که اعتیاد در زندگی شما بازی می کند کشف کنید. یک روانشناس متخصص ترک اعتیاد می تواند به شما کمک کند تا از افکار، احساسات و رفتارهای خود آگاهی بیشتری کسب کنید و از طریق رویکردهای درمانی مانند درمان شناختی رفتاری، مصاحبه انگیزشی، پیشگیری از عود مبتنی بر ذهنیت و … را برای مقابله با مشکلات را به شما می آموزد.

علاوه بر این روانشناسان ترک اعتیاد به شما اجازه می دهند تا از طریق یک مشکل صحبت کنید و به شما کمک می کنند تا به اصل موضوع بپردازید تا بتوانید تغییرات لازم را ایجاد کنید که زندگی شما را برای مدت طولانی بهبود می بخشد و نه فقط یک باند را روی یک زخم اصلی قرار دهید.

سایر متخصصانی که می توانند در ترک اعتیاد کمک کنند

انواع دیگری از درمانگران اعتیاد علاوه بر روانشناس متخصص ترک اعتیاد وجود دارد که ممکن است مفید باشد از جمله مددکاران اجتماعی و مشاوران حرفه ای مجاز. مددکاران اجتماعی ممکن است کارشناسی ارشد یا دکترا داشته باشند در حالی که مشاوران حرفه ای دارای مجوز ممکن است فقط در سطح کارشناسی ارشد تحصیل کنند هر چند هر دو در درجات مختلف در زمینه های بهداشت روان آموزش دیده اند. به ویژه مددکاران اجتماعی در زمینه به دست آوردن بهترین خدمات پشتیبانی آژانس اجتماعی آموزش دیده اند و آن ها تمایل دارند که برای درمان مسائل بهداشت روان رویکردی اجتماعی و شبکه ای داشته باشند.

روان درمانگران ممکن است هر یک از درجات فوق را داشته باشند یا اصلاً نداشته باشند. روان درمانگر گاهی اوقات برای کسی که گفتگو درمانی می کند جذاب است اما ممکن است درمانگر مطابق با استانداردهای درجه یا گواهینامه حرفه ای دیگر آموزش کافی نبیند یا نباشد. به عنوان مثال یک روانپزشک یا روانشناس متخصص ترک اعتیاد ممکن است خود را روان درمان توصیف کنند اما یک مربی بهبودی یا جو شمو نیز می تواند به این دلیل که از زمان برق گرفتگی در هنگام تلاش برای تعمیر درب گاراژ “مشاور معنوی” بوده است. همانطور که گفته شد بسیاری از روان درمانگران آموزش جامع می بینند اما مهم این است که شما تجربه، آموزش و مدارک و مدارک آن ها را همانطور که باید با هر درمانگر دیگری بررسی کنید.

برای درمان بیماری اعتیاد و ترک اعتیاد می توانید به بهترین روانشناس تهران مراجعه نمایید.

روانشناس متخصص پانیک

روانشناس متخصص پانیک

پانیک شدیدترین حالت اضطراب است و فردی که دچار پانیک می شود ممکن است احساس وحشت، گیجی یا رفتار غیر منطقی داشته باشد و غالباً در نتیجه یک تهدید قابل درک به عنوان مثال یک فاجعه طبیعی یا احتمال سقوط هواپیما بروز می کند. اختلال پانیک وضعیتی است که با ترس از تجربه حمله پانیک به خصوص در مکان های عمومی مشخص می شود. برای درمان این بیماری حتما باید با یک روانشناس متخصص پانیک صحبت کرد.

درک حملات پانیک

حمله پانیک به طور ناگهانی بروز می کند و معمولاً فقط مدت کوتاهی (۵ تا ۳۰ دقیقه) دوام می آورند و ممکن است فقط یک بار در طول زندگی یا به دفعات چندین بار در روز رخ دهند. حملات غالباً محرک واضحی هستند (به عنوان مثال یک رویداد، مکان، شخص یا حافظه ترسناک) اما ممکن است بی دلیل نیز به نظر برسد اگرچه بیشتر درمانگران معتقدند حملات پانیک به طور کلی توضیحی دارد که می توان به کمک روانشناس متخصص پانیک آن را کشف کرد.

درک حملات پانیک

روانشناس خوب در تهران

علت ایجاد حملات پانیک روشن نیست اما اعتقاد بر این است که برخی افراد ممکن است زمینه ژنتیکی ابتلا به وحشت را داشته باشند و برخی عوامل استرس زا در زندگی نیز می توانند با ایجاد این مشکل در ایجاد آن سهیم باشند. همچنین می تواند به دلیل شرایط پزشکی مانند افتادگی دریچه میترال، پرکاری تیروئی ، افت قند خون یا ترک دارو ایجاد شود. استفاده از محرک هایی مانند آمفتامین، کوکائین و کافئین نیز می تواند منجر به بروز حملات پانیک در برخی از افراد شود.

پانیک که اغلب ترسناک و ناراحت کننده است می تواند ترس و ناراحتی ناگهانی و شدید ایجاد کند و همچنین از نظر جسمی شدید و طاقت فرسا باشد. حملات پانیک معمولاً شامل برخی از احساسات و تجربیات زیر است:

لرزیدن
تنگی نفس و احساس خفگی
تپش قلب و درد قفسه سینه
حالت تهوع، سرگیجه و غش کردن
بی حسی در اندام ها
افکار ترسناک به ویژه در مورد مرگ
بی قراری شدید
قدم زدن
تنش در عضلات
احساس جدا شدن از بدن

به طور کامل تری می توان گفت:

نشانگان حمله پانیک  شامل نشانگان مکرر است که:

برای اینکه بتوان دوره‌ای را تحت عنوان حمله پانیک طبقه بندی کرد، شخص باید ظرف چند دقیقه به اوج نشانگانی‌اش برسد. و باید حداقل چهار نشانگان زیر را نیز تجربه کند.

