خانه مقالات

مقالات

مقالات روانشناسی

مقالات روانشناسی به شما کمک می کند تا در مورد اطلاعات به روز روانشناسی اطلاع پیدا کنید؛ البته نکته مهمی که باید در مقالات روانشناسی به آن توجه کرد منابع آن و نویسندگان است.
به طور مثال اگر به دنبال یک مقاله در مورد روانشناس خوب در تهران هستید:
در ابتدا به نویسنده این مطلب توجه کنید، چه فردی این مطلب را نوشته است؟ در چه سایتی این مطلب منتشر شده است؟

مهم این است که مطلبی که مطالعه می کنید منبع کاملا علمی و درستی داشته باشد، با توجه به اینکه در حال حاضر هر فردی می تواند در داخل شبکه اینترنتی مقاله ای بگذارد، نکته مهم برای تشخیص اینکه این مقاله علمی است به طور مثال می تواند این باشد که در مجله معتبر نوشته شده باشد یا فردی با تحصیلات بالا در آن رشته آن را نوشته باشد.

تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک

تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک

برای تعریف تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک، باید ابتدا این نکته را در نظر گرفت که مغز انسان یک سیستم پیشرفته و پیچیده از عملکردهای ارادی و غیرارادی است. در نتیجه نوروفیدبک می‌تواند در قالب یک سیستم پردازشگر کامپیوتری، مارا از تمام این عملکردها و چگونگی شکل‌گیری و چرخهٔ رخداد آنها آگاه کند.

بیوفیدبک اما، یک تکنیک ذهنی-جسمی است برای کنترل برخی فعالیت‌های بدن نظیر ضربان قلب که به شکل غیر ارادی انجام می‌شوند.

در ادامه، برای درک بهتر تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک، ابتدا به شرحی از هر دو مورد خواهیم پرداخت:

تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک

انسان در شرایط عادی قادر به کنترل کردن امواج مغزی خود نیست.

نوروفیدبک چیست؟

شرح مبحث تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک را در ابتدا با توضیحی از نوروفیدبک و طریقهٔ عملکرد آن آغاز می‌کنیم.

در نوروفیدبک، فعالیت‌های الکتریکی مغز فرد ثبت شده و سپس آنها در ساختاری از امواج مغزی که شبیه به چیزی مثل فیلم سینمایی است برای او به نمایش گذاشته می‌شوند.

در واقع پس از ثبت امواج الکتریکی مغز، سعی می‌شود به فرد نوعی بازخورد داده شود و به این ترتیب با این کار او را وادار به خودتنظیمی می‌کنند. در نتیجه افراد طریقهٔ اصلاح کارکرد مغز خود را آموخته و به مرور بر روی آن تسلط پیدا می‌کنند. تسلطی که تا قبل از آن قادر به ایجادش نبوده و یا حتی از آن آگاهی و تصوری نیز نداشته‌اند.

این روش در ارتباط با درمان اختلالاتی نظیر: صرع، اضطراب، اختلالات ناشی از سو مصرف مواد، اختلال یادگیری، اختلالات اضطراب، میگرن، کنترل استرس و موارد مشابه دیگر کارایی دارد.

همانطور که گفته شد، انسان در شرایط عادی قادر به کنترل کردن امواج مغزی خود نیست. نوروفیدبک تکنیکی است که به وسیلهٔ آن شرایطی را ایجاد می شود تا مغز بتواند با کنترل امواجش، دارای عملکرد بهتری بشود. در این روش هر فرد با توجه به نوع بیماری خود، کنترل شدت و ضعف این امواج را عهده‌دار شده و آن را تنظیم می‌نماید. پس می‌توان گفت که این عمل در واقع یک نوع خود تنظیمی نیز تلقی می‌شود

انجام آن به این صورت است که ابتدا حسگرهایی به نام الکترود، بر روی پوست سر بیمار قرار گرفته و سپس شروع به ثبت فعالیت‌های مغز می‌کنند، سپس مغز با آگاهی، در امواج نوسان ایجاد کرده و آنقدر سطح فعالیت خود را تغییر می‌دهد تا به حالت قابل قبول دست پیدا کند.

فرد در هنگام استفاده از نوروفیدبک چه حسی دارد؟

در طی ارائهٔ تکنیک نوروفیدبک، فرد به این احساس دست پیدا می‌کند که تنها مشغول تماشای تصویر و یا گوش دادن به صداهاست، بی‌آنکه مستقیما حس کند پیامدی در مسیر عصبی او در حال رخداد است. البته در این حالت بیمار نسبت به احساسات و حالات مغزی خود هشیار است و این موضوع به مرور می‌تواند در مسیر‌های عصبی تغییرات قابل توجهی را ایجاد کند و در نهایت نیز موجبات بهبودی فرد را فراهم سازد.

لازم به ذکر است که بیمار در طی استفاده از نوروفیدبک نیاز به مصرف دارو ندارد و در نتیجهٔ آن با عوارض متعدد نیز روبه رو نخواهد شد و اگر مشکل به درستی شناسایی بشود، می‌توان این اطمینان را حاصل کرد که تا درصد بسیار بالایی نتیجه‌بخش خواهد بود. اما از آنجایی که اختلالات، ناشی از عوامل اصلی متعددی هستند، در نتیجه توصیه می‌شود در مسیر جلسات درمانی، از روش‌های مختلف همراه با هم استفاده شود.

بیوفیدبک چیست

در ادامهٔ مبحث تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک به شرحی از عملکرد بیوفیدبک خواهیم پرداخت:

بیوفیدبک دستگاهی است که به بیمار کمک می‌کند نسبت به مواردی مانند نرخ تنفس که در حالت عادی قادر به مشاهدهٔ آن نیست، آگاه شده و در صورت لازم جهت بهبود خود در آن تغییر ایجاد کند. در این روش نیز نوعی حسگر به فرد متصل شده و سپس او به آگاهی کامل از وضعیت جسمی خود دست پیدا می‌کند.

البته برای بررسی هر اندامی طبعا حسگرها نیز در همان منطقه به بدن فرد متصل خواهند شد تا به طور اختصاصی در درمان همان موضوع خاص متمرکز باشند. مثلا برای بررسی و سنجش درجه حرارت بدن، حسگرها بر روی انگشت دست وصل می‌شوند اما برای ارزیابی امواج مغزی، حسگرها بر روی سر فرد مراجعه کننده وصل خواهند شد.

اختلالات اضطرابی، اختلالات روان تنی و اختلالات نورولوژیک، بیماری‌هایی هستند که می‌توان با روش درمانی بیوفیدبک به معالجهٔ آنها پرداخت.

تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک و نتیجه‌گیری

ممکن است در ابتدای بررسی تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک، سردرگم شده و یا به اشتباه آنها را یکی بدانید. زیرا در تعریف، آنها شبیه به یکدیگر دیده می‌شوند اما در واقع یکی نیستند.

در روش بیوفیدبک بیمار می‌تواند کنترل بیشتر بر روی آن دسته از عملکردهای بدن خود داشته‌باشد که به طور فعال توسط خودش کنترل نمی‌شوند. پس درواقع از آن در جهت نوعی آموزش بازخورد برای بدن بیمار استفاده می‌شود.

اما نوروفیدبک نوعی از بیوفیدبک است که به خواندن موج‌های مغزی می‌پردازد.

در بیوفیدبک با استفاده از ابزارهای حساس، بازخورد‌های بدن اندازه‌گیری شده و به شما کمک می‌شود که در پاسخ‌های بدن خود تغییر ایجاد کنید. اما نوروفیدبک تاثیر مستقیم روی مغز دارد. همچنین در بیوفیدبک تغییرات روی تغییرپذیری ضربان قلب تاثیر داشته و در نتیجهٔ آن سیستم‌های قلبی و عروقی هماهنگ می‌شوند و در ادامهٔ این هماهنگی، مواردی مانند اضطراب را کاهش پیدا می‌کند

لازم به ذکر است که روش نوروفیدبک در مقایسه با بیوفیدبک بسیار پیچیده‌تر بوده و پیاده‌سازی آن نیز در مقایسه به بیوفیدبک بسیار مفصل‌ترخواهد بود. در نتیجه معمولا طولانی‌تر و با تعداد جلسات بیشتری همراه است.

تمرکز نوروفیدبک بر روی بهبود عملکرد مغز انسان است. زیرا در نهایت این عملکرد صحیح مغز ماست که کمکمان می‌کند مضطرب نبوده و همواره آرامش خود را حفظ کنیم به طور خلاصه برای تعریف تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک، می‌توان اینطور بیان داشت که نوروفیدبک خودش یکی از انواع بیوفیدبک است و بیوفیدبک به عنوان فرمی از کنترل الکتریکی تلقی می‌شود که پدیدار کنندهٔ بازخوردهایی برای بدن است که فرد روی آن کنترلی ندارد. همچنین نوروفیدبک روی قسمت نیمه‌هشیار ذهن تمرکز داشته و به فرد کمک می‌کند که روی امواج مغزی خود کنترل داشته باشد تا میزانی که به مطلوب خود از آن دست یابد.

بیشتر بخوانید: آیا نوروفیدبک تاثیر دارد؟

ترس و اضطراب

ترس و اضطراب

۵ اختلال وجود دارد که ترس و اضطراب در آن‌ها عملاً توسط فرد احساس می‌شود و این اختلال‌ها به دو طبقه تقسیم می‌شوند: اختلال‌های ترس و اختلال‌های اضطرابی. ترس از این نظر با اضطراب فرق دارد که ویژگی آن نگرانی از یک موضوع خاص و خطرناک است. فوبی‌ها و اختلال‌های استرس پس از سانحه اختلال‌های ترس را تشکیل می‌دهند. در این اختلال‌ها یک موضوع مشخص موجب اضطراب می‌شود در اختلال‌های فوبیک فرد از موضوعی می‌ترسد مثل گربه ها که با واقعیت خطری که آن موضوع را آشکار می سازد هیچ تناسبی ندارد.

اختلال استرس پس از سانحه

در اختلال های استرس پس از سانحه بعد از اینکه فرد با رویدادی مواجه می‌شود که او را به مرگ یا آسیب جدی روبه رو کرده است دچار اضطراب و بی حسی می شود و بارها آن رویداد را در ذهن خود مرور می‌کند. برای مثال دانشجویی که در خوابگاه خود مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است امکان دارد بعد از این، آسیب را بارها در حافظه خود مرور کند، نسبت به دنیای اطرافش بی حس شود، از مردها دوری جوید و هر وقت که با یک مرد تنهاست دچار اضطراب شدید شود.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

اختلال های اضطرابی

اختلال وحشت زدگی، فوبی مکانهای باز و اختلال اضطراب فراگیر اختلال های اضطرابی هستند. در این اختلال‌ها موضوع خاصی فرد را تهدید نمی‌کند ولی با این حال او احساس می کند که بسیار مضطرب است و در اختلال وحشت‌زدگی فرد ناگهان و به کرات دچار حملات کوتاه اضطراب و وحشت شدید می‌شود.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: آیا داشتن اضطراب فایده ای هم دارد؟

در فوبی مکان ها باز فرد می ترسد به مکان‌های عمومی برود زیرا از آن می ترسد که دچار حمله وحشت زدگی شود و هیچ کس به کمک او نیاید. از طرف دیگر در اختلال اضطراب فراگیر فرد دچار اضطراب و نگرانی می شود که می تواند کم و بیش ماه‌ها ادامه داشته باشد آنچه در تمام این اختلال‌ها مشترک است شکل بسیار اغراق آمیزی از ترس طبیعی و انطباق ای است که هر یک از ما در موقعیت های متعدد آن را احساس می‌کنیم.

علایم روانی افسردگی

علایم روانی افسردگی

علایم روانی افسردگی: افسردگی یک بیماری جسمی و روحی است. اکثر افراد هر دو علایم جسمی و روحی را دارند اما ماهیت دقیق این علایم از فردی به فرد دیگر متفاوت است. افراد کم و بیش علایم واضح بیماری را نشان می دهند.

علایم روانی افسردگی چیست؟

به رغم استفاده نام افسردگی  همه افراد مبتلا به این بیماری افسرده و ناامید نیستند. بعضی مضطرب هستند. بعضی می گویند که از لحاظ عاطفی بی تفاوت شده اند و برخی تغییراتی در حالات خلقی خود ندارند اما با علائم جسمی بدون دلیل و یا تغییرات رفتاری به روانشناس مراجعه می کنند. علائم روانشناختی شایع به شرح زیر می باشند :

حالت گرفتگی و ناامیدی (حالت افسردگی)

در بیماری افسردگی، حالت گرفتگی و ناامیدی بسیار شدیدتر از زمانی است که فرد هنگام یأس و بی حوصلگی احساس می کند. در این بیماری، فرد دچار احساس اندوه مداوم، پوچی و ترس و کمبود می شود. بعضی ابراز می کنند که ابری بر زندگی آنها سایه افکنده است و افسردگی بر تمام ابعاد زندگی آنها تأثیر گذاشته است. در افسردگی متوسط یا شدید، حالت افسردگی و یأس اغلب در هنگام صبح در بدترین وضعیت است و بتدریج در طول روز بهبود می یابد گرچه هیچگاه از بین نمی رود.

به این وضعیت تغییرات روزانه گفته می شود. حالت افسردگی و یأس لذت بردن از زندگی را ناممکن می سازد و فرد حتی از سرگرمی های خود نیز لذت نمی برد. هیچ چیز برای او شادی آور نیست. روانشناسان به این علائم آنهدونيا (ناتوانی در دستیابی به لذت ها) می گویند.

در بعضی از موارد خفیف بیماری، حالت افسردگی و یأس هنگام شب بدتر از صبح است که در این صورت ممکن است فرد روز نسبتا خوبی را داشته باشد. به هر حال روزهای بد این افراد بیش از روزهای خوب آنها است. در افسردگی خفیف فرد شاید از مصاحبت با دیگران لذت ببرد. هرچند بدون هیچ دلیلی، خیلی زود این حالت شادی از بین می رود. شخص در اثر افسردگی و ناامیدی اغلب با کمترین ناراحتی و یا حتی بدون هیچ گونه ناراحتی تمایل به گریه دارد.

اضطراب از دیگر علایم روانی افسردگی است

در هنگام احساس خطر، هورمونی به نام آدرنالین آزاد می شود و جریان خون به ماهیچه ها و مغز افزایش می یابد تا فرد بتواند به طور سریع تصمیم گیری نماید و در صورت لزوم فرار کند. شخص سالم، عصبانی و هیجان زده می شود، اما اگر اتفاقی نیفتد این حالت پس از چند دقیقه از بین می رود. در فرد مبتلا به افسردگی، حس نگرانی و اضطراب ممکن است ماه ها ادامه یابد.

بعضی از اشخاص به دلیل ترس از اتفاقات احتمالی، با اضطراب و نگرانی شدید از خواب بیدار می شوند، اضطراب ممکن است از افسردگی و یأس، بیشتر دیده شود و بارزترین علامت بیماری افسردگی است. انسان مضطرب ممکن است به زودرنجی و خشونت بیش از حد خود پی بیرد که این حالت به طور آشکار، زندگی را هم برای خود او و هم برای کسانی که با او زندگی می کنند، مشکل خواهد کرد.

بی تفاوتی عاطفی

بعضی از اشخاصی که به افسردگی حاد مبتلا هستند، اظهار می دارند که عواطف خود را به کلی از دست داده اند و این حالت یکی از ناراحت کننده ترین علائم افسردگی است. فرد احساسی ندارد، نمی تواند گریه کند و حس می کند اشکی برایش نمانده است. ممکن است خود را جزئی از جهان نداند زیرا فکر می کند هیچ احساسی ندارد. حتی ممکن است از اشخاصی که بسیار به او نزدیک هستند مانند همسر خانواده و بچه ها، دوری کند و هیچ احساسی نسبت به آنها نداشته باشد.

تفکرات افسرده کننده

طرز تفکر شخص در اثر ابتلا به افسردگی تغییرمی کند. با دیدگاهی متفاوت به جهان می نگرد. به هر چیز با دید منفی نگاه می کند. این طرز فکر مخرب باعث تشدید افسردگی می شود.

اغلب اوقات شخص افسرده خودش را به خاطر پیشامدهای ناگوار سرزنش می کند. در حالی که خود را به خاطر کارهای خوب خود تحسین نمی کند. کارهای مفیدی که در طول زندگی انجام داده است، به فراموشی سپرده می شود، در حالی که کارهای بد به طور زنده در خاطر او می ماند و بیش از حد در مورد آنها اغراق می کند.

شاید خود شخص نیز متوجه شود که بر جزئیات ناخوشایند منفی تکیه می کند و از موفقیت بزرگ چشم پوشی می کند. مثال بسیار خوب، کسی است که امتحان را با امتیاز ۹۹٪ و با موفقیت گذرانده است اما از نتایج خوب چشم پوشی و بر آن یک درصد اشتباه خود تکیه می کند.

همچنین فرد ممکن است به طور سريع نتیجه گیری منفی داشته باشد و از هر پیشامد ساده یک نتیجه کلی بگیرد. به عنوان نمونه، خانمی که قبلا معالجه کردم، فکر می کرد به این دلیل که مردی در خیابان از کنار او گذشته و نگاهی خنده دار به او کرده است پس زنی زشت است و همه از او متنفرند.

این نوع الگوی تفکر منفی باعث تضعیف فرد می شود. باعث اضطراب، عدم اعتماد به نفس و احساس بی فایدگی می شود و دنیای او مملو از تفکرات دلتنگ کننده، اضطراب و حس اینکه توانایی او کافی نیست، خواهد شد. در نتیجه شخص افسرده تر و مضطرب تر می شود و در نتیجه دوری باطل، پایه گذاری می شود. برای کنار گذاشتن و تصحیح این الگوی فکری توصیه می شود به یک روانشناس خوب مراجعه کنید.

مشکلات تمرکز حواس و حافظه از دیگر علایم روانی افسردگی است

اگر نگرانی ها و افكار ناراحت کننده ذهن شخص را اشغال کند، تفکر در مورد مسائل دیگر مشکل می شود. فرد متوجه بروز مشکل در تمرکز حواس می شود و این موضوع مشکلاتی را به همراه دارد زیرا باید برای به خاطر آوردن هر چیز تمرکز حواس داشته باشد. تعجبی ندارد، اگر تمرکز حواس ضعیف و مشکلات حافظه با هم بروز کنند.

مشکلات مربوط به حافظه منجر به دو دلی و بی توجهی نیز می شود و شخص ممکن است گیج و وامانده شود. این علائم ممکن است آنقدر شدید باشند که با دمانس(زوال عقل به علت بیماری مغزی) اشتباه شوند.

توهم و کژ پنداری از دیگر علایم روانی افسردگی است

اگر فرد به افسردگی شدید مبتلا باشد، ممکن است تفكر او نیز دچار اختلال بسیار شدید شود. به طوری که قدرت درک واقعیت از او سلب شود. او بازیچه ذهنیت ها و تفکرات اشتباه خود می شود و ممکن است از آن بترسد که مبادا به دیوانگی مبتلا شده است. در حالی که دیوانه نشده بلکه به افسردگی دچار گشته است و با معالجه بهبود خواهد یافت، كژ پنداری ممکن است در افسردگی شدید ایجاد شود، اما خدا را شکر( به دلیل ناراحت کننده آن) این پیشامد بسیار نادر است.

کڑ پنداری، عقیده ای باطل است که فرد مبتلا به کژپنداری بر آن قاطعانه اصرار می ورزد، هنگام ابتلا به افسردگی، توهمات، افسردگی شخص را منعکس ساخته و حالت افسردگی را تشدید می کنند.

بعضی معتقدند هیچ پولی ندارند، بقیه معتقد ند که در حال زوال و نابودی هستند و یا مرده اند. به همان مقدار که نظرات متفاوتی در ذهن بشر وجود دارد، به همان اندازه هم انواع بسیار متفاوتی از کژپنداری ها وجود دارند، اما همه آنها افسردگی و افکار افسرده کننده را منعکس می کنند.

در حالی که کژپنداری به تفکرات غلط گفته میشود، توهم در اثر درک مسائل غیر واقعی و معمولا صداهای غیر واقعی به وجود می آید. مثلا بعضی از افراد مبتلا به افسردگی شدید، با وجودی که کسی در اطراف آنها وجود ندارد، باز صداهایی را می شوند، به نظر می آید که این صداها، صدای اشخاصی است که با وی صحبت می کنند و به طرز وحشتناکی واقعی به نظر می رسند. صداها ممکن است آنها را مورد انتقاد قرار دهند و به آنها بگویند که انسانهایی غیر مفید و بد هستند. این صداها باعث تشدید افسردگی می شوند. بعضی اشخاص نیز بوهایی را استشمام می کنند یاچیزهایی به نظر آنها می آید که واقعا وجود ندارد. در عین حال این موارد نادر تر هستند.

داروهای افسردگی:

داروهای افسردگی

داروهای افسردگی: علاوه بر رواندرمانی توسط روانشناس، دارو درمانی نیز برای معالجه افسردگی به ویژه در دوره های حاد و شدید آن به کار میرود. رایج ترین داروهای افسردگی عبارتند از: آمی تریپتیلین، ایمی پرامین، کلومیپرامین ، نورتریپیتلین، و تری میپرامین. این داروها باعث افزایش آمینهای مغز و در نتیجه افزایش فعالیت فکری می شوند.

برای انتخاب روانشناس این مطلب را بخوانید: روانشناس آقا یا خانم؟؟ کدام برای من مناسب است؟

اکنون به شرح اثرات، عوارض و مقدار مصرف هر یک از این داروهای افسردگی می پردازیم.

آمی تریپتیلین:

این دارو به صورت قرصهای ۱۰ و ۲۵ میلی گرمی و آمپول عضلانی ۱۰ میلی گرمی موجود است. آمی تریپتین اثر آرام بخش و خواب اور قوی دارد. مقدار مصرف آن در درمان افسردگی ، ۲۵ میلی گرم، یک تا چهار بار در روز است که سپس به تدریج بر حسب نیاز و تحمل بیمار، می توان مقدار مصرف را کاهش یا افزایش داد.

در افراد سالخورده مقدار مصرف اولیه ۱۰ میلی گرم یک تا سه بار در روز است که سپس برحسب نیاز و تحمل فرد، می توان مقدار را بالا برد. حداکثر مقدار مجاز مصرف برای بیماران بستری تا ۲۰۰ میلی گرم در روز و برای بیماران غیر بستری تا ۱۵۰ میلی گرم در روز است. مصرف آن در کودکان ممنوع است.

مصرف آمی تریپیتلین در کسانی که اخيرا انفارکتوس قلبي داشته اند ممنوع است. این دارو اثر کاهنده فشار خون نیز دارد، لذا در کسانی که سالخورده، ناتوان، دچار کاهش فشار خون، يا اخيرا سكته مغزی داشته اند بسیار با احتیاط باید مصرف شود. به طور کلی مصرف این دارو فقط باید با تجویز پزشک باشد.

مصرف آمی تریپیتلین در صورت وجود هر یک از بیماریهای زیر باید با احتياط فراوان و حتما زیر نظر پزشک باشد:


اعتیاد به مواد مخدر (خطر سقوط فشار خون)

آسم (احتمال بدتر شدن وجود دارد)

مشکلات قلبی و عروقی از قبیل لنگش متناوب یا دردهای قلبی

مبتلایان به صرع و تشنج (احتمال تشدید تشنج)

بیماری کبدی (زردی، ورم)

بیماری کلیوی (افزایش فشار خون، کاهش ادرار، ورم بدن)

پرکاری غده تیرویید.

بزرگی پروستات

احتباس ادراری به علت تنگی پیشابراه .

توجه داشته باشید که:

گاه تا ۴ هفته وقت لازم است تا اثر داروهای افسردگی ظاهر شود بنابراین اگر در روزهای اول تأثیر چشمگیری از آن دیده نشد نباید مصرف دارو قطع گردد. در مواردی که دارو موجب خواب آلودگی یاسرگیجه شدید شود بهتر است تمام مقدار مصرف روزانه ، به صورت یک مقدار واحد، قبل از خواب مصرف گردد.

به طور کلی مدت مصرف دارو اغلب ۶ ماه تا ۱سال می باشد. بیمارانی که زمینه خودکشی دارند نباید به مقادیر زیاد این دارو دسترسی داشته باشند زیرا در افسردگی شدید احتمال اقدام به خودکشی با دارو وجود دارد.

مصرف آمی تربیتیلین در کسانی که هر یک از داروهای زیر را مصرف میکنند می تواند موجب بروز تداخل اثر و ایجاد عوارض جانبی به صورت بی حالی و ضعف شدید، افت فشار خون، سرگیجه شدید و حتی اغماء یا تشنج و افزایش فشار خون گردد، لذا بهتر است حتما زیر نظر پزشک و به مقدار کم باشد : دیازپام : اکسازپام، فورازولیدون، پروکاربازین، دوپامین، فنيل افرين.

عوارض جانبی آمی تربیتیلین:

به دو گروه تقسیم می شود: (۱) عوارضی که اهمیتی ندارد و فقط در صورت تداوم یا مزاحمت نیاز به توجه پزشکی دارد مانند سرگیجه، خواب آلودگی، خشکی دهان، سردرد، افزایش تمایل به شیرینی، تهوع، خستگی و ضعف، احساس طعم ناخوشایند در دهان، افزایش وزن، اسهال، تعریق بیش از حد، سوزش سر دل ، اشکال در به خواب رفتن، استفراغ.

(۲) عوارضی که به محض بروز آنها باید به پزشک اطلاع داد تا مقدار مصرف را کاهش دهد و یا قطع نماید: تاری دید، اغتشاش شعور، توهم، يبوست شدید و طولانی، درد شدید چشم، از حال رفتن، ضربان نامنظم قلب ، عصبانیت و بی قراری، کاهش توانایی جنسی، لرزش و پرش عضلات، احتباس ادرار، تشنج، تنفس تند یا مشکل، داغ شدن بدن همراه با تعريق فراوان، رنگ پریدگی، سفت شدن شدید عضلات، جوش های پوستی با کهیر و تورم زبان و صورت (حساسیت)، تپش قلب، زردی پوست و چشم ها، عوارض کبدی).

مصرف آمی تریپیتلین در دوران آبستنی و شیردهی توصیه نمی شود. همچنین در صورت مصرف دراز مدت آن باید قطع مصرف دارو زیر نظر پزشک و به طور تدریجی، با کاهش روزانه ی مقدار مصرف باشد زیرا اگر مصرف دارو ناگهان قطع شود میتواند باعث بروز سردرد، احساس سرخوشی غیرعادی، تهوع، استفراغ، اسهال و اشکال در به خواب رفتن گردد.

ایمی پرامین:

داروی دوم از خانواده داروهای افسردگی است که به صورت قرص های ۱۰ و ۲۵ میلی گرمی و آمپول ۱۲/۵
میلی گرمی موجود است. مقدار مصرف آن به عنوان ضد افسردگی ، ابتدا ۲۵ تا ۵۰ میلی گرم، دو تا چهار بار در روز است که به تدریج در صورت نیاز و تحمل بیمار افزایش داده می شود.

در افراد سالخورده، مقدار مصرف اولیه ۳۰ میلی گرم در روز است که سپس برحسب نیاز و تحمل می توان آن را کاهش یا افزایش داد. حداکثر مقدار مجاز مصرف آن در شبانه روز، برای بیماران بستری ۳۰۰ میلی گرم و برای بیماران غير بستری تا ۲۰۰ میلی گرم است. کلیه ی نکات مهم، هشدارها، عوارض جانبی ، تداخل های دارویی و موارد منع مصرف ایمی پرامین همانند آمی تریپیتلین است لذا برای آگاهی از آن به توضیحات آمي تریپیتلین مراجعه نمایید.

کلومیپرامین:

این دارو نیز از خانواده ی ترکیبات ۔ داروهای افسردگی است که به صورت قرص یا کپسول ۱۰ تا ۲۵ میلی گرمی موجود است. مقدار مصرف آن برای درمان افسردگی ابتدا ۲۵ میلی گرم سه بار در روز است که به تدریج بر حسب تیاز و تحمل بیمار می توان آن را کاهش یا افزایش داد.
مقدار مصرف کلومیپرامین در سالخوردگان ۲۰ میلی گرم در روز است که برحسب نیاز و تحمل فرد می توان به تدریج مقدار مصرف را تا ۴۰ میلی گرم در روز رساند.

كليه ی نکات قابل توصیه، عوارض جانبی، تداخلات دارویی هشدارها و موارد منع مصرف کلومیپرامین همانند آمی تریپیتلین است لذا در صورت تمایل به آگاهی از این نکات به توضیحات مربوط به آمی تریپتیلین مراجعه نمایید.

نورتریپتیلین:

این دارو به صورت قرص و کپسول ۱۰ و ۲۵ میلی گرمی موجود است. مقدار مصرف نورتریپتلین برای درمان افسردگی، ۲۵ میلی گرم سه تا چهار بار در روز است که به تدریج برحسب نیاز وتحمل بیمار می توان آن را افزایش یا کاهش داد.

در افراد سالخورده، مقدار مصرف ۳۰ میلی گرم در روز است که بر حسب نیاز و تحمل می توان آن را افزایش یا کاهش داد. حداکثر مقدار مجاز مصرف این دارو در شبانه روز
۱۰۰ میلی گرم است.

کلیه ی نکات قابل توصیه، عوارض جانبی، تداخل های دارویی، هشدارها و موارد منع مصرف نورتریپتیلین، همانند آمی تریپتیلین است لذا برای آگاهی از این موارد به توضیحات مربوط به آمی تریپتیلین مراجعه نمائید .

تری میپرامین:

این دارو به صورت قرصهای ۲۵ تا ۱۰۰ میلی گرمی و قطره ۴٪ موجود است. مقدار مصرف تری میپرامین به عنوان ضد افسردگی ابتدا ۲۵ میلی گرم سه بار در روز است که به تدریج بر حسب نیاز و تحمل بیمار می توان مقدار مصرف را افزایش یا کاهش داد.

در سالخوردگان ابتدا ۲۵ میلی گرم، دو بار در روز مصرف می شود و این مقدار برحسب نیاز و تحمل بيمار تنظیم می گردد. بیشینه ی مقدار مصرف در بیماران غير بستری تا ۲۰۰ میلی گرم و در بیماران بستری تا ۳۰۰ میلی گرم و در سالخوردگی تا ۱۰۰ میلی گرم در شبانه روز است.

کلیه ی نکات قابل توصیه، عوارض جانبی، تداخلات دارویی، هشدارها و موارد منع مصرف تری میپرامین مشابه آمی تریپتیلین است لذا در صورت تمایل به آگاهی از این نکات به توضیحات مربوط به آمی تریپیتلین مراجعه کنید.

در پایان این بحث متذکر می شود که از مصرف داروهای ضد افسردگی و هر گونه داروی روانی به طور خودسرانه و بدون نظارت و صلاحدید پزشک جدا بپرهیزید زیرا می تواند عوارض جانبی جدی یا اعتیاد به دارو ایجاد نماید.

از قراردادن این دارو در دسترس کودکان جدا خودداری نمایید. مقدار مصرف را بدون توجه پزشک ، تغيير ندهید. قطع مصرف دارو نیز همان گونه که گفته شد باید با نظارت پزشک و به طور تدریجی باشد.

هرگاه احساس غم/ناراحتی و یا بی لذتی را برای مدتی طولانی(بیش از چند روز) احساس کردید، برای درمان و پیشگیری از مزمن شدن آن حتما به یک روانشناس خوب مراجعه نمایید.

 

 

 

تعادل بین کار و زندگی چیست و چرا مهم است؟

تعادل بین کار و زندگی

تعادل بین کار و زندگی (WLB) پدیده ای نوظهور است که ناشی از نگرانی کارمندان در مورد خواسته های مورد انتظار کارشان می باشد. افزایش محسوس این خواسته ها را می توان در سه عامل جستجو کرد:

  1. تغییر در محیط کار
  2. تغییرات در زندگی
  3. تغییر در نگرش های فردی

در دهه ۱۹۷۰ میلادی مفهوم تعادل بین کار و زندگی یا WLB در ابتدا به عنوان یکی از توازن بین کار و خانواده مطرح شد. این امر تا حدی به دلیل نگرانی پیرامون پیوستن زنان به نیروی کار بود. نیروی کار در درجه اول مردان بود در حالی که زنان اغلب به طور غیر رسمی استخدام می شدند. با این حال هنگامی که زنان می توانستند به کار رسمی بپردازند نتیجه این شد که آن ها مجبور بودند هم مسئولیت های شغلی و هم زندگی خانوادگی خود را انجام دهند.

با این حال مفهوم تعادل بین کار و زندگی (WLB) فقط بر زنان تأثیر نمی گذارد. مثلا:

  • مردان نیز در تربیت کودک نقش اساسی دارند.
  • مردان همیشه نان آور اصلی در زوجین دگرجنسگرا نیستند.
  • زوج های همجنسگرا نیز مجبورند مسئولیت های شغلی و خانوادگی خود را با یکدیگر تغییر دهند.
  • علاوه بر این زوج هایی که بچه ندارند و افرادی که با هم رابطه ندارند نباید از مسائل پیرامون WLB مستثنی شوند.

بنابراین فشارهای اجتماعی برای فرصت ها و شرایط برابر کار همراه با تغییر کلی در صنایع و نگرش نسبت به نقش های جنسیتی منجر به توجه بیشتر به تعادل بین کار و زندگی (WLB) شد.

به همین دلیل است که مفهوم از تعادل زندگی کار و خانواده به تعادل کار و زندگی تغییر یافت زیرا زندگی شخصی ما فقط به نیازهای خانوادگی محدود نمی شود.

سایر تغییرات در محیط کار باعث نگرانی در مورد WLB شده است. مثلا:

  • پیشرفت های فنی فشار کاری را افزایش داده است.
  • ضرب الاجل به طور فزاینده ای تنگ شده است.
  • زمان پاسخ مورد انتظار برای ارتباط کوتاه تر شده است.
  • انتظارات از خدمات عالی مشتری بیشتر شده است.

این تغییر تقاضاهای کاری منجر به تغییرات اجتناب ناپذیر در زندگی شخصی می شود. به عنوان مثال کار اضافی و تعطیلات آخر هفته منجر به زمان کمتری برای صرف زندگی شخصی می شود.

تعادل بین کار و زندگی همچنین با تغییر در نگرش ها و ارزش های فردی هدایت شده است. یک نمونه از این دست چگونگی تغییر نگرش جامعه نسبت به کار و زندگی از نسلی به نسل دیگر است. به طور مشخص احتمال ماندن در یک شرکت از دهه ۱۹۹۰ کاهش یافته است در نتیجه برخی از کارگران ممکن است کار را جنبه ای جداگانه و پویا از زندگی بدانند که نیازی به تعهد مطلق ندارد.

انواع تعاریف تعادل بین کار و زندگی (WLB)

در ادبیات تعریفی منسجم و توافق شده از تعادل کار و زندگی وجود ندارد با این حال درک مشترک این است که (حداقل) دو حیطه در زندگی وجود دارد: کار و شخصی. هر دو حوزه نیاز به توجه و سرمایه گذاری دارند اما به فداکاری یکدیگر نیستند.

افراد در زندگی خود نقش های مختلفی را بازی می کنند از جمله نقش کاری و زندگی شخصی و خواسته های یک نقش می تواند به خواسته های دیگری منتقل شود.

افراد باید بتوانند زمان و انرژی مساوی را برای همه نقش ها اختصاص دهند.

افراد باید از عملکرد خود در حوزه های مختلف زندگی احساس رضایت داشته و در این حوزه ها عملکرد بهینه داشته باشند. عملکرد آن ها در سراسر حوزه های زندگی نباید تضاد داشته باشد.

نقش هایی که افراد در زندگی خود ایفا می کنند و اهمیتی که برای این نقش ها قائل هستند تغییر می کند. بنابراین رضایت از WLB بستگی به این دارد که افراد اکنون چه نقشی را اولویت بندی کرده اند و آیا انتظارات آن ها برآورده می شود.

WLB زمانی حاصل می شود که تعارض کمی بین کار و نقش های شخصی افراد وجود داشته باشد.

WLB به عنوان درجه ای از خودمختاری در نظر گرفته می شود که افراد نسبت به تقاضاهای مختلف نقش و توانایی آن ها در پاسخگویی به این خواسته ها را دارند.

اگر نیاز به یک مشاور و روانشناس در این زمینه دارید می توانید به بهترین روانشناس تهران (دکتر شهرزاد رشن) مراجعه نمایید.

روانشناسی تغییر رفتار

روانشناسی تغییر رفتار

فیلسوف فرانسوی راوایسون (۱۸۳۸/۲۰۰۸) در مقاله خود درباره عادت، عادات را عارضه ای آشنا اما مرموز توصیف می کند. اعمالی که با گذشت زمان تکرار می شوند و به تدریج تبدیل به عادت هایی می شوند. روانشناسی تغییر رفتار بیان می کند که برخی از عادت ها به طور ناخودآگاه از استرس داخلی یا خارجی ایجاد می شوند و اینها عادتهای منفی یا ناسازگار هستند.

دانشمندان علوم مغز و اعصاب همچنین در مورد روانشناسی تغییر رفتار از جمله چگونگی شکل گیری عادات مثبت و چگونگی ترک عادت های منفی ، حرف های زیادی برای گفتن داشته اند.

تجربه ذهنی شکل گیری عادت

عادت های منفعل از قرار گرفتن در معرض چیزهایی ناشی می شود که سرانجام به آن ها عادت می کنیم. کوهنوردان با ارتفاع زیاد با بالا رفتن از ۷۰۰۰ فوت، بدن خود را به تدریج با سطوح پایین اکسیژن موجود سازگار می کنند.

عادت های فعال عادت هایی هستند که با قصد و تلاش مکرر در آن ها ایجاد می شوند و به عنوان مهارتی تبلور می یابند که با اندیشه اندک یا کم فکر انجام می دهیم. یک ژیمناست راه رفتن، پریدن و تلنگر زدن روی یک پرتو باریک را تمرین می کند تا جایی که بتواند همه این مانورها را بدون سقوط بدون دردسر انجام دهد.

همچنین عادت ها به عنوان مهارت می توانند به عنوان سکوی پرشی برای خلاقیت دیده شوند. براساس آنچه معمولاً می توانیم انجام دهیم به اوج جدیدی می رسیم مانند زمانی که یک نوازنده جاز نواختن یک ملودی اساسی را ریشه می زند سپس نت های جدید و ماجراجویانه ای را در بالای موضوع اصلی بداهه می کند.

دیدگاه علمی در مورد شکل گیری عادت امروز با تحقیقات علوم اعصاب مثال زدنی است. این تحقیق مسیرهای اساسی مغز را که در ایجاد عادت نقش دارند برجسته کرده است.

روش هایی در روانشناسی تغییر رفتار که زندگی شما را بهبود می بخشد

رابرت کانات کارآفرینی است که با نام کوچک R. L. Adams مطالب زیادی درباره نظم، تغییر رفتار مثبت و عادت نوشته است.

  • یک عادت کلیدی برای سلامتی: ۱۰ هزار قدم در روز

رابرت كانات این را به عنوان یك عادت سنگی توصیف می كند كه به سایر عادت های مثبت سلامتی مانند نوشیدن آب به مقدار كافی، آگاهی از آنچه می خوریم و گذاشتن زمان كافی برای ورزش كمك می كند.

این عادت اساسی را می توان با استفاده از گام شمار یا برنامه بهداشتی تلفن های هوشمند برای پیگیری قدم های خود در جهت رسیدن به هدف روزانه ۱۰ هزار مورد حمایت قرار داد.

  • یک عادت مثبت مالی: هزینه روزنامه نگاری

به گفته كانات این عادت مهم مالی از آگاهی مالی، برنامه ریزی مالی و عادت های مثبت خرج حمایت می كند.

وی به عنوان مثال جان دی راکفلر را مثال می آورد که مادرش عادت نوشتن هر پنی را که از کودکی خرج می کند به او القا می کند. او همچنین او را در ابتدای عادت پس انداز و سرمایه گذاری عاقلانه پول خود تشویق کرد. راکفلر به عنوان مادر موفقیت و عادت هایی که به او القا کرده کلید موفقیت مالی وی است (راکفلر ، ۲۰۱۹).

  • یک عادت موفقیت مهم: تعیین هدف فعال

رابرت کانات هدف گذاری فعال را از غیرفعال تشخیص می دهد. در هدف دوم ما اهدافی را تعیین می کنیم که معمولاً بلندمدت تر هستند و سپس آن ها را فراموش می کنیم. تعیین هدف فعال شامل پیگیری پیشرفت شما در رسیدن به هر هدف هر روز است. او همچنین طرفدار تعیین هدف “SMART” است: اطمینان از اینکه اهداف عبارتند از:

  1. خاص
  2. قابل اندازه گیری
  3. قابل دستیابی
  4. واقع بین
  5. زمان محدود
  • یک عادت مهم شغلی: مدیریت زمان

كانات توصیه می كند كه از سیستم “ربع” برای مدیریت زمان استفاده شود كه ابتدا توسط دویت دی آیزنهاور ساخته شد و بعداً در پرفروش ترین کتاب ۷ عادت افراد بسیار موثر قرار گرفت (كووی ، ۲۰۲۰).

در این سیستم هر فعالیتی را که انجام می دهیم می تواند شامل برخی ترکیبات ضروری و ضروری باشد. ما به طور طبیعی تمرکز می کنیم روی اهداف کوتاه مدت، ربع یک که هر دو ضروری و مهم هستند.

ما باید حتی بیشتر مراقب اهداف بلند مدت ربع دو باشیم اگرچه فوری نیستند اما بسیار مهم هستند.

فعالیت های ربع سوم و چهارم باقیمانده باعث حواس پرتی و اتلاف وقت هستند و به ترتیب باید از آن ها اجتناب شود و کاملاً محدود شود.

اگر در مورد روانشناسی تغییر رفتار نیاز به اطلاعات بیشتر دارید می توانید به وب سایت دکتر شهرزاد رشن مراجعه نمایید.

افسردگی پس از زایمان

افسردگی پس از زایمان

هنگام حاملگی سطح هورمون استروژن و پروژسترون بسیار بالا است و پس از زایمان به طور قابل ملاحظه ای کاهش می یابد. این تغییر ناگهانی، گاهی باعث بروز افسردگی می شود. تقریبا نیمی از کل مادرانی که تازه زایمان کرده اند به افسردگی زایمانی یا افسردگی پس از زایمان مبتلا می شوند. ۱۵٪ آنها به افسردگی خفیف یا متوسط و از هر ۵۰۰ نفر یک نفر به افسردگی شدید مبتلا می شوند.

افسردگی خفیف پس از زایمان

نیمی از مادرانی که تازه زایمان کرده اند، ممکن است به افسردگی پس از زایمان مبتلا شوند. معمولا روز سوم پس از زایمان ممکن است مادر تحریک پذیر شده و مقداری گریه کند. این افراد معمولا در پایان هفته اول پس از زایمان دوباره به حالت قبلی خود باز می گردند و همه آنها مدتی به حمایت، درک و ابراز محبت نیاز دارند.

افسردگی متوسط پس از زایمان

افسردگی دراز مدت پس از زایمان رایج است و این نوع افسردگی اغلب مورد بی توجهی قرار می گیرد چراکه آن را به پای سازگاری با مسئولیت های جدید یا بیداری های شبانه برای محافظت کودک می گذارند. شدید ترین نوع افسردگی مدت کوتاهی پس از تولد بروز می کند، اما افسردگی هایی که زیاد شدید نیستند و ازهمه رایج تر هستند در فاصله بین دو هفته تا یکسال بعد بروز می کنند. گاهی نیز تقریبأ زمانی آغاز می شود که حمایت و توجه دوستان و خانواده به تدریج کاهش می یابد .

ممکن است علائم این افسردگی نسبت به انواع دیگر آن نامشخص تر باشد. مادران اغلب بسیار مضطرب و نگران هستند، خصوصا نگران وضعیت سلامتی و تغذیه مناسب نوزادشان و به نظر می رسد که مادر خود را کاملا مقصر می داند و علاوه بر خستگی و زودرنجی مداوم، از خود نیز انتقاد می کند. افسردگی پس از زایمان را نمی توان تنها با تغییرات هورمونی توجیه کرد زیرا تغییرات هورمونی اغلب مدت زیادی قبل از شروع افسردگی به وجود می آید. ممکن است این تغییرات مادر را برای ابتلا به افسردگی مستعد سازد. با این حال، عوامل اجتماعی نیز در این امر بسیار اهمیت دارند.

به طور کلی خصوصا پس از زایمان یا حاملگی سخت و زمانی که واقعیت مادر شدن یا تغییر نقش(مادر شدن ) مطابق با انتظارات مادر نباشد و یا وقتی که با تولد نوزاد مشکلاتی روابط خانوادگی ایجاد شود، خطر ابتلا به افسردگی پس از زایمان افزایش می یابد.

در اکثر مواقع، افسردگی پس از زایمان، به درمان نیاز دارد.

تحقیقات نشان داده است که داروهای ضد افسردگی و درمان شناختی – رفتاری هر دو موثر می باشند. اکثر داروهای ضد افسردگی را می توان هنگام شیردهی مصرف کرد.

هنگام درمان افسردگی پس از زایمان، همکاری همسر و درک اتفاقات پیش آمده توسط او معمولا مفید خواهد بود. در بعضی مواقع، پدران نیز به حمایت نیاز دارند. خطرابتلا به افسردگی در پدرانی که دارای همسرانی افسرده هستند وجود دارد. درمان باعث تغییرات قابل ملاحظه ای در روند بهبودی می شود. مادرانی که تحت درمان افسردگی پس از زایمان قرار می گیرند، در اغلب موارد به طور کامل بهبود می یابند، درحالی که احتمال بهبودی در مادرانی که تحت درمان قرار نگرفته اند ۵۰%  است .

افسردگی شدید پس از زایمان

معدودی از مادران در دو هفته اول بعد از تولد به نوعی افسردگی غیرعادی شدید پس از زایمان دچار می شوند. این بیماری بیشتر پس از اولین حاملگی و در مادرانی که قبلا به بيماری روانی مبتلا بوده اند یا در خانواده، بیمار روانی داشته اند دیده می شود. اعتقاد بر این است که تغییرات هورمونی ممکن است در افراد مستعد به افسردگی باعث تحریک این بیماری شود .

در افسردگی شدید، مادر نمی تواند واقعیات را درک کند و ممکن است دچار توهم و خیالات باطل شود. در این وضعیت، نوزاد در معرض خطری حتمی قرار می گیرد و دیده شده است که مادران مبتلا به افسردگی شدید، نوزادان خود را کشته اند. بعضی از مادران افسرده فکر می کنند که دنیا آنقدر بد است که باید فرزندشان را از بدبختی دنیا نجات دهند در حالی که مادران دیگر فکر می کنند، کودکشان عیب و ایرادی دارد، در نتیجه مرگ ترحم آمیزی را برای او فراهم می کنند.

هنگامی که شرایط تا این حد خطرناک و جدی می شود ممکن است مادر را برای درمان در بیمارستان بستری کنند،خصوصا وقتی که خطر آسیب به خود مادر یا نوزاد توسط مادر را حس کنند. مکان ایده آل برای درمان، بخش مادر و نوزادان بیمارستان است که او می تواند در کنار نوزادش باشد و پرستاران می توانند او را در مراقبت از نوزاد یاری کنند.

درمان معمولا به وسیله داروهای افسردگی انجام می شود و ممکن است توهمات و کژ پنداری مادران را با انواع دیگر درمان ها، درمان کنند.

معمولا هنگام درمان دارویی می توان نوزاد را از طریق شیر مادر تغدیه کرد، اما به طور قطع، مقدار کمی از دارو در شیر مادر وارد میشود. در صورت نیاز به دوز دارویی بالا یا در صورت حساسیت آشکار نوزاد به داروها و عدم امکان استفاده از داروی دیگر، ممکن است تغذیه از راه شیر مادر قطع و نوزاد را از طریق شیشه تغذیه کنند.

به دلیل حساسیت شدید نوزاد به ليتیم، مادرانی که تحت درمان با لیتیم هستند باید تغذیه نوزاد را با شیر مادر قطع کنند. بعضی از پزشکان، برای درمان افسردگی شدید پس از زایمان ، شوک درمانی را پیشنهاد می کنند. این درمان به سرعت ثانیر خواهد گذاشت و مادر را قادر خواهد ساخت تا با فرزندش ارتباط عاطفی برقرار کند. اکثریت کثیری از مادران با قرص درمان می شوند .

اگر مادری به افسردگی پس از زایمان مبتلا شود، به احتمال زیاد به خوبی معالجه خواهد شد، اما پس از حاملگی های دیگر خطر ابتلا به افسردگی وجود دارد. این مادران در صورت ابتلا به افسردگی پس از زایمان، قبل از آوردن نوزاد بعدی، باید پزشک خود یا ماما را از موضوع با خبر سازند تا پزشک آنها را معاینه و در صورت نیاز، تحت درمان پیشگیرانه و فوری قرار دهد. در این نوع افسردگی و در انواع دیگر آن وجود یک روانشناس خوب در کنار تیم پزشکی الزامی است.

روانشناس متخصص ترک اعتیاد

روانشناس متخصص ترک اعتیاد

روانشناسی اعتیاد بیشتر شامل رشته های روانشناسی بالینی و روانشناسی غیرطبیعی است و کاربرد اطلاعات بدست آمده از تحقیقات را در تلاش برای تشخیص، ارزیابی، معالجه و پشتیبانی مناسب از بیمارانی که اعتیاد دارند صرف می کند. در طول روند درمان، روانشناس متخصص ترک اعتیاد رفتارهایی را تشویق می کند که باعث ایجاد سلامت و انعطاف پذیری عاطفی در برابر مشکلات جسمی، روحی و عاطفی آن ها می شود.

اساس اعتیاد بحث برانگیز است و افراد حرفه ای آن را به عنوان یک بیماری یا انتخاب می دانند. نوعی اعتیاد بیماری و نوعی دگیر انتخاب اعتیاد می باشد. محققان استدلال می کنند که روند اعتیاد مانند مدل بیماری است که اندام هدف آن مغز، نوعی نقص و علائم بیماری است.

اعتیاد چیست؟

اگر بخواهیم سراغ آنتیک ترین تعریف متخصصان روانشناسی نسبت به واژه اعتیاد بپردازیم این است که شخص معتاد عاجز از کنترل خودش می باشد.فرد معتاد می خواهد رای ممتنع بگیرد اما آن ها نمی توانند در برابر وسوسه مقاومت کنند و معتادان کنترل اعمال خود را از دست می دهند. مشاهده می شود که یک معتاد با اعتیاد خود که مایل به پرهیز است مبارزه می کند و بر اعمال خود کنترل می کند.

اعتیاد چیست

روانپزشک متخصص ترک اعتیاد کیست؟

روانپزشک اعتیاد یک پزشک است که در زمینه درمان افرادی که دارای مشکلات اعتیادی و بهداشت روان هستند در درجه اول با داروهایی مانند داروهای ضد افسردگی، داروهای ضد روان پریشی و داروهایی که به درمان شرایط زمینه ای بهداشت روان و مشکلات همزمان کمک می کنند تخصص دارد. در حالی که بسیاری از روانپزشکان وجود دارند که داروها را زیاد تجویز نمی کنند و در عوض بیشتر روی درمان تمرکز دارند اکثر روانپزشکان داروها را مدیریت می کنند و از نزدیک با روانشناسان و سایر درمانگران که درمان گفتاردرمانی را ارائه می دهند همکاری می کنند.

از همه مهمتر یک روانپزشک اعتیاد آموزش ویژه ای در زمینه تجویز دارو برای کمک به افرادی که با استفاده از مواد خود دست و پنجه نرم می کنند دارد. وقتی می خواهید ماهیت رابطه خود را با مواد مخدر و الکل تعیین کنید و با در نظر گرفتن تغییرات رفتاری کار با یک روانپزشک اعتیاد و نه فقط یک روانپزشک عمومی مهم است. یک روانپزشک اعتیاد می تواند داروهایی برای کمک به شما در سم زدایی یا ترک اعتیاد به مواد مخدر و الکل تجویز کند و همچنین می تواند داروهایی برای کمک به شما در ولع مصرف تجویز کند که می تواند عود بیماری را جلوگیری کند.

روانشناس متخصص ترک اعتیاد کیست؟

یک روانشناس متخصص ترک اعتیاد متخصص بهداشت روان آموزش دیده ای است که می تواند به شما کمک کند نقشی را که اعتیاد در زندگی شما بازی می کند کشف کنید. یک روانشناس متخصص ترک اعتیاد می تواند به شما کمک کند تا از افکار، احساسات و رفتارهای خود آگاهی بیشتری کسب کنید و از طریق رویکردهای درمانی مانند درمان شناختی رفتاری، مصاحبه انگیزشی، پیشگیری از عود مبتنی بر ذهنیت و … را برای مقابله با مشکلات را به شما می آموزد.

علاوه بر این روانشناسان ترک اعتیاد به شما اجازه می دهند تا از طریق یک مشکل صحبت کنید و به شما کمک می کنند تا به اصل موضوع بپردازید تا بتوانید تغییرات لازم را ایجاد کنید که زندگی شما را برای مدت طولانی بهبود می بخشد و نه فقط یک باند را روی یک زخم اصلی قرار دهید.

