مقالات

مقالات روانشناسی

مقالات روانشناسی به شما کمک می کند تا در مورد اطلاعات به روز روانشناسی اطلاع پیدا کنید؛ البته نکته مهمی که باید در مقالات روانشناسی به آن توجه کرد منابع آن و نویسندگان است.
به طور مثال اگر به دنبال یک مقاله در مورد روانشناس خوب در تهران هستید:
در ابتدا به نویسنده این مطلب توجه کنید، چه فردی این مطلب را نوشته است؟ در چه سایتی این مطلب منتشر شده است؟

مهم این است که مطلبی که مطالعه می کنید منبع کاملا علمی و درستی داشته باشد، با توجه به اینکه در حال حاضر هر فردی می تواند در داخل شبکه اینترنتی مقاله ای بگذارد، نکته مهم برای تشخیص اینکه این مقاله علمی است به طور مثال می تواند این باشد که در مجله معتبر نوشته شده باشد یا فردی با تحصیلات بالا در آن رشته آن را نوشته باشد.

روانشناس متخصص ترک اعتیاد

روانشناس متخصص ترک اعتیاد

روانشناسی اعتیاد بیشتر شامل رشته های روانشناسی بالینی و روانشناسی غیرطبیعی است و کاربرد اطلاعات بدست آمده از تحقیقات را در تلاش برای تشخیص، ارزیابی، معالجه و پشتیبانی مناسب از بیمارانی که اعتیاد دارند صرف می کند. در طول روند درمان، روانشناس متخصص ترک اعتیاد رفتارهایی را تشویق می کند که باعث ایجاد سلامت و انعطاف پذیری عاطفی در برابر مشکلات جسمی، روحی و عاطفی آن ها می شود.

اساس اعتیاد بحث برانگیز است و افراد حرفه ای آن را به عنوان یک بیماری یا انتخاب می دانند. نوعی اعتیاد بیماری و نوعی دگیر انتخاب اعتیاد می باشد. محققان استدلال می کنند که روند اعتیاد مانند مدل بیماری است که اندام هدف آن مغز، نوعی نقص و علائم بیماری است.

اعتیاد چیست؟

اگر بخواهیم سراغ آنتیک ترین تعریف متخصصان روانشناسی نسبت به واژه اعتیاد بپردازیم این است که شخص معتاد عاجز از کنترل خودش می باشد.فرد معتاد می خواهد رای ممتنع بگیرد اما آن ها نمی توانند در برابر وسوسه مقاومت کنند و معتادان کنترل اعمال خود را از دست می دهند. مشاهده می شود که یک معتاد با اعتیاد خود که مایل به پرهیز است مبارزه می کند و بر اعمال خود کنترل می کند.

اعتیاد چیست

روانپزشک متخصص ترک اعتیاد کیست؟

روانپزشک اعتیاد یک پزشک است که در زمینه درمان افرادی که دارای مشکلات اعتیادی و بهداشت روان هستند در درجه اول با داروهایی مانند داروهای ضد افسردگی، داروهای ضد روان پریشی و داروهایی که به درمان شرایط زمینه ای بهداشت روان و مشکلات همزمان کمک می کنند تخصص دارد. در حالی که بسیاری از روانپزشکان وجود دارند که داروها را زیاد تجویز نمی کنند و در عوض بیشتر روی درمان تمرکز دارند اکثر روانپزشکان داروها را مدیریت می کنند و از نزدیک با روانشناسان و سایر درمانگران که درمان گفتاردرمانی را ارائه می دهند همکاری می کنند.

از همه مهمتر یک روانپزشک اعتیاد آموزش ویژه ای در زمینه تجویز دارو برای کمک به افرادی که با استفاده از مواد خود دست و پنجه نرم می کنند دارد. وقتی می خواهید ماهیت رابطه خود را با مواد مخدر و الکل تعیین کنید و با در نظر گرفتن تغییرات رفتاری کار با یک روانپزشک اعتیاد و نه فقط یک روانپزشک عمومی مهم است. یک روانپزشک اعتیاد می تواند داروهایی برای کمک به شما در سم زدایی یا ترک اعتیاد به مواد مخدر و الکل تجویز کند و همچنین می تواند داروهایی برای کمک به شما در ولع مصرف تجویز کند که می تواند عود بیماری را جلوگیری کند.

روانشناس متخصص ترک اعتیاد کیست؟

یک روانشناس متخصص ترک اعتیاد متخصص بهداشت روان آموزش دیده ای است که می تواند به شما کمک کند نقشی را که اعتیاد در زندگی شما بازی می کند کشف کنید. یک روانشناس متخصص ترک اعتیاد می تواند به شما کمک کند تا از افکار، احساسات و رفتارهای خود آگاهی بیشتری کسب کنید و از طریق رویکردهای درمانی مانند درمان شناختی رفتاری، مصاحبه انگیزشی، پیشگیری از عود مبتنی بر ذهنیت و … را برای مقابله با مشکلات را به شما می آموزد.

علاوه بر این روانشناسان ترک اعتیاد به شما اجازه می دهند تا از طریق یک مشکل صحبت کنید و به شما کمک می کنند تا به اصل موضوع بپردازید تا بتوانید تغییرات لازم را ایجاد کنید که زندگی شما را برای مدت طولانی بهبود می بخشد و نه فقط یک باند را روی یک زخم اصلی قرار دهید.

سایر متخصصانی که می توانند در ترک اعتیاد کمک کنند

انواع دیگری از درمانگران اعتیاد علاوه بر روانشناس متخصص ترک اعتیاد وجود دارد که ممکن است مفید باشد از جمله مددکاران اجتماعی و مشاوران حرفه ای مجاز. مددکاران اجتماعی ممکن است کارشناسی ارشد یا دکترا داشته باشند در حالی که مشاوران حرفه ای دارای مجوز ممکن است فقط در سطح کارشناسی ارشد تحصیل کنند هر چند هر دو در درجات مختلف در زمینه های بهداشت روان آموزش دیده اند. به ویژه مددکاران اجتماعی در زمینه به دست آوردن بهترین خدمات پشتیبانی آژانس اجتماعی آموزش دیده اند و آن ها تمایل دارند که برای درمان مسائل بهداشت روان رویکردی اجتماعی و شبکه ای داشته باشند.

روان درمانگران ممکن است هر یک از درجات فوق را داشته باشند یا اصلاً نداشته باشند. روان درمانگر گاهی اوقات برای کسی که گفتگو درمانی می کند جذاب است اما ممکن است درمانگر مطابق با استانداردهای درجه یا گواهینامه حرفه ای دیگر آموزش کافی نبیند یا نباشد. به عنوان مثال یک روانپزشک یا روانشناس متخصص ترک اعتیاد ممکن است خود را روان درمان توصیف کنند اما یک مربی بهبودی یا جو شمو نیز می تواند به این دلیل که از زمان برق گرفتگی در هنگام تلاش برای تعمیر درب گاراژ “مشاور معنوی” بوده است. همانطور که گفته شد بسیاری از روان درمانگران آموزش جامع می بینند اما مهم این است که شما تجربه، آموزش و مدارک و مدارک آن ها را همانطور که باید با هر درمانگر دیگری بررسی کنید.

برای درمان بیماری اعتیاد و ترک اعتیاد می توانید به بهترین روانشناس تهران مراجعه نمایید.

روانشناس متخصص پانیک

روانشناس متخصص پانیک

پانیک شدیدترین حالت اضطراب است و فردی که دچار پانیک می شود ممکن است احساس وحشت، گیجی یا رفتار غیر منطقی داشته باشد و غالباً در نتیجه یک تهدید قابل درک به عنوان مثال یک فاجعه طبیعی یا احتمال سقوط هواپیما بروز می کند. اختلال پانیک وضعیتی است که با ترس از تجربه حمله پانیک به خصوص در مکان های عمومی مشخص می شود. برای درمان این بیماری حتما باید با یک روانشناس متخصص پانیک صحبت کرد.

این استفاده زیاد از خدمات پزشکی می‌تواند به مرور زمان هم برای بیمار و هم سیستم پزشکی پرهزینه باشد. با این حال، برای بروزرسانی این موضوع که آیا این مورد هنوز هم در مورد افرادی که امروزه حملات پانیک دارند صادق است یا نه به مطالعات جمعیت شناختی بیشتری نیاز هست.

مشکلات قلبی

افراد دارای اختلال هراس میزان مشکلات قلبی‌شان بیشتر از بقیه است، از جمله افزایش فشار خون و کاردیومیوپاتی. تحقیقات در مورد علت این مشکل هنوز قطعی نیستند، چون شاید افرادی که از قبل مبتلا به مشکلات قلبی بوده‌اند بیشتر احتمال داشته باشد که پانیک را در نتیجه بیماری‌شان تجربه کنند.

با این وجود، این یک دلیل برای اهمیت پیگیری درمان برای اختلال هراس یا حملات پانیک مستمر است.

کی باید به سراغ روانشناس بروید

اگر حمله پانیکی را تجربه کرده‌اید، و بخصوص اگر از یک حمله پانیک دیگر ترس و دلهره دارید و رفتارتان برای اجتتاب از حمله بعدی تغییر کرده، شاید بهتر باشد که با یک روانشناس متخصص پانیک صحبت کنید. روانشناستان ممکن است شما را به یک روانپزشک برای دارو در صورت لزوم ارجاع دهد.

حملات پانیک نشانگان انواعی از اختلالات اضطراب هستند، مانند اختلال هراس، اختلال استرس پس از ضربه، اختلال مرتبط با فوبیا، اختلال اضطراب اجتماعی و غیره. برای اینکه بتوانید موثرترین درمان برای خود را جستجو کنید، باید حتماً تشخیص درست را دریافت کنید.

روانشناس متخصص پانیک با شما در مورد گزینه‌های درمانی‌تان صحبت خواهد کرد و کمک می‌کند تا احتمال مشکلات دیگری که به شما مربوط نمی‌شوند را حذف کنید.

درک حملات پانیک

حمله پانیک به طور ناگهانی بروز می کند و معمولاً فقط مدت کوتاهی (۵ تا ۳۰ دقیقه) دوام می آورند و ممکن است فقط یک بار در طول زندگی یا به دفعات چندین بار در روز رخ دهند. حملات غالباً محرک واضحی هستند (به عنوان مثال یک رویداد، مکان، شخص یا حافظه ترسناک) اما ممکن است بی دلیل نیز به نظر برسد اگرچه بیشتر درمانگران معتقدند حملات پانیک به طور کلی توضیحی دارد که می توان به کمک روانشناس متخصص پانیک آن را کشف کرد.

درک حملات پانیک

روانشناس خوب در تهران

علت ایجاد حملات پانیک روشن نیست اما اعتقاد بر این است که برخی افراد ممکن است زمینه ژنتیکی ابتلا به وحشت را داشته باشند و برخی عوامل استرس زا در زندگی نیز می توانند با ایجاد این مشکل در ایجاد آن سهیم باشند. همچنین می تواند به دلیل شرایط پزشکی مانند افتادگی دریچه میترال، پرکاری تیروئی ، افت قند خون یا ترک دارو ایجاد شود. استفاده از محرک هایی مانند آمفتامین، کوکائین و کافئین نیز می تواند منجر به بروز حملات پانیک در برخی از افراد شود.

پانیک که اغلب ترسناک و ناراحت کننده است می تواند ترس و ناراحتی ناگهانی و شدید ایجاد کند و همچنین از نظر جسمی شدید و طاقت فرسا باشد. حملات پانیک معمولاً شامل برخی از احساسات و تجربیات زیر است:

لرزیدن
تنگی نفس و احساس خفگی
تپش قلب و درد قفسه سینه
حالت تهوع، سرگیجه و غش کردن
بی حسی در اندام ها
افکار ترسناک به ویژه در مورد مرگ
بی قراری شدید
قدم زدن
تنش در عضلات
احساس جدا شدن از بدن

به طور کامل تری می توان گفت:

نشانگان حمله پانیک  شامل نشانگان مکرر است که:

برای اینکه بتوان دوره‌ای را تحت عنوان حمله پانیک طبقه بندی کرد، شخص باید ظرف چند دقیقه به اوج نشانگانی‌اش برسد. و باید حداقل چهار نشانگان زیر را نیز تجربه کند.

لرزش یا تکان‌های شدید

لرزش، تکان‌های شدید، و رعشه‌ها نشانگان اصلی بسیاری از اختلالات اضطراب هستند و همچنین نشانگانی که می‌توانند در طول حمله پانیک روی بدهند.

یک روانشناس متخصص پانیک اشاره می کند که در طول حمله پانیک ممکن است ابتدا حس کنید دستان یا انگشتانتان شروع به لرزیدن می‌کنند و نگه داشتن اشیاء کوچکی مثل خودکار، قاشق چنگال یا گوشی هم برایتان سخت شود. بعد ممکن است این لرزش افزایش یافته و به لرزش کل بدنتان تبدیل شود و باعث شود که ایستادن برایتان سخت شود.

این باور وجود دارد که لرزشی که در طول حمله پانیک روی می‌دهد واکنش شدید سیستم اعصاب سمپاتیک است، یا به عبارتی بخشی از پاسخ ستیز یا گریز. به محض اینکه عضلات برای شروع گریز یا دور شدن و فرار از موقعیت محرک منقبض و سفت شوند، فرد نوعی تیرکشیدن یا رعشه را تجربه می‌کند.

بی حسی و مورمورشدگی

یک روانشناس متخصص پانیک اشاره می کند که پارستزیاس یا احساس مورمورشدگی شدید در طول حمله پانیک روی می‌دهد. احتمال اینکه شما این حالت را به صورت بی حسی، یا سوزن سوزن شدگی در برخی مناطق خاص هم احساس کنید زیاد است، مانند لبها، صورت، انگشتان، بازوها، پاها و ران‌هایتان.

مورمورشدگی هم یک نشانه دیگر پانیک است که بخاطر محاسبه غلط پاسخ تکاملی گریز یا ستیز روی می‌دهد. در طول این پاسخ، خون به شدت به سمت اندام‌های مهمی مانند قلب، ریه‌ها و اندام‌های مرکزی حرکت می­کند. این اتفاق می‌تواند باعث شود که خون به بخش‌های نه چندان مهم بدن در برخی مناطق انتهایی و دور بدنتان نرسد و بعد شما در همان قسمت ها احساس مورمور شدن کنید. ممکن است تغییرات متابولیکی دیگر هم باشند که به عنوان بخشی از حملات پانیک اتفاق بیفتند که به این نشانگان کمک کنند.

احساس لرز و سردی یا گر گرفتن

خیلی‌ها هم می­گویند در طول حمله پانیکشان حس­های حرارتی را نیز تجربه می‌کنند، از جمله لرز و سرما یا گرگرفتگی. سازوکارهای فیزیولوژیکی­ای که دلیل این اتفاق هستند به طور کلی شناخته شده نیستند، هرچند یک نظریه در این باره می­گوید که این اتفاق حاصل پاسخ گریز یا ستیز است.

گرچه در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ویرایش پنجم یا DSM-5، گرگرفتگی‌ها به عنوان نشانگان حمله پانیک اضافه شده‌اند، اما تحقیقات نشان می‌دهند که گاهی اوقات پانیک می‌تواند در واقع پاسخی به یک گرگرفتگی باشد.

این موضوع شاید در مورد افرادی که یائسه هستند رخ بدهد، وقتی گرگرفتگی اغلب حاصل قطع هورمون‌ها باشد. تجربه یک گرگرفتگی ناگهانی باعث احساس ناراحتی و وحشت می‌شود، و در واقع ممکن است خود این گرگرفتگی می­تواند باعث ایجاد حمله پانیک شود.

تعرق

یک روانشناس متخصص پانیک اشاره می کند که تعرق یکی از نمودهای جسمانی حملات پانیک است. سرد و خیس شدن کف دستها، همراه با تعرق زیر بغل، کمر، یا شقیقه‌ها نشانه‌های معمول حملات پانیک و بسیاری از اختلالات اضطراب هستند. گاهی اوقات تشخیص حمله پانیک در اشخاص دیگر سخت است، زیرا بسیاری از این نشانه‌ها از درون تجربه و احساس می‌شوند. با این حال، اگر دیدید کودک، نوجوان، یا فرد بزرگسالی بیش از حد عرق می‌کند، خواه روی پیشانی‌اش باشد یا روی پیراهنش، در صورتیکه هیچ علت محیطی یا جسمانی مشخصی برای توضیح آن وجود نداشته باشد، احتمال دارد که فرد دچار حمله پانیک شده باشد.

تهوع در پانیک

تهوع یکی دیگر از نشانه‌های رایج حمله پانیک است. در موارد نادر، تهوع ممکن است منجر به استفراغ شود هرچند این مورد زیاد رایج نیست. این احساس تهوع ممکن است نشئت گرفته از احساس دلشوره ای باشد که اغلب افرادی که دچار اضطراب هستند آنرا توصیف می‌کنند. این اتفاق در واقع بخاطر پاسخ ستیز یا گریز روی می­دهد وقتی بدن آدرنالین بیش از حدی را تولید می‌کند که می‌تواند باعث شود شما حالتان بد شده و احساس تهوع کنید.

تپش قلب

تپش قلب و ضربان شدید قلب یا ضربان غیرعادی قلب نشانه‌های دیگر حمله پانیک هستند. این احساس که انگار قلبتان می‌خواهد از سینه بیرون بزند یا احساس طپش قلب غیرعادی، می‌تواند تجربه‌ای ترسناک باشد که ممکن است باعث تشدید حمله پانیک­تان شود.

مثل تقریباً همه نشانه‌های حمله پانیک، ضربان نامنظم قلب به پاسخ گریز یا ستیز مربوط می‌شود. وقتی بدنتان شروع به تلمبه کردن خون به اندام‌های مهم و گروههای عضلانی بزرگ برای کمک به فرار و گریزتان می‌کند، قلب شما شدیدتر می زند.

تنگی نفس 

راهنمای تشخیصی آماری اختلالات روانی ویرایش پنجم تنگی نفس یا احساس خفنگی یا نفس تنگی را جزو نشانه‌های حمله پانیک ذکر می‌کند. این نشانه‌های تنفسی همچنین می‌توانند به صورت ژرف دمی هم بروز کنند.

کشیدن نفس‌های عمیق از ته دیافراگم می‌تواند به بدن شما و تنظیم دوباره تنفستان کمک کند. یک مزیتش این است که تنفس عمیق همچنین باعث فعالسازی سیستم اعصاب سمپاتیک می‌شود، پاسخ ستیز و گریز بدن را آرام می‌سازد و احساس اضطراب را کاهش می‌دهد.

سرگیجه

سرگیجه یکی از نشانه‌های رایج حملات پانیک است که باید از آن آگاه باشید. در برخی موارد، این حالت می‌تواند بعد از نفس‌های کوتاه و تنگی نفس روی بدهد (که بر شیمی بدنتان تأثیر می‌گذارد).

اگر سرگیجه ناگهانی و شدید را تجربه می‌کنید، باید حتماً جای امنی برای نشستن پیدا کنید. حمله پانیک به خودی خود خطرناک نیست، ولی احتمال غش کردن و صدمه دیدن بعد از سرگیجه زیاد است.

اگر از کودکی مراقبت می‌کنید که بخاطر حمله پانیک احساس سرگیجه و منگی می‌کند، او را بنشانید و سرشان را بین ران‌هایش قرار دهید. اگر احساس غش می‌کند، خواباندن او و  بالا بردن پاهایش می‌تواند به تنظیم فشار خونش و کاهش احساس غش کمک کند. همین مراحل می‌توانند به افرادی که این نشانه‌ها را تجربه می‌کنند از همه گروههای سنی کمک کنند.

حمله پانیک به چه صورت است؟

حمله پانیک می‌تواند تجربه ترسناکی باشد. در یک لحظه افراد احساس بدی پیدا کرده و توانایی کنترل خود را به طور کامل از دست می‌دهند. افراد برای توصیف حملات پانیک شان از کلمات و عبارت‌هایی اینچنینی استفاده می‌کنند: حس خردن شدن، تپش، حس مرگ، پرت شدن حواس، و کمبود هوا.

حتی اگر حمله پانیک در کل فقط چند دقیقه طول بکشید، اما می‌تواند تأثیر ماندگاری از خود برجا بگذارد. خیلی از افراد حملات پانیکشان به حدی تشدید می‌شود که رویه‌های معمول زندگی‌شان به هم می‌خورد یا برای اجتناب از اینکه بازهم شاهد یک حمله دیگر باشند به خیلی جاها نمی‌روند یا با برخی افراد روبرو نمی‌شوند.

نشانه‌های حمله پانیک دیگری هم هستند که برای اینکه بتوان دوره­ای را به عنوان حمله پانیک طبقه بندی کرد جزء چهار نشانگان لازم محسوب می­شوند. این نشانگان عبارتند از:

  • ترس از دست دادن کنترل
  • از دست دادن قوه ادارک یا مسخ شخصیت
  • درد قفسه سینه
  • ترس از مردن

ترس از از دست دادن کنترل

کسیکه حمله پانیک دارد ممکن است از اینکه کنترلش را از دست بدهد یا دیوانه شدن بترسد. حمله پانیک به عنوان یک دوره هراس مشخص و زمان مند تعریف می‌شود که در طول آن مدت ممکن است شما  کنترل جسم و احساساتتان را از دست بدهید.

یادآوری این موضوع می‌تواند به شما کمک کند که بیشتر حملات پانیک فقط چند دقیقه طول می‌کشند، و وقتی از آن عبور کردید دوباره تسلط و کنترلتان به شما بر می‌گردد.

در مطالعه مبتنی بر نظرسنجی که در سال ۲۰۱۲ انجام شد، محققان دریافتند که موقعیت اولین حمله پانیک فرد می‌تواند بر ایجاد برون هراسی، یا ترس از ترک منزل یا حضور در امکان عمومی در آن‌ها تأثیر بگذارد.

نتایج نشان می‌دهند افرادی که اولین حمله پانیک شان در مکان‌های عمومی اتفاق افتاده باشد بیشتر احتمال دارد دچار برون هراسی شوند، که احتمالاً بخاطر ترس از این است که این تجربه را بار دیگر در مکان‌های عمومی تجربه کنند.

از دست دادن قوه ادارک یا مسخ شخصیت

از دست دادن قوه ادراک یا مسخ شخصیت از جمله نشانه‌های نادرتر دیگر حمله پانیک هستند. وقتی کسی دچار احساس از دست دادن قوه ادراک می‌شود، نوعی احساس عدم غیرواقعی بودن یا جدا بودن از واقعیتی که در اطرافش در حال روی دادن است می‌کند.

مسخ شخصیت را می‌توان تحت عنوان احساس جدایی از خود توصیف کرد یا این احساس که گویی دارید رفتارهای خودتان را مشاهده می‌کنید اما با آنها همزادپنداری نمی‌کنید و یکی نیستید.

وقتی دچار حمله پانیک می‌شوید، ممکن است از دست دادن قوه ادراک یا مسخ شخصیت را با این احساس ناگهانی تجربه کنید که انگار بالای جسم خودتان معلقید یا دارید هراس خودتان را تماشا می‌کنید.

حملات پانیک نسبتاً شایع است و حدود ۳۰٪ افراد حداقل یک حمله وحشت در زندگی خود داشته اند. به دلیل شدت علائم جسمی بسیاری از افراد با اولین حمله پانیک خود تصور می کنند که دچار حمله قلبی شده اند و به بیمارستان می روند.

اگرچه به نظر می رسد حملات پانیک ناگهانی بروز می کند اما مردم گاهی اوقات می توانند آن را پیش بینی کنند. به عنوان مثال فردی که مبتلا به اختلال هراس است ممکن است هم حملات مورد انتظار را تجربه کند و هم حملات غیرمنتظره را تجربه کند. افرادی که سایر مشکلات اضطرابی یا استرس پس از سانحه دارند (PTSD) نیز ممکن است به طور منظم حملات پانیک را تجربه کنند.

درک اختلال پانیک با کمک روانشناس متخصص پانیک

حملات پانیک مکرر ممکن است منجر به تشخیص اختلال وحشت شود به ویژه هنگامی که فرد دچار اضطراب و نگرانی در بین حملات شود حداقل در یک ماه بعد از ترس از حمله مجدد در ترس مداوم یا تقریباً ثابت زندگی کند. این مشکل اغلب در عملکرد روزمره اختلال ایجاد می کند زیرا ممکن است فردی از همه موقعیت هایی که امکان حمله دارند جلوگیری کند. ترس از حملات پانیک ممکن است فرد را به سمت تغییر شغل سوق دهد زمان کمتری را برای انجام فعالیت های اوقات فراغت بگذراند و سلامتی عاطفی و جسمی را تجربه کند.

گاهی اوقات این ترس منجر به هراسی می شود مانند آگورافوبیا که ترس از قرار گرفتن در مکان های باز یا جمعیتی است که ممکن است فرد دچار حمله وحشت شود و نتواند کمک پیدا کند یا به راحتی فرار کند. در صورت عدم درمان بیماری، ترس شدید از حملات وحشت ممکن است منجر به آگورافوبیا شود. اعتقاد بر این است که آگورافوبیا در نتیجه حملات وحشت ایجاد می شود و ممکن است باعث شود فرد به طور کامل از خانه خارج شود.

چرا پانیک نگران کننده است؟(توضیح روانشناس متخصص پانیک)

حملات پانیک و اختلال پانیک تشخیص داده شده به عنوان یک بیماری بسیار قابل درمان در نظر گرفته می شود با این حال بسیاری از افراد ممکن است متوجه نشوند که یک بیماری واقعی دارند یا ممکن است ترس از مراجعه به درمان را داشته باشند به دلیل خجالت یا ترس از اینکه گفته می شود علائم آن ها فقط تصور می شود. برخی از افراد نمی دانند که چه عواملی باعث بروز علائم حمله وحشت می شوند و ممکن است از ترس حمله آسم یا حمله قلبی بارها و بارها به دنبال مراقبت های پزشکی باشند.

روانشناس متخصص افسردگی

روانشناس متخصص افسردگی

 روانشناس متخصص افسردگی:

نقش روانشناس متخصص افسردگی کمک به بهداشت روانی افراد و درمان افسردگی آن ها و همچنین سایر چالش های عمومی زندگی است که به دلیل این مشکل با آن مواجه می شوند. یک دکتر روانشناس متخصص افسردگی با رویکردهای مختلفی می تواند افسردگی مراجع را درمان کند، ازجمله رویکرد رفتاری، رویکرد شناختی رفتاری، رویکرد روانکاوی، رویکرد روان پویشی بلند مدت و یا کوتاه مدت و …

روانشناس متخصص افسردگی

جهت تعیین وقت با خانم نسرین حسن زاده با شماره ۲۲۷۹۷۸۳۶ تماس حاصل نمایید.

هیچ رویکردی وجود ندارد که تنها درمان درست و مناسب برای افسردگی به شمار برود. درمانگران با بیماران شان تلاش می کنند تا برنامه های درمانی مناسب و مخصوصی را ایجاد کنند تا بتوانند نیازها و نگرانی های خاص آنها را رفع کنند. روان درمانی می تواند به بیماران کمک کند تا راههایی را برای مقابله بهتر با استرس و مدیریت نشانه های افسردگی شان یاد بگیرند. این راهبردها می توانند منجر به بهبودی شده و بیماران را قادر سازند تا بهترین عملکردشان را به نمایش بگذارند

رفتاردرمانی دیالکتیکی و روانشناس متخصص افسردگی:

رفتاردرمانی دیالکتیکی عمدتاً مبتنی بر رفتاردرمانی شناختی است. تفاوت اصلی اش این است که این درمان از افراد مبتلا به افسردگی می خواهد تا افکار و رفتارهای منفی شان را تایید کرده و بپذیرند. از طریق تمرین تایید، افراد می توانند با هیجانات منفی شان کنار بیایند، مقابله با استرس و تنظیم واکنش هایشان نسبت به آنرا یاد بگیرند، و حتی روابط شان با دیگران را بهبود دهند.

درمان بین فردی (IPT) و روانشناس متخصص افسردگی:

درمان بین فردی (IPT) نوعی درمان است که در آن بیماران یاد می گیرند تا روابط شان را با دیگران با بیان بهتر هیجانات و حل مشکلات شان به شیوه هایی سالم تر بهبود دهند. درمان بین فردی به بیماران کمک می کند تا اتفاقات مشکل ساز زندگی شان را حل کرده یا با آنها خودشان را تطبیق دهند، مهارت های اجتماعی را ایجاد کنند و روابط شان را سازماندهی کنند تا بتوانند حمایت از مقابله با نشانه های افسردگی و عوامل استرس زای زندگی را افزایش دهند.

در حقیقت می توان گفت درمان بین فردی مبتنی بر این ایده است که افسردگی می تواند با روابط ما مرتبط باشد. بنابراین، هدف این نوع درمان کمک به بهبود مهارت های ارتباطی شماست، مانند تبدیل شدن به یک ارتباط برقرارکننده بهتر و یادگیری نحوه رفع تعارضات. جلسات درمان بین فردی از لحاظ مدت زمانشان نسبتاً کوتاه هستند، و معمولاً ۱۲ تا ۱۶ هفته طول می کشند.

تعارض بین فردی  و حمایت اجتماعی ضعیف همچنین در احساس افسردگی نیز نقش دارند. درمان بین فردی با پرداختن به نقش های اجتماعی فعالی و تعاملات بین فردی بر این مسائل تمرکز دارد. در طول درمان، درمانگر معمولاً یک یا دو حیطه مشکل برای تمرکز بر آن را انتخاب می کند.

این نوع درمان شامل بررسی روابط اجتماعی با افراد مهم در زندگی تان نیز است. این درمان می تواند شامل روابط با شریک تان، دوستان، خانواده و همکاران تان باشد. هدف شناسایی نقشی است که این روابط در زندگی شما ایفا می کنند و روش هایی را برای رفع تعارضات پیدا می کنند.

دکتر روانشناس خوب برای افسردگی شما ممکن است از شما بخواهد تا سناریوهای متفاوتی را بازی کنید تا بدین ترتیب ارتباطات تان را تمرین کرده و بهبود دهید. هف از این کار این است که شما بتوانید این راهبردها را در روابط تان پیاده سازی کنید و یک سیستم حمایت اجتماعی قوی تر را ایجاد کنید.

درمان روان پویشی و دکتر روانشناس خوب برای افسردگی:

درمان روان پویشی نوعی درمان است که اغلب در فیلم ها به تصویر کشیده می شود. در طول این جلسات درمانی، یاد می گیرید که افسردگی تان ممکن است چه ارتباطی با تجربیات گذشته تان، تعارضات حل نشده یا زخم های التیام نیافته شما داشته باشند. درمانگر به شما کمک می کند تا به این مسائل بپردازید تا بدین ترتیب بتوانید در زندگی تان پیش بروید.

درمان روان پویشی فرض را بر این قرار می دهد که افسردگی می تواند به خاطر تعارضات حل نشده-معمولاً ناخودآگاه- روی بدهد، که اغلب از کودکی فرد نشات گرفته اند. هدف این نوع درمان توسط دکتر روانشناس خوب برای افسردگی برای بیمار این است که از انواع هیجاناتش آگاه تر شود، از جمله هیجانات متناقض و مشکل ساز، و به بیمار به گونه ای موثرتر کمک کنند تا این احساسات را تحمل کنند و با دید مفیدتری به آنها نگاه کنند.

برخلاف برخی از رویکردهای درمانی دیگر برای افسردگی، درمان روان پویشی اغلب کمتر متمرکز و طولانی مدت تر است. این رویکرد می تواند برای یافتن ارتباطات در تجربه های گذشته و درک اینکه این اتفاقات چگونه ممکن است به احساس افسردگی کمک کنند مفید باشد. این رویکرد همچنین می تواند برای ایجاد خودآگاهی و افزایش ظرفیت های هیجانی خاص مفید باشد.

 

رویکرد رفتاری و دکتر روانشناس خوب برای افسردگی:

یک دکتر روانشناس متخصص افسردگی که با رویکرد رفتاری کار می کند برای درمان مراجعین با مشکل افسردگی تمرکزش را بر روی رفتارهای آن ها می گذارد تا افکارشان. به طور مثال سعی می کند تا جای امکان رفتارهایی که باعث لذت فرد می شود را در زندگیش اضافه کند، البته این نکته مهم است که فرد افسرده یکی از ملاک هایش برای تشخیص افسردگی این است که از چیزی لذت نمی برد. اما یک روانشناس متخصص افسردگی سعی می کند آرام آرام و از رفتارهایی که انجام دادن آن ها برای فرد راحت تر است شروع کند.

در حقیقت فعالسازی رفتاری به شما یاد می دهد که:

چگونه هدف گذاری کنید و فعالیت هایی خوشایندتری را در سبک زندگی تان بگنجانید. هدف این درمان اجتناب از انزوا و افزایش تعاملات مثبتی است که شما با محیط تان دارید. با فعال شدن و شرکت در فعالیت های خوشایند و لذت بخش، نشانه های افسردگی تان ممکن است کاهش یابند. تمرکز اصلی رفتار درمان برای افسردگی بر فعالسازی رفتاری است. که این کار شامل کمک به بیماران برای دست زدن به فعالیت هایی است که احساس بهزیستی و تندرستی شان را افزایش می دهند. رفتاردرمانی متمرکز بر تغییر رفتارهایی است که بر هیجانات تاثیرگذارند.

بعد از گذشت مدتی روانشناسان به این نکته رسیدند که تنها اضافه کردن رفتارهای لذت بخش کفایت نمی کند. بلکه در حقیقت این افکار مراجع است که او را به سمت افسردگی برده است، در نتیجه بهتر این است که تغییر در رفتار و افکار مراجع با هم صورت بگیرد.

رویکرد درمان شناختی رفتاری(CBT) و روانشناس متخصص افسردگی:

درمان شناختی رفتاری (CBT) نوعی درمان است که در آن بیماران یاد می گیرند تا الگوهای فکری و رفتاری منفی شان که می توانند به افسردگی شان کمک کنند را شناسایی و مدیریت نمایند. درمان شناختی رفتاری به بیماران کمک می کند تا تفکر منفی یا غیرمفیدشان را شناسایی کنند، باورهای نادرست شان را تغییر دهند، رفتارهایی که ممکن است باعث بدتر شدن افسردگی شان شوند را تغییر دهند، و با افراد با روش های مثبت تری تعامل داشته باشند.  در حقیقت می توان گفت رفتاردرمانی شناختی (CBT) نوعی گفتگودرمانی است که برای کمک به تغییر همه الگوهای فکری و رفتاری منفی طراحی شده اند که ممکن است در افسردگی نقشه داشته باشند یا باعث بدتر شدنش شوند. این درمان همچنین بطور کلی کوتاه مدت است و بر مشکلات فعلی تان و یادگیری مهارت های مقابله ای جدید تمرکز دارد.

چون شناخت درمانی و رفتار درمانی برای درمان افسردگی و اختلالات اضطراب با هم همکاری خوبی دارند و این دوتا اغلب در رویکردی به نام رفتاردرمانی شناختی (CBT) با هم ترکیب می شوند. درمانگرتان ممکن است از شما بخواهد که یک دفترچه یادداشت روزانه برای یادداشت و پیگیری اتفاقات آن هفته تان و هرگونه واکنش منفی و خودبراندازی که نشان می دهید داشته باشید. پاسخ های منفی عادتی به اتفاقات (که به واکنش های منفی خودکار معروف هستند) فقط یک الگوی تفکری هستند که ممکن است شما طی یک دوره CBT به آن بپردازید.

سایر الگوهای پاسخ شامل تفکر همه یا هیچ و تعمیم افراطی هستند که دوتا از تحریفات شناختی رایج به مشار می روند. هرگاه یاد گرفتید که چگونه الگوهای پاسخ تان را تشخیص دهید، با درمانگرتان تلاش خواهید کرد تا روش های جدید تفکر و شیوه های پاسخ را یاد بگیرید. شما همچنین ممکن است گفتگوهای درونی مثبت را تمرین کنید.

مثل شناخت درمانی و رفتاردرمانی، رفتاردرمانی شناختی نیز معمولاً کوتاه و هدف محور است و معمولاً شامل پنج تا ۲۰ جلسه ساختاریافته است که متمرکز بر پرداختن به مسائل و نگرانی های خاص و رفع آنهاست۴.

جلسات رفتاردرمانی شناختی اغلب با تکالیفی برای منزل همراه هستند که ممکن است شامل تهیه و نوشتن یک دفترچه روزانه، تمرین فعالیت های آرامسازی، انجام مطالعات، و استفاده از کاربرگ هایی متمرکز بر اهداف خاص باشند. پژوهش های بیانگر این هستند که رفتاردرمانی شناختی می تواند در درمان افسردگی موثر باشد و ممکن است تاثیرات ماندگاری داشته باشد که از عود افسردگی در آینده جلوگیری می کند.

شناخت درمانی و روانشناس متخصص افسردگی

ایده اصلی شناخت درمانی این است که افکار ما می توانند بر هیجانات مان تاثیر بگذارند. به عنوان مثال، اگر ما بخواهیم در هر تجربه ای به دنبال یک روزنه امید و یا یک چیز امیدوارکننده باشیم، بیشتر احتمال دارد که احساس خوبی پیدا کنیم، در مقابل وقتی که فقط بر بعد منفی همه چیز تمرکز کنیم. در حقیقت تفاوتش با درمان شناختی رفتاری این است که شناخت و تفکر را عامل ایجاد مشکل می داند.

افکار منفی می توانند به افسردگی ما کمک کرده و آنرا بدتر کنند. وقتی شما در حلقه دائمی ای از افکار منفی گرفتار شده باشید احساس خوب داشتن خیلی سخت است. شناخت درمانی به افراد کمک می کند تا یاد بگیرند الگوهای رایج تفکر منفی شان (که به تحریفات شناختی معروفند) را شناسایی کرده و آن الگوی تفکر منفی را به الگوهای تفکری مثبت تری تبدیل کنند و لذا خلق شان را بهبود دهند۲. شناخت درمانی معمولاً کوتاه مدت و متمرکز بر هدف است. جلسات درمانی با یک طرح و برنامه خاص برای هر جلسه سازماندهی می شوند و تمرین و تکالیفی نیز برای انجام دادن در خارج از جلسه درمانی درنظر گرفته می شوند. شناخت درمانی معمولاً بین شش هفته تا چهار ماه طول می کشد.

درمان افسردگی توسط دکتر روانشناس خوب برای افسردگی

افسردگی نشانه ضعف نیست. بلکه چیزی است که شما فقط می توانید بر آن غلبه کنید. افسردگی یک بیماری است که نیازمند درمان حرفه ای و تخصصی است. اما با درمان های درست و مناسب، افراد می توانند بهبود یابند.

داروهای ضدافسردگی می توانند برای کاهش نشانه های افسردگی در برخی افراد مفید باشند، بخصوص در افرادی که افسردگی شدید دارند. روان درمانی هم یک درمان موثر است، چه به تنهایی و چه همراه با داروها. مزایای روان درمانی شاید تاثیر ماندگاری داشته باشند که از افراد در مقابل بازگشت نشانه ها حتی بعد از پایان درمان نیز محافظت می کنند.

ملاقات با یک روانشناس در مورد افسردگی

روانشناسان مجاز متخصیین بسیار آموزش دیده سلامت روان هستند که در زمینه کمک به افراد برای بهبودی از افسردگی تجربه دارند. طبق مشاهدات، چند رویکرد مختلف نسبت به روان درمانی به بهبودی بیماران از افسردگی کمک می کنند، بخصوص کسانی که دارای افسردگی خفیف تا متوسط هستند. روان درمانی می تواند به افراد مبتلا به افسردگی کمک کند تا:

  • آن دسته از اتفاقات زندگی که در افسردگی شان نقش دارند را مشخص کنند و به آنها کمک می کنند تا روش هایی را برای تغییر، پذیرش یا سازگاری با آن موقعیت ها پیدا کنند.
  • اهداف واقع بینانه ای را برای آینده خود تعیین کنند.
  • فرایندهای تفکری تحریف شده یا رفتارهای غیرمفید یا غیر کمک کننده ای که در احساس ناامیدی و درماندگی شان نقش دارند را شناسایی کنند.
  • مهارت هایی را برای مقابله با نشانه ها و مشکلات شان توسعه داده و دوره های افسردگی شان را شناسایی کرده یا از آنها جلوگیری کنند.

روان درمانی برای درمان افسردگی

اغلب اوقات به روان درمانی گفتگودرمانی گفته می شود. رویکردهای مختلفی نسبت به روان درمانی وجود دارند. بسیاری از درمانگران در نوع خاصی از درمان برای افسردگی تخصص دارند، اما گاهی اوقات چندین رویکرد را با هم ترکیب می کنند تا یک درمان فردی شده تر را ایجاد کنند که مبتنی بر نیازهای درمانی خاص شما باشد.

از آنجاییکه بسیاری از انواع روان درمانی وجود دارند، مطالعه ای برای بررسی اینکه کدام درمان ها برای افسردگی از همه موثرترند انجام شد. محققان دریافتند که همه درمان های زیر نتایج خوبی را ارائه می کنند.

 

دکتر روانشناس متخصص افسردگی

یک روانشناس دکتری برای به دست آوردن صلاحیت خود تحت آموزش بسیار زیادی قرار می گیرد. آن ها معمولا ۴ سال مقطع کارشناسی و۷ سال تحصیلات تکمیلی دارند و پس از آن آموزش های عملی را می گذرانند. انتخاب روانشناس متخصص افسردگی بستگی به کیفیت کار و ترجیح فردی شخص دارد. فرد باید یک روانشناس واجد شرایط با تجربه در منطقه خود پیدا کند که ضمن اینکه از مهارت او در درمان افسردگی مطمئن باشد، با او احساس راحتی کند. در این مقاله در زمینه معیارهای روانشناس خوب برای افسردگی و نحوه انتخاب آن بحث خواهد شد. پس در ادامه این مقاله با ما همراه شوید.

روانشناس چیست؟

روانشناس  متخصص مشکلات روحی – روانی است. روانشناسان از زمینه ای در علوم عمومی و علوم رفتاری و عصبی استفاده می کنند تا به مردم کمک کنند علت افکار، احساسات یا رفتارهای خود را شناسایی و درمان کنند. سپس روانشناس می تواند به فرد کمک کند که مشکلات خود را برطرف سازد و در صورت نیاز رفتارهای خود را تغییر دهد. بر اساس همین مبنا یک روانشناس خوب برای درمان افسردگی نیز روانشناسی است که تجربه اش در زمینه درمان افسردگی و تشخیص آن زیاد باشد.

روانشناس در چه مواردی می تواند کمک کند؟

به دلایل مختلف ممکن است فردی از روانشناس کمک بگیرد. دلایل ممکن است طولانی مدت باشد، مانند افسردگی مزمن یا کوتاه مدت باشند.

مثال های دیگر کمک به افراد برای کنار آمدن با این موارد است:

فشار عصبی

بی خوابی

مسائل مربوط به سلامت روان

مشکلات رابطه

اعتیاد

مشکلات شناختی

تمایلات جنایی

سازگاری با ناتوانی

برخی از روانشناسان در زمینه های خاص روحی –  روانی تخصص یا تجربه دارند. فرد باید بررسی کند که آیا روانشناس مورد نظر او تجربه درمان افسردگی را دارد یا خیر.

ملاک های یک روانشناس متخصص افسردگی خوب چیست؟

یک روانشناس خوب در زمینه فعالیت خود مهارت و تجربه لازم را دارد و درمانی با کیفیت بالا ارائه می دهد.

انجمن روانشناسی آمریکا (APA) پیشنهاد می کند که یک روانشناس خوب در زمان درمان، موارد زیر را برای شخص در نظر بگیرد:

  • مشخصات
  • ارزش های منحصر به فرد
  • موقعیت
  • اهداف شخصی

قبل از هر چیز یک روانشناس دکترا باید دارای مجوز مربوطه پس از گذراندن دوره آموزش دکترا باشد.

نحوه انتخاب روانشناس متخصص افسردگی

روانشناسی که برای یک مشکل روحی و روانی خوب کار می کند، ممکن است در مشکلات دیگر نتیجه مشابه نداشته باشد. هنگام انتخاب روانشناس، عوامل حرفه ای و شخصی وجود دارد که افراد باید آن ها را در نظر بگیرند. در واقع یک روانشناس موثر در درمان افسردگی قادر خواهد بود متناسب با نیازهای فردی شخص شیوه درمان را انتخاب کند.

رویکردها

رویکردهای مختلفی وجود دارد که بسته به موضوع ممکن است یک روانشناس از آن ها استفاده کند. انتخاب یک روانشناس با تجربه در زمینه مربوطه احتمال اجرای یک برنامه درمانی را افزایش می دهد. این امر تا حدی به نوع درمانی که شخص می خواهد انجام دهد، بستگی دارد.

یک روانشناس ممکن است تنها از مشاوره استفاده کند یا در کنار آن روش های دیگری مانند دارو یا هیپنوتیزم درمانی را به کار ببرد.

ارتباط

برای موثر بودن درمان، فرد باید با روانشناس خود كاملا راحت باشد. داشتن یک رابطه خوب باعث می شود در زمینه موضوعات حساس بتوانید راحت تر صحبت کنید.

 

سوالاتی برای پرسیدن

داشتن یک مشاوره اولیه به فرد این امکان را می دهد که ببیند آیا روانشناس مناسبی انتخاب می کند یا خیر. نکات زیر برخی از مواردی است که ممکن است شخص بخواهد در هنگام مشاوره اولیه انجام دهد:

بررسی کنید که روانشناس از چه شرایطی برخوردار است. همچنین مطمئن شوید که مجوز دولتی دارند.

از روانشناس در زمینه تجربه و علاقه او در این زمینه سوال کنید. با این کار می توان فهمید که آیا مناسب فرد هستند یا نه.

در زمینه هزینه ها سوال کنید. بررسی کنید که هزینه درمان چقدر است و آیا بیمه آن را پوشش می دهد یا خیر.

بدانید که برنامه درمانی شامل چه مواردی است. آیا این درمان کاملا مبتنی بر مشاوره است یا روانشناس روش های دیگری را نیز در بر می گیرد؟

از پرسیدن سوالاتی که ناراحت کننده به نظر می رسند، نترسید. بهتر است از همان ابتدا به روانشناس و توانایی آن ها اطمینان داشته باشید.

چه موقع به دنبال کمک باشید:

یک روانشناس می تواند در بسیاری از مشکلات به شما کمک کند. اگر فردی سطح بالایی از موارد زیر را تجربه می کند، بهتر است که به دنبال کمک باشد.

  • نگران بودن
  • غمگینی
  • درماندگی
  • پرخاشگری یا سایر رفتارهای غیرمعمول

یک شاخص خوب در زمینه زمان درخواست کمک این است که آیا یک چالش بهداشت روانی بر فعالیت های روزمره فرد، مانند خواب یا کار او تأثیر می گذارد.

روانشناس خوب برای درمان افسردگی

همان طور که مشخص شد روانشناسی برای درمان افسردگی خوب است که در زمینه تخصص و تجربه داشته باشد، بعضی از روانشناسان به طور خاص تر در زمینه افسردگی و یا مشکلات فردی کار می کنند این روانشناسان برای افسردگی بیشتر توصیه می شوند.

همه انسان ها در مواقعی دچار ناراحتی می شوند. اما افسردگی چیز دیگری است. افسردگی یک جور ناراحتی و یاس شدید است که روزها به طول می انجامد و  مانع از فعالیت های زندگی روزمره شده و حتی می تواند باعث درد جسمی نیز بشود. خوشبختانه افسردگی بسیار قابل درمان است.

افسردگی، که به اختلال افسردگی عمده یا افسردگی بالینی نیز معروف است، یکی از رایج ترین اختلالات روانی در ایالات متحده است.در سال ۲۰۱۴، طبق برآوردها بر اساس آمارهای موسسه ملی بهداشت روانی (NIMH) حدود ۱۵٫۷ میلیون فرد بزرگسال در امریکا-حدود ۷ درصد کل جمعیت بزرگسالان امریکا- حداقل یک دوره افسردگی عمده را تجربه کرده ­اند.

درمان افسردگی شدید

برای درمان افسردگی شدید دارو درمانی توصیه می شود، علاوه بر آن روان درمانی نیز در کنار دارو درمانی حتما توصیه می شود که انجام شود. افسردگی شدید به افسردگی اطلاق می شود که بر روی عملکرد فرد ، خواب و اشتهای او نیز تاثیرگذار باشد. علاوه بر این حالت ها حداقل باید ۲ هفته طول بکشد تا به آن اختلال افسردگی اساسی گفته شود. تقریبا فرد باید در تمام طول این ۲ هفته حالت غم و بی لذتی را داشته باشد.

روان شناس افسردگی آنلاین:

در برخی موارد که مراجع به دلیل دوری مسافت و یا ترجیحات شخصی خود می تواند درمان خود را با روانشناسش به صورت آنلاین و ویدیو کال انجام دهد که تاثیرگذاری آن با توجه به مقالات در این زمینه در حد درمان رودر رو می باشد.

افسردگی شدید خودکشی:

یکی از سوال هایی که افراد به کرات از روانشناس ها در مورد افسردگی می پرسند این است آیا افسردگی باعث خودکشی میشود؟ و جواب آن این است که بله، قطعاً. در صورتی که فرد دچار افسردگی شدید شود احتمال افکار خودکشی و یا اقدام به آن به مراتب بیشتر از حالت طبیعی در افراد است.به همین دلیل توصیه می‌شود که وقتی دچار افسردگی می شوید حتما به یک روانشناس افسردگی (تهران) برای درمان مراجعه کنید.

تست افسردگی:

آیا یک متخصص درمان افسردگی برای تشخیص افسردگی در افراد احتیاج به تست افسردگی دارد؟ لزوماً خیر، کاملا بستگی به تشخیص دکتر روانشناس دارد، در بعضی موارد روانشناس افسردگی قبل از هر جلسه درمانی یک تست افسردگی می گیرد تا بتواند پیشرفت مراجع را به طور عینی داشته باشد، اما در صورتی که خود شما بخواهید تست افسردگی را در خانه بزنید و از میزان افسردگی خود مطلع شوید تست افسردگی بک توصیه میشود.

بهترین روانشناس افسردگی:

بهترین روانشناس افسردگی در تهران کیست؟ جواب به این پرسش بستگی به انتخاب رویکرد درمانی روان‌شناسی است که شما انتخاب می کنید، علاوه بر آن مهمتر از این مورد می توان گفت اگر ارتباط خوبی با روانشناسی برقرار می کنید این مهم تر از هر موضوع دیگری است.

خلاصه

افسردگی قابل درمان است و بیشتر افراد با روان درمانی، دارودرمانی یا ترکیبی از این دو شاهد بهبودی هایی در نشانه هایشان هستند. می گویند، روشی که برای یک نفر موثر است ممکن است لزوماً برای دیگری موثر نباشد.

مقالات مرتبط با این موضوع:

بدترین نوع افسردگی

شما با این جستجوها به این مقاله رسیده اید:

روانشناس خوب برای درمان وسواس، بهترین روانشناس برای درمان وسواس ، روانشناس متخصص وسواس، روانشناس متخصص وسواس خوب، دکتر روانشناس خوب برای افسردگی

تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک

تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک

برای تعریف تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک، باید ابتدا این نکته را در نظر گرفت که مغز انسان یک سیستم پیشرفته و پیچیده از عملکردهای ارادی و غیرارادی است. در نتیجه نوروفیدبک می‌تواند در قالب یک سیستم پردازشگر کامپیوتری، مارا از تمام این عملکردها و چگونگی شکل‌گیری و چرخهٔ رخداد آنها آگاه کند.

بیوفیدبک اما، یک تکنیک ذهنی-جسمی است برای کنترل برخی فعالیت‌های بدن نظیر ضربان قلب که به شکل غیر ارادی انجام می‌شوند.

در ادامه، برای درک بهتر تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک، ابتدا به شرحی از هر دو مورد خواهیم پرداخت:

تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک

انسان در شرایط عادی قادر به کنترل کردن امواج مغزی خود نیست.

نوروفیدبک چیست؟

شرح مبحث تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک را در ابتدا با توضیحی از نوروفیدبک و طریقهٔ عملکرد آن آغاز می‌کنیم.

در نوروفیدبک، فعالیت‌های الکتریکی مغز فرد ثبت شده و سپس آنها در ساختاری از امواج مغزی که شبیه به چیزی مثل فیلم سینمایی است برای او به نمایش گذاشته می‌شوند.

در واقع پس از ثبت امواج الکتریکی مغز، سعی می‌شود به فرد نوعی بازخورد داده شود و به این ترتیب با این کار او را وادار به خودتنظیمی می‌کنند. در نتیجه افراد طریقهٔ اصلاح کارکرد مغز خود را آموخته و به مرور بر روی آن تسلط پیدا می‌کنند. تسلطی که تا قبل از آن قادر به ایجادش نبوده و یا حتی از آن آگاهی و تصوری نیز نداشته‌اند.

این روش در ارتباط با درمان اختلالاتی نظیر: صرع، اضطراب، اختلالات ناشی از سو مصرف مواد، اختلال یادگیری، اختلالات اضطراب، میگرن، کنترل استرس و موارد مشابه دیگر کارایی دارد.

همانطور که گفته شد، انسان در شرایط عادی قادر به کنترل کردن امواج مغزی خود نیست. نوروفیدبک تکنیکی است که به وسیلهٔ آن شرایطی را ایجاد می شود تا مغز بتواند با کنترل امواجش، دارای عملکرد بهتری بشود. در این روش هر فرد با توجه به نوع بیماری خود، کنترل شدت و ضعف این امواج را عهده‌دار شده و آن را تنظیم می‌نماید. پس می‌توان گفت که این عمل در واقع یک نوع خود تنظیمی نیز تلقی می‌شود

انجام آن به این صورت است که ابتدا حسگرهایی به نام الکترود، بر روی پوست سر بیمار قرار گرفته و سپس شروع به ثبت فعالیت‌های مغز می‌کنند، سپس مغز با آگاهی، در امواج نوسان ایجاد کرده و آنقدر سطح فعالیت خود را تغییر می‌دهد تا به حالت قابل قبول دست پیدا کند.

فرد در هنگام استفاده از نوروفیدبک چه حسی دارد؟

در طی ارائهٔ تکنیک نوروفیدبک، فرد به این احساس دست پیدا می‌کند که تنها مشغول تماشای تصویر و یا گوش دادن به صداهاست، بی‌آنکه مستقیما حس کند پیامدی در مسیر عصبی او در حال رخداد است. البته در این حالت بیمار نسبت به احساسات و حالات مغزی خود هشیار است و این موضوع به مرور می‌تواند در مسیر‌های عصبی تغییرات قابل توجهی را ایجاد کند و در نهایت نیز موجبات بهبودی فرد را فراهم سازد.

لازم به ذکر است که بیمار در طی استفاده از نوروفیدبک نیاز به مصرف دارو ندارد و در نتیجهٔ آن با عوارض متعدد نیز روبه رو نخواهد شد و اگر مشکل به درستی شناسایی بشود، می‌توان این اطمینان را حاصل کرد که تا درصد بسیار بالایی نتیجه‌بخش خواهد بود. اما از آنجایی که اختلالات، ناشی از عوامل اصلی متعددی هستند، در نتیجه توصیه می‌شود در مسیر جلسات درمانی، از روش‌های مختلف همراه با هم استفاده شود.

بیوفیدبک چیست

در ادامهٔ مبحث تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک به شرحی از عملکرد بیوفیدبک خواهیم پرداخت:

بیوفیدبک دستگاهی است که به بیمار کمک می‌کند نسبت به مواردی مانند نرخ تنفس که در حالت عادی قادر به مشاهدهٔ آن نیست، آگاه شده و در صورت لازم جهت بهبود خود در آن تغییر ایجاد کند. در این روش نیز نوعی حسگر به فرد متصل شده و سپس او به آگاهی کامل از وضعیت جسمی خود دست پیدا می‌کند.

البته برای بررسی هر اندامی طبعا حسگرها نیز در همان منطقه به بدن فرد متصل خواهند شد تا به طور اختصاصی در درمان همان موضوع خاص متمرکز باشند. مثلا برای بررسی و سنجش درجه حرارت بدن، حسگرها بر روی انگشت دست وصل می‌شوند اما برای ارزیابی امواج مغزی، حسگرها بر روی سر فرد مراجعه کننده وصل خواهند شد.

اختلالات اضطرابی، اختلالات روان تنی و اختلالات نورولوژیک، بیماری‌هایی هستند که می‌توان با روش درمانی بیوفیدبک به معالجهٔ آنها پرداخت.

تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک و نتیجه‌گیری

ممکن است در ابتدای بررسی تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک، سردرگم شده و یا به اشتباه آنها را یکی بدانید. زیرا در تعریف، آنها شبیه به یکدیگر دیده می‌شوند اما در واقع یکی نیستند.

در روش بیوفیدبک بیمار می‌تواند کنترل بیشتر بر روی آن دسته از عملکردهای بدن خود داشته‌باشد که به طور فعال توسط خودش کنترل نمی‌شوند. پس درواقع از آن در جهت نوعی آموزش بازخورد برای بدن بیمار استفاده می‌شود.

اما نوروفیدبک نوعی از بیوفیدبک است که به خواندن موج‌های مغزی می‌پردازد.

در بیوفیدبک با استفاده از ابزارهای حساس، بازخورد‌های بدن اندازه‌گیری شده و به شما کمک می‌شود که در پاسخ‌های بدن خود تغییر ایجاد کنید. اما نوروفیدبک تاثیر مستقیم روی مغز دارد. همچنین در بیوفیدبک تغییرات روی تغییرپذیری ضربان قلب تاثیر داشته و در نتیجهٔ آن سیستم‌های قلبی و عروقی هماهنگ می‌شوند و در ادامهٔ این هماهنگی، مواردی مانند اضطراب را کاهش پیدا می‌کند

لازم به ذکر است که روش نوروفیدبک در مقایسه با بیوفیدبک بسیار پیچیده‌تر بوده و پیاده‌سازی آن نیز در مقایسه به بیوفیدبک بسیار مفصل‌ترخواهد بود. در نتیجه معمولا طولانی‌تر و با تعداد جلسات بیشتری همراه است.

تمرکز نوروفیدبک بر روی بهبود عملکرد مغز انسان است. زیرا در نهایت این عملکرد صحیح مغز ماست که کمکمان می‌کند مضطرب نبوده و همواره آرامش خود را حفظ کنیم به طور خلاصه برای تعریف تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک، می‌توان اینطور بیان داشت که نوروفیدبک خودش یکی از انواع بیوفیدبک است و بیوفیدبک به عنوان فرمی از کنترل الکتریکی تلقی می‌شود که پدیدار کنندهٔ بازخوردهایی برای بدن است که فرد روی آن کنترلی ندارد. همچنین نوروفیدبک روی قسمت نیمه‌هشیار ذهن تمرکز داشته و به فرد کمک می‌کند که روی امواج مغزی خود کنترل داشته باشد تا میزانی که به مطلوب خود از آن دست یابد.

بیشتر بخوانید: آیا نوروفیدبک تاثیر دارد؟

درمان بی‌جنس‌گرایی

درمان بی جنس گرایی
The word asexuality. sexual identity

درمان بی‌جنس‌گرایی: مانند سایر گرایش های جنسی ، طیف وسیعی از روش ها برای درمان بی‌جنس‌گرایی در افراد وجود دارد. برخی از افراد بی‌جنس‌گرا روابط عاشقانه ای دارند که شامل رابطه جنسی نیست ، در حالی که برخی دیگر ترجیح می دهند به طور کلی از روابط صمیمی پرهیز کنند و در عوض بر روی دوستی و خانواده تمرکز کنند.

برخی از افراد بی‌جنس‌گرا احساس می کنند که همیشه می دانسته اند که بی‌جنس‌گرا هستند ، در حالی که برخی دیگر متوجه می شوند که گرایش جنسی آنها با گذشت زمان بر آنها تحمیل شده است. برخی از افراد ممکن است برای مدت کوتاهی بی‌جنس‌گرا باشند و سپس روابط جنسی را شروع کنند.

آسکشوالیتی یا بی جنس گرایی چیست؟

بی‌گرایش جنسی، یا آسکشوالیتی یکی از انواع گرایش‌های جنسی در افراد است که در آن فرد هیچ گونه جذابیت جنسی را نسبت به هیچ جنسیتی تجربه نمی کند و  دارای هیچ‌گونه تمایل جنسی نیست و هیچ گونه علاقه ای به داشتن رابطه جنسی با هیچ‌یک از جنسیت‌های دیگر ندارد. گفته می‌شود در حدود یک درصد از مردم جهان آسکشوال هستند.

آسکشوالیتی با «دوری از سکس» و «تجرّد» که رفتارهایی ناشی از انتخاب افراد هستند فرق دارد. آسکشوالیتی انتخابی نیست و فرد انتخاب نمی‌کند که عمل جنسی نداشته باشد بلکه هیچ علاقه‌ای به انجام اعمال جنسی ندارد. البته بعضی آسکشوال‌ها هم سکس دارند هر چند که اشتیاقی به آن ندارند.

اولین تحقیقات در مورد درمان بی جنس گرایی

در اواسط قرن بیستم آلفرد کینزی افراد را بر اساس گرایش جنسی‌شان از دگرجنس‌گرا (هتروسکشوال) تا همجنسگرا (هوموسکشوال) از ۰ تا ۶ دسته‌بندی کرد، این دسته‌بندی به مقیاس کینزی معروف است. در این مقیاس کینزی یک گروهی را هم اضافه کرد به نام «ایکس» این گروه متعلق به افرادی بود که هیچ وابسته سکسی اجتماعی و کشش جنسی نداشتند. او ۱٫۵ درصد مردان را جزو گروه «ایکس» می‌دانست. در کتاب دوم کینزی «رفتارهای جنسی در زنان» او افرادی را که به گروه «ایکس» تعلق داشتند را با این ویژگی‌ها برشمرد: زنانی که هیچگاه ازدواج نکرده‌اند=۱۴–۱۹٪، زنانی که ازدواج کرده‌اند=۱–۳٪، زنانی که قبلاً ازدواج کرده بودند =۵–۸٪، مردانی که هیچگاه ازدواج نکرده‌اند=۳–۴٪، مردانی که ازدواج کرده‌اند=۰٪ و مردانی که قبلاً ازدواج کرده بودند=۱–۲٪

اطّلاعات تجربی دیگر در رابطه با آمار آسکشوال‌ها در سال ۱۹۹۴ به دست آمد توسط تحقیقی که در بریتانیا انجام شد. این تحقیق ۱۸٬۸۷۶ نفر از ساکنین بریتانیا را در بر می‌گرفت به این افراد پرسش نامه‌هایی داده شده بود که به منظور جمع‌آوری اطلاعات جنسی برای مبارزه با اپیدمی ایدز بود. در این پرسشنامه یک سؤال مربوط به کشش جنسی بود که ۱٫۰۵٪ شرکت کنندگان جواب داده بودند که تا به حال به هیچ‌کسی گرایش جنسی نداشته‌اند. در تحقیقی که در سال ۱۹۹۴ در ایالات متحده آمریکا انجام شد (این تحقیق آسکشوالیتی را جزو گرایش‌های جنسی لحاظ نکرده بود) آمار جواب‌های افراد به سؤال‌ها این گونه بود: افرادی که به مدت یکسال نه سکس داشته‌اند و نه همسر/یار جنسی: ۱۱٫۹٪ افراد بزرگسال، ۹٫۸٪ مرادن و ۱۳٫۶٪ زنان. افرادی که به مدت ۵ سال همسر/یار جنسی نداشته‌اند: ۸٫۰٪ افراد بزرگسال، ۷٫۱٪ مردان، ۸٫۷٪ زنان افرادی که در تمام دوران بزرگسالی خود تا زمانی که این تحقیق انجام شده، هیچ همسر/یارجنسی نداشته‌اند: ۲٫۹٪ افراد بزرگسال، ۳٫۴٪ مردان، ۲٫۵٪ زنان

بی‌جنس‌گرایی و سلامت ذهنی

بی‌جنس‌گرایی جنسی بخشی از طیف پیچیده ای از رفتارها و جهت گیری ها است و بیماری روانی نیست. باید این تفاوت را از ترس از رابطه جنسی یا ترس از صمیمیت متمایز کرد ، گرچه برخی از افراد اظهار داشتند که عدم جنسیت ناشی از ضربه یا سو abuse استفاده جنسی است. هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد واقعاً چنین است.

چگونه رابطه با یک بی جنس گرا داشته باشیم ؟

۱- طرز فکر خود را تغییر دهید.

برخی از افراد از رابطه جنسی به عنوان نوعی اعتبار سنجی استفاده می کنند ، با این حال ، این می تواند در روابطی که یک شخص غیرجنسی است و دیگری نه ، خطرناک باشد.

هنگامی که فرد از جنسیت برای دستیابی به اعتبار استفاده می کند ، این نه تنها می تواند باعث از بین رفتن عزت نفس شود ، بلکه می تواند باعث شود که آنها از جایی (یا شخص دیگری) اعتبار سنجی کنند.

یا تغییر حالت روانی و امنیت بیشتر ، یا مذاکره در مورد اعتبار سنجی متفاوت از طرف شریک زندگی آنها برای اطمینان از بقای رابطه حیاتی است.

۲- حداقل در چند بار برای انجام رابطه جنسی در هفته توافق کنید.

زوجین می توانند توافق كنند كه اگرچه یك نفر به اندازه دیگری جنسی نیست ، اما رابطه جنسی همچنان می تواند نقش مهمی در احساس وحدت و ارتباط در روابط آنها داشته باشد.آمدن با حداقل تعداد دفعات انجام رابطه جنسی می تواند به شما اطمینان دهد که حتی اگر رابطه جنسی از ذهن یک شریک عبور نکند ، همچنان برای شخص دیگر به طور رضایت بخشی حفظ می شود.

۳- به شریک زندگی خود فشار وارد نکنید.

تحت فشار قرار دادن بیش از حد همسر خود برای انجام رابطه جنسی در واقع می تواند او را از این کار دور کند.  سعی نکنید آنقدر مجبور شوید که از بین ببرید و تمایل کمی را که دارند از بین ببرید.هیچ چیز مانند فشار جنس را نمی کشد ، بنابراین آسان ، صبور و مایل به پیشرفت در روابط خود باشید و منتظر پاسخ شریک زندگی خود باشید.

در مورد توانایی های آنها از نظر لذت و استقامت روشن باشید.در لذت بردن از ذره ذره جنسیت با هم حرفه ای شوید و آنها را به همان کار تشویق کنید. رابطه جنسی باید سرگرم کننده ، لذت بخش و جالب باشد. اطمینان از اینکه با این ویژگی ها تماس برقرار می کنید باعث می شود شریک زندگی شما بیشتر شود.

۴- استمنا یا خودارضایی

این ممکن است واضح به نظر برسد ، اما مردم اغلب فراموش می کنند که می توانند رضایت جنسی خود را به معنای واقعی کلمه به دست خود بگیرند. هاید گفت:افزایش استمنا شخصی به شما کمک می کند رضایت جنسی مورد نظر خود را بدست آورید.

۵- راه های دیگری برای صمیمی بودن پیدا کنید.

به یاد داشته باشید که روشهای زیادی برای پرورش نزدیکی به غیر از رابطه جنسی وجود دارد. افراد جنسی – مانند همه افراد – نیازها ، خواسته ها و مرزهای فردی خود را دارند. در مورد اینها صحبت کنید! موارد شخصی خود را به اشتراک بگذارید و از تمایل شریک زندگی خود برای به اشتراک گذاشتن حمایت کنید.

صمیمی بودن بدون داشتن رابطه جنسی راه های مختلفی مانند بوسیدن دارد.

هر روز برای لذت بردن از یک بوسه طولانی وقت بگذارید.کسی توسین باعث می شود شما نسبت به یکدیگر احساس گرما و مبهم کنید و اطمینان از حفظ صمیمیت را به شما می دهد.

ماساژهای بدون انتظار را که به راحتی به منظور تبادل لمس به عنوان یک شکل زیبا از بیان صمیمی به اشتراک گذاشته شده است ، امتحان کنید.

و سرانجام ، وقت گذاشتن برای خیره شدن به چشمان یکدیگر می تواند باعث ایجاد صمیمیت و ارتباط شود. انجام این کار و اطلاع دادن به شرکا که دقیقاً از آنچه به طور منظم از آنها قدردانی می شود ، مغز و قلب آنها را قلقلک می دهد و آنها را از دانش در مورد نقش مهمی که در این رابطه دارند ، پر می کند.

نتیجه

روابط حول جنسیت نمی چرخد ، به همین دلیل زوج هایی که نیازهای جنسی ناسازگار دارند هنوز هم می توانند خوشبختی پیدا کنند.

“عشق ، وقتی به عنوان یک فعل با هم تمرین می شود ، همیشه به کار گرفتن روابط کمک می کند.” “اگر با فردی غیرجنسی رابطه برقرار می کنید ، آماده باشید که مسئولیت جنسیت خود را هنگام تمرین کمک هزینه و صبر با شخصی که اصرارهای جنسی شما مطابق با شما نیست ، به عهده بگیرید.”

“روابط سالم هرگز نباید درمورد رابطه جنسی باشد ، و همه باید مشتاق انتقال صمیمیت به بیرون از اتاق خواب به طور منظم باشند.”

بهترین روانشناس دوران ها کیست؟

سؤال اصلی: بزرگترین روانشناسی که تا کنون زندگی کرده است کیست و یا بطور دیگر بهترین روانشناس دوران ها کیست؟

در اینجا ۱۳ تن از بهترین روانشناس های تمامی دوران­ها را معرفی می­کنیم،این افراد تنها برخی از شناخته شده­ ترین افراد در حوزۀ روانشناسی نیستند بلکه نقشی اساسی را نیز در تاریخ روانشناسی بازی می­کنند و به درک رفتار انسان کمکی قابل توجه نموده­اند.

سؤال اصلی با این عنوان مطرح شد که به طور کلی اثرگذارترین  و بهترین روانشناس و نه لزوما در حوزۀ روانشناسی چه کسی است که این سؤال نیز به این صورت به روز شد که ۱۳ نفر از اثرگذارترین روانشناسان چه کسانی هستند. فهرست من در اینجا به ترتیب زیر است.

۱- بی. اف. اسکینر

رفتارگرایی وفادارنۀ اسکینر او را به فردی با نیروی غالب و اثر زیاد در تکنیک­های روانشناسی و درمان نموده است؛ خصوصا اینکه نظریات وی تا کنون نیز به طور گسترده مورد استفاده واقع می­شوند از جمله اصلاح رفتار و اقتصاد­های رمزی. اسکینر را به خاطر مفاهیمش در ارتباط با شایسته­سازی مؤثر و برنامه­های زمانی تقویت به یاد می­آوریم.

۲- جین پیاژت

نظریۀ توسعۀ شناختی جین پیاژت تأثیری عمیق بر روانشناسی و به ویژه در ارتباط با درک رشد عقلانی کودکان داشته است. تحقیق وی به رشد روانشناسی توسعه­ای، روانشناسی شناختی، معرفت­شناسی ژنتیکی و اصلاح آموزش کمک نموده است. آلبرت آینشتاین زمانی مشاهدات پیاژت در ارتباط با رشد عقلانی کودکان و فرآیند­های تفکر را به عنوان کشفی آنچنان ساده که تنها یک نابغه می­تواند در موردش فکر کرده باشد عنوان کرد.

۳- زیگموند فروید

ذهن بسیاری از مردم وقتی در مورد روانشناسی فکر می­کنند به سوی زیگموند فروید متمایل می­شود. کار وی این باور که همۀ بیماری­های روانی علل روانشناسانه ندارند را تقویت کرد و او همچنین شواهدی را در این مورد که تفاوت­های فرهنگی اثری مهم بر روانشناسی و رفتار دارند ارائه نمود. کار و آثار مکتوب وی به درک ما از شخصیت، روانشناسی بالینی، توسعۀ انسانی و روانشناسی ناهنجاری کمک کرده است.

مردم در ایالات متحده در مورد لغزش­ها، اگو­ها، عقده­های اودیپوس، رشک آلت مردانه، بازدارندگی مقعدی، منکر بودن، سرکوبگری فرویدی و موارد بیشتری در این ارتباط در تمامی زمان­ها و در هر مکالمۀ معمولی از مهمانی­های شبانه گرفته تا محل کار صحبت می­کنند.

هر چند ممکن است این بحث مطرح شود که او یک روانشناس نبود بلکه بیشتر یک عصب­شناس و پزشک و بنابراین احتمالا یک روانپزشک بود به هر حال این بحث در مورد زمانی است که این دو حوزه یعنی روانشناسی و روانپزشکی تازه در حال انشقاق و تفکیک بودند (در اواخر قرن نوزدهم). همچنین اگر چیزی در مورد فروید بدانید می­توانید اثر وی را در حوزه­هایی که هم­اکنون مطرح کردم تشخیص دهید و اگرچه خود من روانشناس نیستم اما تأثیر شگرف وی را در زمینه­های جنسی و آسیب­زا بر روی عموم مردم در همه جا درک می­کنم. اگر او باعث شکل­گیری یکی از پاسخ­های کوئورای من در سال ۲۰۱۹ حتی بدون اینکه خودم در موردش فکر کنم شود پس این همان شخص تأثیر­گذار و در حقیقت جز بهترین روانشناس ها است.

۴- آلبرت باندورا

کار وی به عنوان بخشی از انقلاب شناختی در روانشناسی محسوب می­شود که در اواخر دهۀ ۱۹۶۰ شروع شد. نظریۀ یادگیری اجتماعی وی بر اهمیت یادگیری مشاهده­ای، تقلید و مدلسازی تأکید کرد.

باندورا در کتابش با عنوان «نظریۀ یادگیری اجتماعی» توضیح می­دهد که «اگر مردم مجبور باشند تنها بر اثرات اقدامات خودشان برای آگاهی از اینکه چه کاری باید انجام دهند متکی باشند در این صورت یادگیری می­تواند به میزان زیادی دشوار باشد، البته اگر نگوییم می­تواند پر­خطر باشد.»

۵- لئون فستینگر

فستینگر نظریات ناهنجاری شناختی و مقایسۀ اجتماعی را توسعه داد. ناهنجاری شناختی حالتی از ناراحتی است که در هنگام داشتن دو باور متعارض در خود احساس می­کنید. مثلا شما ممکن است با وجود اینکه می­دانید مصرف دخانیات برای سلامتی­تان مضر است سیگار بکشید. نظریۀ مقایسۀ اجتماعی وی می­گوید که شما مقایسۀ اندیشه­هایتان با باور­های دیگر مردمان دست به ارزیابی آنها می­زنید. همچنین احتمال زیادی وجود دارد که شما در پی افرادی باشید که بتوانید باور­ها و ارزش­هایتان را با آنها به اشتراک بگذارید.

۶- ویلیام جیمز

اغلب به جیمز، روانشناس و فیلسوف، با عنوان پدر روانشناسی امریکایی اشاره می­شود. متن ۱۲۰۰ صفحه­ای وی با عنوان «اصول روانشناسی» تبدیل به متنی کلاسیک در ارتباط با این عنوان شده است و آموزه­ها و آثار مکتوب وی به تأسیس روانشناسی به عنوان یک علم تجربی کمک کرده است. علاوه بر این، در کارکرد­گرایی و عملگرایی نیز مشارکت داشته و بسیاری از دانشجویان روانشناسی در طول ۳۵ سال آموزش وی تحت تأثیر او قرار گرفته­اند.

۷- ایوان پاولو

پاولو روانشناسی روسی بود که تحقیقش در مورد واکنش­های شرطی و شایسته­سازی کلاسیک ظهور و رشد رفتار­گرایی را در روانشناسی تحت تأثیر قرار داد. روش­های تجربی پاولو به دور شدن روانشناسی از ارزیابی­های درون­نگر و ذهنی و نزدیک شدن آن به سنجش رفتار عینی کمک کرد.

۸- کارل راجرز

او بر قابلیت انسان تأکید کرد که تأثیر زیادی هم بر روانشناسی و هم بر آموزش داشت. او تبدیل به یکی از بزرگترین متفکران انسان­گرا شد و با «درمان موکل محورش» تأثیری قابل ذکر در درمان داشته است.

همانطور که توسط دخترش، ناتالی راجرز، شرح داده شد، او «مدلی برای مقایسه و ایده­آل­های دموکراتیک در زندگی خودش و در کارش به عنوان یک آموزگار، نویسنده و درمانگر بود.»

۹- اریک اریکسون

نظریۀ مشهور توسعۀ روانشناسی اریکسون به ایجاد علاقه و تحقیق در مورد توسعۀ انسان در سراسر طول زندگی کمک کرد. اریکسون به عنوان یک روانشناس اگو که همراه با آنا فروید به تحقیق اشتغال داشت نظریۀ روانکاوی را با پیگیری توسعه در طول زندگی شامل رویداد­های دوران کودکی، بزرگسالی و پیری گسترش داد.

۱۰- لو ویگوتسکی

او روانشناسی معاصر با برخی از شناخته­شده­ترین روانشناسان شامل پیاژت، فروید، اسکینر و پاولو بود با این وجود کار وی هرگز در طول حیات وی مورد بررسی قرار نگرفت و مطرح نشد. این موضوع بیشتر به خاطر این بود که بسیاری از آثار مکتوب وی تا همین اواخر از دسترس جهان غرب دور مانده بودند.

در طول دهۀ ۱۹۷۰ بود که بسیاری از آثار مکتوب وی از زبان روسی ترجمه شدند اما کار وی به طور فزاینده­ای در دهه­های اخیر اثر­گذار بوده است، به ویژه در زمینه­های روانشناسی آموزشی و رشد کودک.

با وجود اینکه مرگ زود­رس وی در سن ۳۸ سالگی سبب توقف کار وی شد اما او در هر حال او تبدیل به یکی از روانشناسان قرن بیستم شد که مکررا از او در این حوزه نام برده می­شود.

۱۱- ایگناسیو مارتین بارو

او روانشناسی اجتماعی است که در توسعۀ روانشناسی­های آزادی و اجتماعی اثرگذار است که وکالت را با مشاوره و تحقیقات روانشناسی که از مرز­های ملی عبور می­کنند تلفیق می­نمایند. او همچنین بسیار در این مورد حساس است یا حتی روانشناسی فردی جریان اصلی را به عنوان روانشناسی خورد­کننده رد می­کند. او برای اثرش در این مورد در سال ۱۹۸۹ مورد انتقاد شدید قرار گرفت.

۱۲- پاتریشیا آردوندو

او روانشناسی مشاوره­ای است که بسیار در توسعۀ مشاورۀ چند­فرهنگی به عنوان عاملی مؤثر در مشاغل سلامت روانی اثر­گذار بوده است. دیگر بحث در مورد مشاوره در ارتباط با ترغیب ارباب رجوع به همنوایی­کردن با ایدۀ روانشناسی جریان اصلی «معمول» نیست بلکه در حال حاضر بحث اصلی در مورد خوب بودن فارغ از هویت­ها است.

۱۳- شهرزاد رشن

هر مشاور، درمان­گر یا روانشناسی حتی خود من نیز میتوانم بهترین روانشناس عصر حاضر باشم . دیگر شاغلین بخش سلامت روانی تأثیر بسیار زیادی بر سعادت در طول دوران های مختلف داشته اند ؛ این بدین خاطر است که همگی آنها اکنون بیشتر بر برابری اجتماعی و تا اندازه­ای روانشناسی تأکید می­ورزند که این اثر بزرگی دارد و سیستم­ها، مؤسسات و فرهنگ­های بیشتری را متأثر می­سازد که اینها نیز به نوبۀ خود سعادت انسان را تحت تأثیر قرار می­دهند.

 

دیگران بنا به دلایل مختلفی اثرگذار هستند.

من با دیگرانی که از اسکینر و پاولوو نام می­برند موافق هستم زیرا هر دو به شدت ظهور مکتب رفتارگرایی را متأثر ساخته­اند که به طور گسترده­ای تا امروز در مدارس، تسهیلات سلامت ذهنی جامعه و دیگر نظام­ها مورد استفاده قرار گرفته است.

پک و پادسکی اصطلاح شناختی را وارد «درمان رفتار شناختی» کردند که در بسیاری از وجوه زندگی مردم ایالات متحده تأثیر بزرگی داشته است و اغلب «حامیان سلامت روانی،» پزشکان و شرکت­های بیمه آن را به عنوان «استاندارد طلایی» در درمان در نظر می­گیرند و اغلب مبنای حوزه­های کمک به خود، مکالمه­های نمایشی روزانه و موارد بیشتر مربوطه قرار می­گیرد.

بنابراین این پنج مورد درست تا همین زمان در حوزه­های سلامت روانی، مشاوره­های حرفه­ای و درمان مربوط به ازدواج و خانوده از جریان اصلی روانشناسی جدا شده­اند و راه خودشان را در پیش گرفته­اند. هر یک از آنها افراد تأثیر­گذار خودشان را دارند اما جالب است که اغلب آن افراد تأثیر­گذار روانشناس بودند و نه گروه­هایی از رشتۀ خودشان (بیشتر به خاطر اینکه روانشناسی تعلیمی همیشه در دسترس بود).

در ادامه راجرز و مازلو آمدند و هجوم علوم انسانی و لحاظ مطلق بلاشرط که در بنیان چارچوب فلسفی مشاورۀ حرفه­ای شروع شد که رشتۀ خود من نیز همین است. این موارد بر جریان اصلی نیز اثر گذاشته و در تحقیقات دینی، فرزند­پروری امروزی، اغلب قلمرو­های کمک به خود، برنامه­های دوازده مرحله­ای، آموزش معلم مدرسۀ دولتی و رسانه­های ملی نمود یافته­اند. تا اینجا به هفت مورد اشاره کردیم.

سه مورد نهایی احتمالا نام­هایی کمتر شناخته­شده برای عموم مردم هستند اما به طور فعال حوزه­های سلامت روانی امروزی را تغییر شکل می­دهند و روش­هایی که آنها در این رابطه استفاده می­کنند (یا استفاده کرده­اند) در اصل نیاز به تغییر شکل فرهنگ ایالات متحده و حتی جهان دارد. بنابراین، آنها تبدیل به اثر­گذارترین روانشناسان بر سطح سیستمیکی که در حال صحبت در مورد آن هستیم می­شوند.

 

روانشناس متخصص تغذیه

روانشناس متخصص تغذیه

روانشناس متخصص تغذیه، شخصی است که در راستای شناخت و درک رابطه بین رفتار تغذیه ای افراد و حالات روانی آنان مطالعه می کند. به طور مثال بررسی این که در چه صورتی فرد بیشتر به غذا پناه می برد، آیا در مواقعی است که احساس تنهایی می کند؟ مواقعی است که عصبانی است؟ و یا ناراحت؟

چه کسانی لازم دارند تا با روانشناس متخصص تغذیه صحبت کنند؟

صحبت کردن و مشاوره گرفتن از یک روانشناس متخصص تغذیه، می تواند برای تمام افراد مفید و موثر واقع شود. به خصوص اگر پرخوری های افراطی دارید یا دچار بی اشتهایی عصبی هستید نیز لازم دارید تا با یک روانشناس متخصص تغذیه صحبت کنید.

اگر از یک رژیم سخت پیروی کرده اید و حالا احساس ضعف یا بی حوصلگی دارید نیز لازم است تا با یک روانشناس تغذیه صحبت کنید.

چطور می شود یک روانشناس متخصص تغذیه خوب، پیدا کرد؟

یکی از مهم ترین نکاتی که لازم است پیش از مراجعه به روانشناس تغذیه به آن توجه کرد، پیدا کردن و شناختن یک متخصص خوب با رزومه کاری مناسب است. اگر شما برای رفع مشکل خود نزد یک متخصص نامناسب با دانش نه چندان کافی بروید، احتمالا مشاوره نه چندان مناسب نصیب شما می شود.

پیش از انتخاب یک روانشناس متخصص تغذیه، ضرورت دارد تا یک جستجوی اینترنتی در رابطه با بهترین روانشناس تغذیه داشته باشید، این تحقیق به شما کمک می کند تا با نحوه کار، نظر کاربران و همچنین میزان تبحر و تشخیص یک روانشناس تغذیه، آگاهی پیدا کنید.

همچنین می توانید از تجربه نزدیکان و آشنایان خود در این رابطه بهره مند شوید و انتخاب مناسب تری داشته باشید، بعلاوه فضای اینستاگرام نیز می تواند یاری رسان شما در این رابطه باشد.

اما یک روانشناس متخصص تغذیه باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

یک روانشناس متخصص که در انجام حرفه خود موفق است لازم است بتواند موارد زیر را به درستی برای افراد مشخص و تا حصول نتیجه بررسی نماید:

  • تشخیص زیر بنایی دلایل هیجانی که باعث پرخوری و کم خوری در فرد می شود.
  • ارایه راهکارهایی برای روبه رو شدن با هیجانات
  • تشخیص مشکلات احتمالی در رابطه با رژیم تنظیم شده

سوال های شایعی که از یک روانشناس متخصص تغذیه پرسیده می شود:

چرا از بیش خوری برای تنظیم هیجان ها بهره می بریم؟

احساسات و هیجان ها بخش جدایی ناپذیر زندگی ما و نشانه زنده بودن ما هستند و در تصمیم گیری ها و رفتارهای ما نقش بسیار دارند.

احساسات و هیجان های خوشایند باعث ایجاد انرژی مثبت و احساسات و هیجان های ناخوشایند باعث ایجاد انرژی منفی در ما می‌شوند. کنار آمدن با احساس‌های منفی و ناخوشایند سخت است، از این رو افراد راهبردهایی را برای کاهش آنها به کار می‌برند.

برای مثال وقتی دچار احساس غم و بی حوصلگی می شوند سعی می کنند با انجام کارهایی مانند تماس با دوستان یا پیاده روی خود را از این شرایط رها کنند و بعضی دیگر نیز به رفتارهای نامناسب مانند کشیدن سیگار روی می‌آورند.

بسیاری از افراد در هنگام مواجهه با هیجان های مثبت و منفی دچار ولع خوردن می‌شوند، گویا این افراد روش خوردن را برای مدیریت هیجان‌های خود انتخاب کرده‌اند.

معمولاً خوردن در این مواقع بسیار زیاد و با یک احساس نیاز به اجبار درونی همراه است به گونه ای که اگر نخواهند به نیاز خود برای خوردن پاسخ دهند احساس بدی را تجربه خواهند کرد.

در بسیاری از افراد که دچار وابستگی به خوردن هستند نیاز به خوردن مفرط یکی از علایم بروز هیجان های منفی است، یعنی هنگامی که عصبانی یا غمگین می‌شوند ولی به جای آن نیاز شدید خوردن در آنها ایجاد می شود.

برای مثال فرض کنید همسرتان با شما تماس می گیرد و با ناراحتی به شما خبر می دهد که قصد دارد وقتی به خانه امد در مورد موضوع مهمی با شما صحبت کند ولی به طور کامل توضیح نمی دهد که آن موضوع در چه موردی است و از شما می خواهد تا آمدن او به خانه منتظر بمانید در این شرایط ابهام برانگیز که مجبوری چند ساعت انتظار بکشید، تا او به خانه بیاید و موضوع را با شما در میان بگذارد احتمالاً عصبی و باید خلق می شوید ولی ناچارید که خودتان را آرام کنید در چنین وضعیتی امکان دارد میل شدیدی برای خوردن در خود حس کنید و با عصبانیت و تند غذا بخورید در این زمان خوردن به عنوان یک راه برای کاهش استرس و نگرانی به شما کمک می کند و شما با خوردن می توانید حواس خود را از موضوع استرس برانگیز دور کنید.

 

 

بیوفیدبک چیست؟

بیوفیدبک چیست؟

بیوفیدبک دستگاهی است که مراجع را قادر می سازد از علایم زیستی که در حالت معمول نسبت به آنها آگاهی ندارد، اطلاع پیدا کند و در راستای هدف خود تغییراتی در آنها بوجود آورد. در تکنیک هایی همچون یوگا، مدیتیشن و ریلکسیشن نیز هدف همین است با این تفاوت که در بیوفیدبک، فرد از طریق حسگرهایی که به بدن وی نصب گردیده است قادر خواهد بود تا با دقت بالا از وضعیت بدنی خود مطلع گردد. با توجه به اینکه هدف ما اطلاع پیدا کردن از وضعیت کدام ارگان است، نوع حسگر و نوع بیوفیدبک متفاوت خواهد بود. از طریق بیوفیدبک ما قادر خواهیم بود از امواج مغزی، تغییر پذیری ضربان قلب، نرخ تنفس، میزان فعالیت عضله، میزان تعریق و درجه حرارت بدن مطلع شویم. در بیوفیدبک، برای سنجش امواج مغزی سنسورها بر روی سر، سنجش تغییر پذیری ضربان قلب سنسورها بر روی قفسه سینه و یا انگشت دست، سنجش نرخ تنفس سنسورها بر روی شکم و قفسه سینه، سنجش تعریق و درجه حرارت بدن سنسورها بر روی انگشت دست چسبانده می شود.

مزایای بیوفیدبک بر دیگر روش های درمانی چیست؟

ایده آل ترین روش های درمانی آن هایی هستند که در آن ها خود مراجع، عامل درمان است که یکی از این روش ها، درمان با بیوفیدبک است. در درمان دارویی یا درمان های روانشناختی مراجعان خود را وابسته به درمان می دانند و به دنبال روش های جدیدی همچون درمان با بیوفیدبک هستند که بتوانند با به کار گیری آن، علایم و مشکلات روانشناختی خود را برطرف نمایند. برخی از تکنیک ها و روش های درمانی رایج مانند ریلکسیشن، یوگا و مدیتیشن بر این امر تاکید دارند اما در این فرآیند مشکلی وجود دارد و آن این است که بعضی از مراجعان توانایی یادگیری مناسبی ندارند و با توضیحات شفاهی نمی توانند دستورالعمل های درمانی و تکنیک ها را بدرستی انجام دهند. برای مثال روانشناس به مراجع، ریلکسیشن و یا تنفس دیافراگمی و عمیق را آموزش می دهد اما مراجع از طریق این توضیحات شفاهی قادر به یادگیری کامل نیست و در نتیجه پاسخ مناسبی از درمان نمی گیرد. مثالی دیگر از این تکنیک ها، یوگا و مدیتیشن است. در واقع این درمان ها به منظور خودکفا کردن مراجع در کنترل علایم خود طراحی شده اند ولی این امر در برخی از موارد میسر نمی‌شود. در حالی که این مشکل در درمان با بیوفیدبک حل شده است و مراجع می تواند با آگاهی از علایم زیستی خود، متناسب با موقعیت و هدف خود، در کنترل علایمش خودکفا شود.

