اختلال هراس(panic): همه ی انسان ها در طول زندگی خود وحشت زدگی را تجربه می کنند. بسیارند کسانی که با نزدیک شدن یک ضرب الاجل، سخنرانی در محیط کار یا تحصیل، تدارک مقدمات یک جشن به وحشت می افتند. حتما شاهد آن بوده اید که مردم برای ابراز نگرانی نسبت به مسائل پیش پا افتادهی زندگی بگویند که وحشت کرده اند.

اما افرادی که از اختلال هراس رنج می برند، از پدیده ای کاملا متفاوتی صحبت می کنند. آنها دوره های اضطراب و ترس شدید و ناتوان کننده ای را تجربه می کنند. این حمله ها معمولا ده دقیقه طول می کشند و بسیاری از افرادی که آن را تجربه کرده اند می گویند عذایی سختتراز آن در زندگی وجود ندارد. معمولا وحشت زدگی با اختلالات جسمانی و روانی حادی همراه است که عبارت اند از:

  • تپش شدید قلب
  • تعریق
  • تنگی نفس شدید
  • سرگیجه
  • درد قفسه سینه
  • احساس غیر واقعی بودن حوادث یا بیگانگی با محیط
  •  کرخی یا سوزش عضلات
  • گر گرفتن یا یخ کردن به طور ناگهانی
  • هراس بی دلیل از مرگ در طول حمله
  • تهوع
  • لرزش یا رعشه ی اندام های بدن
  • احساس سراسیمگی شدید یا از کف دادن تعادل روحی و روانی

تشخیص اختلال panic

اکثر متخصصان اتفاق نظر دارند که ابتلای فرد به اختلال هراس تنها در صورتی محتمل است که این حمله ها بیش از یک بار اتفاق بیفتند. افراد مبتلا به این اختلال نگران حمله ی بعدی هستند و از این که دوباره عنان اختیار از کف بدهند یا رفتاری از ایشان سر بزند که بعدا موجب سرافکندگی شان بشود، بیمناک اند. معمولا این قبیل افراد سعی می کنند حال و هوای زندگی خود را تغییر دهند و در قدم نخست، از حضور در بعضی مکان ها و انجام برخی کارها می پرهیزند.

حمله ی وحشت با رویدادهای آغاز می شود که واکنشهای خاصی را در انسان بر می انگیزد که واکنش های اندامی ناخودآگاه یا تغییر طبیعی واکنش های فیزیولوژیکی از آن جمله اند. به بیان دیگر، عوامل محرک محیطی منجر به واکنش های فیزیولوژیکی از قبیل افزایش ترشح آدرنالین در بدن انسان می شوند. تا اینجا همه چیز طبیعی است .

در افراد مبتلا به اختلال هراس، مرحله ی بعدی این فرایند طبیعی دردسرساز می شود یعنی زمانی که فرد بروز علائم جسمانی در بدن خود را اشتباه تعبیر می کند. افراد مبتلا به اختلال هراس به جای  این که این علائم را کاملا طبیعی بدانند فکر می کنند قرار است برایشان اتفاقی ناگوار و خطرناک مانند سکته ی قلبی یا مغزی روی دهد.

تعبیر غلط علایم

این تعبیر غلط منجر به تشدید دلهره و در نتیجه تحریک واکنش های جسمانی شدیدتر در آنان می شود و به عبارت دیگر، یک دور باطل شکل می گیرد. خوشبختانه، بدن انسان قادر است چنین واکنش های جسمانی شدیدی را تا مدتی یعنی تا فروکش کردن واکنش های مزبور تحمل کند.


 یک خبر خوب: اکثر افراد فقط یک بار دچار حمله ی وحشت می شوند و هرگز آنرا برای بار دوم تجربه نمی کنند. بنابراین در صورتی که تا کنون حمله ی وحشت را یک بار تجربه کرده اید، لازم نیست نگران بروز مجدد آن باشید.

یک مورد مبتلا به اختلال هراس

روایت زیر مثال بسیار خوبی از تجربه ی منفرد حمله ی وحشت در زندگی است. مریم پس از عیادت همسایه اش از بیمارستان خارج شد. او هنوز نمی توانست باور کند که همسایه اش در سن ۴۲ سالگی دچار حمله ی قلبی شده باشد. مریم هیچ وقت نگران سلامت خود نبود، اما این اتفاق باعث شد تا به این واقعیت که به تازگی ۴۶ ساله شده است، عمیق تر فکر کند. او تصمیم گرفت ۹ کیلو اضافه وزن خود را کم کند و به ورزش روزانه رو بیاورد. جلسه ی سومی که مریم به باشگاه ورزشی رفته بود، تردمیل را روی درجه ی شش تنظیم کرد. طولی نکشید که تپش قلبش شدید شد و زنگ هشدار دستگاه به صدا در آمد.

مریم درجه ی دستگاه را به سه کاهش داد. او تند و عمیق نفس می کشید، اما باز هم احساس می کرد هوای کافی برای تنفس وجود ندارد. کم کردن درجه ی دستگاه نیز کمکی به او نکرد. مریم تردمیل را متوقف کرد و به رختکن رفت. به شدت عرق کرده بود و حالت تهوع داشت. وارد کابینی خالی شد و نشست؛ با خودش فکر کرد شاید بیش از حد از تردمیل استفاده کرده است. ناگهان علائم شدت گرفتند و نفس اش بند آمد.