لرزش یا تکان‌های شدید

لرزش، تکان‌های شدید، و رعشه‌ها نشانگان اصلی بسیاری از اختلالات اضطراب هستند و همچنین نشانگانی که می‌توانند در طول حمله پانیک روی بدهند.

یک روانشناس متخصص پانیک اشاره می کند که در طول حمله پانیک ممکن است ابتدا حس کنید دستان یا انگشتانتان شروع به لرزیدن می‌کنند و نگه داشتن اشیاء کوچکی مثل خودکار، قاشق چنگال یا گوشی هم برایتان سخت شود. بعد ممکن است این لرزش افزایش یافته و به لرزش کل بدنتان تبدیل شود و باعث شود که ایستادن برایتان سخت شود.

این باور وجود دارد که لرزشی که در طول حمله پانیک روی می‌دهد واکنش شدید سیستم اعصاب سمپاتیک است، یا به عبارتی بخشی از پاسخ ستیز یا گریز. به محض اینکه عضلات برای شروع گریز یا دور شدن و فرار از موقعیت محرک منقبض و سفت شوند، فرد نوعی تیرکشیدن یا رعشه را تجربه می‌کند.

بی حسی و مورمورشدگی

پارستزیاس یا احساس مورمورشدگی شدید در طول حمله پانیک روی می‌دهد. احتمال اینکه شما این حالت را به صورت بی حسی، یا سوزن سوزن شدگی در برخی مناطق خاص هم احساس کنید زیاد است، مانند لبها، صورت، انگشتان، بازوها، پاها و ران‌هایتان.

مورمورشدگی هم یک نشانه دیگر پانیک است که بخاطر محاسبه غلط پاسخ تکاملی گریز یا ستیز روی می‌دهد. در طول این پاسخ، خون به شدت به سمت اندام‌های مهمی مانند قلب، ریه‌ها و اندام‌های مرکزی حرکت می­کند. این اتفاق می‌تواند باعث شود که خون به بخش‌های نه چندان مهم بدن در برخی مناطق انتهایی و دور بدنتان نرسد و بعد شما در همان قسمت ها احساس مورمور شدن کنید. ممکن است تغییرات متابولیکی دیگر هم باشند که به عنوان بخشی از حملات پانیک اتفاق بیفتند که به این نشانگان کمک کنند.

احساس لرز و سردی یا گر گرفتن

خیلی‌ها هم می­گویند در طول حمله پانیکشان حس­های حرارتی را نیز تجربه می‌کنند، از جمله لرز و سرما یا گرگرفتگی. سازوکارهای فیزیولوژیکی­ای که دلیل این اتفاق هستند به طور کلی شناخته شده نیستند، هرچند یک نظریه در این باره می­گوید که این اتفاق حاصل پاسخ گریز یا ستیز است.

گرچه در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ویرایش پنجم یا DSM-5، گرگرفتگی‌ها به عنوان نشانگان حمله پانیک اضافه شده‌اند، اما تحقیقات نشان می‌دهند که گاهی اوقات پانیک می‌تواند در واقع پاسخی به یک گرگرفتگی باشد.

این موضوع شاید در مورد افرادی که یائسه هستند رخ بدهد، وقتی گرگرفتگی اغلب حاصل قطع هورمون‌ها باشد. تجربه یک گرگرفتگی ناگهانی باعث احساس ناراحتی و وحشت می‌شود، و در واقع ممکن است خود این گرگرفتگی می­تواند باعث ایجاد حمله پانیک شود.

تعرق

تعرق یکی از نمودهای جسمانی حملات پانیک است. سرد و خیس شدن کف دستها، همراه با تعرق زیر بغل، کمر، یا شقیقه‌ها نشانه‌های معمول حملات پانیک و بسیاری از اختلالات اضطراب هستند. گاهی اوقات تشخیص حمله پانیک در اشخاص دیگر سخت است، زیرا بسیاری از این نشانه‌ها از درون تجربه و احساس می‌شوند. با این حال، اگر دیدید کودک، نوجوان، یا فرد بزرگسالی بیش از حد عرق می‌کند، خواه روی پیشانی‌اش باشد یا روی پیراهنش، در صورتیکه هیچ علت محیطی یا جسمانی مشخصی برای توضیح آن وجود نداشته باشد، احتمال دارد که فرد دچار حمله پانیک شده باشد.

تهوع در پانیک

تهوع یکی دیگر از نشانه‌های رایج حمله پانیک است. در موارد نادر، تهوع ممکن است منجر به استفراغ شود هرچند این مورد زیاد رایج نیست. این احساس تهوع ممکن است نشئت گرفته از احساس دلشوره ای باشد که اغلب افرادی که دچار اضطراب هستند آنرا توصیف می‌کنند. این اتفاق در واقع بخاطر پاسخ ستیز یا گریز روی می­دهد وقتی بدن آدرنالین بیش از حدی را تولید می‌کند که می‌تواند باعث شود شما حالتان بد شده و احساس تهوع کنید.

تپش قلب

تپش قلب و ضربان شدید قلب یا ضربان غیرعادی قلب نشانه‌های دیگر حمله پانیک هستند. این احساس که انگار قلبتان می‌خواهد از سینه بیرون بزند یا احساس طپش قلب غیرعادی، می‌تواند تجربه‌ای ترسناک باشد که ممکن است باعث تشدید حمله پانیک­تان شود.

مثل تقریباً همه نشانه‌های حمله پانیک، ضربان نامنظم قلب به پاسخ گریز یا ستیز مربوط می‌شود. وقتی بدنتان شروع به تلمبه کردن خون به اندام‌های مهم و گروههای عضلانی بزرگ برای کمک به فرار و گریزتان می‌کند، قلب شما شدیدتر می زند.

تنگی نفس 

راهنمای تشخیصی آماری اختلالات روانی ویرایش پنجم تنگی نفس یا احساس خفنگی یا نفس تنگی را جزو نشانه‌های حمله پانیک ذکر می‌کند. این نشانه‌های تنفسی همچنین می‌توانند به صورت ژرف دمی هم بروز کنند.

کشیدن نفس‌های عمیق از ته دیافراگم می‌تواند به بدن شما و تنظیم دوباره تنفستان کمک کند. یک مزیتش این است که تنفس عمیق همچنین باعث فعالسازی سیستم اعصاب سمپاتیک می‌شود، پاسخ ستیز و گریز بدن را آرام می‌سازد و احساس اضطراب را کاهش می‌دهد.

سرگیجه

سرگیجه یکی از نشانه‌های رایج حملات پانیک است که باید از آن آگاه باشید. در برخی موارد، این حالت می‌تواند بعد از نفس‌های کوتاه و تنگی نفس روی بدهد (که بر شیمی بدنتان تأثیر می‌گذارد).

اگر سرگیجه ناگهانی و شدید را تجربه می‌کنید، باید حتماً جای امنی برای نشستن پیدا کنید. حمله پانیک به خودی خود خطرناک نیست، ولی احتمال غش کردن و صدمه دیدن بعد از سرگیجه زیاد است.

اگر از کودکی مراقبت می‌کنید که بخاطر حمله پانیک احساس سرگیجه و منگی می‌کند، او را بنشانید و سرشان را بین ران‌هایش قرار دهید. اگر احساس غش می‌کند، خواباندن او و  بالا بردن پاهایش می‌تواند به تنظیم فشار خونش و کاهش احساس غش کمک کند. همین مراحل می‌توانند به افرادی که این نشانه‌ها را تجربه می‌کنند از همه گروههای سنی کمک کنند.

حمله پانیک به چه صورت است؟

حمله پانیک می‌تواند تجربه ترسناکی باشد. در یک لحظه افراد احساس بدی پیدا کرده و توانایی کنترل خود را به طور کامل از دست می‌دهند. افراد برای توصیف حملات پانیک شان از کلمات و عبارت‌هایی اینچنینی استفاده می‌کنند: حس خردن شدن، تپش، حس مرگ، پرت شدن حواس، و کمبود هوا.

حتی اگر حمله پانیک در کل فقط چند دقیقه طول بکشید، اما می‌تواند تأثیر ماندگاری از خود برجا بگذارد. خیلی از افراد حملات پانیکشان به حدی تشدید می‌شود که رویه‌های معمول زندگی‌شان به هم می‌خورد یا برای اجتناب از اینکه بازهم شاهد یک حمله دیگر باشند به خیلی جاها نمی‌روند یا با برخی افراد روبرو نمی‌شوند.

حملات پانیک نسبتاً شایع است و حدود ۳۰٪ افراد حداقل یک حمله وحشت در زندگی خود داشته اند. به دلیل شدت علائم جسمی بسیاری از افراد با اولین حمله پانیک خود تصور می کنند که دچار حمله قلبی شده اند و به بیمارستان می روند.

اگرچه به نظر می رسد حملات پانیک ناگهانی بروز می کند اما مردم گاهی اوقات می توانند آن را پیش بینی کنند. به عنوان مثال فردی که مبتلا به اختلال هراس است ممکن است هم حملات مورد انتظار را تجربه کند و هم حملات غیرمنتظره را تجربه کند. افرادی که سایر مشکلات اضطرابی یا استرس پس از سانحه دارند (PTSD) نیز ممکن است به طور منظم حملات پانیک را تجربه کنند.

درک اختلال پانیک با کمک روانشناس متخصص پانیک

حملات پانیک مکرر ممکن است منجر به تشخیص اختلال وحشت شود به ویژه هنگامی که فرد دچار اضطراب و نگرانی در بین حملات شود حداقل در یک ماه بعد از ترس از حمله مجدد در ترس مداوم یا تقریباً ثابت زندگی کند. این مشکل اغلب در عملکرد روزمره اختلال ایجاد می کند زیرا ممکن است فردی از همه موقعیت هایی که امکان حمله دارند جلوگیری کند. ترس از حملات پانیک ممکن است فرد را به سمت تغییر شغل سوق دهد زمان کمتری را برای انجام فعالیت های اوقات فراغت بگذراند و سلامتی عاطفی و جسمی را تجربه کند.

گاهی اوقات این ترس منجر به هراسی می شود مانند آگورافوبیا که ترس از قرار گرفتن در مکان های باز یا جمعیتی است که ممکن است فرد دچار حمله وحشت شود و نتواند کمک پیدا کند یا به راحتی فرار کند. در صورت عدم درمان بیماری، ترس شدید از حملات وحشت ممکن است منجر به آگورافوبیا شود. اعتقاد بر این است که آگورافوبیا در نتیجه حملات وحشت ایجاد می شود و ممکن است باعث شود فرد به طور کامل از خانه خارج شود.

چرا پانیک نگران کننده است؟(توضیح روانشناس متخصص پانیک)

حملات پانیک و اختلال پانیک تشخیص داده شده به عنوان یک بیماری بسیار قابل درمان در نظر گرفته می شود با این حال بسیاری از افراد ممکن است متوجه نشوند که یک بیماری واقعی دارند یا ممکن است ترس از مراجعه به درمان را داشته باشند به دلیل خجالت یا ترس از اینکه گفته می شود علائم آن ها فقط تصور می شود. برخی از افراد نمی دانند که چه عواملی باعث بروز علائم حمله وحشت می شوند و ممکن است از ترس حمله آسم یا حمله قلبی بارها و بارها به دنبال مراقبت های پزشکی باشند.

روانشناس متخصص افسردگی

روانشناس متخصص افسردگی

 روانشناس متخصص افسردگی:

نقش روانشناس متخصص افسردگی کمک به بهداشت روانی افراد و درمان افسردگی آن ها و همچنین سایر چالش های عمومی زندگی است که به دلیل این مشکل با آن مواجه می شوند. یک دکتر روانشناس متخصص افسردگی با رویکردهای مختلفی می تواند افسردگی مراجع را درمان کند، ازجمله رویکرد رفتاری، رویکرد شناختی رفتاری، رویکرد روانکاوی، رویکرد روان پویشی بلند مدت و یا کوتاه مدت و …

همه انسان ها در مواقعی دچار ناراحتی می شوند. اما افسردگی چیز دیگری است. افسردگی یک جور ناراحتی و یاس شدید است که روزها به طول می انجامد و  مانع از فعالیت های زندگی روزمره شده و حتی می تواند باعث درد جسمی نیز بشود. خوشبختانه افسردگی بسیار قابل درمان است.

افسردگی، که به اختلال افسردگی عمده یا افسردگی بالینی نیز معروف است، یکی از رایج ترین اختلالات روانی در ایالات متحده است.در سال ۲۰۱۴، طبق برآوردها بر اساس آمارهای موسسه ملی بهداشت روانی (NIMH) حدود ۱۵٫۷ میلیون فرد بزرگسال در امریکا-حدود ۷ درصد کل جمعیت بزرگسالان امریکا- حداقل یک دوره افسردگی عمده را تجربه کرده ­اند.

درمان افسردگی

افسردگی نشانه ضعف نیست. بلکه چیزی است که شما فقط می توانید بر آن غلبه کنید. افسردگی یک بیماری است که نیازمند درمان حرفه ای و تخصصی است. اما با درمان های درست و مناسب، افراد می توانند بهبود یابند.

داروهای ضدافسردگی می توانند برای کاهش نشانه های افسردگی در برخی افراد مفید باشند، بخصوص در افرادی که افسردگی شدید دارند. روان درمانی هم یک درمان موثر است، چه به تنهایی و چه همراه با داروها. مزایای روان درمانی شاید تاثیر ماندگاری داشته باشند که از افراد در مقابل بازگشت نشانه ها حتی بعد از پایان درمان نیز محافظت می کنند.

ملاقات با یک روانشناس در مورد افسردگی

روانشناسان مجاز متخصیین بسیار آموزش دیده سلامت روان هستند که در زمینه کمک به افراد برای بهبودی از افسردگی تجربه دارند. طبق مشاهدات، چند رویکرد مختلف نسبت به روان درمانی به بهبودی بیماران از افسردگی کمک می کنند، بخصوص کسانی که دارای افسردگی خفیف تا متوسط هستند. روان درمانی می تواند به افراد مبتلا به افسردگی کمک کند تا:

  • آن دسته از اتفاقات زندگی که در افسردگی شان نقش دارند را مشخص کنند و به آنها کمک می کنند تا روش هایی را برای تغییر، پذیرش یا سازگاری با آن موقعیت ها پیدا کنند.
  • اهداف واقع بینانه ای را برای آینده خود تعیین کنند.
  • فرایندهای تفکری تحریف شده یا رفتارهای غیرمفید یا غیر کمک کننده ای که در احساس ناامیدی و درماندگی شان نقش دارند را شناسایی کنند.
  • مهارت هایی را برای مقابله با نشانه ها و مشکلات شان توسعه داده و دوره های افسردگی شان را شناسایی کرده یا از آنها جلوگیری کنند.

روان درمانی برای درمان افسردگی

اغلب اوقات به روان درمانی گفتگودرمانی گفته می شود. رویکردهای مختلفی نسبت به روان درمانی وجود دارند. بسیاری از درمانگران در نوع خاصی از درمان برای افسردگی تخصص دارند، اما گاهی اوقات چندین رویکرد را با هم ترکیب می کنند تا یک درمان فردی شده تر را ایجاد کنند که مبتنی بر نیازهای درمانی خاص شما باشد.

از آنجاییکه بسیاری از انواع روان درمانی وجود دارند، مطالعه ای برای بررسی اینکه کدام درمان ها برای افسردگی از همه موثرترند انجام شد. محققان دریافتند که همه درمان های زیر نتایج خوبی را ارائه می کنند.

درمان بین فردی (IPT) و روانشناس متخصص افسردگی:

درمان بین فردی (IPT) نوعی درمان است که در آن بیماران یاد می گیرند تا روابط شان را با دیگران با بیان بهتر هیجانات و حل مشکلات شان به شیوه هایی سالم تر بهبود دهند. درمان بین فردی به بیماران کمک می کند تا اتفاقات مشکل ساز زندگی شان را حل کرده یا با آنها خودشان را تطبیق دهند، مهارت های اجتماعی را ایجاد کنند و روابط شان را سازماندهی کنند تا بتوانند حمایت از مقابله با نشانه های افسردگی و عوامل استرس زای زندگی را افزایش دهند.

در حقیقت می توان گفت درمان بین فردی مبتنی بر این ایده است که افسردگی می تواند با روابط ما مرتبط باشد. بنابراین، هدف این نوع درمان کمک به بهبود مهارت های ارتباطی شماست، مانند تبدیل شدن به یک ارتباط برقرارکننده بهتر و یادگیری نحوه رفع تعارضات. جلسات درمان بین فردی از لحاظ مدت زمانشان نسبتاً کوتاه هستند، و معمولاً ۱۲ تا ۱۶ هفته طول می کشند.

تعارض بین فردی  و حمایت اجتماعی ضعیف همچنین در احساس افسردگی نیز نقش دارند. درمان بین فردی با پرداختن به نقش های اجتماعی فعالی و تعاملات بین فردی بر این مسائل تمرکز دارد. در طول درمان، درمانگر معمولاً یک یا دو حیطه مشکل برای تمرکز بر آن را انتخاب می کند.

رویکرد رفتاری و روانشناس متخصص افسردگی:

یک دکتر روانشناس متخصص افسردگی که با رویکرد رفتاری کار می کند برای درمان مراجعین با مشکل افسردگی تمرکزش را بر روی رفتارهای آن ها می گذارد تا افکارشان. به طور مثال سعی می کند تا جای امکان رفتارهایی که باعث لذت فرد می شود را در زندگیش اضافه کند، البته این نکته مهم است که فرد افسرده یکی از ملاک هایش برای تشخیص افسردگی این است که از چیزی لذت نمی برد. اما یک روانشناس متخصص افسردگی سعی می کند آرام آرام و از رفتارهایی که انجام دادن آن ها برای فرد راحت تر است شروع کند.

در حقیقت فعالسازی رفتاری به شما یاد می دهد که:

چگونه هدف گذاری کنید و فعالیت هایی خوشایندتری را در سبک زندگی تان بگنجانید. هدف این درمان اجتناب از انزوا و افزایش تعاملات مثبتی است که شما با محیط تان دارید. با فعال شدن و شرکت در فعالیت های خوشایند و لذت بخش، نشانه های افسردگی تان ممکن است کاهش یابند. تمرکز اصلی رفتار درمان برای افسردگی بر فعالسازی رفتاری است. که این کار شامل کمک به بیماران برای دست زدن به فعالیت هایی است که احساس بهزیستی و تندرستی شان را افزایش می دهند. رفتاردرمانی متمرکز بر تغییر رفتارهایی است که بر هیجانات تاثیرگذارند.

بعد از گذشت مدتی روانشناسان به این نکته رسیدند که تنها اضافه کردن رفتارهای لذت بخش کفایت نمی کند. بلکه در حقیقت این افکار مراجع است که او را به سمت افسردگی برده است، در نتیجه بهتر این است که تغییر در رفتار و افکار مراجع با هم صورت بگیرد.

رویکرد درمان شناختی رفتاری(CBT) و روانشناس متخصص افسردگی:

درمان شناختی رفتاری (CBT) نوعی درمان است که در آن بیماران یاد می گیرند تا الگوهای فکری و رفتاری منفی شان که می توانند به افسردگی شان کمک کنند را شناسایی و مدیریت نمایند. درمان شناختی رفتاری به بیماران کمک می کند تا تفکر منفی یا غیرمفیدشان را شناسایی کنند، باورهای نادرست شان را تغییر دهند، رفتارهایی که ممکن است باعث بدتر شدن افسردگی شان شوند را تغییر دهند، و با افراد با روش های مثبت تری تعامل داشته باشند.  در حقیقت می توان گفت رفتاردرمانی شناختی (CBT) نوعی گفتگودرمانی است که برای کمک به تغییر همه الگوهای فکری و رفتاری منفی طراحی شده اند که ممکن است در افسردگی نقشه داشته باشند یا باعث بدتر شدنش شوند. این درمان همچنین بطور کلی کوتاه مدت است و بر مشکلات فعلی تان و یادگیری مهارت های مقابله ای جدید تمرکز دارد.

چون شناخت درمانی و رفتار درمانی برای درمان افسردگی و اختلالات اضطراب با هم همکاری خوبی دارند و این دوتا اغلب در رویکردی به نام رفتاردرمانی شناختی (CBT) با هم ترکیب می شوند. درمانگرتان ممکن است از شما بخواهد که یک دفترچه یادداشت روزانه برای یادداشت و پیگیری اتفاقات آن هفته تان و هرگونه واکنش منفی و خودبراندازی که نشان می دهید داشته باشید. پاسخ های منفی عادتی به اتفاقات (که به واکنش های منفی خودکار معروف هستند) فقط یک الگوی تفکری هستند که ممکن است شما طی یک دوره CBT به آن بپردازید.

سایر الگوهای پاسخ شامل تفکر همه یا هیچ و تعمیم افراطی هستند که دوتا از تحریفات شناختی رایج به مشار می روند. هرگاه یاد گرفتید که چگونه الگوهای پاسخ تان را تشخیص دهید، با درمانگرتان تلاش خواهید کرد تا روش های جدید تفکر و شیوه های پاسخ را یاد بگیرید. شما همچنین ممکن است گفتگوهای درونی مثبت را تمرین کنید.

مثل شناخت درمانی و رفتاردرمانی، رفتاردرمانی شناختی نیز معمولاً کوتاه و هدف محور است و معمولاً شامل پنج تا ۲۰ جلسه ساختاریافته است که متمرکز بر پرداختن به مسائل و نگرانی های خاص و رفع آنهاست۴.

جلسات رفتاردرمانی شناختی اغلب با تکالیفی برای منزل همراه هستند که ممکن است شامل تهیه و نوشتن یک دفترچه روزانه، تمرین فعالیت های آرامسازی، انجام مطالعات، و استفاده از کاربرگ هایی متمرکز بر اهداف خاص باشند. پژوهش های بیانگر این هستند که رفتاردرمانی شناختی می تواند در درمان افسردگی موثر باشد و ممکن است تاثیرات ماندگاری داشته باشد که از عود افسردگی در آینده جلوگیری می کند.

شناخت درمانی و روانشناس متخصص افسردگی

ایده اصلی شناخت درمانی این است که افکار ما می توانند بر هیجانات مان تاثیر بگذارند. به عنوان مثال، اگر ما بخواهیم در هر تجربه ای به دنبال یک روزنه امید و یا یک چیز امیدوارکننده باشیم، بیشتر احتمال دارد که احساس خوبی پیدا کنیم، در مقابل وقتی که فقط بر بعد منفی همه چیز تمرکز کنیم. در حقیقت تفاوتش با درمان شناختی رفتاری این است که شناخت و تفکر را عامل ایجاد مشکل می داند.

افکار منفی می توانند به افسردگی ما کمک کرده و آنرا بدتر کنند. وقتی شما در حلقه دائمی ای از افکار منفی گرفتار شده باشید احساس خوب داشتن خیلی سخت است. شناخت درمانی به افراد کمک می کند تا یاد بگیرند الگوهای رایج تفکر منفی شان (که به تحریفات شناختی معروفند) را شناسایی کرده و آن الگوی تفکر منفی را به الگوهای تفکری مثبت تری تبدیل کنند و لذا خلق شان را بهبود دهند۲. شناخت درمانی معمولاً کوتاه مدت و متمرکز بر هدف است. جلسات درمانی با یک طرح و برنامه خاص برای هر جلسه سازماندهی می شوند و تمرین و تکالیفی نیز برای انجام دادن در خارج از جلسه درمانی درنظر گرفته می شوند. شناخت درمانی معمولاً بین شش هفته تا چهار ماه طول می کشد.

دکتر روانشناس متخصص افسردگی

یک روانشناس دکتری برای به دست آوردن صلاحیت خود تحت آموزش بسیار زیادی قرار می گیرد. آن ها معمولا ۴ سال مقطع کارشناسی و۷ سال تحصیلات تکمیلی دارند و پس از آن آموزش های عملی را می گذرانند. انتخاب روانشناس متخصص افسردگی بستگی به کیفیت کار و ترجیح فردی شخص دارد. فرد باید یک روانشناس واجد شرایط با تجربه در منطقه خود پیدا کند که ضمن اینکه از مهارت او در درمان افسردگی مطمئن باشد، با او احساس راحتی کند. در این مقاله در زمینه معیارهای روانشناس خوب برای افسردگی و نحوه انتخاب آن بحث خواهد شد. پس در ادامه این مقاله با ما همراه شوید.

روانشناس چیست؟

روانشناس  متخصص مشکلات روحی – روانی است. روانشناسان از زمینه ای در علوم عمومی و علوم رفتاری و عصبی استفاده می کنند تا به مردم کمک کنند علت افکار، احساسات یا رفتارهای خود را شناسایی و درمان کنند. سپس روانشناس می تواند به فرد کمک کند که مشکلات خود را برطرف سازد و در صورت نیاز رفتارهای خود را تغییر دهد. بر اساس همین مبنا یک روانشناس خوب برای درمان افسردگی نیز روانشناسی است که تجربه اش در زمینه درمان افسردگی و تشخیص آن زیاد باشد.

روانشناس در چه مواردی می تواند کمک کند؟

به دلایل مختلف ممکن است فردی از روانشناس کمک بگیرد. دلایل ممکن است طولانی مدت باشد، مانند افسردگی مزمن یا کوتاه مدت باشند.

مثال های دیگر کمک به افراد برای کنار آمدن با این موارد است:

فشار عصبی

بی خوابی

مسائل مربوط به سلامت روان

مشکلات رابطه

اعتیاد

مشکلات شناختی

تمایلات جنایی

سازگاری با ناتوانی

برخی از روانشناسان در زمینه های خاص روحی –  روانی تخصص یا تجربه دارند. فرد باید بررسی کند که آیا روانشناس مورد نظر او تجربه درمان افسردگی را دارد یا خیر.

ملاک های یک روانشناس متخصص افسردگی خوب چیست؟

یک روانشناس خوب در زمینه فعالیت خود مهارت و تجربه لازم را دارد و درمانی با کیفیت بالا ارائه می دهد.

انجمن روانشناسی آمریکا (APA) پیشنهاد می کند که یک روانشناس خوب در زمان درمان، موارد زیر را برای شخص در نظر بگیرد:

  • مشخصات
  • ارزش های منحصر به فرد
  • موقعیت
  • اهداف شخصی

قبل از هر چیز یک روانشناس دکترا باید دارای مجوز مربوطه پس از گذراندن دوره آموزش دکترا باشد.

نحوه انتخاب روانشناس متخصص افسردگی

روانشناسی که برای یک مشکل روحی و روانی خوب کار می کند، ممکن است در مشکلات دیگر نتیجه مشابه نداشته باشد. هنگام انتخاب روانشناس، عوامل حرفه ای و شخصی وجود دارد که افراد باید آن ها را در نظر بگیرند. در واقع یک روانشناس موثر در درمان افسردگی قادر خواهد بود متناسب با نیازهای فردی شخص شیوه درمان را انتخاب کند.

رویکردها

رویکردهای مختلفی وجود دارد که بسته به موضوع ممکن است یک روانشناس از آن ها استفاده کند. انتخاب یک روانشناس با تجربه در زمینه مربوطه احتمال اجرای یک برنامه درمانی را افزایش می دهد. این امر تا حدی به نوع درمانی که شخص می خواهد انجام دهد، بستگی دارد.

یک روانشناس ممکن است تنها از مشاوره استفاده کند یا در کنار آن روش های دیگری مانند دارو یا هیپنوتیزم درمانی را به کار ببرد.

ارتباط

برای موثر بودن درمان، فرد باید با روانشناس خود كاملا راحت باشد. داشتن یک رابطه خوب باعث می شود در زمینه موضوعات حساس بتوانید راحت تر صحبت کنید.

 

سوالاتی برای پرسیدن

داشتن یک مشاوره اولیه به فرد این امکان را می دهد که ببیند آیا روانشناس مناسبی انتخاب می کند یا خیر. نکات زیر برخی از مواردی است که ممکن است شخص بخواهد در هنگام مشاوره اولیه انجام دهد:

بررسی کنید که روانشناس از چه شرایطی برخوردار است. همچنین مطمئن شوید که مجوز دولتی دارند.

از روانشناس در زمینه تجربه و علاقه او در این زمینه سوال کنید. با این کار می توان فهمید که آیا مناسب فرد هستند یا نه.

در زمینه هزینه ها سوال کنید. بررسی کنید که هزینه درمان چقدر است و آیا بیمه آن را پوشش می دهد یا خیر.

بدانید که برنامه درمانی شامل چه مواردی است. آیا این درمان کاملا مبتنی بر مشاوره است یا روانشناس روش های دیگری را نیز در بر می گیرد؟

از پرسیدن سوالاتی که ناراحت کننده به نظر می رسند، نترسید. بهتر است از همان ابتدا به روانشناس و توانایی آن ها اطمینان داشته باشید.

چه موقع به دنبال کمک باشید:

یک روانشناس می تواند در بسیاری از مشکلات به شما کمک کند. اگر فردی سطح بالایی از موارد زیر را تجربه می کند، بهتر است که به دنبال کمک باشد.

  • نگران بودن
  • غمگینی
  • درماندگی
  • پرخاشگری یا سایر رفتارهای غیرمعمول

یک شاخص خوب در زمینه زمان درخواست کمک این است که آیا یک چالش بهداشت روانی بر فعالیت های روزمره فرد، مانند خواب یا کار او تأثیر می گذارد.

روانشناس خوب برای درمان افسردگی

همان طور که مشخص شد روانشناسی برای درمان افسردگی خوب است که در زمینه تخصص و تجربه داشته باشد، بعضی از روانشناسان به طور خاص تر در زمینه افسردگی و یا مشکلات فردی کار می کنند این روانشناسان برای افسردگی بیشتر توصیه می شوند.

درمان افسردگی شدید

برای درمان افسردگی شدید دارو درمانی توصیه می شود، علاوه بر آن روان درمانی نیز در کنار دارو درمانی حتما توصیه می شود که انجام شود. افسردگی شدید به افسردگی اطلاق می شود که بر روی عملکرد فرد ، خواب و اشتهای او نیز تاثیرگذار باشد. علاوه بر این حالت ها حداقل باید ۲ هفته طول بکشد تا به آن اختلال افسردگی اساسی گفته شود. تقریبا فرد باید در تمام طول این ۲ هفته حالت غم و بی لذتی را داشته باشد.

روان شناس افسردگی آنلاین:

در برخی موارد که مراجع به دلیل دوری مسافت و یا ترجیحات شخصی خود می تواند درمان خود را با روانشناسش به صورت آنلاین و ویدیو کال انجام دهد که تاثیرگذاری آن با توجه به مقالات در این زمینه در حد درمان رودر رو می باشد.

افسردگی شدید خودکشی:

یکی از سوال هایی که افراد به کرات از روانشناس ها در مورد افسردگی می پرسند این است آیا افسردگی باعث خودکشی میشود؟ و جواب آن این است که بله، قطعاً. در صورتی که فرد دچار افسردگی شدید شود احتمال افکار خودکشی و یا اقدام به آن به مراتب بیشتر از حالت طبیعی در افراد است.به همین دلیل توصیه می‌شود که وقتی دچار افسردگی می شوید حتما به یک روانشناس افسردگی (تهران) برای درمان مراجعه کنید.

تست افسردگی:

آیا یک متخصص درمان افسردگی برای تشخیص افسردگی در افراد احتیاج به تست افسردگی دارد؟ لزوماً خیر، کاملا بستگی به تشخیص دکتر روانشناس دارد، در بعضی موارد روانشناس افسردگی قبل از هر جلسه درمانی یک تست افسردگی می گیرد تا بتواند پیشرفت مراجع را به طور عینی داشته باشد، اما در صورتی که خود شما بخواهید تست افسردگی را در خانه بزنید و از میزان افسردگی خود مطلع شوید تست افسردگی بک توصیه میشود.

بهترین روانشناس افسردگی:

بهترین روانشناس افسردگی در تهران کیست؟ جواب به این پرسش بستگی به انتخاب رویکرد درمانی روان‌شناسی است که شما انتخاب می کنید، علاوه بر آن مهمتر از این مورد می توان گفت اگر ارتباط خوبی با روانشناسی برقرار می کنید این مهم تر از هر موضوع دیگری است.

خلاصه

افسردگی قابل درمان است و بیشتر افراد با روان درمانی، دارودرمانی یا ترکیبی از این دو شاهد بهبودی هایی در نشانه هایشان هستند. می گویند، روشی که برای یک نفر موثر است ممکن است لزوماً برای دیگری موثر نباشد.

مقالات مرتبط با این موضوع:

بدترین نوع افسردگی

شما با این جستجوها به این مقاله رسیده اید:

روانشناس خوب برای درمان وسواس، بهترین روانشناس برای درمان وسواس ، روانشناس متخصص وسواس، روانشناس متخصص وسواس خوب

تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک

تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک

برای تعریف تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک، باید ابتدا این نکته را در نظر گرفت که مغز انسان یک سیستم پیشرفته و پیچیده از عملکردهای ارادی و غیرارادی است. در نتیجه نوروفیدبک می‌تواند در قالب یک سیستم پردازشگر کامپیوتری، مارا از تمام این عملکردها و چگونگی شکل‌گیری و چرخهٔ رخداد آنها آگاه کند.

بیوفیدبک اما، یک تکنیک ذهنی-جسمی است برای کنترل برخی فعالیت‌های بدن نظیر ضربان قلب که به شکل غیر ارادی انجام می‌شوند.

در ادامه، برای درک بهتر تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک، ابتدا به شرحی از هر دو مورد خواهیم پرداخت:

تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک

انسان در شرایط عادی قادر به کنترل کردن امواج مغزی خود نیست.

نوروفیدبک چیست؟

شرح مبحث تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک را در ابتدا با توضیحی از نوروفیدبک و طریقهٔ عملکرد آن آغاز می‌کنیم.

در نوروفیدبک، فعالیت‌های الکتریکی مغز فرد ثبت شده و سپس آنها در ساختاری از امواج مغزی که شبیه به چیزی مثل فیلم سینمایی است برای او به نمایش گذاشته می‌شوند.

در واقع پس از ثبت امواج الکتریکی مغز، سعی می‌شود به فرد نوعی بازخورد داده شود و به این ترتیب با این کار او را وادار به خودتنظیمی می‌کنند. در نتیجه افراد طریقهٔ اصلاح کارکرد مغز خود را آموخته و به مرور بر روی آن تسلط پیدا می‌کنند. تسلطی که تا قبل از آن قادر به ایجادش نبوده و یا حتی از آن آگاهی و تصوری نیز نداشته‌اند.

این روش در ارتباط با درمان اختلالاتی نظیر: صرع، اضطراب، اختلالات ناشی از سو مصرف مواد، اختلال یادگیری، اختلالات اضطراب، میگرن، کنترل استرس و موارد مشابه دیگر کارایی دارد.