سایر متخصصانی که می توانند در ترک اعتیاد کمک کنند

انواع دیگری از درمانگران اعتیاد علاوه بر روانشناس متخصص ترک اعتیاد وجود دارد که ممکن است مفید باشد از جمله مددکاران اجتماعی و مشاوران حرفه ای مجاز. مددکاران اجتماعی ممکن است کارشناسی ارشد یا دکترا داشته باشند در حالی که مشاوران حرفه ای دارای مجوز ممکن است فقط در سطح کارشناسی ارشد تحصیل کنند هر چند هر دو در درجات مختلف در زمینه های بهداشت روان آموزش دیده اند. به ویژه مددکاران اجتماعی در زمینه به دست آوردن بهترین خدمات پشتیبانی آژانس اجتماعی آموزش دیده اند و آن ها تمایل دارند که برای درمان مسائل بهداشت روان رویکردی اجتماعی و شبکه ای داشته باشند.

روان درمانگران ممکن است هر یک از درجات فوق را داشته باشند یا اصلاً نداشته باشند. روان درمانگر گاهی اوقات برای کسی که گفتگو درمانی می کند جذاب است اما ممکن است درمانگر مطابق با استانداردهای درجه یا گواهینامه حرفه ای دیگر آموزش کافی نبیند یا نباشد. به عنوان مثال یک روانپزشک یا روانشناس متخصص ترک اعتیاد ممکن است خود را روان درمان توصیف کنند اما یک مربی بهبودی یا جو شمو نیز می تواند به این دلیل که از زمان برق گرفتگی در هنگام تلاش برای تعمیر درب گاراژ “مشاور معنوی” بوده است. همانطور که گفته شد بسیاری از روان درمانگران آموزش جامع می بینند اما مهم این است که شما تجربه، آموزش و مدارک و مدارک آن ها را همانطور که باید با هر درمانگر دیگری بررسی کنید.

برای درمان بیماری اعتیاد و ترک اعتیاد می توانید به بهترین روانشناس تهران مراجعه نمایید.

آیا زنان فمنیست رضایت جنسی پایین تری دارند؟

رضایت جنسی

در گذشته بیشتر این عقیده مورد باور عموم بود، که زنانی با طرز تفکر فمنیستی و پارتنرشان، رضایت جنسی  کمتری را در رابطه جنسی تجربه می کنند.

ولی امروزه تحقیقات جدیدی در این زمینه انجام شده است. که نشان می دهد این افراد و شرکای جنسی شان رضایت جنسی بیشتری را در رابطه جنسی تجربه کرده و علاوه بر آن رابطه های با دوام تری نیز خواهند داشت.

به نظر می رسد این امر به این علت است که زنانی با تفکراتی فمنیستی،برای خود حقی برابر در رابطه قائل هستند که موجب می شود در ارتباط جنسی نقش فعال تری داشته باشند و افکاری سنتی مانند “رابطه جنسی صرفا برای لذت بردن مردان است”،در نظر آنان اعتباری ندارد.
مردان نیز در طرف دیگر این ماجرا،به دلیل نقش فعال زنان در رابطه و لذت بردن پارتنرشان،احساس رضایت جنسی بالاتری را اعلام کردند.
علاوه بر این به دلیل نقش برابر زن و مرد در تامین هزینه های زندگی و کارهای منزل،فشار روانی کمتری به مردان وارد می شود و انجام کارهای منزل همراه هم باعث افزایش زمان در کنار هم بودن زن و مرد شده و در کل سبب ایجاد ارتباطی صمیمی تر و بادوام و برابر بین آنها می شود. 

 

برای خواندن اطلاعات بیشتر در مورد رضایت جنسی در زنان فمنیست به لینک زیر مراجعه کنید:

https://www.sciencedaily.com/releases/2007/10/071015102856.htm

 

 

شرایط اولیه ازدواج چیست؟

شرایط اولیه ازدواج

بلوغ: رسیدن به بلوغ از شرایط اولیه ازدواج و از ضروریات آن به شمار می رود.

بلوغ جنسی

برای رسیدن به بلوغ جنسی و جسمی علاوه بر اینکه باید نشانه های بلوغ در فرد ظاهر شود و فرد توانایی فعالیت جنسی داشته باشد باید آگاهی درستی از کاربرد غریزه جنسی، کنترل آن و بهداشت جنسی را نیز بدست آورد تا به بلوغ جسمی و جنسی لازم برای ازدواج برسد.

  • به یاد داشته باشید رسیدن به بلوغ جنسی و جسمی تنها یکی از انواع بلوغ هایی است که برای ازدواج مورد نیاز است؛ این بلوغ بدون بلوغ عقلی، بلوغ اجتماعی، بلوع عاطفی، بلوغ فرهنگی و بلوغ اقتصادی هرگز فرد را به آمادگی مطلوب برای ازدواج سالم و موفق نخواهد رساند.


بلوغ عقلی

تصمیم گیری صحیح و بدون وابستگی، مشورت با افراد آگاه و یا یک روانشناس خوب، پیروی نکردن از هر نظر و عقیده ای که دیگران ارائه می کنند، داشتن برنامه ریزی در زندگی، داشتن انتظارات منطقی و معقول، عدم پافشاری بر افکار نادرست، انتخاب درست، مسئولیت پذیری در قبال رفتار و کردار سنجیده، رعایت حد اعتدال در بروز احساسات، سازگاری با اطرافیان و… همگی مؤید رشد عقلانی فرد برای ازدواج می باشد و جز ارکان لازم اما نه کافی برای شرایط اولیه ازدواج می باشد.


بلوغ اجتماعی

حضور در اجتماع و قبول مسئولیتهای مختلف اجتماعی، شرکت در اجتماعات سالم، ارتباط با دیگران، اظهار نظر کردن، بررسی اتفاقات به روز جامعه از شاخصه های
بلوغ اجتماعی است..

  • اگر شما تنها به خود و خواسته هایتان فکر می کنید و توانایی ایجاد ارتباط با اطرافیان را ندارید و هنوز خود را ملزم به رعایت حقوق افراد نمی دانید این نشان می دهد که شما به تمرین بیشتری برای اجتماعی شدن نیاز دارید.
  • گاهی لازم است دیدگاه خود را نسبت به وقایع و مسائل زندگی تغییر داده و نگرش خود را مثبت کنید. در این صورت، زندگی پر از عاطفه و آرامشی خواهید داشت. لازمه ی این تغییر، آن است که احتمال بهتر شدن را غیر ممکن ندانید.
  • یادتان باشد شرکت در کار گروهی، حس همدلی و همکاری شما را پرورش می دهد و در نهایت باعث رشد عاطفی شما می گردد
  • انعطاف پذیری در مقابل خواست دوستان، خانواده و اطرافیان توان سازگاری شما را بالا برده و ‘گذشت’ زندگی مشترک را برایتان آسان تر می سازد.
  • اگر شما در ابراز احساسات مثبت خود به دیگران دچار مشکل هستید، بهترین تمرین این است که ابراز احساسات قلبی خود را از نزدیک ترین افراد خانواده شروع کنید، در غیر این صورت در آینده دچار مشکل می شوید.
  • افراط در ابراز احساسات، نشانه ی رشد عاطفی نیست. توجه داشته باشید احساسات خود را در چه زمان، کجا و نسبت به چه کسی بروز می دهید.

بلوغ فرهنگی

تصور این که هر چه فرد تحصیلات بالاتری داشته باشد، از فرهنگ بالاتری نیز برخوردار است، تصور غلطی است. تحصیلات می تواند در بلوغ فرهنگی فرد اثر گذار باشد اما به تنهایی کفایت نمی کند.

البته باید توجه داشت موارد زیر تنها شرایط اولیه ازدواج هستند، این موارد لازم اما نه کافی برای ازدواج هستند، شرایط اقتصادی، سن و تشابهات بین طرفین از دیگر موارد هستند، لازم است که برای مشاوره پیش از ازدواج حتما به یک روانشناس خوب در تهران مراجعه کنید.