مقالات

مقالات روانشناسی

مقالات روانشناسی به شما کمک می کند تا در مورد اطلاعات به روز روانشناسی اطلاع پیدا کنید؛ البته نکته مهمی که باید در مقالات روانشناسی به آن توجه کرد منابع آن و نویسندگان است.
به طور مثال اگر به دنبال یک مقاله در مورد روانشناس خوب در تهران هستید:
در ابتدا به نویسنده این مطلب توجه کنید، چه فردی این مطلب را نوشته است؟ در چه سایتی این مطلب منتشر شده است؟

مهم این است که مطلبی که مطالعه می کنید منبع کاملا علمی و درستی داشته باشد، با توجه به اینکه در حال حاضر هر فردی می تواند در داخل شبکه اینترنتی مقاله ای بگذارد، نکته مهم برای تشخیص اینکه این مقاله علمی است به طور مثال می تواند این باشد که در مجله معتبر نوشته شده باشد یا فردی با تحصیلات بالا در آن رشته آن را نوشته باشد.

تکنیک های ذهن آگاهی و کمک به افسردگی

اختلال هراس

تکنیک های ذهن آگاهی و کمک به افسردگی

امروزه افسردگی را یکی از ناهنجاری های فکری و ذهنی قلمداد می کنند. این مسئله می تواند ریشه در گذشته دور افراد داشته باشد. اما هر چه باشد و به هر دلیل بایستی به دنبال پیدا کردن راه هایی علمی برای معالجه آن بود. با این مقدمه در مقاله پیش رو در مورد افسردگی و ذهن آگاهی به عنوان راهی برای درمان افسردگی صحبت خواهیم کرد. هدف ما بررسی تکنیک های ذهن آگاهی است. برای کسب اطلاعات بیشتر در ارتباط با روان شناسی و مشاوره روان شناسی در تهران به وب سایت رشن مراجعه کنید.

افسردگی چیست؟

افسردگی را می توان یک بیماری ناتوان کننده به حساب آورد. این مسئله مانع انجام کارهایی در زندگی می شود که برای هر فردی مهم است. احساس خستگی می کنید وعلاقه خود را نسبت به چیزهایی که روزگاری  برای تان مهم بود را از دست خواهید داد. شواهد این طور به نظر می رسد که افکار منفی در ذهن شما ماندگار و پایان ناپذیر خواهد بود. اما به راحتی و با یک درمان اصولی وعلمی قابل درمان خواهد بود که تداوم درمان و صبر و تامل ملاک اصلی برای بهبود خواهد بود. اما باید دید که تکنیک های ذهن آگاهی چه تاثیری بر شرایط دارند؟

ذهن آگاهی چیست؟

ذهن آگاهی را می توان به این صورت تعریف کرد که تمرینی است برای آگاه شدن از زمان حال و حضور در لحظه بدون قضاوت و با تمامیت بدون چرخه زدن در گذشته یا سپردن به آینده. در حقیقت تکنیک های ذهن آگاهی روشی برای افزایش تمرکز و آگاهی، تمرکز بر روی تنفس، حس کردن تک تک اجزاء بدن در یک راه و به طور دائم ریشه در ذهن می باشند. این روش ها هیچ محدودیتی نداشته و همه از این تمرینات لذت خواهند برد.

چگونگی دست یافتن به ذهن آگاهی

ذهن آگاهی با تمرینات تقویتی ذهنی و مدیتیشن دست یافتنی خواهد بود. همان گونه که قبلا گفتیم در این تمرینات با حضور در لحظه و تمرکز بر لحظه و جدا کردن ذهن از گذشته و آینده ذهن آگاهی به دست خواهد آمد. برای مشاوره و یادگیری روش های تسلط بر ذهن می توانید به سایت بهترین روانشناس تهران مراجعه کنید.

تمرین تکنیک های ذهن آگاهی برای بهبود افسردگی

با این تمرینات علائم افسردگی در شخص بهبود می یابد. شما می ‌توانید شرایط مناسب برای خود را در هر جا که مایلید تمرین کنید تصور کنید. در منزل در حال استراحت هستید یا در خیابان مشغول قدم زدن هستید که یک سری افکار منفی به سراغ شما می آید. مواردی مانند دیگر کسی به من اهمیت نمی دهدو یا دیگر هیچ چیز و هیچ کس برای من مهم نیست! این مواقع زمان بسیار خوبی است که می توانید با تمرینات ذهن آگاهی به افکار منفی پاسخ دهید. این را به خود بگویید شما می توانید درونی با یک فکر مقابله کننده با افکار منفی داشته باشید و به آن پاسخ دهید. من الان رنج می برم و این برایم سخت است! وقتی خود شفقتی را تمرین می کنید ذهن آگاهی را نیز پرورش می دهید. همانگونه که روز خود را سپری می کنید و متوجه ذهن افسرده خود می شوید سعی کنید ذهن آگاهی را در آن زمان با خود همراه کنید. قبول کنید  و به خود بگویید این افکار چقدر سخت هستند! ولی من قدرت مقابله با آن را داشته و بر این افکار پیروز خواهم شد. می توانید از انواع تکنیک های ذهن آگاهی استفاده نمایید.

قضاوت در مورد افسردگی را متوقف کنید – تکنیک های ذهن آگاهی

انجام تمرینات ذهن آگاهی راهی مطمئن و خوب برای به دست آوردن تفکر غیر قضاوتی در زندگی شما خواهد بود. این تمرینات به ما این نکته را گوشزد می کنند که خیلی از افکار نه خوب هستند و نه بد و افکار ساده و پیش پا افتاده ای هستند. به هیچ وجه لازم نیست خودتان را به خاطر داشتن افکار افسردگی قضاوت و سرزنش کنید. به یاد داشته باشید که شما افسردگی را انتخاب نکرده اید و این چیزی است که برای شما اتفاق افتاده است. اما می‌ توانید نحوه کنار  آمدن و حتی درمان کامل آن را انتخاب و به دست بیاورید. تمرینات ذهن آگاهی وجود دارد که در این راه به شما کمک می کند. به یاد داشته باشید که در طول روز افکار ناخوشایندی به سراغ شما می آیند و ممکن است باعث شود که شما احساس ضعف کنید. ولی شما مجبور نیستید که با این افکار خود را راکد کنید. هنگامی که این تفکرات به سراغتان آمد از تکنیک های ذهن آگاهی استفاده کنید. آن ها را هدایت کرده و تحت کنترل خود در آورید.

نکته آخر = هنگامی که تنرینات ذهن آگاهی راانجام می دهید می توانند تمرینات تمام بدن شما باشند پیاده روی یک تمرین اگاهانه یک تمرین آگاهی بخش حسی وعالی است همچنین درحال ورزش پیاده روی درحال تولید سروتونین هستید که این ها چیزهای خوبی برای ذهن وبدن شما هستند. 

چگونه یک رابطه خوب بر مبنای احترام و عشق داشته باشیم؟

موفقیت در رابطه

در جامعه امروزی نیاز به یک رابطه خوب و صمیمانه با رعایت احترام و حفظ حریم شخصی احساس می شود. افراد یک جامعه از نخستین ساعات و لحظات روز تا آخرین دقایق شب بدون اغراق تمام کارهای روزمره را با ارتباطات متقابل بررسی و به انجام می رسانند. همه ما اگر یک ارتباط بر مبنای احترام متقابل را سرلوحه کار خود قرار دهیم مسیر رو به جلویی خواهیم پیمود. با این مقدمه کوتاه در نوشته پیش رو به سراغ بررسی رابطه ها و چگونگی داشتن یک رابطه بر مبنای احترام و عشق خواهیم پرداخت. برای کسب اطلاعات بیشتر و دقیق در زمینه روابط می توانید  با  بهترین  روان شناس تهران دکتر رشن از طریق وب سایت اقدام کنید.

انواع رابطه در جامعه

روابط اجتماعی در جامعه نشانه زنده بودن آن جامعه می باشد. اگر بخواهیم برای رابطه ها تنوعی در نظر بگیریم به انواع زیر تقسیم می شوند.

رابطه بین خانواده

مربوط به رابطه بین اعضای خانواده می شود که حریم خاص خود را دارد.

رابطه فرد با افراد جامعه

این رابطه مربوط به یک فرد و جامعه می باشد و از اصلی ترین و مهم ترین نوع آن می باشد که نقش بسزایی در نظم جامعه دارد. این ارتباط می تواند بین یک شخص و تمامی افراد مقابل در طی زندگی شان رخ دهد.

روابط دوستانه

این مدل رابطه ای است که بین دو یا چند دوست برقرار می شود. این دوستان می توانند افراد یک محله، یک کلاس،  مدرسه  و یا دانشگاه باشند.

روابط دوستانه با جنس مخالف

این یک رابطه می تواند در کمال احترام باشد که شاید منتهی به یک زندگی مشترک نیز شود. در تمامی این روابط ما باید رابطه بر مبنای احترام و عشق را سرلوحه قرار دهیم.

عشق، احترام و رابطه

همه انسان ها در طول زندگی به یک رابطه خوب نیازمند هستند. هیچکس دوست ندارد در زندگی خود تنها باشد. اما این تنهایی نباید به قیمت یک رابطه اشتباه باشد. چرا که می تواند زندگی و آینده تان را به انحراف زیادی بکشاند. اما رابطه ای که با احترام و عشق همراه باشد تاثیر مثبت و خوبی بر هر دو طرف خواهد گذاشت. خیلی از افراد زمان زیادی را صرف جستجوی عشق و احساس می کردند تا شخص مورد نظرشان را پیدا کنند. یادشان نیست که قبل از هر چیزی باید به ابن نکته توجه کنند که آیا این رابطه برای آنان مفید هست یا نه و قبل از هر چیز بایستی این را بیاموزید که چگونه یک رابطه خوب داشته باشید.

رابطه بر مبنای احترام و عشق

یک رابطه سالم که بر مبنای احترام وعشق باشد دارای اصولی است که عبارتند از:

اعتماد

شرط اصلی یک رابطه خوب در وهله اول اعتماد است. به خوبی می دانیم که اگر اعتمادی بین طرفین وجود نداشته باشد مانند خانه ای است که از شالوده ویران است. بدون اعتماد ممکن است این فکر به سراغتان بیاید که شریک زندگی تان تا آخر پای شما نمی ایستد. حتی نمی دانید که حرف هایش از ته دل است یا نه. به خاطر همین مسائل حتما برای جلب اعتماد تلاش کنید و گرنه شاهد رابطه ای پر استرس خواهید بود.

ارتباط سالم شرط یک رابطه سالم

یک رابطه توأم با احترام وصادقانه خصوصا موقع حل مشکلات و مسائل دشوار یکی از ضروریات است. شاید یاد گرفته باشیم که در طول زندگی روزمره خیلی از مسائل ناخوشایند را مخفی کنیم تا ظاهر زندگیمان خوشایند به نظر برسد. اما شاید هیچ وقت نیاموخته باشیم که احساسات ناخوشایند را به رسمیت بشناسیم. در نتیجه ناتوانی در یک ارتباط سالم می تواند به جر و بحث و دعوا منجر گردد. از این رو رابطه بر مبنای احترام و عشق اهمیت زیادی دارد.

رابطه سالم و همدردی و رابطه بر مبنای احترام و عشق

در خیلی از مواقع ممکن است خود را جای دیگری بگذارید و به او کمک کنید. ولی این همدردی اگر با شریک زندگی تان باشد خیلی موثرتر و مهم ترخواهد  بود. برای این همدردی به این فکر کنید که اگر با نظر همسرتان مخالف هستید باز هم سعی می کنید که نظر او را درک کنید. آیا درد او انگونه هست و شما را انقدر اذیت می کند که برای بهتر شدن حالش تلاش کنید

صبور بودن لازمه یک رابطه سالم است

این یک امری طبیعی است که یک نفر همیشه نمی تواند صبور باشد و برخی مسائل ممکن است باعث شود در مقطعی از زندگی به سرعت عصبانی شود. این جزئی از انسان بودن است. اگر دو طرف رابطه نسبت به هم صبور نباشند ریزبین شده و نسبت به هم کینه به دل خواهند  گرفت بنابراین از نظر ذهنی همیشه در حال فکرکردن به توهین هایی خواهد بود که شنیده است. این درحالی است که در یک رابطه سالم دو طرف بدون قید وشرط به همدیگر عشق می ورزند و حالات روحی یکدیگررا درک می کنند. این خود رابطه بر مبنای احترام و عشق را همراه دارد.

قدردانی و رابطه بر مبنای احترام و عشق

در یک رابطه سالم وعاشقانه قدردانی یکی از عوامل مهم است. زیرا باعث می گردد که از شریک زندگی خود راضی باشید. در این حالت احساس امنیت خواهید کرد.هر چه بیشتر قدر دانی را تجربه کنیم بیشتر این حس به ما دست خواهد داد که طرف مقابل قدر ما را می داند. این باعث می شود که رابطه سالم تری داشته باشیم.

احترام در رابطه متقابل

در یک رابطه سالم طرفین طوری باهم صحبت می کنند که باعث تحقیر یا نامعتبرکردن طرف مقابل نشوند. این افراد همانقدر که برای خود ارزش قائلند برای طرف مقابل نیز همین ارزش را قائل هستند. به همین خاطر از حریم خصوصی همدیگر محافظت می کنند. از این مهمتر این است که اگر این احترام از بین برود بدست آوردن دوباره آن خیلی سخت خواهد بود.

نکته پایانی این که در یک ارتباط محترمانه علاوه بر احترام گذاشتن به طرف مقابل بایستی این احترام را به اعضای خانواده طرف مقابلتان بگذارید و نسبت به عقاید طرف مقابل نیز بی احترامی نکنید. حتی اگر این عقاید موافق نظر شما نباشد. این ها روندی بر رابطه بر مبنای احترام و عشق می باشند.

راهکار های برخورد با شریک زندگی عصبانی

همسر عصبانی

زندگی مشترک را می توان آغاز راهی نامید که دیگر همه چیز به من ختم نمی شود و کلمه ما جای من را خواهد گرفت. زندگی ما، خانه ما و … آغاز هر زندگی با جملات زیبا آغاز می شود. با ساختن خانه رویایی و دنیایی زیبا از شادی ها اما ورود به گود زندگی سختی هایی را با خود به همراه خواهد آورد و زندگی روی دیگر خود را به نمایش خواهد گذاشت. در کنار این وقایع عکس العمل هایی نیز برای هر یک از زوجین بوجود می آید. با بیان این مقدمه کوتاه در متن پیش رو در مورد عصبانیت زوجین و راهکار های برخورد با آن توضیحاتی خواهیم داد. برای کسب اطلاعات دقیق تر می توانید با بهترین روانشناس تهران دکتر رشن از طریق سایت اقدام نمایید.

عوامل عصبانیت زوجین

بسیاری از مواقع زوجین بر سر مسائل کوچک و یا بزرگ با یکدیگر اختلاف نظر پیدا می کنند و هم عقیده نیستند. بار ها و بارها از دست هم عصبانی می شوند و حتی این خشم گاهی تبدیل به یک معضل خواهد شد. اگر دقیق تر به این مسئله نگاهی بیاندازیم عصبانیت هر یک از زوجین به دوعلت اتفاق می افتد.

  • اینکه خود فرد شخصیت نا آرامی دارد که در این صورت بایستی تحت درمان پزشکی و مشاوره قرار گیرد.
  • اینکه مهارت های همسر داری را نیاموخته است.

راهکار های برخورد با عصبانیت همسران

در این بخش از مقاله ما در ارتباط با راهکار های برخورد با عصبانیت همسران صحبت می کنیم. این موارد عبارتند از:

  • یافتن منشاء عصبانیت: برای کنترل عصبانیت همسرتان بایستی به دنبال علت و منشاء آن باشید و ببینید از چه چیز عصبانی است. آیا علت عصبانیت او منشاء ی خارج از منزل دارد یا شما هستید.
  • رفتارهای آرامش دهنده داشته باشید: شما باید هنگام عصبانیت همسرتان بر رفتار خود کنترل داشته باشید و سعی کنید با رفتار های آرامش بخش مانند توجه، محبت و احترام همسرتان را آرام کنید.
  • توهین نکنید: در هنگام عصبانیت همسرتان اگر شما هم عصبانی شوید ممکن است کار به جاهای باریک وغیرقابل کنترل کشیده شود. بهترین کار در این موقع حفظ آرامش و مثل آبی روی آتش باشید. از فحاشی و توهین جدا پرهیز کنید.
  • کمک به بیان احساسات: در هنگام عصبانیت همسرتان اگر شما دائم صحبت کرده و از او انتقاد کنید و یا او را نصیحت کنید. او راخشمگین تر خواهید کرد. بهتر است دست از گلایه و انتقاد بردارید و او را درک کنید. در این چنین مواقعی او به کسی احتیاج دارد که شنونده خوبی باشد.

دیگر راه های برخورد با شریک زندگی عصبانی

از دیگر راهکارهای برخورد با شریک زندگی می توان به این موارد اشاره کرد.

  • طعنه نزنید: از کنایه زدن و طعنه زنی خودداری کنید. شاید همسرتان در طول روز مشکل یا کسالتی داشته و احیانا نتوانسته آشپز خانه تمیز کند. با جمله عجب آشپزخانه تمیزی ممکن است این کنایه شما او را ناراحت کرده و سرآغاز بحث و جدل گردد. به جای استفاده از این جملات بهتراست به او بگوئید با هم این کار را انجام خواهیم داد.
  • همسرتان را ترک نکنید: اگر این فکر را می کنید که با ترک همسرتان به او کمک می کنید. دچار اشتباه شده اید این کار شما موجب خواهد شد اوضاع وخیم تر گردد و تنهایی عصبانیت او را بیشتر کند.
  • با همسرتان صحبت کنید: یکی از راه های کاهش خشم گفتگو رودرو می باشد. با همسرتان صحبت کنید و به گونه ای با او همکلام شوید که حرف خودش را به شما بگوید. شما نیز از او سئوالاتی بپرسید و او را ترغیب کنید. احساسات خود را به شما بگوید.
  • به همسرتان زمان بدهید: از همسر عصبانی خود توقع نداشته باشید. سریعا بتواند خشم وعصبانیت خود را کنترل کند. صبور باشید و به او زمان کافی بدهید. او پس از دقایقی آرام خواهد شد و به رفتار اشتباهی که داشته پی خواهد برد و شاید عذر خواهی کند. این یکی از راه های برخورد با شریک زندگی عصبانی می باشد.
  • سکوت کنید: بعضی وقتها سکوت بهترین گزینه می باشد. وقتی در مقابل عصبانیت همسرتان قرار گرفته اید بخاطر اینکه طرف مقابل را ناراحت تر نکنید سکوت کرده تا این وضعیت بحرانی بدون در گیری پایان پذیرد. در یک زمان دیگر با آرامش با یکدیگر صحبت کنید.

نکته پایانی این سخن از حضرت علی رابه عنوان نگین کلمات بیان می کنم. ایشان می فرمایند: به هنگام خشم نه تنبیه نه تصمیم و نه دستور در زندگی مشکلات و بحث هایی بین زوجین پیش می آید. ولی حفظ آرامش و فروخوردن خشم بهترین گزینه است. برای راه های برخورد با شریک زندگی عصبانی می توانید اقدامات مهم دیگری هم بر مبنای فضای خود ایجاد کنید.

زنان موفق چه عادت هایی دارند؟

عادت های زنان موفق

در دنیای مادی امروز لحظه های شاد زیاد به دست می آیند. شادی خرید یک لباس نو، شادی خرید آخرین مدل گوشی دلخواه و …. اما همه این ها گذرا هستند. بعد از مدتی لباس شما که روزی عاشقش بودید و یا گوشی دلخواهتان با مدل جدیدتری عوض می شود. بدین گونه شما دیگر احساس شادی نخواهید کرد. اگر بخواهیم در مورد موفقیت هم صحبتی کنیم بایستی بدانیم که آن را در چه می بینیم؟ موفقیت را می توان کمال یک فرایند نامید و برای تعریف آن بایستی فقط این را در ذهن خود پرورش دهیم که این کمال فرایند را بر مبنای خواسته خودتان مشخص کنید. تعریف شما ازموفقیت مهم است چرا که زندگی شماست. با این مقدمه سراغ آدم های موفق خواهیم رفت و اینکه زنان موفق چه عادت هایی دارند؟

عادت های زنان موفق

هر زنی از موفقیت تعریفی متفاوت خاص خود را دارد. زن های موفق بسیاری در دنیا وجود داشته، دارد و خواهد داشت. خانم ها عمدتا برای رسیدن به اهداف خود راه مشترکی را برگزیده اند که در ادامه به آن ها خواهیم پرداخت.

هدف گذاری در شروع کار

در پاسخ به این سوال که زنان موفق چه عادت هایی دارند،همیشه موفقیت نمی تواند شانسی باشد. زنان موفق در شروع کار هدف شان را مشخص می کنند. بنابراین می دانند که چه می خواهند. خانم های موفق ممکن است توانایی های محدودی داشته باشند اما همین توانایی را قبول دارد. در نظر داشته باشید که میزان اعتقاد و ایمان فردمشخص می کند که می تواند به موفقیت برسد یا نه.

زنان موفق کمال گرای مطلق نیستند

تحقیقات نشان داده صرف وقت و انرژی برای رسیدن به کمال گرایی غیر ممکن و در انتها موجب افسردگی خواهد شد. این را بدانید که برای رسیدن به موفقیت نباید با خودتان در نبرد باشید. این کار به شما ضربه خواهد زد. یکی از زنان موفق می گوید شما هر چه مقام بالاتری داشته باشید بهتر است. این باعث می شود بهتر اوضاع را کنترل کنید.

بهترین روانشناس تهران

جدیت درکارها در زنان موفق

زنان موفق در کارهای خود جدی هستند و از اینکه وقت شان به بطالت بگذرد ناراحت هستند. خانم های موفق عمیقا اعتقاد دارند که اگر کاری را انجام می دهند با اراده و میل خودشان باشد. اگر می خواهند موفق باشند باید با علاقه و به بهترین نحو و با جدیت کامل انجام می دهند.

زنان موفق به سلامتی جسم خود اهمیت می دهند

خانم های موفق در کنار کار روزانه برای سلامتی خود ورزش منظم را در برنامه های روزانه خود قرار داده اند و معتقد هستند سلامتی ملاک اصلی موفقیت می باشد.

رسیدن به هدف

خانم های موفق به خوبی می دانند که به همه برنامه های خود برای یک ماه یا بیشتر برسند و آن ها را کاملا انجام دهند. بنابراین از نرسیدن به هدف مایوس نمی شوند. این را سرلوحه کار خود قرارمی دهند که همه چیز را با هم داشته باشند. بنابراین در ادامه کار خود جدی بوده و از پرداختن به کارهای اضافی خودداری می کنند.

اولویت بندی کارها در خانم های موفق

خانم ها به خوبی می دانند که اولویت بندی در کارها یکی از عوامل موفقیت می باشد. خانم های موفق ابتدا اولویت را به خانه و خانواده می دهند. خانم های موفق می دانند که چگونه بین مسئولیت های بیرون و داخل خانه تعادل برقرار کنند.

انتخاب های دشوار

خانم های موفق کارهایی را انتخاب می کنند و در آن موفقیت به دست آورند که قبلا کسی این راه را نرفته باشد. خانم های موفق می دانند که می توانند بیشتر سازنده باشند تا رویا پرداز

اعتمادسازی در خانم های موفق

خانم های موفق از ابتدای کار یک دایره اعتماد سازی برای خود می سازند و با کسب اعتماد می توانند کارهای خود را به بهترین نحو انجام دهند.

نکته پایانی این که باید بگوییم زنان موفق بسیاری در طول تاریخ وجود داشته اند که همه قابل شناسایی هستند. زن هایی که عمدتا با تلاش و پشتکار به این هدف رسیده اند. همان گونه که از بررسی زندگی این زنان پیداست همگی راه مشترکی را پیموده اند و آن چیزی نبوده جز تلاش، پشتکار و جدیت. از این رو باید در این زمینه دقت کافی داشت و مسیری را رفت که به نتیجه اساسی می رسد.

 

نشانه های افسردگی در کودکان چیست؟

نشانه های افسردگی در کودکان

امروزه در دنیای ماشینی وامکانات راضی شدن و قانع شدن یکی از چیزهایی است که زود به آن می رسید و زود هم از آن دلسرد می شوید. کودکان از آن دسته افرادی هستند که آرزوهای کوچکی دارند. اما همین ها در اوج کوچکی برایشان بزرگ است. آرزوی داشتن یک عروسک، آرزوی داشتن یک اسباب بازی و … . داشتن همه این ها می توانند روحیه آور یا شاد و یا نداشتن آن آن ها را غمگین کند. کودکان در کنار غمگین بودن ممکن است دچار گوشه گیری و نوعی افسردگی شوند. با این چند جمله به سراغ افسردگی در کودکان و نشانه های آن خواهیم رفت. هدف ما پاسخ به این سوال است که نشانه های افسردگی در کودکان چیست؟

تعریف افسردگی

به طور ساده در تعریف افسردگی می توان گفت: غمگین بودن طولانی مدت، بی علاقگی به اموری که قبلا دوستشان داشتیم، خستگی بیش از حد و کاهش تمرکز و حالت هایی از این دست می توانند نشانه افسردگی باشند. اختلال افسردگی یک ضعف نیست که با چند روز مراقبت بر طرف شود. در واقع نیاز به یک پیگیری اصولی و علمی دارد. شاید فکر کنید افسردگی مخصوص بزرگسالان است اما واقعیت به گونه ای دیگر است. در واقع اطفال و جوانان نیز ممکن است دچار این عارضه بشوند که در ادامه به این مسئله خواهیم پرداخت.

علت افسردگی در کودکان

پیداکردن دلیل افسردگی در کودکان همیشه کار راحتی نیست.ت رس از دست دادن یکی از والدین می تواند نقش بسزایی در ایجاد این عارضه باشد. به همین دلیل بیشتر شاهد افسردگی در کودکان طلاق هستیم. خشونت و زور گویی و صرف وقت بیش از حد در شبکه های اجتماعی می تواند با افسردگی همراه باشد. شاید به نظر نیاید ولی شکست در بازی های دیجیتال به طور مکرر می تواند حس ناامیدی و در نهایت افسردگی را به کودک منتقل کند. البته بایستی این نکته را متذکر شد که افسردگی می تواند ریشه ژنتیکی و ارثی نیز داشته باشد.

نقش والدین در تشخیص افسردکی در کودکان
روانشناس خوب در تهران

 

گاهی والدین به افسردگی در کودکان اعتقادی ندارند و این اطمینان را نداریم که حالت های فرزندمان ناشی از افسردگی باشد. اگر نسبت به این مسئله شک داریم باید رابطه خود را با فرزندمان بیشتر وعمیق تر کنیم. بهترین کار این است که  از  او بپرسیم چه احساسی را تجربه می کند یا چه چیزهایی او را آزار می دهد. به طور معمول در پاسخ به این سئوال می شنویم که شاد نیست یا احساس غمگینی می کند. بایستی چنین پاسخ هایی را از طرف کودکان جدی بگیریم زیرا احتمال آسیب به خود وجود خواهد داشت. یکی دیگر از راه های تشخیص افسردگی در کودکان خصوصا دبستانی ها مشورت و کمک گرفتن از آموزگاران آن ها می باشد. راه دیگر نیز کمک گرفتن و مشورت کردن با روان پزشک کودکان می باشد. در حقیقت با مراجعه و مشورت با آنان می توان به راه درمان های بسیارخوبی رسید.

درمان افسردگی در کودکان

درمان افسردگی در کودکان به صورت غیر دارویی می تواند به صورت های زیر باشد.

  • درمان از طریق مشاوره و صحبت کردن مستقیم با کودک یا روان درمانی.
  • ملاقات با تمام اعضای خانواده و صحبت وهمدلی و همفکری با آنان
  • تماس روانشناس با معلم و مسیولین مدرسه البته با اجازه والدین در مورد وضعیت روحی و جسمی کودک در مدرسه
  • درمان رفتاری روان شناختی. یعنی افزایش آگاهی و اطلاع نسبت به ریشه های فکری هر رفتار و تلاش برای بهبود آن
  • روان درمانی بین فردی که در آن تلاش می شود رابطه بین فرد با دیگر افراد و یا جمع جهت کاهش استرس آموزش داده شود.

نکته پایانی

همانگونه که قبلا هم گفته شد بهتر است که افسردگی در کودکان را یک ناهنجاری جدی تلقی کنیم وبه درمان علنی و ریشه ای آن بپردازیم. بهتر است از درمان سرسری و ابتکاری توسط خودمان جدا پرهیز کنیم. چرا که حتما نتیجه آن بر عکس خواهد بود. بهتر است با صبر و حوصله و با بهره گیری از نظرات و راهنمایی های مشاورین و متخصصین این امر در راه بهبود کودک مان تلاش کنیم. در این راستا بهره بری از بهترین روانشناس تهران از اهمیت بسیاری برخوردار است. در این راستا می توانید با مراجعه به وب سایت دکتر رشن از این مطالب اطلاعات دقیقی کسب کنید.

مشاوره آنلاین روانشناسی

مشاوره آنلاین روانشناسی

مشاوره آنلاین روانشناسی:

مشاوره آنلاین چه مشکلاتی را درمان می‌کند؟

اختلال اضطراب فراگیر

مطالعات نشان داده‌اند که رفتاردرمانی شناختی اینترنتی در درمان اختلال اضطراب فراگیر هم مؤثر است. در یکی از مطالعات انجام شده مشاوره آنلاین انجام شده توسط یک روانشناس با مشاوره آنلاین انجام شده توسط یک تکنیسین مقایسه شد و محققین نتیجه گرفتند که هر دو نوع درمان باعث ایجاد نتایجی شدند که قابل مقایسه با درمان سنتی بودند.

چنین نتایجی نویدبخش هستند-چون درمان های آنلاین انجام شده توسط تکنیسین‌ها احتمالاً به افزایش ظرفیت و قابلیت دسترسی خدمات سلامت روان کمک می‌کنند.

استرس و اضطراب

مشاوره آنلاین همچنین می‌تواند ابزار مفیدی برای کمک به افراد جهت مقابله با استرس و اضطراب باشد. در یک مطالعه‌، محققان به بررسی اثربخشی احتمالی یک برنامه مبتنی بر موبایل برای مدیریت استرس، اضطرا و افسردگی خفیف تا متوسط پرداختند.

این برنامه به مدت شش هفته طول کشید که طی‌ آن مدت شرکت کننده‌ها به برنامه‌ای دسترسی داشتند که شامل بخش‌های مبتنی بر رفتاردرمانی شناختی آنلاین، خودنظارتی آنی و ارسال پیام‌های آنی بود.

کسانی که در این برنامه شرکت کرده بودند بهبودی‌هایی را در نشانه‌های استرس، اضطراب، و افسردگی‌شان نشان دادند. پریشانی و ناراحتی روانشناخلی کلی کاهش یافت و خیلی‌ از افراد بهبودی‌هایی را نیز در زمینه خودکفایی نشان دادند.

انواع مشاوره آنلاین

همه درمان‌های آنلاین مثل هم و یک جور نیستند و شیوه درمانی‌ای که شما انتخاب می‌کنید ممکن است به انواع مختلفی از عوامل بستگی داشته باشند از جمله مشکلتان و اهداف درمانی‌تان.

برخی اشکال مانند رفتاردرمانی شناختی (CBT) که در فرمت‌های آنلاین  ارائه می شوند پرطرفدارترند، در حالیکه برخی دیگر مانند حساسیت زدایی و پردازش دوباره حرکات چشم (EMDR) ممکن است انجامشان به صورت آنلاین سخت‌تر و حتی غیرممکن باشد.

کلام آخر

مشاوره آنلاین می‌تواند گزینه جایگزینی عالی برای درمان باشد. برخی افراد شاید واقعاً صحبت با یک روانشناس به صورت آنلاین را بیشتر ترجیح دهند- به عنوان مثال شخصی که مبتلا به اختلال اضطراب است ممکن است درمیان گذاشتن احساساتش به صورت آنلاین برایش راحت‌تر باشد.

اینکه آیا مشاوره آنلاین ممکن است برای شما مناسب باشد یا نه به نیازهای فردی شما و شدت نشانه‌هایتان بستگی دارد. اگر فکر می‌کنید مشاوره آنلاین می‌تواند گزینه خوبی باشد، در مورد برخی خدمات آنلاین مختلف تحقیق کنید یا با درمانگر فعلی‌تان صحبت کنید تا ببینید که آیا با تغییرجهت شما به شمت مشاوره آنلاین موافق هستند یا نه.

جوانب مثبت و منفی مشاوره آنلاین

آیا به فکر مشاوره آنلاین هستید؟ اینترنت زمینه و عرصه جدیدی را برای درمان سلامت روان فراهم آورده است، اما این روش یک سری مزایا و معایبی دارد که باید قبل از تصمیم گیری در این مورد که آیا درمان مجازی که به درمان از راه دور نیز معروف است برایتان مناسب است یا نه، آن‌ها را مدنظر قرار دهید.

در رویارویی با اقدامات فاصله گذاری اجتماعی مورد نیاز در بحران کوید ۱۹، بسیاری از روان درمانی‌های حضوری بدون هیچ ضرورتی آنلاین شده‌اند.

جوانب مثبت مشاوره آنلاین

بیایید برخی از مهمترین مزایای مشاوره آنلاین را بررسی کنیم.

گزینه‌ای خوب برای مناطق دورافتاده

مشاوره آنلاین امکان دسترسی به اطلاعات سلامت روان و درمان را برای افرادی که در مناطق روستایی یا دورافتاده به سر می‌برند فراهم می‌آورد.

طی کردن مسافت‌های طولانی با ماشین و صرف زمان زیاد برای دسترسی به روان درمانی می‌تواند برای خیلی از افرادی که به کمک نیاز دارند باعث ایجاد زحمت شود. اگر به اینترنت قابل اطمینان دسترسی دارید، مشاوره آنلاین می‌تواند دسترسی نسبتاً سریع و آسان به درمانی که در غیر آن صورت به راحتی در دسترستان نبوده را فراهم آورد.

دسترس پذیری برای افراد با محدودیت‌ها فیزیکی

مشاوره آنلاین روانشناسی امکان دسترسی را برای افرادی که دارای ناتوانی یا خانه نشین هستند، فراهم می‌آورد. در رابطه با دسترسی به مراقبت‌های بهداشت روان، جابجایی هم می‌تواند مسئله‌ای بزرگ و جدی باشد. به عنوان مثال روانشناسی که بیرون از خانه خودش کار درمان را انجام می‌دهد شاید نتواند همه مراجعین احتمالی را پذیرش کند. افرادی که به دلایل مختلفی مانند بیماری‌های جسمی یا روانی قادر به ترک منزل نیستند، ممکن است از نظرشان مشاوره آنلاین روانشناسی گزینه جایگزین مفیدی برای محیط‌های روان درمانی سنتی باشد.

راحتی و مقرون به صرفگی

مشاوره آنلاین روانشناسی معمولاً به نسبت مقرون به صرفه و راحت است. از آنجاییکه شما در کمال آسایش و راحتی در منزل خودتان در جلسات آنلاین شرکت می‌کنید، اغلب می‌توانید جلسات درمانی‌تان را در زمان‌هایی تنظیم کنید که از همه برایتان راحت‌ترند.

روانشناسانی که بیماران را فقط به صورت آنلاین درمان می‌کنند احتمالاً  هزینه‌های اضافی کمتری دارند مانند هزینه اجاره مکان.

درمان قابل دسترس تر است.

اینترنت باعث شده که درمان سلامت روان توسط روانشناس خوب در تهران قابل دسترس تر شود.

افراد ممکن است از صحبت در مورد مسائل سلامت جسمی‌شان با دوستان و خانواده‌ خود احساس راحتی کنند، ولی شاید هنگام بحث در مورد مسائل سلامت روان که به همان اندازه مهم هستند همانقدر احساس راحتی نداشته باشند. دسترسی آنلاین باعث می‌شود که غلبه بر بدنامی‌ای که از قدیم با مسائل سلامت روان همراه بوده آسانتر شود.

درمان از راه دور می‌تواند ابزاری مهم برای کمک به افراد باشد تا در مورد سلامت روانشناختی آگاهی و شناخت بیشتری کسب کنند. حتی اگر احساس می‌کنید سلامت روانتان قوی است، باز هم مشاوره آنلاین روانشناسی می‌تواند به شما کمک کند تا از لحاظ روانی قوی‌تر شوید. شما می‌توانید در مورد رفتارهای سالم و راهبردهای مقابله‌ای که منجر به سلامت روانشناختی بهتری می‌شوند بیشتر آگاه شوید.

نیازی نیست که حتماً از لحاظ بالینی دارای مشکل خاصی تشخیص داده شوید که بتوانید از صحبت با یک متخصص بهره مند شوید و مشاوره آنلاین می‌تواند زمینه آسانی را برای شروع فراهم آورد.

نکات منفی مشاوره آنلاین روانشناسی

گرچه مشاوره آنلاین روانشناسی احتمالاً می‌تواند برای افرادی که در شرایط خاصی هستند خیلی مفید و کمک کننده باشد، اما در این برهه زمانی در مقایسه با گزینه‌های درمان سنتی بدون خطر و ایراد هم نیست.

عدم پاسخ به موقعیتهای بحران

چون روانشناسان آنلاین از مراجع دور هستند، وقتی بحرانی روی می‌دهد پاسخ سریع و مؤثر سخت می‌شود.

اگر مراجعی افکار خودکشی را تجربه کند یا از یک اتفاق ناگوار شخصی رنج ببرد، ارائه کمک و یاری مستقیم برای روانشناس می‌تواند سخت و حتی غیرممکن شود.

——————————————————————————————————

چه انتظاراتی باید از مشاوره آنلاین روانشناسی داشته باشیم، چطور پرداخت کنیم، و چطور شروع کنیم؟

وقتی افراد به درمان فکر می‌کنند، خودشان را تصور می‌کنند که در مطبی نشسته‌اند و دارند با یک درمانگر به صورت چهره به چهره صحبت می‌کنند حتی ممکن است مبلی که اغلب در کارتون‌ها و فیلم‌ها به تصویر کشیده می‌شود  و نشان دهنده مطب‌های روان درمانی است را هم تصور کنند.

گرچه خیلی از درمانگران هنوز هم از آن حالت سنتی ارائه درمان استفاده می‌کنند، ولی محبوبیت مشاوره آنلاین روانشناسی طی چند سال گذشته افزایش یافته است. در واقع، این مدل درمان به نوعی خدمات ضروری در طول دوران همه گیری ویروس کرونا تبدیل شده است.

با این حال برخی افراد هنوز هم نسبت به مشاوره آنلاین روانشناسی محتاط عمل می‌کنند. و برخی دیگر می‌خواهند برای این درمان ثبت نام کنند اما نمی‌دانند از کجا شروع کند. در ادامه پاسخ‌های برخی از رایج‌ترین پرسش‌های در مورد مشاوره آنلاین را ارائه می‌کنیم.

آیا مشاوره آنلاین روانشناسی مؤثر است؟

مطالعات نشان می‌دهند که مشاوره آنلاین روانشناسی می‌تواند در بسیاری از موارد درست به اندازه درمان حضوری مؤثر باشد. در اینجا یافته‌های برخی از پژوهش‌ها را ارائه می‌کنیم:

در مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۴ در مجله تحقیقات و درمان رفتاری انجام شد محققان دریافتند که اختلال‌های اضطرابی را می‌توان به نحوی مؤثر از طریق رفتاردرمانی شناختی آنلاین درمان کرد. شرکت کنندگان در این مطالعه گزارش کردند که طی یک دوره پیگیری یک ساله بهبودی‌هایشان همچنان باقی مانده بودند.

  • در مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۴ در مجله اختلالات عاطفی منتشر شد محققین دریافتند که مشاوره آنلاین درست به اندازه درمان چهره به چهره برای افسردگی مؤثر است.
  • در مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۸ در مجله اختلالات اضطرابی منتشر شد مشخص گردید رفتاردرمانی شناختی آنلاین درست به اندازه درمان چهره به چهره برای افسردگی عمده، اختلال هراس، اختلال اضطراب اجتماعی و اختلال اضطراب فراگیر مؤثر است.

مزایای احتمالی این مدل درمان چیست؟

خیلی از افراد از راحتی و آسایش مشاوره آنلاین روانشناسی خوششان میآید. از نظر آنها این مدل درمان باعث صرفه جویی در زمان می‌شود زیرا مجبور نیستند رفت و آمد کنند.

زمان بندی هم برای آنها راحت‌تر است. قرارهای مشاوره آنلاین روانشناسی ممکن است در طول ساعات شب و آخر هفته‌ها هم وجود داشته باشند. اگر می‌خواهید با روانشناسی از طریق چت یا پیام رسان ارتباط برقرار کنید، معمولاً می‌توانید این کار را در هر ساعتی از شبانه روز انجام دهید.

آیا این روش ایراداتی هم دارد؟

برخی افراد احساس می‌کنند مشاوره آنلاین روانشناسی در مقایسه با درمان چهره به چهره کمی سرد و عاری از احساسات است. به علاوه، روانشناسان نمی‌توانند زبان بدن را به همان شیوه درمان‌های حضوری بخوانند (حتی اگر از چت‌های تصویری استفاده شود).

چطور باید وب سایت یا اپلیکیشنی را انتخاب کنم؟

وب سایت‌ها و اپلیکیشن­های مشاوره آنلاین روانشناسی زیادی وجود دارند. هنگام انتخاب، به این فکر کنید که می‌خواهید ارتباطات شما با روانشناستان به چه صورت باشد. آیا ترجیح می‌دهید وقت‌های ملاقاتتان به صورت ویدئوی زنده باشد؟

نقد و بررسی‌های سایت­های مختلف را بررسی کنید تا بفهمید کاربران از چه چیز آنها خوششان آمده و از چه چیزهایی خوششان نیامده. بعد، می‌توانید خدماتی که به بهترین نحو ممکن با نیازهای شما مطابقت داشته باشد را انتخاب کنید.

چطور با روانشناس آنلاین ارتباط برقرار کنم؟

برخی سایت‌ها چندین روش ارتباطی را ارائه می‌کنند، مانند پیام متنی، پیام صوتی، و پیام تصویری. برخی دیگر به افراد امکان تماس تلفنی و تماس ویدئویی را می‌دهند.

پرسش و پاسخ‌ها در مورد مشاوره آنلاین روانشناسی

آیا روانشناسان واقعاً متخصصین مجاز هستند؟

روانشناسان آنلاین باید برای ارائه درمان حضوری و همچنین مشاوره آنلاین مجوز و گواهینامه داشته باشند. هر سایت معتبری توضیح می‌دهد که متخصص سلامت روان چه نوع مجوز یا گواهینامه‌ای دارد.

آیا مشاوره آنلاین روانشناسی برای همه ایده خوبی است؟

بیشتر روانشناسان آنلاین در مورد اینکه چه کسانی گزینه‌های خوبی برای خدماتشان هستند و چه کسانی نیستند اطلاعاتی را در وب سایتشان ارائه می‌کنند. مشاوره آنلاین معمولاً برای افرادی که فعالانه افکار خودکشی دارند یا کسانی که دچار روان پریشی هستند توصیه نمی‌شود.

آیا همه انواع درمان‌ها به صورت آنلاین هم وجود دارند؟

خیر. برخی انواع درمان‌ها به صورت آنلاین ارائه نمی‌شوند. بازی درمانی، شن بازی، یا EMDR به عنوان مثال معمولاً فقط به صورت جلسات حضوری ارائه می‌شوند. با این حال بیشتر انواع دیگر درمان را می‌توان به صورت آنلاین ارائه کرد.

آیا می‌توانم برای فرزندم مشاوره آنلاین روانشناسی بگیرم؟

خیلی از وب سایت‌ها مشاوره آنلاین روانشناسی برای نوجوانان هم ارائه می‌کنند. مشاوره آنلاین برای کودکان کم سن و سال‌تر ممکن است محدودتر باشد. احتمالاً باید این موضوع را با ارائه دهنده خدمات درمانی‌تان چک کنید.

چه مدت در درمان خواهم بود؟

این موضوع به نیازهای درمانی‌تان بستگی دارد. برخی افراد فقط برای مدتی کوتاه پیامهایی را ردّو بدل می‌کنند و در یکی دو جلسه آنلاین شرکت می‌کنند. برخی دیگر از مشاوره آنلاین به عنوان یک منبع درازمدت استفاده می‌کنند.

چندبار با روانشناسم صحبت خواهم کرد؟

این موضوع بسته به نیازها، ترجیحات و سایتِ درمانی که انتخاب می‌کنید خیلی فرق می‌کند. می‌توانید یکبار در روز با روانشناس آنلاینتان پیام رد و بدل کنید. یا می‌توانید هر ماه یکبار در یک ویدئوچت شرکت کنید. همه اینها به توصیه‌های روانشناستان و اینکه چه چیزی برایتان بهتر است بستگی دارند.

چه نوع مسائلی را می‌توان به صورت آنلاین درمان کرد؟

بیشتر مسائل سلام%

مشکلات روانی بعد از طلاق

مشکلات روانی بعد طلاق

یکی از چالش های زندگی که در بین زوجین به وجود می آید مسئله طلاق می باشد. می توان گفت بررسی و کنکاش در مورد عواملی که  باعث به وجود آمدن طلاق می شود، مهم است. این کاری است که احتیاج به تحقیق کارشناسی شده و یافتن راه حل های علمی خواهد داشت. این راهی ندارد جز مشاوره زوجین با کارشناسان امور خانواده! اما همانگونه که طلاق چالشی است که بنابر دلایلی به وجود می آید  بعد از وقوع طلاق نیز هریک از زوجین و حتی خانواده های آن ها دچار مشکلاتی می شوند. خصوصا  در زمینه روانی! در مقاله پیش رو سعی می‌شود درباره مشکلات روانی بعد از طلاق زوجین توضیحات هرچند مختصر داده شود.

پدیده طلاق و چالش های آن

بایستی قبول کنیم که پدیده طلاق یکی از پر استرس ترین و عاطفی ترین تجربیات زندگی می باشد. چه بخواهیم و چه نخواهیم مسئله طلاق یک امری است که می تواند دنیا را وارونه و بر سرتان ویران کند. در حقیقت مشکلات روانی بعد از طلاق بسیار مهم هستند. همچنین غصه از دست دادن همسر و یک رابطه عاطفی می تواند استرس، انزوا و ترس از آینده را پیش روی هریک از زوجین قرار دهد. ولی کارهای زیادی هست که هریک از زوجین می توانند انجام دهند. با این کار می توان با درد آن مقابله و این زمان دشوار را پشت سر گذاشت. با یک فکر و حس خوب روب ه آینده حرکت کنید. الان این مسئله پیش روی ماست که اولا چرا مسئله طلاق به وجود می آید.

قبول کنیم که اگر رابطه بین زوجین هم خوب نباشد باز هم پدیده طلاق و جدایی می تواند بسیار عذاب آور باشد. چرا که نشان دهنده زیان و ضرر است. نه تنها در رابطه بلکه برای رویا ها و تعهداتی که باهم داشتید و با امید  به آینده اغاز کردید. وقتی که یک رابطه شکست می خورد هر یک از زوجین نا امیدی، اندوه و استرس را تجربه می کنند. طلاق پدیده ای است که آینده نامعلومی را پیش روی هریک از زوجین قرار می دهد.

زندگی پس از جدایی

زندگی بعد از طلاق برای هریک از زوجین چگونه خواهد بود؟ چه کسی  را انتخاب می کند؟ آیا تا پایان عمرتنها خواهد ماند؟ آیا شخصی که به عنوان شریک وارد زندگی شما می شود دارای خصوصیاتی مناسب خواهد بود؟ این افکار ناشناخته اغلب زجر آور و حتی بدتر از یک  رابطه ناخوشایند به نظر می آید. این اختلال و عدم اطمینان بدین معنی است که بهبودی بعد از  طلاق و جدایی می تواند مشکل و زمان بر باشد. با همه این مشکلات باید بدانید که می توانید با آن کنار بیایید. شما می توانید همچون یک فرد قوی و با اراده زندگی نوینی برای خود پایه گذاری کنید.

بهترین روانشناس تهران

رفع مشکلات روانی بعد از طلاق

در این بخش می خواهیم بدانیم که چه طور می توان مشکلات روانی بعد از طلاق را برطرف کرد؟

به خودتان استراحت بدهید

به خودتان این احساس را القا کنید که می توانید کمتر از حالت عادی کار کنید. شاید در کارتان نتوانید به اندازه کافی موفق باشید اما بدانید  که شما همه فن حریف نیستید. این را بدانید که تجدید قوا و رسیدن به آرامش زمان می برد.

تنها نمانید.

بایستی این را بدانید که تنها ماندن و پیش گرفتن انزوا هیچ کمکی به شما نمی کند. شریک کردن احساستان با دوستان، فامیل و اعضای خانواده می تواند به شما در تمام کردن این دوره کمک کند. شما می توانید با افرادی که مشکل شبیه شما را دارند در ارتباط باشید و حتی در جلسات عمومی مشاوره ای شرکت کنید.

به خودتان اجازه دهید که درمورد گذشته ناراحت شده وغصه بخورید.

غصه یک واکنش طبیعی در برابر از دست دادن است. طلاق و جدایی یک رابطه عاشقانه تلفاتی برای شما خواهد داشت و زیان آن هم متوجه خود شما خواهد بود.

قبول کنید که این احساس ممکن است ترسناک باشد.

ممکن است  بترسید که احساسات شما بیش از حد قوی باشد. به یاد داشته باشید که غصه خوردن برای التیام شما مفید خواهد بود. درد و اندوه و غصه دقیقا چیزیست که می تواند به شما کمک کند گذشته را فراموش کنید.

درباره احساس خود صحبت کنید.

حتی اگر برای شما سخت باشد که در مورد احساسات خود با دیگران صحبت کنید اما یافتن راهی برای انجام این کار در زمان  غصه خوردن بسیار مهم است. اینکه دیگران نیز از احساسات شما آگاه هستند باعث می شود که احساس تنهایی نکنید و این در راه بهبود شما مفید می باشد.

حرکت به سمت هدف نهایی

ابراز و بیان کردن احساسات، شما را به طریقی رها خواهد ساخت. اما مهمتر آنست که افکار منفی ما را در برنگیرد. اتکا به احساسات مضر مثل سرزنش، عصبانیت و خشم  شما را از انرژی های مثبت دور کرده و از حرکت رو به جلوی شما جلوگیری خواهد کرد.

این باور را بپذیرید که شما هم آینده دارید.

زمانی که زوجین به هم متعهد می شوند، امیدهای زیادی برای یک زندگی ایده ال دارند. اما بعد از شکست در زندگی مشترک رها کردن آرزوها سخت خواهد بود. اما با امید به آینده ای روشن رویاها و امید های جدید را جایگزین گذشته تان کنید. ناراحتی بعد از یک شکست می‌تواند فلج کننده باشد. اما بعد از مدتی ناراحتی شروع به بلند شدن و حرکت به سمت جلو کنید. اما اگر این حرکت را احساس نکردید ممکن است از افسردگی رنج ببرید. پس گام ها را محکم تر برداشته و با فراموش کردن گذشته با راهنمایی و مشورت  کارشناسان خبره آینده ای روشن را برای خود ترسیم کنید.

اختلال دو قطبی چیست؟ | انواع اختلال دو قطبی و روش های درمان

اختلال دو قطبی

اختلال دو قطبی نوعی اختلال مغزی است که باعث تغییر در روحیه، انرژی و توانایی فرد می شود. افراد مبتلا به اختلال دو قطبی حالات عاطفی شدیدی را تجربه می کنند که به طور معمول در طی دوره های مشخصی از روزها تا هفته ها به نام دوره های خلقی اتفاق می افتد. این قسمت های خلقی به عنوان جنون یا هیپومانیک (خلق و خوی غیر طبیعی شاد یا تحریک پذیر) یا افسردگی (خلق و خوی غمگین) دسته بندی می شوند. افراد مبتلا به این اختلال به طور کلی دوره هایی از خلق و خوی خنثی دارند.

افراد بدون اختلال دو قطبی نیز دچار نوسانات خلقی می شوند. با این حال این تغییرات خلقی معمولاً بیش از روزها و ساعت ها طول می کشد. همچنین این تغییرات معمولاً با درجه شدید تغییر رفتار یا دشواری در کارهای روزمره و تعاملات اجتماعی که افراد مبتلا به اختلال دوقطبی در دوره های خلقی نشان می دهند همراه نیست. اختلال دو قطبی می تواند روابط فرد با عزیزان را مختل کرده و در کار یا مدرسه رفتن مشکل ایجاد کند.

انواع اختلال دو قطبی

انواع اختلال دو قطبی عبارتند از: نودو قطبی I ، دو قطبی II و اختلال سیکلوتایمیک.

این نوع اختلال معمولاً در خانواده ها بروز می کند و ۸۰ تا ۹۰ درصد افراد مبتلا دارای خویشاوندی با این نوع مشکل یا افسردگی هستند. عوامل محیطی مانند استرس، اختلال در خواب و مواد مخدر و الکل ممکن است باعث ایجاد خلق و خو در افراد آسیب پذیر شود. اگرچه دلایل خاص این نوع اختلال در مغز مشخص نیست اما اعتقاد بر این است که عدم تعادل مواد شیمیایی مغز منجر به فعالیت مغز نامنظم می شود.

افراد مبتلا به دو قطبی نوع I مرتباً دارای اختلالات روانی دیگری مانند اختلالات اضطرابی، اختلالات مصرف مواد و یا اختلال کمبود توجه یا بیش فعالی (ADHD) هستند. خطر خودکشی در میان افراد مبتلا به اختلال نوع I به طور قابل توجهی بیشتر از جمعیت عمومی است.

اختلال دو قطبی I

این نوع هنگامی تشخیص داده می شود که فرد دچار یک دوره شیدایی شود. در طی یک دوره شیدایی افراد مبتلا با افزایش شدید انرژی روبرو می شوند و ممکن است بیش از حد احساس خستگی کنند و به طور ناخوشایند تحریک پذیر باشند. برخی از افراد مبتلا به اختلال نوع I نیز دوره های افسردگی یا هیپومانیک را تجربه می کنند و بیشتر افراد نیز دوره هایی از خلق و خوی خنثی دارند.

اختلال دو قطبی II

تشخیص این نوع اختلال شخصیتی نیاز به کسی دارد که حداقل یک دوره افسردگی اساسی و حداقل یک دوره هیپومانیک داشته باشد. افراد مبتلا به اختلال دو قطبی II اغلب در نتیجه اولین دوره افسردگی خود به دنبال درمان می روند زیرا قسمت های هیپومانیک اغلب احساس لذت بخشی می کنند و حتی می توانند عملکرد در محل کار یا مدرسه را افزایش دهند.

افراد مبتلا به اختلال نوع II اغلب به بیماری های روانی دیگری مانند اختلال اضطراب یا اختلال در مصرف مواد مبتلا هستند که این موارد اخیر می تواند علائم افسردگی یا هیپومانیا را تشدید کند.

درمان

برای درمان این مشکل معمولا از دارو و روان درمانی به صورت همزمان استفاده می شود. متداول ترین داروهای مورد استفاده، تثبیت کننده های خلقی و ضد افسردگی هستند که به علائم خاص بستگی دارند. اگر علائم افسردگی شدید باشد و دارو موثر نباشد ممکن است از ECT استفاده شود. همچنین درمان هر شخص بصورت فردی است.

روانشناس خوب در تهران

اختلال سیکلوتایمیک

اختلال سیکلوتایمیک نوعی خفیف تر از اختلال دو قطبی است که شامل بسیاری از تغییرات خلقی همراه با هیپومانیا و علائم افسردگی که به طور مکرر رخ می دهد است. افراد مبتلا به سیکلوتیمیا دچار فراز و نشیب های عاطفی می شوند اما علائم شدیدتری نسبت به اختلال دو نوع I یا II ندارند.

علائم اختلال سیکلوتیمیک شامل موارد زیر است:

داشتن حداقل دو سال بسیاری از علائم هیپومانیک و افسردگی

در طول دوره دو ساله علائم (نوسانات خلقی) حداقل نیمی از زمان ادامه داشته و هرگز بیش از دو ماه متوقف نشده است.

درمان اختلال سیکلوتایمیک

درمان اختلال سیکلوتایمیک می تواند شامل دارو و گفتگو درمانی باشد. برای بسیاری از افراد مکالمه درمانی می تواند به فشارهای ناشی از تغییرات خلقی کمک کند. نگهداری یک ژورنال خلق و خوی می تواند یک روش موثر برای مشاهده الگوهای نوسانات خلقی باشد.

اگر در این زمینه به اطلاعات بیشتری نیاز دارید می توانید به وب سایت دکتر شهرزاد رشن مراجعه نمایید.

چگونه می توان با اضطراب در روابط کنار آمد؟

چگونه می توان با اضطراب در روابط کنار آمد
در این مقاله ما قصد داریم به این مسئله بپردازیم که چگونه می توان با اضطراب در روابط کنار آمد؟ این گزینه از اهمیت بسیاری برخوردار است. برای کسب نتیجه بهتر می توانید به یک روانشناس خوب در تهران مراجعه کنید. وب سایت ما را مطالعه کنید تا از بهترین روانشناس تهران اطلاع کسب کنید.

تعریف اضطراب

به عنوان پیش گفتار لازم است بطور خلاصه تعریفی از اضطراب گفته شود تا هرچند مختصر با این موضوع آشنایی پیدا کنیم. اختلال اضطراب ترکیبی از احساس های ترس و دلهره نسبت به وضعیتی است که در آن عامل یا عوامل خطر ناکی وجود ندارد. فرد بطور مداوم تشویش یا دلشوره دارد. اضطراب معمولا بعد از اتفاق یا حادثه ای استرس زا برای فرد بوجود  می آید.
لازم است بدانیم که اختلال اضطراب انواع مختلفی دارد. برخی از آن ها عبارتند از:
·         اضطراب اجتماعی
·         اضطراب فراگیر
·         فوبیا
·         وسواس
·         سندروم موج انفجار

اضطراب در روابط

اختلال اضطراب در روابط  هم به وجود  می آید. شخص دچار این اختلال شده و دائما ترس از دست دادن را در خود احساس می کند. رابطه ها در زندگی  همه افراد وجود دارند. اضطراب در روابط ممکن است دلایل گوناگونی داشته باشد که برخی از آن ها عبارتند از:

رابطه اجتماعی

این اضطراب زمانی دامنگیر فرد می شود که فرد احساس می کند دید و نظر جامعه در مورد او تغییر کرده و او را منزوی می کند. همه او را تحت نظر دارند و منتظر سر زدن اشتباه از طرف او هستند.

اضطراب در روابط فردی

دراین اختلال به فرد این احساس دست می دهد که برخورد طرف مقابل نسبت به او عوض شده. ممکن است این شخص یکی از اعضای خانواده همسر یا دوست او باشد.

اصطراب فراگیر

دراین نوع اختلال زمانی رخ می دهد که فرد منتظر وقوع حادثه تلخ مانند مرگ یا تصادف وحشتناک برای یکی از عزیزان یا افراد خانواده خود می باشد.

فوبیا

این اختلال و ترس معمولا در مواقع خاصی بروز می کند. ترس از ارتفاع یا دیدن بعضی حیوانات موذی و یا تاریکی.

عوارض ابتلا به اضطراب در روابط

با این که این اختلال یک نوع بیماری ذهنی است اما روی سلامتی جسمی و فیزیکی فرد تاثیر می‌گذارد. مشکلاتی که بر اثر این اختلال بوجود می ابد عبارتند از:
·         بیماری قلبی
·         اضافه وزن وچاقی
·         مشکلات گوارشی
·         تضعیف سیستم ایمنی بدن
·         مشکلات تنفسی
·         خطر سقط جنین وزایمان زودرس
·         قائدگی نامنظم ویائسگی زود هنگام
·         ناتوانی جنسی در مردان
·         تشدید بیماری های پوستی
·         مانند اگزما وقارچ
·         حساسیت به نور وکاهش بینایی
·         خطر ابتلا به دیابت وفشار خون

راههای درمان و کنار آمدن با اضطراب در روابط

بهترین راه برای درمان مراجعه به کارشناس و متخصص این اختلال و بیماریست. برای کنار آمدن با این مسئله بهتر است از چند راه اقدام شود که بستگی به نوع اضطراب و اختلال دارد. یکی از این راهها دارو درمانی است که برای درمان نوعی از این اختلال مفید است.

روان درمانی برای اضطراب در روابط

روان درمانی یکی دیگر از این راه ها می باشد که با مشاوره و روانکاو یا روانشناس به پیدا کردن علت و ریشه این اختلال پرداخته می شود. سپس باید نسبت به کنار آمدن با آن اقدام کرد.

تغییر سبک زندگی

یکی از عوامل ایجاد اضطراب نحوه سبک زندگی در پیشرفت می باشد
. مصرف الکل، غذاهای چرب و فست فودی و عدم تحرک ازجمله این عوامل می باشد. پس باتغییر این عادات می ‌توان به درمان و کنار آمدن با این اختلال کمک کرد.

مراقبه وخوداگاهی

 تمرین های مراقبه و خود آگاهی به طور منظم کمک بسیار شایانی به کنار آمدن و درمان اختلال می کند.  لازم به یادآوریست که تقویت انگیزه های زندگی، بودن بیشتر کنار دوستان و اعضای خانواده، شرکت در کارها وخدمات اجتماعی خیرخواهانه کمک خیلی زیادی به شما می کند.

نکات نهایی مربوط به اضطراب در روابط

اضطراب در روابط می تواند به زوجین نیز منتهی گردد. ممکن است در مسیر زندگی دچار این اختلال شوند. این اختلال ممکن است از طرف هریک از زوجین اتفاق بیافتد. در اوایل آشنایی و دوران نامزدی خطر از دست دادن همدیگر و یا طرد شدن از طرف مقابل می تواند انگیزه ای برای به وجود آمدن اضطراب باشد. در این مواقع بهترین کار همکاری متقابل زوجین می باشد. درک طرف مقابل هم اهمیت بسیار زیادی دارد.  بهترین نوع از این همکاری تشویق به شرکت در کلاس ها و جلسات مشاوره ای می باشد. شرکت در این جلسات مشاوره ای و روانکاوی می تواند ضمن واکاوی در گذشته بهترین راه درمان را یافته و به حل اختلال اضطراب تا بهبودی کامل کمک کند. شما می توانید به یک روانشناس خوب در تهران مراجعه کنید.
خواهشمند است نظرات و پیشنهادات خود را در خصوص چگونه می توان با اضطراب در روابط کنار آمد با ما در میان بگذارید.

اختلال شخصیت وابسته

اختلال شخصیت وابسته

تاریخچه اختلال شخصیت وابسته در DSM

اختلال شخصیت وابسته، ریشه‌های تاریخی ایی دارد که بسیار پیش‌تر از کتاب مهم و تاثیرگذار راهنمای اختلالات روانی هستند، این اختلال در آثار قبلی به عنوان یک تظاهر کژکاری مورد بحث قرار می‌گرفت که منشا آن در مرحله دهانی رشدی فروید عنوان می‌شده است(لورانگر، ۱۹۹۶)

از لحاظ ریشه‌های تاریخی، اختلال شخصیت وابسته متعاقباً طی چندین نسخه DSM تکامل یافته است. کتاب مهم و تاثیرگذار DSM که در سال ۱۹۵۲ منتشر شد، شامل دسته مجزایی برای این اختلال نبود. تنها اشاره ایی که در این مجلد به وابستگی افراطی شد، ذکر یک زیرگروه شخصیت منفعل-پرخاشگر بنام شخصیت منفعل-پرخاشگر، از نوع منفعل- وابسته بود که مشخصه‌های بارز آن عبارت بودند از درماندگی، دو دلی و تمایل به چسبیدنِ به دیگران مانند کودکی وابسته به یک والد حمایتگر(دیسنی، ۲۰۱۳).

اختلال شخصیت وابسته در ویرایش دوم DSM:

که در سال ۱۹۶۸ منتشر شد نیز همچنان از هرگونه اشاره ایی به یک اختلال شخصیت مبتنی بر وابستگی خودداری شد. تنها اثر موجود در این نسخه از آنچه که نهایتاً به اختلال شخصیت وابسته تبدیل شد را می‌توان در توصیف شخصیت هیستریایی یافت.

در توصیف این افراد بدین مطلب اشاره می‌شد که آنها اغلب به دیگران وابسته هستند. به علاوه، در توصیف شخصیت منفعل پرخاشگر نیز به وابستگی غیرعادی اشاره شده است. بر اساس این نسخه، رفتار منفعل-پرخاشگر نمایه ایی از رنجش بیمار از ناکامی در یافتن خشنودی و رضایت در رابطه با فرد یا نهادی است که او بدان وابسته است(دیسنی، ۲۰۱۳).

نسخه سوم DSM:

که در سال ۱۹۸۰ منتشر شد، اولین نسخه ایی بود که در آن اختلالات شخصیت در محور دوم قرار گرفتند و همچنین این ویرایش، اولین نسخه ایی به شمار می‌رفت که در آن اختلال شخصیت وابسته به عنوان اختلالی مجزا مطرح شده بود. طبق این نسخه، این اختلال از ملاک‌های ذیل تشکیل می‌شد: ۱) این افراد مسئولیت تصمیمات مهم زندگی خود را به دیگران محول می‌کنند و در روابط بین فردی‌شان موضع منفعلی دارند، ۲) نیازهایشان تابع نیازهای اشخاصی است که به آن­ها وابسته‌اند، و ۳) فاقد اعتماد به نفسند. ویرایش سوم راهنمای اختلالات روانی به چند دلیل مورد انتقاد قرار گرفت، از جمله این نظر که اختلال شخصیت وابسته و افسردگی همبودی شدیدی با هم داشتند، در حالیکه در مقالات مربوطه دیگر در بهترین حالت رابطه آمیخته‌ای[۱] بین این دو وجود داشته است(بورنستین، ۱۹۹۵).

در گذار از نسخه سوم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی به نسخه بازنگری شده این کتاب که در سال ۱۹۸۷ منتشر شد:

تغییرات قابل ملاحظه ایی صورت گرفتند؛ که از همه مهم‌تر می‌توان بدین موضوع اشاره کرد که ملاک‌ها تا حد زیادی در این نسخه گسترش یافتند. این­کار مفهوم پردازی گسترده‌تری را در خصوص رفتارها و هیجانات مختلفی که در این اختلال برجسته هستند را ممکن ساخت. به علاوه، ملاک اصلی قبلی، یعنی فقدان اعتماد به نفس، از میان ملاک‌های فهرست شده حذف شد. در این جلد، مشخصه اصلی اختلال شخصیت وابسته یک الگوی فراگیر رفتار مطیع و وابسته، که در اوایل بزرگسالی آغاز شده و در شرایط و محیط‌های مختلف وجود دارد بود.

برای اینکه فردی واجد شرایط تشخیص گذاری برای این اختلال گردد باید از بین نه ملاکی که در ادامه آمده‌اند حداقل دارای ۵ ملاک باشد: این فرد: ۱) قادر به اتخاذ تصمیمات روزمره خود نیست؛ ۲) به دیگران اجازه می‌دهد تا به اتخاذ تصمیمات مهم زندگی او بپردازند؛ ۳) با دیگران موافقت می‌کند حتی اگر به نظر برسد که اشتباه می‌کنند؛ ۴) در آغاز کردن کارها مشکل دارد؛ ۵) به منظور کسب تاییدیه از طرف دیگران، کارهایی را انجام می‌دهد که برایش ناخوشایندند؛ ۶) تنها ماندن را دوست ندارد؛ ۷) هنگام پایان یافتن روابط صمیمی ویران می‌شود؛ ۸) ذهنش درگیر ترس از رها شدن است؛ و ۹) به‌راحتی از انتقاد یا عدم تایید دیگران می‌رنجد و آسیب می‌بیند(دیسنی، ۲۰۱۳)

در ویرایش چهارم راهنمای تشخیصی-آماری اختلالات روانی:

در مقایسه با نسخه سوم ویژگی اصلی اختلال شخصیت وابسته با تغییری اندک به “نیاز فراگیر و افراطی به مراقبت” در این افراد که منجر به رفتار مطیع و چسبنده و ترس از جدایی می‌گردد، تبدیل شد. در این ویرایش اختلال شخصیت وابسته از هشت ملاک تشکیل می‌شود که تقریباً عیناً همان‌هایی هستند که در ویرایش سوم این راهنما ذکر شده‌اند، به استثنای ملاک شماره ۹ (به‌راحتی آزرده شدن)، که به خاطر هم­پوشانی‌اش با سایر اختلالات شخصیت از ویرایش چهارم این راهنما حذف شده است(دیسنی، ۲۰۱۳).

در نسخه DSM5:

نیز نسبت به نسخه چهارم ملاک‌های تشخیصی هیچ گونه تغییری نکرده‌اند، داشتن حداقل ۵ ملاک از ۸ ملاک توضیح داده شده، تشخیص اختلال شخصیت وابسته را ممکن می‌سازد.

مدل‌های روان پویشی در تبیین اختلال شخصیت وابسته

هر چند یکی از دیدگاه­های روان‌تحلیلی که بیش از همه در مورد وابستگی مورد مطالعه قرار گرفته مدل “تثبیت دهانی” فروید است، اما در واقع چندین چارچوب روان پویشی مربوط به این مقوله وجود دارند. این مدل‌ها با توجه به پویایی‌های[۱] بین فردی و درون فردی‌ای که تصور می‌شود زیربنای یک جهت گیری خاص به شخصیت وابسته‌اند، با هم فرق می‌کنند، اما همه آن‌ها یک نقطه مشترک دارند، این نقطه مشترک تاکید بر روابط اولیه به عنوان سنگ بناهای وابستگی در اختلال شخصیت وابسته هستند(بورنستین، ۲۰۰۵).

نظریه کلاسیک روان تحلیلی در تبیین اختلال شخصیت وابسته

در نظریه کلاسیک روان تحلیلی، وابستگی رابطه تنگاتنگی با رخدادهایی دارد که در طول اولین ماه­های زندگی روی می‌دهند، دوره‌ای که فروید آن­را مرحله دهانی رشد نامیده است. در مدل فروید (۱۹۵۳) سرخوردگی[۱] یا ارضای بیش از حد در مرحله دهانی طول دوران نوزادی، منجر به تثبیت دهانی و ناتوانی در حل مسائل رشدی‌ای می‌گردد که خصیصه این دوره از زندگی‌اند(یعنی تعارضات مربوط به وابستگی و استقلال). همانطور که فروید اشاره کرده، هرکسی اغلب اوقات با نوعی شخصیت مواجه می‌شود که صفات خاصی در آن شدیداً برجسته شده‌اند.

بنابراین، نظریه روان‌تحلیلی کلاسیک فرض را بر این قرار می‌دهد که شخصی که مرحله دهانی‌اش تثبیت شده باشد، (الف) به عنوان فردی که برای تغذیه، راهنمایی، حمایت، و محافظت به دیگران وابسته است، باقی خواهند ماند؛ و (ب) همچنان در بزرگسالی نیز رفتارهایی را از خود بروز می‌دهد که منعکس کننده رفتارهای مرحله دهانی‌اند (مثلاً، مشغولیت ذهنی به فعالیت‌های دهانی، وابستگی به غذا و خوردن به عنوان راهبردی برای مقابله با اضطراب (فروید[۲]، ۱۹۵۹).

تائیدات تجربی ارائه شده برای مدل روانکاوی وابستگی فروید یکسان نیستند. در سمت مثبت قضیه، مشخص است که روابط اولیه با والدین و سایر مراقبان فرد نقش مهمی را در سبب شناسی صفات شخصیت وابسته ایفا می‌کنند(فیشر[۱] و گرینبرگ[۲]، ۱۹۹۶). لیکن، از جنبه منفی قضیه، باید گفت که هیچگونه شواهدی دال بر تاثیرگذاری تثبیت دهانی بر رفتارهای مرتبط با وابستگی در طول نوجوانی و بزرگسالی آن­گونه که فروید توصیف کرده وجود ندارد. تلاش‌ها برای ربط دادن توسعه صفات وابستگی به تغذیه نوزاد و متغیرهای از شیرگرفتن منجر به نتایجی منفی شده‌اند. به علاوه، مطالعات نشان می‌دهند که کودکان، نوجوانان، و بزرگسالان وابسته نسبت به همسالان مستقل خود ذهنشان بیشتر درگیر فعالیت‌های غذایی و مربوط به دهان نیست(بورنستین، ۱۹۹۲).

علیرغم محدودیت‌های این نظریه، رد کردن آشکار و مستقیم مدل وابستگی روان‌تحلیلی کلاسیک فروید نیز اشتباه است.

نظریه روابط موضوعی و روانشناسی خود در تبیین اختلال شخصیت وابسته

در آغاز دهه ۱۹۲۰، تمرکز روان پویشی از چارچوب سائق محور فروید به رویکردی شخص محورتر که تحت عنوان نظریه روابط موضوعی شناخته می‌شود، تغییر کرد(گرینبرگ و میچل[۳]، ۱۹۸۳). در این چارچوب، رشد و پویایی‌های شخصیت با توجه به الف) تعاملات خود-دیگری(هم واقعی و هم خیالی) و ب) بازنمایی‌های روانی درونی شده خود و شخصیت‌های مهم زندگی مفهوم پردازی و تصور می‌شوند(بورنستین، ۲۰۰۳). هرچند همپوشانی قابل ملاحظه‌ای بین نظریه روابط موضوعی و روانشناسی خود با توجه به فرضیات زیربنایی و نیز واژگان رسمی وجود دارد، اما تفاوت‌های قابل توجهی نیز در این زمینه مشاهده می‌شود.

مدل‌های روابط موضوعی به‌طور کلی بر پویایی‌های بین فردی و الگوهای ماندگار رابطه تاکید دارد که رفتارهای وابسته را تقویت و حفظ می‌کنند(کرنبرگ، ۱۹۷۵)، در صورتیکه مدل‌های برگرفته از روانشناسی خود بر نقش خودپنداره و بازنمایی خود[۴] شخص وابسته در سبب شناسی و پویایی‌های وابستگی تاکید دارند(کوهات[۵]، ۱۹۷۷).

همانطور که گرینبرگ و میچل(۱۹۸۳) اشاره کرده‌اند، مفهوم پردازیِ دوباره مفاهیم روانکاوی مبنایی‌ای را برای درک استمرار و تغییر در رشد و پویایی‌های شخصیت معرفی کردند. بجای اینکه ثبات شخصیت را فقط با توجه به تعادلی پویا میان نهاد، ایگو، سوپرایگو درک کنیم، امروزه آنرا ناشی از استمرار و تداوم در ویژگی‌های اصلی بازنمایی‌های اصلی موضوع، از قبیل بازنمایی خود می دانیم(بورنستین، ۲۰۰۳).

در سالهای اخیر، چارچوب نظری بلات[۶] تاثیرگذارترین مدل روابط موضوعی وابستگی بوده است. بلات و همکارانش با تلفیق اصول روانکاوی با تحقیقاتی که در زمینه رشد شناختی و اجتماعی صورت گرفته‌اند، ادعا کرده‌اند که صفات شخصیت وابسته ناشی از یک بازنمایی روانی خود به عنوان شخصیتی ضعیف و بی فایده هستند . مطالعات گذشته نگر و آینده نگر تعاملات والد-کودک تائید می‌کنند که آندسته از سبک‌های فرزندپروری که باعث می‌شوند کودکان خودشان را ناتوان و آسیب پذیر تصور کنند در واقع با سطوح بالای وابستگی در زندگی بعدی‌شان مرتبط هستند. وقتی کودکان بازنمایی روانی‌ای از خود را به عنوان فردی ضعیف درونی سازی می‌کنند، (الف) برای ارائه حمایت و تغذیه به دیگران متوسل می‌شوند؛ (ب) ذهنشان درگیر ترس از ترک شدن می‌شود؛ (ج) آشکارا به شیوه‌ای وابسته رفتار می‌کنند، و (د) احتمال افسردگی و سایر آسیب‌های روانشناختی مربوط به وابستگی در آنها افزایش می‌یابد(بلات و هومان[۷]، ۱۹۹۲).

 

مدل‌های یادگیری رفتاری و اجتماعی در تبیین اختلال شخصیت وابسته

فرض اصلی دیدگاه رفتاری فرضی بسیار ساده است: افراد رفتارهای وابسته را بدین خاطر بروز می‌دهند که به آن رفتارها پاداش داده می‌شود، یا- دست کم- فرد تصور می‌کند که باید به آن‌ها پاداش داده شود. مدل‌های یادگیری اجتماعی و رفتاری وابستگی شدیداً تحت تاثیر کارهای هال[۸] (۱۹۴۳) و مورر[۹] (۱۹۵۰) هستند. لذا، وابستگی در ابتدا به عنوان یک سائق اکتسابی تصور می‌شد، که انگیزه آن کاهش سائق‌های اصلی اولیه (مثلاً خشم) در زمینه رابطه نوزاد-مراقب بود. اینورث[۱۰](۱۹۶۹) در خلاصه کوتاهی از دیدگاه یادگیری رفتاری-اجتماعی که ارائه کرده اشاره به این دارد که، وابستگی به عنوان دسته‌ای از رفتارها تلقی می‌شود که در شرایط رابطه وابستگی نوزاد با مادر یادگرفته شده‌اند، هرچند اولین رابطه وابستگی رابطه‌ای خاص است، اما تصور می‌شود که وابستگی به سایر روابط بین فردی بعدی نیز تعمیم داده می‌شود.

مدل‌های شناختی در تبیین اختلال شخصیت وابسته

مدل‌های شناختی وابستگی بر شیوه‌هایی تمرکز دارند که به‌واسطه آن­ها نحوه تفکر فرد یا پردازش اطلاعات توسط وی به تقویت و حفظ رفتار وابسته کمک می‌کنند. در این چارچوب، مفهوم سبک شناختی بک[۱۱] (۱۹۷۶) برای درک فرایند از همه مهمتر است که از طریق آن تجربیات اولیه (هم تجربیات خاص خانواده و هم تجربیاتی که در سطح فرهنگ گسترده‌اند) منجر به افزایش وابستگی بعدی در زندگی می‌شوند. طبق نظر بک و فریمن[۱۲](۱۹۹۰) به مرور زمان، هریک از ما روش تفکر مخصوص به خودمان را در مورد خود، دیگران، و تعاملات خود-دیگری شکل و توسعه می‌دهیم. به علاوه، ما طرحواره های ماندگار و پیچیده‌ای را از خود و دیگران می‌سازیم (که مانند مفهوم روان پویشی بازنمایی موضوع درونی شده است)، که برداشت‌ها، افکار، هیجانات، و رفتارهای بین فردی ما را شکل می‌دهند.

رویدادهای آسیب زا و اختلال شخصیت وابسته

پژوهش‌های تجربی اندکی در مورد سبب شناسی اختلال شخصیت وابسته وجود داشته‌اند(دیسنی، ۲۰۱۳)، محیط خانوادگی، یادگیری اجتماعی، بیماری‌های حاد در دوران کودکی و استعداد بیولوژیکی همگی در ایجاد و توسعه آن نقش دارند(امپولینی[۱۳]، مارچسی[۱۴]، سیگنیفردی[۱۵]، قیناگلیا[۱۶]، اسکاردوی[۱۷]، کدلوپی[۱۸] و ماگینی[۱۹]، ۱۹۹۹).

علاوه بر این متغیرها، رویدادهای  آسیب زای خاص در اوایل زندگی مانند سوء استفاده جنسی در دوران کودکی اغلب در نوشته جات تحقیقاتی ذکر شده. لیکن، در مطالعه ایی که به بررسی رابطه بین سوء استفاده جنسی در دروان کودکی و اختلالات شخصیت بزرگسالی در نمونه ایی از بازمانده‌های بزرگسال پرداخته بود، مشخص شد که این خصوصیات سوء استفاده جنسی نبودند که بهتر از همه اختلال شخصیت وابسته را پیش بینی می‌کردند بلکه سبک دلبستگی بود که این اختلال را پیش بینی می‌کرد، چرا که سبک دلبستگی ترس آور قوی‌ترین پیش بینی کننده است. این سبک با فقدان جرات و نیز سطوح بالای اضطراب اجتماعی مرتبط است.

سبک فرزند پروری و اختلال شخصیت وابسته

سبک فرزند پروری نیز با نظریه دلبستگی رابطه دارد. سبک‌های فرزند پروری که بیش از حد حمایتگرانه بوده یا سبک‌های مستبدانه با ایجاد اختلال شخصیت وابسته رابطه دارند. هرچند این ادعا عمدتاً نظریه محور است و یا نتیجه خودسنجی گذشته نگرانه است. بر اساس نظریه دلبستگی سبک فرزند پروری بیش از حد حمایتگر و مستبدانه با شکل گیری اختلال شخصیت وابسته مرتبط است(بورنستین، ۲۰۱۲). از لحاظ نظریه ایی که زیربنای این ادعا است، وقتی کودکی به بیش از حد مطیع بودن مجاب می‌شود، احتمال دارد که در روابط بعدی خود به شخصی درمانده یا وابسته تبدیل شود(بورنستین، ۱۹۹۵). تصور می‌شود که کودکانی که والدین بیش از حد حمایت گری دارند آسیب پذیر بوده و هرگز دوام نخواهند آورد مگر اینکه از آنها مراقبت شود، در حالیکه والدین مستبد و زورگو به فرزندان خود می‌آموزند که بهترین روش‌های بقا تسلیم شدن در مقابل خواسته‌ها و انتظارات دیگرانی است که قوی‌تر و تواناترند.

این سبک فرزندپروری کودکان را از یادگیری از طریق روش آزمون و خطا، روشی که کودکان در آن احساس استقلال و خودکفایی در خود ایجاد می‌کنند، باز می‌دارد(بورنستین، ۱۹۹۲)، در پاسخ به این تجربیات اولیه در فرد ساختارهای شناختی شکل می‌گیرند(اسپری، ۲۰۰۳)، کودکان باورها و بازنمایی‌های روانی در مورد خودکفایی خود و قدرت دیگران ایجاد می‌نمایند. پری[۲۰](۲۰۰۵)  اشاره می‌کند که یک مفهوم پردازی شناختی به‌واسطه برخی افراد ایجاد شده که این اشخاص ابتدا فکر می‌کنند که افراد بی لیاقت و درمانده ایی هستند، سپس فکر می‌کنند که بهترین راهبرد برای رفع این مشکل این است که کسی را پیدا کنند که شاید بتواند از پس این دنیا برآمده و از آنها حمایت نماید. بنابراین، این کودکان ممکن است بازنمایی‌های روانی ایی از خود درمانده و بی کفایت ایجاد نموده و خود را به عنوان افرادی که به تنهایی از پس مشکلات خود بر نمی‌آیند نشان دهند. سپس این امر می‌تواند باعث شود که آنها به دنبال افراد دیگری باشند که برای بقای خود بدانها تکیه کرده و وابسته شوند(بورنستین، ۱۹۹۲).

نظریه زیست اجتماعی و اختلال شخصیت وابسته

کلونینگر[۲۱]، یک نظریه زیست اجتماعی مشهور، شخصیت را در رابطه با سبب شناسی اختلال شخصیت وابسته مطرح کرده است(کلونینگر، ۱۹۸۷). در مدل وی، سه خصوصیت ارثی و مبتنی بر بیولوژی شخصیت پیشنهاد شده‌اند: جستجوی تازگی، اجتناب از آسیب، و وابستگی به پاداش. سطوح بالای اجتناب از آسیب در افرادی که دارای اختلالات خوشه C هستند(علی الخصوص اختلال شخصیت وابسته) و نیز سطوح بالای وابستگی به پاداش به چشم می‌خورند(امپولینی، مارچسی، سیگنیفردی و ماگینی، ۱۹۹۷; کیسی[۲۲] ، جویسی[۲۳]، ۱۹۹۹).

اجتناب از آسیب در مدل کلونینگر به عنوان یک خصوصیت ارثی تعریف می‌شود که شامل سیستم سروتونین (۵-HT) است که نوعی پاسخ بیزاری شدید نسبت به انواع خاصی از محرک‌ها را به وجود می‌آورد. سپس فرد یاد می‌گیرد که نه تنها از تنبیه بلکه همچنین از تازگی نیز اجتناب کند. این موضوع در فرد به صورت نگرانی و خجالت بروز می‌کند. مدل کلونینگر در حیطه نظریه‌های سبب شناسی اختلال شخصیت وابسته، منحصربفرد است از این جهت که این مدل صفات شخصیتی و رفتارها را با مکانیزم های ژنتیکی و بیولوژیکی در هم می‌آمیزد. این تمرکز بر نکات مربوط به مکانیزم بیولوژیکی و فیزیولوژیکی از این جهت حائز اهمیت است که یکی از جنبه‌های اغلب نادیده گرفته شده، ساختارها و فرایندهای آناتومیکی و نقش آنها در شکل گیری شخصیت است(دیسنی، ۲۰۱۳).

 

 رفتارهای تسهیل کننده روابط در فرد وابسته

مجموعه رفتارهای تسهیل کننده روابط در فرد وابسته وسیعتر از آنچیزی است که قبلاً تصور می‌شد، رفتارهای فعال به احتمال بیشتر در این سه شرایط که در ادامه آمده‌اند روی خواهند داد: ۱) هنگام رقابت با دیگران بر سر کسب حمایت احتمالی یک سرپرست؛ ۲) هنگامیکه عمل جسورانه فرد ممکن است باعث خشنودی یک شخصیت صاحب اقتدار شود؛ و ۳) هنگام طلب کمک/راهنمایی از یک سرپرست احتمالی(بورنستین، ۱۹۹۲).

