چگونه جذاب باشیم؟ تا به حال به این فکر کرده‌اید که چطور می‌توانید جذاب‌تر باشید؟ جذابیت فقط به قیافه و ظاهر مربوط نمی‌شود.

البته، ممکن است ما از لحاظ فیزیکی جذب کسی شویم، اما بیشتر اوقات جذب اعتمادبنفس، شوروعشق، و شخصیت آن فرد می‌شویم. جذاب بودن فقط به ظاهر مربوط نمی‌شود.

جذابیت نه تنها اساس یافتن یک شریک عشقی است، بلکه ما همچنین:

جذب همکاری با یک سری افراد خاص می‌شویم

جذب برخی دوستی‌های خاص می‌شویم

جذب ایده‌های خاصی می‌شویم

جذب کافی شاپ های خاصی می‌شویم بخاطر پرنشاط بودنشان، منویشان یا موقعیتشان.

جذابیت بخش ضروری­ای از تفاهم است که به افراد انگیزه می‌دهد.

اگر می‌خواهید کاری کنید که افراد شما را بخواهند، اگر می‌خواهید جذاب باشید، اگر می‌خواهید آدمها را درک کنید، باید موارد زیر را یاد بگیرید:

قانون جذابیت، چگونه جذاب باشیم؟

می‌خواهم قانون جذابیت را دوباره برایتان تعریف کنم. جذابیت به در دسترس بودن و جذب کردن افراد، ایده‌ها و فرصت‌های مناسب به سمت خودتان مربوط می‌شود.

اولاً، جذابیت چیست؟ جذابیت زمانی اتفاق می­افتد که ما به چیزی یا کسی علاقمندیم، مجذوبش می‌شویم، یا احساس میل و نیاز شدید به جذب شدن به سمت آن فرد یا چیز می‌کنیم.

چگونه جذاب باشیم؟ وقتی احساس می کنیم چیزی یا کسی جذاب است می‌خواهیم بیشتر در موردش بدانیم. می‌خواهیم بیشتر دورو بر آن فرد یا چیز باشیم. جذابیت باعث می‌شود احساس درگیر، متوجه بودن و زنده بودن کنیم.

چگونه جذاب باشیم؟در اینجا بهترین توصیه‌ها را به شما ارائه می‌کنیم:

دست از کسل کننده بودن بردارید

مغز ما مثل یک کودک نوپای واقعاً گرسنه است- به راحتی خسته و بی حوصله می‌شود و نیاز دارد که با چیزهای سرگرم کننده تغذیه شود. اینکه فقط پرشور و گرم باشید کافی نیست.

نویسنده پرفروش روزنامه نیویورک تایمز و زیست شناسی مولکولی رشدی، جان مدینا، کشف کرد که مغز انسان یک دامنه توجه کوتاه دارد. مغز ما جذب افراد و چیزهایی می‌شود که خیره کننده، جالب، و درگیرکننده باشند. خوشبختانه، شما هم شخصی خیره کننده، جالب، و درگیرکننده هستید!

بله، من با هزاران نفر در برنامه‌ها، همایش‌ها، و مهمانی‌های دورهمی برخورد کرده­ام- و هیچوقت به آدم کسل کننده‌ای برنخورده ام.

گاهی اوقات ما دلیل رفتار کسل کننده مان به این خاطر است که می ترسیم عجیب و غریب یا متفاوت به نظر برسیم. برای همین آن نمایشنامه­های اجتماعی از لحاظ ذهنی کرخت کننده و کسل کننده که کارت چیه؟ اهل کجایی؟ را همیشه مدام بازی می­کنیم. ما در مورد اینکه احساس واقعی‌مان چیست با هم حرف نمی‌زنیم، و ویژگی‌های عجیب و غریبمان را پنهان می‌کنیم، و سعی می‌کنیم همرنگ جماعت باشیم. اما می دونید چیه؟ همرنگ جمع بودند آزاردهنده است. ملالت آور و غیرجذاب است.

ترس ما از اینکه همرنگ جماعت نباشیم باعث کسل کننده بودنمان می‌شود

تحقیقات علمی نشان داده‌اند ابزارهایی وجود دارند که ما می‌توانیم برای مبارزه با کسل بودن، افزایش جذابیتمان، و بیادماندنی تر شدن از آنها استفاده کنیم. چطور این کار را انجام می‌دهیم؟ ما چطور جالب بودن را یاد می‌گیریم(چگونه جذاب باشیم؟)

۳۰ ثانیه وقت دارید؛ پس بجنبید!

به نظرات بقیه اهمیت ندهید. آدم‌ها شما را دقیقاً در همان لحظه‌ای که وارد فضایی می‌شوید قضاوت می‌کنند.

اگر از شرّ تعارفات اجتماعی راحت شوید و به علم توجه کنید، باید بدانید که جذابیت در همان سی ثانیه اول اتفاق می افتد. و با اینکه خیلی دوست نداریم این موضوع را بپذیریم اما مغز ما تقریباً بلافاصله تصمیم می‌گیرد که آیا جذب شخص دیگری بشویم یا نه. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که ما ظرف سی ثانیه اولی که با کسی ملاقات می‌کنیم می دانیم آیا می‌خواهیم با آن فرد رابطه داشته باشیم یا نه.

انسان شناس دانشگاه روتجرز هلن فیشر[۱] صدها زوجی که عاشق هم بودند را مورد مطالعه قرار داد و متوجه شد که بدن انسان ظرف یک ثانیه می‌فهمد که آیا کسی از لحاظ فیزیکی برایش جذاب است یا نه. ممکن است ما خودمان متوجه این موضوع نشویم اما مغز در همان چندثانیه اول ملاقات با یک شخص جدید، بطور باورنکردنی‌ای قضاوت‌های درست و ماندگاری در مورد آن فرد می‌کند.

در دنیایی که فقط به قرارهای عاشقانه مربوط نمی شود، بر اساس علم جذابیت، پژوهش‌ها نشان می‌دهند که پیدا کردن احساس و برداشت اولیه برای ما در مورد یک شخص زمانش کمی طولانی‌تر است اما این زمان خیلی زیاد نیست. اصطلاح علمی برای برداشت‌های اولیه تفکیک جزء به جزء (thin-slicing) است، اصطلاحی که اولین بار توسط نالینی امبدی[۱] از دانشگاه توفس[۲] باب شد. امبدی می‌خواست آزمایش کند که برداشت اولیه ما تا چه حد درست است. او از ۱۳ معلم فیلمبرداری کرد، و کلیپ‌های سی ثانیه‌ای را به شرکت کنندگان نشان داد. و از شرکت کنندگان خواست که تاثیرگذاری معلم‌ها را رتبه بندی کنند. بعد امبدی این رتبه بندی‌ها را با ارزیابی‌های پایان‌ترم معلمان از دانش آموزان واقعی‌شان مقایسه کرد.

[۱] Nalini Ambady

[۲] Tufts University

[۱] Helen Fisher

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید