خانه مقالات

مقالات

مقالات روانشناسی

مقالات روانشناسی به شما کمک می کند تا در مورد اطلاعات به روز روانشناسی اطلاع پیدا کنید؛ البته نکته مهمی که باید در مقالات روانشناسی به آن توجه کرد منابع آن و نویسندگان است.
به طور مثال اگر به دنبال یک مقاله در مورد روانشناس خوب در تهران هستید:
در ابتدا به نویسنده این مطلب توجه کنید، چه فردی این مطلب را نوشته است؟ در چه سایتی این مطلب منتشر شده است؟

مهم این است که مطلبی که مطالعه می کنید منبع کاملا علمی و درستی داشته باشد، با توجه به اینکه در حال حاضر هر فردی می تواند در داخل شبکه اینترنتی مقاله ای بگذارد، نکته مهم برای تشخیص اینکه این مقاله علمی است به طور مثال می تواند این باشد که در مجله معتبر نوشته شده باشد یا فردی با تحصیلات بالا در آن رشته آن را نوشته باشد.

آیا از انواع افسردگی اطلاع دارید؟

انواع افسردگی

انواع افسردگی: افسردگی اشکال بسیار زیادی دارد، و اصطلاحات بسیار زیادی نیز برای تشریح آنها وجود دارند که برخی از آنها باهم مشترکاتی دارند. مثلا، اصطلاح افسردگی بالینی برای مشخص کردن مواردی از افسردگی به کار می رود که در آنها، نشانه ها حاد هستند و آن قدر به طول می انجامند که درمان توسط روانشناس و یا روانپزشک ضرورت پیدا میکند.

غیر از اختلال افسردگی عمده، انواع افسردگی دیگری نیز وجود دارند؟

شایع ترین انواع افسردگی، اختلال افسردگی عمده است. افسردگی عمده، به صورت حادتری نیز وجود دارد که به افسردگی مالیخولیایی مشهور است. در کتابچه راهنمای DSM افسردگی مالیخولیایی به صورت وضعیتی تعریف شده که در آن شخص، شوق و علاقه خود را به انجام دادن تمام فعالیتها یا تقریبا تمام فعالیتها از دست میدهد و در هنگام مواجهه با پیشامدهای خوب، بهبودی – هرچند موقتی – در او مشاهده نمی شود.

در واقع می توان گفت که این نوعی افسردگی، حالتی از فقدان احساس لذت کامل است یعنی ناتوانی در لذت بردن از تجربیات لذت بخش. در مقابل، اکثر افراد مبتلا به اختلال افسردگی عمده و کلاسیک، قادر به شادبودن و حتی سرزندگی موقت هستند.

آیا افسردگی مالیخولیایی حادترین نوع افسردگی عمده است؟

|خیر، وضعیت دیگری نیز وجود دارد که افسردگی روان پریشانه یا افسردگی دارای ویژگیهای روان پریشانه خوانده می شود که احتمال خطر خودکشی بیماران در این نوع افسردگی، بسیار است. افراد مبتلا به افسردگی روان پریشانه به هذیانها یا توهماتی دچار می شوند که معمولا با خلق غالب آنها تطابق و همخوانی دارند. مثلا ممکن است فردی به این هذیان دچار شود که گناهی نابخشودنی مرتکب شده است.

در حدود ۱۵ درصد از افراد مبتلا به اختلال افسردگی عمده، به افسردگی روان پریشانه دچار می شوند.

افسردگی غیرمعمول بیشتر دایمی (مزمن) است تا متناوب، و معمولا از سن نوجوانی آغاز می شود. افراد مبتلا به آن ممکن است انرژی یا علاقه کمی به همه چیز نشان دهند و به طردشدن، به ویژه طرد احساسی، بی نهایت حساس هستند.

آیا انواع دیگری از افسردگی نیز وجود دارند؟ یک اختلال نامتعارف دیگر نیز وجود دارد که به آن افسردگی آتیپیک غیر معمولی می گویند که برخلاف نامش، غیر معمول نیست، ولی علائم آن برخلاف علائم معمول افسردگی است. در حالی که افراد مبتلا به افسردگی کمتر از حد عادی می خورند و می خوابند. افراد مبتلا به افسردگی غیرمعمول به پرخوابی و پرخوری تمایل دارند و به سرعت بر وزن آنان افزوده می شود.

درباره افسردگی های «حاد» صحبت کردیم، آیا انواع ملایم، افسردگی نیز وجود دارند؟

بله، اختلال دیگری وجود دارد به نام افسرده خویی که به آن افسردگی عصبی نیز می گویند. برای آنکه افسردگی با تعریف افسرده خویی که از نظر لغوی به معنی -بدخلقی است – منطبق باشد، باید حداقل به مدت ۲ سال طول کشیده باشد. افراد مبتلا به افسرده خویی، علائمی به شدت علائم اختلال افسردگی عمده از خود بروز نمی دهند، ولی در واقع هرگز احساس رضایت و خوشی نمیکنند.

افسرده خویی در واقع بیشتر شبیه عفونت ضعیفی است که شما نمی توانید از آن خلاصی یابید. این نوع افسردگی شما را از کارکردن باز نمی دارد و منجر به بستری شدن شما نمی شود، ولی با وجود آن، شما هرگز احساس سلامتی کامل نمی کنید.

دیگر ویژگی های افسرده خویی کدامند؟

افراد مبتلا به افسرده خویی، انرژی روانی کافی را برای پرداختن به هر دو فعالیت کار و تفریح ندارند. به همین دلیل، آنان کمتر به تفریح و سایر فعالیتهای خانوادگی یا اجتماعی می پردازند و روزگار را با بی روحیه گی
می گذرانند. آنان اغلب متهم می شوند به اینکه خود را فدای کار خود کرده اند. نتیجه آن، معمولا اختلاف و نزاع شدید در زندگی زناشویی است.

همچنان که ممکن است شما نیز حدس زده باشید، تشخیص افسرده خویی می تواند بسیار دشوار باشد و درمان آن حتی از تشخیص آن هم دشوارتر است.

چرا افسرده خویی دقیقا یک ویژگی شخصیتی اساسی تلقی نمی شود؟

در واقع این دقیقا همان برداشتی است که معمولا صورت می گرفته است. از دیرباز افرادی را به افسردگی مزمن مبتلا می دانستند که شخصیت افسرده یا اختلال شخصیتی داشته باشند. البته در دهه ۱۹۸۰ درباره مفاهیم و تعاریف روانپزشکی بازنگری های بسیاری صورت گرفت. انجمن روانپزشکی آمریکا در یک طبقه بندی مجدد خود از بیماریهای روانی، افسرده خویی را در ردیف اختلالات عاطفی (خلقي) قرار داد. تحقیقات مبتنی بر عواملی نظیر سابقه خانوادگی، دوره بیماری، و پاسخ آن به درمان دارویی، نشان داد که افسرده خویی را باید در یک سر طیف و اختلال افسردگی عمده را در سر دیگر آن قرار داد.


آیا افراد مبتلا به افسرده خویی هرگز به افسردگی حاد دچار می شوند؟

برخی از مطالعات انجام شده نشان داده اند که اکثر افراد مبتلا به افسرده خویی، به افسردگی عمده دچار می شوند. هرگاه چنین اتفاقی بیفتد بیماری فرد می تواند به ویژه حاد و صعب العلاج شود. و افرادی که بیماری آنان بدین صورت پیش می رود بیشتر در معرض خطر عود بیماری قرار دارند.
آیا انواع افسردگی دیگری نیز وجود دارد؟

بله، اختلال افسردگی_ شیدایی(دو قطبی)، اختلالاتی که ما تا این جا درباره آنها بحث کردیم همگی از انواع افسردگی تک قطبی بودند. اختلال افسردگی – شیدایی اختلالی دوقطبی است، زیرا در بردارنده دوره های متناوبی از شیدایی و افسردگی شدید است.

در اختلال افسردگی – شیدایی دقیقا چه اتفاقی می افتد؟

افراد مبتلا به این انواع افسردگی، در دوره افسردگی آن، علائمی مشابه با افسردگی عمده را از خود بروز می دهند. در دوره شیدایی، آنان علائم کاملا متضادی را از خود بروز می دهند. افراد مبتلا به این بیماری را به کسانی تشبیه میکنند که به لحاظ عاطفی، گویی بر ترن هوایی(از لحاظ افت و خیز عاطفی) سوارند. البته در یک مقیاس زمانی طولانی تر.

به طور متوسطه دوره شیدایی در حدود یک تا سه ماه، و دوره افسردگی در حدود سه تا شش ماه طول می کشد. ممکن است در فاصله این دوره ها دوره هایی از عملکرد طبیعی یا تقریبا طبیعی وجود داشته باشند که می توانند سال ها به طول بینجامند. با این حال، برخی از افراد مبتلا به اختلال افسردگی – شیدایی ممکن است یک الگوی چرخشی (تناوبی) سریع را از خود بروز دهند که در آن در هر سال به چهار دوره تناوب خلقی یا بیشتر دچار شوند.

در هنگام شیدایی، شخص چه حالتی پیدا میکند؟

شخصی که در دوره شیدایی قرار دارد، برخی از علائم زیر یا تمام آنها را نشان می دهد:

۱_ افزایش انرژی

۲_ نیازکم به خواب. کاهش یافتن ساعت های خواب، اغلب نشانه ای از شروع دوره شیدایی است.

۳_خطر پذیری بالا۔

۴_باورهای غیرواقعی درباره توانایی ها و قدرت های خود

۵_ پرحرفی و افزایش میزان فعالیت بدنی، اجتماعی، و جنسی.

۶_ سرخوشی (شنگولی)، تحریک پذیری، و حواس پرتی بسیار زیاد.

۷_بروز رفتارهای نامطبوع، تحریک کننده، یا تجاوزکارانه. ۸_سوءاستفاده از مواد مخدر، به ویژه کوکائین، الکل و داروهای خواب آور.

آیا تصور بر این نیست که افراد مبتلا به اختلال افسردگی – شیدایی، به ویژه خلاق هستند؟

واقعیت دارد که عده ای از نویسندگان و هنرمندان مشهور مانند ارنست همینگوی، ویرجینیا ولف، و احتمالا مارک تواین به وضوح به اختلال دوقطبی دچار بوده اند. حتی ادعا شده است که بتهوون، ونگوک، و ماهلر نیز احتمالا افسرده – شیدا بوده اند.


یک خانم روانشناس به نام کی ردفیلد جمیسون در کتاب خود به نام رگهای از آتش: بیماری افسردگی – شیدایی و خلق و خوی هنری، چنین تخمین زده است که در هنرمندان، شيوع اختلال افسردگی – شیدایی هفت برابر افراد عادی است. او چنین می نویسد:

افراد مبتلا به اختلال افسردگی – شیدایی، سریع تر و سیال تر فکر می کنند، میزان انرژی بیشتر و تجربیات هیجانی وسیع تری دارند و به سهولت بیشتری از سرخوشی به یأس و ناامیدی تغییر حالت می دهند. هنرمندان باید با کلام هیجان انگیز به جاهایی سیر کنند که دیگران نمی توانند و افراد افسرده – شیدا این کار را خود به خود انجام میدهند.

این مسئله چه ایراد عمده ای دارد؟

اجازه دهید به خاطر بیاوریم که بسیاری از این هنرمندان در مقابل تمام فورانهای خلاقیت خود به هنگام دورة شیدایی، در هنگام بازگشت ناگزیر به افسردگی، هزینه گزافی را پرداخته اند. مثلا، ارنست همینگوی و ویرجینیا ولف، هر دو دست به خودکشی زدند.

برای اکثر افراد، دوره شیدایی فقط یک وضعیت کاملا مخرب است که به قیمت از دست دادن زندگی، دوستان و خانواده تمام می شود. افراد در هنگام شیدایی، متوجه عواقب دردناک یا مضر رفتار خود نمی شوند.

آنان ممکن است بدهی های بسیاری بالا بیاورند، تصمیم های بی موردی در زمینه امور شغلی خود بگیرند و از نظر جنسی بی نهایت بی بند و بار شوند. حتی ممکن است آنها قانون شکنی کنند و به زندانی بیفتند.

آیا هرگز اتفاق می افتد که شیدایی واقعا به طرز خطرناکی از کنترل خارج شود؟

برخی از مردم در دوره های شیدایی دچار روان پریشی میشوند. آنان ممکن است به هذیانهایی دچار شوند که با شدت خلقیات آنها متناسب است . مثلا بشنوند که خدا به آنان می گوید که مأموریتی خاص، یا قدرت هایی خاص دارند، یا به دلیل ویژگی های خاص خود، به هذیان گزند و آسیب دچار شوند.


آیا اختلال افسردگی -شیدایی نیز اشکال مختلفی دارد؟

در واقع این اختلال، برحسب شدت و ضعف هر دوره و فاصله های زمانی مابین آنها، أشكال بسیاری دارد. برخی از افراد مبتلا به اختلال افسردگی -شیدایی(دو قطبی)، به افسردگی های مکرر دچار می شوند و دوره های شیدایی در آنها نادر است. بعضی از آنان وضعیتی دارند که به آن اختلال خلقی مختلط گفته میشود که در آن، فرد همزمان به افسردگی و شیدایی شدید دچار می شود. و درصد کوچکی از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، فقط دوره های شیدایی را طی می کنند. در شیدایی خفیف فرد به افسردگی های شدید و دوره های نسبتا ملایم شیدایی دچار می شود.

وضعیت دیگری نیز وجود دارد به نام ادواری خویی به صورت روزانه یا هفتگی – وجه مشخصه آن، نوسانهای بسیار کوتاه – به صورت روزانه یا هفتگی- بین شیدایی خفیف و افسردگی خفیف است. برای افراد مبتلا به ادواری خویی، که در حدود ۱۰ درصد افراد مبتلا به اختلالات دوقطبی را تشکیل می دهند، فواصل زمانی بسیار کمی وجود دارند که آنها واقعا عاری از علائم باشند.

آیا افرادی وجود دارند که به افسردگی فصلی دچار شوند؟

بله، برخی افراد از وضعیتی به نام اختلال عاطفی فصلی (SAD) رنج می برند، که معمولا در پاییز آغاز می شود و در بهار به طرز اعجاب آوری بهبود می یابد. افراد مبتلا به SAD میگویند که هرچه محل سکونتشان در مناطق شمالی تر کره زمین (به سمت قطب شمال) باشد و نیز با ابری تر شدن هوا، افسردگی شان تشدید می شود. در حالی که گفته شده SAD ارتباط عمده ای با روزهای تاریک زمستان دارد، در برخی از موارد با محیطهای کار بسته و تاریک، روزهای ابری نابهنگام در فصل های دیگر، و مشکلات بینایی مرتبط و همراه است.

بعضی کارشناسان معتقدند که بالابودن میزان مصرف الکل و میزان خودکشی در کشورهای شمالی ای نظیر سوئد می تواند به دلیل SAD باشد.. البته گروه دیگری از پزشکان هستند که معتقدند ایده SAD به عنوان یک مفهوم معتبر پزشکی، شدیدا خدشه دار است.

آیا چنین نیست که همه در زمستان دچار حالت رخوت و کسالت می شوند؟

SAD همان رخوت معمول زمستان نیست. یک دلیلش این است که میانگین دوره SAD پنج ماه است. به علاوه اینکه، علائم SAD شامل بسیاری از ویژگی های معمول افسردگی به ویژه کاهش انرژی حیاتی، خستگی، بی حوصلگی، گوشه گیری و اجتماع گریزی است.

سایر علائم مختلط هستند. افراد مبتلا به SAD ممکن است به کم خوابی یا پرخوابی آنچنان حادی دچار باشند که برای آنان، انجام برنامه کار عادی از ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر، مشکل باشد. همچنین ممکن است آنان به مصرف کربوهیدرات ها تمایل داشته باشند و در طی دوره این اختلال، افزایش وزن چشمگیری پیدا کنند. علائم این اختلال می توانند دامنه ای از بسیار حاد تا خفيف و ملایم داشته باشند.

در صورت داشتن انواع افسردگی که در بالا عنوان شد و برای درمان آن حتما به یک روانپزشک و یا روانشناس خوب مراجعه کنید.

منبع: کتاب افسردگی

مشاوره پیش از ازدواج خوب

بهترین روانشناس در تهران

مزایای مشاوره پیش از ازدواج خوب

زوج درمانی می‌تواند به زوج‌های صمیمی کمک کند تا به مسائلی که در روند رابطه‌شان پیش می آیند بپردازند، اما مشاوره پیش از ازدواج خوب می‌تواند به زوج‌ها کمک کند تا حیطه‌هایی که احتمالاً بعداً باعث ایجاد تعارض میانشان می‌شوند را شناسایی کنند-مانند مسائل مالی، روش‌های فرزندپروری، اهداف شغلی، و پویایی‌های خانواده و غیره- و یا در صورت امکان این مسائل را در همان مراحل اولیه رابطه‌شان بینش یابی و رفع کنند و یا برنامه‌ای را برای رسیدگی به آنها در سالهای آتی تهیه کنند.

در مطالعه‌ای که در مجله روانشناسی خانواده منتشر شد و از طریق یک نظرسنجی تلفنی تصادفی انجام شده بود، مشاهده گردید زوج‌هایی که در نوعی برنامه مشاوره پیش از ازدواج شرکت کرده بودند در حدود ۳۱% کمتر احتمال داشت رابطه­شان منجر به طلاق شود.

  • مسائل را خیلی زودتر شناسایی می‌کند: انتظارات متفاوت تأثیر فاجعه باری بر بیشتر ازدواج‌ها می‌گذارند. مشاوره ازدواج از همان اوایل کار به زوج‌ها در تعیین و بحث در مورد انتظاراتشان کمک می‌کند. اگر زوج‌ها انتظارات متفاوتی داشته باشند، آنگاه مشاور می‌تواند به آنها در شناسایی روش‌هایی برای مقابله با آن تفاوت‌ها کمک کند.
  • به زوج‌ها در اجتناب از رنجش‌های مسموم کمک می‌کند: وقتی زوج‌ها معتقد باشند که دیگر عاشق هم نیستند، معمولاً این بدان معناست که اجازه خواهند داد تا رنجش و دلخوری در رابطه‌شان ایجاد شود. رنجش برای خوشبختی و شادی افراد سمی است و در طول مشاوره پیش از ازدواج، زوج‌ها راههایی را برای اجتناب از این نوع سم عاطفی یاد می‌گیرند.
  • باعث کاهش ترس از دوام ازدواج می‌شود: شواهد آماری ثابت می‌کنند که در هر روز عمر یک ازدواج‌ تمام می‌شود، که این موضوع برای زوج‌هایی که به آینده فکر می‌کنند نگران کننده است. مشاوره پیش از ازدواج به زوج‌ها کمک می‌کند تا ترس‌هایشان در مورد تشکیل و حفظ یک رابطه موفق را شناسایی کرده و با آنها مقابله کنند.

آیا مشورت با یک مشاوره پیش از ازدواج خوب را برای تصمیم گیری برای ازدواجتان ضروری می دانید؟

این باور وجود دارد که مشاوره پیش از ازدواج خوب (نوعی درمان تخصصی که معمولاً توسط درمانگران ازدواج و خانواده ارائه می‌شود)، همه زوج‌هایی را که به فکر تشکیل زندگی و ایجاد تعهدی بلندمدت همچون ازدواج هستند را از مزایای زیادی بهره مند می‌سازند.معمولاً، هدف از مشاوره پیش از ازدواج خوب شناسایی زودهنگام و پرداختن به حیطه‌های احتمالی تعارض در رابطه است، قبل از اینکه آن مسائل به نگرانی‌های جدی تبدیل شوند، و همچنین ارائه آموزش راهبردهای مؤثر به زوج‌ها برای بحث در مورد تعارضات و حل آنها. زوج‌هایی که قبل از ازدواج به سراغ مشاوره قبل از ازدواج خوب می‌روند، همچنین ممکن است فکر کنند مشاوره پیش از ازدواج می‌تواند به آنها کمک کند تا درکی بهتری از انتظاراتشان در مورد ازدواج داشته باشند و هرگونه اختلاف و تفاوت جدی را در محیطی ایمن و بی طرفانه حل کنند.

در اوایل آشنایی قبل از ازدواج، به دلیل هیجانات بالا در طرفین ، به نکات مهمی که برای شروع ازدواج و یک ازدواج موفق الزامی است توجه نمی شود، در نتیجه بعد از گذشت چند سال از ازدواج تفاوت ها و اختلاف های بین طرفین از جمله تفاوت های شخصیتی، سبک زندگی، فرهنگی و …. مشخص می شود ، یک مشاوره پیش از ازدواج خوب به نوعی شما را از وجود چنین تفاوت هایی آگاه می کند و در صورت لزوم نحوه برخورد صحیح با این تفاوت ها تشریح می شود.

مراحل مشاوره پیش از ازدواج خوب

 مراحل مشاوره پیش از ازدواج می تواند توسط هر روانشناس(مشاوره قبل از ازدواج خوب) متفاوت باشد، اما یکسری موارد است که در همه آنها به یک صورت انجام می گیرد. به طور مثال در ابتدا باید به صورت جداگانه هم با خانم و هم با آقا صحبت انجام گیرد. روانشناس (مشاوره پیش از ازدواج خوب) می‌تواند با صحبت کردن با هر یک از طرفین آگاه شود، که آیا هر یک از طرفین آمادگی اجتماعی لازم، استقلال مالی، استقلال روانی، پختگی هیجانی، آمادگی اعتقادی و ارزشی و در کل مهارت های لازم برای ازدواج را دارند یا خیر.

 پس در اولین مرحله از مراحل مشاوره پیش از ازدواج این آمادگی های لازم بررسی می‌شود، به طور مثال آمادگی مالی  از موارد مهم برای ازدواج است، در صورتی که فرد آمادگی مالی لازم برای ازدواج را نداشته باشد به هیچ وجه این ازدواج توصیه نمی شود. علاوه بر آن استقلال روانی نیز که شامل مسئولیت پذیری، توانایی مقابله با مشکلات، مثبت اندیشی و خوشبینی است، نیز از دیگر مواردی است که به طور کامل باید بررسی شود.

آیا تست در مراحل مشاوره انجام می شود؟

 بهتر است که از دو طرف تست های روانشناسی نیز گرفته شود، این تست‌ها به روانشناس کمک می کند تا دید دقیق تری به افراد داشته باشد، سپس در یک نشست که هم آقا و هم خانم  باشند میزان شباهت ها و تفاوت ها و جواب تست ها بررسی و توضیحات لازم به هر دو طرف در خصوص این ازدواج داده می شود.

آیا مشاوره قبل از ازدواج ضروری است؟

 قطعاً! همانگونه که وقتی می‌خواهید در مورد مسائل کوچک زندگی مانند حتی خرید ماشین و …. تصمیمی بگیرید سعی می‌کنید نظر متخصصین را در مورد انتخاب خود بدانید، برای تصمیم‌گیری برای چنین مورد مهمی نیز لازم است که نظر شخص سوم متخصصی را در این مورد جویا شوید. زیرا وقتی شما در وسط جریانی هستید با دید کامل نمی‌توانید آن را بررسی کنید.

یک مشاوره قبل از ازدواج خوب می‌تواند بدون هیچگونه قضاوتی و با دید کاملاً بی طرف شما را از این تفاوت‌ها و شباهت‌های تان آگاه سازد و شما را از مشکلاتی که ممکن است با آن در آینده روبه‌رو شوید آگاه کند. مشاوره پیش از ازدواج خوب می‌تواند به شما توضیح دهد روی کدام یک از صفات شخصیتی خود نیز باید کار کنید که اگر ازدواج صورت گرفت با مشکلات جدی روبرو نشوید.

بهترین دکتر مشاوره قبل از ازدواج چه ویژگی هایی دارد؟

 مانند بقیه موارد در این خصوص نیز روانشناسی که در این خصوص تجربه و علم کافی داشته باشد، در این مورد می تواند بهترین دکتر مشاوره قبل از ازدواج تلقی شود. علاوه بر آن مهم است که مشاور پیش از ازدواج بدون هیچ گونه قضاوت و پیش داوری در مورد افراد آنها را ببیند و در صورتی که مواردی می بیند چه در تست و چه در صحبت های انفرادی و یا دو نفره با آنها که ممکن است در آینده این ازدواج را به خطر بیاندازد، حتماً به زوجین اطلاع دهد.

 مشاوره قبل از ازدواج خوب چند جلسه است؟

 در این مورد بستگی به رویکرد مشاور قبل از ازدواج دارد، در بعضی موارد که روانشناس از طرفین تست روانشناسی نمی‌گیرد صحبت با طرفین به صورت انفرادی و پس از آن دو نفره را در یک روز انجام می دهد، اما برخی مشاوران قبل از ازدواج در یک جلسه تست های لازم را انجام می‌دهند و در یک جلسه دیگر( و یا دو جلسه) به صورت انفرادی با هر یک از طرفین صحبت می‌کنند جلسه بعدی با حضور دو طرف صورت می‌گیرد و یک جلسه نهایی دارند که در آن مشاوره قبل از ازدواج نتیجه گیری نهایی را انجام میدهد.

پروتکل مشاوره پیش از ازدواج

 همانگونه که توضیح داده شد مشاوران متفاوت پروتکل های متفاوتی دارند که بر اساس آن تعداد جلسات و ویژگی هایی که در مورد اشخاص باید بررسی شوند مشخص می شوند. در حقیقت پروتکل های مشاوره پیش از ازدواج هر روانشناس با توجه به رویکرد آن روانشناس در بیشتر موارد انتخاب می‌شود.

 سوالات مشاوره قبل از ازدواج، سوالات قبل از ازدواج:

 برای رفتن پیش مشاوره پیش از ازدواج لازم نیست که در مورد سوالات آن بدانید و یا از قبل برای آن آمادگی داشته باشید، در صورتی که به هر دلیلی در حال حاضر نمی توانید به مشاوره پیش از ازدواج مراجعه کنید، توصیه می شود حتماً کتاب ۱۰۰۱ پرسش پیش از ازدواج را با هم مطالعه کنید در این کتاب سوالات مشاوره پیش از ازدواج را که لازم است پاسخ دهید می توانید بررسی کنید.

 جواب سوالات مشاوره قبل از ازدواج

 در حقیقت برای سوالات مشاوره قبل از ازدواج جواب درست و غلطی وجود ندارد که بخواهیم دنبال آنها باشیم و در حقیقت ما مشاوره قبل از ازدواج را برای این انجام می‌دهیم که تا حد ممکن از بروز طلاق و مشکلات عمده در ازدواج جلوگیری کنیم و در ازدواج بیشترین چیزی که مهم است وجود شباهت ها و علاوه بر آن سلامت روان طرفین است پس با راحتی صداقت کامل به سوالات در مورد خود پاسخ دهید.

 تست مشاوره قبل از ازدواج خوب

در مشاوره پیش از ازدواج تست های شخصیتی حتما گرفته می شوند که انواع مختلف دارند و علاوه بر آن بهتر است که تست باورها و همچنین نوع دلبستگی فرد نیز با گرفتن تست مشخص شود، تست های شخصیتی که در در بیشتر موارد گرفته می شوند عبارت هستند از کتل یا نئو.

مشاوره قبل از ازدواج آنلاین

 در بعضی موارد به دلیل دوری مراجع به روانشناس مشاوره قبل از ازدواج به صورت آنلاین انجام می‌شود، به طور مثال برای افرادی که مهاجرت کردند و یا در شهرهای زندگی می‌کنند که دسترسی راحت به مشاوره پیش از ازدواج خوب را ندارند توصیه می‌شود که از مشاوره قبل از ازدواج آنلاین استفاده کنند. در مشاوره قبل از ازدواج آنلاین نیز به طور جداگانه با هر فرد صحبت می‌شود و سپس در جلسه جمع‌بندی نتیجه‌گیری صورت می گیرد، علاوه بر آن در مشاوره قبل از ازدواج آنلاین نیز می توان تست های روانشناسی را انجام داد تا از تشخیص دقیق تری استفاده کرد.

 بیشترین سوالاتی که مراجعین در مورد مشاوره پیش از ازدواج می‌پرسند:

 در مشاوره ازدواج چه می گویند؟

 بهترین پاسخی که می‌توان به این عزیزان داد این است که بدون هیچ استرسی پیش مشاور بروند زیرا در بسیاری از موارد یکی از طرفین نگران این هستند که نکند مشاوره قبل از ازدواج باعث شود که این ازدواج صورت نگیرد، در جواب به این نگرانی مهم است که افراد بدانند به هیچ عنوان یک روانشناس و مشاوره قبل از ازدواج خوب به شما نمی‌گوید که ازدواج بکنید یا خیر.در حقیقت گرفتن تصمیم نهایی با شماست و فقط روانشناس تفاوت ها و مشکلاتی که امکان دارد در آینده با آن روبه‌رو شوید را به شما گوشزد می کند.

تو مشاوره ازدواج چه سوالاتی می پرسند؟

در مشاوره قبل از ازدواج در مورد ملاک‌های دو نفر برای ازدواج از آنها سوال پرسیده می‌شود، ملاک های مربوط به ظاهر هر فرد بررسی می‌شود که آیا شخص انتخاب شده از نظر فرد مقابلش از نظر ظاهری قابل قبول است. علاوه بر آن ملاک‌هایی مربوط به نظام ارزشی، ایمان و باورهای اعتقادی و اخلاقی افراد با سوالات مختلف سنجیده می‌شود.

وضعیت خانوادگی آنها بررسی می‌شود، با نحوه پاسخ دادن آنها به کلیه سوالات مدل صحبت کردنشان بررسی می‌شود و علاوه بر آن در مورد ویژگی‌های فرهنگی سوال پرسیده می‌شود، مخصوصاً اگر از دو قوم مختلف باشند مراسم ها و غیره باید بررسی شوند. علاوه بر آن ملاک های مربوط به موقعیت های اجتماعی فرد مانند شغل و تحصیلات و طبقه اجتماعی بررسی می‌شود، علایق و تفریحات افراد و روابط اجتماعی آنها نیز مهم است.

پکیج مشاوره پیش از ازدواج چگونه است؟

همانگونه که توضیح داده شد در بعضی موارد درمانگران با توجه به رویکرد شان پکیج مشاوره پیش از ازدواج های متفاوتی دارند، در بعضی موارد این پکیج ها دو جلسه، ۳ جلسه‌ای و گاها تا ۶ جلسه ممکن است باشند.

کتاب مشاوره پیش از ازدواج چه پیشنهاد می کنید؟

کتاب مشاوره پیش از ازدواج نوشته قهاری برای مشاوران و روانشناسان که در این زمینه فعالیت دارند توصیه می شود، اما برای افرادی که تصمیم به ازدواج دارند، کتاب ۱۰۰۱ پرسش پیش از ازدواج نوشته لیهی توصیه می‌شود.

ویژگی های یک خانواده شاد و موفق چیست؟

 در خانواده های شاد و موفق این ویژگی ها یافت می شود، ۱- احترام متقابل، ۲- احساس امنیت و آرامش، ۳- مسئولیت پذیری، ۴-  محبت و علاقه، ۵- رابطه سالم و سازنده، ۶- اعتقاد به ارزش‌ها و اصول اعتقادی، ۷- قدردانی.

 آیا مشاوره ازدواج خوب است؟

 پاسخ به این سوال آیا مشاوره ازدواج خوب است تنها می‌تواند قطعاً باشد، البته باید به این نکته توجه داشت که مهم است طرفین اطلاعات درستی در مورد خودشان به مشاور بدهند، زیرا مشاور  بر اساس این اطلاعات تصمیم می‌گیرد.

 به این دلیل می‌گوییم مشاوره ازدواج خوب است و لازم است زیرا در بسیاری از موارد پسر و دختر به دلیل وجود بعضی از تفاوت ها به هم جذب می‌شوند که در اول رابطه این تفاوت ها ممکن است باعث جذابیت رابطه شود، ولی به مرور زمان همین تفاوت‌ها باعث ایجاد مشکلات می‌شود. به طور مثال ممکن است در ابتدای امر برای یک فرد درونگرا یک فرد کاملاً برونگرا جذاب باشد، ولی بعد از مدتی با هم دچار اختلاف می شوند حتی در موارد بسیار پیش پا افتاده مانند بیرون رفتن.

آیا مشاوره قبل از ازدواج اجباری است؟

 از لحاظ روانشناسی اگر به این سوال بخواهیم پاسخ دهیم می‌گوییم مشاوره قبل از ازدواج اجباری نیست ولی کاملاً ضروری است!

در جلسه مشاوره ازدواج چه بگوییم؟

مسایلی که می توانید در جلسه مشاوره بگوید و به روانشناسان در تصمیم گیری کمک کنید این است که علاوه بر نکات مثبت اگر مواردی می بینید که احساس می‌کنید در آینده نیز ممکن است شما را دچار مشکل کند حتماً در مورد آن ها صحبت کنید. علاوه بر آن مهمترین مساله در جلسات مشاوره پیش از ازدواج صادق بودن است.

 بهترین زمان برای مشاوره ازدواج چه زمانی است؟

بهترین زمان برای مشاوره ازدواج زمانی است که طرفین تا حدودی با هم رفت و آمد کرده باشند و با هم آشنا شده باشند و به یک شناخت کلی در مورد فرد مقابل و حتی رابطه خود پیدا کرده باشند. باید توجه داشت نباید خیلی دیر مشاوره قبل از ازدواج گرفت در این صورت ممکن است وابستگی آنقدر زیاد شده باشد که در صورتی که تصمیم فرد به تمام کردن ارتباط رسید از لحاظ احساسی دچار صدمه شدید نشوند.

مشاوره ازدواج تلفنی

 در این موارد توصیه می‌شود تا حد امکان جلسه به صورت حضوری باشد، زیرا در ملاقات‌های رودررو روانشناس می‌تواند از زبان بدن طرفین و …. اطلاعات بیشتری به دست آورد.

نکات کلیدی که یک مشاور پیش از ازدواج خوب در جلسات بررسی می کند:

ابتدا نوع شخصیت طرفین بررسی می شود، در بعضی حیطه ها شباهت ها مهم اند، و در بعضی حیطه ها مکمل بودن. باید به این نکته توجه داشت که صرف شبیه بودن زن و مرد آن ها را برای ازدواج با هم مناسب نمی کند به طور مثال اگر یکی از طرفین وسواس داشته باشد اینکه طرف دیگر نیز وسواس داشته باشد به هیچ عنوان این دو فرد را برای ازدواج با هم مناسب نمی کند.

پس می توان به این نکته مهم اشاره کرد که علاوه بر اینکه صفات شخصیت در هر فرد به تنهایی باید بررسی شود، صفات شخصیت طرفین در کنار هم نیز باید مورد توجه بسیار قرار بگیرد، به طور مثال اگر یکی از زوجین در صفت قدرت طلبی نمره بالایی بگیرد(power)، و زوج دیگر در نمره احتیاج به آزادی نمره بالا بگیرد این دو در این مقوله به مشکل برخواهند خورد، علاوه بر اطلاعاتی که در این حیطه به زوجین داده می شود، اگر اختلاف نمره آن ها بالا نباشد نحوه مدیریت رفتار به زوجین آموزش داده می شود.

وجود هر یک از اختلال های شخصیت در طرفین احتیاج به بررسی دارد، در صورت وجود اختلال شخصیت در هر یک از زوجین این موضوع کاملا باید به طرفین توضیح داده شد و اشکالاتی را که در آینده با آن مواجه خواهند شد نیز با موشکافی تشریح شود. بعضی از اختلال های شخصیت مانند اختلال شخصیت پارانویید دارای درمان مشکل و طولانی می باشد، علاوه بر آن گاها وراثت نیز در این اختلال دخالت دارد و لازم است تمامی این توضیحات را طرفین بدانند.

احتمالا برای شما این مطلب نیز جالب است: روانشناس خوب چه ویژگی هایی دارد؟

شما احتمالا با این جستجوها به این مقاله رسیده اید:

مشاوره پیش از ازدواج خوب، مشاوره قبل از ازدواج خوب، مشاوره قبل از ازدواج

 

 

 

 

گروه های در معرض خطر ابتلا به افسردگی

خطر ابتلا به افسردگی

چه کسانی بیش از همه در معرض خطر ابتلا به افسردگی هستند؟

چنانکه آمار مربوط به شیوع افسردگی نشان می دهد، زنان اولین گروهی اند که در معرض خطر ابتلا به افسردگی هستند، و موارد تشخیص داده شده در آنان دو برابر مردان است. ولی این آمار جای بحث بسیار دارد. برخی از کارشناسان بر این باورند که مردان نیز به اندازه زنان افسرده می شوند، ولی چون جامعه ما از مردان انتظار دارد که در مواجهه با دشواری ها سرسخت و خوددار باشند بسیاری از آنان صحبت کردن درباره درماندگی احساسی یا نشان دادن ضعف را دشوار میدانند، و بیش از زنان احتمال دارد که به «خود – درمانی» با الکل یا داروهای مخدر بپردازند.

مضافا اینکه مردان بیش از زنان در معرض این قرار دارند که در اجتماع به دلیل افسردگی، انگ بخورند، و به همین دلیل تمایل کمتری به قبول افسرده بودنشان دارند.

در واقع، مطالعه ای که در دهه ۱۹۸۰ صورت گرفته که بسیار هم به آن استناد می شود، نشان داد که در صد ابتلا به اختلالات خلقی عمده در میان مردان و زنان جامعه آمیشه در ایالت پنسیلوانیا یکسان است. محققان به این نکته اشاره کردند که در فرهنگ آمیش استفاده از الکل و مواد مخدر ممنوع است . این راه فرار خاص بر روی آنها بسته است و اینکه چون بزهکاری در میان آمیش ها نادر است، هیچ کدام از مردان آنها به دلیل زندانی بودن در هنگام
تحقیق، از قلم نیفتاده اند.

ولی این عقیده که مردان هم به اندازه زنان به اختلالات افسردگی عمده دچار می شوند، هنوز دیدگاهی کم طرفدار است.

چه گروههای دیگری در معرض خطر ابتلا به افسردگی هستند؟

جای تعجب ندارد که افراد مسن ساکن در خانه های سالمندان و مراکز مراقبت، چه آنان که مدتی طولانی در خانه سالمندان نگهداری میشوند و چه آنها که موقتا در مراکز مراقبتهای حاد نگهداری میشوند، اغلب شدیدا افسرده هستند. احتمالا بین ۱۰ تا ۲۰ درصد این افراد به اختلال افسردگی عمده مبتلا هستند. در منابع دیگر، این رقم تا دو برابر این مقدار تخمین زده شده است.


درخصوص افراد مسنی که تحت مراقبت نیستند چطور؟

به طور کلی میزان ابتلا به افسردگی بالینی در آنان می تواند واقعأ کمتر از افراد جوان باشد – شاید تنها یک تا دو درصد باشد. البته در حدود ۱۰ درصد افراد با اینکه از دیدگاه تخصصی دچار اختلال افسردگی عمده نیستند، ممکن است علائم مشخص افسردگی را داشته باشند.


آیا می توان نتیجه گرفت به طور کلی، افراد مسن كمتر از متوسط کل جمعیت افسرده می شوند؟

بله، البته شما می توانید این نتیجه کلی را بگیرید، ولی با کمی محافظه کاری. از یک نظر، شیوع فراوان زوال عقل، بیماری آلزایمر و دیگر بیماری های مرتبط با سن، به این معنی است که به افسردگی در افراد مسن توجهی نمی شود. افسردگی در افراد بالاتر از ۶۵ سال، اغلب ناپیداست، زیرا در بسیاری از موارد به بیمار و نه پزشک، هیچ کدام نمی توانند افسردگی را از دیگر بیماریها تشخیص دهند.

همچنین شواهدی وجود دارند که نشان میدهند افراد مسن نشانه های افسردگی را کمتر از حد واقعی آن گزارش میکنند. بخشی از آن بدین دلیل است که آنان انتظار افسردگی را در این سن و سال دارند و برخلاف فرزندان خود که معتقدند باید به روانشناس مراجعه کننده بر این باورند که باید خوددار باشند و ناراحتی های خود را بروز ندهند. بسیاری از آنان، افسردگی را نشانه ای از ضعف یا تنبلی می دانند و نه یک اختلال پزشکی.

آیا کودکان نیز دچار افسردگی می شوند؟

البته. احتمالا نزدیک به یک میلیون نفر از مردم بریتانیا که سن آنها کمتر از ۱۸ سال است، دچار افسردگی بالینی هستند. برخی از محققان معتقدند که حتی اطفال نیز می توانند افسرده شوند، و افسردگی را گاهی اوقات یکی از عوامل دخیل در وضعیت کودکانی تلقی می کنند که بدون دلیل واضح و مشخصی، رشد و سلامتی مناسبی ندارند.

تعداد کنونی کودکان افسرده چه قدر است؟

مجددا باید آمار و ارقام موجود در این زمینه را با دقت و تأمل مرور کرد به طور کلی میزان ابتلا به افسردگی در میان کودکان کم است: احتمالا ۱ درصد کودکان در سطح پیش دبستانی و ۲ درصد کودکان سنین مدرسه، پیش از رسیدن به سن بلوغ به افسردگی دچار می شوند. این میزان برای پسران و دختران یکسان است.

رسیدن به سن بلوغ، که خود می تواند گاهی اوقات عامل بروز یک دوره افسردگی عمده باشد، باعث افزایش درصد افسردگی در هر دو جنس می شود. البته پس از بلوغ، میزان مبتلایان به افسردگی در دختران به تدریج بیشتر می شود تا جایی که نظیر بزرگسالان، میزان بروز آن در دختران نسبت به پسران، ۲ به ۱ میشود.


شما چه موقع میفهمید که یک کودک افسرده شده است؟

برای این کار باید به دنبال تغییرات رفتاری بگردید، مثلا اطفال در هنگام افسردگی گوشه گیر می شوند، به فعالیتهای اطراف خود بی علاقه و بی توجه می شوند، و ممکن است از غذاخوردن امتناع کنند. کودکان پیش دبستانی ممکن است کج خلقی کنند و قشقرق راه بیاندازند و در صحبت کردن و همکاری با والدین در هنگام نیاز به اجابت مزاج، واپس روی کنند. کودکان دبستانی ممکن است تحریک پذیر شوند، جنگ و دعوا کنند، با والدین خود حاضر جوابی کنند و از درد و ناراحتی شکایت کنند.

ولی آیا عده کودکانی که این چنین رفتار می کنند زیاد نیست؟

همین طور است. همه کودکان، مراحل رشدی را پشت سر می گذارند که تشخیص یک اختلال روانی را دشوار می کند. علاوه بر آن بعضی از کودکانی که افسرده به نظر می رسند در واقع اختلال رفتاری دارند. در حالی که برخی دیگر که به نظر می رسد اختلالات رفتاری داشته باشند، در حقیقت افسرده هستند. همه اینها، تشخیص افسردگی را در کودکان، به ویژه در سنین کمتر، دشوار می کنند.

با در نظر داشتن این دشواری های حرفه روانشناسی اختلالات افسردگی کودکان را به طرزی دیگر تعریف کرده است. به طوری که مثلا در مقایسه با افسردگی، تحریک پذیری می تواند نشانهای متداول تر باشد. علاوه بر آن کافی است علائم افسردگی مزمن فقط یک سال استمرار یابند تا کودک افسرده خو تشخیص داده شود. در حالی که این مدت برای بزرگسالان ۲ سال است.

علائم افسردگی در نوجوانان کدامند؟

تشخیص افسردگی در نوجوانان می تواند از این هم دشوارتر باشد، چون وجه مشخصه این مرحله از رشد، خشم و گوشه گیری بسیار است. یک دکتر روانشناس خوب می داند که هرگاه نوجوانان فعالیت های دلخواه خود را کنار می گذارند، ترک تحصیل میکنند، به مواد مخدر یا الکل و امثال آن روی می آورند، و به ویژه درباره مرگ و خودکشی صحبت می کنند، باید دلیل آن را در افسردگی جستجو کنند.

۳ نکته مهم برای تعبیر رویا که باید بدانید

رویا

رویا ها را می توان به سه دسته تقسیم کرد
الف) ابتدا می توانیم رویا هایی را ذکر کنیم که معنی دارند و قابل درک وکشف هستند. یعنی آنهایی که به آسانی با زندگی روحی ما قابل تطبيق هستند بدون اینکه این تطبيق ما را ناراحت کند. رویا های زیادی از این دست وجود دارد، که در آنها داستان دیده شده خود گویاست و توجه زیاد و یا حیرت مارا جلب نمی کنند. زیرا عناصر ناهماهنگ در آنها دیده نمی شود.
این حقیقت که آنها در سیستم روحی فرد تولید می شوند، بار عاطفی دارند خود دلیلی بر علیه نظریه هایی است که خواب را فعالیت وارتباط جسمی تعدادی از سلول های مغزی میداند. رؤیاهای ساده و دارای معنی شبیه حوادث روزانه هستند و عناصر واپس زده و سرخورده در آنها بندرت دیده می شود. ما معمولا ترس یا اضطرابی از دیدن آنها نداریم (گرسنه خواب غذا می بیند و تشنه خواب آب).

 

ب) دسته دوم خوابهایی هستند که عناصر آن معنی دارند ولیکن آشفته و بهم ریخته میباشند، مثل اینکه ما نمیدانیم که مفهوم آنها در کجای زندگی روانی ما قرار دارد. مثلا برادر عزیزی از بیماری طاعون رنج می برد، و ما هیچ دلیلی برای مشاهده چنین نمایشی نداریم و از خود میپرسیم که چطور چنین چیزی ممکن است؟ یا به من چه ارتباطی دارد که فلان شخص طاعون دارد.
ج) دسته سوم خوابهایی کاملا بهم ریخته و نامفهوم هستند، با صحنه هایی ظاهر بیمعنی ، بیهوده و مغشوش. قسمت اعظمی از فعالیت خواب سازی ما چنین وضعیتی دارد و شاید همین موضوع موجب شده که تحقیقات پزشکی نورولوژی در دانشکده های پزشکی توجه اندکی به پدیده خواب بکند وحد اکثر آنرا نوعی ضعف و کاهش فعالیت فیزیولوژیک بداند. بی شک در چنین خوابهای آشفته، خیلی نادر است که جای پای ضعف و ناتوانی و استیصال روحی موجود نباشد.
تفاوت بین محتوی ظاهری خواب و محتوی پنهان آن ، مخصوص دسته دوم و سوم است که در آنها نمایش بصورت آشفته و تآتری بیمعنی بنظر می رسد. ولی در خوابهای دسته اول (بر اوردن ارزوی کودکانه ) محتوی ظاهر با محتوی باطن تطبیق می کند .

در رویاهای دسته دوم و سوم معمایی وجود دارد که فقط با تحلیل خاطرات و ضبط های ذهنی یک فرد ممکنست کلید معما و رسیدن به مفهوم پشت پرده خواب بدست آید.

برای شما جالب است که بدانید: روانشناس خوب کیست؟

روش های تخلیه هیجانات منفی

روش های تخلیه هیجانات منفی

روش های تخلیه هیجانات منفی: وقتی با ضربه ها یا چالش هایی روبه رو می شویم که فراتر از توان ما برای کنار آمدن با آنهاست و سعی میکنیم آنها را از ذهن خود دور یا از دیگران مخفی کنیم، سلامت ما لطمه می بیند. افرادی که در کودکی مورد آزار قرار گرفته اند یا در بزرگسالی قربانی شده اند یا داغدیده هستند و کسانی که به یادمان های این رویدادها نمی پردازند از سلامت ضعیف تری برخوردارند، بیشتر به پزشک مراجعه می کنند و از بیماری های بیشتری رنج می برند (زیدنر و اندلر، ۱۹۹۶).

راه های زیادی برای پرداختن به این یادمان ها وجود دارند و از جمله راه های مؤثر عبارتند از یاد آوری ضربه، نگهداری آن در هشیاری و تحمل اضطراب مرتبط با آن، در حالی که این یادمان انباشته از عاطفه و از خود رانده شده را با دیدگاه کلی خود از جهان پیوند می دهیم (کین، ۱۹۹۸؛ نیدرهافر” و پنبیکران ۲۰۰۲؛ پنبیکر، ۱۹۹۷؛ شاپیرو، ۲۰۰۱؛ استنتون و همکاران، ۲۰۰۲). این سازوکار کنار آمدن، رویارویی مستمر با یادمان های ضربه ای را شامل است که اغلب با گفتن داستان ضربه به شيوه تجسمی حاصل می شود و امکان می دهد که رویدادها از نو تجربه شوند. به طور سنتی، این فرایند رسیدن به آرمیدگی از فشار ضربه از طریق بازگویی مجدد رویدادها در بافتی از رابطه قابل اعتماد، تخلیه هیجانی خوانده می شود.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

آزمایشی در زمینه روش های تخلیه هیجانات منفی

استاد جیمز پن بیکر در دانشگاه تگزاس آستین بیش از بیست سال در مورد تأثیر نوشتن روی یادمان های ضربه ای به روش علمی مطالعه کرده است. او در این مطالعات نوعا از افراد گروه های مختلف (دانشجویان، بازماندگان فاجعه قربانیان انواع متفاوت ضربه ها، افرادی که تازه از کار اخراج شده اند) دعوت کرده است در آزمایش های نوشتن شرکت کنند. این آزمایش ها مستلزم حضور ۴ روز متوالی در آزمایشگاه و نگارش در فضای کاملا خصوصی به مدت ۱۵ دقیقه است.

معمولا نیمی از این شرکت کنندگان به طور تصادفی به عنوان گروه آزمایش به نگارش در مورد ضربه و نیمی دیگر به عنوان گروه گواه به نوشتن درباره چیزی بجز ضربه، مثلا توضیحات پیش پا افتاده ای در مورد اینکه در۲۴ ساعت گذشته چکار کرده اند، گمارده می شوند. از افرادی که در شرایط نگارش در مورد ضربه هستند خواسته می شود به طور مستمر و به تفصیل و بی آنکه نوشته های شان را سانسور کننده درباره ضربه های شان بنویسند. به آنان آموزش داده می شود که درباره ژرف ترین افکار و هیجان های مربوط به ضربه بنویسند و چیزی را از قلم نیندازند.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: فواید مراقبه چیست؟

پس از گذشت ۶ ماه از آزمایش روش های تخلیه هیجانات منفی

سپس، مشارکت کنندگان در این مطالعات در فواصل زمانی شش ماهه مورد مطالعه پیگیری قرار میگیرند و وضعیت سلامت شرکت کنندگان در شرایط نگارش در مورد ضربه با سلامت شرکت کنندگان گروه گواه مقایسه می شود. نتایج حاصل از این مطالعات در مجموع نشان می دهند افرادی که در مورد ضربه های شان می نویسند در مقایسه با کسانی که راجع به موضوعات پیش پا افتاده می نویسند، از نظر کارکرد دستگاه ایمنی و وضعیت سلامت از شرایط بهتری برخوردارند و کمتر به پزشک مراجعه می کنند.

نتایج این مطالعات پی آمدهای روشنی برای سلامت ما دارند. ما باید به طور منظم درباره مشکلات جاری که با آنها روبه رو هستیم، مطلب بنویسم. در هنگام نگارش باید به طور مستمر و بدون توجه به دستور زبان، املای کلمات یا سبک نگارش به نوشتن بپردازیم. ما باید در مورد واقعیت های عینی وضعیت و همین طور راجع به ژرف ترین افکار و احساسات مان در ارتباط با این واقعیت ها مطلب بنویسیم. ما باید این نگارش را در خلوت و جایی که هیچ گونه عوامل حواسپرتی وجود ندارد انجام دهیم.

این نگارش باید تنها به خاطر خودمان باشد نه برای افراد مطمئن یا دوستان، زیرا وقتی که خود ما پیام گیر نوشته های مان هستیم، می توانیم کاملا صادق باشیم. ما بلافاصله پس از نوشتن درباره مشکلات درد سرآفرین باید انتظار این را داشته باشیم که غمگین یاغصه دار شویم، اما این تمرین در بلند مدت برای سلامت مان سودمند است.

نوشتن درباره ضربه یا گفتن و بازگو کردن داستان رویداد های ضربه ای چگونه عمل می کنند؟

به احتمال، فرصت دادن به یادمان های عاطفه متراکم که در آمیگدالا انباشته شده اند سبب می شود که عواطف کم تر متراکم همتای آنها که در هیپوکامپ ذخیره شده اند رشد کنند. وقتی نشانه هایی یادمان های این رویدادها را فرا می خوانند، ما می توانیم عواطف کمتر متراکم موجود در هیپوکامپ را به یاد بیاوریم. این فرضیه براین دیدگاه استوار است که کنار آمدن از راه تخلیه هیجانی به ما کمک می کند که پیرامون یادمان های عاطفه، گذرگاه های فرعی ایجاد کنیم. اما باید دانست یادمان های عاطفه متراکم که در آمیگدالا جا گرفته اند از میان نمی روند و نشانه های قوی می توانند آنها را فرا بخوانند.

منبع: کتاب روانشناسی مثبت

بیوفیدبک چیست؟

بیوفیدبک چیست؟

بیوفیدبک دستگاهی است که مراجع را قادر می سازد از علایم زیستی که در حالت معمول نسبت به آنها آگاهی ندارد، اطلاع پیدا کند و در راستای هدف خود تغییراتی در آنها بوجود آورد. در تکنیک هایی همچون یوگا، مدیتیشن و ریلکسیشن نیز هدف همین است با این تفاوت که در بیوفیدبک، فرد از طریق حسگرهایی که به بدن وی نصب گردیده است قادر خواهد بود تا با دقت بالا از وضعیت بدنی خود مطلع گردد. با توجه به اینکه هدف ما اطلاع پیدا کردن از وضعیت کدام ارگان است، نوع حسگر و نوع بیوفیدبک متفاوت خواهد بود. از طریق بیوفیدبک ما قادر خواهیم بود از امواج مغزی، تغییر پذیری ضربان قلب، نرخ تنفس، میزان فعالیت عضله، میزان تعریق و درجه حرارت بدن مطلع شویم. در بیوفیدبک، برای سنجش امواج مغزی سنسورها بر روی سر، سنجش تغییر پذیری ضربان قلب سنسورها بر روی قفسه سینه و یا انگشت دست، سنجش نرخ تنفس سنسورها بر روی شکم و قفسه سینه، سنجش تعریق و درجه حرارت بدن سنسورها بر روی انگشت دست چسبانده می شود.

مزایای بیوفیدبک بر دیگر روش های درمانی چیست؟

ایده آل ترین روش های درمانی آن هایی هستند که در آن ها خود مراجع، عامل درمان است که یکی از این روش ها، درمان با بیوفیدبک است. در درمان دارویی یا درمان های روانشناختی مراجعان خود را وابسته به درمان می دانند و به دنبال روش های جدیدی همچون درمان با بیوفیدبک هستند که بتوانند با به کار گیری آن، علایم و مشکلات روانشناختی خود را برطرف نمایند. برخی از تکنیک ها و روش های درمانی رایج مانند ریلکسیشن، یوگا و مدیتیشن بر این امر تاکید دارند اما در این فرآیند مشکلی وجود دارد و آن این است که بعضی از مراجعان توانایی یادگیری مناسبی ندارند و با توضیحات شفاهی نمی توانند دستورالعمل های درمانی و تکنیک ها را بدرستی انجام دهند. برای مثال روانشناس به مراجع، ریلکسیشن و یا تنفس دیافراگمی و عمیق را آموزش می دهد اما مراجع از طریق این توضیحات شفاهی قادر به یادگیری کامل نیست و در نتیجه پاسخ مناسبی از درمان نمی گیرد. مثالی دیگر از این تکنیک ها، یوگا و مدیتیشن است. در واقع این درمان ها به منظور خودکفا کردن مراجع در کنترل علایم خود طراحی شده اند ولی این امر در برخی از موارد میسر نمی‌شود. در حالی که این مشکل در درمان با بیوفیدبک حل شده است و مراجع می تواند با آگاهی از علایم زیستی خود، متناسب با موقعیت و هدف خود، در کنترل علایمش خودکفا شود.

چه اختلال هایی توسط بیوفیدبک بهبود می یابند؟

اختلالات روان تنی، اختلالات اضطرابی و اختلالات نورولوژیک، بیماری هایی هستند که توسط بیوفیدبک هدف قرار می گیرند. بیوفیدبک در اختلال های روان تنی نظیر فشارخون بالا، سندرم روده تحریک پذیر باعث بهبودی علایم بیماران شده است. EEG بیوفیدبک (نوروفیدبک) نیز در اختلال نقص توجه و بیش فعالی و اختلال های اضطرابی موثر است. بیوفیدبک در طیف وسیعی از اختلالات کاربرد دارد ولی در اختلال های ذکر شده کاربرد بیشتری دارد. در ادامه به کاربردهای بیشتری از بیوفیدبک در زمینه های مختلف می پردازیم.

درمان اختلالات روان تنی با بیوفیدبک

اختلالات روان تنی به بیماری هایی اطلاق می شود که در آن‌ها شرایط روانشناختی همچون اضطراب، منشأ بیماری جسمی فرد است. اضطراب در سطح بهینه باعث افزایش عملکرد می شود و یک فرآیند نرمال در حین خطر تلقی می گردد که باعث حفظ بقای ما می شود. در اختلالات اضطرابی، فرد دچار سطح بالا و نابهنجار اضطراب است که نه تنها باعث بهبود عملکرد نمی شود بلکه باعث اختلال در عملکرد وی می گردد. نگرانی مفرط باعث می شود که سیستم اعصاب خود مختار فرد دائماً فعال باشد و وی علائمی نظیر تپش قلب، تنفس سریع، گرفتگی عضلات و تعریق را تجربه کند. این فعالیت بیش از حد بدن باعث ضعف و خستگی، اختلال در توجه و تمرکز و مشکلات دیگر می شود. سیستم اعصاب خودمختار وظیفه آماده سازی بدن برای مقابله با خطر را به عهده دارد ولی در مراجعان اضطرابی هیچگونه خطر خارجی وجود ندارد و مراجعان در پاسخ به فکر اضطراب زایی که دارند بدن خود را برای مدت زیادی برانگیخته نگه می دارند.

برانگیختگی بدن برای مدت طولانی، باعث آسیب به برخی از ارگان های درونی بدن نیز می شود و باعث اختلالات روان تنی همچون میگرن، سندرم روده تحریک پذیر و فشار خون بالا می شود. برای این اختلالات که در نتیجه عدم تعادل و بدکاری سیستم اعصاب خودمختار بوجود آمده اند، بهترین درمان برگرداندن سیستم اعصاب خودمختار به حالت متعادل خود است. تمامی درمان ها سعی بر بهنجار سازی عملکرد این سیستم دارند. در این زمینه درمان میگرن با بیوفیدبک و نیز دیگر اختلالات روان تنی، روش ایده آلی خواهد بود.

برای اینکه بتوانیم تغییراتی را با اراده خودمان در سیستم اعصاب خودمختارمان بوجود آوریم کار سختی پیش رو داریم. ما نیاز به راهی برای ورود به سیستم اعصاب خودمختار بدن خود داریم. یکی از راههایی که از دانش باستان به ما رسیده است اثرگذاری بر روی سیستم اعصاب خودمختار از طریق سیستم تنفسی است. وقتی که ما در قالب خاصی تنفس می کنیم می توانیم بر روی عملکرد قلب مان اثر بگذاریم. از آنجا که قلب ما از طریق اعصاب مغزی کنترل می شود می توانیم بصورت معکوس بر روی نواحی مغزی مرتبط با اضطراب اثر بگذاریم. بیوفیدبک این امکان را فراهم می کند که ما با دقت، آموزش نحوه تنفس را برای فرد فراهم نماییم. انواع دیگر بیوفیدبک نیز هدف شان متعادل کردن سیستم اعصاب خودکار است.

کاربرد بیوفیدبک در ورزش

یکی از کاربردهای قابل توجه بیوفیدبک استفاده از آن برای ارتقاء عملکرد ورزشکاران است. یکی از دغدغه های اصلی ورزشکاران داشتن عملکرد بهینه در زمان مسابقات است خیلی از ورزشکاران علی رغم اینکه در زمان رکوردگیری و آمادگی قبل از مسابقات عملکرد خوب و قابل قبول دارند اما در حین مسابقه نمی توانند وضعیت مطلوبی داشته باشند. همچنین برخی از ورزشکاران از طریق به کارگیری بیوفیدبک، بخشی را که باید عملکرد خوبی در حین مسابقات داشته باشد را تقویت می کنند. برای مثال اگر برای تیراندازی داشتن تمرکز بر روی یک هدف برای مدت زمان طولانی مهم است بیوفیدبک می تواند به ورزشکار کمک کند تا عملکرد خود را در این زمینه ارتقاء دهد. یکی از اصلی ترین آمادگی های قبل از هر مسابقه و در حین آن داشتن تمدد اعصاب و به حداقل رساندن اضطراب است. بیوفیدبک در هر دو مورد قابلیت ویژه ای دارد و می تواند به ورزشکاران کمک کند.

عوامل بروز افسردگی

بروز افسردگی

عوامل بروز افسردگی: پرسش هایی که اغلب افراد افسرده می پرسند این است که: چرا من؟ و چرا حالا؟ گاهی برای افسردگی عاملی واضح مانند داغدیدگی وجود دارد، اما همیشه اینطور نیست.

اما همه کسانی که داغدیده هستند، شغل خود را از دست داده اند یا بیمار شده اند به افسردگی مبتلا نمی شوند و این موضوع پرسش مربوط به عامل افسردگی را بیشتر پیچیده می کند. همه انسانها نقاط قوت و ضعفی دارند. برخی ممکن است بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به افسردگی باشند، اما اگر هر کدام از ما نیز با این موقعیت ها در زندگی مواجه شویم، ممکن است به افسردگی دچار شویم .

عوامل موثر

محققان برای کشف عوامل بروز افسردگی راه زیادی را در پیش دارند. اغلب اوقات برای این بیماری بیش از یک عامل وجود دارد و وجود مشکلی که فرد را به افسردگی مستعد می سازد به این معنا نیست که او این بیماری را بروز خواهد داد.

ژن ها

ژنها در ایجاد و بروز افسردگی نقش مهمی دارند، اما تعداد ژنهایی که در اینجا نقش دارند زیاد است و هیچ کس به طور دقیق از عملکرد این ژنها اطلاعی ندارد. البته هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که نشان دهد بیشتر انواع افسردگی ها ارثی می باشند.

هر شخصی که پدر، مادر یا خواهرش به افسردگی دچار بوده است، لزوما خود به این بیماری دچار نمی شود بلکه امکان ابتلا به افسردگی در او افزایش می یابد. اگر تای دو قلوی شما به افسردگی مبتلا باشد خطر ابتلا به افسردگی به نهایت خود می رسد.

تشخیص دقیق احتمال بروز این بیماری مشکل است، زیرا در انواع گوناگون این بیماری اهمیت ژنها متفاوت است. نقش عوامل ژنتیکی در افسردگی شدید بیشتر از افسردگی خفیف است و این عوامل در افراد جوان مبتلا به افسردگی، نقش مهم تری دارند.

در معدودی از افراد که مدتی حالات خلقی هیجانی دارند و مدتی نیز افسرده و ناراحت می شوند، ژنها بیشتر از هر چیز اهمیت دارند( افسردگی مانیک).

حتی اگر در خانواده ای سابقه افسردگی وجود داشته باشد، معمولا لازم است نوعی رویداد پر اضطراب رخ دهد تا موجب تحریک این بیماری شود.

ویژگی شخصیتی

هیچوقت یک نوع ویژگی شخصیتی خاص، فرد را مستعد ابتلا به افسردگی نمی سازد. در عین حال افراد وسواسی، بی منطق و سخت گیر و کسانی که احساسات خود را پنهان می کنند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به این بیماری هستند. همینطور افرادی که زود به اضطراب دچار می شوند نیز به افسردگی دچار می شوند. افرادی که حالات خلقی متغیر دارند، ممکن است بیشتر به افسردگی مانیک مبتلا شوند.


با این حال ، اکثریت بزرگی از افراد مبتلا به افسردگی، هیچ یک از این نوع ویژگی های شخصیتی را ندارند.

محیط خانوادگی

انواع خاصی از رویدادهای تکان دهنده دردوران کودکی شخص، ممکن است احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش دهد.

از دست دادن والدین در کودکی:

شواهدی موجود است که مبنی بر آن، افرادی که در دوران کودکی مادرشان را از دست می دهند، بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی هستند. رنج حاصل از این فقدان ممکن است از نظر روحی بر فرد تأثیر بگذارد و او را بیشتر به افسردگی مستعد سازد. از طرف دیگر ممکن است فرد را در رویارویی با مشکلات انعطاف پذیرتر سازد و نیز ممکن است به جای رنج ناشی از خود فقدان، به دنبال آن پیامدهای روانی و اجتماعی و مالی ناشی از فقدان والدین بروز کند که البته مهم تر از رنج ناشی از فقدان خواهند بود.

رفتار والدین :

بعضی از روانشناسان معتقدند والدین پر توقع و ایراد گیر که هر موفقیتی را به خاطر کمک خود می دانند اما هر شکستی را با تنبیه جواب میدهند ممکن است در آینده، استعداد ابتلا و بروز افسردگی را در فرزندشان افزایش دهند. روانشناس ها معتقدند، افرادی که در جوانی با کمبود محبت مادرانه روبرو بوده اند، در دوران بزرگسالی، در خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند، اما این مطلب از نظر علمی ثابت نشده است.

سوءاستفاده های بدنی و جنسی در دوران کودکی:

شواهدی در دست است که نشان می دهد سوء استفاده بدنی و جنسی می تواند شخص را نسبت به بروز افسردگی شدید در آینده مستعد نماید. مطالعات نشان داده است که پیش از نیمی از مراجعه کنندگان به مراکز روانشناسی، در اوایل نوجوانی یا کودکی روابط جنسی ناخواسته داشته اند. به طور کلی افرادی که مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند این اتفاق را به یاد دارند، اما بعضی از افراد اول بار زمانی که دچار افسردگی می شوند و روان درمانی انجام می دهند این سوء استفاده ها را به یاد می آورند.

در مورد واقعی بودن این خاطرات در بین متخصصان اختلاف نظروجود دارد. بعضی معتقدند که در مواقعی نادر، روانشناسانی که دلیل ناراحتی بیمارشان را سوء استفاده جنسی می دادند، ممکن است با تلقین بعضی رویدادها، بیمار را وادار به شرح رویدادهایی کنند که اصلا اتفاق نیفتاده است که این حالت به سندرم حافظه کاذب معروف است.

جنسیت از عوامل موثر در بروز افسردگی

امکان ابتلا به بیماری افسردگی در زنان دو برابر مردان است و این موضوع لزوما به این معنا نیست که زنان بیش از مردان مستعد ابتلا به افسردگی هستند. شاید مقاومت زنان در مقابل افسردگی، کمتر از مردان است، یا اینکه پزشکان با احتمال بیشتری افسردگی را در زنان تشخیص می دهند .

تنها با بچه های کوچک در خانه ماندن، فشارهای اجتماعی بر زنان وارد می کند که مردان کمتر با آن مواجه هستند. هم چنین تغییرات هورمونی در دوران قاعدگی و یا حاملگی و هنگام زایمان و یائسگی افسردگی را در زنان افزایش می دهد و باعث طولانی شدن آن می شود .

الگوهای فکری

درسال ۱۹۶۷ آرون بک  ARON BEC، روان شناس آمریکایی الگوی فکری رایج در افسردگی را شرح داد. به اعتقاد وی این الگوی فکری باعث می شود که افراد مستعد به افسردگی شوند. به طور خلاصه وی عقیده داشت افرادی که نسبت به خود دیدگاهی منفی دارند، بیشتر از افسردگی رنج می کشند.

اکثر ما طرز فکری خوش بینانه داریم که اغلب باعث شاد نگه داشتن ما می شود. شکست های خود را کوچک می شماریم و برای موفقیت هایمان ارزش قائلیم. مثلا اگر در میان جمعی نوشیدنی را زمین بریزید، شاید بگویید لیوان زیاد پر بوده است یا کسی شما را هل داده است و این کار تقصير شما نبوده است.

البته اگر هم از میان جمعیتی عبور کنید و قطره ای از نوشیدنی را نریزید کمتر ممکن است بگویید که مایع داخل لیوان کم بوده است یا دیگران مراقب بودند که شما را هل ندهند. شاید ادعا کنید که این کار نوعی مهارت به حساب می آید . بعضی از افراد مستعد به افسردگی به گونه ای دیگر فکر می کنند آنها موفقیت های خود را ناچیز می شمارند و شکست های خود را زیاد مهم می دادند .

شواهدی در دست است که نشان می دهد این نوع افراد هنگام افسردگی، اینگونه فکر می کنند، اما هیچ مدرکی وجود ندارد که آنها قبل از ابتلا به افسردگی دارای چنین طرز فکری بوده باشند. اهمیت این نظریه در آن است که این نظریه باعث به وجود آمدن(شناخت درمانی) یعنی درمان جدید هیجان برانگیزی برای افسردگی شد، که با استفاده از این رویکرد درمانی یک روانشناس خوب می تواند الگوهای فکری معیوب فرد افسرده را شناسایی و جایگزین کند.

بدشانسی

بعضی متخصصان معتقدند، افرادی که برای مدتی طولانی و بدون هیچ قدرتی در یک موقعیت بمانند و نتوانند از آن خلاص شوند، مستعد ابتلا به افسردگی هستند. این نظریه از آزمایشی که یک روانشناس بر روی سگها انجام داد به وجود آمد. وی متوجه شد، اگر سگها در شرایط آزمایشگاهی، بدون دلیلی مشخص، مورد تنبیه قرار گیرند و درپی آن هیچ راهی برای رهایی از آن تنبیه نداشته باشند، به حیواناتی کم جرأت، کم تحرک و کم اشتها تبدیل می شوند. او این حالت را (درماندگی آموخته شده)، نامید.

متخصصان دیگر اعتقاد داشتند که یکسان دانستن رفتار سگ با انسان مشکل است و مشکل می توان ادعا کرد که سگها هم افسرده می شوند. با این وجود، میزان افسردگی در بیمارانی که در بستر افتاده و یا روی صندلی چرخدار نشسته اند و برای هر کاری به پرستاران خود وابسته هستند، بسیار بالا است .

معلولیت های دراز مدت

احساس ناراحتی، ناتواني، وابستگی به دیگران وعدم امنیت، احتمال ابتلا به افسردگی را بیشتر می سازد. اکثر افراد ترجیح می دهند که مستقل باشند اما علاقمند ارتباط با دیگران نیز باشند. یکی از راه هایی که باعث می شود یک بیماری شدید باعث افسردگی شود قرار دادن شخص بیمار درموقعیتی است که فرد را محتاج به کمک می کند و یا اینکه توانایی لازم جهت مبارزه با افسردگی را از بین ببرد. نگرانی های حاصل از عدم امنیت مالی نیز ممکن است در این امر نقش مهمی داشته باشد

تحریک افسردگی

 تجاربی که معمولا موجب تحریک افسردگی می شوند از دست دادن همسر هنگام طلاق، از دست دادن شغل، مرگ عزیزان هستند اما بیماری های جسمی نیز ممکن است در ایجاد افسردگی نقش داشته باشند .

فشار روانی و حوادث زندگی

فشار روانی چه به شکل رویدادهای ناگهانی یا تکان دهنده و چه به صورت فشارهای روانی دراز مدت، باعث ایجاد افسردگی می شود. شش ماه پس از وقوع رویدادی پر اضطراب، افسردگی به طور آشکار تا شش برابر رایج تر می شود. فشار روحی ممکن است فرد را به افسردگی مستعد تر ساخته و یا موجب بروز آن شود.

اگر با مشکلات دراز مدت، چون تهیه مسکن، ازدواج و یا مشکلات کاری مواجه باشید، از دست دادن همسر و شغل رویدادی است که شما را به نهایت اندوه و افسردگی خواهد کشاند. مشکلات دراز مدت، باعث بزرگ جلوه کردن تأثیر مشکلات کوتاه مدت می شود .

بیماری جسمی

بیماری جسمی ممکن است موجب افسردگی شود.شوک ناشی از آگاهی از یک بیماری خطر ناک در خود می تواند منجر  به از دست رفتن اعتماد به نفس و عزت نفس او و درنهایت بروز افسردگی در فرد شود.

 اما دلایل این امر پیچیده است. مثلا افسردگی بعد از حمله قلبی عادی است، زیرا فرد فکر می کند در حال مرگ است یا شاید فکر می کند که به یکباره ناتوان شده است . در افراد سالمند بیماری جسمی یکی از رایج ترین عوامل افسردگی است .

برخی از بیماری ها به دلیل اثری که بر بدن می گذارند، سبب افسردگی می شوند. بیماری پارکینسون و ام اس تا حدی به دلیل تأثیرشان بر مغز،  ایجاد افسردگی می کنند. بیماری هایی که بر ترشحات هورمونی تأثیر می گذارند ممکن است موجب افسردگی شوند.

افسردگی با بیماری های ویروسی نیز ارتباط دارد. همه گیر شدن افسردگی در اغلب مواقع پس از همه گیر شدن آنفلوانزا اتفاق می افتد. نحوه تاثیر ویروس برافسردگی مشخص نیست، اما در این زمینه نظریه ای وجود دارد که ویروس ها باعث مصرف ویتامین های بدن شده و بدن را با ضعف عمومی روبرو می سازند .

برگرفته از کتاب انجمن پزشکی بریتانیا افسردگی

روانشناس متخصص ترک اعتیاد

روانشناس متخصص ترک اعتیاد

روانشناسی اعتیاد بیشتر شامل رشته های روانشناسی بالینی و روانشناسی غیرطبیعی است و کاربرد اطلاعات بدست آمده از تحقیقات را در تلاش برای تشخیص، ارزیابی، معالجه و پشتیبانی مناسب از بیمارانی که اعتیاد دارند صرف می کند. در طول روند درمان، روانشناس متخصص ترک اعتیاد رفتارهایی را تشویق می کند که باعث ایجاد سلامت و انعطاف پذیری عاطفی در برابر مشکلات جسمی، روحی و عاطفی آن ها می شود.

اساس اعتیاد بحث برانگیز است و افراد حرفه ای آن را به عنوان یک بیماری یا انتخاب می دانند. نوعی اعتیاد بیماری و نوعی دگیر انتخاب اعتیاد می باشد. محققان استدلال می کنند که روند اعتیاد مانند مدل بیماری است که اندام هدف آن مغز، نوعی نقص و علائم بیماری است.

اعتیاد چیست؟

اگر بخواهیم سراغ آنتیک ترین تعریف متخصصان روانشناسی نسبت به واژه اعتیاد بپردازیم این است که شخص معتاد عاجز از کنترل خودش می باشد.فرد معتاد می خواهد رای ممتنع بگیرد اما آن ها نمی توانند در برابر وسوسه مقاومت کنند و معتادان کنترل اعمال خود را از دست می دهند. مشاهده می شود که یک معتاد با اعتیاد خود که مایل به پرهیز است مبارزه می کند و بر اعمال خود کنترل می کند.