چه اختلال هایی توسط بیوفیدبک بهبود می یابند؟

اختلالات روان تنی، اختلالات اضطرابی و اختلالات نورولوژیک، بیماری هایی هستند که توسط بیوفیدبک هدف قرار می گیرند. بیوفیدبک در اختلال های روان تنی نظیر فشارخون بالا، سندرم روده تحریک پذیر باعث بهبودی علایم بیماران شده است. EEG بیوفیدبک (نوروفیدبک) نیز در اختلال نقص توجه و بیش فعالی و اختلال های اضطرابی موثر است. بیوفیدبک در طیف وسیعی از اختلالات کاربرد دارد ولی در اختلال های ذکر شده کاربرد بیشتری دارد. در ادامه به کاربردهای بیشتری از بیوفیدبک در زمینه های مختلف می پردازیم.

درمان اختلالات روان تنی با بیوفیدبک

اختلالات روان تنی به بیماری هایی اطلاق می شود که در آن‌ها شرایط روانشناختی همچون اضطراب، منشأ بیماری جسمی فرد است. اضطراب در سطح بهینه باعث افزایش عملکرد می شود و یک فرآیند نرمال در حین خطر تلقی می گردد که باعث حفظ بقای ما می شود. در اختلالات اضطرابی، فرد دچار سطح بالا و نابهنجار اضطراب است که نه تنها باعث بهبود عملکرد نمی شود بلکه باعث اختلال در عملکرد وی می گردد. نگرانی مفرط باعث می شود که سیستم اعصاب خود مختار فرد دائماً فعال باشد و وی علائمی نظیر تپش قلب، تنفس سریع، گرفتگی عضلات و تعریق را تجربه کند. این فعالیت بیش از حد بدن باعث ضعف و خستگی، اختلال در توجه و تمرکز و مشکلات دیگر می شود. سیستم اعصاب خودمختار وظیفه آماده سازی بدن برای مقابله با خطر را به عهده دارد ولی در مراجعان اضطرابی هیچگونه خطر خارجی وجود ندارد و مراجعان در پاسخ به فکر اضطراب زایی که دارند بدن خود را برای مدت زیادی برانگیخته نگه می دارند.

برانگیختگی بدن برای مدت طولانی، باعث آسیب به برخی از ارگان های درونی بدن نیز می شود و باعث اختلالات روان تنی همچون میگرن، سندرم روده تحریک پذیر و فشار خون بالا می شود. برای این اختلالات که در نتیجه عدم تعادل و بدکاری سیستم اعصاب خودمختار بوجود آمده اند، بهترین درمان برگرداندن سیستم اعصاب خودمختار به حالت متعادل خود است. تمامی درمان ها سعی بر بهنجار سازی عملکرد این سیستم دارند. در این زمینه درمان میگرن با بیوفیدبک و نیز دیگر اختلالات روان تنی، روش ایده آلی خواهد بود.

برای اینکه بتوانیم تغییراتی را با اراده خودمان در سیستم اعصاب خودمختارمان بوجود آوریم کار سختی پیش رو داریم. ما نیاز به راهی برای ورود به سیستم اعصاب خودمختار بدن خود داریم. یکی از راههایی که از دانش باستان به ما رسیده است اثرگذاری بر روی سیستم اعصاب خودمختار از طریق سیستم تنفسی است. وقتی که ما در قالب خاصی تنفس می کنیم می توانیم بر روی عملکرد قلب مان اثر بگذاریم. از آنجا که قلب ما از طریق اعصاب مغزی کنترل می شود می توانیم بصورت معکوس بر روی نواحی مغزی مرتبط با اضطراب اثر بگذاریم. بیوفیدبک این امکان را فراهم می کند که ما با دقت، آموزش نحوه تنفس را برای فرد فراهم نماییم. انواع دیگر بیوفیدبک نیز هدف شان متعادل کردن سیستم اعصاب خودکار است.

کاربرد بیوفیدبک در ورزش

یکی از کاربردهای قابل توجه بیوفیدبک استفاده از آن برای ارتقاء عملکرد ورزشکاران است. یکی از دغدغه های اصلی ورزشکاران داشتن عملکرد بهینه در زمان مسابقات است خیلی از ورزشکاران علی رغم اینکه در زمان رکوردگیری و آمادگی قبل از مسابقات عملکرد خوب و قابل قبول دارند اما در حین مسابقه نمی توانند وضعیت مطلوبی داشته باشند. همچنین برخی از ورزشکاران از طریق به کارگیری بیوفیدبک، بخشی را که باید عملکرد خوبی در حین مسابقات داشته باشد را تقویت می کنند. برای مثال اگر برای تیراندازی داشتن تمرکز بر روی یک هدف برای مدت زمان طولانی مهم است بیوفیدبک می تواند به ورزشکار کمک کند تا عملکرد خود را در این زمینه ارتقاء دهد. یکی از اصلی ترین آمادگی های قبل از هر مسابقه و در حین آن داشتن تمدد اعصاب و به حداقل رساندن اضطراب است. بیوفیدبک در هر دو مورد قابلیت ویژه ای دارد و می تواند به ورزشکاران کمک کند.

درمان اختلال یادگیری (LD) با نوروفیدبک

درمان اختلال یادگیری (LD) با نوروفیدبک

در اختلال ناتوانی یادگیری برخی از نواحی مغزی بصورت هماهنگ با همدیگر فعالیت نمی کنند و این باعث می شود که بچه ها در برخی از فعالیت های شناختی خود دچار مشکل شوند. تصور کنید زمانی که شما دست خود را برای برداشتن یک شیء حرکت می دهید عملاً چندین ناحیه از مغز بایستی در کمترین زمان ممکن با همدیگر همکاری  داشته باشند این امر برای فعالیت های شناختی نظیر حافظه، عملکرد اجرایی و توجه و تمرکز نیز مصداق دارد. بچه هایی که مشکل ناتوانی یادگیری دارند عملاً در خواندن ، نوشتن و عملکرد ریاضی دچار اختلال هستند.

زمانی که ما متنی را مطالعه می کنیم، توسط قشر دیداری که در  لوب پس سری سر ما می باشد کلمات و حروف ادراک می شود. همچنین فرد باید صداهایی که با این نمادها مرتبط هستند را ادراک نماید که این فعالیت با بخش های میانی لوب گیجگاهی که محل قشر شنیداری ما هستند مرتبط می باشد در قدم بعدی فرد نواحی مرتبط با حرکت چشم را با نواحی زبانی در قشر پیشانی مغز هماهنگ کند برای اینکه بتوانیم درمان مناسبی برای این کودکان داشته باشیم بایستی نواحی که دارای ارتباطات کمتر هستند را شناسایی کنیم و در قدم بعد از طریق نوروفیدبک دوکاناله و یا بیشتر  سعی کنیم این ارتباطات دچار مشکل در این نواحی را بهنجار کنیم.

عوارض نوروفیدبک

همیشه وقتی ما درمانی را می خواهیم شروع کنیم نگران عوارض جانبی آن هستیم. عملاً برخی از درمان ها دارای عوارض جانبی جبران ناپذیر و یا غیرقابل تحمل هستند و این نگرانی را برای ما تشدید می کند. درمان هایی که دارای عوارض جانبی خطرناک هستند عملاً تهاجمی هستند. یعنی بخش از بدن در طی عمل جراحی تحت تاثیر قرار می گیرد و یا دارویی شیمیایی با خطرات بالقوه فرد مصرف می کند. در نوروفیدبک و بیوفدیبک ما با هیچ یک از این موارد مواجه نیستم. دستگاهی که به بدن ما وصل می شود هیچ اشعه و یا سیگنالی را وارد بدن نمی کند. این دستگاه صرفاً سیگنال های زیستی ما را ثبت می کند و برای اینکه ما بتوانیم آنها را با اراده خود تحت تاثیر قرار دهیم در مانیتور به ما نشان می دهد. سنسورهایی که نیز بدن و یا سر فرد در نورفیدبک با بیوفیدبک نصب

فرآیند اجرای نوروفیدبک به این صورت است که ابتدا درمانگر بعد از تمیز کردن ناحیه چسباندن سنسورها بر روی پوست سر و لاله گوش، در آغاز هر جلسه درمانگر برای مشخص کردن آستانه ها از مراجع خط پایه می گیرد و فرآیند آموزش را شروع می کند. در جلسه  نوروفیدبک مراجع آموزش می بیند که یک باند فرکانسی را تقویت و یک یا دو باند فرکانسی را کاهش دهد. برای مثال یک فرد مبتلا به ADHD که دارای باند فرکانسی تتا بالا است در حین جلسه آموزش می بیند که باند فرکانسی را تتا کاهش دهد و باند فرکانسی بتا را که در مغز به میزان کمتری حضور دارد را افزایش دهد. این یک فرآیند فوق العاده است چرا که مراجع آموزش می بیند تا خودش تغییرات را اعمال نماید.

آیا نوروفیدبک تاثیر دارد؟

آیا نوروفیدبک تاثیر دارد؟

آیا نوروفیدبک تاثیر دارد؟

آیا نوروفیدبک تاثیر دارد؟ بر روی چه اختلالاتی؟

در واقع در بسیاری از موارد سوال درست این است که بر روی چه اختلالی؟

آیا نوروفیدبک بر روی اختلال ADHD تاثیر گذار است؟

جواب به این سوال به طور کلی بله است، در حقیقت بیشترین اثری که برای نوروفیدبک مشخص شده است بر روی اختلال بیش فعالی است، البته باید توجه داشت که نوروفیدبک بر روی همه افراد به یک میزان اثر ندارد، همان گونه که بقیه درمان ها مانند دارو درمانی و روان درمانی نیز برای همه اشخاص به یک میزان اثرگذاری ندارد.

البته باید به این امر مهم توجه داشت که نوروفیدبک برای ADHD به عنوان یک درمان جایگزین در صورتی فرد راضی به مصرف دارو نباشد و یا همزمان با دارو به عنوان درمان کمکی استفاده می شود.

آیا نوروفیدبک بر روی اختلال های اضطرابی تاثیر گذار است؟

بله در بیشتر موارد نورفیدبک و بایوفیدبک در کنار هم برای درمان اختلالات اضطرابی توصیه می شوند، البته در این مورد نیز باید توجه داشت که این درمان در کنار روان درمانی و یا دارودرمانی استفاده می شود.

آیا نوروفیدبک بر روی اختلال Autism تاثیر گذار است؟

خیر برای اختلال اوتیسم شواهد قابل ارجاع و موثقی وجود ندارد که بتواند شاهدی برای تاثیرگذاری نوروفیدبک بر روی  این اختلال باشد.

آیا نوروفیدبک بر روی اختلال خواب اثر گذار است؟

بله در این مورد شواهد و مقالات معتبری وجد دارد که حاکی از تاثیرگذاری قابل قبولی از این درمان جانبی بر روی اختلالات خواب می باشد البته لازم به ذکر است که درمان های روان درمانی و یا دارو درمانی برای کاهش اضطراب، تغییر چرخه خواب و برطرف کردن اختلالات خواب خط اول درمان هستند.

آیا نوروفیدبک بر روی اختلال وسواس اثر گذار است؟

خیر، تاثیرگذاری نوروفیدبک بر روی این اختلال در حدی نیست که برای درمان این اختلال توصیه شود. خط اول درمان برای وسواس درمان دارویی و روان درمانی است.

آیا نوروفیدبک بر روی اختلال افسردگی اثر گذار است؟

برای درمان افسردگی نوروفیدبک تاثیر متوسطی دارد و به عنوان درمان جانبی در کنار درمان های دیگر(داروهای افسردگی و روان درمانی) می تواند استفاده شود.

آیا نوروفیدبک بر روی اختلال پس از سانحه اثر گذار است؟

بر روی این اختلال نیز تاثیرگداری متوسطی گزارش شده است و درمان های دارویی، روان درمانی و EMDR  توصیه می شود.

سوالی که پیش می آید در این زمینه این است که آیا می دانید نوروفیدبک چگونه کار می کند؟

نوروفیدبک از شرطی سازی عاملی استفاده می کند، بدین معنا که همان طور که اگر شما فردی را که کاری را انجام بدهد تشویق کنید احتمال این که آن کار را دوباره انجام دهد بیشتر می شود، نوروفیدبک نیز از همین روش استفاده کرده است.

به طور مثال:

وقتی کودکمان درس می خواند و نمره عالی می گیرد ما برای او هدیه ای می گیریم احتمال این که دفعه بعد هم برای امتحانش تلاش کند بیشتر می شود. در حقیقت ما این رفتار او را تقویت کرده ایم.

نوروفیدبک چگونه تاثیر گذار است؟

در نوروفیدبک هم در واقع با همین شیوه عمل می کند، به طور مثال اگر ما بخواهیم امواج آلفا را در نقطه ای از مغز افزایش دهیم، ابتدا الکترودها را در آن نقطه سر وصل می کنیم و سپس هر گاه که امواج آلفا در آن نقطه مغز بالا رفت(با توجه به اندازه ای که ما مشخص کردیم)، به طور مثال انیمیشن جلوی فرد که در مانیتور نشان داده می شود شروع می کند به حرکت و این به منزله تقویت برای امواج مغزی کار می کند.

پس در جواب به این سوال که آیا نوروفیدبک تاثیر دارد می توان گفت: بستگس به نوع اختلال دارد.

شما با این جستجو ها احتمالا به این مقاله رسیده اید:

آیا نوروفیدبک تاثیر دارد؟

آیا نوروفیدبک موثر است؟

نوروفیدبک چیست و چه کاربردی دارد؟