بورنستین (۲۰۱۲) مروری نظام مندتر و جامع‌تری را روی راهبردهایی که توسط افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته به کار می‌روند انجام داد. راهبرد اولیه لابه و زاری است که طیِ آن، فرد بر نقطه ضعف خود بسیار تاکید کرده و ترس‌هایش را برای دیگران به شدت بروز می‌دهد. فرد با خودشیرینی توجه دیگران را به لطف‌هایی که در حق طرف مقابل انجام داده است معطوف می‌سازد یا کمک‌های خود را مورد تاکید قرار می‌دهد، و در آخر، با استفاده از ارعاب. فرد ممکن است تا حدی پیش برود که تهدید به خودآزاری کند یا با پرخاشگری رفتار نماید(بورنستین، ۲۰۱۲).

در مورد رفتار اجتماعی و تاثیرات اختلال شخصیت وابسته، باید گفت که تمام مطالعات جداگانه ایی که به بررسی سازگاری با همسالان و رفتارهای وابسته پرداخته‌اند از وجود نوعی همبستگی منفی معنادار بین سطح وابستگی و سطوح محبوبیتی که توسط همسالان گزاراش شده، خبر می‌دهند(که پایایی آن از ۲۲/۰- تا ۶۴/۰- متغیر می‌باشد)(بورنستین، ۲۰۱۲). این یافته با سایر تحقیقاتی که می گویند صفات اختلال شخصیت وابسته از لحاظ اجتماعی نامطلوبند همخوانی دارد(کادبری[۲۴]، ۱۹۹۱).

مطالعات دیگر نشان می‌دهند که گرچه غالباً تصور می‌شود که فرد دارای اختلال شخصیت وابسته عمدتاً وابسته به یک شخص است، اما این افراد اغلب به بیش از یک نفر وابسته هستند و جذب فردی خواهند شد که به احتمال زیاد در آن زمان از آنها حمایت می‌کند یا به او اطمینان می‌بخشد(دیسنی، ۲۰۱۳)، این یافته نشان می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته ممکن است بزرگتر از آن حدی باشند که دانش بالینی ممکن است بیان نماید.

به علاوه، افراد دارای اختلال شخصیت وابسته به گونه استثنائی ایی در پی بردن به سرنخ‌های اجتماعی زیرکانه مانند حالات چهره، چابک و کارآمدند، که این احتمالاً به خاطر نیاز به توانایی رفتار کردن به گونه ایی است که احتمال مراقبت و توجه را به حداکثر برساند(بورنستین، ۲۰۱۲).

این یافته‌ها چگونگی به نظر رسیدن فرد دارای اختلال شخصیت وابسته از لحاظ بین فردی و نیز وجهه او در جامعه را به تصویر می‌کشند(دیسنی، ۲۰۱۳).

خودکشی در اختلال شخصیت وابسته   

تحقیقات بسیار قوی و منسجمی وجود دارند که نشان دهنده نوعی رابطه بین اختلال شخصیت وابسته و فکر و اقدام به خودکشی هستند. به‌طور مثال، اختلال شخصیت وابسته قوی‌ترین پیش‌بینی کننده اقدام به خودکشی در افراد افسرده بود. این موضوع بخصوص در مورد مردان صادق بود(بولتون[۲۵]، به لیک[۲۶]، انس[۲۷]، کوکس[۲۸]، سارن[۲۹]، ۲۰۰۸).

اختلال شخصیت وابسته نسبت به سایر اختلالات محور یک و دو همبستگی قوی‌تری با اقدام به خودکشی داشت. این یافته، یافته مهم و درخور توجه‌ای است. لواس و همکاران در تحقیقی بیماران دارای اختلال شخصیت وابسته را با یک گروه شاهد مقایسه نمودند و دریافتند که فکر خودکشی در افراد دارای اختلال شخصیت وابسته نسبت به گروه شاهد دو برابر بیشتر احتمال روی دادن دارد، همچنین  ریسک آن با اضافه شدن همبودی آسیب‌های محور ۱ حتی بیشتر هم می‌شود. در بیماران دارای مشکل پرخوری(چه مرد و چه زن)، زنان الکلی، و مردانی که دچار سوء مصرف مواد هستند، وجود اختلال شخصیت وابسته احتمال فکر خودکشی را در هر صورت از دو به نه برابر در این افراد افزایش داد(لواس، گویلباد[۳۰]، پرز- دیاز، وریر[۳۱]، استفان[۳۲]، لانگ[۳۳] و جیمت[۳۴]، ۲۰۰۵).

گاگنون[۳۵]، دیویدسون[۳۶]، شیفتز[۳۷]، مارتینو[۳۸] و بوشامپ[۳۹] (۲۰۰۹) آسیب شخصیت را در جوانانی(سنین بین ۱۴ تا ۲۵ سال) که اقدام به خودکشی نموده بودند در مقابل آنهایی که خودکشی موفق داشتند مقایسه نمودند و تعیین نمودند که میزان اختلال شخصیت وابسته در گروهی که خودکشی موفقی داشتند به مراتب بالاتر بود.

لیکن، این محققان برای تشخیص اختلال در گروهی که خودکشی موفق داشتند ناچار بودند که به مصاحبه‌هایی با انواعی از مخبرها اتکا نمایند. این مطالعه علیرغم وجود مشکل در روش شناسی‌اش، تنها تحقیقی است که به سنجش و ارزیابی اختلال شخصیت وابسته در افرادی که خودکشی موفق داشتند پرداخته است بنابراین، به غیر از توجه به این نتایج اولیه که با سایر مطالعاتی که در بالا مورد بحث قرار گرفتند نیز همسویی دارند، ما فعلاً گزینه دیگری در اختیار نداریم.

اختلال شخصیت وابسته و خودآزاری

کلونسکی و همکاران(۲۰۰۳) برای شناسایی روابط بین شخصیت و خودآزاری عمدی نمونه ایی متشکل از ۱۹۸۶سرباز نظامی را مورد بررسی قرار دادند. شرکت کنندگانی که خودآزاری را گزارش کرده بودند، هم در مقیاس صفات وابستگی(خودگزارشی) و هم در مقیاس تشخیصی اختلال شخصیت وابسته، نمره‌شان به‌طور معناداری بالاتر بود. همچنین، افرادی که عمداً دست به خودآزاری می‌زدند توسط همسالان خود به‌طور معنادارتری به عنوان فرد دارای اختلال شخصیت وابسته نامیده شدند. به‌طور مشخص‌تر، این افراد بیشتر دارای ملاک شماره ۸ اختلال شخصیت وابسته تعیین شدند(احساس ترس غیرواقع بینانه از تنها ماندن). همچنین این افراد در چند مقیاس دیگر نیز نمره بالاتری را کسب نمودند، از جمله مقیاس‌هایی که برای تشخیص اختلال شخصیت مرزی و اجتنابی هستند(کلونسکی[۴۰]، اولتمانس[۴۱] و تورخیمر[۴۲]، ۲۰۰۳).

اختلال شخصیت وابسته و  احتمال مورد سو استفاده قرار گرفتن

احتمال سوء استفاده یکی دیگر از حیطه‌های نگرانی در اختلال شخصیت وابسته است. با استفاده از تحلیل واریانس (ANOVA)، مشاهده شد که اختلال شخصیت وابسته رایج‌ترین اختلال (%۲۱) در یک گروه چهل و دو نفری از زنانی بود که در یک پناهگاه به دنبال درمان بودند و در چندین رابطه مورد سوء استفاده قرار گرفته بودند، نرخی که به‌طور معناداری بالاتر از یک گروه ۳۳ نفری از زنانی بود که تنها یک بار سابقه رابطه سوءاستفاده آمیز داشتند و نیز نسبت به ۵۲ شرکت کننده در گروه شاهد(کولیج[۴۳] و آندرسون[۴۴]، ۲۰۰۲).

 سلامت و اختلال شخصیت وابسته

با ادامه بحث در مورد اختلال شخصیت وابسته و نتایج مختلف، رابطه بین اختلال شخصیت وابسته و سلامتی را نباید نادیده گرفت. افرادی که از سطوح بالاتری از ویژگی‌های اختلال شخصیت وابسته برخوردارند بیشتر احتمال دارد که نقش بیمار یا مریض را بپذیرند(گرینبرگ و بورنستین، ۱۹۸۸).

آن‌ها همچنین نسبت به افراد بدون صفات وابسته سطوح بالاتری از اضطراب مرتبط با سلامتی و هزینه‌های پزشکی را دارند(بارت و تایرر، ۲۰۱۲).

متاسفانه پزشکان غالباً آسیب شخصیت در بیماران خود را نادیده می‌گیرند، رفتار محور دو اغلب باعث فرسایش رابطه بیمار-پزشک می‌شود. اختلالات شخصیتی که به درستی تشخیص داده نشده‌اند باعث ایجاد هزینه‌های زیاد مراقبت‌های سلامتی می‌شوند(هیوستون، ورت و مینوس، ۱۹۹۹)، علاوه بر آن پزشکان بیماران وابسته را بیماران مشکل توصیف می‌کنند(بورنستین، ۲۰۱۲).

لواس و همکاران (۲۰۱۱) دریافتند که ۷/۶۶% از شرکت کنندگان مبتلا به اختلال شخصیت وابسته دارای سابقه بیماری جسمی بودند، که این میزان به‌طور معنادارتری بیش از گروهی از افرادی بود که هیچگونه اختلال شخصیتی نداشتند (۸/۱۶%) و نیز گروهی که انواع مختلفی از اختلالات شخصیتی را داشتند(۴/۲۹%) (لواس، کرمیر و پرز دیاز ، ۲۰۱۱).

همچنین مشاهده شده است که در افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته نسبت به افراد بدون این اختلال ۵۴/۵ برابر بیشتر احتمال دارد که داشتن زخم‌های گوارشی گزارش شود(اسچاستر[۴۵]، لیموزین[۴۶]، لونستین[۴۷] و لی ستارت[۴۸]، ۲۰۱۰) ، گرچه خودگزارشی در این مطالعه از لحاظ عینی تایید نشد، اما نتایج نشان دادند که یا افراد دارای اختلال شخصیت وابسته در مشکلات سلامتی به خود نمره بالاتری می‌دهند، یا اینکه آنها واقعاً میزان مشکلات سلامتیشان بیشتر است (در این مورد، منظور زخم‌های معده و زخم‌های گوارشی است)، که هر دو مورد پیامدهای منفی ایی را برای بهزیستی فرد در بر دارند.

اما نشانه‌های اختلال شخصیت وابسته ممکن است در موقعیت‌ها و شرایط خاصی سودمند باشند. افراد دارای اختلال شخصیت وابسته وقتی با بیماری جسمی یا روانی مواجه می‌شوند سریعاً در پی توجه پزشکی هستند(گرینبرگ و بورنستین ، ۱۹۸۸) و این افراد در بیشتر مواقع مطیع درمان پزشکی‌اند(بورنستین، ۲۰۱۲). لیکن، افراد دارای اختلال شخصیت وابسته همچنین ممکن است که از خدمات پزشکی بیش از حد استفاده نمایند، مدت زمان طولانی‌تری در بیمارستان بمانند و به‌طور نابرابری از خدمات رفاه عمومی برخوردار شوند(بورنستین، ۱۹۹۵).

 

[۱].Fisher

[۲].Greenberg

[۳].Mitchell

[۴].self- representation

[۵].Kohut

[۶] .Blatt

[۷] .Homann

[۸] .Hull

[۹] .Mowrer

[۱۰] .Ainsworth

[۱۱].Beck

[۱۲].Freeman

[۱۳].Ampollini

[۱۴].Marchesi

[۱۵].Signifredi

[۱۶].Ghinaglia

[۱۷].Scardovi

[۱۸].Codeluppi

[۱۹].Maggini

[۲۰].Perry

[۲۱].Cloninger

[۲۲].Casey

[۲۳].Joyce

[۲۴].Cadbury

[۲۵].Bolton

[۲۶].Belik

[۲۷].Enns

[۲۸].Cox

[۲۹].Sareen

[۳۰].Guilbaud

[۳۱].Verrier

[۳۲].Stephan

[۳۳].Lang

[۳۴].Jeammet

[۳۵].Gagnon

[۳۶].Davidson

[۳۷].Cheifetz

[۳۸].Martineau

[۳۹].Beauchamp

[۴۰].Klonsky

[۴۱].Oltmanns

[۴۲].Turkheimer

[۴۳].Coolidge

[۴۴].Anderson

[۴۵].Schuster

[۴۶].Limosin

[۴۷].Levenstein

[۴۸].Le Start

[۱].frustration

[۲].Freud

[۱].dynamic

[۱].mixed