اعتیاد چیست

روانپزشک متخصص ترک اعتیاد کیست؟

روانپزشک اعتیاد یک پزشک است که در زمینه درمان افرادی که دارای مشکلات اعتیادی و بهداشت روان هستند در درجه اول با داروهایی مانند داروهای ضد افسردگی، داروهای ضد روان پریشی و داروهایی که به درمان شرایط زمینه ای بهداشت روان و مشکلات همزمان کمک می کنند تخصص دارد. در حالی که بسیاری از روانپزشکان وجود دارند که داروها را زیاد تجویز نمی کنند و در عوض بیشتر روی درمان تمرکز دارند اکثر روانپزشکان داروها را مدیریت می کنند و از نزدیک با روانشناسان و سایر درمانگران که درمان گفتاردرمانی را ارائه می دهند همکاری می کنند.

از همه مهمتر یک روانپزشک اعتیاد آموزش ویژه ای در زمینه تجویز دارو برای کمک به افرادی که با استفاده از مواد خود دست و پنجه نرم می کنند دارد. وقتی می خواهید ماهیت رابطه خود را با مواد مخدر و الکل تعیین کنید و با در نظر گرفتن تغییرات رفتاری کار با یک روانپزشک اعتیاد و نه فقط یک روانپزشک عمومی مهم است. یک روانپزشک اعتیاد می تواند داروهایی برای کمک به شما در سم زدایی یا ترک اعتیاد به مواد مخدر و الکل تجویز کند و همچنین می تواند داروهایی برای کمک به شما در ولع مصرف تجویز کند که می تواند عود بیماری را جلوگیری کند.

روانشناس متخصص ترک اعتیاد کیست؟

یک روانشناس متخصص ترک اعتیاد متخصص بهداشت روان آموزش دیده ای است که می تواند به شما کمک کند نقشی را که اعتیاد در زندگی شما بازی می کند کشف کنید. یک روانشناس متخصص ترک اعتیاد می تواند به شما کمک کند تا از افکار، احساسات و رفتارهای خود آگاهی بیشتری کسب کنید و از طریق رویکردهای درمانی مانند درمان شناختی رفتاری، مصاحبه انگیزشی، پیشگیری از عود مبتنی بر ذهنیت و … را برای مقابله با مشکلات را به شما می آموزد.

علاوه بر این روانشناسان ترک اعتیاد به شما اجازه می دهند تا از طریق یک مشکل صحبت کنید و به شما کمک می کنند تا به اصل موضوع بپردازید تا بتوانید تغییرات لازم را ایجاد کنید که زندگی شما را برای مدت طولانی بهبود می بخشد و نه فقط یک باند را روی یک زخم اصلی قرار دهید.

سایر متخصصانی که می توانند در ترک اعتیاد کمک کنند

انواع دیگری از درمانگران اعتیاد علاوه بر روانشناس متخصص ترک اعتیاد وجود دارد که ممکن است مفید باشد از جمله مددکاران اجتماعی و مشاوران حرفه ای مجاز. مددکاران اجتماعی ممکن است کارشناسی ارشد یا دکترا داشته باشند در حالی که مشاوران حرفه ای دارای مجوز ممکن است فقط در سطح کارشناسی ارشد تحصیل کنند هر چند هر دو در درجات مختلف در زمینه های بهداشت روان آموزش دیده اند. به ویژه مددکاران اجتماعی در زمینه به دست آوردن بهترین خدمات پشتیبانی آژانس اجتماعی آموزش دیده اند و آن ها تمایل دارند که برای درمان مسائل بهداشت روان رویکردی اجتماعی و شبکه ای داشته باشند.

روان درمانگران ممکن است هر یک از درجات فوق را داشته باشند یا اصلاً نداشته باشند. روان درمانگر گاهی اوقات برای کسی که گفتگو درمانی می کند جذاب است اما ممکن است درمانگر مطابق با استانداردهای درجه یا گواهینامه حرفه ای دیگر آموزش کافی نبیند یا نباشد. به عنوان مثال یک روانپزشک یا روانشناس متخصص ترک اعتیاد ممکن است خود را روان درمان توصیف کنند اما یک مربی بهبودی یا جو شمو نیز می تواند به این دلیل که از زمان برق گرفتگی در هنگام تلاش برای تعمیر درب گاراژ “مشاور معنوی” بوده است. همانطور که گفته شد بسیاری از روان درمانگران آموزش جامع می بینند اما مهم این است که شما تجربه، آموزش و مدارک و مدارک آن ها را همانطور که باید با هر درمانگر دیگری بررسی کنید.

برای درمان بیماری اعتیاد و ترک اعتیاد می توانید به بهترین روانشناس تهران مراجعه نمایید.

چقدر ما شادیم؟

چقدر ما شادیم؟

چقدر ما شادیم؟ بیشتر مردم چه مقدار شادند؟ استاد اد دینر از دانشگاه مینه سوتا در تلاش برای پاسخ به این پرسش اطلاعات ۹۱۶ پژوهش زمینه یابی را در مورد شادمانی، رضایتمندی زندگی و سلامت ذهنی بیش از یک میلیون نفر در ۴۵ ملت سراسر دنیا گردآوری کرد ( مایرز و دينر، ۱۹۹۶).

او همه این داده ها را به مقیاسی از ۵ تا ۱۰ تبدیل کرد که در آن ۱۰ نشانگر شادی خیلی زیاد، ۵ بیان کننده بی تفاوتی و صفر نشانه ناشادی بود. متوسط رتبه بندی شادمانی ۶ است. به این ترتیب او نتیجه گیری کرد که یک فرد معمولی از شادی متوسطی برخوردار است. زمینه یابی های معدودی به میانگین رتبه بندی خنثای ۵ یا میانگین کمتر از ۵ دست یافته اند. این گزارش های مثبت از شادمانی در مورد همه گروه های سنی در هر دو جنس و تمام نژادهای مورد مطالعه به دست آمده است.

روانشناس عالی

البته برخی گروه های اقلیت ناشاد بودند:

به ویژه الکلی های بستری، زندانیان تازه بازداشت شده، درمانجویانی که به تازگی تحت درمان قرار گرفته بودند، و دانشجویانی که زیر ستم سیاسی زندگی می کردند. همچنین در مورد نوسان رتبه بندی شادمانی تفاوت های جنسیتی و سنی وجود داشت (دينر و همکاران، ۱۹۹۹)، زنان و افراد جوان در مقایسه با مردان و افراد مسن، شادمانی و بدبختی بیشتری را  گزارش می گردند، نوسانهای جزیی در جنبه های شادمانی در طول حیات یافت می شد.

در پاسخ به سوال چقدر ما شادیم؟ می توان گفت با گذشت سن، رضامندی از زندگی اندکی افزایش می یافت در حالی که عاطفی بودن مثبت تا حدی افت پیدا می کرد. در یک نظر خواهی ملی از آمریکاییان، از هر ده نفر ۳ نفر خود راخیلی شاد، ۱ نفر نه خیلی شاد و ۶ نفر دیگر خود را نسبتا شاد» توصیف کردند.

ایران از لحاظ شاخص شادمانی در سال ۲۰۱۶ در بین ۱۵۶ کشور رتبه ۱۰۵ را دارا بود.

چگونه طول عمر زیادی داشته باشیم؟

چگونه طول عمر زیادی داشته باشیم؟

چگونه طول عمر زیادی داشته باشیم؟ اولین نکته ای که در این زمینه می توان گفت این است که شواهد حاصل از مطالعه های طولی نشان میدهد که شادمانی تأثیرهای مهمی بر طول عمر دارد. در یک مطالعه پیگیری در مورد ۱۸۰ راهبه در ایالات متحده (دانر و همکاران ۲۰۰۱) یافتند که شادمانی ابراز شده در مقاله هایی که راهبه ها به هنگام ورود به خدمت نوشته بودند با عمر طولانی آنان رابطه داشت.

این یک مطالعه به دقت کنترل شده بود. همه شرکت کنندگان سبک زندگی مشابه داشتند. همه آنها راهبه های ازدواج نکرده بودند که به عنوان آموزگار کار می کردند، سیگار نمی کشیدند، مشروب الکلی نمی خوردند، و در سر تا سر زندگی بزرگسالی شان یک رژیم غذایی ساده متوازن داشتند. زمانی که آنان به هنگام ورود به خدمت مقاله هایشان را نوشتند، تصویری از شرح حال خود ارائه دادند و امیدهایشان را برای آینده بیان کردند، و از اینکه این مقاله ها ممکن است در یک مطالعه درباره رابطه شادمانی با عمر طولانی مورد استفاده قرار گیرد آگاه نبودند.

پس از سپری شدن بیش از نیم قرن، نمره دهندگان آموزش ديده که سن شرکت کنندگان را نمی دانستند، مقدار هیجان های مثبت در این مقاله ها را داوری کردند. ۹۰درصد افراد شاد ربع بالا بیش از۸۵ سال عمر کردند اما تنها ۳۴ درصد افراد ربع پایین که کمتر شاد بودند بیش از ۸۵سال زندگی کردند. پس حال می توان به این سوال مهم چگونه طول عمر زیادی داشته باشیم؟ این گونه جواب داد که تا آنجا که می توانید شاد باشید.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: روانشناس خوب

خوش بینی

ماریوتا و همکاران (۲۰۰۰) یک مطا لعه پیگیری را در مورد ۸۰۰ بیمار که ۲۰۰ نفر آنان مرده بودند، اجرا کردند. این بیماران چهل سال پیش به درمانگاه مایو مراجعه کرده بودند. آنان به عنوان بخشی از سنجش پذ یرش شان به پرسش هایی پاسخ داده بودند که نشان می داد دید گاهشان خوش بینانه است یا بد بینانه.

چهل سال بعد معلوم شد از ۲۰۰ بیماری که فوت کرده بود ند، خوشبین ها ۱۹ درصد بیشتراز بدبین ها عمر طولانی داشتند. به این ترتیب، بیمارانی که به هنگام مراجعه به درمانگاه گزارش کرده بودند که خوشبین گرا هستند، به نحو قابل ملاحظه ای طولانی تر از افرادی زیستند که اینگونه نبودند. پس حال می توان گفت یک پاسخ دیگر به این سوال مهم چگونه طول عمر زیادی داشته باشیم؟ این است که خوش بینی تاثیر بسزایی دارد.

اوستير و همکاران (۲۰۰۰) در یک مطالعه طولی در مورد بیش از ۲۰۰۰ آمریکایی مکزیکی تبار بالای ۶۵ سال یافتند که پس از دو سال، هيجانهای مثبت در شروع این مطالعه پیش بینی می کرد که چه کسی زنده می شد و چه کسی فوت می کند، و چه کسانی استقلال یا ناتوانی کار کردی بیشتر نشان می دهند. پس از کنترل سن، وضعیت اقتصادی – اجتماعی، مصرف دارو و بیماری، معلوم شد که احتمال ادامه حیات و تداوم ناوابستگی و فعال بودن در مورد شرکت کنندگان شاد  دوبرابر همتاهای ناشاد شان بود.

از مطالب بالا روشن است که شادمانی در افزایش عمر طولانی مؤثر است.