خانه مقالات

مقالات

مقالات روانشناسی

مقالات روانشناسی به شما کمک می کند تا در مورد اطلاعات به روز روانشناسی اطلاع پیدا کنید؛ البته نکته مهمی که باید در مقالات روانشناسی به آن توجه کرد منابع آن و نویسندگان است.
به طور مثال اگر به دنبال یک مقاله در مورد روانشناس خوب در تهران هستید:
در ابتدا به نویسنده این مطلب توجه کنید، چه فردی این مطلب را نوشته است؟ در چه سایتی این مطلب منتشر شده است؟

مهم این است که مطلبی که مطالعه می کنید منبع کاملا علمی و درستی داشته باشد، با توجه به اینکه در حال حاضر هر فردی می تواند در داخل شبکه اینترنتی مقاله ای بگذارد، نکته مهم برای تشخیص اینکه این مقاله علمی است به طور مثال می تواند این باشد که در مجله معتبر نوشته شده باشد یا فردی با تحصیلات بالا در آن رشته آن را نوشته باشد.

رابطه جنسی ایمن داشته باشید.

رابطه جنسی ایمن
رابطه جنسی ایمن

رابطه جنسی ایمن: اگر شما نسبت به یک رابطه «تک همسری» متعهد نیستید و یا اگر شما از منفی بودن HIV شریک رابطه تان مطمئن نیستید، به خاطر حفظ امنیت و احترام خودتان هم که شده، می بایستی به رابطه ای بی خطر و سالم بپردازید.

انجام اقدامات پیشگیرانه و احتیاطی برای زنان اهمیت بیشتری دارد:

در رابطه با جنس مخالف، زنان نسبت به مردان ریسک بالاتری را انجام می دهند، زیرا در این رابطه احتمال آلوده شدن به ویروس ایدز در زنان بالاتر از مردان است؛ چون این ویروس می تواند از طریق شکافهای کوچک واژن وارد رگها و سیستم گردش خون زنان شود. این شکاف ها در هنگام مقاربت و آمیزش به وجود می آیند. : بعضی زنان به این نتیجه رسیده اند که اصرار کردن به مردان برای استفاده کردن از کاندوم، به خاطر محافظت از سلامت آنان و داشتن رابطه جنسی ایمن، کار بیهوده و مشکلی است. اما زنان می بایستی به یاد داشته باشند که زندگی و سلامت آنان بسیار مهم تر از آن است که بخواهند آن را به خاطر لذت بیشتری که مرد در یک رابطه بدون استفاده از کاندوم می خواهد، به خطر بیندازند.

بسیاری از کاندومها و چرب کننده ها میزان حساسیت را کاهش می دهند و یا آن را مختل می کنند، ولی از طریق استفاده از کاندوم رابطه ای لذت بخش را نیز می توان تجربه کرد. وقتی که میزان حساسیت یک مرد به خاطر استفاده از کاندوم کاهش می یابد، به این طریق او می تواند زمان رسیدن به اوج لذت جنسی را خیلی آسان تر به تاخیر بیندازد. در ضمن در این حالت به خاطر تأخیر در رسیدن به ارگاسم ، زن نیز لذت بیشتری را تجربه می کند.

مردان باید این موضوع را به یاد داشته باشند تا هنگامی که زنان به خاطر ابتلاء به ویروس HIV یا دیگر بیماری هایی که از طریق رابطه جنسی منتقل می شوند و یا به خاطر باردار شدن، نگران باشند، حفظ آرامش و حس اعتماد به شریک جنسی، به منظور دست یابی به لذت مطلوب و دلخواه از رابطه جنسی، مقدور نخواهد بود.

هنگامی که زن به انگیختگی جنسی می رسد، مرد خیلی راحت می تواند پیامدهای یک رابطه جنسی ناسالم و خطرناک را نادیده بگیرد. اما اگر مرد همواره در قبال حفظ سلامت شریک جنسی اش احساس مسؤولیت نماید، زن احساس ارزشمندی بیشتری کرده و در نتیجه عشق و احساسات خود را در جریان رابطه جنسی بیشتر آشکار خواهد نمود، چون در این چنین وضعیتی او احساس امنیت می کند.

اگر شما حداقل از شش ماه پیش به قبل، رابطه جنسی داشته اید، آزمایش ابتلاء به ویروس ایدز را انجام دهید. شما می توانید برای انجام این آزمایش به مراکز بهداشت و درمان، پزشکان با آزمایشگاه های تشخیص پزشکی مراجعه کنید.

داشتن رابطه جنسی ایمن نشانگر احترام به خود است…

در صورت داشتن هر گونه مشکل برای ابراز وجود و گفتن نه در رابطه حتما به یک روانشناس خوب مراجعه نمایید.

مطالب مرتبط با علاقه مندی های شما برای مطالعه در این زمینه:

چرا تقاضای روزافزونی برای درمان مشکلات جنسی وجود دارد؟

آیا زنان فمنیست رضایت جنسی پایین تری دارند؟

دکتر روانشناس زن خوب در تهران- دکتر روانشناس خانم خوب در تهران

دکتر روانشناس زن خوب

دکتر روانشناس زن خوب در تهران

آیا یک دکتر روانشناس زن خوب در تهران روند کار با شما چک می‌کند؟

درمانگرتان باید حتماً در مورد اینکه آیا فکر می‌کنید درمان خوب پیش می‌رود یا نه با شما صحبت کند. چون هر جلسه با توجه به نیازهای شما تطبیق داده می‌شود، یک دکتر روانشناس زن خوب در تهران باید درمانش را بر اساس بازخورد شما تطبیق دهد.

به عنوان مثال، اگر احساس می‌کنید شما را به کار مجبور می‌کنند که برای انجامش آماده نیستید و شما می گویید که خواستار گام‌های کوچکتر و قابل دسترسی تری هستید، یک دکتر روانشناس زن خوب در تهران باید این موضوع را برای تمرین‌های آتی‌اش مد نظر قرار دهد.

کلام آخر

گرچه هر رابطه روانشناس-بیماری منحصربفرد است، اما هدف اصلی یک دکتر روانشناس زن خوب در تهران ک درمانگر کمک به شما برای بهبود بهزیستی و سلامت کلی شماست. با این حال، برای اینکه شاهد پیشرفت باشید، باید راغب باشید که زمان و تلاش زیادی را صرف فرایند درمانی کنید.

اگر به دنبال یک دکتر روانشناس زن خوب در تهران می‌گردید، حتماً در پی یافتن کسی باشید که احساس می‌کنید با او ارتباط خوبی دارید و یادتان باشد که اول نیازهای خودتان را مدنظر قرار دهید.

دکتر روانشناس زن خوب در تهران یا دکتر مرد روانشناس خوب کدام را به عنوان روانشناس تان انتخاب کنید؟در ابتدای امر برای پاسخ به این موضوع به طور کلی می توان گفت مرتبط است با این موضوع که شما با کدام جنسیت به عنوان روانشناس خود راحت تر هستید یک دکتر روانشناس زن خوب در تهران یا مرد؟ علاوه بر آن این انتخاب مرتبط با موضوعی است که در مورد آن می خواهید با روانشناس صحبت کنید، البته هیچ قانونی در مورد آن وجود ندارد که بتوان گفت در این موضوعات خاص بهتر است به یک دکتر روانشناس زن خوب در تهران مراجعه شود و یا بالعکس. ولی برای پاسخ مبسوط تر ادامه مقاله را مطالعه بفرمایید:

 آیا فرد به این حس ترجیح دکتر روانشناس زن و یا مرد بها بدهد یا خیر؟روانشناس زن

با توجه به این نکته که ارتباط بین روانشناس ومراجع از مهم ترین رکن های درمان است و تا این حس اعتماد و درک شدن از طرف مراجع نسبت به دکتر روانشناس صورت نگیرد، درمان حاصل نمی شود و مهم تر از آن اگر این حس اعتماد به دکتر روانشناس وجود نداشته باشد، فرد نمی تواند از احساسات وافکار واقعیش با دکتر روانشناس صحبت کند، در واقع افکار واحساساتی که شاید با اشخاص دیگر، در بیرون اتاق مشاوره، در میان نگذارد. در نتیجه مهم جنسیت روانشناس نیست بلکه مهم این است که شما با این روانشناس خانم یا آقا توانایی برقراری ارتباط را دارید یاخیر؟

تحقیقات نشان می دهد فاکتور اصلی و مهم برای تاثیرگذاری درمان، در حقیقت میزان راحتی و اعتماد و ارتباط بین شما و روانشناس تان می باشد. باید توجه داشت که این مهم باید در درجه اول ارجحیت برای انتخاب شما باشد، که این موضوع کاملا غیر مرتبط با جنسیت درمانگر است(مهم نیست که روانشناس خانم باشد یا آقا). 

۱- چه زمان باید روانشناس از جنس مخالف انتخاب کرد؟(اگر آقا هستید دکتر روانشناس زن خوب و یا برعکس)

در برخی موارد ملاقات با روانشناسی از جنس مخالف می تواند برایتان مفید باشد. به عنوان مثال، اگر شما خانم هستید و همیشه در ایجاد رابطه ای مطمئن و امن با یک مرد مشکل داشته اید این کار می تواند برایتان مفید باشد. وقتی در جهت پیدا کردن یک درمانگر قدم بر می دارید حتماً این موارد و نیازهایتان را به صورت مکرر بررسی کنید.

دکتر روانشناس زن خوب در تهران

اغلب اوقات مراجعین خانم توضیح می دهند برای این چنین تصمیمی گرفته اند که می خواهند وارد یک رابطه درمانی شوند تا از آن به عنوان الگویی استفاده کنند که به آنها نشان دهد در رابطه با مردان دوست دارند چگونه باشند.

درمانگر مرد همچنین می تواند بینش هایی را در مورد اینکه مردان چگونه می توانند انعکاسی، پذیرا و متصل به احساسات شان باشند ارائه کند و از آن طریق چگونگی رفتارهای مردان را برایشان الگوسازی کند. برای برخی از مراجعین زن (اما نه همه) این امر می تواند بینش هایی را در خصوص جنبه های مختلف روان مردان فراهم آورد و بدین ترتیب جنبه های تازه ای را به روابط خارج از فضای درمان بیفزاید.

۲-چرا روانشناس از جنس مخالف؟؟

مراجعین مرد و زن می توانند از طریق یک رابطه درمانی با فردی از جنس مخالف با خشم، عجز و درماندگی و ترس زیاد از جنس دیگر کنار بیایند. قابلیت تجربه طیفی از پاسخ های هیجانی مثبت و منفی و بینش یابی اینها می تواند منجر به روش تازه ای از برقراری ارتباط با جنسیت های مختلف شود. این امر همواره مستلزم وجود یک هدف تعریف شده یا قراردادی برای کار کردن، مرزهای اخلاقی سخت گیرانه و مشخص و چارچوبی منسجم است که در آن بتوان روند درمان را انجام داد.

بیشتر تحقیقات موجود شدیداً بیانگر این هستند که کیفیت رابطه بین مراجع و درمانگر قوی ترین تاثیر را بر موفقیت درمان می گذارد. سطح اعتماد، کیفیت حس تفاهم و پیوند عاطفی عوامل حیاتی ای به شمار می روند و اینها به نظر فراتر از جنسیت هستند. معنایش این است که باید راحت و ایمن باشید و احساس کنید که توسط شخصی که در یک اتاق حداقل یکبار در هفته برای مدت زمان زیادی روبرویتان می نشیند درک می شوید و مورد احترام قرار می گیرید-خواه آن شخص یک زن باشد یا یک مرد. 

این احساس حس مناسب بودن (یا نبودن) درمانگر برای شما ممکن است با جنسیتش ارتباط داشته باشد و شایدم هم نداشته باشد- احتمال دارد جنسیت یک عامل باشد اما نه یک عامل تعیین کننده در مورد اینکه آیا درمان موثر است یا نه.

چرا گاها افراد با روانشناسی که جنسیت مخالفشان باشد احساس راحتی نمی کنند؟(دکتر روانشناس زن خوب با مراجع مرد )

بازهم برخی مردان صرفاً برای صحبت صمیمانه با یک روانشناس زن (خوب در تهران) در مورد مسائل احساس راحتی نمی کنند. درست همانطور که برخی زنان برای صحبت در خصوص این مسائل با روانشناس مرد احساس راحتی نمی کنند. حالا دلایل این ناراحتی برای هریک از دو جنسیت بر اساس تجربه خودم می تواند اشکال روان رنجوری انتقال منفی، مقاومت یا بی اعتمادی عمیق درونی و وحشت از جنس مخالف باشد.

 یا گاهی اوقات، نسبت به هم جنس خود، یا میل جنسی خود. در بسیاری از این موارد، بهتر است که بیمار مرد با وجود کم حرفی اش، شجاعانه با یک دکتر روانشناس زن(خوب در تهران) برای مشاوره  اقدام کندو و این اضطراب را با وی به عنوان بخشی از روند درمان بینش یابی کند.

 یا برعکس، برای بیماران زن کم حرف. یا برای شخصی که فقط اصرار دارد با یک روان درمانگر از جنس مخالف کار کند بهتر است که با روان درمانگری از جنس خودش کار کند تا تصمیم بگیرید که این اجتناب خودآگاه یا ناخودآگاه را به چالش بکشد.

تفاوت دکتر روانشناس زن خوب(در تهران) و یا روانشناس مرد خوب در زمینه کار با کودک

وقتی هم افراد فرزندانشان را برای مشاوره می آورند سناریوهایی مطرح می شوند که در آنها داشتن یک روانشناس زن خوب یا روانشناس مرد برای والدین اهمیت دارد و می تواند تاثیر بسزایی بر کودک بگذارد. به عنوان مثال، برای یک فرزند پسر که در زندگی اش هیچ الگوی مردانه سالمی نداشته، داشتن یک روانشناس مرد که صبور و حمایتگر باشد و مشاوره کمک کننده واقعی ای را ارائه کند فرصتی خارق العاده برای کودک است تا مردی را در کنار خود داشته باشد که با او صحبت کند و ارتباط برقرار کند تا از او یاد بگیرد و درکش کند.

برای یک فرزند دختر که شاهد مردانی بوده که به شیوه ای سالم رفتار نکرده اند، داشتن یک دکتر روانشناس مرد خوب دیدگاهی را در مورد مردان به عنوان شخصیت هایی مهربان، کمک کننده، و عاقل در اختیار این دختر قرار می دهد که بذری عالی برای پرورش و رشدش است. برعکس همین مفاهیم نیز صادق است.

به عنوان مثال، برای پسربچه ای که با مادرش بخاطر مسائل سلامت روانی شدیدش که باعث شده این مادر با فرزندش حس همدلی نداشته باشد، رابطه ضعیفی داشته، داشتن یک دکتر روانشناس زن خوب که او را درک کند برای یک پسر می تواند نعمتی باشد که به او نشان دهد یک زن می تواند همدل و عاطفی هم باشد. برای یک دختربچه که با یک مادر بسیار قضاوتی بزرگ شده داشتن یک زن در زندگی اش که حمایتگر بوده و به این دختر کمک می کند تا از لحاظ درمانی با سرعت خاص خودش با او پیش برود و روی مسائل عزت نفسش با او کار کند می تواند تجربه بسیار خوبی باشد و

تاثیر درازمدتی بر جا بگذارد. موارد فوق الذکر فقط تعداد اندکی از مثال های موجود هستند، البته موارد زیادی وجود دارند که می توانند استدلال هایی را برای انتخاب یک روانشناس مرد یا زن ارائه کنند.

انتخاب دکتر روانشناس زن خوب در تهران یا مرد، یا انتخاب فردی

انتخاب مشاور، روانشناس یا مربی یک فرایند بسیار فردی و شخصی است که به یک احساس حس مطابقت و انتخاب بر اساس عوامل منحصربفرد محدود می شود. همانطور که قبلاً نیز اشاره شد، همین پیوند بین مراجع و روانشناس است که کلید یک درمان موفقیت آمیز را در دست دارد پس بر اساس حس تان پیش بروید و ببینید که این احساس شما را به کجا می برد و بدانید که همیشه می توانید انتخاب تان را تغییر دهید.

نتیجه گیری در مورد انتخاب بین دکتر روانشناس زن خوب(در تهران) یا دکتر روانشناس مرد؟

پیدا کردن یک روانشناس مناسب برای خود یا عزیزان تان در مراقیت های درمانی بسیار اهمیت دارد و این مناسبت در واقع مهم است. آیا جنسیت روانشناس فرد به خودی خود و فی نفسه نشان از خوبی یا بدی تناسب و برازش روانشناس برای فرد دارد و بنابراین آیا جنسیت اهمیت دارد؟

اگرچه ممکن است فکر کنیم که جنسیت روانشناس اهمیتی ندارد و تحقیقات نشان داده اند که جنسیت روانشناس به خودی خود و فی نفسه نیست که سبک درمانی فرد را تعیین می کند یا اینکه این جنسیت نیست که توانایی فرد برای درک مشکل مراجع را تعیین می کند، اما این موضوع همچنان باقی است که مراجعین زیادی هستند که قبل از برنامه ریزی و زمان بندی اولین قرار ملاقات دارای یک ترجیح جنسیتی هستند. به طور حتم، شروعی راحت اهمیت دارد، اینطور نیست؟

احساس اضطراب هنگام صحبت با روانشناس

بعضی افراد به طور کل از اینکه در مقابل روانشناس، خود افشاگری کنند، احساس ترس می کنند(چه دکتر روانشناس زن خوب در تهران باشد په دکتر روانشناس مرد). همچنان از اینکه با یک درمانگر برای خود افشاگری و برملا کردن مکنویات قلبی خود ارتباط برقرار کنند، نیز مضطرب می شوند. کمی استرس اضطراب و سردرگمی درباره انتخاب روانشناس خانم یا آقا نیز معمول است، به خصوص اگر ماهیت موضوعاتی که در کل مطرح می‌شود مرتبط با هویت جنسی، گرایشات جنسی و یا تمایلات جنسی باشد.

 در حقیقت  بعضی از مراجع های خانم و یا آقا ترجیحشان دکتر روانشناس زن / خانم خوب است و عده ای بالعکس و یا حس می کنند در حیطه های خاصی مهم این است که دکتر روانشناس خانم باشد و در بعضی حیطه ها مهم این است که مرد باشد. اما نکته مهم این است که:

یک دکتر روانشناس زن خوب در تهران به این سوال پاسخ می دهد:

که بر چه اساسی روانشناس خود را انتخاب کنیم؟

یکی از بزرگترین عوامل تعیین کننده برای اینکه آیا درمان موفق خواهد بود یا نه این است که شخص تا چه حد بخوبی بتواند با دکتر روانشناس خود ارتباط برقرار کند. شخص باید احساس کند درمانگرش قضاوتگر نیست، به حرفهایی که می زنند علاقمند است، و آنها را دقیقاً همانطور که هستند می پذیرد. بنابراین، بسته به مسئله ای که فرد با خود به پروسه درمان می آورد، جنسیت روانشناس(دکتر روانشناس زن خوب در تهران یا دکتر روانشناس مرد) می تواند باعث ایجاد تفاوت چشمگیری شود.

به عنوان مثال، اگر کسی در زمان بچگی مورد بدرفتاری توسط مادرش قرار گرفته باشد، ممکن است در اعتماد کردن به یک دکتر روانشناس زن مشکل داشته باشد، بخصوص اگر روانشناس هم سن و سال مادرش باشد. اگر دختر یا زنی از لحاظ جنسی مورد سوء استفاده یا تجاوز قرار گرفته باشد، احتمالاً ترجیح می دهد که با یک دکتر روانشناس زن خوب(در تهران) کار کند، چون بیشتر اتفاقات سوء استفاده/تجاوز علیه زنان توسط مردان صورت می گیرند.

اکثر روانشناس ها زن هستند و اکثر افرادی که برای درمان می آیند هم زنان هستند. در کل، زنان بیشتر از مردان نیاز به صحبت کردن دارند. مردان اغلب نمی خواهند در مورد مسائل شان حرف بزنند، بلکه می خواهند حلشان کنند. این حرف یک قضاوت یا ویژگی بد نیست بلکه صرفاً تفاوتی است بین جنسیت ها. مردانی که تصمیم می گیرند روان شناس شوند معمولاً این ذهنیت را ندارند، زیرا می دانند افراد معمولاً قبل از اینکه برای درمان مراجعه کنند ،سعی کرده اند مشکلات شان را حل کنند ولی موفق نشدند. گاهی اوقات، در زوج درمانی ها، یک دکتر روانشناس زن خوب(در تهران …) و یک روانشناس مرد ممکن است با هم همکاری داشته باشند تا هریک از زوجین بتواند احساس کند که کسی واقعاً دیدگاهش را درک می کند.

جنسیت در کجاها اهمیت دارد؟  

جایی که جنسیت می تواند مطرح باشد و نقش داشته باشد وقتی است که بر میزان راحتی شما از شدت درمان یا مشاوره تاثیر بگذارد. این امر می تواند متاثر از این موضوع باشد که نقش های مردانه یا زنانه چگونه و تا چه حد با ماجراها، خاطرات، خیال پردازی های فردی، الگوهای نقش خانوادگی و تجربه های منحصربفرد ما با جنسیت خودمان و جنس مخالف تلاقی دارند.

احساس ما در مورد جنسیت ها به تجربه های آموزنده هم در گذشته و هم حال بستگی دارد. این مسئله را باید از جنبه های مختلفی مورد توجه قرار داد از قبیل، عوامل فرهنگی، سیاسی، و عوامل دیگر. وقتی مسئله درمان مطرح باشد، سوال این است که برای کار کردن روی آسیب پذیری ها، ماجراهای شخصی، خاطرات، و هیجانات نهفته در دنیای درونی تان با چه کسی احساس راحتی بیشتری می کنید؟

 

تاثیرسبک فرزند پروری در انتخاب دکتر روانشناس زن خوب یا دکتر روانشناس مرد خوب

به طور مثال

 ممکن است پدری باشد که بطور خاصی در مورد فرزندانش احساساتی باشد و با اشتیاق آن احساسات را به اشتراک می گذارد و از آن طریق نوعی حس خوب بودن ابراز احساسات را برای فرزندانش الگو قرار می دهد(در این صورت انتخاب یک روانشناس مرد خوب هم مناسب است). نقش مراقبین مرد همچنین می تواند تاثیر معکوسی داشته باشد، یعنی نمایش احساس (هیجان) را خاموش کند چون مردان با تنظیم هیجانی خودشان درگیر هستند.

در برخی خانواده های دیگر ممکن است مادری باشد که وقتی با تجربیات درونی دردناک مواجه می شود می کوشد تا خودتنظیمی کند و با حسن نیت تلاش می کند تا از فرزندانش در مقابل مشاهده شکنندگی او محافظت نماید. برای بعضی از بچه ها، می توان این امر را به عنوان یک پیام غیرکلامی تفسیر کرد مبنی بر اینکه بروز علنی احساسات کار خوبی نیست. ما به عنوان بزرگسال، با الگوهای ابراز هیجانات از والدین مان و افراد مهم دیگر دوران کودکی مان بزرگ شده ایم و اینها بر نحوه احساس ما در مورد ابراز احساسات مان، در حضور جنس مخالف، و البته، دیگران به طور کلی تاثیر می گذارند. 

به چه فاکتوری برای انتخاب روانشناس باید توجه کنیم؟(دکتر روانشناس زن خوب در تهران یا مرد؟)

اگر شما به دنبال یک روانشناس فردی هستید و بیشتر خود را راغب و راحت می بیند که با فردی که هم جنس خودتان است صحبت کنید و یا برعکس، این ارجحیت شما مهم است که مورد توجه قرار بگیرد.

به همین خاطر اگر شما یک خانم یا آقا هستید، و این تمایل را دارید که با یک دکتر روانشناس زن خوب در تهران یا روانشناس خوب آقا صحبت کنید، حتما به این مورد توجه کنید و بر این اساس روانشناس خودتان را انتخاب کنید.

به صورت تاریخی و زیستی خانم ها بیشتر از آقایان نسبت به هیجانات حساس و یا آگاه هستند، اگر چه این موضوع آماری و کلی است و گرنه به طور حتم تعداد قابل اشاره ای از مردها و زن ها وجود دارند که از این قائده مستثنی هستند.

تفاوت زن ها و مردان در ابراز هیجانات و تاثیر آن بر انتخاب روانشناس خانم یا آقا:

به طور کل زنان در دنیای احساسات احساس راحتی بیشتری دارند. برای ایشان ابراز کردن احساساتشان راحت تر است. در حقیقت مردان زیادی وجود دارند که تنها با ابراز کردن یک احساس راحتی دارند و آن نیز از احساس عصبانیت است، که به نظر می‌رسد در هنگام کودکی این الگو برداری پسران بیشتر از روی پدرانشان است، اما از بقیه احساسات مانند غم،  خجالت، ترس، اضطراب به طور کامل ممکن است آگاه نباشند و یا برای بیان احساسات شان حتی اگر از آنها آگاه هم باشند احساس راحتی نمی کنند.

دکتر روانشناس مرد

اگر شما از خانواده هستید که در آن مادرتان بیشتر از احساساتی بوده و یا در بیان هیجاناتش از پدرتان راحت‌تر بوده است (به جزعصبانیت)، به احتمال زیاد شما با یک دکتر روانشناس زن خوب در تهران برای به اشتراک گذاشتن احساساتتان راحت تر هستید و این بدون در نظر گرفتن این است که خودتان چه جنسیتی داشته باشید (فرق نمی کند که آقا یا خانم باشید)، با این حال با توجه به موارد بالا تعداد دلایل قانع کننده نیز وجود دارد که در پایین به آنها اشاره می‌شود که چرا انتخاب یک روانشناس خوب آقا نیز به عنوان روانشناس خانواده یا زوج درمانگر ممکن است انتخاب عاقلانه باشد.

در چه زمانی انتخاب روانشناس خوب آقا یا روانشناس خوب مرد توصیه می شود:

بسیاری از مردان وقتی که بخواهند در مورد مسائل جنسی و تمایلات جنسی شان صحبت کنند، احساس راحتی بیشتری دارند اگر با یک روانشناس مرد صحبت کنند، به این خاطر که احساس می کنند در این صورت روانشناس بیشتر آنها را درک می کند. اگر شما مردی هستید که در جستجوی کمک در مورد مشکلاتی هستید که مرتبط با مسائل جنسی است این نکته مهمی است که باید به آن توجه کنید. 

در عین حال اگر شما یک زن هستید و در ازدواج و یا رابطه هستید و در این ارتباط با همسرتان در مورد مسائل جنسی دچار مشکل هستید به همین دلایل گفته شده در بالا، انتخاب یک روانشناس خوب مرد که همسرتان بتواند با او ارتباط بگیرد، نیز می تواند کمک کننده باشد، به خصوص اگر در مورد گرفتن مشاوره و یا شروع آن نیز در شک و تردید باشد.

اگر شما خانم هستید و پارتنر آقاتون(همسر و یا دوست پسر) در مورد گرفتن مشاوره شک دارد و یا کاملا مخالف این ایده است، احتمالاً با ایده روانشناس مرد احساس راحتی بیشتری داشته باشد، صرف نظر از اینکه مشکل مورد نظر هیچ ارتباطی با مسائل جنسی نداشته باشد. در غیر این صورت ممکن است پارتنر تان احساس کند که شما با روانشناس خانم در یک طرف و یا با هم در مقابل او هستید.

یک روانشناس آقا که بتواند در مورد تمام احساساتش صحبت کند:

نه تنها فقط در مورد عصبانیت، درمانگری که قابل اعتماد، آرام، دوست داشتنی و دلسوز باشد، همانطور که همه روانشناس ها هستند، می تواند به عنوان یک مدل رفتاری برای مراجعان باشد، جدا از اینکه در مورد چه موضوعاتی در جلسه درمانی صحبت می‌شود. روانشناس ها به عنوان یک الگوی رفتاری سالم در نظر گرفته می شوند. اگر شما به عنوان یک زن می خواهید به همسرتان کمک کنید که یاد بگیرد چگونه ارتباط کلامی و احساسی بهتری برقرار کند مطمئنا هیچ راه بهتری از این گزینه وجود ندارد.

در حقیقت می توان دلایلی که یک فرد یک روانشناس آقا خوب(در تهران) را انتخاب می کند به این گونه تقسیم کرد:

۱- فرد دیدگاه یک روانشناس مرد را ترجیح می دهد.

خیلی از روانشناسان هنگام کار با مراجعین تجارب زندگی خودشان را به جلسات درمانی می آورند. در این صورت، یک روانشناس مرد می تواند در مورد موانعی که در زندگی خودش بر آنها غلبه کرده صحبت کرده و آنها را در جلسات روان درمانی با مراجع درمیان بگذارد. مردان و زنان بر اساس تجارب، فرایندهای فکری، رفتارها و نگرش هایشان با روش های متفاوتی به جهان اطراف شان نگاه می کنند. 

جستجوی یک روانشناس مرد که مسائلی که شما الان دارید تجربه می کنید را پشت سر گذاشته باشند ممکن است باعث ایجاد حس همدلی برای شما شود. 

از طرف دیگر، زنان ممکن است از مشاوره با یک روانشناس مرد بدین خاطر بهره ببرند که وی می تواند رفتارها و طرزفکرها در مورد اینکه مردان در روابط شان فکر و عمل می کنند را توضیح دهد.

صحبت با یک روانشناس مرد حرفه ای ممکن است به فرد کمک کند تا با مرد زندگی اش همدلی پیدا کند و انگیزه های پشت رفتارها و کارهای یک مرد را درک نماید.

۲- سعی کنند تا با صحبت در مورد موضوعات با مردان دیگر راحت تر شوند.

بعضی از مردان در کنار مردان دیگر نسبت به وقتی که در کنار زنان هستند احساس راحتی بیشتری می کنند. بسته به روابط قبلی شان با زنان، آنها ممکن است هنگام صحبت با زنان احساس خجالت کنند.

مهمترین موضوع در جلسات درمانی این است که بیمار با روانشناسش احساس راحتی کند. این سطح راحتی آنها را قادر می سازد تا در مورد مسائل شخصی شان راحت بتوانند صحبت کنند.

وقتی مردان هنگام صحبت با زنان راحت نباشند، این امر مانع پیشرفت درمان شان می شود. در چنین وضعیتی، برخی مردان ممکن است در مورد عمیق تر شدن در رابطه با مسائل هیجانی شان با زنان مردد باشند، زیرا از اینکه بی پرده و راحت صحبت کنند احساس ترس دارند.

۳- آنها می خواهند به یک درمان گروهی مردانه با یک رهبر مرد ملحق شوند.

برخی از مردانی که در یک گروه درمانی مردانه حضور پیدا می کنند ممکن است راحت تر بتوانند بی پرده وآزادانه با یک رهبر درمان گروهی مرد صحبت کنند.مثلاً مراجع ممکن است احساس کند که یک زن ممکن است او را بخاطر رفتاری که در مقابل زنان انجام می دهد، قضاوت کند.

۴- آنها قربانی سوء استفاده ای بوده اند که توسط یک زن اعمال شده است

وقتی یک مرد سوء استفاده کلامی یا جسمی اعمال شده را توسط یک زن تجربه کرده باشد مانند یکی از اعضای خانواده یا همسرش، ممکن است وی در خصوص بحث راجع به آن موقعیت به صورت آزادانه با یک روانشناس زن محتاطانه عمل کند.

این امر بخصوص زمانی مشاهده می شود که وی به طور کلی احساسات منفی ای را در مورد زنان در ذهن پرورانده باشد. مشاوره با یک روانشناس مرد ممکن است باعث حذف محرک ها و استرس هایی شود که وی هنگام صحبت با یک زن احساس می کند.

این محرک ها و استرس ها می توانند مانع از پیشرفت وی در طول درمان شوند. بخصوص وقتی بیمار آن رابطه سوءاستفاده جویانه را هنوز تمام نکرده باشد. 

۵- مراجع پسری باشد که به یک مرد به عنوان الگوی خود نیاز دارد

در یک خانواده تک والدی که در آن والد یک زن است، کودک ممکن است هیچ الگوی مردانه ای در زندگی اش نداشته باشد. صحبت با یک روانشناس مرد ممکن است فرصتی را در اختیار این پسر قرار دهد تا با یک الگوی مردانه مثبت تعامل داشته باشد.

وقتی پسری رها شده باشد، ایجاد یک رابطه حرفه ای و ایمن با مردی دیگر که می تواند به او اعتماد کرده و با او درددل کند در بازسازی اعتمادش مفید است.شاید برای یک پسر آشکار ساختن احساساتش نزد یک روانشناس مرد راحت تر باشد احساساتی که شاید این پسر نتواند با مادرش در میان بگذارد. بخصوص وقتی مادر یاد نگرفته که چطور به گونه ای موثر با فرزندش رابطه برقرار کند. ممکن است مادر پسرش را مقصر مشکلاتش بداند که این امر می تواند باعث شود که وی از بحث در خصوص احساساتش احساس ناامنی کند زیرا مادر با مسائل خودش کنار نیامده است.

گرچه هدف هر روانشناسی باید ارائه یک مشاوره بدون قضاوت باشد، اما روانشناسان هم انسان هستند. یک مرد ممکن است از اعتراف به اعمال پرخاشگرانه ای که نسبت به زنان انجام می دهد از ترس قضاوت شدن توسط یک روانشناس زن بترسد.

برخی از مسائلی که وی ممکن است با آنها درگیر باشد عبارتند از مشکل در کنترل خشم، سوء استفاده جسمی، یا حتی سوء استفاده جنسی. 

مراجعین مرد ممکن است احساس کنند یک روانشناس زن شاید نتواند با او  در خصوص اینکه چرا وی چنین رفتارهایی را انجام می دهد همدلی کند و وی را بخاطر فقدان خودکنترلی در موقعیت های گوناگون قضاوت کند.

چرا یک فرد به دنبال یک روانشناس با جنسیت خاص است؟

در واقع می توان گفت دلایل متفاوتی وجود دارد که یک فرد وقتی که صحبت از انتخاب روانشناس به میان می‌آید برایش جنسیت خاصی ارجح باشد. اولین و مهمترین آن ممکن است این باشد که این افراد احساس راحتی بیشتری دارند وقتی که می خواهند در مورد مسائل شخصی و خصوصی و ارتباط نزدیک خود صحبت کنند، اگر که آنها را با فردی در میان بگذارند که او هم تجربه این چنینی را داشته باشد.

به طور مثال بعضی اوقات برای یک خانم راحت تر است که این موضوعات را با یک همجنس خود در میان بگذارد (یک دکتر روانشناس خانم خوب/ دکتر روانشناس زن خوب در تهران). برای یک فردی که تجربه تروما و سوء استفاده قرار گرفتن را داشته است نیز ممکن است استرس زا باشد اگر بخواهد در این مورد با یک روانشناس همجنس با فرد سو استفاده کننده صحبت کند. به طور مثال اگر زنی که رنج کشیده خشونت خانگی توسط همسرش است، برایش راحت نیست که فرایند روان درمانی را با یک روانشناس آقا پیش ببرد. این موضوع می‌تواند آنقدر برایش استرس زا باشد که موفقیت درمان را کم کند.

در بعضی موارد نیز فرد حس می کند احتیاج به این دارد که موضوعی را که دغدغه ذهنی اش است با یک روانشناس از جنس مخالف در میان بگذارد:

به‌طور مثا یک مردی که در رابطه است و احساس می‌کند در رابطه اش دچار مشکل است، ترجیحش این است که با یک روانشناس خانم در این رابطه صحبت کند. با یک اینکه همه روانشناس ها طوری آموزش دیده اند که به انواع نیازهای مراجعین و با جنسیت های متفاوت حساس و آگاه باشند، با این حال گاهی اوقات نشانه های غیر کلامی نشان می‌دهد که خود متوجه نیستند و مراجع هایشان احساس خوب و راحتی نمی کند. در این موارد در صورتی که روانشناس با مراجع همجنس باشد احتمال اینکه روانشناس به این نشانه ها حساس تر و آگاه تر باشد بیشتر است. بعضی اوقات در بعضی افراد همجنس بودن فرد با درمانگر باعث می‌شود که احساس اعتماد بین آنها سریعتر شکل بگیرد نسبت به وقتی که روانشناس با مراجع از یک جنس نیستند.

البته این مسئله فقط ممکن است به سریعتر شکل گرفتن این را ارتباط کمک کند زیرا به هر حال در روند درمان با یک روانشناس خوب اعتماد شکل می‌گیرد.

می‌توان گفت شروع کردن روان درمانی و برقراری ارتباط درست با یک روانشناس همه و همه به احساس راحتی که شما با روانشناس خود می کنید بر می گردد. در نتیجه مهم است که درباره موضوع انتخاب روانشناس به دقت فکر کنید و بدانید که درباره این انتخاب افراد نظرات متفاوتی درباره جنسیت روانشناس، سن روانشناس و غیره دارند، این ترجیحات باید تا جایی که ممکن است مورد توجه قرار گیرد.

 فقط در موراردی که فرد مورد تعارض قرار گرفته، توصیه می شود که برای درمان به یک روانشناس هم جنس مراجعه شود ،در حقیقت اگر فرد مورد تعارض واقع شده خانم باشد توصیه می شود که به یک دکتر روانشناس زن خوب در تهران/ مشاور زن خوب مراجعه شود. در موارد دیگر که فرد ترجیحی ندارد صرف انتخاب درست یک روانشناس خوب و با ترجیحات مراجع تا حد امکان کفایت می کند.

در زمینه سوء استفاده 

قربانیان سوء استفاده جنسی، جسمی و هیجانی در جامعه ما بسیار زیادند، که توسط بزرگسالان آسیب دیده اند و در آینده همین افراد هم بر کودکان و هم بزرگسالان تاثیر می گذارند. وقتی شخصی این تجربیات پیچیده و عمیقاً ناراحت کننده و دردناک را با خود به فضای درمان می آورد، اعتماد بحدی مهم است که انتخاب جنسیت یک درمانگر می تواند از اهمیت تازه ای برخوردار شود. زیرا باعث برانگیختن نیاز مراجع به امن ترین محیط ممکن برای بینش یابی و کنار آمدن با ضربات روحی عمیقش می شود.

هم درمانگران مرد و هم زن باید از مراجعی که نیاز دارد درمانگران را تغییر دهد تا بتواند این تجربیات بی نهایت ناراحت کننده را بینش یابی کند و با آنها کنار بیاید حمایت کنند، به وی احترام بگذارند و کمک کنند، به نحویکه مراجع تا حد امکان احساس امنیت و حمایت شدن کند. 

شما احتمالا با این جستجوها به این مقاله رسیده اید: دکتر روانشناس زن خوب در تهران، دکتر روانشناس خانم خوب در تهران، دکتر روانشناس مرد خوب در تهران، دکتر روانشناس آقا در تهران، دکتر خوب روانشناس زن

روانشناس متخصص خیانت – روانشناس خیانت در مرکز درمانی خیانت

روانشناس متخصص خیانت

روانشناس متخصص خیانت

جهت تعیین وقت با خانم نسرین حسن زاده با شماره ۲۲۷۹۷۸۳۶ تماس حاصل نمایید.روانشناس متخصص خیانت

روانشناس متخصص خیانت عنوان می کند که در ابتدای امر که با خیانت روبه رو می شوید مهم این است که هیچ گونه تصمیم عجولانه ای در این خصوص گرفته نشود، همه جوانب باید بررسی شود، حتما به یک روانشناس متخصص خیانت مراجعه کنید تا بتوانید از لحاظ هیجانی خود را تخلیه کنید و تصمیم درست را بگیرید.

یک روانشناس متخصص خیانت دلایل خیانت زنان را این گونه توصیف می کند:

البته شاید برای این موضوع دلایل زیادی وجود داشته باشد ولی در این مقاله می خواهیم به دلایل اصلی خیانت زنان اشاره کنیم:

۱- بی توجهی مردان:

به نظر می رسد یکی از دلایل خیانت زنان، بی توجهی همسرشان به آن هاست، در ابتدای امر وقتی زنان بی توجهی همسر را می بینند سعی می کنند توجه همسر خود را جلب کنند یا به همسرشان اظهار می کنند که به آن ها بی توجهی می شود ولی نهایتا ممکن است که به اشتباه درگیر رابطه ای دیگر شوند و در آن رابطه صمیمیت و یا عشق را جستجو کنند.

در حقیقت اختلاف های زناشویی نیز گاها باعث می شود تا به مرور زمان محبت بین رابطه زن و شوهر کم شود و افراد در دام روابط دیگر بیفتند.

۲- ازدواج های بدون علاقه از دیگر ازدواج هایی است که روانشناس متخصص خیانت به آن اشاره می کند:

از دیگر فاکتورهای که باعث ایجاد خیانت چه در زنان و چه در مردان می شود انتخاب ها و ازدواج های بدون علاقه است، در بیشتر اوقات ازدواج های سنتی با این مشکل رو به رو می شوند در صورتی که قبل از ازدواج علاقه شکل نگیرد به هیچ عنوان ازدواج توصیه نمی شود. در اکثر موارد در صورتی که زوجین ملاک های هم را داشته باشند، چه ملاک های ظاهری و چه درونی، به احتمال زیاد علاقه در قبل از ازدواج پدید می آید ولی در صورتی که بعد از گذشت چند ماه از آشنایی، علاقه بین طرفین ایجاد نشود، احتمال اینکه در بعد از ازدواج دچار مشکل شوند بسیار بالاست.

۳- انتقام:

در برخی موارد نیز زنان برای انتقام از خیانتی که به آن ها شده دست به خیانت می زنند. در این گونه موارد احساس می کنند که اگر مقابله به مثل نکنند احساس آرامش پیدا نمی کنند. در صورتی که این عمل باعث نمی شود نهایتا احساس بهتری به همسر خود پیدا کنند.

 

۴- بدست آوردن اطمینان که همچنان برای جنس مخالف جذاب هستند:

روانشناس خیانت

عده ای از زنان و یا آقایانی که خیانت می کنند یکی از دلایل خیانت خود را این اعلام می کنند که احساس می کردند که دیگر برای جنس مخالف جذابیتی ندارند و با این کار انگار می خوهند که این جذابیت را دوباره بسنجند و به خود نشان بدهند که هنوز هم برای جنس مخالف خود جذابند.

ابتدا باید عنوان کرد که بسیاری از زندگی ها در ابتدا با عشق شروع می شوند، ولی اگر برای نگه داشتن آن تلاش نکنیم به مرور صمیمت اولیه در زوجین رنگ می بازد و یا مانند تعدادی از ازدواج ها به جدایی می انجامد و یا در بعضی دیگر به زندگی یکنواخت خود ادامه می دهند اما به سوی روابط نامشرع و یا خیانت پیش می روند.

یکی از مهم ترین علت هایی که زوجین به سمت خیانت می روند این است که سعی می کنند صمیمت از دست رفته با همسر خود را در رابطه دیگری بیابند.

درمان زخم خیانت(چگونه بعد از اینکه خیانت کرده‌اید رابطه تان را بهبود بخشید؟)

اگر شما خیانت کرده‌اید به این معنا نیست که حتماً این ازدواج باید پایان بپذیرد، با این که اعتراف به خیانت به همسر مطمئناً باعث ایجاد خشم زیادی خواهد شد باز هم ازدواج شما و این زخم خیانت می تواند تسکین یابد، اما این موضوع تنها زمانی اتفاق می‌افتد که واقعا از این موضوع پشیمان شده باشید. اگر تصمیم گرفتید که به این امر اعتراف کنید مطمئن شوید که به دلایل درستی دارید این کار را می‌کنید و اینکه فقط از اینکه ازاحساس عذاب وجدان راحت شوید این کار را نکنید.

آیا باید ازدواج خود را نجات دهید؟ (بازگشت به زندگی بعد از خیانت زن و یا مرد)

 برخی از افراد از خیانت به عنوان راهی برای پایان دادن به ازدواج استفاده می کنند در حقیقت آنقدر مشکلات و اندوه ها در زندگی‌شان وجود دارد که خیانت به عنوان چیزی برای پر کردن این خلاء استفاده می‌کنند و برای پایان دادن ازدواج مشکلی ندارند، صرف نظر از این دلایل برخی از ازدواج ها می توانند نجات پیدا کنند و بعضی از آنها به سمت تمام شدن می‌روند.

 ممکن است به این دلایل یک رابطه بعد از خیانت نتواند ادامه پیدا کند: وقتی که خیانت بیش از حد دردناک باشد و یا زمانی که دو نفر متعهد نمی‌شوند که آسیب را بهبود بخشند، در این موارد به احتمال بالاتری ممکن است ازدواج به پایان رسد. تصمیم گیری در مورد اینکه یک رابطه پس از خیانت قابل نجات دادن نیست نیز می تواند دردناک باشد، اما گاهی لازم است.

 راه هایی برای نجات یک ازدواج پس از خیانت(درمان خیانت زنان یا مردان)

 اگر شما هر دو تصمیم به تلاش برای نجات ازدواج خود گرفته‌اید قدم هایی است که باید برای این مهم بردارید، برای بازسازی ازدواج خود و بهبود صدمه رسیده و بی اعتمادی ایجاد شده بعد از خیانت شما وظایف و کارهای وجود دارد که نیاز است آنها را انجام دهید:

۱-خیانت را متوقف کنید!

 این موضوع به نظر می‌رسد به اندازه کافی ساده است اما شگفت زده می شوید اگر بدانید برای مردم چقدر انجام دادن این کار، یک بار و برای همیشه، سخت است. ازدواج شما نمی تواند ادامه پیدا کند اگر شما انتخاب کنید که به خیانت خود ادامه دهید. باید هیچ گونه تماسی با آن فرد دیگر نداشته باشید.

۲-از دروغ گفتن دست بردارید

 پس از بهانه سازی برای توجیه خیانت خود دست بردارید، سعی نکنید که برای خیانت خود توجیه بیاورید. در حقیقت هیچ توجیهی برای خیانت وجود ندارد. در حالی که ممکن است تعدادی از عوامل وجود داشته باشند که به رفتار شما کمک کرده‌اند باید به یاد داشته باشید که اعمال خود را خودتان انتخاب کرده اید.

 ۳-مسئولیت را قبول کنید

 همسرتان را سرزنش نکنید، شما حق انتخاب داشتی،د می توانستید قبل از اینکه خیانت کنید به ازدواج خود خاتمه دهید ولی انتخاب کردید که خیانت کنید. این مسئولیت تنها روی شانه‌های شماست، از همسر خود عذرخواهی کنید، سرزنش شریک خود، برای کارهایی که خودتان کردید فقط بازسازی اعتماد از دست رفته را برای او دشوار تر می کند، چیزی که لازم است برای اینکه بتوانید این ازدواج را نجات دهید.

انواع خیانت از دیدگاه یک روانشناس متخصص خیانت:

۱- احساسی : در این رابطه بین طرفین ارتباط احساسی برقرار شده است ولی ارتباط جنسی در میان نبوده است.

۲- جنسی: صرفا رابطه برای ارضای جنسی بوده است و طرفین از لحاظ احساس درگیر نبوده اند.

۳- جنسی و احساسی: رابطه برقرار شده هم احساسی بوده است و هم جنسی.

روانشناس متخصص خیانت در مورد باورهایی که در خیانت زیر سوال می رود، عنوان می کند که:

ما احساس می کنیم قربانی شده ایم زیرا می گوییم ما این کار را نکرده ایم و احساس مورد بی عدالتی واقع شدن پیدا می کنیم، زیرا از کودکی مثال هایی از قبیل: تو نیکی می کن و در دجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز ، کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد ، این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا و در نتیجه ما در زندگی مشترک احساس می کنیم که من که این کار رو نکردم حقم نبود که چنین بلایی سرم بیاید. و در خیانت همه این باورها زیر سوال می رود و فرد احساس قربانی شدن می کند.

پاسخی کوتاه به سوال هایی که ممکن است برای شما در این زمینه پیش بیاید:

آیا خیانت قابل درمان است؟

پاسخ به این سوال در حقیقت فرد به فرد و رابطه به رابطه فرق می کند، ولی سوالی که مطرح است این است که اگر شما فرد آسیب خورده هستید می توانید احساس کنید که رابطه تان با همسرتان دوباره مثل قبل شود؟ اگر جوابتان به این پرسش بله است با احتمال بیشتری برای شما امکان دوباره ساختن زندگی وجود دارد، البته شخصیت فرد عهد شکن و اینکه چقدر به ترمیم این رابطه علاقه دارد و همکاری می کند نیز از دیگر ملاک هاست.

آیا خیانت قابل بخشش است؟

جواب به این سوال می تواند بله باشد ولی به این نکته باید توجه داشت که بخشش زود هنگام در بسیاری از موارد باعث می شود که فرد دوباره به سمت خیانت برود.

آیا خیانت را باید بخشید؟

یکی دیگر از سوال هایی که برای افرادی که مورد خیانت واقع می شوند، اکثر اوقات پیش می آید این است که اساسا آیا خیانت را باید بخشید؟؟ برای پاسخ به این سوال، سوال دیگری را با خود مطرح کنید که آیا من می توانم دوباره با همسرم مثل قبل زندگی کنم و به روال قبلی برگردم؟ اگر پاسخ به این سوال برای شما خیر است، باید بیشتر در مورد پاسخ به این سوال تامل کنید.

آیا خیانت تاوان دارد؟

سوال اساسی دیگری که مطرح می شود این است که آیا خیانت تاوان دارد؟

در واقع اگر می خواهید در رابطه بمانید و گرو کشی کنید، این نکته را باید توجه کنید که به هیچ وجه این گرو کشی باعث بهبود رابطه و یا مانع از این که فرد عهد شکن دوباره این کار را نکند نمی شود.

آیا خیانت ارثی است؟

در واقع می توان گفت بیشتر از این که خیانت ارثی باشد ممکن است یک الگوی رفتاری باشد که فرد از پدر یا مادر خود آموخته باشد، البته در بعضی موارد نیز فرد کاملا برعکس برعکس الگوی موجود در رابطه پدر و مادر خود عمل می کند.

خیانت کدام یک از نیازهای ما را برآورده می کند؟

خیانت ممکن است نیازهای مختلف هر فردی را رفع کند، به طور مثال ممکن است یک فرد برای رفع نیاز ارزشمندی به سمت خیانت برود(یعنی ممکن است در کودکی خود و یا در ارتباط با همسرش این نیازش برطرف نشده باشد و برای رفع این نیاز به سمت رابطه دیگری برود) و یا برای رفع نیاز تفریح کردن و …

چه موقع ما خیانت می کنیم؟

اگر باورهای مانع ساز ضعیف بشوند و باورهای تسهیل گر قوی باشند احتمال زیاد باعث خیانت می شوند. حال این باورها چگونه تعریف می شوند؟

طبق تعریف یک روانشناس متخصص خیانت باورهای تسهیل گر باورهای هستند که باعث می شوند شما راحت تر خیانت کنید، به طور مثال اگر فردی باورهای زیر را داشته باشید احتمال خیانت کردن در آن فرد بالاتر می رود:

۱- چه کسی گفته من تا آخر عمر باید به همسرم متعهد بمانم؟

۲- یک رابطه دیگر باعث می شود در زندگی خود انرژی بیشتری داشته باشم.

۳- وقتی به من توجه نمی کند چرا تا آخر عمر باید باهاش بمونم؟

باورهای مانع ساز: نیز باورهایی هستند که مانع از خیانت کردن ما می شوند.

یک روانشناس خوب در این زمینه چه کمکی به فرد می تواند بکند؟

واکنش های احتمالی زوجین بعد از برملا شدن خیانت:

واکنش های احتمالی همسر آسیب دیده(زخم خورده):

احساس خشم، اضطراب، غم

از دست دادن هویت

از دست دادن اعتماد به نفس

از دست دادن کنترل روی افکار یا اعمال(ذهن فرد مملو از افکار منفی می شود: چرا این اتفاق برای من افتاد؟ و …)

از دست دادن حس عدالت در مورد دنیا

از دست دادن اعتقاد مذهبی(موقت)

از دست دادن آبرو

واکنش های احتمالی همسر عهد شکن(آسیب زننده):

انکار

آرامش موقت(زیرا تا الان تمام نگرانی هایش این بود که همسرش نفهمد)

خشم(نسبت به خود، همسر یا معشوق)

احساس گناه در برابر فرزندان (یا به کل عدم احساس گناه: یکی از اوقات وقتی است که می خواهد انتقام بگیرد از همسرش که خیانت می کند یا از همسرش عصبانی بوده و یا به معشوق خودش دلخوش است و یا فرد باورهای تسهیل گر در مورد خیانت دارد)

باج دادن و قول دادن

سوال هایی که به طور متداول برای زوجین پیش می آید چیست؟

۱- آیا با هم بمانیم؟

۲- از هم جدا شویم؟

۳- به خاطر بچه ها بمانیم؟

۴- حال که قول داده این کار را نمی کند از کجا مطمئن شوم؟

۵- آیا ممکن است دوباره برگردد سر آن رابطه؟

۶- آیا امکان اینکه دوباره بتوانیم مثل قبل بشویم وجود دارد؟

۷- حالا که این کار را کرده از کجا مطمئن باشم که دیگه این کار را نمی کند؟

۸- آیا من و همسرم می توانیم تغییر کنیم؟

۹- آیا تغییراتش ادامه پیدا می کند؟

۱۰ – آیا واقعا من رو دوست داره؟

۱۱- آیا دلایل من برای ماندن در رابطه موجه است؟

۱۲- آیا به خاطر بچه در رابطه ماندن درست است؟

روانشناس متخصص خیانت عنوان می کند که زوجین به این ۶ طریق به مرکز روانشناسی مراجعه می کنند:

۱- فرد به تنهایی می آید با یک سری اتفاقات مواجه شده و شک دارد که همسرش به او خیانت کرده است یا خیر؟                                           

۲- ۲ نفر همزمان می آیند و روند درمانی را تا آخر آن ادامه می دهند.

۳- فردی که خیانت کرده می آید و اظهار ندامت و پشیمانی می کند.

۴- یک نفر می آید و طرف مقابل به هیج وجه به مرکز نمی آید و در روند درمان شرکت نمی کند.

۵- فرد عهد شکن با همسرش می آید و از روانشناس متخصص خیانت می خواهد که همسرش را آرام کند.

۶- فرد عهد شکن می آید و می خواهد رابطه اش را با نفر سوم توسط روان درمانی درست کند.

ویژگی های یک روانشناس خوب در حیطه خیانت:

ابتدا مهم است که روانشناسی که در این حیطه کار می کند متخصص در این حیطه باشد به این معنی که تجربه کافی در این موارد را داشته باشد، و بداند که مهم است بدون داشتن اطلاعات کافی تصمیمی گرفته نشود، به این دلیل که این حیطه بسیار حساس است، روانشناسی که در این موضوع کار می کند باید ابتدا به فرد آسیب دیده این اجازه را بدهد که هیجاناتش فرو کش کند، تا بتواند از نقش قربانی در بیاید و به موضوع از بیرون نگاه کند، این که خیانت در حقیقت مکانیزم دفاعی در مقابل مشکلاتی بوده که در رابطه وجود داشته است.

یک دکتر روانشناس متخصص خیانت خوب باید بتواند همدلی لازم را با فرد آسیب دیده انجام دهد.

یک دکتر روانشناس متخصص خیانت به فرد آسیب دیده کمک می کند تا بتواند تصمیم درست را در رابطه با ماندن در رابطه بگیرد.

دکتر روانشناس متخصص خیانت خوب باید بتواند مشکلات وجود داشته در رابطه را ببیند و این که چه خصوصیاتی در فرد آسیب دیده وجود دارد که این موضوع را تسهیل کرده و یا دکتر روانشناس متخصص خیانت خوب باید ببیند که چه خصوصیاتی در فردعهد شکن وجود دارد که این موضوع را تسهیل کرده.

یک دکتر روانشناس متخصص خیانت در مورد خیانت هایی که تکرار می شند چه می گوید؟

زمانی که خیانت توسط یکی از زوجین بارها تکرار می شود می توان گفت که مسلما مشکلات زیادی وجود دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- آیا خیانتی که دفعه اول رخ داده است دلایلی داشته که در رفع آن ها گامی برداشته نشده است؟

۲- در مورد خیانت اول چه اقدامی انجام شده است؟

۳- آیا فرد مقصر از صمیم قلب پشیمان بوده است؟

 

نام مقاله: روانشناس متخصص خیانت، روانشناس خیانت، دکتر روانشناس خیانت، دکتر روانشناس متخصص خیانت ، بعد از خیانت چه کنیم؟ ، بعد از خیانت چگونه رفتار کنیم؟ بعد از خیانت چه باید کرد؟ بعد از خیانت همسرم چه کنم؟

 

درمان بی‌جنس‌گرایی

درمان بی جنس گرایی
The word asexuality. sexual identity

درمان بی‌جنس‌گرایی: مانند سایر گرایش های جنسی ، طیف وسیعی از روش ها برای درمان بی‌جنس‌گرایی در افراد وجود دارد. برخی از افراد بی‌جنس‌گرا روابط عاشقانه ای دارند که شامل رابطه جنسی نیست ، در حالی که برخی دیگر ترجیح می دهند به طور کلی از روابط صمیمی پرهیز کنند و در عوض بر روی دوستی و خانواده تمرکز کنند.

برخی از افراد بی‌جنس‌گرا احساس می کنند که همیشه می دانسته اند که بی‌جنس‌گرا هستند ، در حالی که برخی دیگر متوجه می شوند که گرایش جنسی آنها با گذشت زمان بر آنها تحمیل شده است. برخی از افراد ممکن است برای مدت کوتاهی بی‌جنس‌گرا باشند و سپس روابط جنسی را شروع کنند.

آسکشوالیتی یا بی جنس گرایی چیست؟

بی‌گرایش جنسی، یا آسکشوالیتی یکی از انواع گرایش‌های جنسی در افراد است که در آن فرد هیچ گونه جذابیت جنسی را نسبت به هیچ جنسیتی تجربه نمی کند و  دارای هیچ‌گونه تمایل جنسی نیست و هیچ گونه علاقه ای به داشتن رابطه جنسی با هیچ‌یک از جنسیت‌های دیگر ندارد. گفته می‌شود در حدود یک درصد از مردم جهان آسکشوال هستند.

آسکشوالیتی با «دوری از سکس» و «تجرّد» که رفتارهایی ناشی از انتخاب افراد هستند فرق دارد. آسکشوالیتی انتخابی نیست و فرد انتخاب نمی‌کند که عمل جنسی نداشته باشد بلکه هیچ علاقه‌ای به انجام اعمال جنسی ندارد. البته بعضی آسکشوال‌ها هم سکس دارند هر چند که اشتیاقی به آن ندارند.

اولین تحقیقات در مورد درمان بی جنس گرایی

در اواسط قرن بیستم آلفرد کینزی افراد را بر اساس گرایش جنسی‌شان از دگرجنس‌گرا (هتروسکشوال) تا همجنسگرا (هوموسکشوال) از ۰ تا ۶ دسته‌بندی کرد، این دسته‌بندی به مقیاس کینزی معروف است. در این مقیاس کینزی یک گروهی را هم اضافه کرد به نام «ایکس» این گروه متعلق به افرادی بود که هیچ وابسته سکسی اجتماعی و کشش جنسی نداشتند. او ۱٫۵ درصد مردان را جزو گروه «ایکس» می‌دانست. در کتاب دوم کینزی «رفتارهای جنسی در زنان» او افرادی را که به گروه «ایکس» تعلق داشتند را با این ویژگی‌ها برشمرد: زنانی که هیچگاه ازدواج نکرده‌اند=۱۴–۱۹٪، زنانی که ازدواج کرده‌اند=۱–۳٪، زنانی که قبلاً ازدواج کرده بودند =۵–۸٪، مردانی که هیچگاه ازدواج نکرده‌اند=۳–۴٪، مردانی که ازدواج کرده‌اند=۰٪ و مردانی که قبلاً ازدواج کرده بودند=۱–۲٪

اطّلاعات تجربی دیگر در رابطه با آمار آسکشوال‌ها در سال ۱۹۹۴ به دست آمد توسط تحقیقی که در بریتانیا انجام شد. این تحقیق ۱۸٬۸۷۶ نفر از ساکنین بریتانیا را در بر می‌گرفت به این افراد پرسش نامه‌هایی داده شده بود که به منظور جمع‌آوری اطلاعات جنسی برای مبارزه با اپیدمی ایدز بود. در این پرسشنامه یک سؤال مربوط به کشش جنسی بود که ۱٫۰۵٪ شرکت کنندگان جواب داده بودند که تا به حال به هیچ‌کسی گرایش جنسی نداشته‌اند. در تحقیقی که در سال ۱۹۹۴ در ایالات متحده آمریکا انجام شد (این تحقیق آسکشوالیتی را جزو گرایش‌های جنسی لحاظ نکرده بود) آمار جواب‌های افراد به سؤال‌ها این گونه بود: افرادی که به مدت یکسال نه سکس داشته‌اند و نه همسر/یار جنسی: ۱۱٫۹٪ افراد بزرگسال، ۹٫۸٪ مرادن و ۱۳٫۶٪ زنان. افرادی که به مدت ۵ سال همسر/یار جنسی نداشته‌اند: ۸٫۰٪ افراد بزرگسال، ۷٫۱٪ مردان، ۸٫۷٪ زنان افرادی که در تمام دوران بزرگسالی خود تا زمانی که این تحقیق انجام شده، هیچ همسر/یارجنسی نداشته‌اند: ۲٫۹٪ افراد بزرگسال، ۳٫۴٪ مردان، ۲٫۵٪ زنان

بی‌جنس‌گرایی و سلامت ذهنی

بی‌جنس‌گرایی جنسی بخشی از طیف پیچیده ای از رفتارها و جهت گیری ها است و بیماری روانی نیست. باید این تفاوت را از ترس از رابطه جنسی یا ترس از صمیمیت متمایز کرد ، گرچه برخی از افراد اظهار داشتند که عدم جنسیت ناشی از ضربه یا سو abuse استفاده جنسی است. هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد واقعاً چنین است.

چگونه رابطه با یک بی جنس گرا داشته باشیم ؟

۱- طرز فکر خود را تغییر دهید.

برخی از افراد از رابطه جنسی به عنوان نوعی اعتبار سنجی استفاده می کنند ، با این حال ، این می تواند در روابطی که یک شخص غیرجنسی است و دیگری نه ، خطرناک باشد.

هنگامی که فرد از جنسیت برای دستیابی به اعتبار استفاده می کند ، این نه تنها می تواند باعث از بین رفتن عزت نفس شود ، بلکه می تواند باعث شود که آنها از جایی (یا شخص دیگری) اعتبار سنجی کنند.

یا تغییر حالت روانی و امنیت بیشتر ، یا مذاکره در مورد اعتبار سنجی متفاوت از طرف شریک زندگی آنها برای اطمینان از بقای رابطه حیاتی است.

۲- حداقل در چند بار برای انجام رابطه جنسی در هفته توافق کنید.

زوجین می توانند توافق كنند كه اگرچه یك نفر به اندازه دیگری جنسی نیست ، اما رابطه جنسی همچنان می تواند نقش مهمی در احساس وحدت و ارتباط در روابط آنها داشته باشد.آمدن با حداقل تعداد دفعات انجام رابطه جنسی می تواند به شما اطمینان دهد که حتی اگر رابطه جنسی از ذهن یک شریک عبور نکند ، همچنان برای شخص دیگر به طور رضایت بخشی حفظ می شود.

۳- به شریک زندگی خود فشار وارد نکنید.

تحت فشار قرار دادن بیش از حد همسر خود برای انجام رابطه جنسی در واقع می تواند او را از این کار دور کند.  سعی نکنید آنقدر مجبور شوید که از بین ببرید و تمایل کمی را که دارند از بین ببرید.هیچ چیز مانند فشار جنس را نمی کشد ، بنابراین آسان ، صبور و مایل به پیشرفت در روابط خود باشید و منتظر پاسخ شریک زندگی خود باشید.

در مورد توانایی های آنها از نظر لذت و استقامت روشن باشید.در لذت بردن از ذره ذره جنسیت با هم حرفه ای شوید و آنها را به همان کار تشویق کنید. رابطه جنسی باید سرگرم کننده ، لذت بخش و جالب باشد. اطمینان از اینکه با این ویژگی ها تماس برقرار می کنید باعث می شود شریک زندگی شما بیشتر شود.

۴- استمنا یا خودارضایی

این ممکن است واضح به نظر برسد ، اما مردم اغلب فراموش می کنند که می توانند رضایت جنسی خود را به معنای واقعی کلمه به دست خود بگیرند. هاید گفت:افزایش استمنا شخصی به شما کمک می کند رضایت جنسی مورد نظر خود را بدست آورید.

۵- راه های دیگری برای صمیمی بودن پیدا کنید.

به یاد داشته باشید که روشهای زیادی برای پرورش نزدیکی به غیر از رابطه جنسی وجود دارد. افراد جنسی – مانند همه افراد – نیازها ، خواسته ها و مرزهای فردی خود را دارند. در مورد اینها صحبت کنید! موارد شخصی خود را به اشتراک بگذارید و از تمایل شریک زندگی خود برای به اشتراک گذاشتن حمایت کنید.

صمیمی بودن بدون داشتن رابطه جنسی راه های مختلفی مانند بوسیدن دارد.

هر روز برای لذت بردن از یک بوسه طولانی وقت بگذارید.کسی توسین باعث می شود شما نسبت به یکدیگر احساس گرما و مبهم کنید و اطمینان از حفظ صمیمیت را به شما می دهد.

ماساژهای بدون انتظار را که به راحتی به منظور تبادل لمس به عنوان یک شکل زیبا از بیان صمیمی به اشتراک گذاشته شده است ، امتحان کنید.

و سرانجام ، وقت گذاشتن برای خیره شدن به چشمان یکدیگر می تواند باعث ایجاد صمیمیت و ارتباط شود. انجام این کار و اطلاع دادن به شرکا که دقیقاً از آنچه به طور منظم از آنها قدردانی می شود ، مغز و قلب آنها را قلقلک می دهد و آنها را از دانش در مورد نقش مهمی که در این رابطه دارند ، پر می کند.

نتیجه

روابط حول جنسیت نمی چرخد ، به همین دلیل زوج هایی که نیازهای جنسی ناسازگار دارند هنوز هم می توانند خوشبختی پیدا کنند.

“عشق ، وقتی به عنوان یک فعل با هم تمرین می شود ، همیشه به کار گرفتن روابط کمک می کند.” “اگر با فردی غیرجنسی رابطه برقرار می کنید ، آماده باشید که مسئولیت جنسیت خود را هنگام تمرین کمک هزینه و صبر با شخصی که اصرارهای جنسی شما مطابق با شما نیست ، به عهده بگیرید.”

“روابط سالم هرگز نباید درمورد رابطه جنسی باشد ، و همه باید مشتاق انتقال صمیمیت به بیرون از اتاق خواب به طور منظم باشند.”

قرص لیتیم برای چیست؟

قرص لیتیم برای چیست؟

قرص لیتیم برای چیست؟ ليتيم باعث تثبیت سلول ها و حالات خلقی پایدارتر می شود. اگر افراد مبتلا به افسردگی مانیک لتییم مصرف کنند، کمتر دچار بیماری می شوند. این ماده همچنین از بروز افسردگی در افراد مبتلا به افسردگی عود کننده شدید جلوگیری می نماید و نیز می تواند به طور کلی از بازگشت بیماری جلوگیری و یا از مدت و شدت افسردگی بکاهد و باعث افزایش فاصله بین بروز بیماری شود.

ليتيم باید به طور منظم مصرف شود و سطح آن در خون باید در حد مناسب باشد. دوز کم دارو تأثیری نخواهد داشت و دوز بسیار زیاد آن باعث بروز عوارض جانبی می شود و ممکن است سلامتی شخص را تهدید کند. مقدار ليتيم مورد نیاز هر فرد را فقط می توان از طریق آزمایش خون مشخص ساخت.

قبل از شروع درمان با لیتیم باید از طریق آزمایش خون از عملکرد صحیح کلیه ها اطمینان حاصل کرد و تعادل شیمیایی در خون باید به خوبی برقرار باشد. بیمار را مورد آزمایش قرار می دهند و برای اطمینان از عملکرد صحیح قلب، آزمایشات قلب انجام می شود. عملکرد غده تیروئید هم باید آزمایش شود. در صورت وجود ناراحتی های کلیوی یا قلبی نباید ليتيم مصرف شود.

ادامه مقاله قرص لیتیم برای چیست؟:

پس از شروع درمان با ليتيم ، آزمایشات خون را هر هفته انجام می دهند تا دوز درمانی با بدن بیمار سازگار شود و سپس این آزمایشات تا سه ماه، ماهی یکبار انجام می شود و بعد از آن نظر پزشکان درباره انجام آزمایش فرق می کند. بعضی از آنها آزمایش خون را هر دو ماه یکبار و بقیه آن را کمتر و به طور منظم انجام می دهند .

هر عاملی که بدن تان را به طور جدی با کمبود آب مواجه سازد مانند رفتن به منطقه بسیار گرم، اسهال، تهوع یا شروع داروی ادرار آور( مدر ) ممکن است بر ليتيم مورد نیاز تأثیر بگذارد. در این صورت باید فورا آزمایش خون انجام شود .

چنانچه قصد عمل جراحی دارید، باید پزشک را از مصرف ليتیم آگاه کنید، چون ممکن است لازم باشد که درمان دارویی قطع شود .

عوارض جانبی لیتیم:

عوارض جانبی لیتیم احتمالا شامل خستگی، دفع بیش از حد معمول آب از بدن، لرزش خفیف دست ها، خشکی دهان و احساس طعم فلز در دهان می باشد. بسیاری ازاین عوارض با گذشت زمان برطرف می شود. این عوارض  را نباید با عوارض ناشی ازسطح بسیار بالای دارو در بدن اشتباه گرفت. اگر دچار لرزش شدید دستها، ضعف، اسهال، استفراغ و گیجی شدید شدید، فورا به پزشک یا مراکز اورژانس مراجعه کنید. شاید دچار مسمومیت با ليتيم شده باشید.

اضافه وزن از عوارض جانبی دراز مدت ليتيم است. این دارو گاهی ممکن است بر غده تیروئید اثر کند، در نتیجه دو بار در سال مقداری از خون گرفته شده( جهت آزمایش ليتيم ) را برای آزمایش هورمون تیروئید به آزمایشگاه می فرستند. کمبود هورمون تیروئید را می توان با قطع ليتيم با دادن قرص های حاوی هورمون تیروئید درمان کرد .

وقتی برای مدتی ليتيم مصرف شود، این دارو ممکن است بر عملکرد کلیه ها تأثیر بگذارد و ممکن است باعث دفع آب بسیار از بدن شده و فرد دچار تشنگی بسیار شدید شود. در این صورت باید به پزشک مراجعه کرد. شاید لازم باشد مصرف دارو را قطع کرد.

در کنار مصرف لیتیم رواندرمانی با یک روانشناس خوب نیز برای فرد الزامی است تا بتواند راهکارهای مقابله ای درست را در مواقع بحرانی فراگیرد.

اثر لیتیم بر جنین:

مصرف لتییم در اوایل حاملگی ممکن است به جنین در حال رشد آسیب برساند، بنابراین خانم هایی که قصد بچه دار شدن دارند و تحت درمان با لیتیم هستند باید به پزشک مراجعه کنند تا اقدام لازم برای قطع دارو را انجام دهد. آنها می توانند پس از سه ماه دوباره مصرف دارو را شروع کنند، زیرا در آن مقطع جفت از جنین محافظت می کند و حساسیت جنین نسبت به لیتیم کمتر می شود، اما شروع دوباره دارو نیز باید تحت نظارت پزشک انجام شود.

سطح لیتیم باید به صورت دقیق کنترل شود، زیرا با پیشرفت حاملگی مقدار لیتیم مورد نیاز تغییر می کند. آزمایشات خون باید بیشتر از حد معمول داده شوند. نوزاد پس از تولد دیگر توسط جفت حفاظت نمی شود؛ ليتيم وارد شیر مادر شده و ممکن است کودک را تحت تاپر قرار دهد، بنابراین مادران تحت درمان با لیتیم نباید با شیر خود کودک را تغذیه کنند.

فروید چه می گوید؟

فروید چه می گوید؟

فروید چه می گوید؟ طبق ديدگاه فرويد، افراد در طول زندگی مراحلی را طی می کنند که در آنها با تعارض بين سايق های زیستی و انتظارات اجتماعی مواجه می شوند. نحوه ای که این تعارض ها حل می شوند، توانایی فرد برای آموختن، کنار آمدن و مقابله کردن با اضطراب را تعیین می کند، بنابراین نحوه ای که والدین سایق های جنسی و پرخاشگری فرزند خود را در چند سال اول زندگی کنترل می کنند، برای رشد شخصیت سالم بسیار مهم است.

این نظریه اهمیت روابط خانوادگی برای رشد کودکان را برجسته کرد و بر اهمیت تجربه اولیه برای رشد بعدي تأكيد كرد. فرويد چه می گوید؟ فروید معتقد بود که انرژی روانی (ليبيدو) و به ویژه جابه جایی انرژی روانی است که باعث شکل گیری مراحل رشد می گردد. مرحله نشان دهنده ظرفیت یا شيوه رفتاری است که در فرد بر اساس تمركز انرژی روانی در یک ناحیه شهوتزا سازماندهی می شود. پس هر مرحله شيوه سازماندهی زندگی جنسی است، ضمن اینکه فروید معتقد بود که انرژی روانی ماهیتی مذکر دارد.

با گذر از مرحله قبلی به مرحله بعدي مرحله پیشین محو نمی گردد، بلکه تا مدت ها به حیات خود در کنار مراحل جدید ادامه می دهد. فروید، در آغاز به جای مرحله از سنین زندگی استفاده می کرد. فرويد شخصیت را دارای ماهیت ساختی می داند و برای آن دو نوع ساختار قایل است:

١- ناخودآگاه، نیمه خودآگاه، خود آگاه
٢- نهاد، من، فرامن

نهاد بخش غیر منطقی، کاملا ناخودآگاه(سیاهچال شخصیت ) و تابع اصل لذت، من بخش منطقي تابع اصل واقعيت و فرامن بخش اخلاقی شخصیت می باشد، وجه مشترک نهاد و فرامن این است که هر دومربوط به گذشته هستند.

مراحل رشد روانی – جنسی

ا- مرحله دهانی (تولد تا ۱ سالگی)

الف) وابستگی لمسی

ب)وابستگی بصری

 ۲- مرحله مقعدی (۱ تا ۳ سالگی)

الف) فعل پذیری

ب) فعال

۳- مرحله آلتی (۳ تا ۶ سالگی)

۴-مرحله نهفتگی (۶ تا ۱۱ سالگی)

 5-مرحله تناسلی (نوجوانی)

مرحله دهانی:

در این مرحله، رابطه کودک با دنیای خارج، از راه دهان است. این ارتباط برای کودک ایجاد ایمنی می کند. مشخصه این مرحله یک دوگانگی عاطفی است که بین عشق و نفرت نوسان دارد. اگر نیازهای دهانی به طور مناسب برآورده نشوند، فرد عادت هایی چون شصت مکیدن، ناخن جویدن را در کودکی و پرخوری و سیگار کشیدن را در دوران بعدی زندگی پرورش خواهد داد.

در صورت وجود مشکلات گفته شده برای حل این موارد توصیه می شود به یک روانکاو و یا روانشناس خوب مراجعه شود.

مرحله دهانی خود به دو زیر مرحله شامل: زیر مرحله وابستگی لمسی و زیرمرحله وابستگی بصری تقسیم می شود.

در زیر مرحله وابستگی لمسی که زیر مرحله دهانی زودرس یا مکیدن نیز نامیده می شود و از بدو تولد تا شش ماهگی است، کودک تابع واقعيات لمسی است، یعنی تابع آن چیزهایی است که وارد دهانش می شود، بنابراین رابطه با مادر به معنای خوردن و خورده شدن است.

زیرمرحله وابستگی بصری که زیر مرحله گاز گرفتن یا دهانی آزارگرانه نیز نامیده میشود و از شش ماهگی تا یک سالگی است. کودک مادر خود را کم کم می شناسد و يک نوع وابستگی دیداری به وجود می آید. بدین ترتیب که مادر هر جا برود طفل او را با نگاه دنبال می کند. از سویی دیگر یک وابستگی عاطفی پایدار بین مادر و کودک برقرار می شود که جدا شدن مادر از کودک را مخاطره آمیز می سازد.

بنابراین اگر کودک بیش از سه ماه از مادر جدا باشد، یک سلسله واکنش های واپس روی بازگشت پذیر در او پدیدار می شود. یعنی تحول حاصل شده بازگشت می کند و اگر این جدایی شش ماه یا بیشتر باشد، واپس روي ها شكل بازگشت ناپذیر به خود می گیرد و ترمیم و جبران آن بسیار مشکل است.

به عقیده فروید، از شیر گرفتن کودک در پایان این زیر مرحله به منزله یک آسیب یا تهاجم به کودک است و در همه حال قطع شیر نقطه پایان روابط نخستین است و آثاری دایم بر جای می گذارد.

مرحله مقعدی:

در این مرحله که مرحله مقعدی آزارگری نیز نامیده می شود، ناحیه مقعد یا تمام گستره مخاط گوارشی سرچشمه لیبیدویی با کشاننده ای است، یعنی تمرکز انرژی روانی به ناحیه مقعد جابه جا شده است. آنچه این مرحله را بحرانی می سازد، تضاد بین لذت از تخلیه و کنترل برای تأخیراندازی آن است. اگر والدین در زمينه آموزش توالت رفتن بیش از حد سخت گیر یا بسیار آسان گیر باشند، تعارض هایی به شکل انضباط و تمیزی شديد یا شلختگی و بی نظمی آشکار خواهد شد.

این مرحله نیز به دو زیر مرحله فعل پذیری و فعال تقسیم می شود، در زیرمرحله فعل پذیری، کودک هر چه بیشتر متوجه جنبه حسی و تنها متوجه عبور مواد زاید، بدون دخل و تصرف است. ولی زیر مرحله فعال کودک فعالانه در امر نگهداری مدفوع مداخله می کند. در این مرحله آزارگری نسبت به خود و دیگران بیشتر مشاهده میشود.

مرحله آلتی:

این مرحله یکی از مهمترین مراحل رشد در دیدگاه فروید است. زیرا در این مرحله عقده ادیپ (تعارض ادیپی)، یعنی عشق و تمایل جنسی کودک به والد غیر همجنس و تنفر از والد همجنس شکل می گیرد. عقده ادیپ یا تعارض ادیپی در پسران اختصاصا عقده یا تعارض اختگی و در دختران عقده یا تعارض الكترا نامیده می شود.

از سویی دیگر در این مرحله کودک برای اجتناب از تنبیه با والد همجنس خود همانندسازی می کند و بدین ترتیب فرامن فرد شکل می گیرد، در عین حال عقده ادیپ نیز حل می شود، بنابراین گفته می شود فرامن وارث عقده ادیپ است. در این مرحله روابطی که بین نهاد، من و فرامن برقرار است، گرایش شخصیت بنیادی فرد را تعیین می کند.

فروید در مورد رشد اخلاقی تأكيد بر بعد عاطفی- احساسی دارد و معتقد است که فراخود پسران قوی تر از فراخود دختران است. عملکرد مطلوب اخلاقی مستلزم تشكيل فراخود، است. کودکان در این مرحله (۲ تا ۶ سالگی) دارای تعارض شدید با والدین همجنس می باشند.

مرحله نهفتگی

در این مرحله غرایز جنسی خفته می ماند، فرامن رشد بیشتری می کند. این مرحله در حكم راکدسازی رغبت های تناسلی و آماده سازی شرایط سازماندهی فعالیت تناسلی نهایی است. مرحله کاهش تعارض ها، تبدیل بسیاری از زمینه ها و وسعت بخشیدن به سطح سازش و آماده شدن برای پذیرش زندگی اجتماعي و رعایت اصول اخلاقی و در نتیجه وسواسی شدن نسبی شخصیت بر اساس شکل گیری های واکنشی، انرژی روانی در راه بيدار ساختن رغبتهای فکری و گسترش خلاقیت صرف می شود.

قسمتی از انرژی صرف یاد زدودگی تمایلات مبتنی بر رابطه مثلثی می شود و به منزله جنیسیت زدایی و والایی گرایی و استیلای شکل گیری واکنشی است و بخشی از انرژی روانی به تقویت فرامن اختصاص می یابد. انرژی روانی سرگردان است و در جای مشخصی متمرکز نیست. روابط کودک با اعضای خانواده خوب و صمیمی است که فرويد أن را نوعی تصعید می داند.

مرحله تناسلی

بلوغ جنسی در این مرحله باعث میشود که تکانه های جنسی مرحله آلتی دوباره ظاهر شود، اما این از سرگیری جریان عقده ادیپ (تجديد طبع) با جانشین های آرمانی شده والدين تحقق می پذیرد، نیروهای فرد از حالت خودشیفتگی به طرف سایر عوامل تغيير جهت می دهد. نوع دوستی و تمایلات جنسی نسبت به جنس مخالف آزاد می شود.

لازم به یادآوری است که برخی منابع مراحل رشد روانی – جنسی فروید را به ۶ مرحله تقسیم می کنند یعنی مرحله سوم را به دو مرحله جداگانه شامل مرحله احلیلی و مرحله ادیپی یا تناسلی اول تقسیم می کنند.

بنابراین تقسیم بندی، سه مرحله اول، مرحله پیش تناسلی و سه مرحله دوم، مرحله تناسلی نام گذاری می شود. روی هم رفته نظریه روانی و جنسی فرويد تأكيد بر موضع تعاملی توقعات اجتماعی همراه با تجهییزات زیست شناختی دارد. تحول را ناپیوسته، دارای مراحلی که امکان واپس روی به مراحل قبل وجود دارد می داند.

همچنین به عقیده وی تکانه های فطری از طریق تجربه های کودکی هدایت و کنترل می شود. فرد ثابت فرض می شود، زیرا تجربه های اولیه رشد بعدی را تضمین میکند.

در زمینه تاثیر ارتباط نوزاد با مادر فروید چه می گوید؟ فروید اولین کسی بود که اظهار داشت عاطفی نوباوه با مادر، مبنای تمامی روابط بعدي است، البته وی تغذیه را شرط اولیه ای برای برقراری این پیوند عاطفی می دانست.

نکات کلیدی فروید چه می گوید؟

۱- فروید بر اهمیت روابط خانوادگی و تجارب اولیه تأکید داشت و آن را مبنای روابط بعدی فرد می دانست.

۲- به عقیده فروید ، جابه جایی انرژی روانی موجب شکل گیری مراحل رشد روانی –جنسی است.

 3- فروید انرژی روانی را دارای ماهیتی مذکر می دانست.

 4۔ مشخصه مرحله دهانی دوگانگی عاطفی بین عشق و نفرت است.

 5-زیرمرحله دهانی آزارگرانه( وابستگی بصری)، از۶ ماهگی تا یک سالگی است.

۶-عقده ادیپ، یعنی عشق به والد غير همجنس و تنفر از والد همجنس.

 7- در مرحله آلتي، عقده اديب شكل گرفته و حل می شود. فرامن نیز در این مرحله شکل می گیرد.

۸- در مرحله نهفتگي، انرژی روانی در راه بیدار ساختن رغبتهای فکری و گسترش خلاقیت صرف می شود.

۹- مقداری از انرژی روانی در مرحله نهفتگی صرف جنسیت زدایی و تقویت فرامن می شود.

۱۰-بر اساس دیدگاه فرويد، تحول یا رشد ناپیوسته بوده و فرد در طول رشد ثابت فرض می شود (ثبات شخصیت).

برگرفته از کتاب روانشناسی رشد پوران پژوهش

روش های تخلیه هیجانات منفی

روش های تخلیه هیجانات منفی

روش های تخلیه هیجانات منفی: وقتی با ضربه ها یا چالش هایی روبه رو می شویم که فراتر از توان ما برای کنار آمدن با آنهاست و سعی میکنیم آنها را از ذهن خود دور یا از دیگران مخفی کنیم، سلامت ما لطمه می بیند. افرادی که در کودکی مورد آزار قرار گرفته اند یا در بزرگسالی قربانی شده اند یا داغدیده هستند و کسانی که به یادمان های این رویدادها نمی پردازند از سلامت ضعیف تری برخوردارند، بیشتر به پزشک مراجعه می کنند و از بیماری های بیشتری رنج می برند (زیدنر و اندلر، ۱۹۹۶).

راه های زیادی برای پرداختن به این یادمان ها وجود دارند و از جمله راه های مؤثر عبارتند از یاد آوری ضربه، نگهداری آن در هشیاری و تحمل اضطراب مرتبط با آن، در حالی که این یادمان انباشته از عاطفه و از خود رانده شده را با دیدگاه کلی خود از جهان پیوند می دهیم (کین، ۱۹۹۸؛ نیدرهافر” و پنبیکران ۲۰۰۲؛ پنبیکر، ۱۹۹۷؛ شاپیرو، ۲۰۰۱؛ استنتون و همکاران، ۲۰۰۲). این سازوکار کنار آمدن، رویارویی مستمر با یادمان های ضربه ای را شامل است که اغلب با گفتن داستان ضربه به شيوه تجسمی حاصل می شود و امکان می دهد که رویدادها از نو تجربه شوند. به طور سنتی، این فرایند رسیدن به آرمیدگی از فشار ضربه از طریق بازگویی مجدد رویدادها در بافتی از رابطه قابل اعتماد، تخلیه هیجانی خوانده می شود.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

آزمایشی در زمینه روش های تخلیه هیجانات منفی

استاد جیمز پن بیکر در دانشگاه تگزاس آستین بیش از بیست سال در مورد تأثیر نوشتن روی یادمان های ضربه ای به روش علمی مطالعه کرده است. او در این مطالعات نوعا از افراد گروه های مختلف (دانشجویان، بازماندگان فاجعه قربانیان انواع متفاوت ضربه ها، افرادی که تازه از کار اخراج شده اند) دعوت کرده است در آزمایش های نوشتن شرکت کنند. این آزمایش ها مستلزم حضور ۴ روز متوالی در آزمایشگاه و نگارش در فضای کاملا خصوصی به مدت ۱۵ دقیقه است.

معمولا نیمی از این شرکت کنندگان به طور تصادفی به عنوان گروه آزمایش به نگارش در مورد ضربه و نیمی دیگر به عنوان گروه گواه به نوشتن درباره چیزی بجز ضربه، مثلا توضیحات پیش پا افتاده ای در مورد اینکه در۲۴ ساعت گذشته چکار کرده اند، گمارده می شوند. از افرادی که در شرایط نگارش در مورد ضربه هستند خواسته می شود به طور مستمر و به تفصیل و بی آنکه نوشته های شان را سانسور کننده درباره ضربه های شان بنویسند. به آنان آموزش داده می شود که درباره ژرف ترین افکار و هیجان های مربوط به ضربه بنویسند و چیزی را از قلم نیندازند.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: فواید مراقبه چیست؟

پس از گذشت ۶ ماه از آزمایش روش های تخلیه هیجانات منفی

سپس، مشارکت کنندگان در این مطالعات در فواصل زمانی شش ماهه مورد مطالعه پیگیری قرار میگیرند و وضعیت سلامت شرکت کنندگان در شرایط نگارش در مورد ضربه با سلامت شرکت کنندگان گروه گواه مقایسه می شود. نتایج حاصل از این مطالعات در مجموع نشان می دهند افرادی که در مورد ضربه های شان می نویسند در مقایسه با کسانی که راجع به موضوعات پیش پا افتاده می نویسند، از نظر کارکرد دستگاه ایمنی و وضعیت سلامت از شرایط بهتری برخوردارند و کمتر به پزشک مراجعه می کنند.

نتایج این مطالعات پی آمدهای روشنی برای سلامت ما دارند. ما باید به طور منظم درباره مشکلات جاری که با آنها روبه رو هستیم، مطلب بنویسم. در هنگام نگارش باید به طور مستمر و بدون توجه به دستور زبان، املای کلمات یا سبک نگارش به نوشتن بپردازیم. ما باید در مورد واقعیت های عینی وضعیت و همین طور راجع به ژرف ترین افکار و احساسات مان در ارتباط با این واقعیت ها مطلب بنویسیم. ما باید این نگارش را در خلوت و جایی که هیچ گونه عوامل حواسپرتی وجود ندارد انجام دهیم.

این نگارش باید تنها به خاطر خودمان باشد نه برای افراد مطمئن یا دوستان، زیرا وقتی که خود ما پیام گیر نوشته های مان هستیم، می توانیم کاملا صادق باشیم. ما بلافاصله پس از نوشتن درباره مشکلات درد سرآفرین باید انتظار این را داشته باشیم که غمگین یاغصه دار شویم، اما این تمرین در بلند مدت برای سلامت مان سودمند است.

نوشتن درباره ضربه یا گفتن و بازگو کردن داستان رویداد های ضربه ای چگونه عمل می کنند؟

به احتمال، فرصت دادن به یادمان های عاطفه متراکم که در آمیگدالا انباشته شده اند سبب می شود که عواطف کم تر متراکم همتای آنها که در هیپوکامپ ذخیره شده اند رشد کنند. وقتی نشانه هایی یادمان های این رویدادها را فرا می خوانند، ما می توانیم عواطف کمتر متراکم موجود در هیپوکامپ را به یاد بیاوریم. این فرضیه براین دیدگاه استوار است که کنار آمدن از راه تخلیه هیجانی به ما کمک می کند که پیرامون یادمان های عاطفه، گذرگاه های فرعی ایجاد کنیم. اما باید دانست یادمان های عاطفه متراکم که در آمیگدالا جا گرفته اند از میان نمی روند و نشانه های قوی می توانند آنها را فرا بخوانند.

منبع: کتاب روانشناسی مثبت

آیا تشخیص افسردگی با آزمایش خون امکان دارد؟

تشخیص افسردگی با آزمایش خون

تشخیص افسردگی با آزمایش خون: متأسفانه هیچ آزمایش هورمونی یا خونی برای تشخیص قطعی افسردگی، یا پیش بینی پاسخ بیمار به یک درمان اعمال شده وجود ندارد. این میتواند بدان دلیل باشد که افسردگی چنان ماهیتی دارد که هیچ آزمون پزشکی متداول، هرگز قادر نخواهد بود که یک تشخیص خالی از ابهام را ارائه بدهد. با این حال برخی بر این باورند که میتوان از نوارهای مغزی هنگام خواب برای تشخیص افسردگی استفاده کرد.

نوارهای مغزی هنگام خواب!

این نوارها چه چیزی را می توانند نشان دهند؟
مطالعات نشان داده اند که در افراد مبتلا به هر کدام از افسردگی های تک قطبی و دوقطبی، الگوهای خواب متفاوت از افراد غیر مبتلا به اختلالات خلقی است. مرحله حرکات سریع چشم (REM’) در خواب که با رؤیا دیدن همراه و مرتبط است، در افراد مبتلا به اختلالات خلقی زودتر از معمول حادث می شود افراد مبتلا به اختلالات خلقی همچنین طی مرحله REM خواب، حرکتهای چشمی بیشتری از خود نشان می دهند، میزان خواب عمیق یا با امواج آرام در آنها کمتر است، و برای باقی ماندن در وضعیت خواب، با مشکلات بیشتری مواجه اند.

این الگو به بارزترین وجه در افراد مبتلا به افسردگی حاد مشاهده می شود ولی این یک معیار مطمئن یا نشانه مناسبی برای تشخیص افسردگی های خفیف تر نیست.
به نظر می رسد که خیلی راحت می شود در تشخیص افسردگی به خطا رفت. آیا در این باره حق با من است؟
بله. این خطا به دو طریق صورت می پذیرد: اول اینکه پزشکان عمومی بسیاری از موارد افسردگی را اشتباها ناراحتی جسمانی تشخیص میدهند و دیگر اینکه بسیاری از ناراحتیهای پزشکی را به ویژه روانپزشکان – به خطا افسردگی تلقی می کنند. در حقیقت شاید بتوان این فرض اشتباه درباره بیماری های روانی را رایج ترین خطاها در حرفه پزشکی برشمرد.

این مسئله عدم تشخیص افسردگی تا چه حد شایع است؟

مطالعه ای که در سال ۱۹۸۹ صورت گرفت نشان داد پزشکاتی که در زمینه بهداشت روانی تخصص ندارند. حداقل در نیمی از موارد متوجه علائم افسردگی شدید نمی شوند. متعاقب آن تلاش هایی برای بهبود این وضعیت صورت گرفته است. برای آگاهی دادن به پزشکان عمومی، مقالات مرورگرهای به طور مرتب در مجلات پزشکی معتبر به چاپ می رسد در ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۹۲، دپارتمان بهشت و خدمات انسانی گروهی از متخصصان و دست اندرکاران بهداشت روانی را گردهم آورد تا آنها، خطوط راهنمای مورد نیاز پزشکان عمومی را برای استفاده در تشخیص و درمان افسردگی تدوین کنند.

چرا افسردگی با مشکلات جسمانی دیگر اشتباه گرفته می شود؟

در حالی که برخی از افراد مبتلا به افسردگی شدید مشکل خود را میشناسند و به درمان آن اقدام می کنند، بسیاری از افراد دیگر هستند که علائم آن را نمی شناسند و در آنها به اشتباه، آنچه که ناراحتی های روان تنی نامیده میشوند، یعنی ناراحتی هایی جسمانی که واقعی هستند ولی با رفع افسردگی ناپدید میشوند، تشخیص داده میشوند. از آنجایی که افسردگی در پس پرده ناراحتی های جسمی پنهان می ماند. پزشکان عمومی اغلب آن را با ناراحتی های جسمی اشتباه می گیرند.


همچنین این واقعیت که بسیاری از افراد ترجیح میدهند مشکل آنان بیماری جسمانی تشخیص داده شود تا اختلال روانی، می تواند تشخیص افسردگی را از آنچه که هست دشوارتر کند. متأسفته هنوز همه انواع بیماری هاي روانی، حتی آنهایی که نظیر افسردگی بسیار شایع هستند. بانوعی داغ شرمندگی همراهند.

بسیاری از مردم هنوز افسردگی را یک ضعف شخصیتی یا یک نقصان در منش خود می دانند.


آیا ناراحتی های روان تنی خاصی وجود دارند که مختص افسردگی باشند؟

معمولا افراد مبتلا به اختلالات افسردگی هنگام مراجعه به پزشک خود از سردردهای مکرر، کمردرد، دردهای شکمی، خستگی مزمن، بی خوابی یا سوءهاضمه شکایت می کنند. مشخص شده است که ۷۰ تا ۹۰ درصد افرادی که به دلیل سندرم روده تحریک پذیر – نوعی اختلال معدی – روده ای که بسیار شایع است و وجه مشخصه آن، تکرر عمل دفع و شل بودن مدفوع است – به پزشک مراجعه می کنند، مشکلات روانی (معمولا افسردگی دارند).

پزشکان به راحتی با این علائم گمراه می شوند. در مطالعه ای که گزارش آن در سال ۱۹۸۶ انتشار یافت، گروهی از متخصصان بیماریهای گوارشی دریافتند که پزشکان تقریبا همواره این مطلب را نادیده گرفته اند که افسردگی ممکن است علت اصلی اختلالات روده ای باشد و بدین جهت به آزمایش ها و جراحیهای غیرضروری اقدام کرده اند.

پس در آخر به این نتیجه می توان رسید که تاکنون تشخیص افسردگی با آزمایش خون به طور کامل امکان پذیر نیست، البته باید به این نکته اشاره کرد که تحقیقاتی به تازگی در این زمینه صورت گرفته است اما نتایج هنوز در در دست بررسی است، اما روانشناس و یا روانپزشک با توجه به ملاک های این اختلال، تشخیص افسردگی را می دهند.

منبع: کتاب افسردگی

مطالب دیگری که احتمالا به خواندن آن ها علاقه دارید:

افسردگی مزمن

افسردگی چیست؟

آیا افسردگی درمان دارد؟

افسردگی مزمن

افسردگی مزمن

افسردگی مزمن  یا اختلال دیس تایمی به این معنا است که فرد در بیشتر روزها و اکثر ساعت های روز خلقی افسرده دارد. این نوع افسردگی همراه با نشانه های دیگر مانند فعالیت کم، احساس خشم، حس گناه(عذاب وجدان)، تحریک پذیری و از دست دادن علاقه های فردی است.

تفاوت این نوع افسردگی با افسرگی اساسی در این است که افرادی که از افسردگی مزمن رنج می برند اغلب عنوان می کنند که همیشه افسرده بوده اند، بیشتر این افراد از سنین کودکی و نوجوانی با این اختلال دست و پنجه نرم می کنند. برای تشخیص این اختلال وجود حداقل ۲ سال خلق افسرده الزامی است، ابتدا این اختلال با شدت کم آغاز می شود و مداوم ادامه پیدا می کند.

در حدود ۵ درصد از افراد جامعه به این اختلال دچار هستند. بیشتر اوقات این افراد علاوه بر افسردگی، اضطراب نیز دارند. افراد درجه یک این اشخاص نیز گاها از افسردگی اساسی و یا اختلال دوقطبی رنج می برند. این نوع افسردگی نسبت به افسردگی اساسی بیشتر ذهنی است، به این معنا که علامت فیزیکی خاصی ندارد مثل کاهش اشتها و … در حقیقت می توان گفت که این افراد از افسردگی خفیف تر ولی طولانی تری رنج می برند.

برای تشخیص این اختلال وجود اضطراب الزامی نیست ولی در اکثر مواقع این افراد افسردگی همراه با اضطراب را تجربه می کنند علایمی که در اکثر مواقع در این اشخاص دیده می شود عبارت است از: ناراحتی در اکثر ساعات، عدم لذت از زندگی، احساس بی کفایتی و همیشه نگران بون.

در ۵۰ درصد این بیماران علایم این اختلال در آن ها در زیر ۲۵ سال به طور آرامی شروع می شود، و به طور میانگین حدود ۱۰ سال به طول می انجامد تا به روانشناس و یا روانپزشک مراجعه کنند. اما این اختلال اگر درمان نشود در اغلب موارد به طور مداوم فرد را درگیر می کند.

درمان افسردگی مزمن:

درمان افسردگی مزمن و یا اختلال دیس تایمی به طور کل روان درمانی و یا همراه با دارو درمانی می باشد، در این افراد انجا فعالیت های لذت بخش به طور مداوم توصیه میشود، علاوه بر آن ورزش کردن به طور مداوم نیز از دیگر راهکارهایی مفیدی است که در کنار روان درمانی به این افراد توصیه می شود زیرا باعث ترشح هورمون سروتونین می شود که خلق فرد را به طور کل بالا می برد.

در صورتی که علایم بالا را به طور کل ددر خود و یا اطرافیانتان مشاهده می کنید حتما برای درمان به یک روانشناس خوب مراجعه کنید.

موضوعات دیگری که احتمالا به خواندن آن ها نیز علاقه دارید:

آیا افسردگی درمان دارد؟

افسردگی چیست؟

تعریف افسردگی

تاثیر سوء استفاده جنسی در دوران کودکی بر ایجاد مشکلات جنسی در بزرگسالی

سوء استفاده جنسی در دوران کودکی

سوء استفاده جنسی در دوران کودکی و ضربه جنسی در سنین بالاتر ممکن است با ایجاد مشکلات جنسی در ارتباط باشد. توجه به سوء استفاده جنسی در کودکی و ضربه جنسی در سنین بالاتر که میزان بروز آن در طول زندگی نسبتا بالا است حائز اهمیت می باشد.

بیش از آنچه در گذشته تصور می شد در حال حاضر به طور فزاینده ای مشخص گردیده است که بخش زیادی از جمعیت، بعضی از اشکال سوء استفاده با ضريه جنسی را تجربه می کنند. اگر چه مطالعات فعلی امکان برآورد دقیقی از میزان وقوع سوء استفاده جنسی در دوران کودکی یا تجاوز جنسی در دوران بزرگسالی را میسر نمی کنند، در عین حال این طور به نظر می رسد که حداقل در حدود ۱۰ درصد از جمعیت زنان بزرگسال در طول زندگی یکی از این رویدادها را تجربه خواهند کرد.

با توجه به این که در تعداد معناداریی، ولو این که اقلیت، از افرادی که در معرض چنین تجاربی هستند، زمینه ایجاد مشکلات جنسی فراهم می شود، بنابراین احتمال زیادی وجود دارد که روانشناس ها با زنانی که قبلا” مورد سوء استفاده یا تجاوز جنسی قرار گرفته اند مواجه شوند.

یک تحقیق در این رابطه

به عنوان مثال: جی هیو (۱۹۸۹) گزارش داد که ۹۴ درصد از زنانی که قبلا مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند و در مرحله درمان بسر می برند معمولا مشکلات جنسی را نشان میدهند. شایعترین این مشکلات هراس – بیزاری جنسی، اختلال در میل، انگیختگی، ارضای جنسی و ارگاسم می باشند. اگر چه نتایج به دست آمده از این مطالعات بیانگر این است که مشکلات جنسی و انطباقی در بین زنانی که در کودکی مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند بسیار بالا است.

در ایالات متحده با تحقیقی مورد بررسی قرار دادند. نتایج مطالعات آنها نشان داد که۷/۷ درصد از زنان،۸ /۴ درصد از مردان برخی از اشکال آزار در دوران کودکی را تجربه کرده اند. از این میان تنها در ۲۳ درصد از زنان و ۱۹ درصد از مردان مشکلات عملکرد جنسی مشاهده شد، میزان مشکلات جنسی در بین بزرگسالانی که در کودکی مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند به جمعیت مورد مطالعه بستگی دارد. این مشکلات اغلب در بین نمونه های بالینی از افرادی که مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته و به دلیل مشکلات لاینحل خود در جستجوی کمک بر آمده اند بیشتر مشاهده شده است.

تجاوز جنسی

از عوامل دیگری که ممکن است منجر به مشکلات جنسی شود تجریه تجاوز جنسی است، اگر چه شواهد باز هم حاکی از آن است که اکثر زنان بعد از چنین رویدادی دچار مشکلات جنسی با هیجانی دراز مدت نمی شوند. اليس (۱۹۸۳) شواهد تجربی مربوط به تأثیرات طولانی مدت و کوتاه مدت تجاوز جنسی را مرور کرد.

بلافاصله بعد از رویداد، قربانیان طیفی از علایم کلی را که می توانند به عنوان واکنش های استرس پس از ضربه به تجاوز جنسی طبقه بندی شوند، مانند: آشفتگی خواب، کابوس، ترس ها، اضطراب، افسردگی، مشکلات جنسی و بین فردی را نشان دادند. در طی سه ماه، بیشتر زنان کاهش محسوسی در این علایم نشان دادند. هر چند که مشکلات جنسی از جمله مشکلات قبلی بود که مجددا ظاهر شد.

متاسفانه، تعداد معدودی از زنان، همچنان مشکلات انطباقی محسوس و طولانی را نشان می دهند که معمولا شامل مشکلات جنسی به خصوص در ارتباط با آمیزش جنسی، صمیمیت با همسر می شود. خود تحریکی کمتر تحت تأثیر قرار میگیرد.

در آخر…

بنابراین به نظر می رسد که تجارب جنسی زیان آور، خواه در دوران کودکی و خواه در دوران بزرگسالی ممکن است برای تعداد معدودی از قربانیان منجر به مشکلات جنسی بعدی گردد و باید در طول فرآیند ارزیابی مورد تحقیق قرار گیرند.

 اما باید خاطر نشان کرد که بسیاری از افراد که در معرض تجارب جنسی مشابهی فرا گرفته بودند پیامدهای روانشناختی محسوس و طولانی مدتی را از خود نشان ندادند. تسابی و همکاران (۱۹۷۹) تلاش کردند تا مشخص نمایند چرا برخی از زنان به دنبال سوء استفاده جنسی در کودکی، واکنش های طولانی و شد یدی از خود نشان می دهند، در حالی که دیگران به دنبال سوءاستفاده جنسی خود را بهتر تطبیق می دهند.

گزارش این پژوهشگران حاکی ازاین است که مشکلات انطباقی با سوء استفاده مکرر و طولانی تر، سن بالا تر(بخصوص بعد از یازده سالگی) و با توانایی یاداوری هیجان های منفی تر مرتبط با تجربه جنسی، مانند فشار وارد آمده بر مفعول، درد و تنفر از سوء استفاده کننده، ارتباط دارد.

خوشبختانه، مشکلات جنسی و روانشناختی بعدی برای تمام افرادی که در معرض بالقوه تجارب آسیب زای جنسی می باشند به وجود نخواهد آمد.

در صورت وجود مشکلات جنسی مربوط به سوء استفاده جنسی در دوران کودکی حتما به یک روانشناس خوب در تهران مراجعه شود.