می خواست فریاد بزند، اما نمی توانست. مریم مطمئن بود که به زودی بیهوش خواهد شد و امیدوار بود قبل از این که همان جا بمیرد، کسی او را پیدا کند. همان هنگام صدای کسی را شنید و با صدای ضعیفی درخواست کمک کرد. در حالی که آمبولانسی او را به بیمارستان می رساند، دعا می کرد از آن حمله ی قلبی جان سالم به در ببرد.

در بخش فوریتهای پزشکی، علائم مریم فروکش کردند و پزشک برای توضیح نتایج معاینه اش نزد او رفت و به وی گفت که دچار حمله ی وحشت شده بوده است. پزشک می خواست بفهمد چه عاملی باعث بروز آن حمله شده است. مریم در پاسخ به سؤال او توضیح داد که به دلیل نگرانی از اضافه وزن و سلامت عمومی بدن اش، ورزش می کند. او ضمنا به پزشک مزبور توضیح داد که یکی از همسایگان اش هم در همان ایام و علی رغم روی آوردن به ورزش منظم دچار حمله ی قلبی شده بوده است.

پس از این توضیحات، پزشک به مریم اطمینان داد که ریشه ی اصلی بروز علائم وحشتزدگی در او دقیقا همان اتفاقی ست که برای همسایه اش افتاده بوده است. به زعم این پزشک: نگرانی شما نسبت به سلامت جسمانی تان باعث شده بیش از حد نسبت به وضع بدن خود حساس شوید. به دلیل دویدن روی تردمیل ضربان قلب شما به طور طبیعی بالا رفته و نگران تان کرده است. همین اضطراب و نگرانی باعث شده آدرنالین بیشتری در بدن شما ترشح شود که به نوبه ی خود علائم اضطراب و نگرانی را در انسان تشدید می کند. با مشاهده ی علائم نگران کننده ی بیشتر، خود به خود شدت اضطراب و میزان ترشح آدرنالین هم در انسان بالا می رود.

دانستن این جزییات به شما کمک خواهد کرد که بیشتر به خودتان مسلط باشید. امیدوارم از این به بعد نوسانهای عادی در وضع جسمانی شما باعث وحشتتان نشود. قلب شما سالم است و هیچ مشکلی ندارد، می توانید مثل گذشته ورزش کنید ولی بهتر است سرعت حرکات اندامی خود را در هر جلسه ورزش آهسته و به تدریج افزایش دهید. استفاده از برخی روش های ساده ی آرام بخش هم می تواند به بهبود وضعیت شما کمک کند. یکی از همکاران این روش های عملی را به شما یاد می دهد، به چند دلیل به شما اطمینان می دهم که دیگر دچار چنین حمله ای نخواهید شد.

طبق تشخیص پزشک متخصص، مریم به اختلال هراس مبتلا نیست چون جز همان یک بار دیگر دچار حمله ی وحشت نشده و چه بسا تا پایان عمر هم هرگز آن را تجربه نکند. لاجرم اگر توصیه های پزشک را جدی بگیرد، دفعه ی بعد که ضربان قلبش در اثر عوامل طبیعی بالا برود به وحشت نخواهد افتاد و در عین حال این امکان را خواهد داشت که برای تسلط بر اعصاب و حفظ آرامش خود در چنان شرایطی روش هایی را که در بیمارستان به او آموزش داده اند، به کار ببندد.


کمک! دارم می میرم!

| بیشتر علائم حمله ی وحشت از جمله درد قفسه ی سینه، تنگی نفس، تهوع و اضطراب شدید مشابه علائم حمله ی قلبی هستند.

 بنابراین افرادی که دچار حمله وحشت میشوند فکر می کنند در آستانه سکته قلبی اند و سراسیمه به نزدیک ترین مرکز فوریتهای پزشکی مراجعه می کنند. بعد از نتیجه ی منفی آزمایش های متعدد پزشک کارآزموده ای با مقدمه چینی بسیار به آنان می گوید که تمام آن اتفاقات زاییده ی وهم و خیالشان بوده است، اما باور این حقیقت برای مبتلایان به اختلال هراس بسیار دشوار است و نزد خود گمان می کنند که حتما مسئله ای از نظر پزشک دور مانده است.

بنابراین دفعه بعد که این حمله به آنان دست دهد دوباره از بیم سکته ی قلبی به بیمارستان مراجعه می کنند و چه بسا که این اتفاق بارها و بارها تکرار شود. مراجعات مکرر افراد مبتلا به حمله ی وحشت به مراکز درمانی ، هم خود این افراد و هم کارکنان مراکز مذکور را خسته و کلافه می کند.

و به این ترتیب جای تعجب ندارد که مشاوره ی ساده و کوتاه یک دکتر روان شناس در بخش فوریتهای پزشکی تکرار این قبیل مراجعات را به طرز چشمگیری کاهش دهد. این مشاوره می تواند شامل شرح ماهیت اختلال مزبور با آموزش چند روش مهار بحران باشد که افراد مبتلا می توانند در زمان بروز حمله برای آرام ساختن خویشتن به کار بندند.
اگر نگران آن هستید که مبادا به اختلال هراس مبتلا باشید، یادتان باشد که اختلال مزبور درمان پذیر است و برای درمان باید به یک دکتر روانشناس خوب مراجعه شود.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید