مقالات

مقالات روانشناسی

مقالات روانشناسی به شما کمک می کند تا در مورد اطلاعات به روز روانشناسی اطلاع پیدا کنید؛ البته نکته مهمی که باید در مقالات روانشناسی به آن توجه کرد منابع آن و نویسندگان است.
به طور مثال اگر به دنبال یک مقاله در مورد روانشناس خوب در تهران هستید:
در ابتدا به نویسنده این مطلب توجه کنید، چه فردی این مطلب را نوشته است؟ در چه سایتی این مطلب منتشر شده است؟

مهم این است که مطلبی که مطالعه می کنید منبع کاملا علمی و درستی داشته باشد، با توجه به اینکه در حال حاضر هر فردی می تواند در داخل شبکه اینترنتی مقاله ای بگذارد، نکته مهم برای تشخیص اینکه این مقاله علمی است به طور مثال می تواند این باشد که در مجله معتبر نوشته شده باشد یا فردی با تحصیلات بالا در آن رشته آن را نوشته باشد.

بعد از خیانت همسر چه کنیم؟

بعد از خیانت همسر چه کنیم؟

بعد از خیانت همسر چه کنیم؟:

جهت تعیین وقت با خانم دکتر رشن با شماره ۲۲۷۹۷۸۳۶ تماس حاصل نمایید.

یکی از سوالاتی که برای هر فردی بعد از خیانت پیش می آید این است که بعد از خیانت همسر چه کنیم؟

آیا همسر خود را ببخشیم؟

آیا ارتباط را تمام کنیم؟

آیا به خاطر فرزندانمان زندگی کنیم؟

در این بحرانی که پیش می آید نکته مهم این است که در عصبانیت تصمیم نگیریم و اجازه بدهیم که هیجانات ما فروکش کند، در این راستا می توانیم از یک روانشناس خوب کمک بگیریم.

سوال اصلی: بعد از خیانت همسر چه کنیم؟ و چه کارهایی را نکنیم:

اگر مورد خیانت واقع شدین، این که با همه اطرافیانتان در این مورد صحبت کنید کمکی به شما نمی کند، البته داشتن حمایت اجتماعی خوب است و این که کسی باشد که حرف های شما را بشنود کمک کننده است، ولی ممکن است نهایتا راهکارهایی به شما ارائه دهند که نه تنها کمک کننده نباشد بلکه مضر هم باشد، علاوه بر آن شاید بعد از فروکش کردن هیجانات به این نتیجه برسید که بهتر بود کسی از این ماجرا آگاه نمی شد.

نکته مهمی که باید به آن توجه کنید این است که ممکن است وقتی متوجه این موضوع می شوید آنقدر عصبانی باشید که به هیچ وجه فکر نکنید که امکان دارد دوباره به زندگی برگردید و همین امر باعث شود تا با همه اطرافیان در این مورد صحبت کنید، اما باید توجه داشته باشید که ممکن است بعدا که عصبانیتتان فروکش کردید و شاید ماجرا را طور دیگر دیدید و یا به هر دلیل خواستید به رابطه تان یک شانس دوباره بدهید علاقه نداشته باشید که اطرافیان در مورد این موضوع بدانند.

بعد از خیانت همسر چه باید کرد؟

بعد از خیانت همسر چه کنیم؟ آیا باید او را بخشید؟ آیا اصلا بخشش در این شرایط کار درستی است؟ جواب به این سوال در واقع بستگی به موقعیت و افراد دارد، ابتدا از خود این سوال اساسی را بپرسید که آیا می توانم بعد از کاهش عصبانیتم با او مثل قبل باشم؟ مهم این است که به این سوال هنگامی که عصبانیتتان فروکش کرده پاسخ دهید، اگر احساس می کنید می توانید گام بعدی را بردارید.

بازسازی رابطه بعد از خیانت

بازسازی رابطه بعد از خیانت چگونه صورت می گیرد؟ بازسازی رابطه بعد از خیانت به آرامی صورت می گیرد، به این نکته باید بسیار توجه کرد چون فرد آسیب دیده ممکن است نتواند احساس قبل را با همسر خود داشته باشد و یا هر مساله ای او را به یاد آسیبی که دیده است بیندازد.

احساس بد بعد از خیانت

فرد آسیب دیده احساسات متفاوتی را تجربه می کند، که می تواند به صورت اضطراب، احساس غم، استرس , ..باشد، در بسیاری از موارد نشخواری فکری باعث می شود که این افکار منفی مداوما ظاهر شوند.

احتمالا در ذهن شما سوالات بسیاری وجود دارد با این سوالات چه کنید؟

به احتمال زیاد سوالات مختلفی در ذهن شما می آید که مرتبا از همسر خود می پرسید، آیا این کار، کار درستی است؟ در واقع می توان گفت اگر برای حل این مشکل به روانشناس مراجعه کردید احتمال بسیار در روند روان درمانی به این سوالاتتان پاسخ داده خواهد شد، اما اگر بخواهید به طور متوالی از همسر خود این سوال ها را بپرسید نهایتا به رابطه شما آسیب می زند و جواب به این سوالات فقط برای مدت کمی شما را آرام می کند و نهایتا سوالات دیگری در ذهت شما خواهد آمد.

حال که این کار را کرده است از کجا مطمئن باشیم که دیگر این کار را نمی کند؟(بعد از خیانت همسر چه کنیم؟)

یکی از شاخص هایی که مهم است این است که بعد از اینکه شما متوجه موضوع خیانت شدید، چقدر شخص عهد شکن در حال حاضر فریبکاری را کنار گذاشته است و تلاش برای درست کردن رابطه را دارد؟ علاوه بر آن به چه مقدار توانایی داشتن یک زندگی صادقانه را دارد؟ چقدر مسئولیت اشتباه خود را می پذیرد؟ برای فهمیدن پاسخ این سوالات یک روانشناس متخصص در خیانت می تواند به شما کمک کند.

روانشناس متخصص خیانت – روانشناس خیانت در مرکز درمانی خیانت

روانشناس متخصص خیانت

روانشناس متخصص خیانت

جهت تعیین وقت با خانم نسرین حسن زاده با شماره ۲۲۷۹۷۸۳۶ تماس حاصل نمایید.روانشناس متخصص خیانت

روانشناس متخصص خیانت عنوان می کند که در ابتدای امر که با خیانت روبه رو می شوید مهم این است که هیچ گونه تصمیم عجولانه ای در این خصوص گرفته نشود، همه جوانب باید بررسی شود، حتما به یک روانشناس متخصص خیانت مراجعه کنید تا بتوانید از لحاظ هیجانی خود را تخلیه کنید و تصمیم درست را بگیرید.

یک روانشناس متخصص خیانت دلایل خیانت زنان را این گونه توصیف می کند:

البته شاید برای این موضوع دلایل زیادی وجود داشته باشد ولی در این مقاله می خواهیم به دلایل اصلی خیانت زنان اشاره کنیم:

۱- بی توجهی مردان:

به نظر می رسد یکی از دلایل خیانت زنان، بی توجهی همسرشان به آن هاست، در ابتدای امر وقتی زنان بی توجهی همسر را می بینند سعی می کنند توجه همسر خود را جلب کنند یا به همسرشان اظهار می کنند که به آن ها بی توجهی می شود ولی نهایتا ممکن است که به اشتباه درگیر رابطه ای دیگر شوند و در آن رابطه صمیمیت و یا عشق را جستجو کنند.

در حقیقت اختلاف های زناشویی نیز گاها باعث می شود تا به مرور زمان محبت بین رابطه زن و شوهر کم شود و افراد در دام روابط دیگر بیفتند.

۲- ازدواج های بدون علاقه از دیگر ازدواج هایی است که روانشناس متخصص خیانت به آن اشاره می کند:

از دیگر فاکتورهای که باعث ایجاد خیانت چه در زنان و چه در مردان می شود انتخاب ها و ازدواج های بدون علاقه است، در بیشتر اوقات ازدواج های سنتی با این مشکل رو به رو می شوند در صورتی که قبل از ازدواج علاقه شکل نگیرد به هیچ عنوان ازدواج توصیه نمی شود. در اکثر موارد در صورتی که زوجین ملاک های هم را داشته باشند، چه ملاک های ظاهری و چه درونی، به احتمال زیاد علاقه در قبل از ازدواج پدید می آید ولی در صورتی که بعد از گذشت چند ماه از آشنایی، علاقه بین طرفین ایجاد نشود، احتمال اینکه در بعد از ازدواج دچار مشکل شوند بسیار بالاست.

۳- انتقام:

در برخی موارد نیز زنان برای انتقام از خیانتی که به آن ها شده دست به خیانت می زنند. در این گونه موارد احساس می کنند که اگر مقابله به مثل نکنند احساس آرامش پیدا نمی کنند. در صورتی که این عمل باعث نمی شود نهایتا احساس بهتری به همسر خود پیدا کنند.

 

۴- بدست آوردن اطمینان که همچنان برای جنس مخالف جذاب هستند:

روانشناس خیانت

عده ای از زنان و یا آقایانی که خیانت می کنند یکی از دلایل خیانت خود را این اعلام می کنند که احساس می کردند که دیگر برای جنس مخالف جذابیتی ندارند و با این کار انگار می خوهند که این جذابیت را دوباره بسنجند و به خود نشان بدهند که هنوز هم برای جنس مخالف خود جذابند.

ابتدا باید عنوان کرد که بسیاری از زندگی ها در ابتدا با عشق شروع می شوند، ولی اگر برای نگه داشتن آن تلاش نکنیم به مرور صمیمت اولیه در زوجین رنگ می بازد و یا مانند تعدادی از ازدواج ها به جدایی می انجامد و یا در بعضی دیگر به زندگی یکنواخت خود ادامه می دهند اما به سوی روابط نامشرع و یا خیانت پیش می روند.

یکی از مهم ترین علت هایی که زوجین به سمت خیانت می روند این است که سعی می کنند صمیمت از دست رفته با همسر خود را در رابطه دیگری بیابند.

درمان زخم خیانت(چگونه بعد از اینکه خیانت کرده‌اید رابطه تان را بهبود بخشید؟)

اگر شما خیانت کرده‌اید به این معنا نیست که حتماً این ازدواج باید پایان بپذیرد، با این که اعتراف به خیانت به همسر مطمئناً باعث ایجاد خشم زیادی خواهد شد باز هم ازدواج شما و این زخم خیانت می تواند تسکین یابد، اما این موضوع تنها زمانی اتفاق می‌افتد که واقعا از این موضوع پشیمان شده باشید. اگر تصمیم گرفتید که به این امر اعتراف کنید مطمئن شوید که به دلایل درستی دارید این کار را می‌کنید و اینکه فقط از اینکه ازاحساس عذاب وجدان راحت شوید این کار را نکنید.

آیا باید ازدواج خود را نجات دهید؟ (بازگشت به زندگی بعد از خیانت زن و یا مرد)

 برخی از افراد از خیانت به عنوان راهی برای پایان دادن به ازدواج استفاده می کنند در حقیقت آنقدر مشکلات و اندوه ها در زندگی‌شان وجود دارد که خیانت به عنوان چیزی برای پر کردن این خلاء استفاده می‌کنند و برای پایان دادن ازدواج مشکلی ندارند، صرف نظر از این دلایل برخی از ازدواج ها می توانند نجات پیدا کنند و بعضی از آنها به سمت تمام شدن می‌روند.

 ممکن است به این دلایل یک رابطه بعد از خیانت نتواند ادامه پیدا کند: وقتی که خیانت بیش از حد دردناک باشد و یا زمانی که دو نفر متعهد نمی‌شوند که آسیب را بهبود بخشند، در این موارد به احتمال بالاتری ممکن است ازدواج به پایان رسد. تصمیم گیری در مورد اینکه یک رابطه پس از خیانت قابل نجات دادن نیست نیز می تواند دردناک باشد، اما گاهی لازم است.

 راه هایی برای نجات یک ازدواج پس از خیانت(درمان خیانت زنان یا مردان)

 اگر شما هر دو تصمیم به تلاش برای نجات ازدواج خود گرفته‌اید قدم هایی است که باید برای این مهم بردارید، برای بازسازی ازدواج خود و بهبود صدمه رسیده و بی اعتمادی ایجاد شده بعد از خیانت شما وظایف و کارهای وجود دارد که نیاز است آنها را انجام دهید:

۱-خیانت را متوقف کنید!

 این موضوع به نظر می‌رسد به اندازه کافی ساده است اما شگفت زده می شوید اگر بدانید برای مردم چقدر انجام دادن این کار، یک بار و برای همیشه، سخت است. ازدواج شما نمی تواند ادامه پیدا کند اگر شما انتخاب کنید که به خیانت خود ادامه دهید. باید هیچ گونه تماسی با آن فرد دیگر نداشته باشید.

۲-از دروغ گفتن دست بردارید

 پس از بهانه سازی برای توجیه خیانت خود دست بردارید، سعی نکنید که برای خیانت خود توجیه بیاورید. در حقیقت هیچ توجیهی برای خیانت وجود ندارد. در حالی که ممکن است تعدادی از عوامل وجود داشته باشند که به رفتار شما کمک کرده‌اند باید به یاد داشته باشید که اعمال خود را خودتان انتخاب کرده اید.

 ۳-مسئولیت را قبول کنید

 همسرتان را سرزنش نکنید، شما حق انتخاب داشتی،د می توانستید قبل از اینکه خیانت کنید به ازدواج خود خاتمه دهید ولی انتخاب کردید که خیانت کنید. این مسئولیت تنها روی شانه‌های شماست، از همسر خود عذرخواهی کنید، سرزنش شریک خود، برای کارهایی که خودتان کردید فقط بازسازی اعتماد از دست رفته را برای او دشوار تر می کند، چیزی که لازم است برای اینکه بتوانید این ازدواج را نجات دهید.

انواع خیانت از دیدگاه یک روانشناس متخصص خیانت:

۱- احساسی : در این رابطه بین طرفین ارتباط احساسی برقرار شده است ولی ارتباط جنسی در میان نبوده است.

۲- جنسی: صرفا رابطه برای ارضای جنسی بوده است و طرفین از لحاظ احساس درگیر نبوده اند.

۳- جنسی و احساسی: رابطه برقرار شده هم احساسی بوده است و هم جنسی.

روانشناس متخصص خیانت در مورد باورهایی که در خیانت زیر سوال می رود، عنوان می کند که:

ما احساس می کنیم قربانی شده ایم زیرا می گوییم ما این کار را نکرده ایم و احساس مورد بی عدالتی واقع شدن پیدا می کنیم، زیرا از کودکی مثال هایی از قبیل: تو نیکی می کن و در دجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز ، کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد ، این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا و در نتیجه ما در زندگی مشترک احساس می کنیم که من که این کار رو نکردم حقم نبود که چنین بلایی سرم بیاید. و در خیانت همه این باورها زیر سوال می رود و فرد احساس قربانی شدن می کند.

پاسخی کوتاه به سوال هایی که ممکن است برای شما در این زمینه پیش بیاید:

آیا خیانت قابل درمان است؟

پاسخ به این سوال در حقیقت فرد به فرد و رابطه به رابطه فرق می کند، ولی سوالی که مطرح است این است که اگر شما فرد آسیب خورده هستید می توانید احساس کنید که رابطه تان با همسرتان دوباره مثل قبل شود؟ اگر جوابتان به این پرسش بله است با احتمال بیشتری برای شما امکان دوباره ساختن زندگی وجود دارد، البته شخصیت فرد عهد شکن و اینکه چقدر به ترمیم این رابطه علاقه دارد و همکاری می کند نیز از دیگر ملاک هاست.

آیا خیانت قابل بخشش است؟

جواب به این سوال می تواند بله باشد ولی به این نکته باید توجه داشت که بخشش زود هنگام در بسیاری از موارد باعث می شود که فرد دوباره به سمت خیانت برود.

آیا خیانت را باید بخشید؟

یکی دیگر از سوال هایی که برای افرادی که مورد خیانت واقع می شوند، اکثر اوقات پیش می آید این است که اساسا آیا خیانت را باید بخشید؟؟ برای پاسخ به این سوال، سوال دیگری را با خود مطرح کنید که آیا من می توانم دوباره با همسرم مثل قبل زندگی کنم و به روال قبلی برگردم؟ اگر پاسخ به این سوال برای شما خیر است، باید بیشتر در مورد پاسخ به این سوال تامل کنید.

آیا خیانت تاوان دارد؟

سوال اساسی دیگری که مطرح می شود این است که آیا خیانت تاوان دارد؟

در واقع اگر می خواهید در رابطه بمانید و گرو کشی کنید، این نکته را باید توجه کنید که به هیچ وجه این گرو کشی باعث بهبود رابطه و یا مانع از این که فرد عهد شکن دوباره این کار را نکند نمی شود.

آیا خیانت ارثی است؟

در واقع می توان گفت بیشتر از این که خیانت ارثی باشد ممکن است یک الگوی رفتاری باشد که فرد از پدر یا مادر خود آموخته باشد، البته در بعضی موارد نیز فرد کاملا برعکس برعکس الگوی موجود در رابطه پدر و مادر خود عمل می کند.

خیانت کدام یک از نیازهای ما را برآورده می کند؟

خیانت ممکن است نیازهای مختلف هر فردی را رفع کند، به طور مثال ممکن است یک فرد برای رفع نیاز ارزشمندی به سمت خیانت برود(یعنی ممکن است در کودکی خود و یا در ارتباط با همسرش این نیازش برطرف نشده باشد و برای رفع این نیاز به سمت رابطه دیگری برود) و یا برای رفع نیاز تفریح کردن و …

چه موقع ما خیانت می کنیم؟

اگر باورهای مانع ساز ضعیف بشوند و باورهای تسهیل گر قوی باشند احتمال زیاد باعث خیانت می شوند. حال این باورها چگونه تعریف می شوند؟

طبق تعریف یک روانشناس متخصص خیانت باورهای تسهیل گر باورهای هستند که باعث می شوند شما راحت تر خیانت کنید، به طور مثال اگر فردی باورهای زیر را داشته باشید احتمال خیانت کردن در آن فرد بالاتر می رود:

۱- چه کسی گفته من تا آخر عمر باید به همسرم متعهد بمانم؟

۲- یک رابطه دیگر باعث می شود در زندگی خود انرژی بیشتری داشته باشم.

۳- وقتی به من توجه نمی کند چرا تا آخر عمر باید باهاش بمونم؟

باورهای مانع ساز: نیز باورهایی هستند که مانع از خیانت کردن ما می شوند.

یک روانشناس خوب در این زمینه چه کمکی به فرد می تواند بکند؟

واکنش های احتمالی زوجین بعد از برملا شدن خیانت:

واکنش های احتمالی همسر آسیب دیده(زخم خورده):

احساس خشم، اضطراب، غم

از دست دادن هویت

از دست دادن اعتماد به نفس

از دست دادن کنترل روی افکار یا اعمال(ذهن فرد مملو از افکار منفی می شود: چرا این اتفاق برای من افتاد؟ و …)

از دست دادن حس عدالت در مورد دنیا

از دست دادن اعتقاد مذهبی(موقت)

از دست دادن آبرو

واکنش های احتمالی همسر عهد شکن(آسیب زننده):

انکار

آرامش موقت(زیرا تا الان تمام نگرانی هایش این بود که همسرش نفهمد)

خشم(نسبت به خود، همسر یا معشوق)

احساس گناه در برابر فرزندان (یا به کل عدم احساس گناه: یکی از اوقات وقتی است که می خواهد انتقام بگیرد از همسرش که خیانت می کند یا از همسرش عصبانی بوده و یا به معشوق خودش دلخوش است و یا فرد باورهای تسهیل گر در مورد خیانت دارد)

باج دادن و قول دادن

سوال هایی که به طور متداول برای زوجین پیش می آید چیست؟

۱- آیا با هم بمانیم؟

۲- از هم جدا شویم؟

۳- به خاطر بچه ها بمانیم؟

۴- حال که قول داده این کار را نمی کند از کجا مطمئن شوم؟

۵- آیا ممکن است دوباره برگردد سر آن رابطه؟

۶- آیا امکان اینکه دوباره بتوانیم مثل قبل بشویم وجود دارد؟

۷- حالا که این کار را کرده از کجا مطمئن باشم که دیگه این کار را نمی کند؟

۸- آیا من و همسرم می توانیم تغییر کنیم؟

۹- آیا تغییراتش ادامه پیدا می کند؟

۱۰ – آیا واقعا من رو دوست داره؟

۱۱- آیا دلایل من برای ماندن در رابطه موجه است؟

۱۲- آیا به خاطر بچه در رابطه ماندن درست است؟

روانشناس متخصص خیانت عنوان می کند که زوجین به این ۶ طریق به مرکز روانشناسی مراجعه می کنند:

۱- فرد به تنهایی می آید با یک سری اتفاقات مواجه شده و شک دارد که همسرش به او خیانت کرده است یا خیر؟                                           

۲- ۲ نفر همزمان می آیند و روند درمانی را تا آخر آن ادامه می دهند.

۳- فردی که خیانت کرده می آید و اظهار ندامت و پشیمانی می کند.

۴- یک نفر می آید و طرف مقابل به هیج وجه به مرکز نمی آید و در روند درمان شرکت نمی کند.

۵- فرد عهد شکن با همسرش می آید و از روانشناس متخصص خیانت می خواهد که همسرش را آرام کند.

۶- فرد عهد شکن می آید و می خواهد رابطه اش را با نفر سوم توسط روان درمانی درست کند.

ویژگی های یک روانشناس خوب در حیطه خیانت:

ابتدا مهم است که روانشناسی که در این حیطه کار می کند متخصص در این حیطه باشد به این معنی که تجربه کافی در این موارد را داشته باشد، و بداند که مهم است بدون داشتن اطلاعات کافی تصمیمی گرفته نشود، به این دلیل که این حیطه بسیار حساس است، روانشناسی که در این موضوع کار می کند باید ابتدا به فرد آسیب دیده این اجازه را بدهد که هیجاناتش فرو کش کند، تا بتواند از نقش قربانی در بیاید و به موضوع از بیرون نگاه کند، این که خیانت در حقیقت مکانیزم دفاعی در مقابل مشکلاتی بوده که در رابطه وجود داشته است.

یک دکتر روانشناس متخصص خیانت خوب باید بتواند همدلی لازم را با فرد آسیب دیده انجام دهد.

یک دکتر روانشناس متخصص خیانت به فرد آسیب دیده کمک می کند تا بتواند تصمیم درست را در رابطه با ماندن در رابطه بگیرد.

دکتر روانشناس متخصص خیانت خوب باید بتواند مشکلات وجود داشته در رابطه را ببیند و این که چه خصوصیاتی در فرد آسیب دیده وجود دارد که این موضوع را تسهیل کرده و یا دکتر روانشناس متخصص خیانت خوب باید ببیند که چه خصوصیاتی در فردعهد شکن وجود دارد که این موضوع را تسهیل کرده.

یک دکتر روانشناس متخصص خیانت در مورد خیانت هایی که تکرار می شند چه می گوید؟

زمانی که خیانت توسط یکی از زوجین بارها تکرار می شود می توان گفت که مسلما مشکلات زیادی وجود دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- آیا خیانتی که دفعه اول رخ داده است دلایلی داشته که در رفع آن ها گامی برداشته نشده است؟

۲- در مورد خیانت اول چه اقدامی انجام شده است؟

۳- آیا فرد مقصر از صمیم قلب پشیمان بوده است؟

 

نام مقاله: روانشناس متخصص خیانت، روانشناس خیانت، دکتر روانشناس خیانت، دکتر روانشناس متخصص خیانت ، بعد از خیانت چه کنیم؟ ، بعد از خیانت چگونه رفتار کنیم؟ بعد از خیانت چه باید کرد؟ بعد از خیانت همسرم چه کنم؟

 

حمایت اجتماعی

حمایت اجتماعی

حمایت اجتماعی در روانشناسی: از دیدگاه تحولی، زندگی همیارانه در گروه ها فواید زیادی را برای انسانها تضمین کرده است. این نوع زندگی به ما کمک کرده است تا خود را از آسیب حیوانات نیرومندتر حفظ کنیم، و بافتی به وجود آورده است که بتوانیم در آن انواع تکالیف مربوط به ادامه حیات مثل شکار، گرد آوری نیازمندی های زندگی و پرورش کودکان را بین خود تقسیم کنیم.

زندگی گروهی فایده غیر منتظره ای را نیز در برداشته است:

آن اینکه کمیت و کیفیت روابط اجتماعی مان برسلامت ما تأثیر عمیق بر جای می گذارند. افرادی که شبکه های حمایت اجتماعی بزرگ تر و پیوندهای اجتماعی نیرومندتر با اعضای شبکه های خود دارند از سلامت جسمی و روانی بهتر، بیماریهای معدودتر و افسردگی کمتر برخوردارند، از بیماری های جسمی و مسایل روانی زودتر بهبود می یابند، و خطر پذیری پایین تری در برابر مرگ دارند (تیلور، دیکرسون و کازینوکلین ۲۰۰۲؛ ساراسون و همکاران، ۱۹۹۹).

حمایت اجتماعی با برونگرایی همبستگی مثبت و با روان رنجوری همبستگی منفی دارد.

آنان شرایط را به گونه ای می سازند که احتمال بروز فشارهای روانی کاهش می یابد، مهارت های کنار آمدن مؤثرتری را پرورش می دهند و به هنگام نیاز برای یاری طلبیدن از اعضای شبکه خود شیوه های بین فردی مؤثرتری را به کار می گیرند. احتمال دارد که این ویژگی های بزرگسالی نتیجه وابستگی های مطمئن اوایل کودکی باشد.

شگفت آنکه افراد دارای حمایت اجتماعی ادراک شده بالا، به سبب اعتماد و مهارت های کنار آمدن مؤثرشان ممکن است نیاز کمتری به توسل به جلب حمایت شبکه اجتماعی داشته باشند.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

افرادی که در دوره نوزادی و کودکی از وابستگی مطمئن به مراقبان خود برخوردار بوده اند، در بزرگسالی از برقراری و حفظ روابط اجتماعی با کیفیت عالی تری برخوردارند. مداخله هایی که افراد را به جای اینکه در انزوا در نظر بگیرند، در شبکه های اجتماعی شان هدف قرار می دهند بیشتر احتمال دارد که حمایت اجتماعی و کیفیت روابط حمایتی را افزایش دهند. این مداخله ها عبارتند از، خانواده و ازدواج درمانی؛ روش درمانی چند سامانه ای برای کودکان، خانواده ها و شبکه های اجتماعی شان؛ برنامه های پیشگیری چند سامانه ای که برافراد، خانواده ها و اجتماع های گسترده تر آنان تمرکز دارند.

آیا حمایت اجتماعی را می توان افزایش داد؟ آیا مهارتی است که می توانیم یاد بگیریم؟

به نظر می رسد داشتن این حلقه حمایت اجتماعی و حفظ آن را مانند بسیاری از موارد دیگر ما از خانواده و اطرافیان خود یاد گرفته ایم. وقتی ما مهارت برقرای ارتباط درست را یاد بگیریم ثانویه به آن حلقه حمایتی اجتماعیمان را نیز می توانیم گسترش دهیم.

آیا افراد ثروتمند شادترند؟

آیا افراد ثروتمند شادترند؟

آیا افراد ثروتمند شادترند؟ به بیان کلی محیط های فیزیکی مطلوب تر رابطه متوسطی با شادمانی دارند، اگر چه ثروتمند بودن یکی از عوامل تعیین کننده نوع محیطی است که در آن زندگی می کنیم، بین ثروت و شادمانی، پیوند کاملا پیچیده ای وجود دارد. مکان جغرافیایی، مسکن، آب و هوا و دسترسی به موسیقی، همه اثرات مثبت کوتاه مدت پر سلامتی دارند.

آیا افراد ثروتمند واقعا شادترند؟

استاد اد دینر (۲۰۰۰) در دانشگاه ایلینویز یافته است که نقطه تثبیت شادمانی در مورد مردم ملت های محروم اقتصادی پایین تر است. همبستگی بین شادمانی و ثروت در تمام ملت ها حدود ۰٫۶  است. نرخ شادمانی در روسیه و ترکیه پایین و در ایرلند، کانادا، دانمارک و سويس بالاست. این امر ممکن است بدان سبب باشد که مردم کشورهای فقیرتر از اینکه نتوانسته اند به تجملات موجود در کشورهای مرفه که از طریق رسانه ها نسبت به آنها آگاهی پیدا می کنند دست یابند، ناراضی اند.