همانطور که گفته شد، انسان در شرایط عادی قادر به کنترل کردن امواج مغزی خود نیست. نوروفیدبک تکنیکی است که به وسیلهٔ آن شرایطی را ایجاد می شود تا مغز بتواند با کنترل امواجش، دارای عملکرد بهتری بشود. در این روش هر فرد با توجه به نوع بیماری خود، کنترل شدت و ضعف این امواج را عهده‌دار شده و آن را تنظیم می‌نماید. پس می‌توان گفت که این عمل در واقع یک نوع خود تنظیمی نیز تلقی می‌شود

انجام آن به این صورت است که ابتدا حسگرهایی به نام الکترود، بر روی پوست سر بیمار قرار گرفته و سپس شروع به ثبت فعالیت‌های مغز می‌کنند، سپس مغز با آگاهی، در امواج نوسان ایجاد کرده و آنقدر سطح فعالیت خود را تغییر می‌دهد تا به حالت قابل قبول دست پیدا کند.

فرد در هنگام استفاده از نوروفیدبک چه حسی دارد؟

در طی ارائهٔ تکنیک نوروفیدبک، فرد به این احساس دست پیدا می‌کند که تنها مشغول تماشای تصویر و یا گوش دادن به صداهاست، بی‌آنکه مستقیما حس کند پیامدی در مسیر عصبی او در حال رخداد است. البته در این حالت بیمار نسبت به احساسات و حالات مغزی خود هشیار است و این موضوع به مرور می‌تواند در مسیر‌های عصبی تغییرات قابل توجهی را ایجاد کند و در نهایت نیز موجبات بهبودی فرد را فراهم سازد.

لازم به ذکر است که بیمار در طی استفاده از نوروفیدبک نیاز به مصرف دارو ندارد و در نتیجهٔ آن با عوارض متعدد نیز روبه رو نخواهد شد و اگر مشکل به درستی شناسایی بشود، می‌توان این اطمینان را حاصل کرد که تا درصد بسیار بالایی نتیجه‌بخش خواهد بود. اما از آنجایی که اختلالات، ناشی از عوامل اصلی متعددی هستند، در نتیجه توصیه می‌شود در مسیر جلسات درمانی، از روش‌های مختلف همراه با هم استفاده شود.

بیوفیدبک چیست

در ادامهٔ مبحث تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک به شرحی از عملکرد بیوفیدبک خواهیم پرداخت:

بیوفیدبک دستگاهی است که به بیمار کمک می‌کند نسبت به مواردی مانند نرخ تنفس که در حالت عادی قادر به مشاهدهٔ آن نیست، آگاه شده و در صورت لازم جهت بهبود خود در آن تغییر ایجاد کند. در این روش نیز نوعی حسگر به فرد متصل شده و سپس او به آگاهی کامل از وضعیت جسمی خود دست پیدا می‌کند.

البته برای بررسی هر اندامی طبعا حسگرها نیز در همان منطقه به بدن فرد متصل خواهند شد تا به طور اختصاصی در درمان همان موضوع خاص متمرکز باشند. مثلا برای بررسی و سنجش درجه حرارت بدن، حسگرها بر روی انگشت دست وصل می‌شوند اما برای ارزیابی امواج مغزی، حسگرها بر روی سر فرد مراجعه کننده وصل خواهند شد.

اختلالات اضطرابی، اختلالات روان تنی و اختلالات نورولوژیک، بیماری‌هایی هستند که می‌توان با روش درمانی بیوفیدبک به معالجهٔ آنها پرداخت.

تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک و نتیجه‌گیری

ممکن است در ابتدای بررسی تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک، سردرگم شده و یا به اشتباه آنها را یکی بدانید. زیرا در تعریف، آنها شبیه به یکدیگر دیده می‌شوند اما در واقع یکی نیستند.

در روش بیوفیدبک بیمار می‌تواند کنترل بیشتر بر روی آن دسته از عملکردهای بدن خود داشته‌باشد که به طور فعال توسط خودش کنترل نمی‌شوند. پس درواقع از آن در جهت نوعی آموزش بازخورد برای بدن بیمار استفاده می‌شود.

اما نوروفیدبک نوعی از بیوفیدبک است که به خواندن موج‌های مغزی می‌پردازد.

در بیوفیدبک با استفاده از ابزارهای حساس، بازخورد‌های بدن اندازه‌گیری شده و به شما کمک می‌شود که در پاسخ‌های بدن خود تغییر ایجاد کنید. اما نوروفیدبک تاثیر مستقیم روی مغز دارد. همچنین در بیوفیدبک تغییرات روی تغییرپذیری ضربان قلب تاثیر داشته و در نتیجهٔ آن سیستم‌های قلبی و عروقی هماهنگ می‌شوند و در ادامهٔ این هماهنگی، مواردی مانند اضطراب را کاهش پیدا می‌کند

لازم به ذکر است که روش نوروفیدبک در مقایسه با بیوفیدبک بسیار پیچیده‌تر بوده و پیاده‌سازی آن نیز در مقایسه به بیوفیدبک بسیار مفصل‌ترخواهد بود. در نتیجه معمولا طولانی‌تر و با تعداد جلسات بیشتری همراه است.

تمرکز نوروفیدبک بر روی بهبود عملکرد مغز انسان است. زیرا در نهایت این عملکرد صحیح مغز ماست که کمکمان می‌کند مضطرب نبوده و همواره آرامش خود را حفظ کنیم به طور خلاصه برای تعریف تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک، می‌توان اینطور بیان داشت که نوروفیدبک خودش یکی از انواع بیوفیدبک است و بیوفیدبک به عنوان فرمی از کنترل الکتریکی تلقی می‌شود که پدیدار کنندهٔ بازخوردهایی برای بدن است که فرد روی آن کنترلی ندارد. همچنین نوروفیدبک روی قسمت نیمه‌هشیار ذهن تمرکز داشته و به فرد کمک می‌کند که روی امواج مغزی خود کنترل داشته باشد تا میزانی که به مطلوب خود از آن دست یابد.

بیشتر بخوانید: آیا نوروفیدبک تاثیر دارد؟