با این حال، می توان دید که با گذشت زمان، در یک ملت ثروتمند مانند ایالات متحده، افزایش در آمد ملی به افزایش سلامت ذهنی در سطح ملی منجر نمی شود. شاید این امر بدان سبب باشد که ثروت افزوده موجب نمی شود مردم یک کشور به قدرتی بالاتر از ملت های همسایه دست یابند.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: آیا ازدواج باعث شادی می شود؟

معلوم شده است که در کشورهای توسعه یافته، افراد خیلی ثروتمند اندکی شادتر (اما نه خیلی شادتر) از مردمی هستند که در آمد متوسط دارند:

این امر شاید از آنجا ناشی می شود که آنها خود را افرادی می بینند که زندگی شان بهتر از هر کس دیگر می گذرد. این تبیین ها از نظریه مقایسه احتمالی برگرفته شده اند که بیان می کند شادمانی شخصی بر فاصله ادراک شده بین وضعیت خود و دیگران مبتنی است (وود، ۱۹۹۶). مقایسه از بالا به پایین، یعنی وقتی که موقعیت خود را با معیاری که پایین تر است مقایسه می کنیم، به رضامندی بیشتری منجرمی شود تا وقتی که این مقایسه از پایین به بالا انجام میگیرد.

مردم کشورهای برخوردار از اقتصاد پیشرفته که به کسب پول بیش از سایر آرمان ها بها می دهند از استاندارد زندگی و زندگی خود کمتر راضی اند .این ممکن است بدان خاطر باشد که فرایند و بازده انباشت پول پس از برآورده ساختن نیازهای جسمانی به تأمین نیازهای اجتماعی وروانی که شادمانی را افزایش می دهد، نمی انجامد. میزان این همبستگی منفی بین شادمانی وتلاش برای به دست آوردن پول در کشورهای محروم اقتصادی مطالعه نشده است.

سوالات خود را در مبحث روانشناسی می توانید در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) مطرح کنید..

روش های تخلیه هیجانات منفی

روش های تخلیه هیجانات منفی

روش های تخلیه هیجانات منفی: وقتی با ضربه ها یا چالش هایی روبه رو می شویم که فراتر از توان ما برای کنار آمدن با آنهاست و سعی میکنیم آنها را از ذهن خود دور یا از دیگران مخفی کنیم، سلامت ما لطمه می بیند. افرادی که در کودکی مورد آزار قرار گرفته اند یا در بزرگسالی قربانی شده اند یا داغدیده هستند و کسانی که به یادمان های این رویدادها نمی پردازند از سلامت ضعیف تری برخوردارند، بیشتر به پزشک مراجعه می کنند و از بیماری های بیشتری رنج می برند (زیدنر و اندلر، ۱۹۹۶).

راه های زیادی برای پرداختن به این یادمان ها وجود دارند و از جمله راه های مؤثر عبارتند از یاد آوری ضربه، نگهداری آن در هشیاری و تحمل اضطراب مرتبط با آن، در حالی که این یادمان انباشته از عاطفه و از خود رانده شده را با دیدگاه کلی خود از جهان پیوند می دهیم (کین، ۱۹۹۸؛ نیدرهافر” و پنبیکران ۲۰۰۲؛ پنبیکر، ۱۹۹۷؛ شاپیرو، ۲۰۰۱؛ استنتون و همکاران، ۲۰۰۲). این سازوکار کنار آمدن، رویارویی مستمر با یادمان های ضربه ای را شامل است که اغلب با گفتن داستان ضربه به شيوه تجسمی حاصل می شود و امکان می دهد که رویدادها از نو تجربه شوند. به طور سنتی، این فرایند رسیدن به آرمیدگی از فشار ضربه از طریق بازگویی مجدد رویدادها در بافتی از رابطه قابل اعتماد، تخلیه هیجانی خوانده می شود.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

آزمایشی در زمینه روش های تخلیه هیجانات منفی

استاد جیمز پن بیکر در دانشگاه تگزاس آستین بیش از بیست سال در مورد تأثیر نوشتن روی یادمان های ضربه ای به روش علمی مطالعه کرده است. او در این مطالعات نوعا از افراد گروه های مختلف (دانشجویان، بازماندگان فاجعه قربانیان انواع متفاوت ضربه ها، افرادی که تازه از کار اخراج شده اند) دعوت کرده است در آزمایش های نوشتن شرکت کنند. این آزمایش ها مستلزم حضور ۴ روز متوالی در آزمایشگاه و نگارش در فضای کاملا خصوصی به مدت ۱۵ دقیقه است.

معمولا نیمی از این شرکت کنندگان به طور تصادفی به عنوان گروه آزمایش به نگارش در مورد ضربه و نیمی دیگر به عنوان گروه گواه به نوشتن درباره چیزی بجز ضربه، مثلا توضیحات پیش پا افتاده ای در مورد اینکه در۲۴ ساعت گذشته چکار کرده اند، گمارده می شوند. از افرادی که در شرایط نگارش در مورد ضربه هستند خواسته می شود به طور مستمر و به تفصیل و بی آنکه نوشته های شان را سانسور کننده درباره ضربه های شان بنویسند. به آنان آموزش داده می شود که درباره ژرف ترین افکار و هیجان های مربوط به ضربه بنویسند و چیزی را از قلم نیندازند.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: فواید مراقبه چیست؟

پس از گذشت ۶ ماه از آزمایش روش های تخلیه هیجانات منفی

سپس، مشارکت کنندگان در این مطالعات در فواصل زمانی شش ماهه مورد مطالعه پیگیری قرار میگیرند و وضعیت سلامت شرکت کنندگان در شرایط نگارش در مورد ضربه با سلامت شرکت کنندگان گروه گواه مقایسه می شود. نتایج حاصل از این مطالعات در مجموع نشان می دهند افرادی که در مورد ضربه های شان می نویسند در مقایسه با کسانی که راجع به موضوعات پیش پا افتاده می نویسند، از نظر کارکرد دستگاه ایمنی و وضعیت سلامت از شرایط بهتری برخوردارند و کمتر به پزشک مراجعه می کنند.

نتایج این مطالعات پی آمدهای روشنی برای سلامت ما دارند. ما باید به طور منظم درباره مشکلات جاری که با آنها روبه رو هستیم، مطلب بنویسم. در هنگام نگارش باید به طور مستمر و بدون توجه به دستور زبان، املای کلمات یا سبک نگارش به نوشتن بپردازیم. ما باید در مورد واقعیت های عینی وضعیت و همین طور راجع به ژرف ترین افکار و احساسات مان در ارتباط با این واقعیت ها مطلب بنویسیم. ما باید این نگارش را در خلوت و جایی که هیچ گونه عوامل حواسپرتی وجود ندارد انجام دهیم.

این نگارش باید تنها به خاطر خودمان باشد نه برای افراد مطمئن یا دوستان، زیرا وقتی که خود ما پیام گیر نوشته های مان هستیم، می توانیم کاملا صادق باشیم. ما بلافاصله پس از نوشتن درباره مشکلات درد سرآفرین باید انتظار این را داشته باشیم که غمگین یاغصه دار شویم، اما این تمرین در بلند مدت برای سلامت مان سودمند است.

نوشتن درباره ضربه یا گفتن و بازگو کردن داستان رویداد های ضربه ای چگونه عمل می کنند؟

به احتمال، فرصت دادن به یادمان های عاطفه متراکم که در آمیگدالا انباشته شده اند سبب می شود که عواطف کم تر متراکم همتای آنها که در هیپوکامپ ذخیره شده اند رشد کنند. وقتی نشانه هایی یادمان های این رویدادها را فرا می خوانند، ما می توانیم عواطف کمتر متراکم موجود در هیپوکامپ را به یاد بیاوریم. این فرضیه براین دیدگاه استوار است که کنار آمدن از راه تخلیه هیجانی به ما کمک می کند که پیرامون یادمان های عاطفه، گذرگاه های فرعی ایجاد کنیم. اما باید دانست یادمان های عاطفه متراکم که در آمیگدالا جا گرفته اند از میان نمی روند و نشانه های قوی می توانند آنها را فرا بخوانند.

منبع: کتاب روانشناسی مثبت

تحکیم روابط خانواده

تحکیم روابط خانواده

تحکیم روابط خانواده: روابط حمایتی نزدیک بین والدین و فرزندان، بین خواهران و برادران، و بین اعضای خانواده گسترده، حمایت اجتماعی موجود را برای تمام اعضای خانواده افزایش می دهد. این حمایت اجتماعی موجب ارتقای سلامت ذهنی می شود و ما از دیدگاه تکامل موجوداتی هستیم که برای کسب شادمانی به چنین ارتباطی با شبکه خویشاوندی مجهزيم (آرجایل، ۲۰۰۱، باس، ۲۰۰۰).

بعضی کارهای خاص می تواند تحکیم روابط خانواده و تجربه شادمانی را افزایش دهد:

 برای تحکیم روابط خانواده باید با اعضای خانواده خود تماس منظم داشته باشیم، سبک زندگی مان را به گونه ای تنظیم کنیم که بتوانیم تماس فیزیکی نزدیک تری را با خانواده خود برقرار سازیم. این برنامه ریزی باید هم مراحل چرخه ساليانه وهم چهارچوب بلند مدت عمر را در بر بگیرد. در زمان هایی که از خانواده خود دور هستیم باید با فرستادن پیام های الکترونیکی، تلفنی، نوار ویدیویی یا گفتگوی اینترنتی با افراد خانواده خود در تماس باشیم. حفظ تماس با اعضای خانواده حمایت اجتماعی را بالا می برد و این امر نه تنها موجب شادمانی می شود، بلکه عملکرد دستگاه ایمنی را هم بهبود می بخشد.

حفظ تماس با شبکه گسترده خانواده و تحکیم روابط خانواده مجال خشونت خانگی و کودک آزاری را کاهش می دهد، زیرا حصار خلوت را که با خانواده هسته ای منزوی همراه است می شکند و از بروز خشونت های خانگی که در این فضاها شایع است جلوگیری می کند.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: روانشناس خوب

آشنایان

همیاری با آشنایان یعنی کسانی که نه جزو خانواده اند و نه دوستان نزدیك، منبع بالقوه شادمانی و راهی برای پرهیز از ناشادمانی هایی است که بر اثر از دست دادن جایگاه و نابرابری های ناشی از درگیری اجتناب ناپذیر دررقابت های منظم به وجود می آید (اکسلرادا، ۱۹۸۴؛ باس، ۲۰۰۰). بدین ترتیب برای اینکه حس سلامتی مان را افزایش دهیم لازم است راهبردهای ارتقای همیاری با آشنایان، و نه رقابت با آنان را پرورش دهیم.

در همه ارتباط های مهم اطمینان پیدا کنید که خودتان و دیگران به این نکته واقفند که این رابطه به طور نامحدود در آینده ادامه خواهد داشت و همیاری بلند مدت منافع متقابل را تضمین خواهد کرد. وقتی به خاطر داشته باشیم که همزیستی با آشنایان برای مدت طولانی و کار کردن با هم بیش از کار کردن تنها سودمند واقع می شود، احتمال ادامه همکاری افزایش می یابد.

در تمام روابط مهم سعی کنید به جای رفتار بهره کشی به رفتارهای تساوی طلبانه و دو جانبه بپردازید. اگر شخص دیگر لطف یا کمکی به شما می کند، با حرکاتی که ارزش مشابه دارد (نه کمتر از آن) آن را جبران کنید این نوع رفتار دو جانبه اعتماد ایجاد می کند، در حالی که خلاف آن اعتماد را از بین می برد.

منبع: کتاب آلان کار

روانپزشک خوب چه ویژگی هایی دارد؟

روانپزشک خوب

روانپزشک خوب چه ویژگی هایی دارد؟ قبل از تعریف ویژگی های یک روانپزشک خوب به اختصار تفاوت بین روانشناس و روانپزشک را به اختصار توضیح می دهیم، همان طور که می دانید در صورت نیاز به دارو درمانی برای اختلال هایی مانند افسردگی، اضطراب، وسواس، فوبی های مختلف، اختلال‌های خواب، دو قطبی و …. باید به روانپزشک مراجعه شود. اما دکتر یک روانشناس برای رفع مشکلات اضطرابی، افسردگی و وسواس، فوبی های مختلف، اختلال در خواب، زوج درمانی و … از رویکردهای روان درمانی مختلف مانند روانکاوی، درمان شناختی، گشتالت درمانی و … استفاده می کند.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: روانشناس خوب

ویژگی های یک روانپزشک خوب:

حال می‌خواهیم ویژگی های یک روانپزشک خوب را توضیح دهیم، ابتدای امر مهم است که روانپزشکی که به آن مراجعه می کنید به دقت توضیحات شما را گوش دهد. زیرا بدون داشتن اطلاعات کافی به هیچ عنوان تشخیص درست و ثانویه به آن تجویز داروی درست و دقیق صورت نمی گیرد. پس می توان گفت اولین ویژگی یک روانپزشک خوب این است که با حوصله و دقت کافی به توضیحات شما در مورد مشکلات تان گوش دهد.

دومین موردی که مهم است این است که به روز باشد، زیرا هر روزه تحقیقات مختلف و گسترده ای بر روی داروهایی که جدید تولید شده‌اند و همچنین داروهای موجود در بازار صورت می‌گیرد. در نتیجه مهم است که یک روانپزشک از تحقیقات جدید با اطلاع باشد تا بر اساس آن ها دارویی که در حال حاضر موثرترین و کم عوارض ترین دارو در مورد اختلال خاصی را هستند تجوید بنماید. زیرا هر روزه داروهایی با عوارض کمتر تولید و داروهایی که ثابت شده عوارض زیادی دارند توصیه می شود که کمتر تجویز شوند(مگر به علت خاصی).

نکته مهم دیگر این است که برای بیشتر اختلالات روانی مانند افسردگی، وسواس، اضطراب و … در کنار دارودرمانی، روان‌درمانی نیز باید صورت گیرد. یک دکتر روانپزشک خوب کسی است که در صورتی که روان درمانی را برای فرد لازم بداند حتماً به وی توصیه کند که در کنار دارودرمانی و روان‌درمانی، جزء اصلی درمان وی باید باشد، زیرا در واقع برای اختلال هایی مانند افسردگی، اضطراب و … بهترین درمان ترکیب روان درمانی با دارو درمانی است.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

آیا ازدواج باعث شادی می شود؟

آیا ازدواج باعث شادی می شود؟

آیا ازدواج باعث شادی می شود؟: افراد متاهل، از افراد مجرد، مطلقه، جدا شده یا هرگز ازدواج نکرده  شادترند. اما کسانی که کمتر از همه شادند افرادی هستند که در دام ازدواج ناشاد گرفتارند. شکاف شادمانی بین زنان متاهل و مجرد، با مردان ازدواج کرده و ازدواج نکرده یکسان است. بنابر این هم مردان و هم زنان از لحاظ شادمانی شخصی بهره های یکسانی از ازدواج می برند.

برای پیوند بین ازدواج و شادمانی دو تبیین وجود دارد:

یک تیبین این است که افراد شادتر ازدواج می کنند ولی افراد ناشادتر ازدواج نمی کنند، زیرا افراد شاد به عنوان همسران زناشویی جذاب تر از افراد ناشاد هستند. تبیین دیگر این است که ازدواج گستره ای از منابع را برای افراد به همراه دارد که آنان را شاد میکند.

ازدواج صميمت جسمی و روانی را موجب می شود و زمینه ای را فراهم می سازد که افراد می توانند فرزندانی به وجود آورند و برای خود خانه و کاشانه ای بسازند؛ یک نقش اجتماعی به عنوان همسر و شوهر، پدر و مادر پیدا کنند؛ و این بافت، استحکام هویت و تولید نسل آینده را موجب می شود.

شواهدی در تایید این دیدگاه وجود دارد که نشان می دهد افراد شادتر از ازدواج رضايتمند برخوردارند:

هاركر و کلنتر (۲۰۰۱) یافتند که زنان میان سالی که عکس شان در کتاب سال دانشگاه با لبخند دوشین چاپ شده بود در مقایسه با زنانی که لبخند ساختگی داشتند زندگی شان شادتر،ازدواج شان پایدارتر و با رضامندی بیشتری همراه بوده است. در لبخند دوشین (که به تام کاشف آن گیلایوم دوشین نامیده شده است) گوشه های دهان به سمت بالا حرکت میکند و گوشه های چشم مانند پوست پای کلاغ چین خوردگی پیدا میکند.

این ویژگی ها در لبخند ساختگی دیده نمی شود. این یک مطالعه به خوبی کنترل شده بود، ۱۴۱ شرکت کننده در این مطالعه، از اینکه پس از سی سال کیفیت لبخندشان در مجموعه عکس کتاب سال دانشگاه توسط افراد آموزش دیده ای مورد داوری قرار خواهد گرفت هیچ اطلاعی نداشتند. کسانی هم که به عکس ها نمره دادند از رضامندی زندگی یا ازدواج آنان در اواسط زندگی شان بی خبر بودند. به علاوه، زمانی هم که عکس ها براساس جلوه خوبشان رتبه بندی می شدند، معلوم شد که با رضامندی زندگی با زناشویی رابطه ای ندارند.

علاوه بر شادمانی، تعداد زیادی عوامل دیگر که در شکل گیری ازدواج پایدار و رضامندی دخالت دارند شناسایی شده اند:

طرفین زندگی که از لحاظ شخصیت، توانایی، جذابیت فیزیکی، نگرش ها، ارزش ها، دیدگاه های سیاسی شبیه به هم هستند بیشتر احتمال دارد که رضامندی زناشویی را تجربه کنند، ازدواجشان تداوم یابد، از تعارض و پیمان شکنی پرهیز کنند، و برای فرزندان خود یک محیط آرام خانوادگی فراهم سازند (نیومن و نیومن، ۱۹۹۱؛ باس و۲۰۰).

این می تواند بدان خاطر باشد که ما با کسانی که سنخیت بیشتری با ما دارند آسان تر همدلی می کنیم و لذا همسرانی که شبیه ما هستند احساس میکنند که ما آنها را بهتر درک می کنیم. همچنین، اگر تفاوت بین ((ارزش جفت)) از نظر ما و از دید شریک زندگی مان اندک باشد، احتمال پیمان شکنی کمتر است. بنابر این به هنگام انتخاب جفت، همسر یا شریک زندگی، شخص باید کسی را برگزیند که از لحاظ این ویژگی ها شبیه به خودش باشد.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

ازدواجی که در آن افراد با احترام و صریح صحبت می کنند و خطاهای یکدیگر را می بخشند معمولا با سطوح بالاتری از رضامندی همراه است. لذا این نوع ارتباط برقرار کردن به احتمال به شادمانی بیشتری می انجامد (هاروی و همکاران، ۲۰۰۲). در نتیجه در پاسخ به این سوال که آیا ازدواج باعث شادی می شود؟ می توان گفت اگر ازدواج درستی داشته باشیم، بله.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: ازدواج ایده آل

در مطالعه های انجام شده در مورد ۴۰ ملت در دنیا بین وضعیت زناشویی و شادمانی، صرفنظر از میزان طلاق یا اثرهای زندگی در فرهنگ فردگرا، همبستگی به دست آمده است (دينر و همکاران، ۱۹۹۹). اما اثرهای زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی، تحت تأثیر فرهنگ قرار می گیرد. در فرهنگ های فردگرا زوج هایی که زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی دارند حتی از همسران ازدواج کرده شادترند، اما در کشورهای جمع گرا آنان از افراد متاهل یا مجرد ناشادترند.

این ناشادمانی ممکن است به دلیل فشارهای روانی مرتبط با تخطی از هنجارهای اجتماعی در مورد زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی در جامعه های جمع گرا باشد. در مقابل، در کشورهای جمع گرا افراد جدا شده یا بیوه در مقایسه با همگنان خود در فرهنگ های فردگرا شادترند. این شاید بدان خاطر باشد که در فرهنگ های جمع گرا برای این افراد تنها حمایت اجتماعی بیشتری ارایه می شود و این حمایت اجتماعی اضافی به شادمانی بیشتر منجر می گردد.

چه چیزی باعث شادی می شود؟

چه چیزی باعث شادی می شود؟

چه چیزی باعث شادی می شود؟ شناسایی عواملی که به شادمانی کمک می کنند آسان نیست (دينر ۲۰۰۰، دينر و همکاران، ۱۹۹۹). لذت و دنبال کردن آن گاهی ممکن است به شادمانی بینجامد اما همیشه چنین نیست. برای مثال، لذت های کوتاه مدت حاصل از لذت سیگار کشیدن مکرر یا مصرف سایر مواد به ناشادمانی بلند مدت همراه با بیماری منجر می شود.

اقدام به قتل های انتقام جویانه، حمله، تجاوز جنسی، و سرقت ممکن است با خشنودی آنی یا لذت کوتاه مدت همراه باشد، اما پی آمدهای اجتماعی، روانی یا جسمانی بلند مدت آن به بدبختی و حرمان می انجامد. ما انسانها به عنوان گونه ای از انواع موجودات زنده، به نحوی تکامل یافته ایم که برخی از موقعیت های خاص ممکن است ما را شاد کنند ولی برخی دیگر به تجربه اندوهناک منجر می شوند.

تفاوت های فردی در شادمانی را ممکن است از بعضی جهات براساس تفاوت های شخصیتی تبیین کرد که به طور نسبی به عامل وراثتی مربوط می شود. همچنین تردید چندانی وجود ندارد که برخی انواع محيط  ها به گونه ای هستند که افراد را به سوی شادمانی هدایت میکنند، یا فرصت هایی را برای آنان فراهم می سازند که مهارت های لازم برای نیل به شادمانی را پرورش می دهند. نکته مهم دیگری که می توان به آن اشاره کرد، ارثی بودن نقطه تثبیت شادمانی است.

سوالات روانشناسی خود را در منوی بالای صفحه (قسمت روانشناس خوب) می توانید مطرح کنید..

ارثی بودن نقطه تثبیت شادمانی

استاد دیوید لیکن (۱۹۹۹) در مطالعه مینه سوتا در مورد دو قلوهایی که جدا از هم بزرگ شده اند نشان داده است که حدود نیمی از واریانس شادمانی یا سلامت ذهنی موجود (که به وسیله مقیاس سلامت پرسشنامه چند بعدی شخصیت اندازه گیری می شود) به عوامل وراثتی مربوط می شود. اما، نقطه تثبیت شادمانی – یعنی نقطه ثابتی که خلق افراد در طی دوره هایی مثل یک دهه، حول آن نوسان پیدا میکند – حدود ۹۸ درصد به وسیله عامل وراثتی تعیین می شود.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: چقدر ما شادیم؟

داده هایی که این نتیجه گیری ها بر آن استوارند است. این داده ها نشان می دهند که بین نمره های سلامت دو قلوهای تک تخمکی همبستگی های نسبتا بالا (۴۴/۰ تا۵۳/۰) و در مورد نمره های دوقلوهای دو تخمکی همبستگی های ناچیز (۸/۰ تا ۱۳/۰) وجود دارد. این یافته ها، تأییدی بر این نتیجه گیری است که ۴۴ تا ۵۳ درصد سلامتی ارثی است. همبستگی بین نمره های دوقلوهای تک تخمکی در شروع مطالعه و نمره های آنان در نه سال بعد  T=0/5بود و بین هر دو قلوی تک تخمکی و خواهر یا برادر او در شروع مطالعه و نه سال بعد

 ۵ = r بود.

این یافته چشمگیر به ما امکان می دهد نتیجه گیری کنیم که ۹۸ درصد نقطه تثبیت برای شادمانی ارثی است. درست است که می توان گفت ممکن است نقطه تثبیت شادمانی درصد بالاییش ارثی است، اما این امکان وجود دارد مهارتهایمان را پرورش دهیم و محیط را به نحوی سازمان بدهیم که بتوانیم بخش عمده ای از وقت خود را در حد نقطه تثبیت شادمانی یا ورای آن بگذرانیم. در خاتمه می توان گفت در پاسخ به این سوال که چه چیزی باعث شادی می شود؟ می توان گفت ایجاد محیطی مناسب و پرورش مهارت هایمان در این زمینه کمک بسیاری به ما می کند.

منبع: کتاب روان شناسی مثبت

چگونه طول عمر زیادی داشته باشیم؟

چگونه طول عمر زیادی داشته باشیم؟

چگونه طول عمر زیادی داشته باشیم؟ اولین نکته ای که در این زمینه می توان گفت این است که شواهد حاصل از مطالعه های طولی نشان میدهد که شادمانی تأثیرهای مهمی بر طول عمر دارد. در یک مطالعه پیگیری در مورد ۱۸۰ راهبه در ایالات متحده (دانر و همکاران ۲۰۰۱) یافتند که شادمانی ابراز شده در مقاله هایی که راهبه ها به هنگام ورود به خدمت نوشته بودند با عمر طولانی آنان رابطه داشت.

این یک مطالعه به دقت کنترل شده بود. همه شرکت کنندگان سبک زندگی مشابه داشتند. همه آنها راهبه های ازدواج نکرده بودند که به عنوان آموزگار کار می کردند، سیگار نمی کشیدند، مشروب الکلی نمی خوردند، و در سر تا سر زندگی بزرگسالی شان یک رژیم غذایی ساده متوازن داشتند. زمانی که آنان به هنگام ورود به خدمت مقاله هایشان را نوشتند، تصویری از شرح حال خود ارائه دادند و امیدهایشان را برای آینده بیان کردند، و از اینکه این مقاله ها ممکن است در یک مطالعه درباره رابطه شادمانی با عمر طولانی مورد استفاده قرار گیرد آگاه نبودند.

پس از سپری شدن بیش از نیم قرن، نمره دهندگان آموزش ديده که سن شرکت کنندگان را نمی دانستند، مقدار هیجان های مثبت در این مقاله ها را داوری کردند. ۹۰درصد افراد شاد ربع بالا بیش از۸۵ سال عمر کردند اما تنها ۳۴ درصد افراد ربع پایین که کمتر شاد بودند بیش از ۸۵سال زندگی کردند. پس حال می توان به این سوال مهم چگونه طول عمر زیادی داشته باشیم؟ این گونه جواب داد که تا آنجا که می توانید شاد باشید.

احتمالا این مطلب نیز برای شما جالب است: روانشناس خوب

خوش بینی

ماریوتا و همکاران (۲۰۰۰) یک مطا لعه پیگیری را در مورد ۸۰۰ بیمار که ۲۰۰ نفر آنان مرده بودند، اجرا کردند. این بیماران چهل سال پیش به درمانگاه مایو مراجعه کرده بودند. آنان به عنوان بخشی از سنجش پذ یرش شان به پرسش هایی پاسخ داده بودند که نشان می داد دید گاهشان خوش بینانه است یا بد بینانه.

چهل سال بعد معلوم شد از ۲۰۰ بیماری که فوت کرده بود ند، خوشبین ها ۱۹ درصد بیشتراز بدبین ها عمر طولانی داشتند. به این ترتیب، بیمارانی که به هنگام مراجعه به درمانگاه گزارش کرده بودند که خوشبین گرا هستند، به نحو قابل ملاحظه ای طولانی تر از افرادی زیستند که اینگونه نبودند. پس حال می توان گفت یک پاسخ دیگر به این سوال مهم چگونه طول عمر زیادی داشته باشیم؟ این است که خوش بینی تاثیر بسزایی دارد.

اوستير و همکاران (۲۰۰۰) در یک مطالعه طولی در مورد بیش از ۲۰۰۰ آمریکایی مکزیکی تبار بالای ۶۵ سال یافتند که پس از دو سال، هيجانهای مثبت در شروع این مطالعه پیش بینی می کرد که چه کسی زنده می شد و چه کسی فوت می کند، و چه کسانی استقلال یا ناتوانی کار کردی بیشتر نشان می دهند. پس از کنترل سن، وضعیت اقتصادی – اجتماعی، مصرف دارو و بیماری، معلوم شد که احتمال ادامه حیات و تداوم ناوابستگی و فعال بودن در مورد شرکت کنندگان شاد  دوبرابر همتاهای ناشاد شان بود.

از مطالب بالا روشن است که شادمانی در افزایش عمر طولانی مؤثر است.